هاشمی پشت سر خامنه ای نماز گزارد . حیف . به نظرم باید جوابگو باشد به ملت که بعد از اینهمه حمایتی که ملت از او کردند، بعد از آن نماز جمعه تاریخی ، بعد از آنکه به مراسم تنفیذ و تحلیف نرفت ، حالا چرا خود را کوچک کرد و پشت این خونخوار نماز خواند . هیچ اجباری نداشت . در این سه ماه کاملا ثابت شده که هاشمی اینقدر قدرتمند است که اگر بخواهد به نماز نرود خامنه ای هیچ غلطی نمیتواند بکند . نماز خواندن ناطق نوری و هاشمی پشت خامنه ای میتواند حکایت از اخبار نگران کننده ای برای جنبش سبز داشته باشد .
نتیجه ای که میتوان گرفت این است که تظاهرات ملیونی مردم در روز قدس خامنه ای را واقعا ترساند . او دیگر نمیتواند تصاویر و ویدئو های گرفته شده را انکار کند و به خود بباوراند که این توده عظیم ملت همه مشتی خائن خودفروخته اند که با تبلیغات قدرتهای خارجی به خیابانها آمده اند . او اکنون مثل شاه پس از تظاهرات تاسوعای 57 برای اولین بار دریافته که تا چه حد منفور است .
از طرف دیگر هاشمی نیز در این روز دریافت که ماجرا از یک دعوای ساده بر سرقدرت فراتر رفته است و این مردم دیگر راضی به باطل شدن انتخابات نیستند بلکه کل نظام را زیر سوال برده اند . هاشمی به هدف خود رسید ه است. اکنون خامنه ای ترسیده و حاضر است تهاجمی را که بر علیه خانواده هاشمی در سالهای اخیر آغاز شده بود متوقف کند به شرط آنکه هاشمی به صف او بپیوندد و در مهار جنبش سبز به او کمک کند . هاشمی نیز از خیزش بیشتر جنبش سبز بهره ای نخواهد بود زیرا به خوبی میداند که هدف نهایی سرنگونی نظام است و او نیز همراه نظام خواهد رفت .
اینک همچون همه انقلابهای تاریخ ، نیروهای راست افراطی به تدریج به نیروهای کمی معتدلتر ولی طرفدار نظام نزدیک میشوند چون هردو از خیزش خواستهای مردم به هراس افتاده اند . شاه پس از تاسوعا و عاشورای 57 به دست و پا افتادو برای اولین بار شروع به درخواست از سران جبهه ملی کرد که او را در تشکیل دولتی جدید یاری دهند تا شاید بتواند انقلاب را مهار کند . اکنون خامنه ای از هاشمی و ناطق نوری و جناح کمی معتدلتر همین خواسته را دارد که او را نجات دهند وگرنه نیروهای رادیکالتری که در راهند همه را خواهند شست و برد .
امیدوار بودیم که هاشمی کمی بیشتر در جناح حق میماند و خود را با نماز پشت خامنه ای در عید فطری که هیچ یک از دیگر علما نیز تایید نکرده بودند کوچک نمیکرد. امیدوار هستیم متوجه اشتباه خود بشود . ولی یک چیز روشن است : هرچه شود سیلی که به راه افتاده با اقتدا یا عدم اقتدای هاشمی به خامنه ای دیگر مهار شدنی نیست .
«پیروزی نزدیک است «
«دوراندیش»
برچسبها: green, iran, tehran, موسوی, نماز, هاشمی, کودتا, کروبی, انقلاب, ایران, احمدی نژاد, اسلام, تهران, تظاهرات, جمهوری اسلامی, جنبش, خامنه ای, رفسنجانی, روز قدس, روزقدس, راهپیمایی, سبز, عید فطر
سپتامبر 20, 2009 در 14:54 |
به نظر من نظام به این نتیجه رسیده که باید احمدی نژاد را قربانی کند و در روزهای آینده باید منتظر چنین سناریویی باشیم و علت حمایت هاشمی هم همین است.باید منتظر زمان ماند
سپتامبر 20, 2009 در 15:03 |
That’s a good observation but I don’t agree completely. I think Hashemi is smarter to think that things could go back to normal the way it was a few months ago. I think he knows that it’s going to change one way or another. I think both him and Hasan Khomeini are trying not to burn every bridge and leave the door open to bring Khamenei down from his position and let the country change without a revolution. I personally hope that things change without a revolution so we don’t have to deal with this scenario 30 years from now again. To go back to your own example that Shah asked Jebhe Melli and Bakhtiar to help him, remember if that had happen and people had let him run the country and change things slowly, Khomeini wouldn’t have gotten the power and today Iran would be in a better place.
I personally hope they come to their senses and let Iran change slowly without a bloody revolution.
Regards.
Mehdi
سپتامبر 20, 2009 در 15:37 |
انكه اينبار بايد ظرف واجبي را سر كشيده و فداي بقاي نظام گردد خود خامنه اي كثيف مي باشد نه احمدي ملعون. بايد به سران حكومت حذف خامنه اي و مجازاتش را ديكته كرد. انها ترسو تر از ان هستند كه جرات مقاومت در برابر سيل بنياد كن ملت دلاور ايران را داشته باشند. بخدا انچه در روز ايران در چشم ماموران حكومتي ديدم فقط و فقط ترس بود و اين نشانه بارزي از اثر گذاري جنبش عدالتخواهانه سبز دارد. از نماز خواندن هاشمي پشت سر ان مردك رياكار نهراسيد ، امروز نه تنها هاشمي بلكه خود خامنه اي در موقعيتي نيستند كه براي مردم تصميمات پشت پرده بگيرند و خود بهتر از هر كس متوجه اند كه موظف به عرض ارادت به ملت و تمكين از انها مي باشند و ميدانند كه در غير اينصورت خواهند رفت انهم چه رفتني!؟ امروز نه تنها هاشمي بلكه موسوي هم توان اظهار رهبري اين ملت را ندارد و انها در حقيقت پشت سر ارباب واقعي قدرت يعني مردم قرار دارند، پس چه باك كه انها در تخيلات و اوهام خود جلوداري تصميمات را به عهده گيرند چون تصميمات واقعي در سطح خيابانهاي تهران انهم بدست ملت ايران گرفته خواهد شد همانطور كه لقب سي ساله يك روز را ملت به خواست خود عوض نمود و افسانه قدسي حكومت را به فراموشي سپرد.اينجا ايران است كه ملتي بالغ بر حوزه تصميمات ملي سايه افكنده و جنبنده اي جرات بدون حضور ملت تصميم گرفتن را نيست/ مرگ بر خامنه اي وتمامي دشمنان ملت ايران.
سپتامبر 20, 2009 در 15:41 |
رفسنجانی بیشتر از خامنهای به فکر نجات دادن نظام است. حذف احمدینژاد در این شرایط هزینهی سنگینی برای خامنهای و جمهوری اسلامی دارد. به هر حال نه را پیش دارند نه راه پس.
وبلاگ خوبی دارید در وبلاگم به آن لینک دادم.
سپتامبر 20, 2009 در 15:42 |
هرکس به ما ملت پیوست خودشو بزرگ کرد هرکس هم وارد معامله با نامردا شد خودش خودشو نابود کرد ما ملت پشتیبانمون خداست آیا خدا از همه بهتر نیست؟
سپتامبر 20, 2009 در 15:47 |
آفت جنبش سبز دل بستن به افرادی چون هاشمی رفسنجانی است. کسی که به خوبی می داند اگر روزی رهبری بر مسند قدرت نباشد جایگاهی برای خود او نخواهد بود. موجودیت هاشمی به موجودیت نظام گره خورده است. دوستان تا این حد سعی نکنند حرکات محافظه کارانه وی را به زیرکی و نقشه های پیچیده و … نسبت دهند. البته این مقاله نیز به خوبی به این موضوع اشاره دارد.
سپتامبر 20, 2009 در 15:52 |
kheyli mamnoon az tahlile kameletoon
سپتامبر 20, 2009 در 16:00 |
عقیده من هم همین است خامنه ای لعنتی اگه به خودش علاقه داره باید این میمونو بندازه کنار
سپتامبر 20, 2009 در 16:18 |
bayad baa hashemi mesle khodesh raftaar kard ke hesaab e kar dastesh biad. mooziaane bayad behesh fahmoond ke «khar khodeti» va jonbesh kheili baahoosh tar az in harfaast ke montazer va matale in adam bemoone. karnaameye nangeen e in fard too 30 saal e gozashte hanooz joloye cheshm haaye mardome, va mire ke dar ke naare khameneie be manfoor e shomare 2 tabdeel she.
سپتامبر 20, 2009 در 16:21 |
برای هر ایرانی که می خواهد بداند چرا ما به این روز افتادیم
حتما این کتاب را دانلود کرده و بخوانید
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=825
سپتامبر 20, 2009 در 16:26 |
Hashemi ba inkare khod . neshan dad cheghadr bi shakhsiat . zalil .va bivafast…omid bastan be vey . mesle .omid bastan be shaghal . dar moghabele sag ast….
سپتامبر 20, 2009 در 16:27 |
باور کنید تمام بدبختبهای مردم از این نامرد رفسنجانی است.
سپتامبر 20, 2009 در 16:27 |
برای یک تحلیل دیگر از جنبش سبز و خطرات مقابل آن میتوانید به نامه اینجانب به آقای موسوی در سایت بالا مراجعه کنید. نامه بالا چند روز قبل از روز قدس نوشته شده است. تمامی نظرات موافق و مخالف در نظر گرفته شده و مورد استفاده قرار خواهند گرفت.
سپتامبر 20, 2009 در 16:28 |
osoolan rafsanjani yani hamin
سپتامبر 20, 2009 در 16:32 |
salam bar dustan,
kesi az Hashemi bish az inham entezar nadasht, malume ke ou negarane servate khodeshe wa ba muzigari ta kunun raveshe hamishegi khodash ra dar pish gerefte.dar majmu az tahlile shoma khosham amad wa movafeghe an hastam. inke beghole an dusti ke neweshte inha tarsideand ra ham ghabul daram chon agar Video davate honarmandan be neshasti ba Khamenei dide bashid basijiha ta mibinanad ke durbin rushun rafte fori khodeshan ra ghaem mikonanad. magar in moje khurushan ra mishe ketman kard? anha ham doroste ke khunkharand wali ahmagh nistand, hameshan midanand ke ba raftane Khamenei dige in melat anha ra nemkhahand, maghale waghihane Tavakoli be Musavi wa Khatami ra bekhanid. wali Melat najibe man kesi mesle Karrobi, ya Musavi ke ta kunun shojaane az anha hemayat kardeand ra mitawanand az amsale Hashemi takhshis dadahnd. man ke be shakhse az gonahane anha khaham gozasht bekhatere khedamte sadeghanei ke az mardome khod mikonand, ki hast ke gonahi nakrde?
dustetan daram azizan
سپتامبر 20, 2009 در 16:42 |
Hashemi is a shrewd politician, i.e., a complete bastard. He is and has always been protecting himself and he will go wherever the wind blows. He is not and has never been a saint. Let’s not forget how many people got killed during his reign. The Islamic Republic is on downward spiral and the clerics know this better than anyone else. With the exception of Montazari, Shariati and Taleghani, all worked with the Islamic Republic and that Butcher Khomaini. So, there is no love lost between most of the people and the clerics. Let the Green Movement Filter out its rubbish now, otherwise these power mongers, as usual, would want to be part of the ruling elite. The sooner people are rid of them, the better off they are.
سپتامبر 20, 2009 در 16:45 |
jonbeshe sabz hich niazi be rafsanjani nadarad. ya hoo
سپتامبر 20, 2009 در 16:45 |
میبخشید. از آدرس سایت یک کلمه افتاده بود. آدرس دقیق اینست: zarreh.wordpress.com
متن قبلی: برای یک تحلیل دیگر از جنبش سبز و خطرات مقابل آن میتوانید به نامه اینجانب به آقای موسوی در سایت بالا مراجعه کنید. نامه بالا چند روز قبل از روز قدس نوشته شده است. تمامی نظرات موافق و مخالف در نظر گرفته شده و مورد استفاده قرار خواهند گرفت
سپتامبر 20, 2009 در 17:07 |
salam
damet garm vaghean
in az mahdod tahlilhaee bood ke to in modat az khondanesh hal kardam
vaghean vaghebinane bood
movafagh bashi
Ali
az alman
سپتامبر 20, 2009 در 17:24 |
با درود بر شما
اول اینکه تفاوت درخواست کمک شاه و جبهه ملی با درخواست کمک خامنه ای و هاشمی تفاوت دارد، چراکه پس از انقلاب جبهه ملی در نوع خود جایی داشت، اما اینبار جناب آقای هاشمی پس از سر نگونی جایی ندارند و البته بنده به شخصه بسیار خرسند شدم که آقای هاشمی تکلیف را روشن کرد و به اصطلاح بنده را بازی نداد و دیگر نقشی بازی نکرد( البته واقفم که از این اوضاع راضی نیست). اما او کسی بود که بسیای از مسایل را امروز ایران و رهبری آقای خامنه ای را باعث شد، اما از گذشته که بگذریم من حس کردم در چند ماه اخیر آقای هاشمی صورتش را به مردم کرده و پشتش را به نظام، در حالیکه امروز دیدیم خیر، آقایان برای حفظ منافع با یکدیگر متفق القول شده اند که در این میان حسن خمینی نیز مستثنا نیست.
پس بازگشت ایشان نیز دیگر جایی ندارد.
شاخه هایمان به آفتاب
و ریشه هایمان به آب
خواهد رسید
سبز خواهیم شد!
سپتامبر 20, 2009 در 17:43 |
به نظر من تحلیل درست و هشدار به جائی هست و باید همواره مواظب حرکات و موضع گیری های این خبیث بود و از این افعی هرگز نباید غافل بود .او عامل 90 درصد جنایات این 30 سال اخیر اسن . مرسی از تحلیل درستتون.
سپتامبر 20, 2009 در 18:01 |
hashemi ghablan dar namaze jome va hemayat az karobi khodesho neshon dad inghadr ham bad nist bemoghash hastesh ba sabzha
سپتامبر 21, 2009 در 03:59 |
خوش خیالی بابا !
سپتامبر 20, 2009 در 18:23 |
دوستان سلام
من فکر میکنم که دشمنی این دو نفر یعنی رفسن-جانی و خام-نهی از حدی گذشته که راه بازگشتی باقی مانده باشد. تاکتیک کنونی رفسنجانی چند روز مانده به اجلاس سالانه خبرگان اینه که در ظاهر هیچ دشمنی با رهبری نداره. فقط موقتاٌ و برای حفظ نظام پیشنهاد تشکیل شورای رهبری را دارد و اینگونه است که بار دیگر روباه پیر قالب پنیر را صاحب میشود. راستی آیا سهم من و شما از این قالب پنیر اینبار منظور میشود ؟ قضاوت با شماست !
سپتامبر 20, 2009 در 18:46 |
دقیقا با این تحلیلی که از حضور هاشمی و سید حسن خمینی خوندم موافقم.
اگرچه در خبرها گفته شده هاشمی و خمینی بعد از نماز فورا صحنه رو ترک کردند و به دیدار خ.ر نرفتند.
دعا برای اسیران در بند.
حجاریان ، ابطحی، عطریان فر و ….
زنده باد حرکت آرام مردمی و اعتراضات مدنی
سپتامبر 20, 2009 در 20:06 |
جالب بود. من امیدوارم که الان اینجوری نشده باشه که هاشمی ترسیده باشه. البته قطعا این رو قبول دارم که خامنه ای مثل … ترسیده. ولی به هرحال باید گفت که کاری کرد که هاشمی نترسه. باید همه رو آورد این ور
سپتامبر 20, 2009 در 21:25 |
daghighan dorost migooid, man 2 mahe pish be doostgam hamin ra goftam, oon migoft rafsanjani felan mikoneh bahman mikonhem, man dar javabash hamin farmayeshate shomar behesh goftam.
سپتامبر 20, 2009 در 21:26 |
daghighan dorost migooid, man 2 mahe pish be doostgam hamin ra goftam, oon migoft rafsanjani felan mikoneh bahman mikonhem, man dar javabash hamin farmayeshate shomar behesh goftam.
سپتامبر 20, 2009 در 22:33 |
روز قدس گذشت. نباید همۀ امید را به یک روز بست. این روز باید آغازپایان کار رژیم کودتا باشد. راه پیمایی تنها شکل حرکت اعتراضی نیست.
خانواده های دستگیرشدگان وزندانیان سیاسی بایدجلوی خانۀ مراجع به طورنوبتی تحصّن کرده وبگویند، آیااین بودجمهوری عدل اسلامی که 30 سال پیش به ماوعده داده بودید. اگر درجامعه ای روحانیون وریش سپیدانش
این گونه به مردم نارو بزنند، به که بایدتوسّل جست؟
مراجع باید برای جبران خطا های خود، کفن بپوشند، به خیابان ها آمده و مردم ستمدیده رابرای بدست آوردن حقوق انسانی اشان همراهی و رهبری کنند..
همچنین می توان درمساجد، سرچهارراه ها، روی پل ها، جلوکارخانه ها، رادیووتلویزیون ، مراکزبسیج وسپاه… تحصّن اختیارکرد.
شکست یعنی یاس، زوال خانوادگی، زوال اجتماعی وگسیختگی کشور، همان چیزی که استعمارواستثماردرپی آن است. زمانی شارون نخست وزیراسراییل گفت: ایران زیادی بزرگ است- برای این که بتوانند آن راببلعند بایدتکه تکه اش کنند.
طرح ایجادخاورمیانۀ جدید مشغول عمل است. طبق این طرح اسراییل باید به عنوان ژاندارم منطقه مسّلح به دندان هسته ای، بزرگ ترین و مقتدرترین کشور منطقه باشد. بقیّۀ کشور هابه قطعاتی متخاصم ، تبدیل شده ودرحالی که در حال جنگ دایمی هستند ذخایرشان به هیچ ربوده خواهدشد. به یوگسلاوی سابق نگاه کنید، به اطرافتان به کشور های همسایه نگاه کنید، کتاب برژینسکی را بنام»یوریژیا» بخوانید واین بار حواستان جمع باشد که کلاه بزرگی به سرتان نرود.
آن چه مهّم است این رژیم ساده لوح پرور وعوامفریب حجتیّه که استاد نعل وارونه زدن است بایداز بین برود. حجتیه ساختۀ دست صهیونیست ها وامپریالیست هاست. یادتان نرود که کشور بسیار ثروتمندی دارید که چشم طمع همۀ استعمارگران واستثمارگران در پی آنست. آگرتفسیرهاوخبرهای امروزرادررسانه های امپریالیستی-صهیونیستی پیگیری کنید خواهیددیدکه چگونه کفه ترازوی آن ها به نفع رژیم کودتاسنگینی می کند. صد سال است که نتوانسته ایم راه خود رابیابیم. تاریخ را بخوانیم واز آن درس بگیریم. خوشبختانه هم اکنون جنبش سبزرهبری هوشمندی دارد. شعارهای هوشمندانۀ آن را به کار بریم. این بارپیروزی از آن مردم ایران خواهدبود.
28 شهریور، 1388
ح- رادفرنیا
سپتامبر 20, 2009 در 22:43 |
[...] رمز گشایی دلیل حضور هاشمی رفسنجانی در نماز عید فطر خامن… irangreenrevolution.wordpress.com/2009/09/20/why-hashemi-prayed-behind-khamenei – view page – cached هاشمی پشت سر خامنه ای نماز گزارد . حیف . به نظرم باید جوابگو باشد به ملت که بعد از اینهمه حمایتی که ملت از او کردند، بعد از آن نماز جمعه تاریخی ، بعد از آنکه به مراسم تنفیذ و تحلیف نرفت ، حالا چرا خود را کوچک کرد و پشت این خونخوار نماز خواند . هیچ اجباری نداشت . در این سه ماه کاملا ثابت شده که هاشمی اینقدر قدرتمند است که اگر بخواهد به نماز نرود خامنه ای هیچ غلطی نمیتواند بکند . نماز خواندن ناطق نوری و هاشمی پشت خامنه ای میتواند حکایت از اخبار نگران کننده ای برای جنبش سبز داشته باشد . — From the page [...]
سپتامبر 21, 2009 در 01:32 |
اشتباه نکنید. ما نباید فردی مثل هاشمی را از دست بد هیم. سعی کنید هوشیارتر باشید. حتما مسائل دیگری هم هست که ما از آنها بیخبریم. من فکر می کنم هاشمی با جنبش سبز است. نباید نیروهای خود را از دست بدهیم. ما برای پیروزی به همه نیاز داریم. باید متحد بمانیم.
سبز باشید.
تا پیروزی
سپتامبر 21, 2009 در 04:03 |
شما صد در صد اشتباه میکنی .
رفسنجانی «مصلحت سنج کودتا» است نه موافق مردمسالاری یا مخالف کودتا .
سپتامبر 21, 2009 در 04:55 |
با سلام و یک پیشنهاد خدمت تمام عزیزان
…..یک سال پیش , هیچ کس فکر نمی کرد روزی در ایران جمعیتی( که حتی بعضی مواقع حداقل به یک میلیون نفر هم می رسید) در داخل خیابان و کنار گوش رژیمی که هر صدای مخالفی را از ریشه نابود می کرد بر علیه اون دست به راهپیمایی بزنند و در جلوی صدها دوربین صحنه به قتل رسوندن مردمش توسط رژیم با سلاح جنگی ثبت بشود ..پس شاید تا نفسهای آخر رژیم فاصله ای نمانده باشد آینده رو ما می سازیم .
اما پیشنهاد من :
اگر در انقلاب گذشته محل هماهنگی ها مساجد و حسینیه ها بود اما این بار همان طور که به همه ثابت شده است قلب تپنده آن در بین دانشجوها و در دانشگاه است .
پیشنهاد من این است که در کلیه دانشگاههای داخل وخارج کشور در طی یک روز خاص (20 مهر ماه ) تجمع سراسری برگزار شود :
1 -اطلاع رسانی همان طور که تا کنون هم جواب داده از طرق اینترنت و سپس به صورت نفر به نفر و (به طور مخفی چسباندن اعلامیه در دانشگاهها .
2-تمکز اعتراض تنها برروی قضیه تجاوزها و شکنجه های صورت گرفته در کهریزک و کشته شدن مردم در خیابانها با سلاحهای جنگی توسط بسیجیان و دادگاههای فرمایشی با اعترافهای دروغین باشد.
3-نباید بر روی موضوعاتی مانند نفی خامنه ای و احمدی نژاد یا نفی رژیم تمرکز داشته باشیم.
4-بستر رفتاری بر مبنای ارزشهایی مانند آریایی و ایرانی بودن که بر مینای شخصیت و آرامش و متانت باشد و در عین حال می بایست طوری برداشت شود که بسیجیان افرادی مزدور و عقب مانده هستند
امیدوارم پیشنهاد من مورد توجه قرار گیرد.
سپتامبر 21, 2009 در 06:07 |
مي داني ميليون چند تا صفر داره که تظاهرات جنبش سبز که بعيد مي دونم بيش از 20 هزار نفر بودند را ميگي ميليوني؟
سپتامبر 21, 2009 در 11:15 |
شما اگه 5/2 میلیون روز 25 خردادو ندیدی، عزیزم به ارواح عمه ات خندیدی
سپتامبر 21, 2009 در 09:47 |
به نظر من تشكيلات جنبش سبز و مردم ايران بايستي استراتژي مبارزه خود را از ابتدا (هنوز هم دير نيست ) فارغ از حضور يا عدم حضور هاشمي تعيين كنند گرچه حضور مثبت او مي تواند نقش تقويتي داشته باشد ولي عدم حضور او نبايد نقطه ضعف براي جنبش باشد چرا كه با ايمان به پيروزي در صورت عدم همراهي با مردم بازنده اوست گرچه چند صباحي ديرتر .
براي خود بت نسازيم تا مجبور به شكستنش شويم . هدف مهم است . حتي اگر كروبي و موسوي نيز از خواسته هاي مردم عدول كردند بايد كنار گذاشته شوند بدون آنكه در عزممان خللي ايجاد شود .
زنده باد ايران
سپتامبر 21, 2009 در 13:46 |
kiyanushe aziz,
shoma midanid ke 24 Milion chanta sefr dare? hata az shoma bozorgtarash niz nemidand wagarna nemigoft ke Ahamadi inghadar ray awarde. shoma motmaen bashid tars az 200 hezar nafar nist ke rejim inghadar be dast o pa oftade wa inghadar wahshat dare wa mitarse ke refrandom kone dar an surat shoma ham mifahmidid ke Milion chanta sefr dare
سپتامبر 21, 2009 در 14:19 |
به امبد به دار آویخته شدن خامنه ایی بر فراز برج آزادی
دست از دعا ونفرین برندارید که خدا صدای مظلومان را خواهد شنید
سپتامبر 21, 2009 در 15:05 |
هیچ وقت فکر نمیکردم که هاشمی با مردم باشه!یادمون نرفته که چقدر منفور بود!مطمئن باشید همه این کارا زیر سر اون بود!اون میخواست با این کار به همه قدرتشو نشون بده و هم خودش دیگه بد من همیشگی نباشه!جنبش سبز هم با این کارا پشتش خالی نمیشه مگه اون دفعه که هاشمی نماز جمعه را نخوند چی شد؟همیشه پیروز ملت خواهند بود!حالا باید مردم مواظب باشند که امسال حداد عادل خودشون را به مردم نچسبونن!
سپتامبر 22, 2009 در 20:49 |
[...] [...]