یادی از اولین تظاهرات سال 56و مقایسه ای با این دوران

یاد سال 57  بخیر .  آنوقتها ما منتظر ایام و اعیاد و عزاهای دولتی نمیشدیم تا تظاهرات کنیم . هم مردم و هم رهبران میدانستند که حسباشان از دولت جداست و به درک که دولت نمیخواهد آنها تظاهرات کنند . مثل همه جای دنیا ، رهبران و شبکه ها اعلام میکردند فلان روز تظاهرت کنید، کاری هم به زیج و اسطرلاب نداشتند که حتما آن روز باید 13 آبان یا شانزده آذر یا 22 بهمن باشد . دولت هم تهدید میکرد و شاخ و شانه میکشید ولی تظاهرا ت هم انجام میشد . راستش به نظر من خیلی هم موثرتر از تظاهراتی بود که اینروزها از ترس سرکوب سعی میشود در امتداد روزهای خاص تظاهرات دولتی انجام شود . وابسته به آن روزها نبودیم و هر موقع میخواستیم تظاهرات  میکردیم و آزادی داشتیم که در مقابل اقدامات سرکوبی دولت بلافاصله با تظاهرات عکس العمل نشان دهیم . ولی خوب دلیلش آن بود که آن موقع رهران جنبش از خود دولت نبودند بلکه به کلی خارج از کل نظام جای داشتند و سعی نمیکردند چانه بزنند و یا نظام را هر طور شده حفظ کنند و فقط تغییراتی در آن بدهند.

هر گز یادم نمیرود اولین تظاهرات مستقل ضد دولتی را که شاهدش بودم . من بعد از 32 متولد شده بودم و تظاهرات سال 42 تنها تظاهراتی بود که دیده بودم ولی آن موقع خیلی بچه بودم و فقط خاطرات مبهمی از آن سال داشتم . یادم می آید از بالای پشت بام تظاهرات را تماشا میکردم ،صف مردم سیاهپوشی را میدیدم  که در خیابان میرفتند و شعار میدادند » ما شاه نمیخواهیم » و از تانکهایی که برای چند شب در خیابانها راه میرفتند و صدای زنجیرشان بر آسفالت خیابان در شبها چقدر بلند بود و اثر زنجیرشان برای سالها بر کف بعضی خیابانها برجای مانده بود تا خرداد 42 را از یاد نبریم  و از سربازان حکومت نظامی که در شب در کوچه ها قدم میزدند و دیدن تفنگهایشان برای ما بچه ها جالب بود .

اما سال 56 دانشجو ی دانشگاه تهران بودم و دوست نزدیکم به من از چند روز پیش خبر داده بود که امروز برای اولین بار دانشجویان از مقابل دانشکده فنی تظاهرات کرده و به خیابان شاهرضا خواهند رفت . فضای سیاسی تازه باز شده بود . مبارزات دانشجویی تا آن زمان مختص به داخل دانشگاهها و همچنین گروههای چریکی بود و کسی به تظاهرات در خیابانها فکر نمیکرد. این اولین باری بود که چنین اتفاقی می افتاد . ترسان و لرزان آمدیم مقابل گوشه جنوب غربی دانشگاه و بچه ها با چند پلاکارد از خیابان 16 آذر فعلی پایین آمدند . هرگز یادم نمیرود و مثل اینکه همین دیروز اتفاق افتاده هنوز بچه ها را به وضوح میبینم با پلاکاردهایشان و مشتهایشان و شعارهایشان . با اینکه تظاهرات  خیلی کوچکی بود و بعدها به فاصله ای نه چندان دور تظاهرات ملیونی را در خیابانها شاهد بودم که در تاریخ جهان بیسابقه بود ولی چون اولین تظاهرات خیابانی بود که به چشم میدیدم به نظرم خیلی عظیم آمد با اینکه شاید تعداد بچه ها به زور به صد نفر میرسید. همینجا از دوستانی که در آن تظاهرات شرکت داشتند و شاید این مقال را میخوانند خواهش میکنم خاطرات خود را برای اطلاع دیگر دوستان ذکر کنند . به هر حال ، بلافاصله گارد دانشگاه و پلیس ضد شورش پیدایش شد . ما اینها را همیشه توی دانشگاه میدیدیم و این اولین باری بود که من اینها را توی خیابان میدیدم . تظاهرات به زودی پراکنده شد و گارد هم به مردم و به خصوص به جوانان حمله میکرد . من فرار کردم رفتم توی کفاشی وین نزدیک و روبروی سینما کاپری . کارکنان کفاشی خیلی همراهی کردند و گفتند بمان تا گاردیها بروند و وقتی رفتند من هم رفتم بیرون . ولی چیزی که از آن تظاهرات اول وتظاهرات بعدی آن سالهای پر شور به خاطرم مانده استقلال ما از آنها بود . ما منتظر روزهای مراسم دولتی نمیماندیم تا تظاهرات خود را انجام  دهیم. ما کار خود را میکردیم و به دولت کاری نداشتیم و این به ما استقلال عمل بیشتری میداد که با تظاهرات دائمی آتش جنبش را زنده نگاه داریم و تا حدی هم تظاهرات را غافلگیرانه میکرد نه مثل حالا که از 6 ماه پیش همه دستگاههای سرکوب دولت میدانند ما قرار است روز 22 بهمن تظاهرات کنیم . آنها هم خشن بودند ، آنها هم میزدند ، آنها هم به مردم شلیک میکردند و میکشتند ولی ما از ترس آنها تظاهرات خود را محدود به مثلا ششم بهمن و  غیره نکرده بودیم .

ولی خوب همان طور که گفتم آن موقع رهبران جنبش از چپ تا خمینی همه در یک چیز مشترک بودند . هیچیک از آنان از درون دولت و متعلق به دولت و از مقامات سابق نبود .  همه مخالف رسمی دولت و از خارج از حیطه  دولت برخاسته بودند . رهبران فعلی جنبش ما تا همین چند سال پیش همه از رهبران همین دولت بودند و دچار محظور حفظ نظام هستند یعنی نمیخواهند این نظام سرنگون شود . آنها هنوز میخواهند در درون چهارچوب جمهوری اسلامی فعالیت کنند و این یعنی حتی در مورد تعیین تاریخ تظاهرات نیز دچارمحظوراتی هستند . حیف . کاش میشد مثل آن روزها جنبش سبز به کلی خود را از محظور روزهای دولت تعیین کرده در آورد ، بالغ شود و مستقل و آزاد تظاهرات خود را هر جا که میخواهد و هر هنگام که میخواهد برگزار کند .

«دوراندیش»

Advertisements

برچسب‌ها: , , ,

2 پاسخ to “یادی از اولین تظاهرات سال 56و مقایسه ای با این دوران”

  1. نادر Says:

    من هم مخالف هستم قبلا مردم در یک روز بنا بر توافق جمع می شدند و بعدا بخاطر اهمیت این حرکت می شد 17 شهریور یا 22 بهمن اما الان مردم 2 ماه باید صبر کنند سرکوبگران هم حسابی وقت برای یرنامه ریزی و پاتک زدن داشته باشند تا عاشورا یا اربعین یا 22 بهمن برسد. تظاهرات باید ضربتی و برق آسا و بدون فرصت دادن به بسیجی ها باشه، الان اونها راحت دارند تجدید قوا می کنند و برنامه های بچه ها رو از اینترنت کنترل می کنند.

  2. هدايتي Says:

    عزيز! اين اعتراضات حدود هفت ماهه ادامه داره و اگه قرار باشه مردم هر روز به خيابونا بيان که زود خسته و فرسوده ميشدن.
    يادت رفته روزاي اول هر روز تظاهرات بود؟ با وجود اين طولاني شدن تظاهرات باعث ريزش بسياري از نيروهاي سرکوبگر ميشه.
    ضمناً وجود رهبري مخالفان از درون حکومت اين حسن را داره که اين بار برخلاف انقلاب 57، پس از پيروزي جنبش امکان مصادره آن توسط گروههاي تازه نفسي که از گرد راه مي رسند، وجود نداره.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: