دوستان و همرزمان سبز ، مراقب باشیم پس از پیروزی جنبش سبز ایران یوگسلاوی نشود

بزرگترین دست اندازی که در راه حصول به دموکراسی در ایران قرار دارد مسئله ملیتهاست . من از مدتها پیش بر این مسئله تاکید داشته ام و هنوز هم این موضوع را بسیار مهم و قابل توجه میدانم . این مطلبی است که باید سبزها بسیار روی آن کار کنند و آماده حل به موقع آن پس از پیروزی جنبش سبز باشند .

در لحظه فعلی همه با هم بر علیه یک دشمن واحد که دیکتاتوری خونریز و توتالیتر علی خامنه ای است متحدیم . ملیتهای مختلف ایران نیز همه با هم در این هدف شریکند زیرا بدون سرنگونی این دیکتاتور راه وصول آنان به آزادی نیز سد شده است . اما پس از سرنگونی این دشمن مشترک که سرانجام فرا خواهد رسید ، صفها جدا خواهد شد .

ما ایرانیان نباید فراموش کنیم که مملکت ما همیشه یک امپراتوری متشکل از ملتهای مختلف تحت یک رهبری متحد بوده است . بسیار قدیمتر امپراتوری هخامنشی و ساسانی را داشتیم و در دوران موخر نیز آن را ممالک محروسه ایران میخواندیم . ما مجموعه ای هستیم از ملتهای مختلف که همیشه تحت لوای یک رهبری متحد در کنار هم زیسته ایم . زمانی فارسها حاکم بودند و زمانی اشکانیان و زمانی ترکها یا مغولها یا قاجار و غیره .زمانی متحد بودیم و هرگاه دولت مرکزی ضعیف میشد به صورت حکومت ملوک الطوایفی و خانخانی در می آمدیم و هر قومی د رمحدوده خود تا حدی استقلال را تجربه میکرد .

فرقی که اکنون با زمانهای گذشته دارد این است که برای اولین بار مردم ایران شهری و باسواد شده اند . دیگر آن ملت اکثرا بیسواد و روستایی 2500 سال اخیر نیستیم . با سواد شدن و شهری شدن باعث میشود مردم به حقوق خود آشنا شوند . این بسیار نیکوست زیرا درخواست دموکراسی در لحظه حاضر نیز به همین سبب است . اما در کنار آن درخواست آزادیهای بیشتر قومی مانند آزادی به تکلم به زبان مادری و داشتن رادیو و تلوزیون قومی و خودمختاری نیز خود می نماید و نباید این حقیقت را از نظر دور داشت و کتمان کرد .

حقیقت فعلی آن است که پس از یک دوره حکومت هزارساله تر ک زبانان بر ملیتهای ایرانی ، برای مدت کوتاهی در هفتاد سال اخیر فارس زبانها بر امپراتوری ایران حاکم شده اند و این باعث شده که ملیتهای دیگر آزادیهای قومی خود را تحت حکومتهای دیکتاتوری هفتاد سال اخیر از دست دهند و اکنون خواهان احیای حقوق از دست رفته خویش هستند .

مسئله قومی را من بزرگترین دست انداز پس از سرنگونی دیکتاتوری خامنه ای میدانم . اگر از آن دست انداز به سلامت بگذریم و بتوانیم حقوق اقلیتهای قومی را در داخل یک ایران متحد و یکپارچه به رسمیت بشناسیم ، به دموکراسی واقعی خواهیم رسید ، وگرنه سرنوشت خونینی مانند فروپاشی یوگسلاوی پس از سرنگونی دیکتاتوری کمونیستی در انتظارمان خواهد بود . اگر حکومت مرکزیی که پس از دولت جمهوری اسلامی روی کار می آید بخواهد با نیروی نظامی و استفاده از زور ملیتهای دیگر ایران را سرکوب کند حاصل آن یک جنگ خونین گسترده در نقاط مختلف ایران خواهد بود که دموکراسی نوپای ایران را نیز به قربانگاه خواهد کشید .

راه دیگر برخورد با خواسته های قومی این است که حکومت مرکزی جدید ایران در محدوده یک ایران دموکرات و آزاد و از راه حاکمیت صندوق رای خواسته های این اقوام را بپذیرد و به آن تسلیم شود . البته قبول واقعیتی که از درون صندوق رای بیرون می آید شاید بسیار دشوار باشد ولی به نظر من هرچه آن واقعیت تلخ باشد قبول آن بهتر از انتخاب راه حل سرکوب خونین قومیتها خواهد بود .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

 

Advertisements

برچسب‌ها: , , , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: