بیائید واقع ‌بین باشیم و دست به کاری محال بزنیم! (چه‌گوارا)

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست):

تاریخ را عاقلان محال‌اندیش نساخته‌اند، هر چه داریم از صدقۀ‌ سر عاشقان بی‌پرواست. سال پیش همین وقت‌ها اگر می‌گفتیم چند روز دیگر زیر سرنیزه کودتا میلیون‌ها زن و مرد و پیر و جوان به خیابان می‌آیند و «رأی خود» را طلب می‌کنند چه کسی باور می‌کرد؟ می‌گفتند: «مردم ایران دیگر حال و حوصله‌ انقلاب ندارند٬ حاضر نیستند هزینه بدهند٬ فقط پای صندوق می‌روند و کاغذی داخل صندوق می‌اندازند و هیزم تنور انتخاباتشان می‌شوند بعد آنها هر کس را که بخواهند از صندوق بیرون می‌آورند!» در مورد دختران و پسران و دانشجویان که صحبت می‌شد می‌گفتند:«ای بابا! نسلی که انقلاب کرد نسل دست‌پرورده‌ رژیم شاه بود، الان جوانان خوب‌هایشان دنبال پول ‌درآوردن و دکتر مهندس شدن هستند و بدهایشان معتادند و حال اعتراض ندارند!» کسانی که حتی بقال سرکوچه‌ ‌شان را هم نمی‌شناسند و نامش را نمی دانند ناگهان مردم‌شناس می‌شدند و قیافه‌ فیلسوفانه به خود می‌گرفتند که:«مشکل این است که مردم ایران مذهبی هستند و خامنه‌ای پیشوای دینیشان است و مردم خرافه‌پرست هستند و کارشان رفتن به جمکران و نامه‌به‌چاه انداختن است! این مردم دموکراسی چه می‌فهمند چیست؟ رأی چه می‌دانند کدام است؟ خلایق هر چه لایق!» ته همۀ‌ حرف‌ها یک چیز بود:«من می‌دانم ما نمی‌توانیم!» آن وقت مومنانشان بسنده می‌کردند تا صبح سر نماز ته دلشان لعنت به یزید زمان بفرستند و ظهر سر سفرۀ‌ معاویه بنشینند و ملی‌گراهایشان یقه جر می‌دادند برای «خلیج فارس» و جدا نشدن تکه‌ای از خاک ایران و بعد در رؤیاهایشان همیشه خواب این را می‌دیدند که: «آمریکا می‌آید ایران را اشغال می‌کند و می‌دهد دست ما تا این مردم نفهم را آدم کنیم!»
و «ندا» برخواست و سهراب و اشکان و آرش و فرزاد و مجید و کوهیار و شیوا… نسلی از ستاره‌های درخشان٬ آری نسلی از ستارگان درخشان از دل کهکشان بزرگ ۲۵ خرداد سربرآورد. نسلی استوار٬ نسلی با قامتی رشید و تنی رعنا٬ نسلی با افکار بلند! مخالف اعدام٬ مخالف شکنجه٬ مخالف فساد٬ مخالف فقر و نابرابری و تحجر! مدافع آزادی٬ مدافع برابری٬ مدافع زندگی انسانی و آباد و رها و غیر وابسته… نسلی که می‌خواهد تاریخ خود را بشناسد به همۀ دانسته‌هایش با تردید نگاه کند و گوش و چشمش را شست‌وشو دهد… نسلی که راه را می‌شناسد و شهامت و استواری پیمودن این راه را دارد. نسلی که گوشش بدهکار حرف «من می‌دانم! ما نمی‌توانیم‌»ها نیست و می‌خواهد خود سرنوشت خودش را به‌دست گیرد و از ریسمان سیاه و سفید نمی‌ترسد زیرا مارگزیده نیست و اکنون نیز که این ضحاک ماردوش نیش خودش را زده است و چون سگی هار بر این جوانان دلیر و پیران برنا یورش برده است کاری به‌جز آب‌دیده کردن این فولاد انجام نداده است.
۲۲ خرداد در راه است. همه با هم در تهران٬ رشت٬ تبریز٬ اهواز٬ اصفهان٬ سنندج٬ مهاباد٬ شیراز٬ قزوین، زابل٬ گرگان٬ بروجرد٬ اردبیل٬ خرم‌آباد٬ یاسوج٬ مشهد٬ زاهدان٬ هفت‌تپه… همۀ‌ ایران و در سراسر جهان یک صدا نابودی دیکتاتوری را فریاد می‌زنیم. ما می‌توانیم ما باید بتوانیم اگر موفق نشویم این دیو پلید را به زانو درآوریم خان‌ومانمان بر باد می‌رود. ما نه برای خودمان، برای کسانی که ما را دشمن خود می‌دانند نیز مبارزه می‌کنیم. آن بسیجی نادانی که نمی‌داند نوکر بی‌جیره ومواجب(هر چند دیگر اکثرشان مواجب بگیر هستند) کسانی هستند که دارند راه اسرائیل را باز می‌کنند دارند مقدمه‌ اشغال ایران توسط آمریکا و متحدانشان را می‌گشایند دارند کاری می‌کنند که مردم ایران وقتی از آمدن «نادر» مأیوس شوند آرزو کنند «اسکندر» بیاید. فردا وقتی اربابان میلیاردر شده‌شان چمدان‌هایشان را بستند و رفتند آن‌ها می‌مانند و شرمساری درنده‌خویی‌هایشان.
به هر حال عشق پرشور مردمی از جان گذشته محال عقلی را ممکن کرد. ممکن کرد که میلیون‌ها نفر در «جمهوری اسلامی» به خیابان بیایند و به تقلبی که رهبر بر آن صحه گذاشته بود اعتراض کنند. اکنون افسانۀ‌ شکست‌ناپذیری جمهوری اسلامی شکسته شده است. دیگر همه دیدند این دیکتاتوری مانند همۀ‌ دیکتاتوری ها بر سر سرنیزه استوار است و آن که بر سرنیزه نشیند بیش و پیش از آن که دیگران را بدرد خود دریده می‌شود. انقلاب سبز مردم ایران پوشالی و غیرمردمی بودن «جمهوری اسلامی» را که زمانی با دیدۀ تردید به آن نگریسته می‌شد در کوی برزن به نمایش گذاشت.
۲۲ خرداد روزی است که مهر خود را برتاریخ این مرز و بوم زد. دیگر در آینده هر چه که شود یک چیز نمی‌شود. دیگر کسی جرات نمی‌کند رأی ما را بدزدد. ممکن است ما رأی ندهیم یا در رأی دادنمان اشتباه کنیم اما وقتی رأی دادیم دیگر وحشت می‌کنند رأی ما را به حساب نیاورند. صد سال دیگر هم که کسی بخواهد رأی را نشمارد حداقل یکی در میانشان پیدا می‌شود که بگوید: «ندیدید خامنه‌ای به چه زباله‌دانی پرتاب شد! نه! فایده ندارد هر کاری می‌شود با این ملت کرد اما رأی‌شان را نمی‌شود دزدید!»
انقلابی که چاوشانش حرکتی میلیونی را آغاز کردند سرانجامی جز پیروزی و بهروزی ندارد پیش به ‌سوی ۲۲ خرداد!

http://balva.wordpress.com/2010/06/03/%D8%A8%DB%8C%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%AF-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD/#comment-1186

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , , , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: