استالین به همسر لنین: زیاد زر نزن که من اگر بخواهم میتوانم از شرت خلاص شوم و یکی دیگر را به عنوان همسر لنین به مردم معرفی کنم (دوراندیش)

ماجرای دعوای بین خامنه ای و سید حسن خمینی و اهل و عیال رهبر سابق و شعار «نواده روح الله ، سید حسن نصرالله » که در مراسم ارتحال خمینی داده شد  مرا به یاد انقلاب روسیه می اندازد .از قرار معلوم همه انقلابها یک سرانجام دارند چون  شباهت بین این ماجرا و داستانی که از انقلاب روسیه نقل میکنم  واقعا عجیب است(قابل ذکر است که لنین بچه نداشت و تنها اهل و عیالش همین کروپسکایا بود)   : معروف است که پس از مرگ لنین نادژدا کروپسکایا که همسر او بود در صف مخالفان استالین قرار گرفته بود . لنین وصیت معروفی دارد که در آن از همراهان خود در کمیته مرکزی خواسته که از شر استالین خلاص شوند چون به نظر لنین » این مرد بیش از حد خشن است » و برای آینده حزب خطر دارد . کروپسکایا با پیروی از وصیت شوهرش از ابتدا مخالف استالین بود . معروف است بعدها استالین به او تشر زده بود که زیاد حرف نزن که اگر بخواهم میتوانم دستور بدهم سرت را زیر آب کنند و یکی دیگر را به عنوان همسر لنین به این مردم معرفی کنم و کسی هم جیک نخواهد زد . حالا هم آقای خامنه ای با این شعار دقیقا همین را به سید حسن میگوید که زیاد زر نزن وگرنه اگر بخواهم  میتوانم نصر الله را به جای تو به عنوان نوه امام بیاورم سر کار.  نمونه دیگرش هم البته  در صدر اسلام اتفاق افتاد و  داستان رفتاری را هم که با علی و حسین و سایر افراد خانواده پیغمبر شد همه میدانند که سرانجام کسانی بر تخت خلافت اسلامی تکیه زدند که از مخالفان سرسخت محمد در هنگام انقلاب او در مکه بودند.

همه انقلابها یک سرانجام دارند و فرزندان خود را میخورند ، حتی از بازماندگان رهبر نیز نمیگذرند ، ولی ما مردم چرا یاد نمیگیریم ؟

«دوراندیش»

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , , , , , ,

5 پاسخ to “استالین به همسر لنین: زیاد زر نزن که من اگر بخواهم میتوانم از شرت خلاص شوم و یکی دیگر را به عنوان همسر لنین به مردم معرفی کنم (دوراندیش)”

  1. دامبولی Says:

    با این یکی خیلی حال کردم.

    جالبه که استالین به غیر از خودش همه رو بازجویی کرده بود.

    آره آخر عاقبت دیکتاتورها ترس و وحشت فراوان است.

  2. مقام مستهلک رهبری Says:

    مقام مستهلک رهبری

    اگر بتوان ایة الله خمینی را معمار جمهوری اسلامی نامید، خامنه ای را می توان قطعاً به عنوان تخریبگر این نظام دانست. بررسی حیات سیاسی خامنه ای، برآیندی جز آنچه در روز جمعه 14 خرداد در مقبرۀ ایة الله خمینی رخ داد نخواهد داشت. خامنه ای در پی حذف شدن شخصیت های درجه اول انقلاب بوسیله ترور و انفجار، از ردۀ شخصیت های درجه چندم خود را به سرعت بالا کشید و در نهایت پس از انفجار نخست وزیری و ترور رجایی، ناگهان این شانس را یافت که بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زند. لگدپراکنی های خامنه ای از همان زمان شروع شد و تا کنون نیز با شدت ادامه یافته است.
    در شرایطی که کشور درگیر جنگ بود و اوضاع نابسامان اقتصادی و تهدیدات گوناگون، کشور را در معرض تهدید قرار داده بود، خامنه ای بدون توجه به حضور تانک های صدام در خاک ایران، و بدون ارزش قائل شدن برای جوانانی که روزانه در جبهه ها در راه دفاع از میهن به شهادت می رسیدند، فقط به خاطر کسب قدرت بیشتر، دست به دو حرکت موذیانه و خطرناک زد. وی از یک طرف تمام انرژی خود را برای تضعیف و سرنگونی نخست وزیر وقت میرحسین موسوی گذاشت که حاصل آن ایجاد تفرقه در ارکان دولتی بود که دشمن مسلح و متجاوز در آستانۀ شهرهایش ایستاده بود.
    خامنه ای که امروز این گونه سنگ ولایت فقیه را بر سینه زده و از همه توقع تبعیت محض را دارد و حتی به شخصیت های طراز اول حکومت که رفتار او را دربست قبول ندارند، انگ «خواص بی بصیرت» می زند، خودش در زمان ریاست جمهوری، با تمام وجود در برابر ولایت ایة الله خمینی ایستاد و علیرغم فرمان صریح ولایت فقیه آن زمان برای حمایت همه جانبه از دولتی که جنگ را اداره می کرد، نهایت کارشکنی و تضعیف دولت را انجام داد تا جایی که میرحسین موسوی ناچار شد از مقام خود استعفاء بدهد، استعفایی که البته توسط ایة الله خمینی پذیرفته نشد. خامنه ای با سرگرم کردن مسئولین کشور به اختلافات داخلی و ایجاد تفرقه در بین آنها، بهترین فرصت را، خواسته یا ناخواسته، برای متجاوزین بعثی خرید که حاصلی جز افزونتر شدن آمار قربانیان جنگ نداشت.
    ضربۀ اصلی خامنه ای بر توان دفاعی کشور اما در جای دیگری زده شد. وی که حمایت بی دریغ فرماندهان وقت سپاه از نخست وزیری میرحسین موسوی را تنها عامل دفاع سرسختانۀ ایة الله خمینی از نخست وزیر می دانست، در صدد برآمد تا انتقام خود را بنحو دیگری بگیرد. فرماندهان سپاه که درگیر دفاع از کشور بودند، نه به خاطر شخص میرحسین موسوی، بلکه به دلیل اینکه هر گونه تنش در حکومت را سبب تضعیف رزمندگان در جبهه ها و تضعیف جریان جنگ می دانستند، از میرحسین دفاع می کردند و از حکومت توقع داشتند که به جای پرداختن به جنگ قدرت داخلی و مشغول شدن به خود، توجهشان را به جنگ ویرانگر و دشمن متجاوز معطوف نمایند.
    خامنه ای مقر ریاست جمهوری را به «ستاد اخلال در جنگ» تبدیل نمود، با این هدف که از طریق مختل نمودن جریان جنگ، تقصیر را متوجه فرماندهان سپاه نموده و سبب برکناری آنان شود و به خیال خود، حامیان میرحسین را حذف نماید. شاید اگر روزی در دادگاه عدل، پروندۀ خامنه ای مورد بررسی قرار گیرد، این فصل از آن که می توان آن را فصل « اخلال در جنگ» نامید، سیاه ترین و جنایت بار ترین فصل کارنامۀ وی باشد، چرا که سبب شهادت هزاران نفر از جوانان مدافع میهن در جبهه های جنگ گردید.
    «ستاد اخلال در جنگ» با سوء استفاده خامنه ای از برخی فرماندهان پاک نیت و ساده دل سپاه شکل گرفته و جلسات مخفیانه در ساختمان ریاست جمهوری برگزار می گردید. حاصل این فتنه، حمله به فرمانده کل سپاه در پادگان ولیعصر تهران و برهم زدن سخنرانی وی، اعتصاب گروهی از رزمندگان و ترک جبهه ها توسط آنان، راهپیمایی پرسنل سپاه در خیابان های تهران به سمت جماران و نهایتاً هرج و مرج کامل در جبهه ها و توقف کامل توان دفاعی شد، ضربه ای که هرگز امکان ترمیم نیافت. خامنه ای به فرماندهان معترض سپاه که بنا به رهنمودهای ایشان، اعتصاب کرده و دست به راهپیمائی زده و جبهه ها را به تعطیلی کشانده بودند، وعده داده بود که با عزل فرمانده سپاه، آنها را به مقامات فرماندهی رسانیده و اداره جنگ را به آنها خواهد سپرد. اوج این حیله کثیف و ضد جنگ، طوماری بود که فرماندهان ناراضی، خطاب به ایة الله خمینی نوشته و صراحتاً وی را به تعویض فرمانده سپاه امر کرده و حتی نفر جایگزین را نیز تعیین کرده بودند.
    گرچه ایة الله خمینی در مقابل این فشارها کوتاه نیامده و تعویض فرمانده سپاه را قاطعانه رد کرد، ولی این فتنه سبب تفرقه و تضعیف روحیه شدیدی در جبهه ها شده و تا سال ها بعد اثرات آن ادامه یافت و علت اصلی عملیات های ناکام و شهدای فراوان گردید.
    خامنه ای که در پیام 16 دی 1366 ایة الله خمینی به شدت مورد حمله قرار گرفته و به نفهمیدن «ولایت الهی» و عدم درک فقه اسلامی متهم شده بود، در پی فوت ایة الله خمینی باز هم به طور ناگهانی و غیر منتظره، به سریر قدرت کشانیده شده و بر مقام رهبری نشانده شد.
    در سال 1373 سید احمد خمینی که بارها در خفا به نحوه مدیریت خامنه ای اعتراض کرده بود، نارضایتی خود را علنی نموده و در مصاحبه ای خطاب به وی گفت: «چرا ضعف مدیریت خود را به گردن آمریکا می اندازید؟ نمی توانید کشور را اداره کنید و این همه مشکلات را به بارآورده اید و همه را به گردن توطئه خارجی می اندازید؟» که البته نتیجه این اعتراض علنی سید احمد خمینی، صدور حکم مرگ وی بود. به خانواده سید احمد اجازه کالبدشکافی و کشف علت مرگ را نداده و حتی پزشک معالج وی نیز پس از مدتی در منزل مسکونی خود به قتل رسید تا اسرار این ترور سیاسی افشاء نشود. بعدها در جریانات قتل های زنجیره ای، سعید امامی به ترور سید احمد توسط وزارت اطلاعات اعتراف نمود که بلافاصله در زندان مورد خودکشی واقع شد!
    سید حسن خمینی، نوه ایة الله خمینی، آخرین خاری است که در چشم خامنه ای گیر کرده و چند سالی است که به فرمان وی، حکومت به اشکال مختلف مشغول تخریب شخصیت «خمینی جوان» است. در یک سال گذشته و با شکل گیری جنبش سبز و عدم حمایت خانواده ایة الله خمینی از رفتارهای وحشیانه حکومت و ملاقات های مکرر آنها با خانواده زندانیان سیاسی که به دستور خامنه ای به حبس برده شده اند، سبب گردید تا در شب تاسوعا حمله سازمان یافته ای به حسینیه جماران صورت گیرد تا به سیدحسن خمینی و سایرین تفهیم شود که حکومت، مرز و حریمی برای ایشان قائل نیست.
    در مراسم سالگرد ایة الله خمینی نیز قابل پیش بینی بود که این کینه دیرینه خامنه ای به نوعی بروز و ظهور پیدا کند. کف و سوت زدنهای ممتد، آنهم در مراسم «ارتحال»، و شعار بسیار زننده و هتاکانه «نواده روح الله، سیدحسن نصرالله»، به همراه شعار «مرگ بر منافق»، مجموعاً سبب شد تا لبخندی بر لبان خامنه ای بنشیند و سیدحسن سر در گریبان فرو برد.
    در انتها نیز دیکتاتور پشت تریبون رفت تا در خطابه ای سراسر مغلوط، در عین حال که خود را امام علی دانسته و میرحسین موسوی و کروبی را طلحه و زبیر، به اینکه برخی تلاش دارند تا «چهره ای نرم و مهربان» از ایة الله خمینی ارائه دهند اعتراض نماید. وی همچنین در مقام فردی که دستور ترور فرزند خمینی و تخریب شخصیت نوۀ او را صادر کرده، خود را پیرو راستین و یگانۀ ایة الله خمینی نامید!

    http://sohrabestann.blogspot.com/2010/06/blog-post.html

  3. ناشناس Says:

    با سپاس از روشنگری های شما،و همه کسانی که بی غرض در پی کشف و ابراز حقیقت هستند.

  4. tara sohrabi Says:

    onvane bsyar ba mosmaei bood mghame ostahlak vaghen in mojood poosideh

    sabzahang

  5. mohammad hossein emamparast Says:

    فتنه احمدی‌نژاد. سلام، الان تازه متوجه شدم چرا در سالروز وفات امام خمینی ، حضرت امام خامنه‌ای فرمودند که خود امام خمینی بارها فرمودند اشتباه کردند و منظور ایشان از این حرف چه بود . با رفتار اخیر رئیس جمهور بالاخره روشن شده است که احمدی‌نژاد با دادن نتایج آرا دروغی انتخابات به امام خامنه‌ای، باعث شدند که حضرت امام خامنه‌ای در ملا عام اعلام کنند که حمایت از احمدی‌نژاد بعد از انتخابات، اشتباه بوده است. فتنه اصلی‌ زیر سر احمدی نژاد و خائنین امثال خودش بوده و هست.ای کاش دسته احمدی‌نژاد هم سر به خیابان بگذارند شخصاً ترتیب ایشان را هم از پشت بام خواهم داد. سرباز ولایت من هستم نه آن مشائی دزد.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: