آیا رهبر ایران از حمله به حسن خمینی راضی بود؟

بی بی سی دوشنبه 7 ژوئن :

با گذشت سه روز از اخلال در مراسم سخنرانی حسن خمینی، برخی محافظه کاران میانه رو، رفتار آیت الله خامنه ای با نوه رهبر فقید انقلاب را پس از نیمه کاره ماندن این سخنرانی، «تفقدآمیز» و نشان دهنده نارضایتی از تندروی دانسته اند.

اشاره این ناظران به زمانی است که رهبر جمهوری اسلامی ایران، بعد از نیمه کاره ماندن سخنرانی نواده آیت الله خمینی و قبل از شروع سخنرانی خود، سر او را از موضع یک مقام بزرگ تر بوسید.

این نظر، در مقابل دیدگاه ناظرانی قرار دارد که می پرسند آیا بی احترامی کم سابقه شعاردهندگان حامی دولت به نماینده خاندان آیت الله خمینی، می توانست بدون رضایت آیت الله خامنه ای صورت بگیرد؟

از نگاه گروه دوم، برخی شعارهای معترضان، از قبیل «نواده روح الله، سید حسن نصرالله»، از نوعی نبودند که به صورت فی البداهه و خودجوش و بدون برنامه ریزی قبلی بیان شده باشد، این «برنامه ریزی قبلی»، نمی توانست مستقل از محاسبه واکنش آیت الله خامنه ای باشد.

به طور کلی، مسئولان سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران، برای مراسمی که در حضور شخص اول حکومت ایران برگزار می شوند، اهمیت ویژه ای قائلند و در مورد آنها کوچکترین ریسکی را نمی پذیرند.

به عبارت دیگر، هرگز قرار نبوده و نیست که در حضور رهبر جمهوری اسلامی ایران، حادثه پیش بینی نشده ای دوربین های رسانه ها را متوجه خود کند، یا نیروهای وفادار به رهبری، عمل خودسرانه ای را انجام دهند که بر خلاف تمایل رهبر باشد.

سخنرانی آیت الله خامنه ای، یک نشانه مهم تر در مورد موضع وی راجع به شعار علیه نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود. رهبر ایران، بلافاصله بعد از نیمه کاره ماندن سخنان سید حسن خمینی، که با «هلهله» پیروزی شعار دهندگان در وسط مراسم سالمرگ آیت الله خمینی بدرقه شد، در میان استقبال شدید همان شعار دهندگان به جایگاه سخنرانی رفت. او کلمه ای بر زبان نراند که معنای آن، گله ای مختصر از رفتار معترضان باشد.

این در حالی است که روش آیت الله خامنه ای، معمولا خودداری از واکنش در مقابل آنچه خطا می داند نبوده، و طبیعتا فرض خویشتنداری او در مقابل «خطاهایی» که در مقابل چشمان او صورت بگیرند، دور از ذهن است.

رهبر ایران، در گذشته حتی در مورد موضوعاتی در حد نمایش صحنه ای از تصویر پاره شده آیت الله خمینی در تلویزیون هم، خود را ملزم به واکنش شدید دانسته است. وی به علاوه در بسیاری از موارد، گذشته از موضع گیری شخصی در مورد وقایع، میزان موضع گیری مجاز برای دیگران را هم تعیین کرده است. به عنوان نمونه، هنگامی که سخنان اسفندیار رحیم مشائی معاون وقت رئیس جمهور در مورد «دوستی با مردم اسرائیل» باعث اعتراض اکثر اعضای دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی و نیز مراجع تقلید شد، شخص اول حکومت در کنار نادرست دانستن آن سخنان، از منتقدان خواست که اعتراضات خود نسبت به آقای مشائی را متوقف کنند.

در آن زمان، حتی وقتی که آیت الله خامنه ای در بخش اول سخنرانی خود در حال انتقاد از سخنان رحیم مشائی بود، هرگز سخنانش با شعار علیه معاون رئیس جمهور همراه نشد. گویی مستمعان، اگرچه هنوز بخش دوم سخنرانی رهبر را در مورد پایان اعتراض به آقای مشائی نشنیده بودند، اما اطمینان نداشتند که آیا مجاز به شعار دادن علیه «دوست مردم اسرائیل» هستند یا خیر.

اگر با توجه به شواهدی از این قبیل، این فرض پذیرفته شود که ماجرای روز ۱۴ خرداد با رضایت رهبری صورت گرفته، آن گاه این سوال مطرح می شود که دلیل موافقت او با چنین اقدامی در حق سخنگوی خانواده آیت الله خمینی چه می توانسته باشد.

واقعیت آن است که وی پس از انتخابات، زیر سوال بردن مشروعیت رئیس جمهوری را غدغن کرده و از «خواص» خواسته با معترضان به انتخابات مرزبندی شفاف کنند. او همچنین تاکید کرده «خواصی» که در حوادث بعد از انتخالبات موضع گیری مناسبی نداشته باشند، فارغ از سوابقشان در نظام و انقلاب مطرود طرد می شوند، و یادآور شده که حتی برخی همراهان آیت الله خمینی، به خاطر «خیانت» اعدام شده اند.

اگر مبنای قضاوت، اظهارات آیت الله خامنه ای باشد، که معمولا در داخل نظام جمهوری اسلامی چنین است، حسن خمینی چند بار از خط قرمزهای تعیین شده توسط رهبری رد شده است.

غیبت در مراسم تنفیذ رئیس جمهوری، دعوت از محمد خاتمی برای سخنرانی در منزل آیت الله خمینی، عیادت از مشاور میرحسین موسوی (عیرضا حسینی بهشتی) بعد از آزادی از زندان، و نشستن بر سر یک میز با کاندیداهای اصلاح طلب در مراسم عروسی پسر دبیر کل حزب مشارکت، … همه و همه اقداماتی فراتر از خط قرمزهای مشخص شده توسط رهبری محسوب می شوند.

هزینه نمادینی که حسن خمینی باید برای نشستن در کنار «سران فتنه» می پرداخت، آن بود که جمعیتی از مدافعان رهبری، جلوی چشم سایر مقام های حکومتی علیه او شعار بدهند و خواستار «مرگ» همان کسانی شوند که وی در کنارشان نشسته است.

اما شاید این، همه ماجرا نباشد. چرا که رفتار نیروهایی که حکومت آنها را «خودجوش» یا «خودسر» می نامد، قاعدتا در حضور شخص اول حکومت و دوربین های رسانه ها، محطاط تر از زمان های دیگر است.

به عبارت دیگر، آنچه در ۱۴ خرداد انجام شد، احتمالا نشان دهنده «کف» هزینه ای است که کسانی چون حسن خمینی باید به خاطر نپذیرفتن محمود احمدی نژاد پرداخت کنند، و نه «سقف» آن.

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: