طلبه های لات و لش و بش ( مسعود نقره‌کار )

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

هم نسل های من ” سيد خره” سقای ساکن خيابان بیسيم نجف آباد تهران که بعدتر به خيابان پارک وليعهد و امروز به خيابان طيب حاج رضايی تغيير نام يافته را می شناسند. سيد که روزیش را از سقايی در می آورد لات و لش و بش بود. سيد روزها از خيابان بیسيم نجف آباد راه می افتاد و از ميدان خراسان و خيابان خراسان و ميدان شاه خودش را به ميدان مولوی و ميدان سيد اسماعيل می رساند. توی مسير آب می فروخت و چند ساعتی توی ميدان سيد اسماعيل سقايی می کرد و نزديک غروب با مشکی خالی با اتوبوس که مجانی و بدون بليط سوار می شد، به بیسيم نجف آباد بر می گشت. توی قهوه خانۀ ” صفای رانندگان”ِ جواد خانبابا، عبای سياه رنگش را در می آورد، کلاه دست بافت سبز رنگش را کنار عبا می نشاند، چايی می نوشيد، قليانی چاق می کرد و بعد راهی خانه می شد. سيد زن داشت اما می گفتند اجاقشان کور است.
روزی در خيابان ده متری خيام که ميانۀ خيابان بیسيم نجف آباد را به ” تير دوقلو” وصل می کرد ماشينی پشت سر او که از وسط خيابان رد می شد بوق زد ه بود. سيد جا خورده و ترسيده به عنوان اعتراض رو به سوی راننده با اشاره به آلت تناسلی خودش داد زده بود ” ک… خر” ! از آن پس سيد سقا به سيد خره معروف شد.
سيد چند تايی دعوای اسمی هم داشت . من اما شاهد يکی دو دعوایش بودم .
به زن رضا تريلی گفته بود : ” آبجی ، اين آب که نه ، هر نوع آبی بخوای در خدمتم”! زن به شوهرش گفت و رضا تريلی توی قهوه خانۀ صفای رانندگان يقۀ سيد را گرفت و ” چپ و راستش” کرد. سيد هم از غلاف ساق پا قمه اش را کشيد تا به قول خودش شکم رضا تريلی را سفله ( سفره) کند که سوایشان کردند. مرتضی خوشگله هم يکبارسر کوچۀ مدرسۀ اديب نيشابوری توی رویش ايستاد:
” يه دفه ديگه اين جوری به من نيگا کنی کلاتو زرد می کنم ، قمه تم می کنم تو جای نابدترت”
بهم پيچيدند، سوایشان کرديم.
می گفتند سيد خره توی بلوای ۱۵ خرداد از جلودارهای دار و دستۀ طيب بود . بعد از ۱۵ خرداد مدتی غيبش زد. ” حاج آقا ناطق نوری” توی هيأت جوانان حجتيه گفت: “سيد سقا هم رفت قم طلبه شد “.
مرتضی خوشگله بعد از انقلاب سيد را با عبا و عمامۀ سياه ، جزء وردست های هادی غفاری ديد. گفت يک پای ثابت ” مسجد الهادی” خيابان تهران نو شده است.
سال ۵۹ مرتضی توی خيابان زيبا با سيد روبرو شد. شوخی شان گرفت. سيد خره شوخی جدی گفت:
” نا نجيب ، روتو زياد کنی مثه حسين فرزين می ذاريمت سينه کش ِ ديوار! “
و مرتضی برای رو کم کنی سند رو کرد:
” راستی سيد ، رضا تريلی سلام رسوند”.
و سيد را خفه کرده بود.
****************************
از اين دست موجودات، روحانيون و حکومت ها در دوره های مختلف برای شکل دهی گروه های فشار و کشتار استفاده کرده اند.
در دورۀ صفويه در ميان “تولائيان و تبرائيان” عمرسوزان و قمه زنی و دسته راه انداختن و ايذاء و آزار و غارت منازل مخالفان سياسی و سربريدن سنی ها و ديگر اقليت های مذهبی وظيفۀ شرعی و کارشان بود.
در دورۀ قاجاريه در ميان”اوباش و لوطی ها و چاقوکش ها و قمه کش ها” و گروه های “لتوت و لشوش” و “استرداران و شترداران نتراشيده دژآگاه و اوباشان سنگلج و چاله ميدان و…” به مجلس و مجلسيان حمله می کردند و يا با “… کلاه نمدی های محلات و اشرار” در ميدان توپخانه شعار می دادند:
“ما چای و پلو خواهيم
مشروطه نمی خواهيم!”
و مردم را مورد ضرب و شتم قرارمی دادند ومی کشتند.
در دورۀ پهلوی هم دوروبر دار و دسته های “شعبان جعفری” (شعبان بی مخ) و طيب حاج رضائی و هيأت ها و دستجات مذهبی کم نبودند.( که اينها غير از مداحان لات و لش و بش بودند.)
دراين دوره فدائيان اسلام بيش از ديگر گروه های اسلامی از سيد خره ها و جاهل ها، گردن کلفت ها و لات ها و عربده کش ها استفاده کردند. خاطرات حاج مهدی عراقی از بنيانگذاران “فدائيان اسلام” و “هيأت های مؤتلفه اسلامی” که با عنوان “ناگفته ها” منتشر شده است، روايت سيدخره های ” مبارز و متدين” دورۀ پهلوی ست.
دورۀ جمهوری اسلامی ، دورۀ حکوت فدائيان اسلام و ” سيد خره ” هاست. ازحمله به کتابفروشی ها، کتاب سوزان ها، حمله به دفتر روزنامه ها، حمله به گردهمائی های سياسی و فرهنگی، حمله به زنان و ضرب و شتم آنان و کشتار مخالفين حکومت در تهران، کرمان، ترکمن صحرا، کردستان، قائم شهر، بندر انزلی، جهرم، کرمانشاه گرفته تا سخنرانی اخير يکی از اين قماش در قم به هنگام ديداراخير مهدی کروبی با اية الله صانعی ، نمونه هائی از رفتار سيدخره های حکومت اسلامی هستند. اکثر اينان که زمانی نعره می زدند:
“ما همه سرباز توئيم خمينی
گوش به فرمان توئيم خمينی
خمينی عزيزم
بگو که خون بريزم”
امروز خامنه ای را به جای خمينی نشانده اند. اگر تا چندی قبل هادی غفاری و روح الله حسينيان و محسنی اژه ای و پورمحمدی جزء سازمان دهندگان و فعالان گروه های فشار و کشتار بودند، امروز گروه هائی يک دست از ” طلبه ها و آخوندک های لات و لش و بش ” شکل گرفته اند تا نه فقط خون دگرانديشان و مخالفان حکومت اسلامی که حتی خون موسوی و کروبی و خاتمی و صانعی و حسن خمينی را بريزند . اين ” تحول” در حوزۀ علميه قم و ديگر حوزه های علميه گام تازه ای است تا روحانيت مرتجع گروه هائی از صنف خود و يک دست و قابل اعتماد برای فشار و کشتار سازمان دهد.
سخنرانی ِ اخير يکی ازطلبه ها و آخوندک ها ی لات و لش و بش در قم اعلام موجوديت اين نوع از گروه های فشار و کشتار و نشانگر نقش اين قبيل موجودات در شکل گيری اين گروه های صنفی – حوزوی است. اين آخوندک در ميان تکبير گويی لتوت و لشوش با عربده کشی و تهديد، نوۀ خمينی و کروبی و صانعی را ” کثيف” و ” نانجيب” می خواند و از اينکه ” فرزند خلف” سيد احمد ” سرسره شده تا سرش سوار بشن و سر بخورند” اظهار نگرانی می کند. اين به قول خودش ” بچۀ سيد علی خامنه ای”به نوۀ خمينی توصيه می کند که ” کولی ندهد” و می گويد که اگر به توصيه های آن ها گوش نکنند ” ما طلبه ها که اينها را بزرگشون کرديم خودمونم کوچيکشون می کنيم “.او از نوۀ خمينی و اية الله صانعی و همفکرانشان می خواهد ” آدم بشن” و در غير اين صورت ” حقشونو کف دستشون ” خواهند گذاشت. نظر” بچۀ سيد علی خامنه ای ” اين است که کارهايی که نوۀ خمينی و همفکرانش می کنند ” برای شخصيت و هيکل و هيبت شون خوب نيست “.
اين سخنرانی و جمع نشان می دهند که نه فقط سيد خرۀ بیسيم نجف آباد تهران که سيد خره های سراسر ايران شاگردان زيادی در حوزۀ علميۀ قم و ساير حوزه های علميه پس انداخته اند که امروز به عنوان فرزند خوانده های خامنه ای بساط دار ِ جنايت در ميهنمان شده اند.

http://leisuremind11.wordpress.com/2010/06/19/%d8%b7%d9%84%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%84%d8%b4-%d9%88-%d9%88%d8%a8%d8%b4

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: