راهنمای مبارزان سیاسی در صورت دستگیری ، چگونه هنگام بازجویی در مقابل فشار و شکنجه مقاومت کنیم

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

هم اکنون که بخش وسیعی از مردم به مبارزه رو در رو با رژیم سرکوبگر و ضدانقلابی جمهوری اسلامی روی آورده‌اند، مزدوران امنیتی رژیم با دستگیری‌های گسترده سعی دارند که چند روزی بر عمر این رژیم ضدانقلابی بیافزایند. در این نوشته سعی می‌کنیم به دستگیری، بازجوئی ، ترفندهای مختلف بازجوئی و زندان اشاره کنیم تا در صورت دستگیر شدن تا آنجا که امکان داشته باشد با این شیوه ها آشنائی داشته باشید.

دستگیری

دستگیری فعالین سیاسی ممکن است در خانه، خیابان، محل‌ کار و یا تحصیل و در هر ساعتی از شب و روز، در حین جنگ و گریز و تظاهرات، به صورت فردی یا جمعی باشد. آیا هنگام دستگیری باید با دشمن جنگید و یا بدون کمترین مقاومتی تسلیم شد؟ هر کس باید با توجه به جوانب کار و اهمیت فعالیت خود در این مورد تصمیم بگیرد. در نتیجه شیوه برخورد با آن نیز نمی‌تواند کلی و یکسان باشد.
نیروهای امنیتی در بیشتر موارد برای دستگیری افراد در شب اقدام می‌کنند تا بدین وسیله از اصل غافلگیری استفاده کرده و همچنین مردم عادی از موضوع بی‌خبر بمانند.
بطور اختصار راه‌های مبارزه با دشمن را در چنین مواردی توضیح می‌دهیم:
١- یک فعال سیاسی باید همیشه آمادگی داشته و احتمال دستگیری خود را داده و پیش‌بینی‌های لازم را قبلاً به عمل آورده باشد. وسائل و مدارکی را که به آنها نیازی ندارد، به خوبی جاسازی کرده باشد. از نگهداری ایمیل‌هائی که نیازی به آن ندارد، و یا فایل‌های نوشتاری و صوتی که مورد نیازش نیست باید از حافظه کامپیوتر پاک شده باشد. البته این نکته را نباید فراموش کرد که حذف و یا پاک کردن آن از کامپیوتر به این معنی نیست که دیگر قابل دست‌یابی نباشد. حتماً هر از چند گاهی باید کامپیوتر را “فرمت” کرد.
٢- تحرک، سرعت عمل و ابتکار، از خطر غافلگیری می‌کاهد. همیشه باید راه‌های فرار مناسب از خانه را از پیش شناخت و مرتب اطراف محل مسکونی را بدقت بررسی کرد. کسانی که شناخته شده و یا مورد تعقیب نیروهای امنیتی هستند نباید به مدت طولانی در یک محل اقامت داشته باشند.
٣- درب خانه را هرگز برای نا آشنایان باز نکنید. همان طور که در بالا گفتیم مامورین امنیتی بیشتر شب برای دستگیری مراجعه می‌کنند. در این موارد بهتر است چنانچه شخص دیگری(مثلا پدر، مادر، همسر و یا فرزند) در خانه است پشت درب رفته با سؤال و جواب مأمورین را معطل کند و شما از فرصت استفاده کرده مدارک احتمالی را از بین ببرید و یا در صورتی که تصمیم به فرار دارید، بتوانید از محل دور شوید. همزمان مأمورین نیز سعی خواهند داشت با زور وارد خانه شوند که این موضوع باعث سر و صدا شده در نتیجه همسایگان نیز در جریان قرار خواهند گرفت و در صورتی که تمام افراد خانواده دستگیر شوند، خبر توسط همسایه‌ها پخش خواهد شد.
۴- چنانچه با دیگر فعالین در یک جا گرد هم آمده‌اید طبیعتاً باید احتیاط بیشتری داشته باشید. در این زمینه می‌توانید از مناسبت‌‌های فامیلی، درسی و یا شغلی استفاده کنید. هیچ گونه مدرکی که به عنوان اثر “جرم” قابل استفاده باشد، به همراه نداشته باشید. هنگام ورود و خروج به محل تا آنجا که ممکن است اصول مخفی‌کاری را رعایت کنید.
۵- چنانچه طی روز و یا در خیابان دستگیر شدید، در ابتدا تمامی مدارک، کارت شناسائی و حکم قضائی را از آنها درخواست کنید. و حتماً با مأمورین درگیر شده و سعی بکنید سر و صدا ایجاد کرده تا مردم رهگذر در جریان قرار بگیرند. در عمل دیده شده است که با ازدحام جمعیت امکان فرار شما ایجاد می‌شود.
۶- پس از دستگیری سریعا در فکر حمله مجدد و فرار باشید. از محل دستگیری تا مکان بازداشت ممکن است شرایطی از جمله ازدحام، ترافیک و تصادف بوجود آید که از آن موقعیت شاید بتوانید استفاده کنید. زیرا مأمورین در این شرایط ابتکار عمل را از دست خواهند داد.
٧- چنانچه در اجرای نقشه فرار موفق نشوید باید سریع و واقع‌بینانه با اقدامات احتیاطی دیگر وارد عمل شوید. در صورتی که اطلاعات مهمی در رابطه با فعالیت سیاسی دارید، برای مثال می توانید از داروهائی که برای دفع حمله “صرع” به کار می‌رود استفاده کنید (مثلا فنوباربیتال) کارکرد این دارو بدین گونه است که تقریبا تا بیست و چهار ساعت خواب آلودگی شدیدی به همراه دارد و بدین ترتیب امکان بازجوئی و شکنجه را از مأمورین امنیتی خواهد گرفت و به یاران شما این فرصت داده می‌شود که پاکسازی کرده از خطر بگریزند.
یا بر عکس می‌توانید از داروهای انرژی‌زا (مثلاً آمفی‌تامین) استفاده کنید. عملکرد این دارو بدین گونه است که برای مدتی انرژی بیشتری به شما می‌دهد، احساس را به خواب، گرسنگی و تشنگی کاهش می‌دهد، در نتیجه بازجویان از ترفند بی‌خوابی برای شکنجه شما، نمی‌توانند استفاده کنند.
٨- پس از دستگیری خونسرد، آرام و هوشیار باشید. از آنجا که ممکن است این اولین باری باشد که رو در رو با دشمن قرار گرفته‌اید، از همان ابتدا جسارت و ایمان انقلابی خود را نشان دهید. این مرحلۀ‌ دیگری از مبارزۀ شما می‌باشد. از سخن گفتن بیهوده اجتناب کرده سعی کنید چهره افراد، اسامی و صحبت‌هائی که رد و بدل می‌شود را به خاطر بسپارید. چنانچه از نام‌های مستعار استفاده کرده‌اید با شنیدن آن واکنش نشان ندهید.
٩- در نخستین ساعات دستگیری از آشامیدن نوشابه‌های گاز‌دار و یا چای و همچنین غذاهای پرنمک خودداری کنید. زیرا تعمداً به شما داده می‌شود تا بعدا برای رفتن به دستشوئی شما را در فشار قرار دهند.
جدا از آنچه در بالا شرح دادیم ممکن است با استفاده از احضاریه، یک فرد سیاسی (عموماً افرادی که به صورت علنی مبارزه می‌کنند) را به مراجع قضائی یا امنیتی فرا خوانده و او را بازداشت کنند. در این زمینه نیز باید توجه کرد که به احضار تلفنی بهائی داده نشود. طبق قوانین رژیم جمهوری اسلامی احضار تلفنی فقط از طریق تماس با وکیل، “قانونی” به حساب می‌آید و در صورتی‌که احضار کتبی را دریافت داشتید فقط به مراجع قضائی مراجعه کنید.

بازرسی بدنی

پس از دستگیری اولین اقدام مأمورین بازرسی بدنی می‌باشد. این عمل در دو مرحله انجام می‌شود:
١- جستجوی سریع که بلافاصله در همان محل دستگیری انجام می‌شود که منظور آن بدست آوردن مدارک و سلاح‌های سرد و گرمی است که ممکن شخص با خود داشته باشد و گشتن دهان برای جلوگیری از استفاده کپسول “سیانور”. البته اگر دستگیری در خانه یا محل کار باشد، جستجوی محل نیز شامل آن می‌شود، که بعضا ممکن است تا چند روز به طول بیانجامد.
٢- جستجوی وسیع که پس از رسیدن به بازداشتگاه و یا زندان به عمل می‌آید. که دارای دو هدف است: اولاً بدست آوردن سرنخ‌ و یا مدارکی که فرد ممکن است در خود پنهان کرده باشد. دوماً ضبط وسائل شخصی از جمله دفتر یادداشت، تلفن دستی، ساعت، خودکار، فندک و سیگار، کلیدهای همراه و … وسائلی که با آن بتوان خودکشی کرد. مثلا تسمه کمر، عینک، بند کفش و …
سپس از زندانی خواسته می‌شود که لیست تهیه شده از وسائل را امضا کند و در نتیجه به آنچه که به او تعلق دارد کتباً اعتراف کند تا بعداً بتوانند در صورت نیاز از آن در دادگاه علیه زندانی استفاده کنند. در چنین مواردی باید در صورت امکان از امضا خودداری شود. اگر تحت فشار مجبور به امضا شدید باید طوری این امضا را نوشت که بعدا بتوان آن را انکار کرد. مهمترین مسأله در این رابطه این است که حتماً توجه شود که ورقه تاریخ داشته باشد. زیرا مأمورین امنیتی در بسیاری از موارد تاریخ بازداشت را بعداً و پس از اینکه آثار شکنجه از بین رفته باشد می‌گذارند.

بازجوئی

هدف از بازجوئی در عمل اقرار فرد به اعمالی است که از نظر رژیم خلاف “قانون” می‌باشد. بازجوئی از فعالین سیاسی با بازجوئی از افرادی که برای “جرائم” عادی دستگیر شده‌اند متفاوت است. هدف مأمورین امنیتی رژیم از بازجوئی یک فعال سیاسی وسیله‌ای برای به دام انداختن، زندانی کردن و کشتن وی است. از این‌رو در این مرحله کمترین ضعف و کوچکترین اشتباه فعال سیاسی می‌تواند برای خودش و دیگر همرزمانش بهائی گران داشته باشد. آنچه باید در این مرحله بدانید این است که در ابتدا باید به شما تفهیم اتهام شده باشد. در غیر این صورت فقط به آنها بگوئید که باید ابتدا توسط یک مرجع یا ضابط قضائی تفهیم اتهام شوید. البته هدف از این کار توهم به “قانون” و “مقررات” رژیم نیست، در واقع شما می‌توانید، بیشتر در رابطه با دستگیری خود فکر کرده و داستان‌های پوششی آماده کنید. البته این تفهیم اتهام یک مزیت دیگر نیز دارد، در ادامه بازجوئی همیشه می‌توانید به آن رجوع کرده و به برخی از سؤالات پاسخ ندهید و فقط بگوئید: این سؤال ربطی به اتهام من ندارد، در نتیجه من نیز پاسخی برای آن ندارم.
عموماً بازجوئی به سه طریق انجام می‌شود. ١- اعتراف آزادانه. ٢- پرسش و پاسخ.(همان اصطلاحا سین- جیم) ٣- آمیزه‌ای از هر دو.
برای پیشبرد طریق اول، بازجو از در مهربانی وارد شده و خیلی آرام و مثلا از روی “حسن نیت”! از زندانی می‌‌خواهد که سابقه فعالیت سیاسی، رابطه با دیگر فعالین سیاسی و … را آزادانه و مفصلاً توضیح داده و سعی دارد که زندانی را به پر حرفی بکشاند، زیرا هنگام پر حرفی همیشه ممکن است نا آگاهانه مطالبی گفته شود که علیه دیگران بتوان از آن استفاده کرد.
در طریقه دوم، با توجه به مدارک و یا سر نخ‌هائی که هنگام دستگیری به دست مأمورین افتاده است از زندانی پرسش می‌شود و وی نیز باید به سرعت به آنها پاسخ بدهد.
در طریقه سوم، بازجو از فرد دستگیر شده می‌‌خواهد که مجدداً داستان خود را تکرار کند و در همان حال حرفش را قطع کرده و تناقض سخنانش را به وی یادآور شده به سؤالات دیگری جهت کسب اطلاعات بیشتر می‌پردازد.
هنگام انتقال به اتاق بازجوئی، زندانی را در راهروهای مختلف چرخانده و به چپ و راست می‌برند ولی در واقعیت امر اتاق بازجوئی در همان نزدیکی می‌باشد و فقط از این طریق می‌خواهند زندانی را گیج کرده و ترس را بر او حاکم سازند.
تا اولین بازجوئی از هر زمانی استفاده کرده در رابطه با فعالیت تا دستگیری خود یک داستان پوششی آماده کنید و مداوما این داستان را برای خود تکرار کنید تا واقعی بودنش برای خود شما نیز مسجل شود. در اولین بازجوئی باید همان داستان را ولی خلاصه و مختصر بنویسید. نوشتن بازجوئی نیز نباید تمیز و مرتب باشد. بعد از چند کلمه و یا سطر نوشته شده روی بخشی از آن را خط ‌خطی کرده و از نو همان جمله را با چند کلمه کم و یا زیاد مجدداً بنویسید. بدین‌طریق می‌توانید وقت‌کشی کرده و به سؤالات اصلی فکر کنید و در ضمن به بازجو نیز القاء می‌شود که شما تمرکز ندارید و از خواندن مطالب نیز خسته خواهد شد. آنچه مهم است شما در هر بازجوئی همین روش را ادامه داده و در زیر شکنجه جسمی یا روحی فقط همان داستان را بازگو کنید.
در ادامه به طور اختصار راه‌های مبارزه با بازجویان را شرح می‌‌دهیم:
١- با توجه به هدف بازجویان که بدنبال اطلاعات بیشتر هستند باید کاملاً هوشیار باشید.
٢- هرگز گول مهربانی‌ها و خوشی ظاهری بازجو را نخورید.
٣- تا چیزی پرسیده نشده پاسخ ندهید و آنگاه نیز ابتدا فکر کرده بعداً پاسخ دهید.
۴- حتی در حاکمیت بی‌قانون جمهوری اسلامی فقط یک “متهم سیاسی” هستید.
۵- از همان ابتدا سعی کنید بازجویان، نقاط ضعف و قدرت آنان را بشناسید و در صورت امکان به دیگران منتقل کنید.
۶- از نشان دادن احساسات و عواطف خود (خشم، نگرانی، ترس، شگفتی، تنفر و …) خودداری کنید. در بخش ترفندهای بازجوئی به این موضوع اشاره خواهد شد که چگونه بازجویان در مراحل بعدی بازجوئی با شناخت از این احساسات از آن بر علیه زندانی استفاده خواهند کرد.
نشانه‌هائی که معمولا مورد توجه بازجو قرار می‌گیرند، بدین شرح‌اند:
– لرزیدن، رنگ‌پریدگی و عرق بر پیشانی = ترس
– سرخ شدن و عرق کردن = شرم و دروغ‌گوئی
– گشادی چشم و بازشدن ناگهانی دهان = شگفتی و رودست خوردن
– خشک شدن لب و فرو بردن آب دهان = خستگی و ناتوانی
– جویدن لب و ناخن، نفس، نفس زدن، فشار دندان‌ها بر روی هم، باز و بسته کردن انگشتان دست، پریدن چشم، لرزیدن چانه، جابجا شدن روی صندلی، پا را روی هم انداختن و برداشتن، آرنج‌ها را به پهلو فشردن = خشم و تنفر و ناراحتی و عدم تعادل
– سر پائین انداختن، خاراندن پیشانی، زانو در بغل گرفتن = پشیمانی و نا امیدی و شکسته شدن نیروی روانی
٧- پاسخ باید محکم، متین و حتی‌المکان کوتاه باشد. از حاشیه رفتن و اصطلاحاً روده‌درازی پرهیز شود.
٨- با توجه به پرسش‌های بازجو سعی شود به میزان اطلاعات دشمن آگاهی پیدا کرده و پاسخ‌های لازم را از قبل در ذهن آماده کرد.
٩- هنگام بازجوئی سعی کنید سؤال را با سؤال پاسخ داده نسبت به بعضی از سؤالات اعتراض کنید. با این شیوه بازجو را به موضع دفاعی انداخته وی مجبور به توضیح بیشتر می‌شود. از طرف دیگر، شما وقت بیشتری برای فکر کردن به سؤال دارید. این موضوع را نیز در نظر داشته باشید که بهترین دفاع، حمله است!
١٠- در حین پاسخ دادن هرگز از دیگران سخن نگفته و فقط به زندگی و فعالیت‌های خود بسنده کنید. اطلاعاتی که بیان آنها ممکن است از نظر شما مسأله‌ای نباشد می‌تواند برای دیگران مساله ایجاد کند.
١١- اعتراف و یا همکاری دیگر زندانیان نباید تأثیری در روحیه شما گذاشته لب به سخن بگشائید. تا آنجا که ممکن است باید پایداری کرده و از دادن اطلاعات پرهیز کنید. حتی اگر مطمئن هستید که بازجو همه چیز را می‌داند، با بیان آنها از طرف شما فقط به بازجو کمک کرده و کارش را آسان می‌کنید.
١٢- در صورتی که مثلا در یک تظاهرات به صورت دسته ‌جمعی دستگیر شده‌اید، ممکن است بازجو سؤالاتی از شما بکند که می‌دانید دیگران بهتر می‌توانسته‌اند بدان پاسخ بگویند. از این نتیجه بگیرید که همرزمانتان مقاومت کرده و به بازجو پاسخی نداده‌اند.
١٣- هنگام بازجوئی خودتان را به نادانی مطلق نزنید. دانستن مطالبی که همه می‌دانند و یا کارهائی که برای همگی عادی و معمولی است “جرم” نیست.
١۴- هرگز گول نیرنگ، دروغ‌پردازی و فریبکاری بازجو را نخورید. معمولی‌ترین “بلوف” بازجو این است که ما همه چیز را می‌دانیم، انکار فایده‌ای ندارد، دیگران همه چیز را گفته‌اند و بزودی آزاد می‌شوند، تو هم بگو و خودت را خلاص کن. در مقابل آن باید پاسخ بدهید که شما که از همه چیز باخبرید، چه احتیاجی است که من چیزی بگویم؟ وانگهی من کار خلافی نکرده‌ام که به آن اعتراف کنم. فراموش نکنید که این بازجو است که باید ثابت کند شما کار خلاف “قانون” انجام داده‌اید نه زندانی!
١۵- هیچ‌گاه به بازجو و یا دیگر مقامات انتظامی- امنیتی اعتماد نکنید.
١۶- در بازجوئی سعی کنید با حاضر جوابی و گفته‌های مستدل خود بهانه‌جوئی بازجویان را نقش بر آب کنید.
١٧- از دروغ گفتن به بازجویان نترسید. البته کار ساده‌ای نیست. شما همیشه باید داستان‌های پوششی مناسبی برای دروغگوئی داشته باشید که در صورت کنترل خلاف آن مشخص نشود. در مراحل بازجوئی می‌توانید قسمتی یا همه صحبت خود را انکار و یا تکذیب کنید، به این صورت که: ١- منظور من چیز دیگری بود. ٢- من تحت فشار و در وضعیت غیرعادی مجبور شدم دروغ بگویم.
١٨- آخرین نکته این است که هیچ‌گاه به “جرم” اعتراف نکنید. بگذارید تا بازجو خسته شود. “در بازجوئی اصل را بر انکار همه چیز باید گذاشت. زندانی در حال بازجوئی مانند کسی است که چانه‌اش را به سرنیزه تکیه داده است. هر چه از او بپرسند باید سرش را بالا بیندازد و “نه” بگوید تا سرنیزه در چانه‌اش فرو نرود. بر عکس هر بار که “آری” بگوید سرنیزه در چانه‌اش بیشتر فرو می‌رود.”

شگردهای مختلف در بازجوئی

آنچه باید در ابتدا متذکر شویم این است که چگونگی بازجوئی و رفتار بازجویان با دستگیرشدگان در مورد تمام بازداشتیان یکسان نیست، بلکه بستگی به فرد بازداشتی و شرایط روز دارد.
روش بازجوئی در رابطه با افرادی که برای اولین بار دستگیر می‌شوند معمولا بدین شرح است:
– شیوه‌های بازجوئی
اولین مرحله کار، “بازجوئی” می‌باشد یا بهتر بگوئیم وادار کردن بازداشت شده به گفتن مطالبی که مقامات امنیتی خواهان شنیدن آن هستند. برای این منظور ابتدا از در مهربانی و نیک‌خواهی و تطمیع وارد عمل شده و از مزایای همکاری و عواقب بد و خطرناک سخن نگفتن داستان‌سرائی می‌کنند. چنانچه در این زمینه به نتیجه نرسند بر تعداد بازجویان افزوده و هر یک به نوبت و یا بعضاً با تیم‌های دونفره ساعت‌ها با زندانی کلنجار رفته ضمن استفاده از هر حیله و نیرنگی با فحاشی و دشنام‌گوئی، از مشت و لگد نیز استفاده می‌کنند. این شیوه را تا ٢۴ و گاهی ۴٨ساعت ادامه می‌دهند تا زندانی از فرط خستگی و بی‌خوابی بکلی ناتوان شده و از پا درآید. این‌ مرحله را چندین‌بار تکرار کرده و به تدریج بر تهدیدات و سخت‌گیری‌ها و شدت ضربات خود می‌افزایند و در ضمن بازجویان خشن‌تر و تازه نفس‌تری را به کار می‌گیرند. چنانچه در این مرحله نتوانند مقاومت زندانی را در هم شکنند، مرحله سوم که همان شکنجه است آغاز می‌شود.
اما چنانچه فرد بازداشت شده در ارتباط با گروه‌های سیاسی باشد شیوه کار متغیر است، بدین شکل که برای بدست آوردن اطلاعات مخصوصاً قرارهای تشکیلاتی از همان ابتدا شکنجه آغاز می‌شود. در این مرحله حتی ممکن است سؤالی هم از فرد اسیر نشود، فقط شکنجه و شکنجه. در اغلب موارد چندین بار زندانی بی‌هوش می‌شود که مجدداً وی را به هوش آورده و شکنجه را ادامه می‌دهند. هدف از این مرحله شکستن روحیه و به هم زدن تمرکز زندانی می‌باشد.
– روش‌های ترساندن
بازجویان برای اقرار گرفتن از زندانی با استفاده از شیوه‌های مختلفی سعی در ترساندن وی می‌کنند که نه تنها شامل حال خودش که حتی افراد خانواده، دوستان و حتی همکاران وی نیز می‌باشد. از جمله این روش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
١- وصله دروغ بستن یا اختلاف افکنی. یکی از شیوه‌های ساده و مقدماتی برای ترساندن متهم سیاسی، نسبت دروغ دادن و وصله چسباندن به اوست. بازجویان در چنین مواردی به زندانی می‌گویند: اگر با ما همکاری نکنی آبرویت را خواهیم برد. شایع می‌کنیم که نه تنها اطلاعات خودت را به ما دادی بلکه باعث لو رفتن دیگران هم شده‌ای.
زندانی که سخن نگفته باشد نباید به این حرف‌ها توجه کند زیرا بالاخره واقعیات برای دیگران مشخص خواهد شد و کسی این اتهامات را باور نخواهد کرد.
اختلاف‌افکنی بین زندانیان سیاسی شگرد مهم بازجویان می‌باشد. در این روش از روز اول به زندانی گفته می‌شود که کار ما با تو تمام شده و نهایتاً یکی دو روز دیگر آزاد می‌شوی. وقتی روز آزادی فرا می‌رسد، زندانی را با اتهامات جدیدی مواجه کرده و می‌گویند: اینها را دوستانت علیه تو اعتراف کرده‌اند، حال اگر تو هم علیه آنها اعتراف کنی آزاد می‌شوی و این عمل را تا روز آخر بازجوئی ادامه می‌دهند. در این زمینه در ادامه بیشتر توضیح خواهیم داد که نباید گول بازجویان را خورد.
٢- اعدام مصنوعی. در این روش برای به حرف درآوردن زندانی برای وی شرایط تیرباران را ایجاد می‌کنند. از وی خواسته می‌شود که وصیت‌نامه خود را نوشته سپس وی را با چشم‌بند به میله‌ای بسته در مقابل جوخه آتش قرار می‌دهند. یا اینکه با چشمان بسته لوله هفت‌تیر را بر پیشانی وی قرار می‌دهند.
بهتر است زندانی در این شرایط به این بیاندیشد که اعدام و تیرباران حتی در حکومت بی‌قانون جمهوری اسلامی نیز دارای مقدماتی است و این بیشتر صحنه‌سازی می‌باشد.
٣- روبرو کردن. یکی دیگر از شگردهای بازجویان، ترساندن زندانیان برای روبرو کردن آنان با زندانیانی است که به ادعای بازجویان هم اکنون تمام اطلاعات خود را در اختیار آنان قرار داده‌ و با دشمن همکاری می‌کنند.
زندانی نیز نباید از این شیوه برخورد واهمه داشته باشد. زیرا دو حالت بیشتر نیست: یا دشمن راست می‌گوید که در آن صورت هنگام روبرو شدن با فرد نادم و گوش دادن به سخنانش می‌توانید به اطلاعاتی که تا کنون وی به بازجویان داده است پی ببرید و البته هر چه در رابطه با شما گفته شد را باید انکار کنید. یا بازجو دروغ می‌گوید و فقط بلوف زده است که در این صورت نیز می‌دانید همرزمانتان در مقابل شکنجه تسلیم نشده و اعترافاتی نداشته‌اند.
– شکنجه‌های جسمانی
معمولی‌ترین روشی که از طرف دژخیمان برای گرفتن اقرار از زندانیان بکار برده می‌شود شکنجه است. در باره انواع و اقسام شکنجه‌ها و نتایج حاصله از آنها مطالب گوناگونی نوشته شده است.
ما در اینجا اشاره کوتاهی به یکی از معمولی‌ترین شیوه‌های شکنجه یعنی “کابل زدن” به کف پا داریم که تجربه یکی از رفقا می‌باشد.
“بعد از اولین کابل خوردن به محض آمدن به سلول باید مدتی درجا زد تا ورم کف پا کمی بخوابد. بعد از وسائل موجود در لباس مثل دکمه، زیپ یا یک چیز سفت استفاده کرده و روی آن درجا زد. همچنین از اضافه نان نیز می‌شود با آب دهان خمیر درست کرده و چیزی شبیه دسته هاون ساخت و روی آن درجا زد. البته چون در سلول ما “گلیم” کلفتی بود، با لوله کردن گلیم روی آن درجا می‌زدم. البته در واقع این کار کمی دردآور است ولی در همان حال می‌شود به مطلب خود اتفاقات و شنیده‌ها در بازجوئی فکر کرده درد را از یاد برد. اما فایده درجا زدن از این جهت است که سلول‌های کف پا کشته شده و پوست پا کلفت و کم احساس می‌شوند. از طرفی دیگر پوست پاره نشده و از زخم شدن و عفونت آن جلوگیری می‌شود و همچنین توان کابل خوردن نیز بالا می‌رود، کم کم بازجویان خسته و متقاعد می‌شوند که اطلاعاتی نداری. در ضمن این کارها باید همواره فراموشی بیرون رو به خود تلقین کرد. من این عمل را شش ماه ادامه دادم بدون اینکه حتی اسم یک نفر را بر زبان بیاورم، آنها(بازجویان) راضی شدن که من را ول کنند و پرونده را بسته و به دادگاه بفرستند.”
اگر چه بسیاری در زیر شکنجه تسلیم شده‌اند ولی نمونه‌های بیشماری از افراد انقلابی وجود دارد که سر تسلیم فرو نیاوردند. زیرا ایمان انقلابی در راه اهدافی که برای آن مبارزه می‌کردند در این افراد از درد قوی‌تر بود. هر فرد مبارزی می‌تواند با تقویت نیروی اراده و ایمان خود به چنین مرحله‌ای رسیده همچون کوه استوار باشد.
– شکنجه‌های روانی. یکی دیگر از روش‌های شکنجه، شیوه‌های روانی است که معمولا مکمل شکنجه‌های جسمانی می‌باشد و بازجویان سعی می‌کنند از این طریق نیروی پایداری زندانی را در هم شکسته و در نتیجه با “شستشوی مغزی” زندانی را بطور کامل در اختیار بگیرند. در این زمینه از شیوه‌های مختلفی استفاده می‌شود، از جمله:
١- تنها گذاشتن. بازجو به خوبی می‌داند که زندانیان وقتی در کنار هم باشند، روحیه‌شان بیشتر شده و مقاومتشان صدچندان می‌شود. از اینرو می‌کوشد تا مدت‌ها زندانیان را دور از هم نگه‌دارد تا از این طریق حس تنهائی را در زندانی تشدید کرده مقاومت وی را درهم شکند. در این مدت سعی می‌کند که به زندانی بقبولاند که تنهاست و هر کاری که بخواهند می‌توانند با وی بکنند. بهتر است به حرف درآمده و همچون دیگران اعتراف کند تا بتواند به میان جمع برگردد. البته در کنار این تاکتیک بازجو می‌کوشد با قطع رابطه زندانی با دیگر زندانیان مانع از ارتباط وی با بیرون از زندان شود.

2.- نیک‌خواهی. یکی دیگر از شیوه‌های بازجویان تظاهر به دلسوزی و نیک‌خواهی نسبت به زندانی است. با وی با صدای نرم و گرم و متناسب با موقعیت اجتماعی وی صحبت کرده و او را “نصیحت” می‌کنند. زندانی اگر تحصیل کرده باشد به وی می‌گویند: بهتر است دنبال مقام و کار باشد، اگر کارگر و زحمتکش است به وی می‌گویند: چرا آلت دست دیگران شده و اجازه می‌دهد که دیگران او را به بازی بگیرند؟
٣- مأیوس کردن. یکی از بزرگترین اهداف بازجویان، نا امید و دلسرد کردن مبارزین است. در این راه به مانورهای مختلفی دست می‌زنند یا از رهبران سیاسی بد گفته و آنان را به کشورهای خارجی منسوب می‌کنند، از اختلافات بین جریان‌های سیاسی برای زندانیان سخن می‌رانند و یا قدرت مأمورین امنیتی را در سرکوب جنبش بیش از پیش بزرگ می‌کنند و زندانی را در برابر این سؤال قرار می‌دهند که مثلاً شما چند نفر در برابر این دستگاه بزرگ امنیتی چه می‌توانید بکنید؟ و به دیگر شیوه‌های مختلف سعی در مأیوس کردن زندانی دارند.
۴- استفاده از نقاط ضعف. برای خرد کردن مقاومت زندانی، بازجویان سعی در کشف نقاط ضعف زندانی دارند. از علائق خانوادگی گرفته تا مسائل جنسی. برای بازجو فرقی نمی‌کند. با ارائه سؤالات و یا توهین و افترا، سعی می‌کنند، به نقاط ضعف زندانی پی‌ببرند. مخصوصاً علائق خانوادگی برای بازجویان مهم است. هنگام بازجوئی با خانواده تماس تلفنی می‌گیرند و از پدر و مادر می‌‌خواهند که با گریه و زاری فرزندشان را به اعتراف وادارند و یا آنها را نیز دستگیر کرده و در مقابل زندانی دست به شکنجه آنها می‌زنند.
یکی از زندانیان دستگیر شده در روز عاشورا چنین می‌گوید: “اولین ساعات بازداشت، وقتی پدر و مادرم به جلوی … آمده بودند و خواستار اطلاع از محل نگهداری من شدند، همزمان من را به اتاقکی در نزدیکی در ورودی انتقال دادند که من صدای گریه مادرم را از آنجا می‌شنیدم که دنبال من می‌گشت و بازجویان منکر دستگیری من بودند.” وی همچنین ادامه می‌دهد که: “هنگام بازجوئی با خانواده تماس تلفنی گرفته و به مادرم گفته بودند: حکم آزادیش صادر شده و فقط باید یک تعهدنامه را امضا کند، ولی حاضر به این کار نیست، شما راضی‌اش کنید. مادر که از همه‌جا بی‌خبر است با فرزندش (تلفنی) صحبت کرده و خواستار امضا ورقه می‌شود، در حالی‌که منظور بازجو، نه تعهدنامه، بلکه برگه اعتراف از پیش نوشته بوده است.”
۵- بلوف زدن. یک‌دستی زدن یکی از معمولی‌ترین شیوه‌هاست. به زندانی گفته می‌شود که از همه چیز با خبرند، فقط بهتر است که خود زندانی به فعالیت‌هایش اعتراف کند که جرمش کمتر شود. بعضاً نیز برای این‌کار از مطالب و مسائلی که از دیگر زندانیان جسته و گریخته شنیده‌اند با زندانی صحبت می‌کنند و می‌گویند که ببین ما خیلی چیزها را می‌دانیم. هر زندانی ممکن است هنگام بازجوئی به مسائلی اشاره کند که از نظر خودش اهمیتی ندارد، در حالی که نمی‌داند بازجو از این موارد هم می‌تواند استفاده کند. به طور مثال یک زندانی در بازجوئی می‌گوید: “که با فرد مورد نظر هفته گذشته بعد از کار به سینما رفته و بعداً نیز در فلان ساندویچی غذا خورده‌اند.” بازجو هنگام بازجوئی زندانی مورد نظر ما که از بازجوئی فرد دیگر اطلاعی ندارد، به وی می‌گوید: ” ما از همه چیز اطلاع داریم، شما مدت‌هاست که تحت تعقیب هستید، مثلاً هفته پیش با فلانی به سینما رفته و پس از آن به فلان مغازه ساندویچی رفتید.” بازجو حتی به نوع لباسی که پوشیده بودید و غذائی که خوردید نیز اشاره می‌کند و در ادامه می‌گوید، باز هم می‌خواهی انکار کنی؟ پس بهتر است که خودت اعتراف بکنی. متأسفانه در خیلی موارد زندانی باور می‌کند که پلیس همه چیز را می‌داند، در نتیجه خودش نیز خیلی مسائل دیگر را مطرح می‌کند.
در این موارد زندانی باید به این مسأله فکر بکند: اگر بازجو همه چیز را می‌داند، چرا از روابط سیاسی مثال نیاورده بلکه از سینما رفتن و غذا خوردن صحبت می‌کند؟
البته گاهی اوقات بازجو تعمداً به زندانی دروغ می‌گوید و واکنش زندانی را مورد بررسی قرار می‌دهد. چنانچه در دام بازجو افتادید با کش دادن مطلب ساختگی شما را به دروغگوئی بیشتر وادار ساخته و در همین حال قدرت حاضر جوابی، نکته سنجی، تیزهوشی و سرعت انتقال شما را به دست می‌آورد.
۶- بل گرفتن. روش دیگر اعترافگیری بررسی واکنش زندانی در برابر کلمات گزیده‌ای است که از دهان بازجو بیرون می‌آید. در این روش بازجو با اخبار و اطلاعات و حدسیاتی که دارد، فهرستی از واژه‌ها را بیان می‌کند و زندانی به مجرد شنیدن هر یک از آنها نخستین کلمه‌ای را که به ذهنش می‌رسد باید بیان کند. چنانچه در مقابل هر واژه زندانی بیش از چند ثانیه تردید کند، برای بازجو نشان از دروغگوئی است. در نتیجه بازجو پرسش‌های بعدی خود را طوری بیان می‌کند که از همان نقطعه ضعف سرنخ‌های بیشتری بدست آورد.
٧- داروهای شیمیائی. بازجو سعی می‌کند با استفاده از نقاط ضعف زندانی و ناآگاهی از حقایق پزشکی، داستان‌هائی در رابطه با “داروهای راستگوئی” برای زندانی بیان کند و در واقع از قبل به زندانی این طور تلقین می‌کنند که با استفاده از این دارو بدون هیچگونه مقاومتی زندانی لب به سخن خواهد گشود. حتی ممکن است از داروئی(مخدر) که کمی برای زندانی حالت گیج کننده داشته باشد استفاده کنند.
در این روش در واقع دو عامل “یادآوری” و “نیرو” در مقابل هم قرار می‌گیرند. تلقین کننده(بازجو) و تلقین شونده(زندانی). تا خود تلقین شونده نخواهد و آمادگی نداشته باشد، هیچ تلقین کننده‌ای نمی‌تواند در روحیه و نیروی ارادۀ وی تأثیر کند. “اسکوپولامین” و یا داروهای دیگر هیچ تأثیری در نیروی دفاعی و یا قدرت حافظه و بیان شخص ندارد. تنها یک حالت سستی و تخدیر و خلسه مانندی در برخی از افراد ایجاد می‌‌کند. بازجو از قبل سعی می‌کند به زندانی تلقین کند که با این تزریق زندانی به حرف خواهد آمد و پس از استفاده نیز مرتب این موضوع را مطرح می‌کند و همزمان مطالبی را که می‌داند بازگو می‌کند تا به زندانی تلقین شود که همه چیز را می‌داند، پس بهتر است خودش بقیۀ صحبت را ادامه دهد. حتی مواردی دیده شده است که افرادی با ضعف اراده و تلقین‌پذیر با چند قطره آب مقطر و یا قرص تقویتی که با آب معمولی به آنها داده شده است، تحت تلقین شروع به صحبت کرده‌اند.
در چنین مواردی بهتر است بدین شکل عمل شود:
الف- کار پزشک را دشوار نموده با تکان دادن دست از تزریق جلوگیری شود و یا در حین تزریق دست را پیچانده و پزشک از ترس شکستن سوزن سرنگ را خارج خواهد کرد در نتیجه از حد لازم کمتر تزریق خواهد شد و بالنتیجه نمی‌تواند به مرز مطلوب “شکستن اراده” رسیده و بازجو تلقینات خود را آغاز کند.
ب- سکوت کامل. پزشک از شما خواهد خواست که شروع به شمارش اعداد کنید و یا به برخی از سؤالات وی پاسخ دهید. پس از آن نوبت بازجو است که ابتکار عمل را بدست بگیرد. پس خونسردی را حفظ کرده و هیچ صدا و یا نشانه‌ای که از خواب‌آلودگی شماست از خود بروز نداده افکار خود را متوجه چیزهای دیگر بکنید. حتی در ابتدای “بیهوشی” می‌توانید با شل کردن زبان خود هنگام شمردن خود را به بیهوشی بزنید.
این نکتۀ مهم را فراموش نکنید اگر واقعاً چنین داروئی وجود داشته باشد نه تنها در ایران بلکه در تمام جهان دیگر به شکنجه‌های قرون وسطائی احتیاجی نیست و به هر زندانی می‌توان همین دارو را داد و تمام مسائل و اطلاعات را بدست آورد!
٨- دروغ سنج. در بعضی از موارد بازجویان با استفاده از دستگاه دروغ سنج (پلی‌گراف) کمک می‌گیرند. در این روش در ابتدا سؤالات معمولی از زندانی می‌شود و زندانی باید با “بله” یا “نه”، پاسخ بدهد و در ضمن واکنش‌های طبیعی بدن مثل فشار خون، ضربان قلب، عرق کردن و … اندازه گیری می‌شود و در بین سؤالات نیز در رابطه با فعالیت سیاسی سؤالاتی مطرح می‌شود. در پایان بازجو پاسخ‌های داده شد و نتیجه آزمایش را مورد بررسی قرار می‌دهد.
برای مقابله با این روش می‌توانید به یکی از اشکال زیر عمل کنید:
الف- هرگز پاسخی به سؤالات ندهید.
ب- به تمامی سؤالات صرف‌نظر از نوع آن دروغ بگوئید.
ج- به سؤالات به تناوب یکی در میان پاسخ “بله” و “نه” بگوئید.
٩- دهلیز ارواح. این نامی است که زندانیان بر شب‌های اوین گذاشته‌اند. نیمه‌شب‌ها در زندان به ناگاه فریاد جیغ‌های دلهره‌انگیز و فریادو ناله بلند می‌شود. البته در واقع این‌ها نوار هستند که از روی واقعیت‌ها ضبط شده‌اند. در هنگام شکنجه بازجویان صداها را ضبط می‌کنند و بعدا شب‌ها برای ترسانیدن زندانیان آنها را با صدای بلند پخش می‌کنند. عموم زندانیان مخصوصاً آنها که هنوز در طی مراحل بازجوئی هستند فکر می‌کنند که هم اکنون دیگر همبندانشان در حال بازجوئی و شکنجه هستند.
١٠- تلقین. روش دیگری که به منظور ترساندن زندانی، بکار می‌برند تلقین است. این عمل از همان آغاز دستگیری و بدون وقفه و با اشکال مختلف یا با تکرار جملات فریبنده و یا تهدیدآمیز ادامه پیدا می‌کند. تا زمانی که نیروی مقاومت زندانی درهم شکسته شود.
١١- تکرار. در این روش بازجو به دقت به پاسخ زندانی در مقابل سؤال گوش می‌دهد و سپس هم سؤال و هم جواب را به کرات تکرار می‌کند. در ادامه این کار را با هر سؤال بعدی انجام می‌دهد تا زمانی که زندانی چنان خسته شود که برای خلاص شدن از یکنواختی به پرسش‌ها دقیق و کامل جواب دهد. در این روش از بازجوئی معمولاً از چند بازجو استفاده شده و مکالمات نیز ضبط شده که تمام بازجویان در جریان قرار بگیرند. بهترین شیوه مبارزه با این نوع بازجوئی کنترل بر اعصاب می‌باشد. در ضمن هنگامی که بازجو در حال تکرار است می‌توان مجددا بر اعصاب مسلط شده و برای جواب بعدی خود را آماده کرد.
١٢- شلیک سریع. در این روش از یک تاکتیک روان شناختی استفاده می‌شود مبنی بر این اصل که همه دوست دارند زمانی که صحبت می‌کنند شنیده شوند و قطع کردن صحبت و یا فهم نادرست مطلب از طریق طرح سؤالی نامربوط گیج کننده است. به زبانی دیگر بازجو مجوعه‌ای از سؤالات را به طریقی مطرح می‌کند که زندانی فرصت پاسخ گفتن کامل به یک سؤال را پیش از طرح پرسش بعدی ندارد. این مسأله زندانی را گیج می‌کند و او به تناقض می‌افتد زیرا فرصت کمی برای آماده کردن جواب‌هایش دارد. در ادامه بازجو زندانی را در مقابل تناقضاتش قرار می‌دهد که این خود به تناقضات بیشتر منجر می‌شود. در نتیجه در بعضی موارد زندانی برای اصلاح حرف خود شروع به صحبت کرده و بیش از مورد نیاز به اطلاعات بازجو کمک می‌شود. در این روش نیز از چند بازجو استفاده می‌شود و عموماً در لحظات اولیۀ دستگیری که زندانی هنوز در “گیجی” بسر می‌برد از آن استفاده می‌شود. مشکل بازجویان در این مورد این است که سؤالات را باید قبل از بازجوئی آماده کرده اطلاعات کامل از پرونده زندانی داشته و با تجربه باشند. بهترین شیوه برخورد با این شیوه تسلط کامل به اعصاب و دادن پاسخ‌های کوتاه و سؤال را به سؤال پاسخ دادن (برای فکر کردن در رابطه با سؤال) است.
١٣- حمله به غرور و شخصیت. در این روش ارزش شخصیتی زندانی مورد حمله قرار می‌گیرد. هدف بازجو حمله به غرور زندانی از طریق حمله به وفاداری، توانائی، هوش، ظاهر نامرتب یا هر ضعف دیگر است. چنانچه زندانی نیز از نظر روحی فردی ضعیف باشد تحریک شده و در وضعیت دفاعی قرار گرفته و سعی می‌کند که بازجو را متقاعد کند که آدم مهمی است. همان گونه که قبلا نیز گفته‌ایم نباید این امکان را به بازجویان داد که نقاط ضعف و قوت زندانی را بشناسند. بهترین راه مبارزه عدم دفاع است. باید حرف بازجو را ملاک قرار داده و تأکید کرد که اشتباهی دستگیر شده و حتی ارزش دستگیری نیز نداشته است. اگر این روش برای بازجو موفقیت‌آمیز نباشد برایش یک بن بست بزرگ است زیرا اعتبار خود را در واقع از دست داده نمی‌تواند شیوه دیگر بازجوئی را در پیش بگیرد.
١۴- سکوت. در این روش که در مقابل افراد عصبی و پر تحرک به کار گرفته می‌شود بازجو هیچ صحبتی نکرده فقط با چشم‌هایش خیره شده لبخند تحقیرآمیزی بر چهره دارد. اگر چه برگرداندن نگاه از شخص اهمیتی ندارد ولی مهم این است که تماس چشمی را ابتدا زندانی قطع کند. در ادامه فرد عصبی شده و در صندلی مرتب جابه جا می‌شود. حتی ممکن است زندانی شروع به پرسیدن سؤال بکند. اما بازجو تا زمانش نرسیده باشد صحبتی نخواهد کرد. پس از آن ممکن است بازجو با لحنی بی‌علاقه تعدادی سؤال را مطرح کند. این شیوه بازجوئی تا زمانی‌که مشخص شود موفق نیست ممکن است ادامه پیدا بکند. البته در این روش بازجو نیز باید فردی صبور باشد.
جانباخته “شیرین علم‌هولی” در نامه‌ای که به بیرون از زندان ارسال داشته بود در این زمینه می‌نویسد: “… تمام روز مرا در اتاق بازجوئی سرپا نگه می‌داشتند بدون هیچ سؤالی، فقط بازجویان می‌نشستند و جدول حل می‌کردند.”
١۵- عاطفی. روش عاطفی منطق زندانی را در برابر مقاومت با دستکاری و استفاده از عواطف فرد علیه خودش تحلیل می‌برد. عواطف اصلی زندانی در زمان دستگیری ممکن است عشق و یا ترس باشد. این عشق و یا ترس ممکن است به نفرت نسبت به فرد دیگری تغییر یابد و به کار افتد. برای تحلیل بردن بخش منطقی فرد ترس را می‌توان ایجاد کرد و یا افزایش داد. به اقتضای موقعیت یا چنانچه ترس فرد تحت بازجوئی بسیار زیاد باشد که نتواند بازجو با وی ارتباط برقرار کند. بازجو در صدد برمی‌آید که ترس زندانی را کاهش داده و کم کم اطلاعات موثری را از وی بدست آورد. در این روش حتی ممکن است زندانی به بازجو از نظر عاطفی علاقمند شود.
زندان. مرحلۀ‌ دیگر که در حقیقت از همان نخستین ساعات دستگیری فعال سیاسی آغاز می‌گردد زندان رفتن است. چهار دیواری زندان بوتۀ آزمایش یک فعال سیاسی می‌باشد. در این‌جا نیروی روانی، هوشیاری و بردباری فرد زندانی آزمایش می‌شود و در همین‌جا است که دشمن با استفاده از تمام نیرنگ‌ها و شکنجه‌های طاقت‌فرسا سعی در درهم شکستن زندانی دارد. به نظر روانشناسان آنچه زندانی را می‌شکند و خرد می‌کند اراده خود وی است وگرنه شکنجه فقط وسیله است. اگر زندانی واقعاً بخواهد مقاومت کند، بدن و اعصاب وی پیروز بوده شکست نخواهد خورد. منظور بازجو از شکنجه به دست آوردن اطلاعات است از این رو همیشه در تلاش است که زندانی زنده بماند.
اگر چه زندان‌های رژیم جمهوری اسلامی و شیوه برخورد با زندانیان سیاسی متفاوت است در ادامه ما شیوه‌های کلی مبارزه با زندانبانان و راه‌های مقاومت در زندان را به اختصار شرح می‌دهیم:
١- نخستین و در عین حال فوری‌ترین وظیفۀ‌ زندانی این است که ببیند چرا به دام افتاده و چگونه می‌تواند دیگر همرزمان خود را از لو رفتن و گرفتار شدن محافظت کند. نتیجه و بررسی این موضوع را در حالی که امکان داشته باشد باید سریعا به بیرون از زندان منتقل کند. با تمام مشکلات و دشواری‌ها زندانی باید همیشه در صدد ارتباط با دنیای بیرون از زندان بوده اخبار و اطلاعات را به بیرون منتقل کند.
٢- در زندان نیز اصول مرزبندی و مخفی‌‌کاری را کاملا رعایت کرده و هرگز از اطلاعات مربوط به فعالیت خود با دیگران صحبت نکند. حتی اگر به دیگر زندانیان اطمینان هم دارد نیازی نیست که این مسائل را بازگو کند. این نکته را نیز باید در نظر داشت که همواره نیروهای نفوذی دشمن در میان زندانیان وجود دارند. چنانچه به فردی در این زمینه مشکوک شدید مسأله را به زبان نیاورید بلکه بکوشید وی را به بازی گرفته با پرسش‌های خودسرانه و ظاهرا ساده از مقاصد و چگونگی روابط وی با زندانبانان اطلاع حاصل کنید. تنها هنگامی که واقعا از نفوذی بودن وی مطمئن شده‌اید مسأله را با دیگر افراد مطمئن در میان بگذارید.
٣- یکی دیگر از وظائف مهم شناختن بازجویان و دقت در جزئیات امور زندان می‌باشد. سعی کنید نام بازجویان(واقعی یا مستعار)، مشخصات چهره و اندام، طرز گفتار(لهجه)، روحیات و رفتار آنها را بدست آورده بعداً از راه‌هائی که امکان داشته باشد به خارج از زندان بفرستید. همچنین اطلاعاتی در رابطه با زندان از جمله: تعداد زندانیان و زندانبانان، نگهبانان، بازجویان، ساعات عوض شدن آنها، اقدامات حفاظتی و شدت و ضعف آن در ساعات روز و… به دست آورید. در بعضی مواقع تغییر در این موارد گفته شده می‌تواند نشان از تغییرات در بیرون از زندان باشد.
۴- با زندانبانان وارد بحث و جدل نشوید. در مجموع آنها افرادی پرعقده، کم‌سواد و ساده‌لوحند و شعور سیاسی ندارند. به آنان چنین فهمانده شده است که زندانیان سیاسی همگی “خائن”، “جاسوس”، “ضد ایرانی”، “لامذهب”، “کمونیست”، “دزد و آدمکش”، “بی‌ناموس” و … هستند.
۵- در بسیاری از اوقات مسئولین زندان برای درفشار گذاشتن و تحقیر فعالین سیاسی، زندانیان سیاسی را به بندهای مجرمین معمولی منتقل می‌کنند. این ترفند رژیم را باید علیه خود آنان استفاده کرد. زندانیان عادی خود از محروم‌ترین قربانیان اجتماع بوده و از بسیاری مسائل بی‌اطلاع می‌باشند. در این جا به خوبی می‌توان به روشنگری پرداخت و ضمن به دست آوردن سمپاتی آنها از امکاناتی که برخوردارند از جمله ملاقات استفاده کرده و با بیرون تماس برقرار کرد.
۶- در زندان وقت را بیهوده نگذرانید. با یک برنامه‌ریزی در صورتی که امکان باشد ورزش جمعی را سامان بدهید. در غیر این صورت طبق یک برنامه معین بخشی از وقت خود را به ورزش اختصاص بدهید. چنانچه دسترسی به کتاب باشد مطالعه را نیز در دستور کار بگذارید. سعی کنید با دیگر همرزمان ارتباط برقرار کرده اخبار و اطلاعات را رد و بدل کنید. با این روش روحیه خود و دیگر همرزمان را تقویت کنید. یکی از راه‌های ارتباط ‌گیری زدن “مورس” می‌باشد. در اینجا به طور اختصار شیوه یادگیری زبان “مورس” را شرح می‌دهیم. با کمی تمرین می‌توانید آنرا آموخته و به دیگران یاد بدهید. این شیوه ارتباط‌ گیری بسیار لازم و مفید است. بهترین نمونه آن: در سال١٣۶٧هنگامی‌که دستور کشتار زندانیان توسط خمینی صادر شد، تعدادی از زندانیان که از دادگاه‌های مرگ چند دقیقه‌ای و کشتار زندانیان با اطلاع شده بودند، سریعا توسط “مورس” زدن و اطلاع دادن به دیگر بندها جان عده‌ی زیادی را نجات دادند.
شیوه کار برای زدن مورس بدین شرح می‌باشد:
سی و دو حرف فارسی با همان ترتیبی که دارند به چهار دستۀ هشت حرفی تقسیم می شوند. هر دستۀ‌ هشت حرفی یک ردیف را تشکیل می‌دهد و چهار ردیفی که به این شکل درست می‌شوند به ترتیب زیر هم قرار می‌گیرند:
١- ا ب پ ت ث ج چ ح
٢- خ د ذ ر ز ژ س ش
٣- ص ض ط ظ ع غ ف ق
۴- ک گ ل م ن و ه ی
به هنگام زدن مورس فرستنده‌ی پیام با زدن دو ضربه ممتد به ازای هر ردیف، شمارۀ ستون را مشخص می‌کند و ضربه‌های بعد شمارۀ حرف را در ستون. مثلاً برای مخابرۀ‌ کلمۀ‌ خطر، دو بار دو ضربۀ‌ پیاپی زده می‌شود، یعنی ستون دوم، کمی مکث، سپس یک ضربه زده می‌شود، یعنی خ و ادامۀ‌ آن:
دو- یک (خ) دو بار دو ضربۀ ممتد – یک ضربه
سه- سه (ط) سه بار دو ضربۀ ممتد – سه ضربه با فاصله
دو- چهار (ر) دو بار دو ضربۀ ممتد – چهار ضربه با فاصله
البته برای استفاده از این شیوه باید ساعاتی را انتخاب کرد که مأمورین در بندها نباشند و از قبل نیز برای علامت سلامتی و یا شروع “مورس” قراری با دیگران گذاشت.
٧- مبارزه با تنهائی یکی از دشواری‌های بزرگ در زندان است. البته برای آنانی که در سلول‌های عمومی هستند این مشکل زیاد بزرگ دیده نمی‌شود. اما برای مبارزینی که در سلول انفرادی بسر می‌برند این یک مشکل بزرگ است که نیاز به یک برنامه ریزی برای “وقت‌کشی” می‌باشد. مبارزه با تنهائی دو شکل دارد. “درونی” و “بیرونی”. مقصود از مبارزۀ درونی مشغول نگاهداشتن ذهن است که ذهن کمتر به مسائل زندان متمرکز شود. برای این کار در صورتی که موجود باشد می‌توان مطالعه کرد، در تفکرات سیاسی، اجتماعی، فلسفی، غرق شد و یا خاطرات گذشته، اشعار، داستان‌هائی که خوانده‌اید و … را مرور کرد. تلقین به خود به منظور مبارزه با گرسنگی، تشنگی، سرما و گرما نیز از جمله دیگر افکار می‌باشد. منظور از مبارزۀ بیرونی، فعالیت‌های جسمی و غیر فکری می‌باشد که مهمترین‌ آنها ورزش‌های ساده، قدم‌زدن و حرکات نرمشی و یوگا است. این نکته را نیز نباید فراموش کرد که دویدن، قدم‌زدن در یک مسیر دایره‌ای شکل انسان را سریعا خسته می‌کند، از این رو مسیر سه گوش و یا چهار گوش را انتخاب کنید.
روزشماری نه تنها مهم است که می‌تواند به عنوان یک سرگرمی نیز حساب شود. انواع دیگر “وقت‌کشی” کنجکاوی در رابطه با زندانبانان، دقت در جزئیات امور، خواندن سرود، ساختن اشکال از خمیر نان، تمیز کاری و حتی کش‌دادن به کارهای روزانه مثلاً آهسته غذا خوردن و … می‌باشد.
٨- از تهدیدات، داد و فریاد زندانبانان نترسید. این نشانه ضعف و احساس حقارت آنها می‌باشد.
٩- یکی از نیرنگ‌های زندانبانان این می‌باشد: گاهی اخبار نادرستی را به وسیله نیروهای درونی خود در زندان پخش کرده تا واکنش زندانیان را دیده بر حسب آنها سرنخ‌های جدیدی بدست آورده و یا روحیه یاس و ناامیدی را در زندانیان ایجاد کنند. در نتیجه باید کاملا هوشیار و مراقب باشید و عکس‌العمل محسوسی از خود نشان ندهید. گفته می‌شود پس از ٢۵خرداد١٣٨٨ حتی برخی از روزنامه‌های سراسری را با اخبار جعلی چاپ و در زندان پخش کرده بودند.
١٠- هر وقت زیر شکنجه قرار می‌گیرید سعی کنید افکار خود را با لجاجت و تلقینات روانی بر چیزهای دیگر متمرکز کنید. در این صورت درد شکنجه را کمتر حس خواهید کرد. پس از آن نیز بدن شما خودش به اصطلاح “کرخت” شده دیگر درد را احساس نخواهید کرد.
١١- هنگامی‌که چند تن از زندانبانان شما را احاطه کرده زیر مشت و لگد قرار می‌دهند، سعی کنید نقاط آسیب‌پذیر را محافظت کنید. برای این منظور نخست پاهای خود را بر روی شکم جمع کرده و سر خود را در حالیکه بسینه می‌چسبانید با دست‌های خود بپوشانید. البته بهتر است پس از چند لحظه خود را به ضعف و اصطلاحا “موش‌مردگی” بزنید. در این صورت حس درنده‌خوئی و مردم‌آزاری دژخیمان ارضاء شده دست از شما برخواهند داشت.
١٢- تا می‌توانید و جان در بدن دارید پایداری کنید و مطمئن باشید هر دقیقه از مقاومت شما در خسته‌کردن و تضعیف روحیه دشمن تأثیر فراوانی دارد. فشار و شکنجه دشمن تا زمانی ادامه دارد که به شکستن نیروی اراده و گرفتن اعتراف از فعال زندانی امیدوار باشد.
١٣- در زندان ممکن است مدتی طولانی در انفرادی بسر ببرید. باید خود را مشغول نگه دارید و نگذارید حس تنهائی و شکست بر شما غلبه کند. ورزش روزانه را حتماً در دستور کار قرار دهید. بعضی مواقع از طرف بازجو ورزش کردن ممنوع می‌شود و اگر ورزش کرده باشید بازجو از بوی عرق بدن متوجه خواهد شد. برای رفع این مشکل هنگامی که به دستشوئی می‌روید لباس ضخیم یا حوله با خود برده و آنرا خیس و مرطوب کنید. سپس در موقع ورزش (در سلول) مرتباً خود را با آن خنک و خشک کرده از بوی عرق بدن جلوگیری می‌شود. بدین وسیله به بازجو رودست زده و ورزش مخفی “لو” نمی‌رود. همچنین می‌توانید با جویدن باقی‌مانده نان، خمیر درست کنید. سپس با خمیر گلوله‌های کوچکی درست کرده و بگذارید تا خشک شود. بعداً با این گلوله‌های کوچک می‌توانید، شعر و مطلب و مسائل دیگر را در کف سلول نوشت و یا نقاشی کرد.
١۴- اهمیت و لزوم امیدواری فعالین سیاسی نسبت به آیندۀ مبارزه بسیار مهم است و در دوران زندان می‌تواند شرایط طاقت‌فرسای زندان را برای زندانی سهل و آسان کند. گفته می‌شود یکی از مبارزین را هنگامی که برای اعدام می‌بردند به هم بندان خود گفت: “هنوز در اندیشه فرار است و امیدوار، چون شاید تمام گلوله‌های مزدوران به خطا برود!”
.

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

14 پاسخ to “راهنمای مبارزان سیاسی در صورت دستگیری ، چگونه هنگام بازجویی در مقابل فشار و شکنجه مقاومت کنیم”

  1. علی ایراتدوست Says:

    این ها که غالباً برگرفته از آموزش های چریک های فدایی و مجاهدین خلق است. بهتر بود لینک آنها را هم میگذاشتید.
    مرگ بر خامنه ای، لعنت بر خمینی، زنده باد آزادی، برقرار باد حاکمیت خلق ایران

  2. کاوه Says:

    بسیار جالب و آموزنده بود، جناب علی ایراندوست، آذادی خواهیت بسیار مورد احترام، اما یافعت باشه اگه این خلقی ها از هر نوعشان سر کار بیایند ، فقط باید سایتهایی از این قبیل را زیاد کرد
    پاینده ایران و برفراشته باد پرچم خرد

  3. کاوه Says:

    بسیار جالب و آموزنده بود، جناب علی ایراندوست، آزادی خواهیت بسیار مورد احترام، اما یادت باشه اگه این خلقی ها از هر نوعشان سر کار بیایند ، فقط باید سایتهایی از این نوع متن را زیاد کرد
    پاینده ایران و برفراشته باد پرچم خرد

  4. همین نوشته در لینکی دیگر Says:

    همین نوشته در لینک زیر نیز موجود است و شما این نوشته را با فرمت پی دی اف می توانید از آن صفحه دانلود کنید:

    http://pishgaam6.wordpress.com/2010/06/23/shomaare3/

  5. نکات ایمنی شرکت در راهپیمایی | اگر بازداشت شدیم، چه کنیم؟ Says:

    نکات ایمنی شرکت در راهپیمایی | اگر بازداشت شدیم، چه کنیم؟

    http://leisuremind11.wordpress.com/2011/03/08/%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D9%85%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D8%A7%D9%87%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%85%D9%87%D9%85/

  6. ناشناس Says:

    کیرم توی دهنت کثافت خائن جاسوس مزد بگیر

    • جمشید Says:

      دوست گرامی ناشناس، صرف نظر از این که روشن نیست مخاطب ناسزاهای شما چه کسی است، دشنام دادن کار خوبی نیست و دیگران با ناسزا گفتن و ناسزا نوشتن با شما هم عقیده نخواهند شد. به قول مولوی: ( از خدا خواهیم توفیق ادب – بی ادب محروم ماند از لطف رب )

  7. انسان Says:

    آخه خوک های کثیف نشستین اونور دنیا حال میکنین اینجا جوونارو میدین به کشتن آخه حروم زاده ها بیایین تو خیابون یه چک بخورین ببینین مزه اش چیه بعدا برا بازجویی تخصصی بشینین فکر کنین.شماها نه دشمن نظامید نه دوست مردم ایران شماها فقط مزدور اون صهیون هایی هستین که قبل انقلاب اون ساواک رو تربیت کردن . ضد انسانید

    • دوراندیش Says:

      دوست عزیز ، بازجوی بسیجی عزیز ، معلومه از بس چک زدی طبیعتت شده همینجوری میخوای به همه چک بزنی . ولی کور خوندی به موقعش نوبت تو هم میرسه همونطور که نوبت همه مزدوران از مزدوران ساواک تا مبارک و قذافی رسید . به فکر سوراخ موش باش عزیز

      • انسان Says:

        خدا را شکر که دشمنان مارا احمق آفرید.
        متوهم خیال پرداز تو همین خیال سیر کنین خیلی هم خوبه تو این داستانا سیر کنین ، ما هم همینو عینا میخواییم که دشمن اینجور القائاتیکه تزریق میکنیم باور کنه همین سوراخ موش همین توهمات اینا ، میبینی چه راحت از افکارت تخلیه شد.هر وقت تونستی جلو سوتی تو یه کامنتو کنترل کنی بعدا حرف از بازجویی و اصول تخلیه حرف بزن.
        خوش باش با این خیالات

        • دوراندیش Says:

          معلومه دوست عزیز ساواکی ما آقای anti خیلی هم بهش برخورده ، خنده داره این ساواکیها (ببیخشید بسیجیها) واقعا هیچ مخالفتی رو تاب نمیارن حتی وقتی مخفیانه و در ظاهر به صورت یک خواننده بی طرف نظر میگذارند . اشکالی نداره دوست عزیز ، اگر از سرنوشت همه دیکتاتورها و مزدوران آنها از قدیم تا کنون عبرت نگرفتی ، متاسفانه باید صبر کنی وقتی دست مردم انقلابی افتادی اونوقت عبرت اساسی خواهی گرفت . فقط نگاه کن به آنچه حالا در لیبی میگذره ، یا سال 57 در ایران رخ داد ، یا بعد از سقوط آلمان نازی در آلمان ، لیست خیلی درازه و حوصله ندارم همه رو ردیف کنم فقط میدونم که ظلم دوامی نمیاره و شماها همیشه به مجازات میرسین .

    • dfbdfg Says:

      کس مامانت

  8. لیبرال Says:

    ((با عرض پوزش از همه خوانندگان محترم و فهیم ببخشید ولی ناچارم)) خطاب به تمام بازجویان درنده و هرکس که آگاهانه به نحوی فرمانبر این رژیم سفاک و شیطانی و ضد بشری است. هرچه که دوستان عزیز آزادی خواه و مودب رعایتان را کردند، بنده می خواهم آنچه که واقعا لایق آن هستید پیشکشتان کنم ای بسیجی نماهای کثیف و مزدور و خودفروخته و سفیه، شما سگان ولایت وقیح که اگر پاش بیفته به ناموس خودتون هم رحم نمی کنید. شما کوچک مغزان خائن مردم فروش و دین فروش و خود فروش پست که به هر ذلتی تن میدهید تا زنده بمانید و قدرت داشته باشید. ننگ بر شما که به راستی منفور و مایه ننگ همه کائناتید..لعنت خدا بر شما بدنامان بالاخره نوبت دریده شدن خودتان نیز خواهد رسید و با بدنامی هرچه تمام به زباله دان تاریخ میپیوندید. البته بنده به هیچ عنوان با خشونت و رفتارهای غیر انسانی موافق نیستم ولی گاهی اوقات مجازات به شیوه خودتان اجتناب ناپذیر است و بدانید با هر دست بدهی با همان دست پس میگیری، پس تا دیر نشده توبه و جبران کنید شاید بخشش خداوند و عفو مردم شامل حالتان شود!؟!

  9. ناشناس Says:

    بحث دارد زیبا وجذاب میشود از قدیم گفتند زندان مال مردان است اما در ایران زندان مال عاقلان وتحصیلکرده ها است اوین این نام بد ومنفور نزد همه شده هتل ده ستاره مفکرین واندیشمندان ایرانی تا بوده وهست سلولهای انفرادی برای آزادی خواهان وتحصیلکرده های ایران بوده اراذل واوباش جایشان در سلولهای دسته جمعی وشوخی وخنده ولات بازی واموزش کارهای خلاف بهمدیگر است.این دادگاه های غیر انسانی وغیر اخلاقی انقلاب نمی مانند ویادتان نرود که ایران وحکومت های ایران از نظر سیاسی همیشه بر لبه پرتگاه بودند.مردم شریف ایران گرسنگی وتشنگی را تحمل میکنند ولی ظلم را تحمل نمی کنند حکومت اسلامی که خودش را انقلابی ومردمی میدانست بعد از رفراندوم تبدیل به نظام شد که حتی فرزندان خود را نیز ازبین برد. بشنوید شکنجه گران آن روز که درقبضه های این ملت له میشوید نزدیک است. الیس الصبح بقریب.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: