آنگاه كه شعبان بی مخ ها حاكمان مطلق می شوند! ( یک مادار عزدار )

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

درست يك سال از تشكيل كميتۀ مادران عزادار می گذرد و من گذر حوادث را مرور می كردم. ‌تجمعات ميليونی مردم در اعتراض به نتايج اعلام شده انتخابات و ناديده گرفتن اين جمعيت عظيم توسط قوۀ مقننه را به ياد دارم و نيز به ياد دارم كه لاريجانی و شاهرودی با چه عجله ای حتی قبل از تأييد شورای نگهبان اين تقلب بزرگ و نابخردانه را تبريك گفتند و باز به ياد می آورم بعدها وقتی اين اعتراضات ادامه يافت چگونه نيروهای امنيتی، انتظامی و لباس شخصی هايی كه امروز به خوبی آنها را می شناسيم به خود اجازه دادند تا به سمت ميليون ها نفر شليك كنند و ده ها نفر را با شليك مستقيم، ‌تجاوز، ‌شكنجه، ‌پرت كردن از ساختمان خوابگاه ها و پل ها، ‌زير كردن با ماشين نيروی انتظامی و … به قتل رسانند و باز هم مجلس چشم هايش را بست و قوۀ قضائيه بدون كمترين دغدغه ای از اين جنايات هولناك گذشت و تمام مساعی خود را در به بند كشيدن فرزندان معترض اين مرز و بوم به كار بست . پس از اين اتفاقات بود كه زنان ايران در واكنش به اين جنايات هولناك تصميم به تشكيل جمع مادران عزادار را گرفتند تا به احقاق حق به شدت ضايع شده فرزندان اين سرزمين بپردازند. در راستای هدف مبارزه با هرگونه خشونت خواستار معرفی و محاكمۀ عادلانه آمران و عاملان جنايات و آزادی بی قيد و شرط تمامی زندانيان عقيدتی و سياسی شدند و بعدها كه صدور حكم اعدام برای ايجاد جوّ رعب و وحشت بيشتر در جهت وادار به سكوت كردن مردم از طرف قوۀ قضائيه به كار گرفته شد، ‌لغو حكم اعدام نيز به خواسته های مادران اضافه گرديد .
بله، يك سال از اين حوادث گذشت و اين بار عربده كشان مجلس را هدف قرار می دهند و مزد ناديده گرفتن های پياپي خود را می گيرند كه: لاریجانی تو غلط كردی حكم رهبری را به رأی گذاشتی!
اگر در جريان انتخابات می شد آن عده از مردم ايران را كه به غير از صدا و سيمای جمهوری اسلامی به هيچ رسانۀ ديگری دسترسی ندارند توجيه كرد كه انتخاب مردم حاكم شده است و با منعكس نكردن خبر اعتراض ميليونی مردم واقعيات را كتمان كرد امروز خبر شاهكار كمتر از 200 نفر در همين رسانه نيز ناگزير پخش می گردد و اين بار مردم از همين رسانه می بينند كه چگونه تعداد قليلی به خود اجازه می دهند تا خود را همه مردم ايران قلمداد نمايند و هرچه دلشان خواست به مجلس بگويند و بدون ذره ای هراس مجلس را تهديد نمايند و وادار كنند از رأی خود بگذرد .
جالب آن كه در كلان شهر تهران بيش از 200 نفر را نتوانستند سازماندهی كنند ولی همين 200 نفر ادعای ملت ايران بودن را داشتند و محيرالعقول تر آن كه مجلس با عربدۀ چند صد نفر رأی خود را پس می گيرد و اين درحالی است كه اعتراضات ميليونی مردم به نتيجۀ انتخابات به راحتی توسط همين مجلس ناديده گرفته می شود.
راستی اگر مجلس به خوبی از ماهيت اين عربده كشان اطلاع نداشت و خبر از قداره های همراهشان و مجوزهای هميشه آماده برايشان كه به آنها اجازۀ انجام هر كاری را می دهد نداشت با اين سرعت رأی خود را پس مي گرفت ؟
اگر ميليون ها نفر فقط در تهران حق پرسيدن از رأی خود را ندارند و مجوز حضور در خيابان را آن هم بدون هيچ شعاری نمی يابند و به گلوله بسته می شوند و يا حكم زندان های طويل المدت می گيرند، چگونه است كه چند صد نفر اجازۀ حضور جلوی مجلس را می يابند و مجاز به هرگونه فحاشی و هتك حرمت از مجلس مي شوند ؟
و اين هم زمان با آن می شود كه قوۀ قضائيه پس از يك سال سكوت در مقابل جنايات اتفاق افتاده از خانوادۀ جانباختگان می خواهد تا با قبول ديه از بيت المال به دليل مشخص نبودن قاتلان، پروندۀ شكايات خانواده ها را مختومه اعلام نمايد . آيا مسئولان قضاوت در كشور فيلم هتك حرمت از مجلس، سخنرانی حسن خمينی و … را ديدند ؟ شايد بتوانند ردی از آمران و عاملان جنايات را در آنها شناسايی كنند . همان ها كه مجوز داشتند با اينكه به چند صد نفر هم نمی رسيدند ميكروفون و بلندگو داشته باشند تا هرچه دلشان می خواهد بگويند و مأموران نيروی انتظامی هم به خوبی وظيفۀ حفظ امنيتشان را به عهده گرفتند.‌ همان ها كه نه شناسايی و نه زندانی شدند. همان ها كه با فرستادن ناهار و آب ميوه برايشان به خاطر اين رسوايی بزرگ تقدير شدند، ‌همان ها كه رئيس مجلس را به خاطر به رأی گذاشتن نظری خلاف نظر رهبری ( جانی ) خطاب كردند ( لاریجانی ) ‌آنان كه رأی رهبری را قبل از اعلام رسمی می دانند و قادرند مجلس را به خاطر عدم تبعيت از يك رأی !؟ رهبر به غلط كردن وادارند .
راستی اگر مجلس باور داشت كه حمايت مردمی را دارد و خود را نمايندۀ واقعی مردم می پنداشت حاضر به تن دادن به چنين خفتی می بود كه با عربدۀ چند صد نفر با سرعت هرچه تمامتر رأيش را پس بگيرد ؟
و چه قرابت عجيبی است بين اينان و سلفشان دار و دسته شعبان بی مخ در كودتای 28 مرداد و راستی آيا برای مجلس، قوۀ قضائيه و رهبر نظام فهميدن اين واقعيت كه همان قايق نظام هم كم كم فقط به يك پدالو تبديل می شود هنوز هم سخت است ؟
يك مادر عزادار – 6 تیر 1389
.
http://pejvakzendanyan.blogfa.com/post-1602.aspx

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: