شاهدان كشته شدن شهيد شبنم سهرابی پيدا شدند

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

مادر شهيد شبنم سهرابی با ديدن فيلم پيكر بیجان و خونين دخترش، تأييد كرد كه اين فيلم مربوط به شهادت دخترش در روز عاشوراست .
چندی پيش سايت” رأی ما كجاست” با مادر شهيد شبنم سهرابی ، زن 34 ساله ای كه ظهر عاشورا توسط ماشين نيروی انتظامی در خيابان شادمان به زير گرفته و له شد؛ گفت و گويی انجام داد.
اين مادر داغديده به خاطر ترس ، درباره ماجرای کشته شدن دخترش سکوت کرده و تا ماه ها اين درد را در سینه حبس کرده بود. اما از اين گلايه داشت كه چرا هيچ فيلمی از شبنم نيست؟ چرا هيچ شاهدی نيامده ماجرای به زير گرفتن دخترش را برايش تعريف كند؟
اما پس از انتشار مصاحبۀ اين مادر داغديده، شاهدان عينی در تماس های متعدد با اين سايت ، صحنۀ شهادت شبنم سهرابی را به تصوير كشيدند و فيلم انتقال بدن خونين و بیجان او را در روز عاشورا ارسال كردند. مادر شبنم به محض ديدن اين فيلم تأييد كرد كه اين بدن بیجان متعلق به دخترش است. او بارها و بارها صحنۀ دلخراش صورت خونين شبنم را ثابت نگه داشت تا صورت دخترش را واضح تر ببيند. چشم هايش را از روی مانيتور لحظه ای تكان نمی داد ؛ اشك ريزان تأييد كرد كه اين جنازۀ دخترش شبنم است:” خودش است . حتی اين پيراهن سبزش را به ياد دارم. بله خود شبنم است. هيكل او بسيار درشت بود و ببينيد حتی نمی توانند او را از ماشين بيرون بياورند.”
اين فيلم جسد زن جوانی را نشان می دهد كه جمعيت سعی دارند او را از داخل خودرويی بيرون بياورند و به درمانگاه برسانند.
شاهدان عينی می گويند خودروی نيروی انتظامی در خيابان شادمان چندين بار از روی شبنم رد مي شود. مادر شبنم خود به تازگي يكی ديگر از شاهدان عينی قتل فرزندش را ديده و با او صحبت كرده است:” خانمی را در يكی از پارك های محله ديدم و با او سر صحبت را باز كردم. او در روز عاشورا لحظۀ كشته شدن شبنم را ديده است. می گفت ماشين نيروی انتظامی شبنم را در گوشۀ خيابان گير آورده بود و بارها او را به سينۀ ديوار چسباند و از روی جسدش رد شد. سرنشين اين خودرو جوانی با ته ريش بوده كه اگر او را دوباره ببيند می شناسد.”
مادر اين جملات را سختی بر زبان می آورد . سرش را تكانی می دهد و با تعجب می گويد:”چطور ممكن است كه شبنم را با آن هيكل درشتش با ماشين به زير بگيرند؟ يعنی در خيابان شادمان كسی نبود كه جلوی خودروی نيروی انتظامی را بگيرد؟ آدم كشی آن هم در روز عاشورا؟”
مادر مي گويد: “22 روز از شهادت شبنم می گذشت و صورتش را که دیدم انگار زجرکُشش کرده بودند. خیلی غم انگیر بود اما فقط همین صورتش را دیدم یعنی فقط گذاشتند صورتش را ببینم. بقیۀ پیکر دخترم را ندیدم. حتی موقع خاکسپاری هم جز صورتش، چیزی ندیدم اما می دانم که له شده بود، شکم دخترم له شده بود.”
در برگۀ پزشکی قانونی نوشته اند مرگ بر اثر اصابت جسم سخت و عوارض ناشی از آن. مادر در اين باره می گويد:” من هم رفتم شکایت کنم اما نگذاشتند. در حالی که دختر بی گناه من را زیر ماشین له کرده اند نمی گذارند من پی گیری کنم من می خواهم بگویند که اسم این جسم سختی که پزشکی قانونی نوشته چیست و چگونه توانستند چند بار از روی دخترم با ماشین رد شوند؟ خب به او خوردند چرا نگه نداشتند کمکش کنند؟ چرا؟”
“دختر من شهید شده و شهدا پیش خدا روزی می خورند و در آرامش هستند.” مادر اين جملات را با اطمينان مي گويد و ادامه مي دهد:” مطمئن هستم که دخترم پیش خدا در آرامش است اما ما آرامش نداریم؛ نه نگین (دختر شش ساله شبنم) و نه من هیچ آرامشی نداریم و تنها زمانی که قاتل دخترم را معرفی کنند و محاکمۀ او را ببینیم به آرامش می رسیم. حتی نمی دانم دخترم در کدام نقطه شهید شده و کجا ماشین او را زیر کرده است که بروم حداقل دو رکعت نماز آنجا بخوانم. زمینی که دخترم جان داد را ببوسم و گریه کنم. جگرم می سوزد. مدام تصور می کنم چگونه توانستند از روی دخترم چند بار رد شوند؟ من پی گیری خواهم کرد. خدا نمی گذارد خون بی گناه زمین بماند و دامانشان را خواهد گرفت.”.
.
http://www.rayemakojast.org/spip.php?article1082

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: