چه چشم‌اندازی برای تغيير در ايران؟ گزارشی از کنفرانس در پارلمان اروپا در پيرامون مسائل ايران (بخش اول)، علی صمد

به نقل از سایت گویا:

در روز چهارشنبه سی ژوئن ۲۰۱۰ کنفرانسی توسط گروه پارلمانی احزاب دمکرات سوسياليست اروپا در يکی از سالن های مرکز پارلمان اروپا در بروکسل با موضوع «چه چشم اندازی برای تغيير در ايران؟»، برگزار شد. اين کنفرانس در دو بخش انجام گرفت. پيش از شروع بحث ها، معاون رئيس احزاب دمکرات سوسياليست اروپا آقای»آدرين سورين» سخنانی را خطاب به حاضرين در کنفرانس ايراد کرد و بدين طريق به دلايل برگزاری چنين کنفرانسی پرداخت. ايشان متذکر شدند که ما با دعوت از نمايندگانی از جامعه ايرانيان تلاش داريم در رابطه با مسائلی که دارای اهميت است با آنها صحبت کنيم. در واقع قابل تاکيد است که ما در مورد ايران صحبت هايی بسياری انجام می دهيم و در باره تهديدات اين کشور بحث و گفتگو می کنيم. بحث های ما تنها در رابطه با موضوعات مربوط به مسائل هسته ای نيست بلکه به حمايت ايران از سازمان های بنيادگرا نيز توجه داريم. روشن است که سخنان رهبران حکومت ايران موجب تنشج می شود. ايران يک کشور قوی و قدرتمند است و دارای منابع زياديست. اين کشور در يک منطقه ژئو پولتيک قرار دارد. ما نمی توانيم ايران را مورد توجه قرار ندهيم. کشورهای ديگر چنين وضعيتی را ندارند. ما همواره در باره انواع مختلف روش ها و راه حل ها صحبت می کنيم. هيچيک از اين روش ها شايد نتواند ما را به اهداف مطلوبمان برساند. اما ما قطعاً به بررسی روش های متفاوت خواهيم پرداخت. در اينجا بحث تحريم ها مطرح می شود. حتی مسئله نظامی هم طرح شده است. در رابطه با تحريم ها دو نکته قابل توجه است؛ آيا تحريم ها می تواند موثر واقع شوند؟ بخودی خود آيا ما می توانيم کاری بکنيم که اين تحريم ها از تحريم های قبلی موثرتر شوند؟ البته ما چنين ارزيابی نداريم. ما فکر نمی کنيم که تحريم های مورد نظر ما منجر به تغيير شود. در حال حاضر حمله نظامی روی ميز قرار دارد. روشن است که که يک راه حل به اصطلاح نظامی خوب نيست. تعداد کمی از ما از اين روش دفاع می کنند. موضوعی که در اينجا عجيب به نظر می رسد اين است وقتی که از تهديدات ايران صحبت می کنيم کمتر از جامعه ايران حرف به ميان می آوريم. ما تا حدودی تحت تاثير ايران اوايل انقلاب اسلامی هستيم و فکر می کرديم که جامعه ايران يک جامعه غير پويا است. اما ما امروز می دانيم که وضعيت اينگونه نيست. ما فکر می کنيم که جامعه ايران تغيير کرده است و اين پويايی مثبت می باشد. و اين بسيار خوب است. اميد ما بيش از هر چيز بايد اين باشد که به اين پويايی توجه نشان دهيم.

ما بايد سياست تحريم ها را مورد توجه قرار دهيم و همه سياست ها را کنار نگذاريم. ما اگر بخواهيم در مسير صحيح قرار گيريم بايد به اموری توجه کنيم که در جامعه ايران اتفاق می افتد. برای ما جامعه ايرانيان در داخل و خارج از کشور دارای اهميت است.

در ايران يکسری مسائل مربوط به حقوق بشر وجود دارد که بايد به آن توجه نشان داده شود. بعضی از سازمان ها می گويند بدون تغيير رژيم هيچگونه تغييری امکانپذير نيست. روشن بگويم ما بدنبال تغيير رژيم نيستيم و اتحاديه اروپا چنين سياستی را پيش نمی برد. اما در برابر تهديدات و دفاع از مردم خودمان ما وظيفه داريم از خود دفاع کنيم. به نظرم اتحاديه اروپا بايد نقش مهمتری در اين عرصه بازی کند. اروپا قادر است که اينکار را بکند. اتحاديه اروپا ابزارهای مناسبی در اختيار دارد که می تواند با اتکا به آنها نقش خود را خوب بازی کند. اين که چگونه می شود اين نقش را بازی کرد در واقع اين به عهده ماست.

ما با برگزاری چنين کنفرانس هايی تلاش می کنيم با دعوت از مهمانان با آنها به بحث و گفتگو بپردازيم. ما به حرف های مهمانان خود گوش می دهيم. از نظر من مشارکت دادن جامعه مدنی ايران و ارتقای دمکراسی، بهتر از هر تحريمی است.»

بعد از سخنان» آدرين سورين» پانل اول برياست خانم «ماريا مونيز» از حزب سوسياليست اسپانيا، تحت نام»زمان بندی هسته ای» نسبت به «زمان بندی دمکراسی» آغاز شد. ايشان در صحبت های کوتاهی متذکر شدند که» انتخابات سال گذشته مردم ايران را دچار ياس و نااميدی کرد. خيلی ها تصورشان اين بود که ايران تغيير می کند و گروه ديگر حکومت را بدست می گيرند. اما در حال حاضر يک دولت امنيتی در ايران درست شده است که کشور را تحت کنترل خود گرفته است. مشکلات زيادی وجود دارد. ما نسبت به قرار داد سه کشور تحت نام قرار داد تهران زمان لازم قائل نشديم. مشکلات داخلی در ايران وجود دارد و ميان اپوزيسيون ايران يک استراتژی مشترک وجود ندارد. پارلمان اروپا از طريق گفتگو، اعلاميه، قطعنامه و سياست تحريم ها در برابر حکومت ايران موضعگيری کرده است. در ايران رژيمی بر سر کار است که با مردمش از طريق اختناق و سرکوب برخورد می کند. پارلمان اروپا از ايجاد فضايی دمکراتيک در جامعه ايران حمايت می کند».

در اين هنگام خانم «ماريا مونيز» ميکروفون را در اختيار آقای عباس ميلانی (مورخ، ايران‌شناس و نويسنده‌ای ايرانی‌ ساکن آمريکا و مدير برنامه مطالعات ايرانی در دانشگاه استنفورد که در ضمن استاد مدعو دانشکده علوم سياسی است) قرار دادند. آقای ميلانی در صحبت های خود متذکر شدند ( لازم به توضيح است که تمام سخنرانی ها از طريق تند نويسی صورت گرفته است و اگر ابهام يا اشکالی در گزارش ديده شود مربوط به گزارش دهنده است) که» رژيم ايران در عرصه سياست اجتماعی و اقتصادی شکست خورده است و بدين طريق مشروعيت خودش را از دست داده است. در دوره آقای بوش کابينه ايشان روی موارد مربوط به قرار داد ان. پی. تی. حرکت نکرده است. در ايران اين موضوع به تقويت ناسيوناليسم کمک کرده است. در ايران طبق قرارداد ان. پی. تی.، غنی سازی وجود دارد. در ايران رژيم کنونی به مردم و به تمام جهان دروغ گفته است. رژيم در عرصه اتمی موفقيت داشته است اما نقطه ضعفش موضوعات دمکراتيک بوده است. چنانچه سخنران قبلی متذکر شدند ايران کشور مهمی در منطقه و جهان محسوب می شود. اتفاقاتی که در ايران روی داده است در ديگر کشورها اتفاق نيفتاده است. تنها اين اتفاقات در سه کشور ايران، ترکيه و مصر روی داده است. پس اين اتفاقات بسيار مهم می باشند. رژيم ايران از تنش های غرب بسيار استفاده برده است. از اختلاف روسيه با ديگر کشورها و نيز از چين بدليل نيازش به انرژی کمک گرفته است. اين استراتژی خيلی دارای اهميت است. رژيم بدنبال وقت بود و در اين عرصه نيز موفق شد. ما قبلاً با هفت سانتيفيوژ مواجه بوديم اما امروز در حدود هفتصد سانتيفيوژ در ايران وجود دارد.

ما می دانيم که دمکراسی قابل صدور نيست. اما امکان اين وجود دارد که ايده ها را وارد ايران کرد. ايران يکی از قديمی ترين دمکراسی های خاور ميانه است. هيچ دمکراسی در خاور ميانه وجود ندارد که مردمش بيايند و تظاهرات سه ميليونی بدون خشونت در تهران برگزار کنند. در ايران يک جنبش دمکراسی خواهی قوی وجود دارد. رژيم ايران پول دارد و از خشونت هم برای سرکوب مردم استفاده می کند. يک اقليتی در ايران وجود دارد که برای در قدرت ماندن حاضرند همه کار بکنند. البته رژيم توان اين را دارد که به هر اقدامی دست بزند اما طرف مقابل او هم قدرت اين را دارد که سه ميليون نفر را در تهران به خيابان بياورد و يکسال بعد نيز همچنان حضورش محسوس باشد. البته حکومت می داند که اروپا و غرب و کلاً جهان شاهد همه چيز است و او ديگر نمی تواند همه کار انجام دهد. ما همچنان که از حقوق محيط زيست دفاع می کنيم بايد از حقوق بشر نيز دفاع کنيم. ما بايد مجازات های دقيقی را که هدفشان فقط آدم های مشخصی چون فرماندهان سپاه پاسداران هستند را انجام دهيم. تکنولوژی هايی وجود دارند که می توانند از سد سانسور عبور کنند. مردم ايران بايد به اين تکنولوژی ها دسترسی داشته باشند. راه حل نظامی خوب نيست و اين بيشتر به نظاميان و آن اقليتی که از ۱۲ ژوئن سال ۲۰۰۹ قدرت را به دست گرفته، کمک می کند. گذر به دمکراسی تنها راه ايران است و مردم ايران چنين ظرفيت و توانی را دارا هستند.

در ادامه کنفرانس نوبت به آقای «روزبه پارسی» رسيد. ايشان کارشناس اروپايی در امور سياست ايران، تحليلگر دانشگاه مطالعات امنيتی اتحاديه اروپا (EUISS)، که در حال حاضر در فرانسه مستقر هستند.

ايشان در بحث خود متذکر شدند که» مشکل فقط اين نيست که مخالفين در ايران سازماندهی نشده اند. در اروپا و آمريکا تصور خوبی از ايران وجود ندارد. اينکه تحريم ها را اجرا کنيم يا نکنيم ما در واقع می خواهيم چه اهدافی را دنبال کنيم؟ در اين مورد طبق موضوع پانل، دو زمانبندی وجود دارد. که يکی زمان بندی اتمی است و ديگری سياست داخلی ايران. در مورد سياست اتمی، تحريم ها يکی از راه حل ها بوده است. ما نمی توانيم اين مشکل را جوری حل کنيم که روی کاغذ زيبا به نظر رسد. در ضمن ما راه حل های محدودی داريم. اما ايده اينکه تحريم ها کافی خواهد بود و آنها را مجبور خواهد کرد که از برنامه اتمی خود منصرف شوند کافی نيست. اتحاديه اروپا دارد می گويد که اين تحريم ها از نظر قانونی موفقيت آميز نخواهد بود و ما را به يک بن بست خواهد کشانيد. ما چه استفاده ای روی سياست تحريم ها می کنيم؟ هر چند که تحريم ها می توانند زمينه قانونی داشته باشند اما ما بايد حتماً مذاکره کنيم. آنها از خط قرمزها گذر کرده اند. ايده فرايند دمکراسی تنها راه حل اساسی است. اين ضرورت دارد که با حاکمان ايران مذاکره کنيم خارج از اينکه از آنها خوشمان بيايد يا نيايد. ما بايد بفهميم که آيا مردم ايران از اين مجازات ها بين المللی بهره خواهند برد؟ در ضمن حقوق بشر را نمی توانيم ناديده بگيريم. راه حل نظامی را نبايد در نظر بگيريم. همشيه در هر عرصه از تحريم ها، راه حل نظامی هم مطرح می شود و عده ای در باره آن بحث می کنند. ما بايد تمام راه حل ها را داشته باشيم که چگونه وارد مذاکره با آنها شويم و نه برای اينکه با آنها وارد جنگ شويم. پيشرفت دمکراسی در ايران دارای اهميت زياد است پس بايد ساعت زمان بندی را فراموش کرد.

اتحاديه اروپا نقش مهمی دارد و می تواند چنانکه بخواهد خوب بازی کند. اما به نظر می رسد که تنها امريکا است که طرف ايران می باشد. برای مذاکره سياسی اتحاديه اروپا موقعيت اين را دارد که با ايران وارد مذاکره شود. اين فرصت خوب را اتحاديه اروپا نبايد از دست بدهد. اتحاديه اروپا بنا به نياز خود و آن چيزی که در ايران می گذرد و نه صرف اينکه در واشنگتن سيتی چی می گذرد، عمل کند و نبايد دنباله رو سياست امريکا باشد. در مورد مسائل حقوق بشر که مشترک است وارد مذاکره می بايست شد. ما می دانيم که حقوق بشر موضوعی است که ناديده گرفته شده است. نياز به يک تفکر استراتژيک دارد. متاسفانه ما فکر نمی کنيم که بعد چه اتفاقی می افتد. فقط موضوع اين نيست که امروز چه می گذرد. بايد به پنج و ده سال آينده فکر کرد.

در ادامه کنفرانس نوبت به خانم «ژنيو عبدو» رسيد. ايشان کارشناس سياست خارجی موسسه «بنياد قرن» در عرصه مسائل خاورميانه می باشد و خانم عبدو پيش از اين در قالب خبرنگار روزنامه گاردين و نشريه اکونوميست در ايران فعاليت داشته است. ايشان در سخنان خود تاکيد داشتند که»ما بايد بدانيم که امروز نسبت به ژوئن سال گذشته در کجا هستيم. الان سوالی که مطرح است اين می باشد که آيا ما به زمان بندی اتمی توجه داريم. اگر به روش دولت و حکومت توجه کنيم می بينيم از ژوئن سال گذشته با دو استراتژی عمل کرده است. يکی اين است که جامعه مدنی را محدود کرده است. درحال حاضر بيش از ۵۱ درصد شرکت مخابرات توسط سپاه پاسداران خريداری شده است و در عرصه اينترنت جامعه مدنی بسيار محدود شده است. در واقع ساعت زمان بندی کند شده است. در ايران ده ها هزار بلوگر مجبور شده اند که به فيس بوک مراجعه کنند. رژيم در اين عرصه بسيار موفق بوده است. نخبگان سياسی به حاشيه کشانده شده اند. دايره هايی در اطراف احمدی نژاد و خامنه ای ايجاد شده است. الان يکسری نقاط فشار در ايران وجود دارد و بدليل شکاف هايی که در ايران وجود دارد می شود از آنها استفاده کرد. اين درست است که رژيم کنترل دارد اما شکاف ها هم گسترش يافته است. تنها موضوع اصلاح طلبان نيست بلکه اختلافات در ميان اصول گرايان نيز افزايش يافته است. يکسال قبل رژيم ايران در موقعيت ضعيفی قرار داشت اما با سياست های غرب تا حدودی تقويت شده است.

سياست اوباما سياست مذاکره کامل نبوده است. او از ايران می خواست بر سر يکسری مسائل و بويژه مسائل هسته ای مذاکره کند. در اين مدت هر چه فشارها بيشتر شد آن واکنش ها محدودتر گشت. عملکرد غرب در قبال ايران باعث تقويت نظاميان شده است. متاسفانه گروه ۱+۵ ، بيانيه تهران ميان سه کشور ترکيه، ايران و برزيل را ناديده گرفت و اين فرصت از دست رفت. ترکيه اعلام کرد که اين قرارداد مقدمه ای بود و اين يک مسئله تاسف آوری است.

رئيس جمهور امريکا اوباما سياست مذاکره را رها کرده است و به سمت رو در رويی کشيده شده است. واکنش غرب باعث شده که حکومت ايران خشن تر برخورد کند و سرکوب ها گسترش يابد.

از دولت های غربی می خواهيم که فقط به زمان بندی اتمی توجه نکند بلکه مناسب است به زمان بندی دمکراتيک و حقوق بشر نيز بپردازد. جنبش ايران در سال گذشته نشان داد که ايران و حکومتش آسيب پذير است. جامعه ايران نشان داد که مشروعيت حکومت بسيار تضعيف شده است. از نظر من موضوع حقوق بشر يک نقطه آسيب پذير برای حکومت ايران است.

– در ادامه نوبت به طرح سوالات حاضرين در کنفرانس رسيد. در اين بخش خانم باربارا لخ بيلر رئيس گروه ارتباط با ايران در پارلمان اروپا، تاکيداتی نسبت به صحبت های سخنرانان کردند. ايشان تاکيد کردند که» شما مدعوين وضعيت اتمی و حقوق بشری را تحليل کرديد و می دانيد که ما در قطعنامه های خود به اين موضوعات پرداخته ايم. اگر به تحريم ها تاکيد کنيم به بن بست منجر می شود. در اين زمينه اگر هدف اين باشد که خاور ميانه را به يک منطقه عاری از سلاح اتمی تبديل کنيم مشکلات ما کاهش می يابد.

-در ادامه چند نفر از کردهای ايرانی از طريق سوالات خود تاکيد داشتند که در ايران بايد از همه بلوک های قدرت استفاده کرد. مثلاً از جنبش دانشجوئی، جنبش زنان، جنبش مليت ها و قوميت ها و… بهره برد. اما در پانل فقط فارس ها حضور دارند و از اقليت های ديگر خبری نيست. يکی ديگر از هموطنان کرد متذکر شدند که بخش بزرگ مشکلات خود موسوی و کروبی است. آنها می خواهند در چارچوب نظام و قانون اساسی عمل کنند و اين سياست مناسبی نيست و در واقع مشکل اساسی خود آنها می باشند. در ضمن در کردستان کردها اولين کسانی بودند که در اوايل انقلاب آنها را سرکوب وسيع کردند و اعدام های زيادی در آن مناطق صورت گرفت و می دانيم هم که در آن زمان چه کسانی در قدرت بودند.

– يک خانم اروپائی اين سوال را طرح کردند که ايران اسرائيل را گفته که می خواهد از روی زمين حذف کند. چرا هيچ مجازاتی بر عليه ايران در اين خصوص صورت نمی گيرد؟

– يک ايرانی ديگر از گروه اتحاد ايران بلژيک گفت که حقوق بشر برای ما بسيار حائز اهميت است. اما جمهوری اسلامی نشان داده است که طرفدار مذاکره نيست. اين رزيم همه را سرکوب کرده است. تمام کسانی که قرار بود با گروه ايران در پارلمان اروپا در تهران ملاقات و گفتگو کنند دستگير شدند و امروز در زندان زير شکنجه هستند. مذاکره نبايد با اين افراد صورت بگيرد.

– يک خانم متخصص در امور پناهندگی در خصوص متقاضيان پناهندگی ايرانی اين سوال را مطرح کرد که چرا اتحاديه اروپا سياست ساده تری را در برابر پناهندگان ايرانی اتخاذ نمی کند بويژه اينکه بسياری از متقاضيان در کشورهای اطراف ايران و از جمله ترکيه آواره هستند.

– يک خانم کرد سوريه ای متذکر شدند که ايران از مليت ها و قوميت های مختلفی تشکيل شده است و برای چنين کشوری يک سيستم فدرال مناسبترين سيستم است.

– حاضرين ديگری در کنفرانس توضيحاتی در باره صحبت های سخنرانان دادند که اين حرف يا آن حرف مدعوين را قبول يا رد می کردند و اغلب توسط رئيس جلسه صحبت های آنان چون سوال نبوده است قطع می شد.

در اين بخش سه سخنران مربوطه و حاضر در پانل اول به توضيحات کوتاهی بسنده کردند:

– آقای «روزبه پارسی» توضيح دادند که آدم های کمی در ايران هستند که می خواهند با ما صحبت کنند. وقتی وضعيت سياسی ايران بی ثبات است شايد ما به نتيجه نرسيم. بدون اينکه ما به تمايلات سياسی توجه کنيم. برای کاهش تنش و برای اينکه بجايی برسيم که جنگ اتمی اتفاق نيفتد بايد به پتانسيل ها و ديناميزهای موجود مراجعه کرد. اين به نفع ايران و کل منطقه است.

در ضمن اتحاديه اروپا به دنبال تغيير دولت ها نيست. ما بايد گفتگو کنيم و جامعه بين المللی اينجور عمل می کند. اگر راه همه گفتگوها را ببنديم نمی تواند جوابگوی ما باشد. اين درست است که عده ای نمی خواهند با ما گفتگو کنند اما عده ديگری هستند که تمايل به گفتگو دارند. به علاوه ما نمی دانيم که آيا ايران از سلاح اتمی استفاده می کند؟ ما نمی دانيم که ايران می تواند بمب اتمی درست کند يا نه؟ استفاده از بمب اتمی يک نوع خودکشی است.

در ضمن اينکه اسرائيل توسط ايران مورد تهديد است بيشتر اين موضوع چنبه تخيلی دارد. در واقع اين تبليغی است که نخست وزير کنونی اسرائيل و خامنه ای تبليغش را می کنند. دسترسی به بمب اتمی به منزله استفاده از آن محسوب نمی شود. ما در حال حاضر اطلاعات لازم و روشن از وضعيت هسته ای ايران نداريم. اسرائيل فکر می کند که با حمله نظامی می تواند پروژه هسته ای ايران را با بمباران حل کند. اين برداشتی غلط است.

– سپس خانم «ژنيو عبدو» متذکر شدند که جای تاسف است که امريکا سعی نکرده به نکات مشترک با ايران بپردازد. از زمان ۱۱ سپتامبر مذاکره کنندگانی که با ايران ارتباط داشتند گفته اند که منافع مشترک وجود دارد. به عنوان مثال موضوع افغانستان. اگر ما بر سر اين کشور گفته شده مذاکره را ادامه می داديم می توانستيم به مسئله اتمی هم بپردازيم. امروز ديگر اين سياست در امريکا دنبال نمی شود. يک ليستی از اولويت ها وجود داشت. مثلاً در مورد مذاکره فلسطين و اسرائيل، اورشليم که مهم تريم و مشکل ترين موضوع بود به عنوان آخرين مسئله طرح شد. به نظرم اول بايد مذاکره بر سر منافع مشترک باشد و نه برعکس! جمهوری اسلامی به اين نظر ترجيح داشت.

به نظر من امروز جنبش سبز در ايران گسترش پيدا کرده است. اين جنبش بزرگتر شده و گروه های بيشتری را در بر گرفته است. برای جنبش سبز بسيار مشکل است که به عنوان اپوزيسيون عمل کند و البته اين نقطه ضعف و قوت آن است. رهبران اين جنبش می دانند که اگر بيرون بيايند اين گروه های کوچک از حمايت بهره مند نخواهند شد. در ميان اقليت های قومی و مذهبی هم مناسب است که متحد شوند.

قدرت ايران در خارج از ايران سعی می شود کمتر از آن چيزی که هست نشان داده شود. به نظر من بايد با کسانی که در قدرت هستند وارد مذاکره شد.

– آقای «عباس ميلانی» در خصوص سوالات توضيح دادند که ميلان جز يکی از مناطق آذربايجان است و ايشان آذری می باشند. ايشان در ادامه متذکر شدند که فکر نمی کنند که اين رژيم برعليه اپوزيسيون برنده شده است. اگر پيروز بود ديگر متوسل به سرکوب نمی شد. درگذشته سرکوب همشيه نسبت معکوس داشته است. وقتی که اپوزيسيون نبود سرکوب پايين بود اما وقتی اپوزيسيون قوی شد سرکوب هم افزايش يافت. حکومت در برابر اپوزيسيون احساس ضعف می کند. اين رژيم حتی نتوانسته شخصی همچون رفسنجانی را با خود همراه کند. ما می بينيم که کروبی روزبروز راديکال تر می شود. نقد او راديکال ترين برخورد نسبت به ولايت فقيه بوده است. او اعلام کرده است که ولايت فقيه در ايران دارای حقوقی است که حتی خدا هم آن حقوق را ندارد.

در ايران چهار هزار نفر سرکوب شده اند. امروز کسانی که در زندان هستند همه از سردمداران رژيم هستند. تمام نخبه گان حاکم و از جمله رفسنجانی و خاتمی که ۱۶ سال رئيس جمهور و موسوی هشت سال نخست وزير اين نظام بوده اند و الان آنها جز اپوزيسيون حکومت شده اند. همه اينها نشان می دهد که حکومت در بحران است. حکومت تلاشش اين است که اين افراد نامبرده بيايند و بگويند که همه چيز تمام شده است و اپوزيسيون شکست خورده است. خوشبختانه موسوس و کروبی مخالفت کردند.

نيروهای خارج از کشور نقش بسيار مهمی دارند. بايد مطالبات مردم را در خارج از کشور بازتاب داد. از نظر من رژيم طرفدار مذاکره است. آنها گفتند که از قرار داد ان. پی. تی. بيرون خواهند آمد اما اين کار را نکردند. خامنه ای می داند که بايد با غرب مذاکره کند. روشن است که چين نمی تواند مشکلات تکنولوژی آنها را حل کند. صعنت نفت شش ميليون بشکه نفت صادر می کرد که الان به چهار ميليون کاهش پيدا کرده است.

در ضمن ما می دانيم که تحريم های هوشمند همانطور که از نامش معلوم است هوشمند می باشند. در کويت و امارات عربی بيش از ده هزار شرکت تجاری وجود دارد آنها می خواهند از اين تحريم ها عبور کنند. زيرا ايران نفت دارد و اين باعث می شود که همه چيز را دور بزند. الان رژيم هدفش اين است که رايانه ها را به گروه های خودی بدهد. و اين باعث بروز مشکلات اقتصادی زيادی می شود و از نظر من اين جنبش دمکراسی را تقويت نمی کند.

در خصوص مشکلات قومی تنها دولتی که می تواند به آن بپردازد، دمکراسی است. در عرصه اقتصادی، اجتماعی و تاريخی اگر دمکراسی بوجود آيد مشکلات ما را حل خواهد کرد. در مورد اعدام های اول انقلاب پيش از اينکه به سرکوب و اعدام کردهای ايرانی بپردازند در اول انقلاب سران رژيم گذشته را اعدام کردند و کسی هم اعتراض نکرد و وقتی تيغ سرکوب به ديگران رسيد زبان اعتراض بلند شد.

در ضمن هر ساله يک ميليون نفر به بازار کار ايران اضافه می شود و اين مشکل هنگامی حل می شود که دمکراسی به قدرت برسد.

در باره ايران هيچگونه شواهدی در باره بمب اتمی وجود ندارد. نظرسنجی های وجود دارد که البته کافی هم نيستند نشان می دهند که در ايران تنها ده درصد مردم هستند که خواهان تغيير نمی باشند. اگر اين رژيم حمايت اکثريت مردم را داشت به خشونت متوسل نمی شد. اگر حمله نظامی به ايران صورت گيرد صدها هزار نفر کشته خواهند شد. در ضمن برنامه اتمی ايران مثل عراق نيست که اسرائيل برود و براحتی آنها را بمباران کند و بدين طريق موضوع حل شود. برنامه اتمی در سراسر ايران پراکنده است و يک نسل متخصص در اين عرصه تربيت شده است.

– قبل از پايان پانل اول خانم «ماريا مونيز» متذکر شدند که دعوت آنها از متخصصين ايرانی مسئله تعلق قوميتی آنها نبوده است. بلکه تخصص و تجربه آنها مد نظر بوده است. در مورد سياست پناهندگی کشورهای عضو اتحاديه اروپا ما در اين عرصه اعلاميه ای را صادر کرديم و از اين کشورها خواستيم که در خصوص وضعيت پناهندگی ايرانيان ساده تر و راحت تر برخورد کنند و هماهنگی های لازم صورت گيرد. بعد از اين توضيحات از سخنرانان و حاضرين تشکر صورت گرفت و بدين طريث پانل اول به پايان رسيد.

پايان بخش اول

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: