امنیتی ها از ما میترسند، فريبا داوودی مهاجر

نهادهای اطلاعاتی سال هاست که تلاش میکنند سعی با استفاده از روش ها ی متفاوت ولی همسو بر روی ذهن اقشار مختلف جامعه از نخبگان گرفته تا مردم عادی اختلال، ابهام، انزجار و حتی بی تفاوتی و بی علاقه گی نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی ایجاد کرده و افکار متحد الشکلی نسبت به دموکراسی خواهان ایجاد نمایند…هشدار که در بازی های تبلیغاتی آنها به هر شکل و شیوه غرق نشویم.

از مجموعه اخبار و مطالبی که صدا و سیمای ضرغامی پخش کرده است، نتایج زیر بدست آمده است

ندا زنده است و در خارج از کشور زندگی میکند.

ندا را سرویس های اطلاعاتی اسرائیل کشته اند.

ندا را سرویس های اطلاعاتی انگلستان کشته اند.

ندا بازیگر تئاتر بوده و با فشار یک دگمه یک گالن رنگ قرمز را روی خود خالی کرده و بعد هم در خودرو، توسط آقای آرش حجازی به قتل رسیده است

روزنامه سپاه: بي بي سي به اوباش پول داد تا ندا را بکشند.

خبرگزاري دولتي ايرنا: تک تيرانداز منافقين ندا را کشتند.

احمد خاتمي امام جمعه تهران: خود اغتشاشگران ندا را کشتند.

سفير ايران در مکزيک: سازمان سيا ندا را کشت.

ندا به همان شکلی که در تصاویر دیده میشود کشته شده است، اما قاتلش یک خانم است که هراسان، دست در کیف خود برده است.

این قسمتی ازیک نوشته است که در وب لاگی در باره به قتل رساندن ندا امده است.

ادعاهای بالا در کمتر از یک سال از رسانه ملی ایران و هدایت نهادهای اطلاعاتی و امنیتی در باره به شهادت رسیدن ندا پخش شده است .ادعاهای مختلف و متناقضی که البته موجب تعجب هیچکس نمی شود. چرا که چنین روش هایی از دولتی که بر مبنای دروغ و کودتا و تحمیق مردم بنا شده است امری عادی و روز مره و البته حساب شده تلقی می شود.

آنچه بدیهی بنظر می رسد این است که بخشی از اتاق های فکردولت کودتا تبدیل شده به طراحی سناریو های مختلف و فیلم نامه هایی که، عملکرد متناقض با حقوق بشر و اعمال ضد انسانی آقایان را توجیه کند عملکردی که نه برای اولین باراتفاق افتاده و نه برای اخرین بار خواهد بود.

در سریال های ساخته شده آقایان برخی از منتقدین به نظام جمهوری اسلامی که سوژه فیلم ها شده اند همه جرایم و صیات را یک جا مرتکب شده اند. همزمان هم سلطنت طلبند و هم هوادار مجاهدین خلق. هم جاسوس سیا هستند و هم عضو چریکهای فدایی خلق. هم برانداز هستند و هم مشاور وزیر. هم مسئله اخلاقی دارند و هم عضو انجمن اسلامی. هم بی دین هستند هم با اصلاح طلبان مذهبی کار میکنند و خلاصه در یک فیلم 5 دقیقه ای تا انجایی که میتوانند از هیچ نیرنگ وتهمت و دروغی دریغ نمیکنند.

امروز نظامی که قرار بوده اسلام ناب محمدی را پیاده کند تبدیل به یک نظام مافیایی با بکار گیری حداکثر جنگ روانی و روش های فریبکارانه و فاشیستی برای حذف مخالفان شده است . هر وسیله ایی هدف را که همان حفظ نظا م است توجیه میکند در حالی که اثری از اسلام و آموزه های آن نیست.

آنچه وظیفه ماست هوشیاری در چنین سناریو سازی ها و پرونده سازی های است. ابتداباید اطمینان داشته باشیم هیچ کدام از برنامه ها و دستور العملها و اظهار نظرهایی که امروز شاهد آن هستیم بدون برنامه و هدف نیست و یا حداقل ما نباید از کنار آن ساده انگارانه عبور کنیم. یکی از وظایف ما فهم آنچیزی است که هر روز از تریبون ها و منابر و صدا و سیما و کلیه بوق های تبلیغاتی است که هر روز پخش می شود. تریبون هایی که در خط اول جنگ روانی برای مقابله با جنبش سبز و حرکت دموکراسی خواهانه مردم ایران قرار دارند. جنگی که در طی آن از هرگونه القا و تحمیل عقاید و بیان غیر واقعی به صورت منتخب و دست چین شده استفاده می شود و از هر اقدامی که دارای ماهیت اقتصادی و سیاسی و پلیسی و نظامی باشد تا بر افکار و عواطف تاثیر بگذارد دریغ نمی شود آنهم به گونه ایی که تفکری کاملا غیر قابل قبول را بصورتی موجه و قابل قبول به افکار عمومی انتقال دهند.

بطور مثال در فیلم هایی که در باره افراد مختلف در چند روز گذشته پخش کردند به تکرار یک گزاره یا حتی یک اتفاق غیر واقعی در باره یک فرد یا افراد پرداختند. در فیلمی که در باره من پس از اخبار 30/20 پخش کردند من را مشاور 6 وزیر اصلاح طلب یا مشاور وزیر کشور یا مشاور مرکز تحقیقات استراتژیک معرفی کردند. پست هایی که تهیه کنندگان اطلاعاتی فیلم به خوبی میدانند من در هیچ کدام آنها حتی یک روز مشغول به کار نبود ه ام. نه در این پست ها که اساسا بعد از انقلاب اسلامی حتی یک روز در یکی از نهادهای وابسته به دولت و حکومت کار نکرده ام. و اساسا هیچ گاه وابستگی و یا عضویتی در احزاب اصلاح طلب به شکل رسمی یا غیر رسمی ئداشته ام. بدیهی است آنها از این اخبار کذب اهداف مختلفی را دنبال میکنند از جمله آنکه ما را به جای پرداختن به کارهای اصلیامان وادار به عکس العمل، پاسخگویی و نگهداشتن در حاشیه ها نمایند. وادار کنند که به جای هدف اصلی که مبارزه به استبداد است از صبح تا شب یا به دنبال پاسخگویی به اقایان باشیم و یا مراقب که از خودمان رفع تهمت نماییم.

چه اهمیتی دارد که آقایان امنیتی من را چه بنامند و چه تبلیغاتی علیه من بکنند وقتی فیلمهای انها تبدیل به کمدی کلاسیک شده است. انها فیلم بسازند و پخش کنند من هم هر روز اعمال ضد حقوق بشر اقایان را در هر کوی و برزنی در مقابل جهانیان به نمایش خواهم گذاشت . هدف دیگر انها ایجاد مسئله و اختلاف و شبهه میان دوستان اصلاح طلب و دیگر منتقدین در داخل و خارج کشور است. هدفی که سال هاست نهادهای اطلاعاتی به دنبال ان هستند و برای ان هزینه زیادی خرج کرده اند. اما نتیجه همه تلاشهایشان امروز بر باد رفته و همه با هم فریاد میزنند نترسید نترسید ما همه با هم هستیم. انها از ما شدن مردم ایران در هر کجای دنیا که هستند در هراسند و ما نیز هر روز به یکدیگر نزدیک تر میشویم. امروز فراتر از همه اختلافات ایدولوژیک مردم در هر رده و قشر و جنس و مذهبی نوک پیکان حملات خود را به سمت دولت کودتا و گردانندگان ان گرفته اند و در کنار هم از حقوق یکدیگر دفاع میکنند و خوشبختانه روشهای دولت کودتا به شکلی است که هر روز این اتحاد قوی تر و مستکم تر می شود. هدف دیگر ایجاد غوغا سالاری و پروپاگاندااست تا ذهن مردم عادی و معمولی را نسبت به دموکراسی خواهان مسئله دار کنند و چهره انها را میان مردم مخدوش کنند. ولی ذهی خیال باطل که بعذ از انهمه سم پاشی علیه اقای منتظری و انتشار کتاب و اعترافگیری و تخریب و خرج کردن از اقای خمینی مردم در زمان فوت ایشان و با همه خطرات موجود در تشییع جنازه ایشان نشان دادند که هیچ تاثیزی از بوق های تبلیغاتی استبداد میگیرند و همه تیلیغات انها برای مخدوش کردن چهره های حامی مردم بیهوده است.

نهادهای اطلاعاتی سال هاست که تلاش میکنند سعی با استفاده از روش ها ی متفاوت ولی همسو بر روی ذهن اقشار مختلف جامعه از نخبگان گرفته تا مردم عادی اختلال، ابهام، انزجار و حتی بی تفاوتی و بی علاقه گی نسبت به موضوعات سیاسی و اجتماعی ایجاد کرده و افکار متحد الشکلی نسبت به دموکراسی خواهان ایجاد نمایند.

چینی ها نیز از همین روش ها علیه مخالفان خود استفاده می کردند.

بطور مثال نهادهای اطلاعاتی مستقر در صدا وسیما پیام ها و اموزه های خود را از طریق این فیلمها در شب های مختلف، متوالی و پی در پی به سوی بیننده می فرستاند تا بر روی ذهن و روان و حتی مقاومت مخاطب تاثیر بگذارند. آنها با این تبلیغات قصد داشتند نظام را مظهر قدرت، سلامت، و برتری مطلق و ثبات نشان دهند و منتقدین خود را در هر کجا که هستند در داخل یا خارج از ایران، در زندان یا در کوچه و خیابان، اعضا احزاب یا جامعه مدنی ایران، روزنامه نگاران را با القاب زشت و زننده و توهین آمیز خطاب کنند تا کنترل همه جانبه خود را به رخ کشیده و ترس و وحشت و خستگی و نا امیدی را القا کنند. اما نتیجه چه شد ؟

روش دیگری که استفاده میکنند استفاده از شایعه است. شایعه دیگر وسیله ایی است تا شخصیت یک فرد را ترور و لکه دار کنند و جمهوری اسلامی سابقه بلند بالایی در هتک ابرو و حیثیت افراد دارد. از کوچه و خیابان گرفته تا مدرسه و دانشگاه واداره و هر جا که حریم خصوصی افراد است برای ورود اقایان حکومتی و لکه دار کردن حیثت مردم ازاد و بلا اشکال است. آنها هیچ حریم شخصی را محترم نمی شمارند و سعی میکنند با شایعه مردم را عادت به شکستن این حریم خصوصی نمایند. انها دخالت در زندگی مردم را جز لاینفک حقوق خودشان میدانند چرا که کودتا چیان به خوبی میدانند که شایعه به شکل گسترده ایجاد بدبینی و نگرانی نموده و به ناسالم کردن فضای اجتماعی دامن میزند. تنها در چنین فضای الوده ایی است که افراد دیکتاتور قادر به زیست هستند. می توانند با فریب تفرقه ایجاد کنند و در چنین فضای مسمومی تنفس نمایند. اما حتی شایعات در زندگی خصوصی مردم کارکرد خودش را از دست داده است. و مردم ذره ایی از این شایعات را نه تنها باور نمیکنند که سعی میکنند قبح این ورود را به یکدیگر متذکر شوند. در باره حجاب و اندازه حجاب و هر موضوع شخصی دخالت میکنند بدون انکه متهمین مورد نظر آقایان گاهی ارزش جواب دادن به اراجیف انها را بر خودش تکلیف ببیند.

در نهایت انچه میتوان از این فیلمها و شوهای تلویزیونی نتیجه گرفت یک نکته اساسی است. سردمدارن جمهوری اسلامی از ما می ترسند. چرا که ما برای داشتن جامعه ای تلاش میکنیم که آنها در آن جامعه و ساختار حکومتی امکان عرض اندام از طریق استبداد و داغ و درفش و زندان را ندارند. ما از جامعه ایی صحبت میکنیم که همه افراد و انسانها بتوانند صرف نظر از عقاید خود در کنار هم زندگی کنند بدون انکه برای داشتن دینی و یا عقیده و یا نگرش خاصی محاکمه شوند. بی حجاب و باحجاب و مسلمان و بهایی و کرد وترک وفارس و سنی همه باهم بتوانند ضمن احترام و پاسداشت عقاید خود زندگی شاد و مسالمت جویانه داشته باشند . تلاش همه ما این است که هیچکس به دلیل داشتن یک مسلک یا عقیده بر دیگری برتری تداشته باشد و اصول دموکراتیک و حقوق شهروندی شامل همه ایرانیان شود. و مناسبات به گونه ایی است که افراد بر اساس ظاهر و مدل لباس و پوشش بر روی یکدیگر قضاوت نمیکنند.

دین در دست هیچکس ابزار نیست و عده ای به نام دین داری نان نمی خورند وبه نام مصلحت حکومت دینی در زندان ها انسان ها را شکنجه نکرده و به قتل نمیرسانند. هر فردی یا هر گروهی میتواند در مناسبات دموکراتیک برای تبلیغ آرا و نظرات خود تبلیغ کند.

و در سایه نهادهای دموکراتیک وارد رقابت های سیاسی شده و برای رسیدن به آرمان هایش تلاش کند

آنها از ما میترسند مانند خفاشانی که نور امکان زندگی ندارند. آنها از روشنایی و شفافیت در هراسند و برای تداوم تاریکی از هیچ اقدامی کوتاهی نمیکنند. و برای انکه مردم ایران ما نشوند از هر اقدامی دریغ نکنند.

هشدار که در بازی های تبلیغاتی آنها به هر شکل و شیوه غرق نشویم

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: