سخنی از سر درد با موسوی تازان و موسوی رزمان جنبش سبز(دوراندیش)

دوستانی که اسم سکولار و غیره بر خود گذاشته و خود را عضو جنبش سبز میدانند ولی فعالیت اصلی خود را در ماههای اخیر متمرکز بر حمله به موسوی و کروبی به جای دشمن اصلی کرده اند . دوستان ، من نیز مانند شما یک سکولار هستم ولی نمیتوانم بی انصاف باشم و یا چشم بر حقیقت ببندم . دوستان ،  آیا اگر موسوی هم مانند رضایی و یا حتی خاتمی بعد از انتخابات عافیت گزیده بود و کنار کشیده بود آیا اثری از این جنبش بر جای مانده بود که حالا شما به عنوان میراث خواران و «نمایندگان راستین » آن بر موسوی بتازید ؟ دوستان ، آخر قدری انصاف هم خوب چیزی است . فکر میکنید اگر موسوی مثل رضایی راه خیانت برگزید ه بود و نتیجه انتخابات را میپذیرفت مردم زیر پرچم «شما» به خیابان می آمدند و تظاهرات ملیونی میکردند؟ آیا واقعا این را باوردارید ؟ آیا قبول دارید اگر این مرد کوتاه آمده بود اثری از جنبش سبز و تظاهرات بعدی در تاریخ ما بر جای نمیماند ؟ موسوی هم میتوانست مانند رضایی تسلیم شود و از فواید آن تسلیم حسابی بهر ه ببرد. نه خواهر زاده ای از دست دهد و نه مالی و نه پستی و مقامی بلکه چند پست و مقام دیگر هم به دست آورد . ولی خیر، او راه مردم را برگزید و در کنار آنها ماند . او حتی این فروتنی را داشت که هرگز در طی این یکسال خود را رهبر جنبش ندانست بلکه خود را فقط عضوی از اعضای جنبش میداند و بس. دروغ و دغل هم نمیکند بلکه از همان ابتدا صاف و ساده و روراست اعتقادات خود را بیان کرده و راه خود را مشخص کرده تا مبادا کسی در مورد اعتقادات او اشتباه کند . ولی باید اینرا قبول کنید که تحمل سیاسی او زیاد است . او بارها صاف و صادق و بی ریا گفته که اعتقاد من این است که عصر خمینی عصر طلایی تاریخ ایران بوده است اما با اینهمه من تضاد و تفاوت عقاید در جنبش سبز را قبول دارم و آن را منحصر به فقط گروه خود نمیدانم . او در جنبش را برای همه گشوده و چتر جنبش را بر سر همه گسترده است .در عین حال قبول کنید که به علت ماندن در ایران مجبور است بعضی محدودیتها را بپذیرد تا دایره فعالیتش از این هم که هست محدوتر نشود . او نمیتواند بیانیه های رادیکال از قماش بیانیه های دوستان لندن و واشنگتن نشین بدهد برای اینکه روز بعدش جایش در زندان خواهد بود . یعنی شما اینقدر ساده اید که فکر میکنید در شرایط فعلی درون ایران او میتواند هرچه بخواهد بگوید ؟ مطمئن باشید بسیاری از گروههای فشار و اطرافیان رهبر فقط منتظر هستند یک کلمه و جمله خطا از او صادر شود تا آنان سرش را برای رهبر بیاورند .

دوستان ، کمی با انصاف باشید . صبر داشته باشید . جنبش سبز یک جبهه متحد است . درون آن برای همه ما جا هست و هیچکس جا را بر دیگران تنگ نکرده . استراتژی فعلی این جبهه متحد و هدف مشترک آن سرنگون کردن دولت ویرانگر احمدی نژاد است ، دولتی که اگر چند سال دیگر بر سریر قدرت بماند اثری از ایران و ایرانی باقی نخواهد ماند . به جای تنگ کردن جا بر دیگران درون این جبهه متحد و حمله به خودیها ، نیزه ها ی خود  را به سمت دشمن اصلی ، دشمن خطرناک همه ایرانیان ، دولت احمدی نژاد و خامنه ای نشانه روید . هرگز از یاد مبرید دشمن اصلی کیست و در گیر دعواهای کودکانه و بچگانه درون گروهی نشوید . هنوز غنیمتی به چنگ نیامده که بر سر تصاحب آن به جنگ برخاسته اید . خدا نکند آن روز برسد که دستور دستگیری موسویها و کروبیها صادر شود که آنگاه علی میماند و حوضش و آن روز تاسف خواهید خورد که چرا دشمن اصلی را فراموش کرده بودید و به جان موسوی افتاده بودید . فکر میکنید اگر موسویها و کروبیها و اصلاح طلبان دستگیر شوند و از راه شما کنار روند  اوضاع به نفع شما خواهد شد ؟ سخت بر خطا هستید چون  آنگاه سرکوب چند سکولار و یا سایر گروههای کوچک  باقیمانده درون ایران برای احمدی نژادها بسیار آسانتر خواهد شد . وجود اصلاح طلبان و موسوی و کروبی همچون داربستی است که نهال نوزاد دموکراسی ایران اکنون برای رشد و نمو خود به آن محتاج است .  بدون این داربست این نهال بر زمین می افتد و زیر لگد دشمنان دموکراسی له میشود . ما ، همه ما کوشندگان راه دموکراسی، به این داربست احتیاج داریم . پس سعی کنیم به آن لگد نزنیم و داربست را بر زمین نکوبیم . هنوز زمان لازم است تا این نهال به مرحله ای از رشد برسد که بتواند بر پای خود بایستد و بدون آن داربست هم توان ایستادگی داشته باشد .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,

7 پاسخ to “سخنی از سر درد با موسوی تازان و موسوی رزمان جنبش سبز(دوراندیش)”

  1. Maziar Says:

    موسوی یعنی همان رسمنجانی و همان مافیای اقتصادی. ما نه آن را میخواهیم و نه این. بد و بدتر هردو ارزانی خودتان. ما آزادیخواهان مبارزیم و تا آزادی ایران از جمهوری اسلامی و برقراری حکومت ایرانی و برابری و آزادی از مبارزه دست نخواهیم کشید. دمکراسی بدون حقوق مساوی و آزادی بی معناست.

  2. دوراندیش Says:

    دوست عزیز مقصودتان چیست . مگر ما میگوییم مبارزه نکنید؟ به نظر می اید اصولا شما متوجه معنای مقاله نشده اید.

  3. United We Stand, Divided We Fall – Zu Zweifeln und Angriffen gegen Moussavi aus den Reihen der Grünen Bewegung « Julias Blog Says:

    […] 9. Juli 2010 von Julia Übersetzt und auf Englisch veröffentlicht von Negar Irani am 9. Juli 2010 Auf Persisch veröffentlicht bei Iran Green Revolution […]

  4. سخنی از سر درد با موسوی تازان و موسوی رزمان جنبش سبز « فریاد سبز Says:

    […] برای نظر دادن دروبلاگ منبع: (انقلاب سبز مردم ایران) اینج… […]

  5. فریاد سبز Says:

    سخنی که از سردرد باشد قطعا از دل برخاسته است وگفته اند سخن کزدل برآید مینشیند لاجرم بر دل.
    درود بر شما دور اندیش گرامی!
    فریاد

  6. پس اندیش Says:

    والا دروغ چرا ما گول خمینی جلاد رو خوردیم و به این گندآب رسیدیم. این بی جربزه که به کروبی هم نمیرسه چرا اینقد خودشو جلو میندازه و همینجوری بعد عاشورا جا زدو جنبشو خابوند. میبخشین که به زبون آمیانه خودتون میگم ولی این نهال مرزی که شما از سر دوری از قدرت کاشتین مردس و این داربست خودش به ی داربست احتیاج داره که نیوفته. وقتشه شما با گذشته تون کنار بیاین و دس از سر این ملت وردارین. یبار شما و ۳۰ سال زجر بسه برا این ملت. تازه باید کلی زجر بکشن تا از دست این استبداد متحجر دینی خلاص کنن خودشونو. شما باز دستتون به قدرت برسه از ان و خار کم نمیارین تو دیکتاتوری. مارو به دعوای اکپرا کاری نیست که هردوشون جنایاتکارن. دیگه به نو چه هاشون مثل ان و چیز کاری نداریم. جنبشی اگه قراره باشه ایفه بدون تحجری خاهد بود که دفع پیش ندایی مس شما به ایران تحمیل کردن. و شما باید یاد بگیرین که بدون خواسته های شما پیش بره اونم با یه داربست قوی که وقتی زدن شیشه خونشو شکستن به فقیه باید محاکمه بشه نه کسی که وقتی خواهر زا ده شو کشتن غلاف کرد.

  7. پس اندیش Says:

    والا دروغ چرا ما گول خمینی جلاد رو خوردیم و به این گندآب رسیدیم. این بی جربزه که به کروبی هم نمیرسه چرا اینقد خودشو جلو میندازه و همینجوری بعد عاشورا جا زدو جنبشو خوابوند. میبخشین که به زبون عامیانه خودتون میگم ولی این نهال مریضی که شما از سر دوری از قدرت کاشتین مردس و این داربست خودش به یه داربست احتیاج داره که نیفته. وقتشه شما با گذشته تون کنار بیاین و دس از سر این ملت وردارین. یه بار شما و ۳۰ سال زجر بسه برا این ملت. تازه باید کلی زجر بکشن تا از دست این استبداد متحجر دینی خلاص کنن خودشونو. شما باز دستتون به قدرت برسه از ان و خر کم نمیارین تو دیکتاتوری. مارو به دعوای اکپرها کاری نیست که هردوشون جنایاتکارن. دیگه به نو چه هاشون مثل ان و چیز کاری نداریم. جنبشی اگه قراره باشه ایندفعه بدون تحجری خواهد بود که دفع پیش نادونایی مس شما به ایران تحمیل کردن. و شما باید یاد بگیرین که بدون خواسته های شما پیش بره اونم با یه داربست قوی که وقتی زدن شیشه خونشو شکستن بگه فقیه باید محاکمه بشه نه کسی که وقتی خواهر زا ده شو کشتن غلاف کنه.

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: