دفاعیه سحرخیز: آیت الله خامنه ای از راه عدالت و انصاف منحرف شده است

نتیجه این ضرب و شتم، «صدمات شدید منتهی به ورم و کبودی در پهلو‌ها، مچ‌های دست و صدمه تاندون شانه چپ، به‌ویژه شکستگی دنده و جدا شدن استخوان‌های بخش پایین سمت چپ قفسه سینه از ناحیه غضروف بخش اصلی بود.».
عیسی سحرخیز، روزنامه نگار زندانی، روز یکشنبه در جلسه غیرعلنی دادگاه خود در تهران اعلام کرد که از آیت الله علی خامنه ای، محمود احمدی نژاد و غلامحسین اژه ای به خاطر سکوتشان در قبال حوادث یک سال گذشته شکایت می کند.

این موضوع را مهدی سحرخیز، فرزند آقای سحرخیز، در گفت و گو با «رادیو فردا»  در میان گذاشت.

عیسی سحرخیز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و به نوشته دفاعیه اش به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت، که از جمله منجر به شکستگی دنده وی شد.

اتهام های عیسی سحرخیز تحت عنوان «شرکت در اغتشاش» و «تشویق مردم به اغتشاش»، که هنگام بازداشت علیه وی اعلام شد، پیش از برگزاری دادگاه به «توهین به مقام رهبری» و «فعالیت و تبلیغ علیه نظام» تغییر یافته بود.

به گفته مهدی سحرخیز، پدر وی با اعتراض به برگزاری محاکمه خود در دادگاه انقلاب، نبود هیئت منصفه و علنی نبودن دادگاه، دفاعیه خود را به مردم ایران تقدیم کرده است.

همزمان با محاکمه این روزنامه نگار زندانی، متن دفاعیه او نیز در سایت های مخالفان و منتقدان دولت انتشار یافت.

عیسی سحرخیز در این دفاعیه با اشاره به اصل ۱۶۸ قانون اساسی که می گوید: «رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیات منصفه در محاکم دادگستری صورت می گیرد»، نوشته است: «من تنها در دادگاهی به دفاع از خود می پردازم که این اصل در خصوص من که اتهامم مطبوعاتی است، شغلم روزنامه نگاری است، ابزار کارم قلم و حیطه فعالیتم رسانه است، به طور دقیق اجرا شود که ظاهرا قرار است نشود.»

این روزنامه نگار زندانی اشاره کرده است که پس از بازداشت در روز ۱۲ تیر سال گذشته توسط ماموران اطلاعات استان مازندران، در شهرستان نور، در شرایطی که احتمالا از مسئولان مافوق خود، از جمله وزیر وقت اطلاعات، حجت‌الاسلام غلامحسین محسنی اژه‌ای، و محمود احمدی‌نژاد، مسئول مستقیم ایشان، …  دستور داشتند، بدون دلیل مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

به نوشته وی، نتیجه این ضرب و شتم، «صدمات شدید منتهی به ورم و کبودی در پهلو‌ها، مچ‌های دست و صدمه تاندون شانه چپ، به‌ویژه شکستگی دنده و جدا شدن استخوان‌های بخش پایین سمت چپ قفسه سینه از ناحیه غضروف بخش اصلی بود.».

آقای سحرخیز نوشته است که شکنجه و ضرب شتم توسط شش مامور اطلاعات، نقض صریح و آشکار قوانین داخلی ایران کشور، به ‌ویژه قانون اساسی و قانون مجازات اسلامی، و همچنین اجرای قوانین و مقررات بین‌المللی بوده است.

عیسی سحرخیز اضافه کرده است که ماموران اطلاعات، او را با وضعیت بسیار بد جسمانی اش و بدون هیچگونه مراقبت پزشکی به زندان اوین تهران منتقل کردند و نوشته است: «در زندان اوین، وقتی معاینات پزشکی اولیه به‌عمل آمد، پزشک کشیک … صدمات وارده به قفسه سینه را وخیم تشخیص داد و پس از مشورت با مقام‌های مسئول، دستور اعزام فوری مرا در همان شب به بیمارستان قمر بنی‌هاشم صادر کرد. همزمان، طبقه سوم بیمارستان را نیز  برای اسکان احتمالی من خالی کرده و مأموران محافظ متعددی را به محل اعزام نمودند.»

به نوشته این روزنامه نگار، ماموران اطلاعات، او را بامداد روز ۱۳ تیر ماه، به سلول انفرادی اش در بند ۲۰۹ زندان اوین زندان بازگرداندند و این در شرایطی بود که وی از همان زمان تاکید داشت که باید به پزشکی قانونی، که زیر نظر مستقیم قوه قضاییه است، اعزام شود تا اقدام‌های قانونی لازم به‌عمل‌ آید.

آقای سحرخیز خاطر نشان کرده است  اما مأموران وزارت اطلاعات و کارشناسان پرونده چنین‌ امکانی را فراهم نکردند و نیز اجازه ندادند که روند لازم برای درمان و معالجه اش به ‌طور کامل متحقق شود و این موضوع اکنون موجبات صدمه دیدن اساسی و معیوب شدن او را فراهم آوردند؛  به‌گونه‌ای که محل آسیب و ضرب‌دیدگی و شکستگی، موجب درد شبانه‌روزی شده است.

عیسی سحرخیز این موضوع نیز را مطرح کرده است که به شکایاتش در مورد جراحات و آسیب‌های وارد شده توسط توسط غلامحسین محسنی اژه‌ای ناشی از «پرتاب قندان و گاز گرفتن»، آنهم پس از پنج سال، دادگاهی برگزار نمی‌شود و متهم بازداشت نمی‌ شود، ‌اما وقتی وی شکایت می‌کند،  به عنوان یک زندان عقیدتی و وجدان دستگیر و به‌صورت نامحدود بازداشت و زندانی می‌ شود.

او این پرسش را مطرح کرده است که «آیا این نشانه سیاست یک بام و یک هوا در قوه قضاییه ایران نیست؟ آیا این شاخص رعایت عدل و قانون در دستگاه قضایی جمهوری اسلا‌می ‌است؟»

این روزنامه نگار با اشاره به حذف اتهام های اولیه به او، یعنی «شرکت در اغتشاش» و « تشویق مردم به اغتشاش»، و اینکه ضابطان وزارت اطلاعات و بازپرس شعبه سوم امنیت تهران … مدرکی به‌دست نیاوردند و‌ امر به آنان محرز شد که اتهام وارده بی‌دلیل است، نوشته است که که باید آزاد و پرونده مختومه اعلام می شد.

وی ادامه بازداشت خود را نقض اصل ۳۲ قانون اساسی توصیف کرده و نوشته است: «متخلف از اجرای این اصل کیست؟ چه کسی، چه مقا‌می ‌‌و چه نهادی براساس این اصل باید مجازات شود؟ آیا قوه‌ای که زیر نظر مستقیم مقام رهبری است و ریاست آن توسط آیت‌الله خامنه‌ای منصوب شده و می‌شود، تخلف کرده و یا رهبری جمهوری اسلا‌می ‌نتوانسته است وظایف قانونی خود را که در بند دوم از اصل ۱۱۲ قانون اساسی مورد تاکید قرار گرفته، یعنی «نظارت برحسن اجرای سیاست‌های کلی نظام»، به‌درستی و دقت انجام دهد؟»

آقای سحرخیز سپس در مورد دو اتهام دیگر، یعنی «توهین به مقام معظم رهبری» و «فعالیت و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ‌ایران» افزوده است که در پرونده خود «دلیل و مدرک مستقیمی دال بر تبلیغ علیه نظام مشاهده نکرده و تما‌می ‌مستندات پرونده مربوط به اتهام توهین به رهبری بوده است.»

عیسی سحرخیز در همین ارتباط با توجه به اینکه به گفته او، نشانی و شکایتی از شاکی خصوصی در پرونده دیده نمی شود، خواستار آن شده است بخشی از اتهام‌ها که نیاز به شاکی خصوصی دارد، از پرونده‌اش حذف شود، چون به‌عقیده او، برخی از موارد مطرح شده در پرونده به عملکرد یک فرد مربوط است که وظایف قانونی خویش را به‌درستی ایفا نکرده یا در حق مردم ایران ظلم روا داشته است و اصول ۱۱۰و ۱۱۱ قانون اساسی را زیر پا گذارده از این‌رو، وی مستلزم برکناری است.

این روزنامه نگار در بخشی از دفاعیه خود به شرح وضعیت هم سلولی های خود که از زندانیان عادی بوده و در زندان ها مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفته اند، پرداخته و با اشاره به شماری از فعالان سیاسی و مدنی زندانی، مانند داوود سلیمانی، مهدی محمودیان، مسعود باستانی، احمد زید‌آبادی و حشمت‌الله طبرزدی نوشته است: «می‌توان ایشان را از زندان‌ رجایی‌شهر به دادگاه خواند تا خود شهادت دهند که چه بر آنها گذشته است.»

آقای سحرخیز تمام این کاستی‌ها و مشکلات را ناشی از این دانست که به گفته او، «شیوه‌های مورد استفاده بنی‌امیه و حاکمان اموی، خواسته یا ناخواسته برگزیده شده است. »

او همچنین با اشاره به حوادث بیش از یک سال گذشته تاکنون، از جمله برخورد خشونت بار با معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط نیروهای نظامی و انتظامی و نیروهای لباس شخصی نوشته است: «بعید ‌می‌دانم کسی بگوید آنان خودسرانه عمل کرده‌اند، اگر این‌گونه باشد نقش و وظیفه‌ رهبری زیر سئوال خواهد رفت و تدبیر و مدیریت او مخدوش خواهد شد که براساس اصل ۱۱۱ قانون اساسی،  مستندی بر ناتوانی رهبر و ضرورت برکنارکردن او است….»

این روزنامه نگار همچنین در دفاعیه خود به بحث «تقلب» در انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد سال گذشته پرداخته و نوشته است که …«برنده‌ اصلی حتما میرحسین موسوی بوده و آنچه که اعلام شده است یک بازی سیاسی و یک دروغ بزرگ بوده است. دروغی که مسلما” با نوع حمایت آیت‌الله خامنه‌ای توسط ایشان سامان‌دهی شده یا دست‌کم از جانب ایشان مورد حمایت قرار گرفته است.»

وی نتیجه گرفته است که «آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، قانون اساسی و حتی مفاد و اصول مربوط به ولایت فقیه را زیر پا گذارده و از راه عدالت و انصاف و بی‌طرفی در انتخابات منحرف شده است.»

از دید عیسی سحرخیز، اینگونه مسایل باعث شد تا نهادها و ارگان‌های زیرمجموعه و تحت‌نظر رهبری به سمت بی‌عدالتی و ظلم سوق ‌یابند و جنایاتی مانند کهریزک به وجود آید.

آقای سحرخیز در بخش دیگری از دفاعیه خود در همین ارتباط نوشته است: «در مقدمه‌ قانون اساسی و همچنین فصل هشتم میثاق ملی، بجز شرط عدالت و تقوا، خصوصیات و شرایط دیگری نیز برای رهبر در نظر گرفته شده است که نه تنها باید از همان ابتدا داشته باشد بلکه در تمام دوران زمامداری نیز باید آن ویژگی‌ها را حفظ کند و حتی اگر ثابت شود که از همان ابتدا این شرایط وجود نداشته است، خود به خود شرط رهبری لغو و منتفی می‌شود.»

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: