آقا سيد حسن، عكسهايت «دردآور» بود!بابک داد

آقا سيد حسن، عكسهايت «دردآور» بود!

اي كاش فقط «تسبيح» مي چرخاندي!

با ديدن عكسهاي حضور آقاي سيد حسن خميني در جلسه ديشب (چهارشنبه 27 مرداد 89) مسئولان نظام با مقام رهبري، راستش «دردم» آمد. مي گويم دردم آمد، چون همان ديشب و همزمان با اين جلسه بزرگان نظام ولايي، يك «حّر» و آزاده مرد به نام محمد نوري زاد از خانواده اش خداحافظي كرد تا به جرم نصيحت همين مقام رهبري به رعايت تقوا و عدالت، دوباره راهي زندان شود و دم آخري مظلومانه گفت:»مرا به كجا خواهند برد؟»

دردم آمد چون گپ و گعده سيدحسن خميني با خامنه اي و احمدي نژاد، در اين ميانه كه خط حق و باطل از خورشيد روشن تر است، به راستي دردآور است. خوش و بش با كساني كه تن و لباس و دهانشان هنوز بوي «خون» مي دهند. هنوز داغهايي كه بر دل هزاران نفر گذاشته اند، سرد نشده است. اينها يك طرف، خوش و بش با كساني كه همين دو ماه قبل، مراسم سالگرد درگذشت پدر بزرگ او يعني آيت الله خميني را به صحنه توهين به خاندان ايشان تبديل كردند و بغض سيدحسن خميني در آن روز، خيلي ها را غمگين كرد. بر سر آن سيدحسن چه آمده كه حالا حتي وصيت هاي پدربزرگش را ناشنيده گذاشته است؟ نمي دانم چه كسي جز سيد حسن خميني بايد احترام «ساحت جّد» خود را رعايت كند؟ آيا احترام امامزاده، قبل از هر كس بر عهده متولي آن نيست؟ او چگونه مي تواند از سايرين بخواهد به وصاياي بنيانگذار حرمت بگذارند، وقتي كه خودش به ساده ترين نصايح اخلاقي آن پدربزرگ بي توجه است؟

اين سخنان آيت الله خميني را از كتاب «صحيفه نور» براي يادآوري آقا سيد حسن يافته ام:

« ارزش دارد كه انسان در مقابل ظالم بایستد و مشتش را گره كند و توی دهنش بزند و نگذارد كه این قدر ظلم زیاد بشود. ما تكلیف داریم آقا! این طور نیست كه حالا كه ما منتظر ظهور امام زمان سلام الله علیه هستیم، پس دیگر بنشینیم در خانه‏ها‏يمان، تسبیح را در دست بگیریم و بگوییم عجّل علی فرجه! عجّل! با كار شما باید تعجیل بشود، شما باید زمینه را فراهم كنید برای آمدن او.» – صحیفه نور، ج‏18، ص‏195

گويا اين چند كلام از سخنان بنيانگذار انقلاب اسلامي، خطاب به نوه شان آقاي سيدحسن خميني بيان شده اند. نوه اي كه حتي اگر با زور سرنيزه و اسلحه به اين جلسه رفته باشد (كه مطمئنا» چنين نبوده) و حتي اگر از سر اكراه در اين جمع نشسته و مجبور به «تسبيح چرخاني» شده باشد، ديگر اجباري نداشت تا با اين نمادهاي دروغ و ظلم و جنايت و استبداد، چنين «گعده» و احوالپرسي دوستانه اي بكند. راستش از ديدن اين عكسها دردم آمد آقا سيدحسن!

در حالي كه هنرپيشگان يا ورزشكاران را بابت ديدار با رهبر به «سيخ نقد» مي كشند، لااقل اين نقد دلسوزانه و نرم را بايد به آقاي سيد حسن خميني بكنيم كه ميدان حق و باطل روشن تر از آن است كه هيچ بهانه اي براي اين نشستن ها، گپ و گعده ها و مماشات با ظالمان و قاتلان جوانان ملت پذيرفتني باشد. ضمن اينكه قبل از سايرين، خود شما بايد پايبند نصايح و وصاياي پدر بزرگتان باشيد. بهتر مي دانيد احترام امامزاده با متولي است.

آقا سيدحسن! اي كاش شما در آن جلسه سران ستم و جور شركت نمي كرديد. كم نبودند بزرگاني كه به آن جلسه نرفتند و مدتهاست دعوت مي شوند ولي نمي روند. و اي كاش اگر به توصيه پدر بزرگتان عمل نكرديد و مشتي بر دهان ظالمان نزديد، لااقل فقط تسبيح مي چرخانديد و زير لب دعاي «عجل لوليك الفرج» را مي خوانديد. اين كارها را هم اگر نكرديد بماند، اما حقيقتا» از خوش و بش شما با آنها، دردم آمد.

نجواي محمد نوري زاد هنوز در گوشم است كه نوشت:»مرا به كجا خواهند برد؟» حالا من از شما مي پرسم: «شما را به كجا خواهند برد آقا سيد حسن؟» دقت كنيد

Advertisements

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: