یک سناریوی محتمل سقوط جمهوری اسلامی(دوراندیش)

در جنگ قدرت بین احمد ی نژاد و خامنه ای دیگر شکی نیست . با انتخاب نمایندگان ویژه برای سرپرستی روابط خارجی احمدی نژاد اکنون رسما وزیر خارجه برگزیده رهبر را به کنار زده است ،  کاری که قبلا در وزارت ارشاد و اطلاعات نیز انجام داده بود. خامنه ای سخت میکوشد که متکی را در پست خود نگاه دارد ولی هم اکنون معلوم است که اداره امور خارجی دولت از دست وزیر خارجه خارج شده و در اختیار نمایندگان احمدی نژاد قرار گرفته است . این جنگ قدرت در سایر حوزه ها نیز به چشم میخورد . احمدی نژاد با رفتار و گفتار خود نشان داده است که زیاد اهمیتی به نقش روحانیت در اسلام نمیدهد و معتقد است با اعتقاد به امام زمان و همچنین انتقال بار اعتقادی نظام از اسلام به ایرانیت میتواند خود را تثبیت کرده و به تدریج از شر خامنه ای خلاص شود . البته اوبه سبب اینکه رئیس جمهور کشور است به هرحال  محدودیتهایی در سخنان خود دارد ، اما معاون و رئیس دفتر او مشایی این محدودیتها را آنقدرها ندارد و حرف دل او را میزند. اگر به سخنان مشایی توجه کنیم میبینم آشکارا دم از ایرانیت و مذهب ایرانی میزند و تقریبا به کلی از حوزه روحانیت بریده است .

با توجه به این جنگ قدرت میتوان یک سناریوی محتمل برای آینده جمهوری اسلامی را چنین فرض کرد که قدرت به تدریج از چنگال پیرمرد ضعیف و ترسو خامنه ای خارج شده و در اختیار نیروهای امام زمانی احمدی نژاد و بخشی از سپاه که طرفدار او هستند قرار گیرد . این گروه را میتوان کم و بیش مانند یک حزب فاشیست دید که به تدریج اعتقادات خود را از اسلامیگری به ملیت گرایی تغییر میدهد و پوست می اندازد همانطور که رضا خان که ابتدا تظاهر به اسلام میکرد به تدریج روی ایرانیت تاکید کرد . رضا خان نیز هنگامی که به تدریج قدرت را قبضه میکرد متوجه قدرت روحانیت بود . از جمله هنگامی که میخواست ایران را به تقلید از ترکیه و آتاتورک جمهوری کند همین روحانیت و امثال  مدرسها جلوی اور ا گرفتند . او از این واقعه و سایر موارد درس گرفت که اگر میخواهد میخ خود را بکوبد باید زیر آب روحانیت را بزند و  این کار را به کمک اطرافیانش که مانند مشایی بیشتر و بیشتر روی ایران سرمایه گذاری کردند انجام داد .

اما در وضعیت فعلی ملت ایران را نباید از نظر دور داشت . تفاوت عصر ما با هشتاد سال قبل در این است که آن زمان اکثریت ملت بیسواد و ساکن روستاها بودند و نقشی در سیاست نداشتند و اکنون باسواد وساکن شهرها هستند و نمیتوان از بالای سر آنها معامله سیاسی کرد و طرف دیگر را زمین زد . به اعتقاد من در این مبارزه قدرت پس از کنار زدن روحانیان (که اکنون نیز اگر به واقع بنگریم کم و بیش کنار زده شده اند و به حوزه ها پس خزیده اند) دولت احمدی نژاد نمیتواند با ادعای ایرانیت و تکیه بر ماهیت امام زمانی خود دوام آورد . آنگاه است که ملت ، احتمالا در یک انقلاب مخملین وآرام و با فشار از پایین این دولت را به کنار خواهد راند و عصر جدید دموکراسی در ایران آغاز خواهد شد .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

Advertisements

2 پاسخ to “یک سناریوی محتمل سقوط جمهوری اسلامی(دوراندیش)”

  1. ج ا س Says:

    سلام من حاضر به همکاری برای سقوط این مملک هستم خسته ام از این گرانی

  2. در بین دولتمردان جمهوری اسلامی فقط یک نفر، یک روباه پیر، نیت واقعی احمدی نژاد را دریافته (دوراندیش) « انقلاب سبز مردم ایران Says:

    […] یک نکته بود : روحانیت کارایی اداره کشوررا ندارد! (من در این مقاله در 24 شهریوراین مطلب را گوشزد کرده بودم […]

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: