نگذاريد يک معلم گمنام تنها به جرم آن که تنهاست اعدام شود! نامه سکينه حبيبی، همسر عبدالرضا قنبری معلم محکوم به اعدام

21 مهر

بسم الله الرحمن الرحيم

مقامات فرهنگی و تمامی وجدان‌های بيدار در سراسر جهان
کانون‌های معلمان
سازمان‌های حقوق بشری

سال‌ها پيش زمانی که در ايام دانشجويی با دو مناسبت جهانی پنجم و دهم اکتبر آشنا شدم، هرگز گمان نمی‌بردم که اين دو روز چه ارتباطی با هم می‌توانند داشته باشند و يا چه اتفاقی می‌تواند زندگی مرا به نحو توامان به اين دو مناسبت گره بزند. پنجم اکتبر روز جهانی معلم و ۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه با اعدام است. البته در ايران ما روز معلم را با سال‌روز شهادت استاد مطهری شناخته و اعدام هم که حکمی قانونی برای برخی جرايم محسوب می‌شود.

هم اکنون سال‌ها از آن روزها گذشته و جز مراسم‌های رسمی و تشريفاتی، ديگر خبری از انديشه‌های استاد مطهری نيست. فردی که مظهر آزادانديشی در حوزه دين و سياست بود. فردی که به من و امثال من آموخت حجاب اجباری، ارزش زن مسلمان محسوب نشده و بسياری از زنان نسل مرا به گزينش اختياری پوشش و هويت اسلامی رهنمون ساخت.
امسال اين دو مناسبت جهانی در حالی فرا می‌رسد که عبدالرضا قنبری معلم گمنامی که به جهت عدم عضويت در هيچ سازمان و حزب سياسی، سرنوشتش برای هيچ کس مهم نيست، در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد و هيچ فرد و يا نهاد سياسی و فرهنگی پيگير وضعيت وی نبوده و هيچ اقدامی برای توقف اين حکم صورت نمی‌پذيرد.
اخيراً آگاه شدم که دکتر صدر حاج سيد جوادی در نامه‌ای خطاب به دبيرکل سازمان ملل متحد، پاپ و رييس اتحاديه اروپا خواستار اقدامات اين شخصيت‌ها به منظور توقف اجرای حکم عبدالرضا قنبری شده است که گمان نمی‌کنم اقدام خاصی از سوی اين مقامات صورت گرفته باشد.
اکنون منم زنی خسته و هم سرنوشت با عبد الرضا که ماه هاست از تاييد حکم اعدامش می گذرد .
منم زنی که هر روز را با هزاران وعده مقامات قضايی به صبح می رسانم و امروز در آستانه روز جهانی معلم و روز جهانی مبارزه با اعدام نا اميد از همه مراجعات و مکاتبات مکرر با مقامات سياسی ، قضايی و حتی مراجع عظام تقليد برای نجات معلمی نمونه ودلسوز که هر لحظه را با ياد شاگردانش می گذراند و پدری که دو فرزند تيزهوشش هر لحظه را در انتظار دست نوازشگرش سپری می کنند و مردی که در اين بحبوحه و کشاکش دهر نيز به همسرش يادآور می‌شود که عاشق انسان است، حتی اگر اين انسان به او ظلم کرده باشد و قاضی و بازجويی باشند که چنين سرنوشت هولناکی را برای او رقم زده‌اند، ماهها سکوت خود را شکسته و از تمامی جهانيان و به ويژه سازمانهای فرهنگی و حقوق بشری استمداد می طلبم تا اگر وجدان بيداری در هستی نفس می کشد مانع اجرای حکم اعدام همسرم شود.
نمی‌دانم درست است اگر از سازمان‌های فرهنگی و در راس آنان بنياد يونسکو درخواست کنم که اگر سرنوشت همسران و پدران در دستور کار شما قرار ندارد، لطفا نگذاريد که يک فعال فرهنگی و يک معلم گمنام تنها به جرم آن که تنهاست و کسی را ندارد به سرنوشت جنايتکاران دچار شده و اعدام شود.

سکينه حبيبی
همسر دردمند و بی‌پناه عبدالرضا قنبری

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , , , , , ,


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: