اسکناس نویسی و شعار نویسی بر دیوارها که یادتان نرفته؟ (دوراندیش)

دوستان عزیز فقط میخواهم یاد آوری کنم که جنبش سبز ادامه دارد و زنده است ، لطفا اسکناس نویسی و دیوارنویسی یادتان نرود که «پیروزی نزدیک است» .

«دوراندیش»

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , ,

2 پاسخ to “اسکناس نویسی و شعار نویسی بر دیوارها که یادتان نرفته؟ (دوراندیش)”

  1. IRANIANNNN Says:

    یک مشت کمونیست تروریست حرامزاده و یک مشت مسلمان تروریست مادرقحبه بیگانه ریخته اند توی مملکت زندگی همه رو خراب کرده اند. تازه به هم اید ئولوژی ضد امپریالیستی هم یاد میدهند و به هم خط میدهند و بعضی وقتها با هم ائتلاف میکنند و سازمان مشترک تشکیل میدهند.نه زبان بحث حالیشونه ، نه زبان دموکراسی . کس مادر محمد و مارکس ، کون لق خمینی و کاسترو و کیم جونگ ایل . گمشید برید عربستان و کره شمالی و کوبا. یا اگه کونشو دارید برید مستقیما با آمریکا مبارزه مثلا ضد امپریالیستی بکنید که خواهر و مادرتون رو مستقیما بگاد. میخواهید حکومت جهانی اسلامی یا حکومت جهانی کمونیستی درست کنید، خیر سرتون برید یه جای دیگه درست کنید. از این به بعد تا وقتی اینجا باشید و دهنتون رو باز کنید فحش خواهر و مادر میخورید. یک نفرتون به اندازه هزار نفر سرو صدا میکنه . میخواهید زندگی ما رو خراب کنید ما هم تو اید ئولوژی کیری و دین کیری تون می شاشیم. ریدیم تو اسلام و کمونیسم تروریست

  2. شاعر ناشناس: شعری از برای امام اماما ! من بر آن سيمای همچون عَنترت ريدم بر آن ريش و سبيل و صورت بد منظرت ريدم گرچه دورم با تاسف از حضور انورت لی Says:

    شاعر ناشناس: شعری از برای امام

    اماما ! من بر آن سيمای همچون عَنترت ريدم
    بر آن ريش و سبيل و صورت بد منظرت ريدم

    گرچه دورم با تاسف از حضور انورت لیکن،
    من مخلص غياباً بر حضور عَن وَرت ريدم

    امامی، رهبری، اما بقدر خر نميفهمی
    به ريشت ، بر آن فهمِ هم از خر كمترت ريدم

    به توضيح المسائل ، آن اراجيفی كه بنوشتی
    به تاليفات بی ارج و بهای ديگرت ريدم

    به تسبيح و عَبا و جامه ی تقوی كه پوشيدی
    بر آن عمامه ی پيچيده بر دور سرت ريدم

    شنيدم گفته ای مسجد بُوَد از بهر ما سنگر
    به سرتاپای آن مسجد كه باشد سنگرت ريدم

    ز حزب اللّهيان تشكيل نيرو دادی و لشكر
    به نيرويت، به حزبت، بر تمام لشكرت ! ريدم

    نه تنها بر خودت بل بر طرفــدارانت ای خائن
    که بر فرق پسر، دختر، برادر، خواهرت ريدم

    نداری چون پدر، من از پدر چيزی نمی گويم
    ولی ای بی حيا رهبر به روح مادرت ريدم

    عيال مهربانت وقت ريدن شد فراموشم
    كنون (با عذرخواهی) بر دهان همسرت ريدم

    تو ريدی بر تمــام مملکت منهم پی جبران
    ز انگشتان پا بگرفته تا فرق سرت ريدم

    تو آن جغدی که بال و پر ترا بخشيد آن کوسه
    روا باشــد اگـر گـويـم که بر بال و پرت ريدم

    بُوَد گوش تو كر، فرياد ملت بی اثر، ای خر
    کنون من ای خر مُظطَر، بر آن گوش كرت ريدم

    اگر اسلام اهریمن برایت بوده است آیین
    بر الله ت، به قرآنت، بر آن دین سراسر نکبتت ریدم
    اگراينست ترا دين وَ گر اينست پِيغمبَر،
    به آئينت، به دينت، بر سر پيغمبرت ريدم

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: