سيره اموي با نامي نبوي

این نوشته را یکی از دوستان برایمان فرستاده اند . با وجود اینکه با سیاست کلی سایت در تطبیق نیست ولی به علت احترام به دموکراسی در اینجا ذکر میکنیم با تشکر از ایشان :

افاضات لو رفته و جديد خليفه در محفل ياران و پستوي فرقه معروفه بسيار قابل تعمق و در خور توجه ملت و دوستان سهميت خواه قائل به شعائر اصلاحي مي باشد كه نشان از كينه پليد نهفته در وجود بد خواهان ايران  را با خود بهمراه دارد، انجا كه با تاسي از نبي اكرم به اعلام قصد تعيين جانشين پرداخته، سعي در هدايت مردمان مبني برشناخت علي ناشناس دوران داشته و انجا كه علي رغم ادعاي پيروي از سيره رسول خدا، سنت ايشان در باب ملالطفت با مخالفين و شنيدن صداي انانرا خاص گذشته دانسته بر طبل نابودي معترضين دانسته مي كوبد. جالب است كه هميشه دستورات ديني و فرامين مذهبي فرا زماني براي هدايت بشريت معرفي ميشده اين يك سنت پسنديده نشات گرفته از روحيه رحماني رسول خدا مربوط به دوران گذشته بوده تعميم بحال نخواهد يافت.

اقا را چه ميشود كه تا بدانجا پيش رفته كه از ميان احكام الهي، سنت نبوي و سيره ائمه بدلخواه انتخاب كرده همانرا بر فراز افكار ادميان و تبليغات گوبلزي حكومت نشانده تصميم بدون بازگشت خوانده عمل به انرا وظيفه الهي خود منبعث از اوهام ولايت كذائي و خود ساخته ميداند.

تا بدانجا كه ميدانيم و تاريخ عرب برايمان به يادگار گذاشته سيره حكومتي خلافت و گرفتن بيعت براي خليفه جانشين، سيره اي اموي است نه نبوي و ظاهرا اعراب پس از پيامبر در شوراي حكميت ثقيفه انرا ابداع و معاويه ملعون انرا بسط داده گرفتن بيعت براي يزيد را بدعت گذاشته سيره حكومتهاي عربي بعد از خود نمود و خاندان منحوسش بر اين طبل باطل نواخته حكومت فردي را با نام دين بر پا داشته از رسول خدا و خاندانش به پاس شكست بدر و فتح مكه انتقام گرفتند، ظاهرا ائمه معصوم بعد از رسول خدا هم، همه امامت كردند نه خلافت و بجز امام علي(ع) انهم در كوتاه مدتي و بخواست مردم ديگر ائمه هيچكدام بشكل مستقيم در نحوه اداره جامعه نقشي نداشته اند، حتي قيام حسين عزيز زهرا، براي جلوگيري از انحراف دين رسول خدا و اصلاح حكومت انجام گرديد نه براي بر پا داشتن يا تاسيس حكومتي جديد!

حال اين چه تاسي از سنت نبوي و از كجاي ان مرام است ما نمي دانيم؟ البته رهروان راه ابوسفيان، پيروان صديق معاويه و دوستداران تزوير پنهان در سياست عمروعاصي بر بيعت گرفتن از براي يزيد ملعون اصرار داشته انرا بخيال خود در سكوت جامعه تدبير اينده خاندان نامبارك خويش پندارند و در اينراه تازه مسلمانان امروز هم مانند ديروز اسلام به كمك انان به پا خاسته عقده هاي ديرينه را التيام ميدهند. زهي خيال باطل!

اينجا ايران است، سراي پاكبازان سر بدار كه از براي نجات ميهن خويش سر از پا نشناخته، دلداه و سينه چاك  براي رهائي ملك و ملت خويش بي تاب و اماده اند. سربداران امروز ايران نيز همانند ديروز به هنگامه حمله مغول، دراين خطه و در اقصي نقاط ايران عزيز فرياد ازادي ملت از جور حكومت مذهبي را به هنگامه عروج سر داده پاكباخته رهائي ميهن را از جور جائران نانجيب بر سر دار خواستارند.

ما ملتي ازاده و سلحشوريم كه به شغال باج نداده در هميشه تاريخ ضحاك ستيزيم، ما مردمي ساده و زود باوريم كه از اين خصلت خود بارها ضربه خورده دين فروشان را باور داشته به خيالمان خوبان را بر مسند نشانده بوديم، اما امروز با كنار رفتن پرده مكر و تزويرشان در پي حوادث سال گذشته تازه ميفهميم كه اين خانه از پاي بست ويران وان وادي نقش شده سرابي بيش نيست. بي اصل و نصبان حريص را قدرت دادن و اختيار وطن را به انان سپردن بيش از اين نتيجه اي در بر ندارد، انانكه پدارنشان متولد بغدادند ارقي به ايران نداشته دلسوزي خود را معطوف به اميال عرب خواهند كرد و ملت ايران را در اينراه فدا نموده احساسي نسبت به ان نداشته، در گذر زمان نابود خواهند ساخت.

اين افاضات ايشان هشداري نا خواسته به ايرانيان است كه تا دير نشده به فكر چاره باشيد كه اگر اين محفل وابسته فرصت يابند دمار از روزگار ايران و ايراني بدر اورده روي مغول را در صفحه سياه تاريخ سفيد خواهند كرد، همانگونه كه تا كنون كرده و لحظه اي از اعمال خود پشيمان نبوده به ان فخر ميكنند. معاويه زمان، ضحاك دوران شمشير نابودي ايران را از رو بسته، اراده خود را معطوف مقابله با تماميت ما نموده است و در اينراه اوباشان وطن فروش و دين نما با او بر ضد ميهن متحد گشته ارزوي نابوديمان را در سر ميپرورانند.

اينان عربند و به عرب بودن خود مفتخر و ايران را غنيمت در تصرف و اشغال خود دانسته نسبت به مردمانش و به جوانانش و اينده ايشان وقعي ننهاده دستور چپاول و ويراني ايران را به ارث برده، دريافت داشته بر ان پاي بندند.

ايرانيان به خود ائيد كه هنگامه كوبيدن سر خصم ملت به سنگ اراده مليست، بيش از اين به دلنواهاي كوته نظران سست بنياد توجه نكرده صلاح ملك و كشور را بازيچه دست سود جويان نساخته ازادي ميهن را بر هرچه مصلحت انديشي است رجحان دهيد، اين سخنان تازه خليفه در محفلي داخلي و در سكوت پستوي دارالخلافه راهبرد اينده حكومت و محفلبازان ضد ايران است، نشنيدن ان سخنان، نديدن نيت شومشان و كوتاهي بعد از ان ما را و كشورمان را به قعر تباهي سوق خواهد داد. فرصتها اندك و شرائط مناسب تغيير نادرند، فرصت سوزي دوباره بلاي جانمان خواهد شد و اينده ملت و نسلهاي بعد از ما را به قهقرا سوق خواهد داد. ايندگان ما را نبخشيده، كوتاهيمان را ناديده نخواهند گرفت. ايران منتظر و افق روشن ازادي در برابرمان به تمنا ميخواندمان. يا علي/

ايران ازاد و ايراني سرفراز/

علي مهربان

Advertisements

یک پاسخ to “سيره اموي با نامي نبوي”

  1. روح سبز Says:

    با سلام و ادب خدمت علي آقاي مهربان
    آقا دستت درد نكنه مقاله خوبي بود:-)
    خسته شديم از مقاله هاي پوچ و تفرقه انداز «دورانديش»
    جنبش سبز هميشه به خاتمي و موسوي مديون خواهد بود والبته شيخ كروبي و هاشمي رفسنجاني هم با رويكرد جديدشان مورد احترام مي باشند!
    اميدوارم دورانديش بتواند درك كند كه ما به اتحاد نياز داريم نه به تفرقه افكني!
    دورانديش به خودت خيانت نكن!

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: