ارتش بی‌فرمانده‌!

مردم ایران در ۲۵ بهمن برای صدمین بار در تاریخ خود ثابت کردند که همان ملتی هستند که بیش از صد سال پیش با گذشتن از جان خویش انقلاب مشروطه را به پیروزی رساندند. این مردم می‌توانند به سادگی این حکومت درمانده و ناتوان را سرنگون سازند. این حکومتی است که تا مغز استخوان آن پوسیده است، از هم پاشیده، تمام جناح‌های مخالف را از خود فراری داده و حتی در بین طرفداران سابق خود نیز دیگر محبوبیتی ندارد. این حکومتی است که فقط بر شانه یک مشت شعبان بی‌مخ بسیجی ضعیف کش ساندیس خور استوار است و بس. حتی به سپاه خود نیز اطمینان ندارد و نمی‌تواند آن را با جرات وارد میدان سرکوب کند. خامنه‌ای مانند سال‌های آخر شاه دوروبر خود را از هرچه انسان سلیم و عاقل و با تجربه است خالی کرده. انسان‌هایی که بتوانند و جرات کنند به او حقیقت و واقعیت آنچه را امروز در جامعه می‌گذرد خاطرنشان سازند. آخرین‌شان که اندک جراتی داشت به او چیزی بگوید هاشمی است که او هم طرد شده است. این حکومت به کلی ارتباط خود را با واقعیت درون جامعه از دست داده و مانند کشتی بی ناخدا و بی بادبان در دریا سرگردان است. در یک کلام این حکومت را با این مشتی بسیجی ضعیف‌کش که در خدمتش هستند به سادگی می‌شود سرنگون ساخت.

مشکل ما جای دیگری است. ما مشکل رهبری داریم. بعضی جنبش‌های جهان مشکل‌شان درست خلاف ماست. آنها رهبری قوی و مصمم دارند ولی بدنه جنبش ضعیف است و طرفداری در جامعه ندارند. مشکل ما درست بر عکس است. اکثریت مطلق جامعه ایران از سال‌ها پیش هرگاه فرصتی یافته‌اند ثابت کرده‌اند با این دولت مخالفند. حتی در همان انتخابات من در آوردی و مسخره حکومت هم اکثریت مردم همیشه به کاندیدی رای می‌دهند که می‌دانند کمتر از حمایت خامنه‌ای بهره‌مند است و بارها به این طریق ثابت کرده‌اند که از این دولت متنفرند. این حکومت ضعیف و ناتوان با توده مردمی روبرو است که به شدت از آن متنفرند. تنها مشکل جنبش سبز ضعف وحشتناک رهبری آن است. اگر سال پیش این رهبری از آن چند میلیون نفر در خیابان‌های تهران خواسته بود مانند مصر در خیابان بمانند و به خانه‌ها باز نگردند قطعا اکنون اثری از جمهوری اسلامی و ولی فقیه وجود نداشت. اکنون نیز پس از ۲۵ بهمن که ملت ما قهرمانانه به خیابان‌ها آمدند رهبری اصلاح‌طلب جنبش دوباره عقب‌نشینی کرده است. باز خاموش شده‌اند. خبری از موسوی و کروبی نیست. حتی مشاوران آنان که می‌توانند از جانب آنان سخن بگویند ساکت شده‌اند و چیزی نمی‌گویند. یک رهبری مستقل و قوی اکنون باید برنامه می‌داد که مردم روز ۲۶ بهمن چه کنند، ۲۷ بهمن چه اقداماتی لازم است و قس علیهذا، ولی متاسفانه مانند دفعات پیش فرصت‌سوزان دست در کارند تا مردم را دوباره نا امید سازند.

یک نکته روشن است: قوی‌ترین و مصمم‌ترین و از جان گذشته‌ترین ارتش دنیا هم اگر فرمانده‌ای متزلزل و ترسو و ناتوان داشته باشد در میدان جنگ شکست خواهد خورد.

«دوراندیش»

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , , , , ,

2 پاسخ to “ارتش بی‌فرمانده‌!”

  1. ضرب المثل آلمانی Says:

    ضرب المثل آلمانی

    یک ضرب المثل آلمانی می گوید: ارتشی از گوسفندان که شیری فرمانده آن باشد خطرناکتر از ارتشی از شیران است که خری فرمانده آن باشد.

  2. روح سبز Says:

    زياد تند ميري خانومي
    شما مگه جاي اونها هستيد و ميدونيد الان در چه شرايطي زندگي ميكنند!!
    اونا هر اعتقادي دارن بصورت واقعي جلوي حكومت وايستادن
    اراذل و اوباش حكومتي به خانه هايشان حمله ميكنند و شيشه خانه آنها را ميشكنن و بعد توهين و هتك حرمت مي كنن
    شما تو اينترنت خيلي شير هستي ولي تو واقعيت هيچي نيستي!!
    ما تا آخرش پاي جنبش سبز هستيم و موسوي و كروبي و خاتمي هميشه در قلب ما هستند و مرام آنها مرام ما و راهشان راه ما هست!
    لطفاً از حرفهاي تفرقه افكن بپرهيز وگرنه بايد به سبز بودنت شك كرد!
    جاسوس هاي دشمن هميشه سعي ميكنن با تندروي و احساساتي كردن مردم بين آنها تفرقه بيندازند و به قول معروف «تفرقه بينداز و حكومت كن»
    اين كاري كه ميكني دقيقاً مصداق همين ضرب المثل بالاست!
    «ضرب المثل آلماني» هم بداند كه ما نميگذاريم كه خري مثل نويسنده اين مقاله رهبر و فرمانده ما باشد.
    عزيزان سبز بدانيد و آگاه باشيد كه همين حكومتي ها ارتباط رهبران سبز را همه جانبه قطع كرده اند و حالا هم براي تفرقه افكني مي گويند كه پس كو رهبران سبز؟!!
    گول نخوريد و به روز پيروزي ايمان داشته باشيد و براي آزادي از زندان خانگي عزيزانمون موسوي و كروبي دعا كنيد و اگر لازم شد اقدام ميكنيم
    برو اين دام بر مرغ دگر نه
    ما ارتش سبز ايران با تمام قدرت و وفاداري از ارزش ها و اهداف جنبش سبز ايران دفاع خواهيم كرد

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: