چه بخواهیم و چه نخواهیم ، ستاد رهبری جنبش سبز هنوز در بیت موسوی و کروبی است ، ایکاش نیروهای خارج از کشور میتوانستند یک شورای رهبری تشکیل دهند

برای چندمین بار در 25 بهمن شاهد بودیم که مردم فقط به درخواست موسوی و کروبی است که بیرون میریزند . سازو کار این انقلاب در مقطع فعلی به صورتی است که هنوز هیچ گروه و شخصیت  دیگری آن ارتباط و بستگی با مردم را نیافته است که مردم یا حد اقل بخش قابل توجهی از آنان به خواست آن گروه به خیابان بیایند . در داخل ایران که جمهور ی اسلامی با سیاستهای خشن سرکوبگر خود نمگیذارد چنین گروههایی شکل یابند در خارج ایران نیز هنوز یک گروه یا شورای رهبری تشکیل نشده است که بتواند بر روند انقلاب درون ایران تاثیر بگذارد. این انقلاب 57 نیست که مردم به خواست خمینی از پاریس ، از خانه های خود به در میشدند و جان فدا میکردند .

فعلا رهبری بلا منازع جنبش در دست گروه معدودی از اصلا ح طلبان ، یا به زبانی سازشکاران ، است و مردم به خواست آنها هرکاری انجام میدهند . تا وقتی اینها از مردم میخواستند به مناسبتهای حکومتی به خیابان بریزند مردم  این کار را انجام میدادند . اینها هم اینقدر مردم را ترسانده بودند که این جوانان دلیر واقعا باورشان شده بود که اگر در روزی غیر مناسبتهای دولتی بیرون بیایند یک فاجعه غیر قابل تصور به وقوع خواهد پیوست ومثلا خامنه ای مانند زئوس با ارسال رعد و برقی از آسمان تمام مخالفان را خواهد کشت . بارها سال پیش نوشتم و نوشتیم که اینقدر خود را وابسته مناسبتهای حکومتی نکنید. گوش نکردند و یادمان نمیرود طرفداران ساده لوحشان در سایتهای اینترنتی چقدر بر ما تاختند که شما میخواهید مردم را به کشتن دهید و غیره . دیدیم که در 25 بهمن بیرون آمدند و هیچ فاجعه ای متفاوت با روزهای حکومتی اتفاق نیفتاد.

سازشکاران علاوه براین  بارها تظاهرات را لغو کردند چون وزارت کشور اجازه نمیداد و هرچه ما گفتیم آخر مگر انسان میتواند منتظر اجازه از دیکتاتور شود تا بر علیه او تظاهرات کند گفتند ما هدف مسالمت آمیز داریم و مارااز عواقبی که نصیبمان خواهد شد اگر انقلابمان سوپر مسالمت آمیز نشود ترساندند و گفتند دوباره میشود سال 57 .طرفدارانشان هم منتظر که اینها چیزی بگویند و آنها بر ما بتازند که راست میگویند و ما خیلی مامان هستیم و امکان ندارد اگر کسی به یک طرف صورتمان سیلی زد طرف دیگر را جلو نیاوریم . مارا متهم کردند که شما خشونت طلبید و میخواهید انقلاب خونین بر پا کنید . در واقع یک خلط مبحث بود چه دفاع از خود با مبارزه مسلحانه فرق دارد.  هرچه مردم در خیابان از خود دفاع کردند و نشان دادند که سگان زنجیری خامنه ای ترسو هستند و در مقابل ایستادگی مردم هراسان میشوند و فرار را بر قرار ترجیح میدهند باز واقعیتی را که جلوی چشمشان بود قبول نکردند و گفتند امکان ندارد و اگر ما خشن رفتار کنیم انقلابمان نابود خواهد شد و مردم را از ابراز خشونت در مقابل بخش سرکوبگر بسیجی لباس شخصی بر حذر داشتند . غافل از آن که دفاع از خان و مان و زندگی خود در برابر یک مشت حیوان درنده بر هر انسانی فرض است و با این کار به جنبه مسالمت آمیز انقلاب لطمه ای نمیخورد . ما کی گفتیم در مقابل نیروهای مسلح اینطور رفتار کنید ما گفتیم فقط در مقابل لباس شخصیها که ابزار عمده سرکوب رژیم هستند از خود دفاع کنید و آنها را فراری دهید . نیروهای مسلح مطمئنا بیشتر با مردم هستند و خیلی از آنها همچون ما جانشان از این حکومت به لب رسیده و منتظر یک بهانه هستند که به مردم بپیوندند و به همین سبب است که حکومت هم به نیروهای مسلح اینقدر اعتمادی ندارد و همانطور که تا کنون دیده ایم همیشه ابتدا نیروهای وحشی و افسار گسیخته لباس شخصی خود را به خیابانها میریزد .

اما اکنون میبینم اینقدر این حکومت احمق و کله شق است که همین سوپر سازشکاران را به مرحله ای رساند که سرانجام از مردم خواستند به یک مناسبت غیر حکومتی بیرون بیایند و عطای وزارت کشور را نیز به لقایش بخشیدند و دیدیم فاجعه ای رخ نداد و مردم بیرون آمدند و رعد و برقی هم از آسمان نازل نشد و جنبش را نابود نکرد . اما اکنون دوباره فرصت سوزان در کارند .

سال پیش وقتی سه ملیون مردم در خیابانهای تهران بودند گفتیم با آنها بمانید ، از آنها بخواهید در خیابانها بمانند ، به خواست آنها جهت دهید ، تحصن کنید و قبل از مصریها ماجرای مصر را تکرار کنید و با آن نیروی جوانی که در خیابانهای تهران بود میتوانستند چنان کنند و نکردند . چون ساختار شکن نیستند . چون فقط میخواهند تغییرات کوچکی در قانون اساسی ایجا د کنند . حتی نمیخواهند ولی فقیه از بین رود بلکه اندکی ، فقط مختصری از نیروهایش کاسته شود . هنوز معتقدند زیر خیمه جمهوری اسلامی میتوان در این کشور حکومت کرد و آنچه را جلوی چشمشان میگذرد نمیبیننند که چگونه این جمهوری کشور را به انحطاط مطلق برده است و در آمدهای نفتی را بر باد داده و فساد را گسترده . آقایان هنوز «ساختار شکن » نیستند و به اصل نظام وفادارند . نزدیک به دوسال پس از شروع جنبش هنوز میخواهند جمهوری اسلامی را نجات دهند و این یعنی خدا و خرما را با هم میخواهند . اگر این مردم و این جوانان به خیابان بیایند و به خانه هایشان باز نگردند برای این است که  به چیزی کمتر از سقوط نظام راضی نیستند و این ، آقایان را میترساند . اینرا خوب میدانند و در نتیجه نمیخواهند مردم در کف خیابانها بمانند.

ولی به هر حال چه بخواهیم و چه نخواهیم ، هنوز مردم فقط به اینها پاسخگو هستند . با آن همه فراخوان از خارج کشور برای تظاهرات و اعتصابات در موقعیتهای دیگر ، با آن همه گروههای موازی اینترنتی ،  مردم حتی به یکی از آنها جواب ندادند . گرچه اینها رهبرانی بسیار نالایق و مردد برای رهبری انقلابی هستند که نیروهای خیابانی آن خواستار سرنگونی کل نظام میباشند ولی فعلا چنین تضادی بین رهبری و نیروهای تحت امر آن وجود دارد . مانند ارتشی که سربازان آن میخواهند و حاضرند و نشان داده اند که از جان خود میگذرند تا ارتش مقابل را نابود کنند . این ارتش نشان داده که قدرت این کار را هم دارد و ارتش مقابل بسیار ضعیف و شکنند ه است . ولی متاسفانه فرماندهان این ارتش در خفا نمیخواهند ارتش مقابل نابود شود و خواهان بقای آن هستند . این دوگانگی و تضاد  رهبری و رهبری شونده مشکل اصلی انقلاب سبز در لحظه حاضر است .

کاش نیروهای خارج میتوانستند به دور هم جمع شوند و تضادها را کنار بگذارند و یک شورای رهبری متحد تشکیل دهند . اگر مردم از داخل ایران ببینند که نیروهای خارج از کشور متحد و یکپارچه شده اند مطمئن باشید به ندای آنها گوش فراخواهند داد به خصوص با گسترش روز افزون ارتباطات و وجود ماهواره ها و تلفنها و اینترنت . اگر یکدفعه ، مانند انقلاب سال 57 ، تمام کانالهای خارج کشور به داخل کشور یک صدا شوند و فقط از یک نقطه نظر مشترک و تحت یک رهبری مشترک از مردم فقط یک چیز را بخواهند مطمئن باشید مردم به ندای آنان گوش خواهند سپرد ولی باید پذیرفت که متاسفانه خارج نشینان ما به آن حد از فداکاری و از خود گذشتگی نرسیده اند که بتوانند برای آینده ایران نقاط نظر متفاوت خود را کنار بگذارند و هر کدام اندکی تخفیف در خواسته های خود بدهند تا بتواننند یک شورای رهبری مشترک تشکیل دهند . یعنی ، هنوز دموکراسی در جان ایرانیان خارج از کشور ندمیده است . اصل اول دموکراسی آن است که در راه یک هدف مشتر ک بزرگ (که در اینجا نجات ایران است ) هر گروهی از بخشی از خواستهای حد اکثری خود چشم بپوشد و به خواست حداقلی سقوط جمهوری اسلامی در لحظه حاضر تن دردهد تا همه بتوانند در یک دولت ائتلافی در تبعید گرد هم آیند و سرنوشت انقلاب را دردست گیرند . یک نکته بر نگارنده این مقاله از روز روشنتر است که اگر فردا صبح مردم از خواب بیدار شوند و ببینند که همه کانالهای ماهواره و همه سایتهای اینترنتی خارج از کشور یک چیز میگویند و یک خواسته دارند و دیگر هر کس بر طبل خود نمیکوبد و فقط یک شورای رهبری از افراد خوشنام باقی مانده که خط میدهد بی تردید این شورای رهبری جانشین سازشکاران داخلی خواهد شد .

«دوراندیش»

Advertisements

برچسب‌ها: , , , , , , , , , , , , , , ,

2 پاسخ to “چه بخواهیم و چه نخواهیم ، ستاد رهبری جنبش سبز هنوز در بیت موسوی و کروبی است ، ایکاش نیروهای خارج از کشور میتوانستند یک شورای رهبری تشکیل دهند”

  1. روح سبز Says:

    به همين خيال باش كه ما شوراي رهبري رو به لژنشين هاي خارج بدهيم
    ولي خب اصول دموكراسي ميگه شما هم بعد از پيروزي و وقتي آب ها از آسياب افتاد و همه جا امن امان شدو شرايطي شد كه كسي به شما چپ نگاه نكند(خداي نكرده ته قلب شما ترس نيفتد) بياييد و براي خود حزبي و تشكيلاتي راه بندازيد و تا همه جا در امن و امان است فعاليت كنيد و اگر خداي ناكرده دوباره شلوغ شد سريع فرار كنيد بريد خارج و دوباره انقلابي ديگر را رهبري بنمائيد.
    اي از جان گذشتگان فراري از كشور (البته منظورم به فعالين سياسي اخير نيست كه مجبور شدن براي حفظ جان خود بروند)

  2. katie Says:

    your good

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: