جنبش سبز و تحصيلكردگان جوياي كار

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای این وبلاگ ارسال داشته اند. ذکر  یک مقاله و خبر   به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست و تنها به دلیل مشی دموکرات این وبلاگ است:

جنبش سبز ايران كه به دنبال تقلبات گسترده در انتخابات رياست جمهوري سال 1388 با شعار ” راي من كو؟ ” پا به عرصه سياسي كشور گذارد در مسير پر پيچ و خم خود تكامل يافته و هم اكنون خواستار تحولات جدي سياسي براي نيل به آزادي و دموكراسي مي باشد. بديهي است اين خواست مردمي در كشوري كه حكومت آن خود را نماينده خدا و نه عموم مردم مي داند، به راحتي محقق نخواهد شد. اين امر علاوه بر همدلي مردم نيازمند همراهي اقشار مختلف جامعه در عرصه عمل است. آنچه به وضوح شاهد آن هستيم آنست كه اكثريت قابل توجهي از مردم مخالف سيستم حكومتي فعلي بوده يا حداقل هيچ دلبستگي با آن ندارند. اين نكته اي است كه حتي مسئولان نظام نيز بدان واقفند. بي دليل نيست كه آقاي احمدي نژاد به هنگام انتخابات براي كسب راي بيشتر به عالي ترين مقامات گذشته نظام يعني روساي 24 ساله دولت جمهوري اسلامي (موسوي، رفسنجاني و خاتمي ) تاخت. او مي دانست كه با چنين رويكردي مي تواند بر موجي از نارضايتي هاي مردم مخالف سوار شده و تعداد زيادي طرفدار جذب كند. مشكل اين تاكتيك آن بود كه براي جذب كامل افراد جامعه بايد ولي فقيه را نيز مورد حمله قرار مي داد؛ اما اين امر به دليل تقدس ولي فقيه در نظام جمهوري اسلامي عملي نبود و در نتيجه مجبور شد به تقلب متوسل شود. در هرصورت اين رويكرد احمدي نژاد نشان دهنده عمق مخالفت لايه هاي مختلف جامعه ايران با نظام فعلي است. ممكن است كسي بگويد با وجود نارضايتي اكثريت بزرگي از مردم ايران، حكومت ولي فقيه چگونه ميتواند به بقاي خود ادامه دهد؟ پاسخ آنست كه هيچ حكومت مستبدي در هيچ برهه اي از تاريخ يافت نمي شود كه صرفا به دليل نارضايتي مردم دست از قدرت بر دارد. مادامي كه نارضايتي ها در دل مردم و يا در حد حرف – و نه فرياد- باقي بماند، استبداد به حيات خود ادامه مي دهد. اما چنانچه توده هاي ناراضي قدم به ميدان گذارده و با حركت گسترده خود در عمل حق خود را مطالبه نمايند، آنگاه قدرت پوشالي ديكتاتور با سرعتي باور نكردني فرو مي ريزد. بديهي است هرچه مخالفان به پاخاسته بيشتر باشند قدرت آنها بيشتر و سركوب آنها نيز سخت تر و پرهزينه تر مي گردد تا جاييكه عملا كنترل اوضاع از دست سركوبگران خارج شده و نيرو هاي مردمي مي توانند حكومت را از مستبدان باز پس گيرند. جنبش سبز ايران نشان داده مي تواند عليرغم تمامي دشواري ها شمار زيادي از مردم را به خيابان ها بياورد. روشن است كه حكومت براي نابود كردن اين جنبش به هر روشي تمسك جسته و مي جويد. روش هايي از قبيل زنداني كردن اصلاح طلبان، روزنامه نگاران و طرفداران حقوق بشر، اعتراف گيري و تواب سازي، بستن روزنامه ها ، اخراج دانشجويان، نمايش آتش گرفتن عكس بنيانگزار نظام در تلويزيون، تحقير مخالفان از جمله خس و خاشاك و ميكروب ناميدن آنها، جاسوس و محارب خواندن فعالان جنبش، ادعاي به آتش كشيدن قرآن و اهانت به عزاداران در روز عاشورا، تظاهرات طرفداران و جيره خواران حكومتي، ادعاي فرو كش كردن جنبش، شهيد دزدي و بالاخره حصر و زنداني كردن سران جنبش. اين روشها، از جمله روش هايي است كه رژيم جمهوري اسلامي در طي 32 سال گذشته، با استفاده از آنها توانسته گروه ها و افراد مخالف گوناگون را از سر راه بردارد. اما هيچ يك از اين روشها نه تنها جنبش سبز را از بين نبرده، بلكه حتي نتوانسته تعادل پايدار خياباني براي رژيم به همراه داشته باشد. مطمئنا يكي از دلائل اين ناكامي استفاده بيش از حد رژيم از اين روشها و درنتيجه كاهش كارآيي آنها و همزمان مجرب شدن مردم است. با اين اوصاف تنها چاره رژيم استفاده وسيع از نيرو هاي نظامي و شبه نظامي براي بر هم زدن تظاهرات مخالفان و جلوگيري از گسترش آن بوده است.
از طرف ديگر بعد از چند تظاهرات ميليوني در سال 88 جنبش سبز هم نتوانسته تظاهرات ميليوني وسيعي كه سد نيروهاي امنيتي را بشكند، ترتيب دهد. بديهي است اصلي ترين عامل آن ماشين سركوب خياباني رژيم است كه با برخورد هاي فيزيكي خود سعي در محدود كردن تعداد تظاهركنندگان به همان چند ده هزار نفري دارد كه تحت هر شرايطي به خيابان مي آيند. هرچند حضور همين تعداد از مردم در خيابان ها پيروزي قابل توجهي براي جنبش به حساب مي آيد، اما براي نيل به مقصود كافي نبوده و حتي تطويل آن باعث فرسايش نيرو ها خواهد گرديد. بنا براين بايد به فكر افزايش تعداد نيرو هاي فعال در عرصه خيابان بود. مشخصه اصلي جمعيتي كه هم اكنون به خيابان ها مي آيند، دموكراسي خواهي ايشان است. بديهي است با توجه به سه موج فروپاشي كشورهاي كمونيستي، وقوع انقلابات رنگي و جنبشهاي ضد ديكتاتوري اخير خاورميانه، گفتمان دموكراسي خواهي، گفتمان رايج بوده و در بين اقشار مختلف جامعه علاقه مندان و طرفداران زيادي دارد؛ اما براي آنكه حضور خياباني مردم بتواند تاثير تعيين كننده اي داشته باشد، علاوه بر دموكراسي خواهي، مطالبات ديگر مردم از جمله مطالبات اقتصادي و اجتماعي وجنبش هاي مربوط به آنها نيز بايد مورد توجه قرار گيرد. بعضي از جنبش ها (يا پتانسيل هايي كه در جامعه كنوني ايران امكان تبديل شدن به جنبش را دارند) عبارتند از: جنبش آزادي خواهي طبقه متوسط، جنبش دانشجويي، جنبش كارگري، جنبش زنان، جنبش هاي قومي، جنبش معلمين و جنبش ايرانيان مقيم خارج از كشور. از اين ميان، دو جنبش آزادي خواهي طبقه متوسط و جنبش دانشجويي پيوند خود را در غالب جنبش سبز به خوبي نشان داده و هم اكنون در برابر استبداد مقاومت مي نمايند. خوديابي و پيوستن ساير جنبش ها به اين مقاومت مي تواند آن را به حركتي تهاجمي تبديل كرده و زمينه هاي عقب نشيني حكومت و دستيابي مردم به خواسته ها و مطالبات بر حق خود را فراهم گرداند.
هر يك از اين جنبش ها مطالبات و از طرفي ضعفهاي مختص خود را دارند. به عنوان مثال جنبش كارگري كه مطالبه اصلي آن امنيت شغلي و افزايش دستمزدها است فاقد اتحاديه هاي واقعي و غير دولتي بوده و در نتيجه عملكرد هاي اعتراضي آن منفعلانه، ناپيوسته و منفرد است. بررسي اين جنبش ها و عملكرد آنها ضروري بوده و آزاديخواهان ايراني بايد نسبت به تحليل و ارزيابي وضعيت فعلي تك تك اين جنبش ها و راه هاي فعال كردن آنها اقدام نمايند. در اينجا به معرفي يكي از پتانسيل هايي كه به نظر مي رسد مي تواند در حركت كنوني جامعه ما، به يك جنبش تمام عيار اجتماعي تبديل گردد، مي پردازيم. اين پتانسيل، پتانسيل تحصيل كردگان جوياي كار است. بنابر آمارهاي دولتي ازبين جمعيت 4 ميليوني بيكا كشور، حدود يك ميليون نفرشان را فارغ التحصيلان دانشگاهي با مدارك فوق ديپلم ، ليسانس و بالاتر تشكيل مي دهند. اين افراد كه اكثريت آنان را جوانان تشكيل مي دهند عليرغم داشتن تحصيلات در رشته هاي مختلف دانشگاهي به دليل سوء عملكرد دولت از بيكاري رنج برده و هم اكنون به يكي از معضلات دولت تبديل شده اند. اين گروه به دلائل ذيل ميتوانند در غالب يك جنبش ظاهر گردند: 1- همگي آنها نياز به شغل آبرومند دارند(هدف مشترك) 2- جوان هستند(شجاعت كافي) 3 – به دليل تحصيل كرده بودن امكان كار با شبكه هاي اجتماعي در اينترنت را دارند.( ارتباطات موثر)
همانطور كه مي دانيم يكي از مشكلات اصلي جنبش ها ايجاد شبكه سازماني براي فراخوان همگاني و نيز دستيابي به خودباوري گروهي است. اين مشكل با افزايش درجه سركوبگري حكومت حادتر ميشود. تجربه جنبش سبز نشان داد كه با استفاده از شبكه هاي اجتماعي در اينترنت مي توان اين مشكل را حل كرد. خوشبختانه تعداد بسيار زيادي از تحصيل كردگان جوياي كار در اين شبكه ها عضو بوده و مي توانند از طريق آن به تشخيص هويت گروهي و نيز ارتباط گيري مجازي بپردازند. بنابراين تشكيل اين جنبش نسبتا سريع و روابط دروني آن به دور از تعرضات سركوبگران خواهد بود. از طرف ديگر به دليل آنكه مطالبات خياباني جنبش تحصيل كردگان جوياي كار برخورداري از شغل و درآمد مناسب بوده و لذا غير سياسي است، سركوب آن باعث ريزش نيروهاي درون حكومت ميشود. اين جنبش همچنين به سرعت مي تواند ساير بيكاران را نيز جذب نموده و فشار خود را مضاعف كند. نكته ديگر آنكه به دليل ارتباط گسترده اعضاي اين جنبش با بدنه جنبش دانشجويي از يك طرف و مطالبات اقتصادي طبقه كارگر از طرف ديگر اين جنبش مي تواند به عنوان پلي ارتباطي بين اين دو جنبش عمل كرده و موجبات نزديكي آن دو را فراهم آورد.
با توجه به مطالب فوق مي توان گفت هر چند پتانسيل تحصيل كردگان جوياي كار هنوز به صورت جنبش درنيامده، اما در صورت تحقق، حتي مي تواند از ساير جنبش هاي برشمرده در فوق موثر تر باشد. بنابراين بايد هرچه سريعتر به سازماندهي اين جنبش پرداخت. سازمان دهندگان جنبش سبز مي توانند از طريق شبكه هاي اجتماعي و نيز شعارهاي خياباني هدف دار به نفع تحصيل كردگان بيكار و حتي برگزاري تظاهرات مخصوص، به ايجاد و پايگيري اين جنبش كمك موثري بنمايند. روشن است كه تشكيل اين جنبش و اتحاد آن با جنبش سبز مي تواند موجب همراهي مطالبات عدالتخواهانه و آزاديخواهانه شده و در نتيجه تعادل قواي خياباني را به نفع جنبش مردمي كشور به هم بزند.

نویسنده :  امیدرهایی

8 پاسخ to “جنبش سبز و تحصيلكردگان جوياي كار”

  1. گزارشات لحظه به لحظه تظاهرات اولین سه شنبه، از سه شنبه های اعتراضی Says:

    گزارشات لحظه به لحظه تظاهرات اولین سه شنبه، از سه شنبه های اعتراضی

    http://rahekargar.wordpress.com/2011/03/01/nawi-4176/#more-57079

  2. تاریخ به زیر پایمان امروز صیقل می خورد، در خیابان انقلاب، میدان آزادی، پروا مکن بشتاب!( احمد جلالی فراهانی ) Says:

    تاریخ به زیر پایمان امروز صیقل می خورد، در خیابان انقلاب، میدان آزادی، پروا مکن بشتاب!( احمد جلالی فراهانی )

    دهمین روز اسفند من و تو همین امروز است و امروز تاریخ دیگری است. تاریخی که به زیر پای تو صیقل می خورد. در خیابان انقلاب، میدان آزادی. در ساعت پنج عصر. تاریخی که من و تو را به نظاره نشسته است. با تمام دردهایش، اشکهایش، زخمهایش و تمام سجاده هایی که بوی نفرین ِمادران سیاه پوش سرزمین مان را می دهد. مادران سیاه پوش ِ سرزمین من و تو، که «داغداران زیباترین فرزندان آفتاب و باد» اند. دهمین روز اسفند ماه ِمن و تو همین امروز است. امروزی که بوی بهار و توپ و کاغذ رنگی نمی دهد. امروزی که بوی نمناک سلولهای زندان «حشمتیه» را می دهد. انفرادی های اوین. تبعیدگاه گناوه. دهمین روز اسفند من و تو بوی زمستان می دهد هنوز، بوی خون، خون آماسیده شهیدانی که تابوت های خالیشان را هم از ما دریغ داشته اند. بوی «صانع» را می دهد دهمین روز اسفند ماه و «محمد مختاری» که گناهشان جوانی بود و انگشتانی که هفتشان را به سپهر تاریک استبداد نشانه می رفتند. دهمین روز اسفندِ من و تو بوی آماسیدگی های نمور مستبدان محال اندیش را می دهد که چکمه پوش و بی نقاب، هست و نیستمان را به ریشخند ظلمتِ مغرورِ چماقداران ِبی شرافتشان گرفته اند. دهمین روز اسفندِ من و تو، دروازه دوباره تاریخی است که منتظرمان ایستاده است. منتظر من و تو، که شاید ما بشویم. اینک دورازه های تاریخ عبور من و تو را به نظاره ایستاده است. در دهمین روز اسفند ماه. فغان که سرگذشت من و تو سرشار از فخر به فلک برفروختن ِمستبدانی است که تقوای ِسبز بهار را هرگز باور نداشته اند. بهاری که در راه است. بهاری که سبز است به استقامت و ایستادگی مردان و زنانی که به پای من و تو استوار و سربلند ایستاده اند. استقامتی که با نام نامی آنان، رقم می خورد. میرحسین و کروبی! و تمامی یارانشان که اینک در بندند و من و تویی که به خیال خود رهائیم که آزادی در سرزمین استبداد، خیال ِخام ِخوش باورانی است که زیستن به قیمت آب و نان را پربهاتر از شرافت و آزادگی می دانند. که «غافلان همسازند! » مردگانند که در هیبت زندگان خیابان های دهان گشاده زندگی را رج می زنند. اینک دهمین روز اسفند ماه، من و تو که روز مبادایمان بوده است. روز قدم برداشتن و چراغ برافروختن. روز فریاد کردن نام مردان و زنانی که درد مشترکمان را فریاد کردند. مردان وزنانی که ریشه هایمان را دریافته بودند و در خلوت روشنشان با ما گریسته اند. مردان و زنانی که مرامشان استقامت است و راهشان ایستادگی. مردان و زنانی که شرافت را به بهای حصر و حسرت و بند و اسارت پرداخته اند. مردان و زنانی که جاودانه شده اند و اینک تاریخ که وفاداری من و تو را به نظاره نشسته است. دهمین روز اسفند من و تو چه پاک و معصومانه از راه رسیده است و تمام نتوانستن ها و نخواستن های پدران و مادرانمان را از ما طلب می کند. در آئینه ای که نامش تاریخ است. «23 مرداد» را می گویم. هناق ِترس خورده نسلهای پشیمان دیروز را. «فین کاشان» را می گویم و رگهایی که از فرط استبداد سر باز زده بودند. «مصدق» را می گویم و «امیرکبیر» را. «قائم مقام» را می گویم و گناه نابخشودنی آنانی که دیدند و دم برنیاوردند که تاریخ، مملو از سکوت شرمسار کسانی است که سرافکنده نسلهای من و تو گشته اند. مبادا که ما نیز به راه خطای آنان برویم؟ امروز روز توست. که تاریخ را از تکرار ملال آور استبدادیان چکمه پوشش برهانی. امروز روز توست. روز برخاستن و از پای ننشستن. که رهبران سبز اندیش و استوارمان به عهد خود فروتنانه وفا کرده اند و نوبت به وفاداری من و توست. دهمین روز اسفند ِ من و تو امروز است. همان حادثه ای که در رویاهای خویش منتظرش بودیم. همان روز عظیم برخاستن و فرو ننشستن. روز از مرگ نهراسیدن. روز نعره کشیدن بر دیوار بلند شب. که وطنمان را به تسخیر خویش درآورده. روز شکستن حصر استبداد. روز فریاد کردن نام بلند آزادی و آزادگی. روز بزرگ امتحان مقاومت و ایستادگی. امروز را باید که من و تو در گستره تاریخ بال و پر دهیم. با رفتن. به خیابان رفتن و در خانه نماندن. با همدلی و همراهی. در خیابان انقلاب، میدان آزادی. قرار امروزمان حادثه است. رهایی است. قرار امروزمان میرحسین موسوی است و مهدی کروبی. قرار امروزمان خیابان انقلاب است، میدان آزادی. قرار امروزمان سینه ستبر کردن است و ندا در گلو انداختن و بانگ برآوردن. قرار امروزمان تکبیر بلند ایستادگی است. دهمین روز اسفند من و تو فلق را شکافته است و به پنجره می زند. چونان که تاریخ به روزگار نفرین شده باغ و درخت پنجه می کشد. بهار به قدم های سبز من و تو چشم دوخته است. » پروا مکن بشتاب! » پروا مکن… بشتاب!

    http://www.irangreenvoice.com/article/2011/mar/01/11489

  3. طنین‌انداز شدن فریاد مردم در سراسر کشور Says:

    طنین‌انداز شدن فریاد مردم در سراسر کشور

    گزارش‌های رسیده، حاکی از طنین‌انداز شدن فریاد الله اکبر، یا حسین میرحسین و یا مهدی شیخ مهدی در بسیاری از محله‌های تهران و برخی شهرهای بزرگ کشور است. این شعارها به حدی گسترده بوده که برخی شاهدان، فضای امشب تهران را با شعارهای شبانه در تابستان ۸۸ مقایسه کرده‌اند. بر اساس گزارش‌های رسیده به کلمه و خبرهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی اهالی تهران در محله‌های شهرک غرب، سعادت آباد، پونک، ونک، باغ فردوس، سید خندان، خیابان آفریقا، خیابان ستارخان، خیابان سهروردی، یوسف آباد، نیاوران، زعفرانیه، قلهک، میدان ولیعصر، خیابان کارگر، محمودیه، توانیر، صادقیه، گیشا، تجریش، شهرک آپادانا، خیابان طالقانی، میدان فاطمی و بسیاری محله‌های دیگر، شب‌هنگام به پشت بام‌ها رفته و شعار داده‌اند.
    از جمله شعارهایی که در این گزارش‌ها به آنها اشاره شده، می‌توان به این موارد اشاره کرد:
    الله اکبر
    مرگ بر دیکتاتور
    یا حسین، میرحسین
    یا مهدی، شیخ مهدی
    موسوی، کروبی، آزاد باید گردند
    مصلحی بیچاره، خرید که ترس نداره
    موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد
    علاوه بر تهران، از اصفهان و کرج و شیراز نیز گزارش‌هایی درباره شعارهای شبانه برای کلمه ارسال شده است. مهدی خزعلی در وبسایت شخصیش در این باره نوشت: الان که این سطور را می نگارم ۲۰ دقیقه است که صدای تکبیر قطع نمی شود. شاید بیش از یک سال است که علیرغم فراخوان به تکبیر شامگاهی- در نزدیکی منزل ما – کسی تکبیر نمی گفت اما امشب شور و هیجان تکبیر مثل تیرماه پارسال بود. نمی دانم اینها که می گویند جنبش مرده است از مرده هم که صدایی در نمی آید این الله اکبرها از چیست؟! این فریادها از کیست؟ شاید مردگان سر از قبر درآورده و تکبیر می گویند! مردگان را بر بام چکار! اما راست می گویند! این مردم مرده اند اگر مرده نبودند که اوضاعشان این نبود! کفنشان را – ببخشید شهیدشان را – می دزدند و باتومی هم حوالت می دهند تا مردم بگویند ” صد رحمت به کفن دزد اولی! ” ندای سبز آزادی هم گزارش داد: هنوز ساعاتی از انتشار خبر دستگیری رهبران جنبش سبز در رسانه های مخالف دولت منتشر نشده که بانگ الله اکبر شهروندان تهرانی آسمان تهران را بر سر دیکتاتورهایش لرزاند. امشب رأس ساعت ۱۰ در محله های مختلف تهران به همراه شعارهایی نظیر ” یا حسین، میرحسین ” و ” یا مهدی، شیخ مهدی ” شنیده می شود.

    http://www.kaleme.com/1389/12/10/klm-49761/

  4. ابعاد تازه ای از حمله نيروهای امنيتی به منزل مهدی كروبی فاش شد Says:

    ابعاد تازه ای از حمله نيروهای امنيتی به منزل مهدی كروبی فاش شد

    در پی انتشار خبری به نقل از يك مقام قضايی با عنوان “خبر بازداشت موسوی و كروبی صحت ندارد” توسط خبرگزاری فارس؛ سايت سحام نيوز در مصاحبه با خانواده مهدی كروبی موضوع را پيگيری نمود. خانواده مهدی كروبی ضمن كذب محض خواندن اين خبر به سحام گفتند: ما در ابتدا مایل به باز کردن تمامی ابعاد یورش ماموران نبوده اما از آنجا که عقلانیت در سخنان دادستان و دیگر مقامات دیده نمی شود بخشی از اعمال غیر قانونی که ساواکی ها هرگز به آن مبادرت نمی کرد را بازگو کرده و شرح کامل ماوقع و برخورد شجاعانه و مثال زدنی خانم کروبی را بزودی منتشر خواهیم کرد. متاسفانه انتشار اين خبرهای كذب با هدف توجيه رفتار غيرقانونی و اسلامی و اخلاقی با مهدی كروبی و ميرحسين موسوی و همسرانشان صورت می گيرد. تمامی شواهد حاضر دال بر عدم حضور مهدی كروبی و فاطمه كروبی در منزل است. صبح امروز يكی از عروسان آقای كروبی به منزل مراجعه كه متاسفانه حتی كسی برای پاسخگويی جلوی درب منزل نيز حاضر نگرديد. يكي از فرزندان آقای كروبی همچنين با تشريح روز حادثه ابعاد وسيعتری را بازگو كردند. ايشان افزودند :در روز آغاز حصر، ماموران اطلاعات طی تماسی تلفنی با علی كروبی از وی می خواهند به منزل پدر مراجعه نمايد. در همين راستا علی سريعا به منزل پدر و بی اطلاع از حيله و نيرنگ ماموران اطلاعاتی مراجعه و دستگير می گردد. یکی از عروس های آقای کروبی شاهد جمع آوری کورکورانه و فله ای کلیه وسایل از جمله کتب(تنها حدود 700كتاب فقهی) و حتی داروها از منزل بوده است. به طوری كه ايشان ذكر می كردند كه “احساس كردم تنها مبل و يخچال منزل را نبردند!”
    خانواده مهدی كروبی اين رفتار حكومت را يك گروگانگیری و آدم ربایی حکومتی می دانند و مهدی كروبی و ميرحسين موسوی به همراه فاطمه كروبی و زهرا رهنورد را زندانی سياسی دربند حكومت خواندند.

    http://www.sahamnews.net/2011/02/%D8%AF%D8%B1-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%AE-%D8%A8%D9%87-%D8%A7%D8%B8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%AA-%D9%82%D8%B6%D8%A7%D9%8A%D9%8A%D8%9B-%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF/#more-17926

  5. امیر ارجمند: سه شنبه روز اعتراض به دستگیری موسوی و کروبی است Says:

    امیر ارجمند: سه شنبه روز اعتراض به دستگیری موسوی و کروبی است

    اردشیر امیر ارجمند مشاور عالی میرحسین موسوی در گفت و گو با «العربیه.نت» تاکید کرد که سه شنبه روز اعتراض به دستگیری و حبس میرحسین موسوی و مهدی کروبی است.
    پیتشر معترضان ایرانی از مردم خواستند روز سه شنبه 29-2-2011 (10 اسفند) در اعتراض به ادامه حبس خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی دو تن از رهبران مخالفان ایران دست به تظاهرات خیابانی بزنند. موسوی و کروبی از حدود دو هفته پیش توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران در حبس خانگی قرار گرفتند که پس از مدتی به زندان حشمتيه تهران منتقل شدند.
    سایت کلمه در این باره گزارش داده است که طبق آخرین اطلاعات رسیده از منابع موثق بازداشت و انتقال موسوی و کروبی به زندان قطعی است اما زمان دقیق انتقال آنها همچنان مبهم است. یک منبع آگاه به «العربیه» خبر داد که این انتقال روز پنجشنبه 24-2-2011 صورت گرفته است.
    امیر ارجمند درباره وضعیت رهبران معترضان ایران به «العربیه.نت» گفت: «درباره وضعیت موسوی و کروبی نگرانی شدیدی وجود دارد. وظیفه قانونی حکومت است که نسبت وظعیت آن ها را اطلاع رسانی کند تا خانواده آن ها از وضعیت سلامتی و محل نگهداری آن ها اطلاع داشته باشند کند.»
    محسنی اژه ای دادستان ایران در کنفرانس خبری که دوشنبه 28-2-2011 برگزار کرد بازداشت خانگی موسوی و کروبی را تایید کرد و آن را گام اول در مسیر برخورد با کسانی که «سران فتنه» نامید توصیف کرد. او اما درباره انتقال آنها به زندان سخنی به میان نیارود.
    مشاور عالی موسوی تاکید کرد: «راهپیمایی که سه شنبه صورت می گیرد در اعتراض به وضعیت نگهداری غیر قانونی مهندس موسوی و آقای کروبی هست و مردم انشا الله حمایت خود را از آن ها نشان خواهند داد. هر چند که قطعا و یقینا دولت سعی می کند با اشغال خیابان ها و برقراری حکومت نظامی جلوی این ماجرا را بگیرد اما مردم حضور خواهند یافت.»
    او درباره ادامه اعتراض ها گفت که شبکه های اجتماعی با توجه به وضعیت تصمیم خواهند گرفت.
    معترضان ایرانی همچنان از مردم خواسته اند برای نشان دادن اعتراض های خود شبانه بر بالای بام های منازل خود فریاد «الله اکبر» سر دهند؛ حرکت نمادینی که پس از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری سال گذشته ایران پی گرفته بودند.

    http://www.irangreenvoice.com/article/2011/feb/28/11471

  6. بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه همسرانشان Says:

    بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه همسرانشان

    میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه همسران خود زهرا رهنورد و فاطمه کروبی دستگیر شده و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده‌اند

    طبق آخرین اطلاعات رسیده از منابع موثق به کلمه، بازداشت و انتقال آنها به زندان قطعی است اما زمان دقیق انتقال آنها همچنان مبهم است. پیش از این و در دو هفته گذشته، مقامات کشور در مورد محدودیت ها و نحوه‌ حصر همراهان جنبش سبز سکوت اختیار کرده بودند. این مساله به مبهم شدن فضا و گمانه‌زنی‌ها دامن زده بود. دختران میرحسین نیز بارها با مراجعه به کوچه اختر با پاسخ‌های مبهم و متناقض روبرو شده بودند و امکان هیچگونه تماسی نیز برای ارتباط با پدر و مادرشان فراهم نشده بود. همچنین چراغ‌های خانه نیز در این چند روز خاموش بوده است. به نظر می رسد عدم اجازه تماس با خانواده‌ موسوی و کروبی برای مطلع نشدن آنها از مکان موسوی و کروبی بوده است. این بی‌خبری و نیز مسئولیت‌ناپذیری مقامات در پاسخگویی به برخی اخبار در روزهای گذشته دامن زده بود. از سوی دیگر سحام نیوز سایت نزدیک به مهدی کروبی نیز اظهارات یکی از همسایگان مهدی کروبی را نقل کرده بود که می‌گفت: نیمه شب پنجشنبه شاهد حضور هشت ماشین ون نیروهای امنیتی در مقابل ساختمان و ورودی پارکینگ منزل آقای کروبی بوده و پس از دقایقی همگی به همراه یک ماشین که از داخل پارکینگ درآمده محل را ترک کرده‌اند. در این حال امروز و پس از اظهارات متناقض و مبهم دادستان کل کشور در مورد حصر و اعمال محدودیت بر آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان آنچه مشخص شده این است که نخست‌وزیر هشت سال دفاع مقدس و رئیس دو دوره مجلس شورای اسلامی به همراه همسرانشان و به دستور مقامات عالی کشور بازداشت و به زندان حشمتیه تهران منتقل شده اند.

    http://www.kaleme.com/1389/12/09/klm-49729/

  7. بیانیه دانشجویان سبز دانشگاه‌های تبریز Says:

    بیانیه دانشجویان سبز دانشگاه‌های تبریز

    بسمه تعالی
    با اعلام نتایج مهندسی شده انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و وقوع کودتای انتخاباتی در آن، موج جدیدی از اقدامات غیر قانونی آغاز گردید و تمامیت خواهی اقتدارگرایان وارد مرحله نوینی گشت. ایشان که دیگر خود را یکه تاز میدان قدرت می دیدند ظاهر قانون را نیز به کناری نهادند و آشکارا در جهت سرکوب و نادیده انگاشتن حقوق مردم و نیز سلب آزادی های مشروع و قانونی آنان گام برداشتند و روز به روز عرصه را تنگتر نمودند و صد البته فرجام خود را تلختر و ناخوشایندتر. کودتاگران با بازداشت های بی حد و مرز فعالین سیاسی و دانشجویی بدون رعایت ضوابط قانونی، برگزاری دادگاه های فرمایشی استالینیستی و اخذ اعترافات اجباری و نیز محکوم کردن جمعی از نخبگان دلسوز و منتقد کشور به زندان های طویل المدت بار دیگر ذات انحصارگرا و قانون ستیز خود را به منصه ظهور رساندند و با تحت فشار قرار دادن خانواده این عزیزان نهایت ناجوانمردی خویش عیان کردند اما حصر غیر قانونی ( یا به عبارتی بهتر زندان غیر قانونی ) دو یار و همراه جنبش سبز آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی به همراه خانواده هایشان بدون حکم هیچ محکمه ای نشان دهنده اوج بی قانونی کودتاگران و نمایانگر نهایت استیصال و درماندگی آنان است. ایشان حتی جسارت آن را ندارند که در دادگاهی علنی، هرچند فرمایشی! چون تمامی دادگاه های حوادث پس از انتخابات به محاکمه این عزیزان بپردازند و در پایان حکم دلخواه خویش را صادر کنند. گویی اتاق های فکر کودتا چنان به سست و بی اعتبار بودن ادعاهای خود در خصوص رهبران جنبش سبز واقفند که حتی با در اختیار داشتن تمامی دستگاه های تبلیغاتی و اطلاع رسانی خود را حریف مستندات و دفاعیات مستدل و منطقی آقایان موسوی و کروبی در دادگاهی علنی نمی بینند. ما دانشجویان سبز دانشگاه های تبریز ضمن محکوم کردن اقدامات فراقانونی حاکمان از بیانیه شماره چهار شورای هماهنگی راه سبز امید استقبال می نماییم و در محوریت قرار گرفتن این شورا را به منظور جلوگیری از ناهماهنگی میان طیف های مختلف جنبش سبز مفید دانسته از آن حمایت می کنیم. همچنین به حاکمیت اقتدارگرا هشدار می دهیم که وضعیت فعلی – حصر یا همان زندان رهبران جنبش سبز – خط قرمز تمامی آزادیخواهان و از جمله دانشجویان سبز دانشگاه های تبریز است و در صورت عدم رفع حصر در کوتاهترین زمان می بایست منتظر عکس العمل شدید و غیرمنتظره این دانشجویان باشید که ایشان دو یاور همیشگی خود را تنها نخواهند گذاشت.
    جمعی از دانشجویان سبز دانشگاه های:
    سراسری تبریز
    علوم پزشکی تبریز
    آزاد تبریز
    صنعتی سهند تبریز

    http://www.irangreenvoice.com/article/2011/feb/28/11466

  8. نامه فرزندان مهدی کروبی و میرحسین موسوی به مراجع تقلید Says:

    نامه فرزندان مهدی کروبی و میرحسین موسوی به مراجع تقلید

    بسمه تعالی
    لایحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم
    محضر مبارک مراجع عالیقدر شیعه
    سلام این فرزندان دردمند خویش را پذیرا باشید. اگر نبود جواز قرآنی در خصوص فریاد مظلوم به خاطر ظلمی که بر او رفته قطعاً دم فرو می بستیم و در خلوت خود رفع ظلم را تنها از قادر متعال درخواست می کردیم که صد البته دادرس و دادستان اصلی اوست و اگر نبود سابقه صدها ساله علمای بزرگ و مراجع گرانقدر تشیع که همواره پناهگاه مظلومان و حامی اسلام اصیل در برابر دیدگاه های انحرافی بوده اند یقیناً مصدع اوقات شریف نمی شدیم .
    حضرات آیات عظام! قطعا استحضار دارید که پس از بیست و یک ماه هتاکی های ناجوانمردانه نسبت به آقایان حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی و مهندس میر حسین موسوی، از دوهفته پیش این دو معتمد امام(ره) و یاور دلسوز مردم به همراه همسران مؤمن وفداکارشان به بند کشیده شده اند و با کمال تأسف حتی از حقوق ساده سایر شهروندان برخوردار نمی باشند و حقوقی همچون دسترسی حضوری یا تلفنی به خانواده و تأمین مایحتاج اولیه نیز از ایشان دریغ شده است. به بند کشیدن موسوی که علاوه بر هشت سال نخست وزیری کشور در سختترین شرایط پس از انقلاب در سال های پس از آن نیز همراه صدیق کشور و مردم در عرصه سیاست و فرهنگ و هنر بوده است و زندانی شدن کروبی که حدود پنجاه سال از عمر خویش را صرف مبارزه در راه تحقق اسلام اصیل کرده و چندین دوره ریاست مجلس و بنیاد شهید را به عهده داشته است و بازداشت یک فرزند او به اتهام واهی جاسوسی و اشغال خانه فرزند دیگر او در حالی صورت گرفته که هنوز در هیچ محکمه صالح مطابق با قوانین حقوقی کشور به اتهام افکنی های واهی علیه ایشان رسیدگی نشده است. ما معتقدیم تنها جُرم آقایان موسوی و کروبی آنست که بنا بر تجویز امیر مؤمنان علی (ع ) بدون لکنت زبان به نصیحت دست اندرکاران امور پرداخته اند و عده ای در کشور که حاضر نیستند به کمبود سعه صدر خویش – که به فرموده امام علی ( ع ) لازمه ریاست و حکومت است – اعتراف نمایند، به جُرم تراشی های واهی علیه این دو سرباز فداکار مردم پرداخته اند.
    حضرات آیات عظام!
    ما یقین داریم آقایان موسوی و کروبی در بیان انتقادات و اعتراض های خود جز رضایت خالق متعال و مصلحت بندگان شریف را در نظر نداشته اند هرچند گام گذاشتن در این مسیر برخلاف مصالح شخصی و خانوادگی آنها بوده است و کیست که نداند آنها اصولا نه نیازمند شهرتند و نه تشنه قدرت. آنها اکنون نیز به اقدامات و اظهارات خود افتخار می کنند و حتی اگر به فرض این اقدامات و اظهارات به مذاق عده ای خوش نیاید چرا می خواهند با اتکا به قدرت های ظاهری و دنیایی پدران ما را از انجام وظیفه شرعی و قانونیشان در جلوگیری از کژی ها باز بدارند؟ در حالی که آنها هیچ یک جز خدمت و تصحیح امور نخواسته اند؛ اولا به چه علت از حقوقی که گفته شد محروم بوده و در وضعیت بدی مانند شرایط حاضر قرار گرفته اند؟ ثانیا مشخص نیست که مادران متعهد و مهربان و صبور ما جز خیرخواهی و رفتاری طبیعی مطابق جایگاه خود چه کرده اند که هم اکنون دو هفته است هیچ خبری از آنها در دست نمی باشد؟ سوم آنکه چرا بر خلاف نص قانون اساسی که بعضی از روحانیون و مراجع معزز نیز در تدوین آن نقش داشته اند عده ای به خود حق می دهند آنها را حتی از حقوق اولیه محروم کنند؟ ما براین باوریم که والدینمان نه تنها گناهی مرتکب نشده اند بلکه کلمه حق را به مصداق خواست الهی بر زبان رانده اند و آیا همین واهمه از بیان حقایق در منظر عمومی مردم و زندانی کردن این چهار عزیز بهترین دلیل بر حقانیت والدین زندانی ما نیست؟ آیا محروم ساختن این زندانیان افتخارآفرین از بدیهی ترین حقوق متهمان ثابت نمی کند که اهرم های فشار بدون توجه به قانون و شرع به دنبال خاموش کردن صدای حق دو یاور بزرگ و دلسوز کشور اسلام و مردم هستند؟ اکنون نیک واقفیم که نگرانی پدران ما از سرنوشت چهره های گمنام زندانی شده بیراه نبود که اگر بر پدران ما که در عرصه داخلی و خارجی گمنام نیستند چنین جفا می رود باید اندیشید که بر گمنامان بی پناه دیگر چه جفاها رفته و می رود؟ ما پیشتر هم شاهد آن بودیم که در شب های قدر پنج شب متوالی تعدادی گماشته، در مقابل خانه این خدمتگزاران مردم تجمع کرده و به تخریب خانه و شکستن درها و شیشه ها و فحاشی و تیراندازی پرداختند و با این حال هیچ گونه برخوردی نیز از سوی دستگاه قضاوت اسلامی با این تعدی گران نشد. باری، نگرانی ما بیجا نیست چرا که اکنون عزیزان ما در دست کسانی گرفتارند که بارها تنفر و خشم خود نسبت به آنان را به ما نشان داده اند و اکنون هویت خود را از ما پنهان می سازند.
    حضرات آیات عظام!
    ما فرزندان مهدی کروبی کودکی خود را پشت در زندان های رژیم گذشته گذرانده ایم و بارها با چشم نگران پدر دستگیر شده توسط ساواک را از پشت میله های زندان و در ملاقات ها تعقیب کرده ایم و ما فرزندان میرحسین موسوی هم از نخستین سال های زندگی طعم سختی ها و خطرات فراوانی که پدرمان را تهدید می کرده است چشیده ایم و اکنون همگی به حقجویی پدران و استقامت مادران خویش می بالیم. آنها نیز به وعده الهی در خصوص عدم پایداری ظلم ایمان دارند اما اینها دلیل موجهی نیست که در مقام فرزندانی دل نگران، حقوق تضییع شده پدران و مادرانمان را پیگیری نکنیم. ما در این راه قبل از هر کس به مراجع معظمی تظلم می کنیم که همواره غمخوار مظلومان بوده اند. چنان که در روزهای اخیر نیز علی‌رغم فشارها حق جویی برخی از مراجع را در اعتراض به ظلم شاهد بوده ایم. بی شک در این برهه حساس از تاریخ ایران که متأسفانه بسیاری اقدامات غیر قانونی به نام اسلام انجام می شود، نقش‌آفرینی حضرات مراجع عظام می تواند از تحمیل هزینه هایی جبران ناپذیر بر اسلام و ایران عزیز جلو گیری نماید. سزاوار است که حضرات آیات عظام، کلام فروتنانه و درس آموز حضرت امام علی (ع) را به برخی سردمداران حکومت یادآوری فرمایید که «انی لست فی نفسی بفوق ان اخطأ، لا امن من ذلک نفسی الا ان یکفی الله من نفسی» و به آنان گوشزد کنید که خداوند کسانی را از افتادن در ورطه خطا باز می دارد که دچار غرور نشوند و قدرت های پوشالی دنیایی آنان را غره نسازد. سلامت و مزید توفیقات حضرات مستطاب عالی را مسألت داریم و خود را محتاج ادعیه خالصانه آن جنابان می دانیم.
    فرزندان مهدی کروبی و میرحسین موسوی

    http://www.sahamnews.net/2011/02/%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%B4%D8%AA%D8%B1%D9%83-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%83%D8%B1%D9%88%D8%A8%D9%8A-%D9%88-%D9%85%D9%88%D8%B3%D9%88%D9%8A-%D8%A7%D8%B2/#more-17895

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: