برای اولین بار در تاریخ ایران شیرازیها از ترکها در غیرت آزادیخواهی جلو زدند

آفرین به مردم قهرمان شیراز. اخبار تظاهرات امروز 10 اسفند را در شیراز بخوانید و آن را با تبریز و آذربایجان مقایسه کنید .  متاسفم برای ترکهای خودمان . برای اولین بار در تاریخ مدرن ایران شیرازیها از ترکهای آذربایجان در قیام و طلب دموکراسی جلو زده اند . همیشه این ترکها بودند که در صف اول مبارزه ایرانیان برای دموکراسی جای داشتند. ولی نمیدانم چه بلایی سر ترکهای آذربایجان آورده اند که اینطور ساکت و آرام شاهد کشته شدن برادران ایرانی خود در سایر شهرها هستند و به جای قیام ، دنبال ماشین رئیس جمهوراسلامگرای ترکیه و دوست احمدی نژاد میدوند و کف میزنند یا خواهان پس گرفتن قره باغ از ارمنستان میشوند که اصلا  به ما ربطی ندارد. ما را «سنه نه » به آذربایجان روسها و جنگهای فاشیستی آن با ارامنه ؟ آیا سرنوشت دموکراسی در ایران مهمتر است یا دعوای یک دولت جعلی بر سر یک تکه خاک با یک دولت کوچک دیگر؟؟؟ دوستان ترک ، اکنون هنگام قیام است . با سایر مردم ایران متحد شوید و مانند دوره مشروطه قیام کنید . مطمئن باشید در یک ایران آزاد و آباد حق تحصیل و تکلم به زبان مادری صد در صد برای شما وجود خواهد داشت . به تبلیغات مسموم الهام علی «اف » نوکر روسها که توسط جمهوری اسلامی تقویت شده و میان شما پراکنده میشود گوش نسپارید که آنها میخواهند تفرقه بیندازند و حکومت کنند.

 

 

120 پاسخ to “برای اولین بار در تاریخ ایران شیرازیها از ترکها در غیرت آزادیخواهی جلو زدند”

  1. شیرازی Says:

    من هم به شیرازیها افتخار میکنم دست مریزاد

  2. jamal Says:

    agar doost dashtan khodeshoon miraftand. in dafe dige bas konid tayeen taklif baraye marom ro, nemishe yek shahr ro ba ham mahkoom kard. oonha ham baraye khodeshoon ye jamaate kasiri hastand o hatman harfhayee baraye goftan darand.
    in harfha gheir az tafraghe chizi ba khodesh nemiyare, zahedan ham khabari nist, bandar abbas ham, chera faghat be azarbayjan gir dadid

  3. Eldar Says:

    Buna deyərlər eşşək öüzünsən, qoduq da balaların. Qarabağ bütün Azərbaycanlıların namusudur. Fars hara mədəniyət hara? Bir liciminizə güzgüdə baxın. Afriqadan dünən gəlib mədəniyətdən danışırsınız, sizə cəli bir tarix yazıb qoltuğunuza vermişlər. Sizin nə mədəniyətiniz olmuş, nə də tarıxdir. Bu gün varlğınızı da Türklərə boşlusunuz. YAŞASIN AZƏRBAYCA. Türklər dünyada 20 dən çox impraturlar qurmuş, yüzdən çox devlətlər. Artıq Azərbaycanlı özü üçün çalışacaqdır.

  4. mehrdad Says:

    masalae geyrat nist masale nakhastane
    age tabriz va turk ha mikhastan az hich chiz nemitarsan vali harf ine ke dige nemikhan va in tagsire khodetone chon bagie agaliat ha mosharekate ziadi nadaran
    vagti jik jike mastonet bod fekr zemestonet bod

    • دوراندیش Says:

      دوست عزیز وقتی ما سبزها ایران رو آزاد کردیم و بعد شما ترکها با کردها سر ارومیه و سایر نقاط آذربایجان درگیر جنگ خونین شدید اونوقت میفهمیم جیک جیک مستون کی بودنه حالا یوگسلاوی رو که یادتون هست؟

      • ایدین Says:

        motmaen bash agar azaybayjan azad shod digar irani nakhahad bud ke to bkhayyeee sangesho be sinat bezani onja yogoslavi bud inja azarbayjane va azarbayjan yani yki che shoma va ch jonob esmeto gozashti mosalman ba ye tarikh dorogh irani magar azarbayjan mosalman ni pas chera taraf dari armani haro kardin shomaha khar madareton ham mifroshin che brese be maaaaaaaa

  5. آذربایجان اوغلو Says:

    تا زمانی که اینگونه در مورد آذربایجان فکر می کنید این خود نشان می دهد که هنوز آذربایجان و دردهای خلق آن را نشناخته اید و دقیقا به همین دلیل است که آذربایجان سکوت زیبایی کرده است اینک نوبت خودتان است بروید و ایرانتان را بدون آذربایجان آزاد کنید و آن دموکراسی کذایی که سخنش را می گویید به اجراء در آورید زهی خیال باطل! شما در خرداد سال هشتاد و نه که تمامی مردم ترک استانهای آذربایجان شرقی و غربی و زنجان و اردبیل بصورت میلیونی و پر شورتر از سال 57 قیام کرده و به خیابانها ریختند و در نهایت در میان سکوت بزدلانه استانهای فارس نشین مورد ضرب و شتم و کشتار مزدوران رژیم خائن و کثیف جمهوری به اصطلاح اسلامی قرار گرفتند کجا بودید؟! چرا آن موقع سکوت کرده بودید؟! امیدوارم معنی سکوت آذربایجان بزرگ را فهمیده باشید!
    آن سرزمین اشغالی که شما با وقاهت تمام از آن یاد می کنید پاره تن آذربایجانی است که تمامیت آن مورد احترام مردم آذربایجان هر دو سوی ارس هست و اتفاقا خیلی هم به ما ربط دارد و شما از آن بی خبرید! از نظر ما آذربایجان یکی است و با همت همان مردم آذربایجانی که به سابقه ی درخشان انقلابی آن بنا به مصلحت خویش اینک مجبور به اعتراف شده اید ما حسابمان را بزودی با ایران شما تسویه خواهیم کرد. شما نمک نشناسی کردید و با تکیه بر افکار شوونیستی و فاشیستی خود مردم آذربایجان را نادیده گرفتید حساب ما خیلی وقت است با شما پاک شده و راهمان جدا!
    آنکه دنبال ماشین احمدی نژاد می دود جزو آن دسته ی جیره خوار و مزدور تهران نشینی است که با خیل عظیمشان با یک دستور خامنه ای به خیابانها ریخته و بر علیه شما شعار می دهند هستند! اگر همیشه آذربایجان مرکز انقلابها بوده پس بعد از این برای یک بار هم که شده بگذارید تهران یا شیراز یا هر شهر دیگر فارس نشین اینک مرکز انقلاب باشد تا ببینیم چند مرده حلاجید و آیا می توانید بدون آذربایجان در طول تاریختان فقط یکبار یک انقلاب را به سر انجام برسانید!! دشمنمان اگر چه مشترک است اما آب ما با شما هم به یک جوی نخواهد رفت! به هر حال برایتان آرزوی موفقیت می نماییم تا گلیمتان را خودتان از آب بیرون بکشید!

  6. آیدین Says:

    غیرت را معنی کن
    آیا غیرت یعنی فدا کردن خود در راه منافع دیگران؟
    به این نمی گن غیرت به این میگن «خ+ر+ی+ت»

  7. yashar_411 Says:

    ضرب المثل خودتون میگه : جواب ابلهان خاموشی است

  8. ایران Says:

    آذربایجان اوغلو @
    دوست خوب من، فرزندی از دیار آذربایجان،معلوم ای‌ که دست قلمت خوب و

    فردی هستی‌ که می‌شه با تو صحبت کرد از در منطق،پس خواهش می‌کنم بیا مثل ۲ تا بچه آدمی‌ زاد با هم صحبت کنیم و ثابت کنیم که ایرانی‌‌ها هم می‌تونن با هم گفتمان داشته باشن حتی با دیدگاه و نظر کاملا متفاوت

    اول از همه اینو بگم که نظر یک بلاگ نشون دهند نظر یک جنبش میلیونی نیست،

    هموطن عزیز ،اگه اشتباه نکنم فکر کنم منظور شما از رهپیمیی میلیونی خرداد ۸۹، راهپیمایی مردم آذربایجان برای اون کاریکاتور کذایی(اگه مشتاق به صحبت کردن بودی بدن نظرم رو در مورد این کاریکاتور میدم)،،،،،،خودت خوب اشاره کردی و گفتی‌ دشمن مشترک داریم ,اما آیا به نظرت الان دیگه وقت یون نرسیده که دوش به دوش هم برای آزادی مردممون دشمن مشترکمون بجنگیم؟؟؟،
    این همون دشمن مشترک بود که سعی‌ کرد بین من و توی ایرانی‌ جدایی بندازه که اینجوری بگی‌ راه آزادی ما از هم جداست،اگه دقت کنی‌ میبینی‌ که خیلی‌ از اهداف و خاست‌ها ها یکسان هست،درسته سکوت مردم آذربایجان باعث شد که خبر کشته شدن هموطنم توی آذربایجان رو چند سال دیر متوجه شم،اما تو هم یادت نر که این دشمن مشترک بود که باعث ۳۰ سال داره بین همهٔ اقوام تفرقه میندازه،۳۰ سال ای‌ که سانسور می‌کنه،۳۰ سال که داره هم به من ،هم به تو،هم به یک کرد و به تک تک کسانی‌ که توی خاک ایران هستن ظلم بکنه

    دوست من تاریخ نشون داده که دیار ظلم باقی‌ نخواهد موند و بالاخره روزی در هم می‌شکنه،حالا به قول تو چه بی‌ آذربایجان چه انشالله به قول من با آذربایجان، اما بیا و فکر فردای یون روز باشیم و سعی‌ کنیم گذشته‌رو فراموش کنیم،الان بستر برا گفتگو و آشتی‌ ملی‌ فراهم شده،
    ضمنا معلومه که زبانی تند و دلی‌ پر داری،ولی‌ از تو اول صحبت خواهش کردم همچون ۲ انسان بالغ، بدون توهین و منطقی‌ بحث کنیم،اگه این کامنت رو خوندی و جواب ندادی هم که معلومه که تصمیمت رو گرفتی‌ و و برات اتحاد ایران مهم نیست و جزو یون دست از جدایی طلب‌ها هستی‌، و اون موقع باید بت بگم که (اگر این سکوت آذربایجان تا آخر ادامه پیدا کنه) آری چه سکوت زیباییست در آذربایجان اما من از اون سکوت قبل از طوفان خشن و بی‌ رحم چه هراسانم،وای به حال شما‌ها دیگه

    khosh hal misham age yek nafar zar un kasi ke azari neveshte ro tarjome kone, google translater ke chert tarjome kard,

  9. ایران Says:

    داداش من،خواهشاً از اینا ننویس، فک نکنم کلا خیلی‌ زیاد مخاطب داشته باشی‌، من که شانسی برخوردم به اینجا،اما اگه واقعاً خودت و نماینده جنبش و تفکرات سبز میدونی،اینو بدون که سبز فقط یه بحانه برا اتحاد بود که به میزان زیاد بش رسید، با این کارا تو فقط داری ۲ قومیت رو از هم دیگه دور و دور تر میکنی‌، بت قول میدم در عرضه چند روز اینجا می‌شه مکانی برا فش دادن به همدیگه،پست‌های قبلیتو نخوندم و نمیتونم کلی‌ صحبت کنم در مورد نوشته‌هات اما اگه وقت شد میخونم، اما امیدوارم مثل اینا نباشه و کاملا سبز باشه

    موفق باشی‌

  10. ayaz Says:

    shoma bad az in hame ke be mellate turk khanjar az posht zadid , hokumataye fashiste iran ro be sarkub o koshtare turkha tashvigh kardin va hich moghe dar hich sakhti va bohrani poshtibani baraye azerbaijaniha nashodid, aval baradari khodetun ro sabet konid badan nane man gharibam dar biarid
    hamunayi ke tu shiraz o tehran be estelahe khodeshun daran mobareze mikonan age zureshun berese khodeshun tu safe avvale koshtar o gharate mellate azarbaijan gharar migiran

  11. ayaz Says:

    azerbaijan hargez sokut nakarde
    in shomayid ke sokut kardeid na azerbaijan
    mobarezei ke dar jebheye shoma nabashe va ya shoaresh ba shoma yeki nabashe ro sokut minamid
    dar bazihaye teraktor hamishe azarbaijaniha khastehaye melli va madaniye khodeshun ro matrah mikonan va be khatere hamin shoarha be zendan miran o koshte midan vali hatta yeki az shoma iran parastha nakhaste ke az haghe zendaniha va koshte shodehaye azarbaijani defa kone ke hich hatta esmi az unha ham be zabunetun nemiarin

  12. baktab@mynet.com Says:

    زمانی که در سال 1385 در اذربایجان ترکها را قتل و عام میکردند.برادران فارس کجا بودند؟مگر شما نبودید که میگفتید قیام ترکها ارتجاعی است.تجزیه طلبانه است.در مرامنامه شما حقوق اقلیتهاو جایگاه زبان ترکی مشخص نیست.با حمایت از ارمنستان اشغالگر فاصله خودتان را با ما هر روز بیشتر میکنید.قره باغ قلب ماست وخاک مقدس اذربایجان .
    هر روز و هر هفته چندین فعال هویت طلب ترک دستگیر و شکنجه میشوند.در مطبوعات و رسانه های فارسی یا همین جنبش سبز چرا منعکس نمیکند.زمانی که در تبریز.سولدوز برادران ترک شما را همین اخوندهاو پاسداران نا مسلمان به خاطر رسمی شدن زبان ترکی در خیابان به گلوله می بستند این برادران فارس کجا بودند.خود کاشتید. درو کنید.دیر نیست که کمر این رژیم توسط ما ترکها خواهد شکست.زبان ترکی رسمی وقره باغ از اشغال رها خواهدشد.

    • mohsen Says:

      baradar man kodum resane,kodum khabar, khube miduni ke darim tu iran zendegi mikonim,matbuat azad darim? resane azad darim? nesf bihstar mardm tu sansor shadidan,khaheshan be masael vagheyat gerane negah konid😉

  13. Ardy Says:

    این واژه ترکها یا ترکها ی‌ آذربایجان که شما استفاده میکنید در نوشته تان اشتباه است و اصلا درست نیست!!!

    برای اطلاع شما آذربایجانی ترک نیست و فقط زبان آذربایجان از قرن ۱۲ میلادی ببعد به ترکی عوض شده است وسیله سلجوقیان.

    مثلأ مصریها در قرن ۷ میلادی زبانشان بعد از حمله اعراب به عربی‌ تبدیل میشود ولی‌ ملت مصر همانطور که میدانید عرب نیست و یکی از قدیمیترین ملتهای با بیش از ۴۰۰۰ سال تاریخ میباشد.

    بهتر است بجائ واژه ترکها ی‌ آذربایجان بفرمایید آذربایجان ما.

    سپاسگزارم

    اردی

    • artan Says:

      دشمن مریض پس شما از کجا آمدید تاریخ را مرور کن ببین اصلان جای بنام فارستان در ایران امروزه وجود دارد – الان هم دیگر شده به قول مثال تورکی آذربایجانی (حنانی توی دان سونرا …….. یاخالار ) شما به فکر ساختن یک جای تقلبی مثل …. کورش باشید

    • ایدین Says:

      ardy jan @
      در موردی چیزی که نمیدونی حرف نزنی سنگین تری
      برو ببین کوروش چطوری کشته شد بعدا .

  14. ناشناس Says:

    شما ظاهر امر را هم رعايت نمكنيد در نوشته ها ودر افشاگريها از كداميك فرزندان آذربايجان نام برده ايد آيا ميدانيد كه در چند سال گذشته كه شما با حكومت دمساز بوده ايد فرزندان آذربايجان بخاطر دفاع از هويت 7000 ساله خود درسياه چالها شكنجه ديد ه اند ودر شهرهاي دوردست همانند صفرخان در تعبيد وزنداني بوده اند در خرداد سال85 كجا بوده ايد؟ و در آذر سال 13325 كجا بوده ايد ؟و….؟

  15. بهنام Says:

    با تيتر مطلبتون مخالفم. اولاً‌كه تبريز فقط در صد سال اخير از زمان مشروطه به اينور پيشرو بوه و تاريخ ايران بيش از دو هزار سال قدمت داره كه در آن هيچ نامي از تيريز و پيشگامي آذربايجان نيست (البته به استثناء حكومت صفويان كه آن هم ننگ تاريخ ايران است). در ثاني هدف و انگيزه سياسي تركها با فارسها متفاوت بوده و اين مقايسه را دچار مشكل ميكنه. تركها براي امتياز خواهي قومي ميجنگن ولي انگيزه فارسها ايران و سربلندي ايران است و هيچ منافع قومي و شخصي در آن ديده نميشه.

  16. ARAX Says:

    جناب Ardy معلومه شما هم مثل اسلاف خود يا درخواب هستي ويا خودت زدي به خواب ؟
    يك سئوال : درطي 80 سال گذشته رژيم پهلوي وجمهوري اسلامي با وسايل ارتباطات جمغي مدرن وتحت كنترل خود نتواسته در هويت زدايي تركها (تغيير فرهنگ وزبان و…) پيشرفت چنداني بكند حال رژيم سلجوقي بدون ابزارهاي مدرن چگونه به اين موفقيت نايل شده است؟
    همين است كه امروز تركها را درهبري مبارزه خود در جلو خود نمي بيند جون تركها راه خود را جدا از راه شما يافته اندو….

  17. ريپ Says:

    وقتي شما خواسته ما را با جواب هاي تحريفي پاسخ مي ديد
    و زبان ما رو عوض شده توسط مغول مي شماريد و خاكي چون قاراباغ را به تمسخر مي گيرد و اورميه را تقديم ديگران ميكنيد يعني چه؟ يعني ما تورك نيستم مغول توركمان كرده. قره باغ هم كه به ما مربوط نيست و اون ور مرزيها بيگانن. اورميه هم كه تكليفش روشنه اينا=حمله به هويت ما

  18. ARAX Says:

    جناب بهنام
    معلومه اكر ژريم دست شما ومثل شما بيفته شايد تركها وساير اقوام حق تنفس نداشته باشد
    آقاي محترم چه امتيازي ؟ بازبان مادري خواندن و نوشتن امتياز نيست حقوق اوليه وبديهي هر فرد ساكن روي اين كره خاكي است ؟
    آقا برو تاريخ واقعي را مطالعه تابحال اين تركها بوده اند كه كشور ايرانتان را حفظ كرده اند

  19. آلتای Says:

    برادر عزیز چرا حالا که کارتان گیر افتاده یاد آذربایجان افتاده اید. در طول تاریخ معاصر هر موقعی که برای شما شهید لازم بوده یاد ما افتاده اید و بعد از حل شدن مشکلتان ما فقط سوژه خنده شما بود ه ایم و شما و امثال شما باید بدانید که فضای آذربایجان کنونی با ده سال قبل خیلی فرق کرده است ولی با این حال ما از شما حمایت معنوی می کنیم و اقدامات شما را جهت رسیدن به دموکراسی تقدیر می کنیم ولی از اقدامات عملی معذوریم.

  20. آذربایجانلی Says:

    با این مطلبی که نوشتید معلوم شد که چقدر طرفدار دموکراسی هستی. کشوری رو که کل دنیا به رسمیت می شناسه شما جعلی می نامی و توهین به یک خاکی که در بین یک ملت عزیز است و حاضرند برایش جان دهند ( همانطور که شما برای خاک خودتان این همه قلم فرسایی می کنید) تو هیچ می انگاری و این همون تفکر دموکراسی خواهانه شما است. همانطور که خودت هم اقرار کردی پیشقراولان دموکراسی خواهی ایران تورکها هستند پس شما که کمتر از یک ساله که شروع به دمکرات بودن کردید هنوز خیلی مونده به پای تورکها برسید. شما سبزهایی که در خرداد سال 85 که ملت تورک را در شهرهای آذربایجان این حکومت فاشیستی به خاک و خون کشید هنوز جوونه هم نزده بودید و سبز نشده بودید حالا انتظار دارید ملت تورک بیاد و پشت شما بایسته.
    تا زمانی که ملت تورک احساس نکنه که به اهداف خودش خواهد رسید هیچ اتحادی با ملت پارس نخواهد داشت. و تا تورکها هم به این مبارزات خیابانی نپیوندند این مبارزات فقط وقت تلف کردنه.
    اگر منظورتون مبارزه و آزادیخواهیه که تورکها هر هفته در حال مبارزه در استادیوم ها هستند و از گوشه و کنار آذربایجان به استادیوم های تهران و تبریز می رن تا از این تریبون شعارهای حق خواهی خودشون رو به گوش همه برسونند.و هزینه های بسیاری هم می پردازند. از زندانی سیاسی وقتی حرفی به میون میاد اصلا از زندانیان تورک که در زندانهای تبریز و ارومیه و تهران زندانی اند حرفی به میون نمیاد ولی حرف مبارزه که میاد ملت غیرتمند تورک باید سر باشند.
    تو خود حدیث مفصل خوان …..

  21. آذربایجانلی Says:

    ایران بدون آزادی اعتقادات دینی و آزادی زبان قومها یعنی یوگسلاوی و شوروی
    حال شما مبارزه دمکوراسی خواهانه کنید ولی در آینده این مبارزه هیچ جایی برای ملت های دیگر قائل نباشید. اونوقت عوارضی تهران کرج میشه گمرک بین آذربایجان جنوبی و فارسستان( به امید آن روز)

  22. ایلقار Says:

    دوستان عزیز ما تو جنبش سبز و به طور کلی برادران به اصطلاح اصلاح طلب دموکراسی رو بدون حقوق اقوام به چه شکل معنا می کنن،ما که موندیم
    دورانی که قدرت دست حضرات بود را از یاد نبردیم

  23. عامل اصلی سرکوب قیام 85 تبریز Says:

    عامل اصلی سرکوب قیام 85 تبریز سردار سرتیپ محمدعلی نصرتی

  24. araz Says:

    سلام به دوستان مطلب جالبی بود اما…
    مصر مهد پان عربیسم جهان عرب است ولی در انقلاب اخیر هیچ سخنی از عرب بودن نرفت جز دمکراسی
    لیبی یک کشور قومی و قبلیه ای شرایط همچون مصر تونس هم مثل بقیه
    اما ایران
    جنبش سبز ادبیات پیروز مندانه ندارد چرا که توان همراه کردن اقوام دیگر را ندارد. جنبش سبز (تمامی اپوزیسیون مرکز گرای ایران)هنوز از تفکرات پان ایرانیستی (بخوانید پان فارسیستی) دست بر نداشته هنوز در تحقیر اقوام هست نمونه اش همین مطلب ،هنوز دنبال سانسور خبری است نمونه اش تجمع های سیاسی آذربایجانیان در بازی های ترختور و شعار های سیاسی آن نمونه اش بازی استیل آذین در 6 اسفند ، نمونه اش سخن نگفتن در 2 اسفند روز جهانی زبان مادری،مثال دیگر تجمع هزاران نفری در 13 بدر برای دریاچه ارومیه که تا بعضی بازاداشت شدگان در زندان هستن بدون محاکمه. سخن نگفتن از زندانیان سیاسی آذربایجان آت مهرعلی بگلو و دکتر حسنی بلاغ بر 6 ماه است در انفرادی به سر می برند.

    برادر تو هنوز من را به رسمیت نمی شناسی چگونه انتظار داری با تو هم صدا شم ؟

    • iran Says:

      vala ma shoma ro dige nemidunim che juri bayad be rasmiyat behnasim, ,,,,
      khaste hamun ke khyli hash shabihe, doshman ham ke moshtarake, shoma ro ham ke baradar khod mibinim,
      moshkel az unja shuru mishe ke shoma nazarat va tafakorat chand nafar ro tafakorat yek jonbesh milinoni mibinid, maslan hamin site

      • Mehrdad_Australia Says:

        به دوست خوبم ایران عزیز،
        ما به این بچه نویسنده که بی سوادی مطلق از حرفاش می باره کاری نداریم. او حسب تجربه اش نوشته. مبنای کار ما رفتار و کردار بزرگان سبز و بزرگان دموکراسی خواهی در ایران است. به همه دوستان عزیزم پیشنهاد می کنم سری به کارنامه 30 ساله این بزرگان سبز بزنند و کشتارهای دهه 60 را و ترورهای شخصیت بعد از انقلاب را مطالعه بکنید تا بدانید چرا به عنوان یک انسان آزادی خواه حاضر به همراهی نیستیم.
        به عنوان یک ملیت غیرحاکم (نه قوم) در یک کشور چند ملیتی فقط و فقط در صورتی حاضریم هزینه بدهیم که به صراحت اعلام شود نظام ایده آل عزیزان یک نظام فدرالی ست. فدرالی با تعاریف و اصول رایج بین المللی.

  25. armagedon Says:

    چو ایران نباشد به تخمم که نیست

    • yashasin turk millst lsri Says:

      cho iran nabashad be tokhmeman

    • ناشناس Says:

      afarinnn,che eftekhar bozorgiiiiiii,,,,keshvaresh be tokhmeshe, 3 nafar ham khosheshun umade ,vaghan motasefam baraye chenin tafakori

  26. yorgun Says:

    ما مجبور نيستيم به اراجيف اين پان فارسا جواب بديم اما يه جواب كلي ميدهم و بس
    من اینجا در آذربایجان ساکت و بی خیال نشسته ام

    سلام برادر پان فارس من !!

    به رسم مالوف باید خود را معرفی نمایم. منم هموطنِ بی وطن تو! منم هموطن بی زبان، بی نشان، بی تاریخ و بی هویت تو، نشناختی؟! اگر در روزهای سخت در کنار تو بودنم را فراموش کرده باشی، حتما روزهای شادی و پارتی مرا به یاد می آوری! بله منم اسباب تفریح تو، همان کسی به دلیل اینکه مثل تو نمی توانست زبان تو را حرف بزند مورد تمسخر تو بود. دیدی شناختی!

    امروز از طرف تو متهم به بی تفاوتی به امور بسیار مهم جامعه امروزم! اما دستت درد نکند تو هنوز به یاد من هستی، حتی در میان این سیلاب خون! هنوز فضای نت net پر است از احساس تکریم تو نسبت به من و امثال من. هر روز Email ايميلهای زیبای تو به دستم می رسد که پر است از جکهای جدید و قدیم تو.

    از اینها بگذریم، راستی کاری که در تهران می شود کارستان است. اما من اینجا در آذربایجان ساکت و بی خیال نشستم، من رفیق نیمه راه! شاید ترسیده ام! اما نه یادت نرفته که نفر جلویی، آن سرِ سران فتنه خود، تؤرک است. در صد سال گذشته هم که در تمامی انقلابها نفر اول من بودم. یادت نیست؟! مشروطه و آذربایجان، 1324 و فرقه دموکرات، مصدق تؤرک و ماجرای نفت، انقلاب و 29 بهمن، جنگ تحمیلی و سرداران شهید تؤرک.

    امروز با تو نیستم چون هرگز با من نبودی، امروز با تو نیستم چون از تو خسته شدهام! از آن خنده های همیشگیات، از آن قیافه همیشه حق به جانبت، از خود برتر بینیات، از این همه تحقیرهایت، از کوچک شمردنت، از آن نگاه بالا به پایینات، از تخریب شخصیتیات.

    نمی خواهم از تمدن 7000 سالهام بگویم، نمی خواهم از غنای زبان مادریام که سوم زبان زنده دنیاست، حرفی بزنم، نمی خواهم از شیرزنان و شیرمردان تؤرک مثالی بیاورم که اکنون یا مثل دهقان فداکار، مال من نیستند، یا مثل بابک نشان بی دینی هستند و مثل ستارخان، امروز لقب اوباش گرفتهاند، انگار که همو نبود که با یک پای سالم مجلس ملیمان را از دست بیگانه درآورد، و سپس لقب سردار ملی گرفت.

    نمی خواهم از بازرگان و شهریار و جعفری و طباطبایی و جبهدار و هشترودی و مجتهد و پروین اعتصامی و باغچهبان و رشدیه و صمد بهرنگی و … بگویم که چه ها به پای فرهنگ و علم و سیاست تو! نریختند.

    من و تو با هم در این خاک زاده شدیم. تو وارث تاریخ 2700 ساله شدی و فرهنگ اصیل ایرانی اما من مجبور به نسیان تاریخ 7000 ساله خود شدم و خرده فرهنگ.

    تو در مدرسه به زبان مادریت شعر خواندی و جایزه گرفتی و من به دلیل صحبت به زبان مادریام حکم اخراج. کتابهایمان پر بود از عکس نیاکان تو و من بی هیچ نژاد و تاریخی! همه جا نشانهای از فرهنگ اصیل تو بود و من با تمدن 7000 ساله بی نشان و مدرک بودم. برای تو آثار تاریخی می ساختند! و آثار تاریخی من هر روز ویران می شد.

    در جشن های ملی تو به دلیل جکهای زیبای ترکیات تشویق می شدی و من شرمنده. تو تنها به این دلیل که می توانستی زبان مادریت را حرف بزنی با سواد بودی و من با اینکه در هفت سالگی دومین زبان را آموخته بودم بی سواد و کودن!

    تو برای گسترش زبان مادریت کتاب، مدرسه، رادیو، تلویزیون، مجله، نشریه و ردیف بودجه داشتی و من به دلیل زبان مادریم تحقیر، تهدید و تنبیه.

    سپس جنگ را به یاد می آورم دوباره برادر بودیم. هموطن خوش لهجه تو شدم و با تو برای حفظ ناموس و وطن، به جبهه رفتیم، شهید شدیم، اسیر شدیم، سختی کشیدیم و خم به ابرو نیاوردیم، خون دادیم و نگذاشتیم یک وجب از این خاک به دست بیگانه بیافتد. از جنگ برگشتیم، دوران سازندگی بود. اصفهان و کرمان و تهران با صدها کیلومتر فاصله از جنگ هر روز آبادتر شدند و اردبیل و اورمیه و زنجان و تبریز و قزوین و همدان و آستارا و سنندج و اهواز و آبادان و … محرومتر. برای رفاه حال تو از بودجه من کسر شد، برادر دیروز، بیگانه امروز شد.

    اصفهان و تهران پایتختهای فرهنگی و صنعتی و تجاری شدند و تبریز با سابقه تجارت چند هزار ساله که حتی مارکو پولو را 700 سال پیش به حیرت انداخته بود، منطقه دور افتاده و غیر استراتژیک شد و ده بزرگ!

    تفاوت بودجه ها به ده ها برابر رسید و این باعث تفاوت انسان ها گردید و شاید هم بر عکس! برادر دیروزت، کارگر امروز تو شد و برادر دیروزم، ارباب امروز من. دانشگاه تبریز با تاریخ تاسیس صحیح 1324 (وارث ربع رشیدی قدیمیترین دانشگاه این مرز و بوم با سابقه 700 ساله)، خالی از امکانات گردید و نخبگان من جهت رفاه حال تو روانه کارخانجات تو شدند. آذربایجان خالی از صنعت و هنر شد و کارخانه ها و خانه های فرهنگی تو رو به عرش برآوردند.

    سپس زمان سیاست خارجی شد. برای آزادی برادر مسلمان فلسطینی که هرگز ندیده بودم و هزاران کیلومتر با من فاصله داشت، به خیابانها رفتم و بر دهان آمریکا زدم؛ اما هرگز نفهمیدم که چرا تو بزرگترین شریک تجاری ارمنستان هستی که هزاران آذربایجانی را که برادر دینی و نژادی من و تو بودند را جلوی چشممان به خاک و خون کشید و دم هم بر نیاوردی.

    زمان اصلاحات رسید و آن رییس فرهنگ! دوباره من و تو برای خلق حماسه برادر شدیم. برای اولین بار از زبان یک مسئول دولتی شعری به زبان تؤرکی شنیدم: «حیدر بابا …» تا خواستم بگویم تمامی تلفظ ها اشتباه است و شعر زیبایی خود را از دست داد، مشتی محکم، آرام دهانم را بست که: «او فارس زبان است و نمی تواند مثل ما تؤرکی صحبت کند.» (اما من مجبور به صحبت کردن فارسی، همانند او هستم!) (البته به فاصله زمانی هر 4 سال یک روز این شعر تؤرکی تا هم اکنون تکرار می شود و تنها شاعر آن عوض شده است! بلی شاعر! چون شهریار وجود خارجی ندارد و تنها دیکلمه کننده عزیز هست که هر چهار سال یکبار و تنها به مدت یکروز به او و زبان تؤرکی اجازه حیات می دهد!)

    این را به فال نیک گرفتم و آماده شدم در کنار این سردار فرهنگی و از روزنه فرهنگی بوجود آمده میراث «دهده قورقود» و عاشیق را زنده کنم که دوباره تاریخ تکرار شد و صمد بهرنگی در آبهای کم عمق آراز (ارس) غرق گردید.

    این بار هم شعر و موسیقی تو فرهنگ اصیل ایرانی شد و شعر موسیقی من خرده فرهنگ و وارداتی. من با دست کم 35 میلیون نفر به قول آن یار قدیمی، شاملو، اقلیت شدم و تو با نصف این رقم اکثریت مطلق. نام فرزند تو فرهنگ شد و نام فرزند من ممنوع!؟

    تو برای تمسخر من در فرهنگسراهای دولتی نشان افتخار گرفتی و من به دلیل اعتراض به تو باتوم! برای تو به جهت گسترش زبان مادریت در کشورهای بهدردنخورستان پول نفت دادند و برای من به جهت برپایی شب شعر تؤرکی در زیر زمین خانهام، زندان.

    تلویزیون تو ادای مرا چه زیبا در می آورد! همه مردیم از خنده! البته هنوز هم من برای این سئوال فرزندم که چرا به ما می خندند؟ جوابی ندارم، همانطور که پدرم برای من نداشت. نمی دانم چرا از اینهمه نقش در سریالهای تو فقط بدها به من می رسند؟! شاید IQU پایینی دارم اما آن همه مدال طلای المپیاد ها و افتخارات جهانی پس چه! از تلویزیون زیبایی که به من دادی متشکرم. من تا حالا نمی دانستم که تؤرکی را باید اینگونه حرف بزنم! این پدر و مادر و اجداد من هم هیچ چیزی را درست و حسابی به من یاد نداده اند، خدا را شکر که تو هستی! الان فهمیدم که کل ساختار جمله در زبان تؤرکی، فارسی ادا می شود حتی با لغات فارسی و فقط در انتها، فعل تؤرکی است. که آن هم انشاءا… قول داده که در چند سال آینده خود بخود فارسی شود.

    تو برای روز تولد مادرت شیرینی و شکلات تبریز هدیه بردی و برای خنداندنش جک تازه تؤرکی گفتی و من، هرگز و هرگز نتوانستم بگویم مادر به دلیل زحماتی که برایم کشیدی: «اَللرین آغریماسین».

    دستت درد نکند به یاد شهر اولین ها سهم من را به عنوان نفر اول از قتلهای زنجیرهای کنار گذاشته بودی. آری پروفسور «کیریشچی» (زهتابی)!؟ اما نه یادم رفت تو این قتلها را برای هدف دیگری لازم داری و نام من بالای این لیست برازنده تو نیست. اصلا چه کسی می داند زهتابی که بود چه کرد و چه می گفت چطور کشته شد؟ راحت باش مثل گذشته!

    18 تیر شد، من و تو را در کوی زدند، بدجوری هم زدند. نتوانستم ساکت بنشینم، 20 تیر برخاستم. دانشگاه تبریز ولوله ای بود. در تبریز ما را شدیدتر زدند، بیچاره تو هم به خاطر اسم شهر من شدیدتر کتک خوردی. دنیا به هواداری حقوق پایمال شده کوی دانشگاه تهران برخاست. VOA و BBC و … هر روز با تو مصاحبه داشتند اما باز من فراموش شدم! تبریز چه؟ مگر در تبریز خبری بود؟ تو هم که خودت سرت شلوغ بود.

    یکبار دیگر هم با هم رفیق شدیم یادت می آید ماجرای خلیج فارس! نامردها می خواستند اسم چند صد ساله خلیج فارس را عوض کنند، دزدان بی شرم فرهنگی! اما این ماجرا مرا یاد صحبتهای پدربزرگم انداخت، نمی دانم چرا هیچکدام از شهرها و محلات و کوه و دشت و رودی که او می گفت را نمی توانستم در نقشه تو پیدا کنم، یک دزد فرهنگی هم همه اینها را دزدیده است! (خوب است بدانی که در 50 سال گذشته تقریبا تمامی نامهای تؤرکی شهر و کوه و دشت و رود و حتی اسم مغازه و انسان عوض و ممنوع! شده است. توسط چه کسی؟ از من نپرس.)

    به نظر من تو باید برنده جایزه نوبل شوی به خاطر کشف ژنتیکی فوق العاده ای که انجام دادی. چون تو ثابت کردی که در هر صورت ازدواج (تؤرک با فارس، تؤرک با لر، تؤرک با کرد، کرد با عرب، بلوچ با تؤرک، کرد با لر، عرب با فارس و …) فرزندان حتما باید فارس باشند.

    اما تشکر اصلی من از تو مانده است! به خاطر شاهکار هنریات، ذوق و هنر اصیلت، تمسخر و توهین سال 85، چه زیبا جوابی بود به اینهمه با هم بودنمان. چه تصویر زیبایی در روزنامه رسمی مان (تان) ایران!؟ چه بی فرهنگ و بی ذوقند این مردم تؤرک! آن کاریکاتور به آن زیبایی را خراب کردند. این اقلیت رو به انقراض! میلیون ها نفر در تبریز و اردبیل و اورمیه و زنجان و قزوین و همدان و آستارا و تهران و کرج و همه شهرهای تؤرک نشین مرکزی و تؤرکمن و قشقایی به خیابانها ریختند البته از دولت مرکزی فارس کمال تشکر را داریم که بزرگی کرد و برای دلجویی به شهرهای ما آمد و با سلاح گرم و صمیمی ما را متوجه اشتباهمان کرد که در دام بیگانه افتاده ایم و با مهربانی ما را روانه گورستان و زندان نمود.

    و تو ای شیرمرد آزادی و دموکراسی! تبارک ا… به دادخواهی از من برخاستی و در کنار من ماندی تا آرام جان دادم. به پاس آن نیکی در حق من کردی امروز من شرمنده ام! (حتی یک نفر هم از آزاداندیشان فارس با من همراه نبود.)

    البته من خاطرات حضور اجداد تو را در شهرهایمان از بزرگتر ها شنیدهام که چگونه در آذر 1325 با کمک دول خارجی برای آزادی آذربایجان زحمت کشیدند و آمدند و بعد از اینکه مردم سلاح هایشان را داوطلبانه در اختیار آنها قرار دادند و باز هم نخواستند آزاد بشوند! اجدادت 25000 نفرشان را (که زیاد هم نیست) کشتند و 75000 نفرشان را جهت آموزش فرهنگ اصیل به تبعیدگاه ها فرستادند و همه کتابهای تؤرکی را که البته جزو فرهنگ حساب نمی شوند، سوزانده و مجلات نشریات و فعالان این عرصه را، محو و نابود کردند.

    اخیرا هم این زگیل زشت تراختور ترکیب زیبای تو را به هم زده است. پس از چندین سال نابودی هست و نیست آذربایجان، که ورزش هم از این قائده مستثنی نبود، توسط مدیران تو (که من هیچوقت متوجه نشدم چرا اکثریت مدیران مناطق تؤرک نشین فارس هستند!) این فرزند ناخواسته از کجا آمد که خواب سنگین شونیزم را پریشان کرده است. بی فرهنگ ها به جای فحش های زیبای خانوادگی که توسط تیم های فرهنگی پایتخت و به تازگی اصفهان، ابداع شده، فقط شعار تؤرکی می دهند (یاشاسین آذربایجان). واقعا این گناه بخشودنی نیست. نمی دانم این اقلیت از کجا این همه تماشاگر و طرفدار توی ورزشگاه جمع می کنند که در تهران هم تعدادشان بیشتر است.

    دوست عزیز من تمام دار و ندار مرا از من گرفتی، از هست و نیست ساقطم کردی، انواع فحش و ناسزا و تهمت و جک نثار من کردی، حتی حق (شاید از دید تو افتخار) همسایگی با تو را از طریق پرسشنامههای فرهنگیت به بحث گذاشتی! از زبان و ملیت و تاریخ و صنعت و کشاورزی و سرزمینم چیزی برایم باقی نگذاشتی و اکنون مرا به آینده برابر می خوانی؟! حتی در تصویری که از آینده کشیدهای جایی برای من نیست، بدون هیچ حق و حقوقی مرا به کنار خود می طلبی؟ در سرود آزادیت نامی از من نمی شنوم. دیگر باغی برایم باقی نگذاشتی که در بهار آینده به انتظار شکوفاییاش بنشینم. حتی هم اکنون نیز که بسیار سرگرم و مشغولی، از تفریح سالمت، تمسخر من، دست نکشیدهای. با ذرهای عذاب دادت به هوا بلند شده و سالهای سال صدای شکستن استخوانهای مرا نشنیدهای. «ندای» تو را همه شنیدند اما تو «اختای» مرا دیدهای؟!

    بدان و آگاه باش! من تؤرکم و علیرغم زحمات صد ساله تو که به روشهای مسالمتآمیز تمسخر، استهزاء، تبعیض، تهدید، شکنجه و اعدام برای فارس کردن من کشیدهای، تؤرک باقی ماندهام و بزودی (بزوری) هم قصد تغییر نژاد ندارم. از برنامه های دموکراسیت ممنونم، اما هنوز طعم برنامه های آزادیبخش قبلیات تمام وجودم را به لرزه در می آورد. و از bbc فارسی و voa که برای فارسهای افغانستان برنامه ویژه دارد و برای بیش از سی و پنج میلیون تؤرک زبان این مملکت هیچ حرفی ندارد، تشکر می کنم. آری از روزی دستکم هشت ساعت برنامه زنده (ضربدر 365 روز سال و ضربدر چند سال حضور این دوستان و مدافعان حقوق بشر) چند ساعت به من و درد دل من اختصاص یافته است؟! آه ببخشید منظور تو از جدایی طلب، تجزیهطلب و عوامل بیگانه در آن برنامه ها من بودم.

    ای بلند آرمان دموکراسی! ای پرچمدار ایران نو! ای همواره به فکر توده و من! ای عدالت اجتماعی! لطفا به خاطر من خودت را به زحمت نیانداز، که این بار سعی دارم از تجربیات شیرین با تو بودن برای آینده تلخ نهایت استفاده را بکنم. این بار سر آن دارم که بر پای خود بایستم و مزاحم تو نشوم، تو هم مرحمت فرموده چنگالهای خود را که در گوشت و استخوان و منابع زمینی و زیرزمینیم فرو رفته بیرون بیاور! که مبادا در اثر حرکت ناگهانیم دستت را بشکنم.

    و سخن آخر با منهای خودم:

    «تؤرکون تؤرکدن باشقا یولداشی یوخدور

    • yorgun و نتیجه گیری از سخنان وی Says:

      نتیجه ای که از سخنان جناب yorgun گرفته می شود این است که ریشه همه بدبختی های ترک ها ( ببخشید تورک ها ) فارس ها هستند. مثلا خامنه ای فارس و احمدی نژاد فارس و صادق محصولی فارس و محسن مجتهد شبستری فارس و مسلم ملکوتی فارس و غلامرضا حسنی امام جمعه فارس اورمیه و عبدالحمید باقری بنابی فارس که حق دکتر چهرگانی را پایمال کرد و نجف آقازاده فارس که دستگاه ظلمگستری آذربایجان را پی ریزی کرد و پلیس ضد شورش فارس تبریز و استاندار فارس آذربایجان شرقی و استاندار فارس آذربایجان غربی و استاندار فارس اردبیل و استاندار فارس زنجان و استاندار فارس قزوین و شیخ صادق خلخالی فارس و سید حسین پور میر غفاری فارس معروف به سید حسین موسوی تبریزی که در پنج دقیقه حکم اعدام می داد و سردار سرتیپ محمدعلی نصرتی فارس عامل سرکوب جنبش 85 تبریز و هزاران آخوند مفت خور فارس در تبریز و شهرهای دیگر ترک نشین که جز فارسی هیچ زبان دیگری نمی دانند!

      ریشه همه بدبختی ها هم زبان فارسی است! دلیل بیکاری زبان فارسی است، دلیل گرانی زبان فارسی است، دلیل تورم زبان فارسی است، دلیل کمبود مسکن زبان فارسی است، دلیل فساد اداری و رشوه خواری زبان فارسی است، دلیل فقر زبان فارسی است، دلیل بیماری زبان فارسی است، دلیل زلزله زبان فارسی است، دلیل ترافیک زبان فارسی است و دلیل همه بدبختی ها تنها یک چیز است و آن هم زبان فارسی است!

      بدترین آدم های جهان هم تنها فارس ها هستند! برای نمونه شمر فارس بود و واژه شمر کوتاه شده واژه شاه میر و یا شهمیر است و شهروندان یک شهر فارس نشین به نام شهمیرزاد هم نوادگان شمر یا شاه میر هستند. امام حسین هم ترک بود! و واژه حسین از هی و اسنین گرفته شده است و چون امام حسین در کودکی زیاد خمیازه می کشید نام اورا پدر و مادرش یعنی حضرت فاطمه و حضرت علی که آنها هم ترک بودند! هی اسنین گذاشتند و سر انجام هی اسنین شد حسین!

      چنگیزخان مغول هم فارس بود! چون نواختن چنگ را دوست داشت نامش شده بود چنگیز و تیمور لنگ هم فارس بود چون در تیم فوتبال مورچه خورت که یک شهر فارس است پایش آسیب دیده بود نامش را گذاشته بودند تیمور که از واژه های تیم و مورچه خورت گرفته شده بود و لنگ هم که واژه ای فارسی است برای آسیب دیدن پایش به نامش افزوده شده بود.

      هیتلر هم فارس بود چون خودش اعتراف می کرد و می گفت: نژاد من ژرمن یا ژرمان است و ژرمان هم همان گرمان است و گرمان هم همان کرمان است. پس هیتلر هم کرمانی و فارس بود.

      با جنبش سبز هم برای هزار و یک عیب و ایراد که دارد که نه بلکه برای آن که میرحسین موسوی فارس آن را صحنه گردانی می کند همکاری نمی کنیم.

      پس لعنت بر همه فارس ها و زنده باد ترک و پان ترکیسم ( ببخشید تورکیسم! )

  27. یاشار Says:

    با عذر خواهی از ملت غیور آذر بایجان چند کلمه را فارسی می نویسم
    اینکه دم از غیرت میزنی اینا خیلی وقت پیش ثابت کردند که دارند که شما ها ندارین اقایان فاشیستی از کی تا حالا یادشون افتاده که تو این کشور آذر بایجانی هم وجود دارد ؟ من متاسفم براتون که هر وقت دمتون لای در گیر میکنه یاد آذر بایجان و آذربایجانی ها می افتید؟ شما ها که دم از دموکراسی و حس وطن خواهی حرف می زنید تیر ماه 85 وخرداد 89 کدوم گوری بودین؟ اونوقتیکه هم وطن های عزیزمنون سالها در گوشه های زندان بودند شما ها چه غلطی کردین؟ اون زمانی که دوران مشروطه و انقلاب57 اومدن خیابان ها مگه قدر دونستین که بازهم بیان؟ پس برد یک بار هم که شده غیرت خودتون را نشون بدین ببینیم کهع دارین یا نه؟

  28. تورک اوغلو تورک Says:

    ایران کشوری با نام جعلی 80 و اندی ساله بوده و یک امپراطوری اشغالگر است که مناطق ملی ملل غیر فارس را اشغال و در سیطره و حاکمیت ملت فارس قرار داده است. نژادپرست و اشغالگران ایرانی با آسیمیلاسیون و حذف غیر فیزیکی ملل غیر فارس و فارسیزاسیون تدریجی آنها، آنها را زیر سلطه و منافع شئونیزم فارس درآورده و ثروت های بی کران مناطق غیر فارس را بی امان به نفع مناطق فارس نشین تاراج می کنند. تنها راه اعاده حیثیت و جبران بخش کمی از خسارات جبران ناپذیر اشغال 85-90 ساله، خروج اشغالگران ایرانی از خاک مناطق غیر فارس و استقلال حداقل 8 کشور مستقل از سیطره ی ایران و نژادپرستان فارس است. تکه تکه شدن امپراطوری تروریستی ایران = دموکراسی در منطقه و جهان و صلح در سطح جهان است. زنده باد آزربایجان جنوبی مستقل، تورکمنیستان جنوبی، بلوچستان، الاحواز الاعربیه، کوردیستان، لوریستان، تالیشستان، گیلکستان و فارسستان مستقل. تکه تکه باد کشورهای اشغالگر و نژادپرست

    • عکس تورک اغلو تورک Says:

      عکس تورک اوغلو تورک

    • ناشناس Says:

      baba kutaaaaaaaaaaaaaaaaaa biyaaaaaaaaaaaa😀
      june man mikhay yekam bishtar , man vaghan dust daram un rahabran shoma ke ina ro bekhordetun midan ro bebinam va bashun sohabt konam,
      ama dadshe goalm bezar 1 chiz ro bet begam, age khab didi baraye iran o be ghole khodet un 8 keshvar mostaghel,, matmen bash ke sezaye khaen marg e, va man age gharar bashe ke az un 8 ta khaen shuru konam mostaghim miyam soraghe shoma ha ,
      kheyli kheyli bayid midunam chenin ruzi ro, ama hala ke didiam dari tokhmi takhayoli fekr mikoni goftam yekam az un bala bekeshamet payin yadet biyad kojayi😉
      yadet nare,,,kutaaaaaaaaaaaaaaaa biyaaaaaaaaaaaaaaa😀

  29. یاشار Says:

    خاک بر سر جنبش سبز با این تحلیل الحق که فاشیست تشریف دارید شما هنوز آزربایجان و حرکت ملی آن را نشناخته اید

  30. hemedani Says:

    پارس کنید و جایزه بگیرید .
    بانک پارسیان
    تقدیم به همه پارسی گویان سگ اندیش

    Cho Iran Nabashad Be Kiram Ke Nist
    Bekon Fars Ra Bas Ke Kun Ghaht Nist..
    Fars= Dozdaneh Tarikh+Jenayatkaraneh Tarikh+Koskeshaneh Tarikh

    • ناشناس Says:

      eyyyy khoda
      duste mna boro kami adab yad begir bara ayandat khube,albate bet ham ta hadi hagh midma ha, ama khaheshan ab ro beriz jaye dorostesh😉

  31. siamak Says:

    جواب اين پارسهاي آشغال بايد به سبك خودشون داده بشه، يه نگاه بندازيد اونيكه از منطق دم ميزنه اومده آخر سر شروع به تهديدو ضر مفت زدن.آخه يكي نيست بگه توله سگها اينه ايران متحد شما؟ معلومه اگه روزي زور دست شما باشه چطور شروع به جفتك اندازي مي كنيد.
    به قول خودتون خدا خر رو شناخت و بهش شاخ نداد

    • ایران Says:

      javab afard e bi shakhsiyat va gusfandi mesle toro dadam,.bror bekhun dust dashti biya mesle adam harf mizanim,,,,,yad begir ba ehteram sohbat koni,ey turk na asil be ghole dustet😀

  32. حامد Says:

    اؤلوم اولسون فاشيسته

  33. baktab@mynet.com Says:

    درود بر شرف تمامی هموطنان تورکم.همه کامنت های بالا را خواندم علی رغم ناراحتی از نوشته اقای دوراندیش سبز.جوابهای بجا.منطقی ومتین یکایک شما بیانگر عمق درک حساسیت مسئله آزربایجان جنوبی می باشد. بالندگی . قدرت تشخیص و همچنین تکامل تفکر حرکت خردمندانه برای رهایی و حق تعیین سرنوشت بارزترین مشترکات نوشته های بالا میباشد.باور کنید این همه شور هویت طلبی و تفکر رهایی در تاریخ استقلال کشورها بی سابقه می باشد.علی رغم اینکه رژیم اخوندی بشدت حرکت ما را سر کوب میکند ودر این راستا از حمایت معنوی جنبش سبز. سلطنت طلبان .مجاهدین وکمونیست ها بهره مند است.تما می اخبار زخمی ها و زندانیان ما توسط جریانهای معلومالحال سانسور میگردد ولی همه چیز به نفع آزربایجان به پیش میرود.من فکر میکنم اکثریت غالب در آزربایجان در مقایسه با یکصد سال گذشته اینبار فقط وفقط به فکر آزربایجان است.آب در گلوی آقایان خشک شده است دیگر قدرت تمسخر و جک گفتنشان بتحلیل می رود.ملتها نیازی به قیوم ندارند.با اینترنت هم ملتها وهم دولتهای دموکرات صدای ما را خواهند شنید.دیگر از برادران فارس یابقول خودشان از هموطنان فارسمان گله نخواهیم کرد که چرا در سال 1385 وقتی که رژیم ولایت فقیه ما را قتل وعام میکرد شما سکوت کردید!!

  34. آذربايجان اوغلو Says:

    قوي بؤيويوم بير اؤزوم
    اولاجاغام موعلليم
    اوندا چوخ ايش گؤره جک
    بو گون گوينه ين اليم

    کيلاسيمدان گله جک
    ائليميزين اؤز سسي
    اولاجاقدير او زامان
    تورکون ده مدرسه سي

    دوست عزيز آقا يا ايران خانم
    دعوتم کرده بودي مثل دو تا بچه آدم از در منطق با هم صحبت کنيم تا بلکه ثابت کنيم ايراني ها هم مي توانند عليرغم داشتن ديدگاههاي مخالف با هم گفتمان کنند! با اينکه خاطره ي خوشي از تاريخ با شما بودن نداريم ولي اين بار هم نا اميدانه آنهم فقط و فقط براي بحث منطقي با شما آمده ام چون ديگر گفتمان از نوع ايراني حنايي است که در نزد ما آذربايجانيها ساليان سال رنگش را باخته متأسفانه درست زماني ياد منطق و گفتمان مي افتيد که روز سختي تان هست! چرا در روزهاي خوشي تان (بجز جوکهاي توهين و تحقيرآميزتان) ياد آذربايجان نمي افتيد! خيالت راحت باشد بر عکس اصيلهاي شما اصيلهاي آذربايجان هرگز باب گفتگو را نبسته و دست رد بر سينه ي کسي که اهل صحبت و منطق است نزده و متوسل به ناسزا گفتن و تمسخر نمي شود. من باز هم بر داشتن دشمن مشترکمان تأکيد مي کنم اما همراه اين تأکيد از شما مي پرسم آيا شمايي که هنوز نام و نشان تورک مرا از زبان خود من قبول نداريد و براي خلق من نام جعلي و خودساخته ي آذري را بکار مي بريد چگونه مي توانيد نويد همزيستي مسالمت آميز در سايه آن دموکراسي رويايي که دم از آن مي زنيد به ارمغان بياوريد؟! مردم من ساليان سال است که فرياد (هاراي هاراي من تورکم) را از گلو بر مي اورند اما انگار نه انگار که شما گوش داشته باشيد باز هم آنها را آذري زبان خطاب مي کنيد شما در همين گام اول علاوه بر اين که توهيني بس نابخشودني بر هويت مردم من وارد کرده و ريشه ي آنها را ناديده مي گيريد علاوه بر آن اهانتي بس بزرگ ديگر نيز بر اين مردم فهيم ظلم ستيز تاريخ روا مي داريد تا در پناه آن پيوند آذربايجاني را از تاريخ و هويت خود قطع کرده و از آن به نفع خود مردمي بي ريشه و هويت بسازيد اما بهتر است بدانيد که اين نيت و خواسته اي است بس عبث. شايد اولين گام گفتگوي ما قبول کردن خود همين مسئله بسيار مهم از سوي شما و مزدوران تحريفگر تاريخ آرياي تان باشد. واقعا اگر اينهمه دلسوزانه به فکر اتحاد ايراننتان بوده و از بر هم پاشيدن آن در هراسيد پس چرا حتي براي يکبار هم که شده پاي شنيدن درد دل آذربايجان نشده ايد؟!
    همانگونه که خودتان از نوشته ي قبلي ام متوجه شده و بر آن اذعان نموده ايد دلم پر است نه تنها دل من بلکه دل همه ي مردم آذربايجان از اينگونه برادري ناجوانمردانه پر است! براي اثبات اين گفته ام لازم نيست راه دوري برويد افي است پاسخهاي مردمم را که در همين پست بعنوان جواب ايجاد شده است را بخوانيد درد من درد تک تک هموطن تورکم ، صاحبان اين نوشته هايي است که در شمار زياد برايتان پاسخ داده اند! بر اساس همان منطقي که از آن صحبت به ميان آورديد چه جوابي به اين مردم داريد؟! ادامه کلام من براي نمونه دردنوشته ي سراسر واقعيت هموطني است که در همين پست با نام YORQUN با قلمي بسيار شيوا برايتان نوشته است مي باشد.
    همه ما آذربايجانيها حرفمان يکي است دوست فارس من اما در وجود شما عنادي هست که برايتان اجازه ي شنيدن و قبولي آن را برايتان نمي دهد و تا اين عناد هست باز هم مي نويسم که ما آبمان با شما به ي جوي نخواهد رفت! اگر وجدا داريد به احترام آن منطق که ورد زبانتان است بايد کمي به خود بياييد و اشتباهاتتان را بپذيريد در غير اين صورت منتظر طوفان خشم آگين آذربايجان براي رهايي خود از قيد سيستم فاشيسم فارس باشيد.
    دوست من يک نکته ي مهم ديگري که ذکر آن لازم است اين است که هر وقت مردم بزرگ آذربايجان دم از هويت خود زده و در مقابل اهانتهاي بيشرمانه هموطنان با فرهنگ فارسمان به دفاع از خود برخواستند شما نيز مانند رهبر نا منظم و نا معظم آنها را عوامل بيگانه خوانده و به آنها برچسب فريب خوردگان جمهوري آذربايجان و الهام علي اوف و ترکيه و آمريکا و…. مي زنيد! شما خود نيش اي منطق جمهوري به اصطلاح اسلامي را نوش جان مي کنيد پس چگونه خود آن را به جوان وطن پرست آذربايجاني روا مي داريد؟! با اين زمينه ي فکريتان چگونه انتظار اتحاد آذربايجان با شما را داريد؟! ببينيد من اکنون براي رعايت حال شما عليرغم آن که دوست دارم و ترجيح مي دهم به زبان ترکي که زبان مادري ام هست بنويسم اما دارم به زبان شما مي نويسم ولي آيا شما زبان 35 ميليون تورک هموطنتان را بلديد؟! احترام متقابل کجاست؟!!
    يادآوري:
    براي ادامه حرفهاي دل من، شما را براي خواند مکرر نوشته ي هموطن درد کشيده آذربايجاني ام با عنوان YORQUN در ادامه نظرات همين پست دعوت مي کنم.
    موفقيت هر ظلم ستيزي آرزوي ماست

    • یورقان Says:

      جناب آذربايجان اوغلو، به عرض شما که فریب yorgun را خورده اید می رسانم که این نوشته را این جناب دزد از لینک زیر و شاید لینک های دیگر دزدیده است و به نام خودش در اینجا کپی کرده است.
      این هم از لینک:

      http://shajin.wordpress.com/2011/02/14/%D9%85%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AC%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D9%88-%D8%A8%DB%8C-%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84-%D9%86%D8%B4%D8%B3/

    • ایران Says:

      خوب من که جواب اون دوستان بی‌ شور که فقط اومدن و فش دادن رو که اصلا نمیدم، چون مثل اونا نیستم،و حتما به قول دوست امون اینا از اصیل‌های آذربایجان نیستن،اما ماشالله چه قد ناا اصیل زیاد دارید بابا،پشمام فر‌ خورد،،،،فقط جواب یکی‌ از این دوستان بی‌ ادب و میدم که گفت من در آخر حرفم تهدید کرده بودم،،به اون دوستم باید بگم که من تهدید نکردم، من و امسال من فقط سعی‌ در حل کردن این مشکل که برای کشور و مردم پیش اومده سعی‌ می‌کنیم، من کسی‌ رو به چشم ترکی و فارس و کرد و عرب نمی‌بینم،همه به چشه من ایرانی‌ هستن اما اگه قرار باشه (که بعید میدونم شخصاً)که یک روز جنگ داخلی‌ پیش بیاد و مجبور شم از خاک وطن دفاع کنم،چاره‌ای جز خشونت و دفاع از خاک کشورم ندارم،و به ناچار مجبورم در این خشونت ناخواسته شریک و با هر جدایی طلب حالا چه ترک، چه فارس چه هر کس دیگری بجنگم،،،،،حالا به نظر من این یک تهدید نیست،چون تهدید رو زمانی میگن که قصد ترسندن طرف مقابل باشه،، ،این یه واقعیت و حقیقت که اگه زبونم لال این اتفاق پیش بیاد من که مدعی فردی وطنپرست هستم مجبور به ارتکابش میشم بر خلاف میل باطنیم.

      حالا بریم طرف دوستمون که صحبت کرده بودیم،هر کسی‌ هم که علاقمند به بحث بود خوشحال میشم که دخالت کنه اما ،خواهشاً بدون فش و سعی‌ کنه با تمام شورش و منطق صحبت کنم،،،،،با تشکر

      ببیند دوستان من، من نیومدم که کل کل تاریخی‌ و یا فرهنگی‌ با شما بکنم،من فقط دوست دارم نظرات متقابل و مخالف و بشنوم و در مورد اون بحث کنیم و در آخر به یک نتیجگیری مفید که هم به صلاح شما هم به صلاح من و صد در صد به صلاح مملکت و مردمان اون باشه

      دوستان آذری زبان من، شما به آذری بودن خود افتخار می‌کنید،و به قول دوستمون فریاد هاراي هاراي من تورکم میزنید،چه خوب،،،،من هم به ایرانی‌ بودن خود افتخار می‌کنم، من پدرم یک تبریزی،مادرم اهل تهران،و خود من متولد اصفهان و می‌شه گفت بزرگ شده یه تهران هستم، و الان در خارج از کشور دانشجو هستم، اما به مراتب به ایران میرم و حتا در راهپیمایی ۲۵ بهمن با پدرم در کنار مردمم بودم،،،،،

      دوستان من، آیا شما فکر می‌کنید که ما از اینکه جلوی شمارو برای تدریس زبان مادری خودتون محروم می‌کنن خوشحال هستیم؟ نه برادر من ، این حکومت که این کارا‌ها و هزاران کار دیگرو کرده برای جدا کردن من و تو،،،،،من منکر این که مردم هم با جهل خود کمک به این تفرقه کردن، نیستم،اما هر چیزی علت‌های خودشو داره و باید نشست اون علت هارو برسی‌ کرد(در ادامه صحبتم اشاره به این علت‌ها می‌کنم)،،،،،شما به حق تدریس به زبون مادری خود و حقوقی اشاره کردید که در قانون اساسیه همین به قول خودتون جمهوری به اصطلاح اسلامی اومده،من هم این بند از قانون و بسیاری از همین قانون ناقص رو حق نه تنها شما بلکه تک تک هر ایرانی‌ میدونم،و حتی بیشتر، من در آرزوی ایرانی‌ آزاد هستم که هر فردی از هر نژاد و قومی و هرگونه تفکر دارای حقوق یکسان با هموطن دیگرش باشه (از آن جنوبی گرفته که روی نفت خوابید و وضعش این هست تا اون شمال غرب که شما باشید)، برای من و یا بهتر بگم ما انسانیت ارزش داره،اینجا ما می‌شه گفت سبز واقعیی‌، سبز فقط بحانه‌ بود برای اتحاد دوبارهٔ مردم، آذربایجان سکوت کرد و با این اتحاد نبود، و بله درست است ، چه سکوت پر معنایی،،،،سکوتی بود که امثال مثل من براشون علامت سوال پیش بیاد چرا و بگردن و به جواب برسن، من کشته شدگان اون روز در آذربایجان رو همچون ندا و سهراب‌هایی‌ میبینم که برای اعتراض کشته شدن، اون افراد هم همچون برادران و خواهران من کشته شدن برای آزادی و صد افسوس که این گونه جوانان وطن به دست دشمن واحد این چنین آسان و بی‌ دلیل کشته میشن،،،،،،،من کلا فردی هستم که مسٔولیت کارها و حرفا‌های خودم رو به عهد میگیرم و و شونه خالی‌ نمیکنم،یعنی‌ ادعا می‌کنم که چنین انسانی‌ هستم،،،،،،،، نمی‌دونم من رو چی‌ حساب می‌کنید، یک سبز،یک ایرانی‌ ،یک فارس، ولی‌ هر چی‌ که هست من با کمال احترام و افسوس طلب آمرزش می‌کنم از آذربایجان و مخصوصا خانواده‌های کشته شدگان،درسته که اون زمان سانسور شدید بود و خیلی‌ از مردم از این موضوع بی‌ اطلاع بودن و هنوز هم خیلی‌ هستن،اما من شخصاً فکر می‌کنم توی یون زمان هنوز مردم ایران به اون شور سیاسی لازم نرسیده بودن،،،،،،متاسفانه این‌ها حقایقی هست که باید قبول کرد،ما مردمی داریم با اکثریت بی‌ سود و ناا آگاه،ما ایرانی‌‌ها مردمی هستیم احساسی‌ و غیر قابل پیشبینی‌،دارای جامعه سنتی‌ و مذهبی‌،،،،،این مردم ایران هست،هنوز هم همینطور هست، اما خوشبختانه بد از انتخابات دید سیاسی مردم به سرعت شروع به باز شدن کرد،اطلاع رسانی و ایجاد کردن گفتمان که ما ایرانی‌‌ها از نداشتن اون ۱۰۰ سال که رنج میبریم ،بد از سال‌ها فراهم شده،،،،،شما راهپیمایی سکوت رو می‌بینید،که قابل درک هنوز هم برای من نیست که چطور این مردم چنین کار بزرگی‌ کردن،،،،،تاریخ ۱۰۰ سال ایران به نظر من تاریخ خجالت آور و شرم سار اما الان میبینیم که میوه‌های این جنگیدن ۱۰۰ سال برای رسیدن به ابتدایی‌ترین تعریف دموکراسی رو الان میتونیم بچینیم

      ببین دوستان من،اگه این صحبت‌ها و معذرت خواهیه من رو نشان ای‌ ضعف و ناتوانی من یا جنبش سبز می‌بینید،باید بگم که در اشتباهی‌،من این صحبت و معذرت خواهی‌ رو بارها در زمان‌های مناسب که احساس کردم انجام دادم،،،،خیلی‌ مغرور و با طعنه به این حرکت نگاه کردید،و گفتید که ثابت کنید که بدون آذربایجان هم میتوانید بر علیه ظلم به ایستید،،،،،قبلان هم گفتم، الان هم میگم، تاریخ نشون داده که حکومت ظلم هیچ موقع پا برجا نمونده، این حکومت رفتنی هست، اما من از اون فردا یه رفتن میترسم،من از این تفرقه و جدایی میترسم،،،،،ترسی‌ که هم برای من ،هم برای تو آذری و هم برای هر ایرانی‌ بسیار گران و پر هزینه تموم خواهد شد اگه همین تفکرات با همین روند ادامه پیدا کنه در هر ۲ سمت،،،،،بارها به ما گفتید فارس ای‌ فاشیست به همراه الفاظ دیگر، ایراد نداره، فرهنگ جمهوری اسلامی رو فرهنگ ما میدونید،باید بگم که بله ما کاملا ملتی هستیم فاشیست، اما ازتون می‌خوام یک بار دیگه برید و یک نگاه به نظرهای بالا بندازید و بد با وجدان خود قضاوت کنید که بیشتر تفکرات فاشیست داره،من نمیگم این چند نفر نماینده آذربایجان یا هر قومی هستن، همون طور که این سایت و بلاگ رو نماینده جنبش سبز نمی‌دونم، که اگر چنین کاری بکنم باید به منطق من شک کنید

      در پایان هم فقط میخستما به یک مساله اشاره کنم و یه نتیجه گیری مفید بکنم،،،،،من فکر می‌کنم راه حال مناسب برای اون فردا(فردای بدون جمهوی اسلامی و به نوعی بدون حکومت مرکزی) که همه به خواستهاشون به معنی‌ واقعیی‌ برسان برای این وضعیت سیستم فدرل هست، با وابستگی کامل به حکومت مرکزی،،،،،،،هر ایالت با هر زبان و فرهنگ آزادانه حرف و اعتراض خودش و بیان کنه، کسی‌ به خاطره تفکر یا اعتقادش یا لباس محکوم نشه،،،،،،،یعنی‌ این تنها راه برای اتحاد مجدد سراسری ایران میبینم،،،،، اما اگه این رو هم راه حل نمیبینید خوش حال میشم که راه حل‌های شما رو بشنوم،،،،،و اگه فقط راه حل‌ای که فکر می‌کنید با اون به آزادی و خواسته‌ها یه خود میرسید جدایی از ایران،آید بگم من تا آخرین لحظه سعی‌ می‌کنم که با هم به توافق و یک نتیجه گیری برسیم اما اگر زبانم لال به هیچ گونه توافق نرسیم،اون روز ،روز بد ی برای من خواهد بود، من ایران رو با همین شکل و خاک یاد گرفتم و تا آخرین لحظهٔ‌ عمرم هم با همین اندازه و شکل خواهم دید،حالا این که کی‌ قسمت می‌شه بریم خدا داند،،،،

      در آخر هم فقط یک نکته بود که فکر کنم دوستان به غلط ارقامی گفتن در مورد جمعیت آذربایجانی‌های عزیز که گفتم ۳۵ میلیون یعنی‌ نصف جمعیت ایران، من تا اونجا که میدونم ۱۷% الی‌ ۲۰ % ایران رو تشکیل شده از آذری زبان ها،حالا اگه باز کسی‌ منابع قابل اتکا داشت ،خوش حال میشم که درست یاد بگیرم در مورد این موضوع

      منابع:
      http://lcweb2.loc.gov/frd/cs/profiles/Iran.pdf
      http://looklex.com/e.o/iran.peoples.htm

  35. Koroglu Says:

    agha chera nemifahmid ma Turkhaye Azerbaijan janubi, na irani hastim na azeri fazaeri va na fars.va nemikhahim ham bashim. zemnan age mikhahim be Tabriz biyayin nokat
    zire ra farmosh nakonik
    1) hatman Vizaye Jomhuruye Demokratik Turk Azerbaijan Jonubi ra begirin
    2) ghabl az vorud be khak moghaddas Azerbaijan hattmam khub hamam konid ve tar tamiz bashid ve ella ejaze vorud be Azerbaijan ra nakhahid dasht
    3) afkar nejadparastaneye pan iranisti, ve panfarsi ra dar keshvare (kavirestan) khod begozarid afkar palid shoma ra mellat Turk Azerbaijan qabul nakhahad kard.
    4) hatman Zaban Turki Azerbaijani ra yad begirid chera ke kasi dar Azerbaijan zaban hendi – afghani shomara nemidanad ve nemikhahad bedanad.
    5) adam bashid ta ejazeye Vorud be Azerbaijan be shoma dade shavad zira shoma nejadparastan fars ensaniyat khod ra a dast dadeid.
    6) khod ra ke andazeye sare suzan ham farhang nadrid motamaddentar az digarn ja nazanid chera ke shoma dozdhaye tamaddon hastin.
    7) be manzoor dafe hajate kuchak(edrar) yek pay khod ra hargez bala nabarid chera ke eshtebahi bejaye heyvan vafadar be bagvahsh ferestade mishavid.
    8)age nejadparast afrs va pan iranist nisti in ra nakhan🙂

  36. قوچاق نبي Says:

    برای اولین بار در تاریخ ایران شیرازیها از ترکها در غیرت آزادیخواهی جلو زدند

    دوستلار بو سؤزو دؤنه- دؤنه ، تکرار – تکرار اوخويون، سونوندا اؤزلري ديله گليب اعتراف ائتديلر کي اينديه دک غئيرتلري يوخوموش و هميشه غئيرت يوردو اولان آذربايجانين چؤره ييني يئييرميشلر
    بو اعترافا و دوستلاريميزين بيرگه ليکده اونلارا وئرديکلري يئرلي – يئترلي جوابلاري اوخويوب سئوينين دوستلار بو سئوينج هر آزربايجانلينين دوغال حاققيدير

  37. duman Says:

    sihtirin sikim ham jonbeshe sabziyizi ham suraatiyizi gotveran faslar

  38. Bir insan Says:

    Slm hamiza göun bonlar na gadr deirlar desinlar biz üz birligmizla üz hagimizi alacaix ya$asin azerbaican ölum ölsun $onizme

  39. Yashasin Guney Azarbaican Says:

    Vagan dastetun dard nakone baradaraye TURK.
    ba in javabha be in sagaye fashist fahmundid ke Azarbaican bad az in fagat baraye khod khahad jangid na baraye irane kesafat.

    montazere bayaniyyehaye badi bashid . . .
    YAHASIN AZERBAICAN

  40. Alper Says:

    یاشاسین آذربایجان ، مرگ بر شونیسم فارس

    • تبریزی Says:

      آلپر کفون، نوار نه یوخ آلپر. بابا سن ال چک بو ایشلروننن دا، گنه باشلامیسان شولوخلوغا؟ هن؟

      • Alper Says:

        سلام تبریزی ، سنین کفون ؟ نه دییسن گارداش ؟ گوی بیزده اورییمیزین سوزلرین بوشالداخ دا ! اولوم وار دونوم یوخ

  41. artan Says:

    خیلی دیر شده (حنا تویدان سونرا …….. یاخالار

  42. آذربايجان اوغلو Says:

    يورقان خان
    شما به فکر خودتان باشيد نويسنده ي آن مطلب هر ه باشد مهم نيست آنکه مهم است سخني است که بازگوي درد دل مردم اين ديار است. به هر حال ما حرفمان را گفتيم و علت آنچه نامش را سکوت آذربايجان مي ناميدش را فهميديد تا زماني که بر اسب عناد و لجاجت سواريد و حرف دل ما را قبول نداريد و خواسته هاي مردم ما را ناديده انگاشته و حقوق آنها را انکار مي کنيد شما هم مانند رژيم دشمن ماييد و نبايد چشم اميد به آذربايجان داشته باشيد!
    واقعا چه شده؟! آيا عرضه انجام يک کار را بدون دخالت آذربايجان نداريد؟! برويد اصفهان و شيراز و کرمان و… شارژ کنيد آذربايجان آگاهتر از آن است که شما فکرش را هم بکنيد.
    ما يکبار بپا خواهيم خواست و آن يکبار استقلال خاک زر خيزمان را خواهيم گرفت اميدوارم تا آن روز خيزش شما نتيجه اي در بر داشته باشد وگرنه بايستي براي تلمذ و يادگيري شاگردي آذربايجان کنيد

    • یورقان Says:

      آذربایجان اوغلو، سن یاخچی آداما اوخشوسان ها، هن، آخ بو سوزلری منه نیه دیییسن قردش؟ من نه یاشیلم نه ده پان فارس! میرحسین موسوی نین ده باشنا داش دوشسون، احمدی نژادن دا!
      قدیمنن دیییب له ایلانن آغنا دا لعنت قره سینه ده لعنت! آخ من نی نیییم کی آذربایجان نیه ساکت قالب؟ هن؟ آخ بو سوزلرووی منه نیه یازیسان با؟ ………. شما هم مانند رژيم دشمن ماييد ………. گده من هاردا سن نن دوشمنم؟ پــــــی! هش من سنی تانیرام کی گورم دوستام یا دوشمنم ؟ هن ؟ آخ بله ده ایش اولار؟ ایشیمیزه باخ دا! ایستدیم من سنی یوخودان اویالدام کی باشووا گن بوک گشمیه، بودا اولدی منیم موزدوم!

  43. SAEE Says:

    دوستان عزیز فارس ، تورک ، لر ، عرب و …
    متاسفانه طی سالهای اخیر حاکمان این سرزمین کاری کرده اند که من و تو روبروی هم بایستیم نه در کنار هم .
    همیشه کشور ایران به چند قومی بودنش بالیده و افتخار کرده و قطعا و بی هیچ تردیدی آنچه که ایران را ایران کرده معجون پیچیده و البته زیبای اقوام مختلفش بوده و هست . چند نکته بسیار مهم را لازم است عرض کنم :
    1 – جک های قومی :
    *** اغلب شعرای ما در انتهای دیوان هایشان مجموعه جک هم دارند لطفا یک نفر به من نشان دهد که در کدام دیوان شعری جکی را پیدا می کند که به یک قوم توهین شده باشد ؟ حقیقت این است که جک های قومی سالیان درازی نیست که در بین مردم ما رایج شده اند پیدا کردن سرچشمه آنها هم زیاد مشکل نیست . کافی است بیندیشیم که چه کسانی از این مطلب منتفع میشده و می شوند . به گمان شما منه فارس از خندیدن به برادر تورکم چه به دست می آورم ؟! بماند که بارها در جمع های خودمانی اگر جکی گفته ام جکی هم در مقابل شنیده ام و این هیچوقت اسباب ناراحتی گوینده و شنونده نشده .
    *** مطلب جالب دیگر در مورد جک ها این است که خود من بارها جکی را در مناطق مختلف شنیده ام که روزی در مورد یک تورک بوده ، روز دیگر در مورد اصفهانی و لر و عرب و تهرانی و… !
    *** مطلب دیگر اینکه جریانی که سعی در جدا کردن اقوام مختلف در این کشور کرده فقط به اقوام بزرگ بسنده نکرده ، شما حتی در شهرهای مختلف منتسب به یک قوم هم انواع مختلف جک ها را خواهید دید مثلا لرهای خرم آباد خود را برتر ار لرهای بروجرد می دانند و برای آنها جک می گویند و بلعکس ! حتی در مواردی به شخصه این را در بین مردم یک شهر هم دیده ام !
    *** مهم این است که سرچشمه این موضوع را پیدا کنیم و از این به بعد به این حرکت زشت پر و بال ندهیم .
    2 – شخصا دوستان بسیار خوبی از میان تمام اقوام داشته و دارم : تورک و لر و عرب و ارمنی و کرد ( هم کرمانشاهی و هم کردستانی ) و هم سیستانی و هم خراسانی ، هم اصفهانی و هم بوشهری . و اصلا مگر تهرانی و کرجی و … مفهومی دارد ؟ اصیل ترین تهرانی ها عمر اصالتشان به 200 سال هم نمی رسد ! برادران ما همه به هم پیوسته ایم چه دوست داشته باشیم و چه دوست نداشته باشیم . اینکه گوشه ای از ایران ( چه در آذربایجان باشد و چه در سیستان یا در کردستان و لرستان و بوشهر ) عقب بماند و مردمش مشکلات معیشتی و فرهنگی و … داشته باشند موجب عقب ماندگی تهران و اصفهان هم خواهد بود این که به مرکز برسیم و بقیه شهر ها را سرکوب کنیم و مشغول نگه داریم بازهم از عجاب چند دهه اخیر است . بماند که در شهر تهران پر از نعمت هم همه جور آدمی با داشته های مختلف زندگی میکند همانطور که در تبریز و سنندج و خرم آباد و اهواز و … هم همینطور است .
    سالها پیش یکی از دوستان که در یکی از دهات بوشهر معلم بود فرزندش را به خاطر نادانی پزشکی که آنجا بود از دست داد ( سالها فرزند 3 ساله اش فلج شد – هم جسمی و هم مغری – و بعد در 12 سالگی فوت کرد ) این دوست اراکی بود ، در بوشهر تدریس می کرد و طعم تلخ نداشتن امکانات را چشید . این است که می گویم نمی توان گفت مثلا اراکی ها حق ما تورک ها را خورده اند و فقط این ما هستیم که امکانات نداریم .
    3 – آذربایجان هیچ گاه قسمتی جدا ار این کشور نبوده اما این حقیقت را باید قبول کرد که همه ما متاسفانه به دلیل مشکلات فرهنگی ، اقتصادی و سرکوب های خشن حکومت فرصت کنار هم نشستن و از درد هم با خبر بودن را نداشته ایم همانطور که می توان به آذربایجان این ایراد را گرفت که چرا از رنج سیستان بی خبر است چرا عرب از کرد نمی داند و زجر برادر کردش چندان برایش مهم نیست این هم متاسفانه باز بر می گردد به همان متلاشی کردن اقوام که پیشتر عرض کردم وگرنه اگر حتی به دوره مشروطیت بازگردیم می بینیم که ظلمی که در تهران شروع شده بود با پاسخ برادران تورک و لر و شجاعت همه ملت ایران نتیجه مشروطیت را داد همانطور که در جنبش میرزا در گیلان کرد ها هم حضور داشتند .
    4 – عدم اطلاع رسانی و سرکوب شهرهای مختلف بارها و بارها در این سی و چند سال ننگین رخ داده و فردی مثل من که مدام پیگیر خبرها هستم هم بعضی موارد را حتی سالها بعد متوجه شده ام ! دوستان همیشه که مثل زمان حال ارتباط ها به این راحتی نبوده که از هم دلخور باشیم که چرا از هم خبر نداشته ایم و به کمک هم نرفته ایم کما این که تبلیغات پردامنه حکومت همیشه سعی داشته واقعیت را عوض کند و این یعنی من در شهری دیگر گمان می کنم در آذربایجان تلاش برای جدایی از ایران است و چون هیچ ایرانی حاضر به تکه تکه شدن کشورش نیست هیعی مخالف شدن توده مردم با تظاهرات برادران تورک و البته عکس آن هم کاملا صادق است .
    5 – نظر شخصی من که مدتهاست در باره اش گفته ام این است :
    تمام اقوام و ادیان این کشور صاحبان این کشور هستند و حق دارند برایش تصمیم بگیرند و از مواهب و منابع آن یکسان استفاده کنند و در رشدش سهیم باشند . در روزگار پس از جمهمری اسلامی با وجود مشکلاتی که متصور هست من مدافع یک ایران فدرال هستم و مدافع آزادی های طبیعی هر فرد
    6 – یک پیشنهاد : دوستان عزیز از اقوام گوناگون باید تلاش کنند تا مشکلات و درخواستها و مسائلشان را دیگر اقوام معرفی کنند باید در فردای آزادی ( که قطعا اتفاق می افتد ) من بدانم مشکلات و مسائل برادر بلوچم چیست باید تورک بداند عرب خوزستان چه می خواهد باید اصفهانی از درد کرد خبر داشته باشد وگرنه در آن روز وقتی هر کسی فقط سهم خودش را طلب کند هرج و مرجی خواهد شد که دودش به چشم تک تک ما خواهد رفت حتی اگر ایران هزار پاره شود ( که عده ای برای آن روز تمام تلاششان را کرده و می کنند و به همین خیال سعی در جدایی من و تو دارند ) هیچ کدام از تکه های جدا شده عاقبت خوبی را فرا رو نخواهند داشت چرا که همانطور که گفتم در بین خود اقوام هم تضاد ها وجود دارد .
    الان زمانی است که باید درد هم را به دور از نژاد پرستی و خشم کور بدانیم و برای کشوری که آزادی ، رفاه و پیشرفت را برای تک تک مردمش از هر دین و قوم و طرز فکر فراهم می کند بجنگیم و خود را به دست سیاست های کثیفی که سالهاست من و تو را به اینجا رسانده نسپاریم

  44. ساوالان Says:

    ما را با فارسها چه کار؟ ما برای استقلال آزربایجان میجنگیم شما بارس ها هم برید برای دموکراسی ناقصتان بجنگید. بابا فاشیست بودن هم حدی داره/

  45. ساوالان Says:

    GÜNEY AZƏRBAYCAN DİALOQ TOPLANTISI

    Amsterdam bəyaniyəsi 2009

    Amsterdam diyaloq toplanısı İran İslam Cumhiriyətinin siyasi, iqtisadı ve ictimai böhranlar içində çabaladığı günlərdə keçirilməkdədir. Siyasi hakimiyət ciddi sarsıntılar içindədir. İranda yaşayan millətlər əvəllər olduğu kimi, bu rejimin basqısı altında yaşamaq istəmədikləri üçün öz etirazlarını bildirməkdədirlər. Dini despotizmin sonu gəldiyi bu günlərdə Azərbaycan Türk millətinin milli mübarizəsinə daha geniş şəkildə şahid olmaqdayıq. Daha öncədən Azərbaycan Milli Hərəkatı “19 Ordibeheşt, Azərbaycan örənci hərəkati”(1374), “Danışır Azərbaycan” (1382) və Təbrizdə qəbul olunan “Birinci Ana Dili Qurultayının qətnaməsi” (1384), Babək Qalasına yürüşlər, 1 Xordad, milli qiyami kimi (1385), önəmli tarixi dərinliyi olan olayaları meydana gətirmişdir. Amsterdam Dialoq Toplantısına qatılan vətəndaşlarımız Milli Hərəkat sıralarında əhəmiyətli ortaq yönlərin var olduğuna qətiyətlə inanırlar. Hərəkatin sıralarında çoxsəsliliyi qəbul edirlər. Tək səsli bir faaliyəti rəsmiyətə tanımırlar. Tarixi əhəmiyət daşıyan Amsterdam toplantısı iştirakçıları Azərbaycan Milli Hərəkatının sıralarında çeşidli fikir və siyasi axımların var olduğunu bir reallıq və sağlam durum kimi görürlər. Bu göruş dəyişikliyi, mədəni muxtariyəti, federalizmi, istiqlaliyəti və Bütöv Azərbaycan dövləti qurmaq kimi platformları ehtiva etməkdədir. Toplantı bütün dəyişik göruşləri Azərbaycanın məşru siyasi cərəyanlarıı kimi qəbul edir və fərqliliklərin bir zənginlik olduğuna inanır.

    İran İslam Cümhuriyəti daxildən və xaricdən ciddi təzyiqlər altındadır. Bu səbəbdən rejim hər gün cəmiyyət üzərinə basqısını artırmaq və milli hərəkəti əzmək istəyəcək. Milli dirəniş artdıqca, rejimin təzyiqləri arta bilər. Çünkü hakimiyət bu durumdan geri addım atarsa, öz məğlubiyətinə imza atmış olar. Bu üzdən də gün keçdikcə, rejimin təzyiqlərinin artacağına şahid oluruq. Belə bir durumda milli hərəkatın xaricdəki fəallarının üzərinə böyük tarixi məsuliyyət düşməkdədir. Bu milli – tarixi vəzifəni anlamaq üçün millətimizin əsas istəklərini dərk edib, bütün imkanlara dayanaraq, milli hərəkati müdafiə etməli və gücləndirməliyik.

    21 Azər ayrıca, Böyük Milli Lider Seyyid Cəfər Pişəvərinin öz millətinə güvənərək, tarix yaratdığı doğma milli bir günüdür. Bu tarixi gün münasibəti ilə vətənimizin qurtuluşu ilə bağlı qərara gəlmək, milli birlik nümunəsi sərgiləmək heç də təsadüfi deyildir.

    Milli hərəkatın geniş miqyaslı olduğunu qəbul edən 21 Azər Amsterdam Dialoq Toplantısı bütün fərqli görüşləri göz önündə bulunduraraq, aşağıdakı maddələri ortaq prinsiplər olaraq qəbul edir:

    1- Toplantı, Güney Azərbaycan türk millətinin milli azadlığı yolunda mübarizədə bu günkü fars rasistmini təmsil edən İran İslam Cümhuriyətini əsas maneə kimi görür. Çünkü bu rejim hər növ demokratik dəyişikliyə qarşıdır.
    2- Azərbaycan Milli Azadlıq Hərəkatının amalı Güney Azərbaycanda milli – demokratik dövlət qurmaqdır. Ayrıca, Güney Azərbayanın hüdudları xaricində yaşayan digər türk xalqlarının milli haqlarını da qorumaq lazımdır. Azərbaycan Milli Hərəkatı öz müqəddəratını təyin etməkdə son söz sahibi olmalıdır.
    3- Azərbaycan Milli Hərəkatı sekular dövlət qurulmasının tərəfdarıdır və bu yolda mübarizə aparır.
    4- Türk dili (Azərbaycan türkçəsi) rəsmi dövlət dili olmalıdır. Bütün ölkədə yaşayan türklər üçün türk dilli media şəbəkələri qurulmalıdır. Azərbaycanın elmi, texniki və iqtisadi inkişafı təmin edilməlı, millətimizin yaşayış səviyəsi dünyanın inkişaf etmiş millətləri səviyəsinə yüksəlməlidir.
    5- Azərbaycan Milli Hərəkatı bütün sahələrdə qadın- kişi hüquq bərabər yolunda mübarizə aparır.
    6- Din, məzhəb, məslək, inanc, söz, mətbuat, sendikalar, siyasi partiyalar, geyim və yaşam tərzi kimi, bütün mədəni azadlıqlar qeydsiz-şərtsiz təmin edilməlidir.
    7- Azərbaycan milli Hərəkatı edama və hər növ işkəncəyə qəti şəkildə qarşıdır.
    8- Milli Hərəkat Aria rasism sisteminin təmsilçisi olan İran İslam Cümhuriyətinənin Azərbaycanda demoqrafik yapını dəyişdirmə siyasetinə qarşı çıxıb və bu rejimə qarşı milli zülm altında yaşayan digər millətlrlə işbirliyi aparmalıdır.
    9- Yuxarıda qeyd edilən hədəflərə çatmaq üçün xaricdə fəaliyət göstərən azərbaycanlı qüvvələr, daxildə gedən milli mübarizəni diqqətlə təqib etməli və ona uluslar arası insan haqları mərkəzlərindən dəstək qazanmalı, Azərbaycana qarşı informasiya blokadasını qırmalı və bütün dünyada Azərbaycan Milli Mənafei üçün lobbiçilik fəaliyətlərini təşkilatlandırmalıdır.
    10- Güney Azərbaycan Milli Hərəkəti müstəqil, demokratik və moderndir.
    11- Güney Azərbayan Milli Azadlıq Hərəkatı Dünya İnsan Haqları Bəyannaməsinin və ona bağlı konvansiyonların Azərbayanda həyata keçirilməsi üçün mübarizə aparır.
    12- Amsterdam Diyaloq Toplantısı yuxarıdakı prinsiplərə daynaraq Güney Azərbaycan milli hərəkatında fəaliyyət göstərən bütün təşkilatlar və şəxsləri dəvamli işbirliyi mexanizmasinin qurulmasina çağırır.

    Yaşasın Azərbayan
    Yaşasın Milli Birliyimiz
    Amsterdam 21 azər (12 desambr) 2009

  46. Boz Gurd Says:

    چرا دموکراسی‌خواهی ایرانی، نازا و ناکام است؟ چرا نمی‌توان برای جریان‌های دموکراسی‌خواهی دهه‌های اخیر پایتخت، کارنامه موفقی تصویر کرد؟
    دیکتاتوری هرچه هم تمام‌عیار باشد نمی‌تواند علت تامۀ این بدفرجامی باشد. به نظر می‌رسد ناکامی عمیق دموکراسی‌خواهی ایرانی، از یک سو ریشه در نگرش‌های غیردموکراتیک دموکراسی خواهان دارد و از دیگرسو به رفتارهای غیراخلاقی آزادیخواهان برمی‌گردد؟

    دموکراسی‌خواهان ایرانی گویا، دموکراسی را می‌خواهند بدون اینکه کمترین تمایلی برای پایبندی به اخلاق دموکراتیک داشته باشند. دموکراسی نمی‌تواند در فضایی پای گیرد که در آن بی‌اخلاقی، فساد اقتصادی، نژادپرستی و ژنوساید فرهنگی؛ رفتار عادی دموکراسی خواهان باشد. چگونه می توان نژادپرست بود و شعار دموکراسی‌خواهی داد؟ بنیادگرایان طالبانی همانقدر نمی‌تواند دموکرات باشد که پان‌آریانیست ایرانی.
    سبزهایی که اینک خود را آزادی‌خواه‌ترین‌ مبارزان جهان می‌خوانند و حتی دیگرآزادی‌خواهان جهان را دنباله‌روی خود می‌دانند، اگرچه برای دفاع از حقوق انسانی و مدنی خود، قابل ستایش و تحسین هستند، اما؛ به‌دلیل دفاع جانانه از ایده‌ئولوژی پان‌آریانیستی و وجود نگرش‌های نژادپرستانه در بک‌گراند فکری این جنبش و همچنین عدم شفافیت درباره ژنوساید ظالمانۀ فرهنگی در آذربایجان، مستحق نکوهش، برائت و البته هشدارند.
    بی‌اعتنایی سبزها به نسل‌کشی فرهنگی در آذربایجان و سکوت تلخ آنان در برابر فجایعی که در آذربایجان جاری است، روی نازل‌تر قضیه است، حقیقت تلخ آن است که بخش بزرگی از سبزها عمیقا به ایده‌ئولوژی غیرانسانی پان‌آریانیستی اعتقاد دارند و ایران را سرزمین ابدی و موعود قوم پرشیا می دانند.
    از بین بردن «دیگری» و پاسداشت «خودی»، خوی فاشیستی نژادپرستان است رفتاری که سیاست «نژاد برتر آریا» از سالیان دور تا امروز در همه صحنه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده است و متاسفانه هم‌اکنون نیز در نهاد جنبشی بنام سبز جا خوش کرده است. با برخی از سبزها که حرف می‌زنم هیچ نشانه‌ای بر حداقل برائت آنان از گذشتگان خود نمی‌بینم.
    باستان‌گرایی خرافی، آدمی را چنان مسخ می‌کند که غیرازخود، هیچ نمی‌بیند و سبزها متاسفانه چنین شده‌اند. سبزهایی که حاضر نیستند کوچک‌ترین صدای نژاد دیگر را بشنوند و کمترین حقی برای احراز هویتی متفاوت برای آذربایجانی‌‌ها قائل نیستند و هر چه را که حقیقت حقوق بشری است، نفی می‌کنند، چگونه می‌توانند با آرمان‌های دموکراتیک خو بگیرند و دیکتاتوری را براندازند؟
    اگر جنبش سبز، جنبشی است برای آزادی خلق فارس از یوغ ستم؛ درود بر اینان. ولی اگر جبش سبز، جنبشی است برای تحقق آرمان آریانیسم فروهر؛ اف بر اینان. متاسفانه کسانی بر حلقه رهبری سبزها قرار گرفته‌اند که از بیخ منکر حقوق مدنی آذربایجانی‌ها هستند. انکار حتی ظالمانه تر از سرکوب است. وقتی انکار می‌شوی، انگار قتل‌عام شده‌ای.
    اگر سبز همچون گذشتگان بر اندیشه پان‌آریانیستی بچرخد، نمی‌تواند جنبش موفقی باشد و نمی‌تواند نام بلند آزادیخواهی بر خود بنهد. چنبش سبز تنها زمانی می‌تواند مدعی دموکراسی و آزادی باشد که از هرگونه نژادپرستی و برتری جویی تبری جوید و حق را در همه ابعاد برای همه نژادها یکسان بخواهد. همراهی با نژادپرستی، پاشنه آشیل و نقطه هزیمت جنبش سبز است اگر نتواند راه خود را جدا کند و خود را از هیتلریسم منزه بدارد، فروخواهد ریخت.
    نژادپرستی، غیراخلاقی‌ترین رفتار رسوخ کرده در نهاد جنبش سبز است. در ظاهر مدرن و زیبایی‌های فربیناک جنبش سبز، بی اخلاقی های فراوانی نهفته است جنبش پیش از آنکه به جایی برسد، باید به نقد بی رحمانه خود بپردازد چه، با ضعف‌ها ناکام و نافرجام و یا بدفرجام خواهد بود. یا شکست خورده و به زباله خودهد رفت و یا در صورت سقوط توتالیتاریسم در اثر ضعف، قدرت‌یافتن چنین جنبشی بدون پاکسازی اخلاقی، می‌تواند فاجعه بیافریند.
    کسانی که به جنبش سبز می‌پیوندند باید پیش از هر زمان دیگر، مسائل را دقیق‌تر و عمیق‌تر دنبال کنند. پیوستن به جنبش سبز برای آرمان رهایی و آزادی، کار بزرگ مجاهدانه‌ای است، اما؛ باید به این هشدار و نگرانی دقت کرد که با توجه به ویژگی بالقوۀ نژادپرستی در جنبش سیز، ظهور فاشیسم نژادی و امپراطوری رایش سوم می‌تواند آرمان آزادی را به سرابی خونین بدل کند.
    این نوشته تند است اما تندتر از رفتار نژادپرستانه برخی از دوستان سبز نیست. باید هرگونه آزادیخواهی را ستود از جمله تلاش برای آزادی انسان را نژادپرستی و هرگونه آزادی‌ستیزی را نکوهش کرد از جمله جهاد برای انکار هویت یک نژاد. نمی‌توان منکر تلاش جانانه سبزها شد و نمی‌توان نژادپرستی و بی‌اخلاقی نهادینه‌شده در آن را نادیده انگاشت.
    آذربایجان می‌ترسد دیکتاتوری از در برود و از پنجره بازآید. برای آذربایچان بسی سخت‌تر خواهد بود که کسانی بر عرصه قدرت آیند که بیش از حاکمان فعلی به تمرکز حکومتی و اجرای سیاست‌های یکسان‌سازی قومی اعتقاد دارند. آذربایجان نگران است نگران حکمرانی نژادپرستانی که هم‌اکنون حتی در دوران سخت مبارزه، هویت آذربایجان را انکار می‌کنند.
    جنبشی که اکنون زیر ضربات باتوم و سرنیزه جاضر نیست حقوق مدنی آذربایجان را به رسمیت بشناسد، اوضاع زمان زمام‌داری‌اش معلوم است. اگر سبز خود را هم‌اکنون پاکسازی نکند، نژادپرستی پان‌آریانیستی جایگزین بنیادگرایی مذهبی می‌شود و فاجعه‌ای به مقیاس هیتلرریشتر، همۀ ایران فرامی‌گیرد.
    بخش بزرگی از سبزها که پشت سر اطلاعیه‌ها، روانۀ خیابان‌ها می‌شوند، ناخواسته در هژمونی نژادپرستی قرار دارند از اینان تنها یک سوال دارم آیا رنجی بنام بیگانگی با زبان مادری را می فهمید؟ آیا می دانید آزادی پیش از جای دیگری در قلب و مغز انسان اهمیت می‌یابد و انسان آذربایجانی حتی در جان و ذهن خود نیز آزاد نیست چون هویت، زبان، فلکلور، فرهنگ و موسیقی نژاد دیگری بر او تحمیل شده است؟
    بخش کوچک سبزها که متاسفانه بخشی از هسته‌های اصلی و حلقه‌های رهبری جنبش را تشکیل می‌دهند، آگاهانه به ستایش نژاد خویش مشغول‌اند و بخش بزرگی از فعالیت‌های روزانۀ خود را صرف خدمت به پان‌آریانیسم می کنند. اینان بصورت کاملا ارادی، حقیقت را انکار می‌کنند و همچنان بر «راه مقدس راسیسم» پای می‌فشارند. اینان دلالان آزادی‌اند اگر به قدرت برسند، برای تحقق رویای پان‌آریانیسم، دست به هر کاری ازجمله نسل‌کشی خواهند زد آنان چکمه های نفرت خواهند پوشید و آذربایجان را غرق خون خواهند کرد همچنان‌که بزرگانشان در دهۀ بیست کردند.
    پی‌نوشت: این نوشته، تنها نقدی تند بر جنبش سبز است امیدوارم خاطر دوستان سبزی که برای آزادی هزینه می‌دهند، نرنجد و امیدوارم نژادپرستانی که مخاطب مستقیم این نوشته بودند بدانند که جهان روزی چهره واقعی و کریه شما را پشت ظاهر زیبا و افسونگرتان خواهد دید و خواهد دید که چقدر پست و حقیر هستید. از کاشت تخم کین بازگردید آیا می‌خواهید دوباره چندین دهه برای فهم پلشتی شما هدر رود؟

  47. SAEE Says:

    دوست عزیز
    در عصر حاضر احمقانه ترین چیزی که میشه براش مرد » نژاد » هست و بس و البته هیچ کسی هم حق از بین بردن هیچ نژادی رو نداره و احترام به تمام نژاد ها لازمه
    امروزه ، نه تنها ایران که تمام دنیا تبدیل به معجونی از نژاد های مختلف شده و بزرگی یک نژاد و متفاوت بودنش بر سایر نژاد ها بی اندازه مضحک و خنده داره
    بنابراین هر شخص یا گروهی که بخواد با عنوان کردن نژآد و نژاد پرستی حرکت کنه در دراز مدت محکوم به شکست خواهد بود چه پان ایرانیست چه پان عربی چه ….

    • ابوذر آذران Says:

      جناب SAEE آیا مخاطب شما من هستم که این مقاله را نوشته ام و یا این دزد مقاله؟

  48. ناشناس Says:

    تا بحال اذربايجان قيام كرد كشته داد ولي فارساي بيغيرت بيشور خوردن حالا هيچ عملي نميكنيم تا ببينيد ايران و فارسان بدون ترك ها هيچ غلطي نمي توانند بكنند . اگر به تاريخ نگاه كنيد ميتوانينيد ثمر و نتيجه ي انقلاب هايي رو كه فارس ها خواستند بدون ترك ها انجام بدند رو ببينيد زياد اونجا زر نزنيد

  49. urmulu Says:

    بگذارید حرفی متفاوت بزنم.یک شیرازی که اصلا درگیر مسایل کشور نیست وقتی میشینه خونه pmc و یا bbc persıanتماشا میکنه و همینطور یک اورمیه ای که او هم درگیر هیچ گونه مسایل نیست وقتی تلویزین رو باز میکنه کانالهای ترکیه یا ازربایجان رو تماشا میکنه . این خودش نمایانگر این است که حرکت هر ملت به سوی ارمان های خودش یک امر فطریست . نه با انحراف افکار و تحریک و تاریخ سازی و امثال انهاست پس باید هر کس به حق خود قانع بود و از تسلط بر دیگری چشم برداشت.

  50. آذربايجان اوغلو Says:

    يورقان قارداش يوردداشيم اولدوغون اوچون بير ده بورا يئري اولماديغينا گؤره سايقيسيزليغيندان سايماز يانا کئچيرم يوخسا سيزه وئريله جک ياخشي جوابيم وار. هر حالدا سيزه اللرينيز آغريماسين آغزين وار اولسون دئييب تشککور ائديرم! يوز دفعه ده يازسانيز من بورادا سيزه جواب وئره سي دئييلم اونا گؤره کي سيز منيم وطنداشيمسينيز ساده جه سيزدن ايسته ييرم کي منيم سيزه اوزومو توتوب ائله جواب وئره جه ييمه سسب اولان سهوينيزي اؤز يازينيزدا آراشديريب تاپاسينيز!
    ساغ قالين سئوگيلي وطنداش

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: