ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار

به نظر می آید این مثل معروف خودمان دائم در جمهوری اسلامی کاربرد دارد . درست مثل زمان استالین در شوروی سابق ، می آیند و می روند . وقتی بر راس قدرت هستند مغرور و شتابزده می چاپند و می برند و میکشند و حساب قبلیها را میرسند تا سرانجام نوبت خودشان برسد و رهبر خودشان را به سرنوشت قبلیها دچار کند . حالا تیغ رهبری بر گلوی احمدی نژاد و مرشدش مشایی فشرده میشود . باید گفت ای آقایان احمدی نژاد و مشایی ، آنوقت که جیک جیک مستانتان بود یاد زمستانتان هم بود یا نه ؟ درس نگرفته بودید که این رهبر به هیچکس رحم نمیکند و نمیگذارد هیچکس بیش از  یک چند صباح  از این قدرت بهره مند شود . جالب است که اینقدر این فرومایگان تشنه قدرتند که کورند و نمیبینند که نوبت خودشان هم میرسد . مانند معتادی که باید به هربهایی به تریاک و هروئین خود دست یابد با اینکه میداند سرانجام او را نابود خواهد ساخت . آیا لاریجانیها یا قالیبافها سرنوشت آینده خود را در آیینه رفسنجانیها و خاتمیها و احمدی نژادها میبینند یا آنقدر کور قدرت هستند که باز همان بازی در مورد اینان تکرار خواهد شد؟


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: