کمپ اشرف تجسم حکومت ایده آل خمینی

اگر میخواهید بدانید خمینی چه برنامه ای برای ما ایرانیان در نظر داشت کافی است نگاهی به کمپ اشرف بیندازید . مسعود رجوی در کمپ اشرف درواقع حکومت ایده آل جمهوری اسلامی را که خمینی آرزوداشت پیاده کرده است . خمینی در جامعه گسترده و بزرگ و پیشرفته  ایران نتوانست آن حکومت ایده آل را پیاده کند اما مسعود در دنیای بسته و کوچک و محدود اشرف موفق به اجرای این برنامه شد . در این جامعه همه عاشق و فریفته و برده رهبر هستند . فقط از او اطاعت میکنند. این اطاعت کورکورانه و حیوانی است به صورتی که اگر رهبر از آنان بخواهد هر لحظه خود را برای او فدا کنند، میکنند . زنان همه روسری به سر دارند و مطیع و منقادند . همه نماز میخوانند و روزه میگیرند و همه شعائر اسلامی به صورت کامل اجرا میشود . روابط جنسی به صورت کامل تحت کنترل حکومت است و بهتر است بگوییم از سکس و روابط جنسی اصلا خبری نیست . همه زیر نظر یکدیگر هستند و سیستم جاسوسی استالینی یک لحظه اعضا جامعه را آزاد نمیگذارد . رهبر هرچه بخواهد میگوید و میکند و هیچکس کوچکترین انتقادی از او نمیکند .

 آری ، کمپ اشرف جامعه  ایده آلی است که خمینی و اطرافیانش برای ایرانیان تدارک دیده بودند ولی نتوانستند آن را محقق سازند .

4 پاسخ to “کمپ اشرف تجسم حکومت ایده آل خمینی”

  1. چگونه اسلام دستور کشتن بیش از دو میلیارد انسان را صادر کرده است؟ How Islam has issued orders to kill more than two billion people? * هموطنی که نماز می خوانی و روزه می گیری Says:

    چگونه اسلام دستور کشتن بیش از دو میلیارد انسان را صادر کرده است؟
    How Islam has issued orders to kill more than two billion people?
    * هموطنی که نماز می خوانی و روزه می گیری لطفاً این را حتماً بخوان!
    ترجمه تحریرالوسیله خمینى جلد چهارم

    تتمه اى در مورد احکام اهل ذمه
    (گفتار در کسى که از او جزیه مى گیرند)
    مساله۱ – از یهود و نصارى که اهل کتاب هستند و هر ملتى که شبهه داشتن کتاب در آنها هست نظیر مجوسیان جزیه یعنى مالیات سرانه گرفته مى شود، و در این حکم فرقى نیست بین مذاهب مختلفه آنان نظیر کاتولیک و پروتستان و غیر اینها هر چند که در فروع و بعضى از اصول مختلف باشند بعد از آنکه همه نصارى یا یهود یا مجوس خوانده مى شوند.
    مساله ۲ – حکومت اسلامى جزیه را از سایر فرقه هاى کفار یعنى مشرکین مانند بت پرستان و ستاره پرستان و غیر اینها نمى پذیرد، چه عرب و چه عجم ، چه اینکه خود را بصاحب کتابى مثل ابراهیم و داود و انبیائى دیگر منسوب کنند و چه نکنند، بنابراین از غیر یهود و نصارى و مجوس غیر از اسلام آوردن و یا کشته شدن پذیرفته نیست ، و همچنین از کسانیکه در اصل یکى از این سه کیش را نداشته اند و جدیدا یعنى بعد از نسخ شرایع سه گانه بوسیله اسلام به این کیش ها در آمده اند جزیه پذیرفته نیست و کافر جربى شناخته مى شوند که یا به اسلام در مى آیند یا کشته مى شوند، چه اینکه قبلا مشرک بوده باشند و چه از فرقه هاى باطل دیگر باشند.

    *( این یعنی کشتن همه هندیها و ژاپنی ها و کره ای ها و چینی ها و… یعنی کشتن بیش از دو میلیارد نفر مجاز شمرده شده و باجگیری از تمام مسیحیان و یهودیان و زرتشتیان٬ یعنی اگر قدرتش را پیدا کنند حتماً این کار را انجام خواهند داد. این یعنی گفتگوی تمدنهای اسلامی!؟ این یعنی دوران طلائی خمینی !؟ این یعنی مدینه فاضله اشرف !؟ این یعنی اسلام توحیدی !؟ این یعنی اساس فلسفه اسلامی !؟ و این در رساله همه آخوندها هست و هر روز در حوزه درس داده می شود). *( این احکام را نمی توا نند نفی کنند زیرا احکام واجب اسلام را نفی کرده اند و از اسلام خارج شده اند و اگر هم تایید کنند بر تروریسم در اسلام صحه دوباره گذاشته اند).
    * هموطن اگر نماز می خوانی و روزه می گیری احکام آن در کتاب تحریر الوسیله در کنار احکام بالا است٬ آیا وجدان تو راضی به کشتن بیش از دو میلیارد انسان٬ مرد٬ زن و کودک تنها به دلیل مسلمان نبودن می شود؟ آیا می توانی مسئولیت این جنایت بزرگ ضد بشری را که با نام و پشتیبانی معنوی و مادی تو انجام شود را بپذیری؟

    به پندار نیک٬ گفتار نیک و کردار نیک خویش بازگردیم.
    .«کورش فردوسی»

  2. amir Says:

    نویسنده واقعا نمیداند دارد راجع به چه مقوله ای مینویسد ؟!!یا اینکه موظف است بنویسد بدون توجه به هر چیز…مگر آنجا (کمپ اشرف) قرار است عده ای برای پیک نیک مدتی را با هم بگذرانند ؟ یک قرارگاه که میخواهد با حکومتی مانند خمینی سر شاخ بشود و دیدیم که چه بلایی بر سر حکومت آوردند با خوراندن زهر به خمینی و مجبور کردنش به آتش بس و همچنین افشای بین المللی حکومت …اگر قرار بود کمپ اشرف مثل دفاتر گروههای دیگر باشد که دیگر حکومت اسلامی ایران الان از لبنان تا مالزی و از روسیه تا سومالی همه چیز را در اختیار تروریسم جهانی داشت …

  3. آزادی خواه Says:

    مرده باد اسلام کثیف و هرچی‌ دیکتاتور اسلامی یا غیر اسلامی، از مجاهدین تا جمهوری کثافت اسلامی، تماماً ایدئولوژی‌های گندیده و متعفّنی هستند که به درد قرن ۲۱ نمیخورند.

  4. شرح عذاب اشرف عادل زاده و کسانی مانند او ( شادی صدر ) Says:

    شرح عذاب اشرف عادل زاده و کسانی مانند او ( شادی صدر )

    به عنوان یک وکیل حقوق بشر که از ده‌ها زنی که ناعادلانه به مرگ با سنگسار یا روش‌های دیگر اعدام در ایران محکوم شدند دفاع کرده‌ام، به شنیدن اخبار ناگوار عادت دارم. با این حال هنوز برخی داستان‌ها برای من تکان دهنده است. شرح عذاب اشرف عادل ‌زاده یکی از این داستان هاست. من در طول تحقیقم در مورد پروژه « عدالت برای ایران» که درباره تجاوز و شکنجه‌های رایج زنان زندانی در ایران است از پرونده اشرف باخبر شدم.
    مقامات ایران اشرف را در سال ۱۳۶۰ زمانی که تنها بیست سال داشت در شهر تبریز دستگیر کردند. اتهام او توزیع اعلامیه‌های سازمان مجاهدین خلق بود؛ گروه اپوزیسیون دولت ایران که از سال ۱۹۹۷ در لیست سازمان‌های تروریستی دولت آمریکا قرار گرفته است. آنها او را به زندان تبریز بردند ( زندانی که به خاطر تجاوز به زندانیان سیاسی معروف است ) و او هفت سال در این زندان به سر برد. اشرف همچنین شش ماه در یک سلول یک در یک متر در دادگاه انقلاب تبریز سر کرد، جایی که شکنجه گرانش بار‌ها او را آزار دادند. یادآوری آن حوادث دردناک هنوز او را رنج می‌دهد. او هر روز برای درمان اضطراب خاطرات شکنجه‌اش چندین قرص مصرف می‌کند. اشرف سرانجام هشت سال قبل به همراه شوهر و پسرش از ایران فرار کرد. آنها به باکو در کشور آذربایجان پناهنده شدند و تلاش بی‌ثمری را برای یافتن یک خانه جدید در یک کشور امن آغاز کردند.
    با اینکه کمیساریای عالی سازمان ملل با درخواست پناهندگی اشرف موافقت کرد و او نیز شرایط پناهندگی کنوانسیون ژنو را داشت اما به خاطر وابستگی قبلیش به سازمان مجاهدین خلق هیچ کشوری حاضر نشد او را بپذیرد. در سال ۲۰۰۸ دولت آمریکا نیز با درخواست پناهندگی او به خاطر عضویتش در سازمان مجاهدین خلق مخالفت کرد. دولت‌های اروپایی نیز از آمریکا تبعیت کرده و درخواست پناهندگی او را رد کردند.
    متأسفانه اشرف و خانواده او تنها پناهجویانی نیستند که در تله سیاست‌های دولت‌های غربی در قبال سازمان مجاهدین خلق گرفتار شده‌اند. در همسایگی اشرف در باکو خانواده‌هایی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق زندگی می‌کنند که حدود ۱۸ سال است که در بلاتکلیفی به سر می‌برند. آنها حق کار ندارند، از بیمه سلامتی و خدمات اجتماعی برخوردار نیستند و خلاصه اینکه در یک کشورآسیای غربی از هیچ یک از حقوق شهروندی برخوردار نیستند. بچه‌های آنها که هیچ ارتباطی با سازمان مجاهدین خلق نداشته‌اند با اینکه در سن دبیرستان یا دانشگاه هستند اما هرگز به مدرسه نرفته‌اند.
    شرایط اعضای سابق مجاهدین خلق در ترکیه و کردستان عراق نیز به همین گونه است. تراژدی اینجاست که ممنوعیت دولت‌های غربی در مورد سازمان مجاهدین خلق تنها بر زندگی افراد عادی مثل اشرف تأثیر منفی داشته و شامل حال رهبری و اعضای رده بالای سازمان که آشکارا در عملیات تروریستی شرکت داشته‌اند نشده است. افراد رده بالای سازمان مجاهدین خلق امروز دور از برزخ پناهندگان در فرانسه و آمریکا زندگی راحتی دارند.
    اکنون فرصتی پیش آمده که همه این وضعیت تغییر کند، به زودی دولت آمریکا درباره حذف سازمان مجاهدین خلق از لیست سازمان‌های تروریستی خود تصمیم گیری خواهد کرد. پشتیبانی نیرومندی برای تغییر وضعیت سازمان مجاهدین خلق وجود دارد و در مقابل نیز گرایش قدرتمندی در مخالفت با این تغییر هست. نتیجه می‌تواند وضعیت را برای افرادی نظیر اشرف متفاوت سازد. زنی که هفت سال در زندان‌های ایران زجر کشید و هنوز تاوان ارتباط قبلیش را با گروهی که دهه‌ها قبل آن را‌‌ رها کرده می‌دهد. بعد از انقلاب ۱۳۵۷ درایران اشرف و همسرش همراه با عده بسیاری از جوانان آرمانگرا و خوشبین ایرانی به امید ایجاد جامعه‌ای عادلانه به عضویت سازمان مجاهدین خلق درآمدند.
    بسیاری از این افراد پیش از آنکه فرصت داشته باشند که درباره ترک سازمانی که برای پیشبرد اهدافش به مبارزه مسلحانه روی آورده بود تصمیم بگیرند از سوی حکومت جمهوری اسلامی دستگیر شدند. با اینکه اشرف و همسرش سال‌ها قبل از سازمان مجاهدین خلق جدا شدند اما آنها تاوان وابستگی گذشته‌شان را پرداخت کردند و به همین دلیل از داشتن آینده در یک سرزمین جدید دور از اتاق تنگشان در باکو محروم شدند.
    اگر ادامه گنجاندن نام سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمان‌های تروریستی به معنای مسئول شناختن رهبری این سازمان برای همه کارهایی که در ۳۰ سال گذشته انجام داده است، من از صمیم قلب از این تصمیم دفاع می‌کنم اما نگرانی من این است که افراد رده بالای این سازمان به زندگیشان در غرب در مصونیت کامل ادامه دهند در حالی که افراد ساده‌ای مثل اشرف و خانواده‌اش همچنان رنج می‌کشند. در عین حال تصمیم گیری در مورد ادامه گنجاندن سازمان مجاهدین خلق در لیست سازمان‌های تروریستی می‌تواند به منزله چراغ سبزی باشد برای نوری المالکی نخست وزیر عراق که حدود ۳۰۰۰ تن از اعضای این سازمان را که هم اکنون در اردوگاه اشرف در عراق ساکنند به دولت ایران تحویل دهد، جایی که با وجود اطمینان دهی فریبکارانه جمهوری اسلامی ممکن است دستگیر شده و یا شکنجه و حتی اعدام شوند. یا این افراد ممکن است شدید‌تر از آنچه که در آوریل گذشته در کمپ اشرف اتفاق افتاد و بر اثر آن ۳۴ تن از اعضای مجاهدین خلق کشته شدند هدف شلیک گلوله‌ها واقع شوند.
    حقوق بشر محدود به یک چهارچوب زمانی یا مکانی خاص نیست و ما نمی‌توانیم با آن برخورد گزینشی داشته باشیم. ما همچنین نمی‌توانیم نقض حقوق بشر تنها در یک دوره از تاریخ یک ملت محکوم کنیم.
    اوباما از معترضان ایرانی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۹ زندانی شدند دفاع کرد. وی نباید در مورد نقض حقوق بشر علیه اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که در دهه نخست حاکمیت ظالمانه رهبران جمهوری اسلامی زندانی شدند سکوت کند.
    همین طور خانم هیلاری کلینتون وزیرامورخارجه آمریکا نمی‌تواند درباره اختصاص بودجه ۲۵ میلیون دلاری برای گسترش آزادی بیان در کشورهایی مثل ایران حرف بزند اما گرفتاری پناهندگان ایرانی مثل اشرف را که برای تمرین آن حق، مجازات شده‌اند نادیده بگیرد.
    زمان تصمیم گیری نزدیک است، مقامات دولت آمریکا و اعضای کنگره که در این مورد تصمیم می‌گیرند باید درباره انتخاب خود و تأثیر آن بر زندگی هزاران ایرانی مثل اشرف دقیقا فکر کنند. کسانی که به خاطر ارتباط‌های سیاسی گذشته خود برچسب خوردند اما دیگر از آن گروه‌ها حمایت نمی‌کنند.

    http://www.mardomak.org/story/63656

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: