پدیده ای به نام پان ترکیسم چرا و چگونه پیدا شد؟ ( تبریزی )

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای این وبلاگ ارسال داشته اند. ذکر  یک مقاله و خبر   به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست و تنها به دلیل مشی دموکرات این وبلاگ است:

چرا در بخش های ترک نشین ایران پدیده ای به نام پان ترکیسم پیدا شده است؟ چرا تورهای گردشگری کشورهای جمهوری ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری ترکیه پر از مسافران ترک زبان ایرانی است؟ چرا گوش دادن به آهنگ های ترکی استانبولی و آذری و ترکمنی و پافشاری فراوان بر زبان مادری و آموزش به آن زبان، گفتگوی هر روزه گروهی از ترک زبان های ایرانی شده است؟ چرا پیش از انقلاب اسلامی ( بهتر است بگوئیم انتحار اسلامی! ) از نمایان شدن پدیده ای به نام پان ترکیسم در چهره کنونی سخنی نبود و چرا فارس گریزی در میان ترک زبانان ایرانی پیدا شده است؟
************************************************
ایوان پاولوف دانشمند نامدار روسی آزمایشی انجام داده است که آوازه جهانی دارد. پاولوف روزی سگی را گرسنه نگه داشت و هنگام دادن خوراک به سگ زنگوله ای را تکان داد. برای بار دوم نیز که پاولوف می خواست به سگ خوراک دهد زنگوله را تکان داد و برای بارهای دیگر نیز همین کار را انجام داد. برای سگ پاولوف آوای زنگوله برابر شد با خوردن خوراک و خوردن خوراک برابر شد با آوای زنگوله! روزی پاولوف بی آن که به سگ خوراک دهد زنگوله را تکان داد و دید که آب دهان سگ سرازیر شد و سپس پژوهش هائی روی جانوران دیگر و حتی گیاهان و سرانجام انسان ها از سوی پاولوف انجام گرفتند و این چنین بود که ایوان پاولوف قانون ( واکنش شرطی ) یا شرطی شدن را یافت. به یافته های پاولوف اگر یافته های زیگموند فروید دانشمند نامدار اتریشی و بنیانگزار دانش روانکاوی را نیز بیافزائیم دیدگاهی روشنتر درباره رفتار انسان ها خواهیم داشت.

در پرده پندار یک ایرانی ترک زبان و در درون دوزخی به نام ایران زبان فارسی برابر است با سخنرانی های خرسواری به نام خمینی که در سال 57 همه مردم ایران را خر کرد و مردم ایران نیز دست به انتحار اسلامی! زدند. زبان فارسی برابر است با سخنرانی های حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور! که مانند طوطی پیاپی می گوید: دشمن، توطئه، دشمن، توطئه، دشمن، توطئه ………. در درون دوزخی به نام ایران برابر قانون پاولوف و یافته های زیگموند فروید زبان فارسی در نهاد ناخود آگاه شنوندگان این زبان برابر است با رژیمی که اقتصاد آن برپایه مفت خواری، بانکداری آن برپایه رباخواری، دادگستری آن برپایه رشوه خواری، کشورداری آن برپایه زورگوئی، فرهنگ آن برپایه خرافات، هنر آن برپایه زوزه کشی و همه تار و پود آن برپایه دروغ و مردمفریبی است.

در نهاد ناخود آگاه ترک زبان های ایرانی زبان فارسی برابر است با زوزه کشی های کفتاران لاشخور، دزدان مفتخور، زالوهای زمین خوار، دژخیمان خونخوار، انتحار اسلامی، هشت سال دفاع مزخرف، گورهای گروهی هزاران تن که پس از محاکمه های پنج دقیقه ای اعدام شدند، گدایان کاخ نشین، زنان پرده نشین و حجاب اجباری و پایمال شدن حقوق زنان، تورم تازنده، گرانی های جهشی، انتخابات فرمایشی، دادگاه های نمایشی، زندان ها و شکنجه گاه های اوین و گوهردشت و قزلحصار و تبریز و مشهد و اصفهان و شهرهای دیگر ایران ویران شده در سایه رژیم سر تا پا لجن جمهوری اسلامی و این چنین است که گریز از زبان فارسی آغاز و پدیده ای به نام پان ترکیسم ایرانی که در ژرفای درون گروهی از ترک زبان های ایرانی گریزگاهی برای گریختن از دوزخ رژیم ولایت فقیه است نمایان می شود که نه دارای ریشه سیاسی و نه دارای ریشه بوم گرائی ( ناسیونالیستی ) است بلکه دارای ریشه روانی و پاولوفی است.

اما اگر وضعیت در سه کشور ترک و همسایه ایران برعکس بود چه می شد؟ اگر سطح زندگی در ایران مانند آلمان و ژاپن و حتی ترکیه کنونی می بود و رژیمی با اندیشه خردمندانه در ایران کشورداری می کرد و سه کشور ترک زبان همسایه ایران دارای رژیم های جمهوری اسلامی ترکمنستان! و جمهوری اسلامی آذربایجان! و جمهوری اسلامی ترکیه! بودند آیا چیزی به نام پان ترکیسم در ایران دیده می شد؟ نه، آنگاه در کشور فرضی جمهوری اسلامی ترکیه! گروه هائی پیدا می شدند که خود را پان فارسیست! می نامیدند و می گفتند باید ما به ایران بپیوندیم و گروه هائی در کشورهای فرضی جمهوری اسلامی آذربایجان! و جمهوری اسلامی ترکمنستان! پیدا می شدند که خود را پان ایرانیست! می نامیدند و می گفتند: آذربایجان و ترکمنستان بخش هائی از ایران بودند که از آن جدا شده اند و باید دوباره به آن بپیوندند. در آن هنگام کلاس های آموزش زبان فارسی در آن سه کشور فرضی پیدا می شدند و هیچکس از زبان ترکی خوشش نمی آمد.

این سخنان درباره ترک هائی گفته شدند که پان ترکیسم در نهاد ناخود آگاه آنها گریزگاهی برای رستن از دوزخ رژیم ولایت فقیه است اما شاید کسانی بپرسند که برای فارس زبان ها چه گریزگاهی درست شده است؟ بدبختانه همچنان که در میان ترک زبان ها فارس ستیزی و پان ترکیسم به همان دلائل روانشناسی که از آنها سخن گفته شد نمایان شده است در میان فارس زبان ها نیز پدیده ای به نام عرب ستیزی نمایان شده است. ستایش از ایران پیش از اسلام، اوستا، زرتشت، پادشاهان ساسانی، اشکانی، هخامنشی، آریائی ها و بدگوئی از عرب ها، چامه سرائی بر ضد عرب ها و ………. گریزگاهی روانی برای گروهی از فارس زبان ها برای رهائی از دوزخ جمهوری اسلامی است.

چه کسی در این میان از پدیده پان ترکیسم نوپدید ایرانی بیشترین سود را می برد؟ پاسخ رژیم جمهوری اسلامی است. به وارونه پندار بسیار کسان، آنکارا و باکو و عشق آباد نه تنها هیچ سودی از پان ترکیسم ایرانی نمی برند بلکه یکی از بزرگترین دردسرها برای آنها پان ترکیسم ایرانی است! ترک زبانان بسیاری بوده اند که با این خوش خیالی که چون ما ترک هستیم و کشورهائی که گردانندگان آنها آنکارا و باکو و عشق آباد هستد دوستدار ما خواهند بود با جیب تهی به این کشورها رفته اند و سر از زندان در آورده اند! اردوگاه های پناهندگان ساده دل و پندارباف در این کشورها لبالب از ترکان ایرانی بیچاره ای است که خواستند از چاله درآیند اما به چاه افتادند! آنکارا و باکو عشق آباد به پول می اندیشند نه زبان! کسی اگر فارسترین فارس جهان باشد و با چمدان های پر از پول به این کشورها برود دوست گرامی است و اگر کسی ترکترین ترک جهان باشد و با جیب تهی به این کشورها برود دشمنی راندنی است. کشور جمهوری ارمنستان که زمانی از کشتار ارمنی ها به دست رژیم عثمانی گلایه داشت و رژیم آنکارا را پاسخگوی ستم های رژیم عثمانی می دانست اکنون با دولت ترکیه آشتی کرده است و کالاهای ترکیه سیل آسا به جمهوری ارمنستان سرازیر می شوند و پول های جمهوری ارمنستان نیز مانند ریگ بیابان به بانک های ترکیه واریز می شوند و در این میان تنها چیزی که هیچ سخنی از آن نیست دشمنی ارمنی ها و ترک ها و پان ترکیسم است! جمهوری تاجیکستان که کشوری فارس زبان است نفت و گاز خودش را می فروشد و در برابر از ترکیه کالا می خرد و اگر روزی یک میلیاردر فارس زبان تاجیک به کشور ترکیه برود و یک پان ترک تهیدست ایرانی بگوید که من ترک هستم و آن میلیاردر تاجیک فارس زبان است، پس باید با من دوست باشید و با او دشمن! سران آنکارا غش غش به او می خندند! در ترکیه هیچکس یک میلیاردر فارس زبان را رها نخواهد کرد تا با یک ترک تهیدست برای زبانش دوست باشد! ترازوی دوستی در آنکارا و باکو و عشق آباد پول است نه زبان! فارسترین فارس های پولدار تهرانی و اصفهانی هم اکنون در استانبول زندگی شاهانه برای خود درست کرده اند و ترکترین ترک های ایرانی در ترکیه و جمهوری آذربایجان و جمهوری ترکمنستان اگر زندانی یا اردوگاهی نشده باشند برده وار کار می کنند تا از گرسنگی نمیرند البته با دستمزدی بسیار کمتر از یک کارگر بومی!

اما چگونه تنها کسی که از پان ترکیسم نوپدید ایرانی بیشترین سود را می برد رژیم ایران بر باد ده جمهوری اسلامی است؟ نخست آن که رژیم در میان ترکان همه کاسه کوزه ها را بر سر فارس ها و زبان فارسی می شکند و خود را تبرئه می کند! با برپائی وبلاگ ها و وبسایت های جعلی و هزار و یک ترفند دیگر و به یاری پان ترک نماهای دروغین وزارت اطلاعات رژیم این پندار یاوه را برای ترک زبانان تبلیغ می کند که ریشه همه بدبختی های ترکان زبان فارسی است! دلیل بیکاری زبان فارسی است، دلیل گرانی زبان فارسی است، دلیل تورم زبان فارسی است، دلیل کمبود مسکن زبان فارسی است، دلیل فساد اداری و رشوه خواری زبان فارسی است، دلیل فقر زبان فارسی است، دلیل بیماری زبان فارسی است، دلیل زلزله زبان فارسی است، دلیل سیل زبان فارسی است، دلیل ترافیک زبان فارسی است و دلیل همه بدبختی ها تنها یک چیز است و آن هم زبان فارسی است! و رژیم نیز در این میان هیچ کاره بوده و صد در صد بی گناه است!

پان ترک نماهای دروغین وزارت اطلاعات در وبلاگ ها و وبسایت های خودشان پیاپی می گویند که پارس آوای سگ است، پس پارس ها همان فارس ها هستند و سگ هستند! ای فارس سگ حیا کن – مملکتو رها کن! البته در این ناسزانامه های پان ترک نماهای دروغین وزارت اطلاعات روح الله خمینی فارس سگ نیست! رفسنجانی هم فارس سگ نیست! احمد جنتی هم فارس سگ نیست! مصباح یزدی هم فارس سگ نیست! اسدالله لاجوردی، علی فلاحیان، محمد محمدی ریشهری، داود رحمانی، محمد محمدی گیلانی، حسینعلی نیری، علی یونسی، محمد مقیسه، مصطفی پورمحمدی، حسین شریعتمداری، حسین طائب و دیگر سران جنایتکار رژیم ولایت فقیه هیچکدام فارس سگ نیستند! و فارس سگ تنها مردم ندار و گرسنه و تشنه و بی خانمان و سوخته از بی آبی و کویر نشین یزد و کرمان و سیستان و سمنان و خراسان و کباب شده در آتش آفتاب سوزان آن سرزمین ها هستند!

البته این کاسه های داغتر از آش وزارت اطلاعات رژیم که سنگ ترکان را به سینه می زنند حتی یک بار نیز از ترکانی که هر شکنجه ای را در زندان های رژیم کشیده اند و یا اعدام شده اند یاد نمی کنند، از کشتار زندانیان در زندان تبریز در تابستان 67 گرفته تا جنایات دیگر رژیم درباره ترکان و هزاران تن از ترکانی که اکنون در زندان ها و شکنجه گاه های رژیم له می شوند نه نامی می برند و نه یادی می کنند و تنها کاری که ماموریت دارند انجام دهند بدگوئی از فارس زبان ها با رکیکترین و زشتترین واژه ها است! روح انگیز دهقانی ترک، اسمر آذری ترک، ثریا ابوالفتحی ترک، منیره برادران ترک، الناز بابازاده ترک، هانیه فرشی ترک، کتایون آذرلی ترک، رامین پوراندرجانی ترک، شبنم مددزاده ترک، فرزاد مددزاده ترک، پیمان عارف ترک و ………. هیچ جائی در نوشته ها و گفته های مزدوران پان ترک نمای وزارت اطلاعات ندارند!

سود دیگری که رژیم از پان ترکیسم ایرانی می برد هرز شدن نیروهای ترک ها و فارس ها در بحث های دور و دراز و بیهوده ای است که هیچ سودی نه برای ترکان دارند و نه فارس ها. کشمکش بر سر آن که فلان استخوان پوسیده که در فلان دهکوره به همراه چند سنگ و کلوخ پیدا شده است آیا با ترکان ارتباط دارد یا نه؟ و یا سخن احمد کسروی تبریزی که درباره زبان آذری در کتاب زبان پاک نوشته است درست است یا نه؟ و گفتارهای بیهوده دیگری از این دست به جای پرداختن به ده برابر شدن بهای نان در بیست و چهار ساعت در سایه علفمند کردن یارانه ها! و هزاران بدبختی دیگر به سود چه کسی جز رژیم اهریمنان دوزخی می انجامند؟

پان ترک نماهای دروغین وزارت اطلاعات سپس نام فارسی به روی خود گذاشته و این بار پانفارس! می شوند و ترکان از همه جا بی خبر را ناسزاباران می کنند! ………. شما ترکا یادتون رفته که اجداد دور شما چادر نشین بودند و برای غارت به ایران هجوم آوردند؟ ………. شما ترکا همان مغولانی هستید که ایران را ویران کردین و خونی که در رگهای شماس بیشتر غلظت مغولی داره تا ایرانی ………. تاریخ ایران را به دقت مطالعه کردیم، مملو بود از خیانت ها و خباثت های قوم منحوس ترک ………. واقعا شما ترک ها به چی افتخار می کنین؟ به چنگیز خان مغول جد اعلاتون؟ به آقا محمد خان قاجار که هفت من چشم مردم را درآورد باهاش مناره ساخت؟ به ترکان وحشی غزنوی؟ به ترکان وحشی سلجوقی؟ به شاه سلطان حسین صفوی عیاش ابله که برای اولین بار در تاریخ ایران از افغان ها شکست خورد؟ به طایفه منحوس قاجار؟ به سردار ملی ترسو که در باغشاه از ترس خودشو خیس کرد و تمام افرادشو به محمد علی شاه ترک خرتر از خودش تسلیم کرد؟ به مردم تبریز که به جای مبارزه از ترسشون جلوی پای پاسکویچ روس گاو کشتن؟………. بابا خرتر از شما ترکا مگه خری هم تو دنیا پیدا میشه؟ ………. ترکا خرن، گاو منن، هنوز کلاس اولن ……….

همان کسی که دو دقیقه پیش به فارس ها می گفت: فارس سگ این بار پس از تغییر نام به ترکان می گوید: ترک خر! البته در این ناسزانامه های پانفارس نماهای دروغین وزارت اطلاعات حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور! علی خامنه ای ترک خر نیست! صادق محصولی دژخیم خونخوار و دزد میلیاردر رژیم ولایت فقیه نیز ترک خر نیست! محمدعلی نصرتی دژخیمی که آدم کشتن برایش از کشتن مگس آسانتر است نیز ترک خر نیست! آخوند علی مشکینی که سال ها رئیس مجلس خفتگان! بود نیز ترک خر نیست! آخوند عبدالکریم موسوی اردبیلی که سال ها رئیس قوه قضائیه رژیم بود نیز ترک خر نیست! آخوند محسن مجتهد شبستری امام جمعه آشغال تبریز که تاکنون هشتصد میلیارد تومان برای ساختن نمازخانه ای الکی در کنار ارک تبریز به باد داده است نیز ترک خر نیست! شیخ صادق خلخالی، یحیی رحیم صفوی، آخوند غلامرضا حسنی، آخوند محمدرضا میرتاج الدینی و دیگر سران جنایتکار رژیم ولایت فقیه هیچکدام ترک خر نیستند! و ترک خر تنها مردم ندار و گرسنه و بی خانمان و سرمازده و درمانده و دردمند آذربایجان و اردبیل و زنجان و قزوین و گنبد کاووس و دیگر بخش های ترک زبان ایران ویران شده به دست رژیم دزدان سر گردنه هستند!

سرانجام سردمداران رژیم دژخیمان ستمگر بدانند که دست به هر فریبی بزنند جز نابودی فرجامی ندارند و همه مردم ایران چه ترک و چه فارس رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه را چنان نیست و نابود خواهند کرد و لاشه پلشت آن را به زباله دان تاریخ پرتاب خواهند کرد که کوچکترین پس مانده ای از آن بر جای نماند. جناب آقای خامنه ای ( داهی بوننان بویانا بیر کسه آمر دییسن – وقت قورتاردی نفس چکماغا قادر دییسن )
و البته پس از نابودی رژیم سر تا پا لجن جمهوری اسلامی پان ترکیسم نوپدید ایرانی در چهره کنونی نیز که واکنش و گریزگاهی روانی در برابر رژیم ولایت فقیه است به همراه پان های دیگر خود به خود از میان خواهد رفت و همه ایرانیان با دوستی و همیاری برای آبادی ایران در سایه اندیشه خردمندانه خواهند کوشید.

برچسب‌ها: , , , , , , , ,

13 پاسخ to “پدیده ای به نام پان ترکیسم چرا و چگونه پیدا شد؟ ( تبریزی )”

  1. gunaytay Says:

    مشالله خیالبافی میکنی نگو نه پرس بعد میگی شما ها خیالبافین
    هر روز آپدیت سایتتو میبنم
    ببین آدم باید لاقل با خودش رو راست باشه وبلاگ زدی اسمش هم گذاشتی انقلاب سیز ایران اما هیچیک از نعیارات با شبزها و رهبرهای زندانیش نمی خونه
    از نظرات چند روز قبل من ناراحت شدی
    آخه خوب آدم که ناراحت شد نباید دروغ بگه
    و اما واقیعت

    هیچ یک از ترکهای که در آذربایجان جنوبی زندگی میکنند نه آرزوی باکو دارند نه آنکارا عشقشون یا اردبیل یا تبریز یا زنجان یا اورمیه و در کل آذربایجان جنوبی
    پانترک کیه؟ دوست عزیزمون تو وشته قبلی اشاره کردن که اصلا در معنی اصلی بد نیست.حتی اگر هم بد باشه من این کلمه رو دوست دارم بهش عشق دارم!!!!
    این کلمه رو میشه گفت که با اوج فارسی سازی برای بد نام کردن فعالین به کار برده میشد که الان هم به این شکله . هر کی رو که بخوان براش دادگاهی برگزار نشه یا از همه به اصطلاح حقوق شهروندش رو بگیرن میگن پانترک بعد هم که الله علم
    در اصل این یک سیاست است . سیاست جدا کردن فعالین و خبه های ملت ترک از مردم . در قدم دوم ملت بی نخبه تبدیل میشه به یک مشت رعایا (کسانی که رعایت اوضاع و احوال می کنند و چیزی نمیگن) البته الان جمهوری اسلامی خیلی مترقی شده به نخبه های ترک ، شما ها سبزها ، اوپوزیسون داخلی ، کسانی که آب بازی می کنن و…. از این سیاست استفاده می کنه.

    در مورد اینکه چرا نمیتونی قالب فکری تو تغییر بدی(اینکه میخواهی هر چیزی رو تو قالب ملی ، و یک قالب ببینی چه برای یک شهری و چه برای یک روستایی و چه برای یک ترک و چه برای فارس) من نمی دونم شاید بر اثر تعلیمات و آموزش باشه یا بقول خودت همون شرطی سازی پاولوف اما نتیجه شو میدونم که میخواهی چی عایدت بشه : اینکه ما نباید بریم دنبال زبان و فرهنگ و تاریخ خودمان و چون اصلا یک قالب هست و اون هم فارسی ، تاریخ کفار هخامشی و…. در نتیجه در یک کلام بی خیالی زبان ترکی و هویت تان…

    و اما … به شخصه این حکومت و حکومت های اسلامی را ترجیح میدم به حکومتهای مثل پهلوی ، اولا رفتار خیلی زیاد بدی ندارند و دوما از سرعت جنون آریایی بودن و شدن کم میشه.اینو در مورد اون که گفتی حرفهای خمینی رو با ایران ارتباط میدم و اینکه دلیل نفرت از ایران حرفهای خمینی .لاقل خمینب گوهش می ارزه به صدتا رضا خان و محمد رضا و هزار تا روشن فکر دیگه.لاقل وضیعت معیشتی در آذربایجان جنوبی به وخامت کشیده نشد و….

    سعی کنیم که از اسم جعلی هم استفاده نکنیم میدونی شاید تاثیر مطلب بره بالا اما واقعیت که تغییر نمیکنه (تبریزی)

    تو پست قبلی گفتم مشکل تفکرات غلط است و نیاز امروز آذربایجان جنوبی به استقلال کامل . مشکل دیگه ای نیست .

    لکم دینکم ولی دین (یعنی هر کس به دین خود). تو پست قبلی گفتم ما نیازی به کمک و مثلا حمایت شما نداریم . بهتره که شما هم نداشته باشید چون ما معذوریم مثل عدم حمایت در اعتراضات بعد انتخابات

    اگه آدم منطقی باشی شاید قانع شدی البته باید مطالعه کنی نه اینکه متون تحریف شده کتب شاهنشاهی رو اینجا کپی کنی به عنوان سند و مدرک .
    آخر هم اینکه برای من از پاولوف و نمیدونم جامعه شناسی وو اینجور چیز مطب اینترنتی جمع نکن که من خودم انسانی مخونم با تمام این مطالب آشنایی دارم . زیاد هم به بررسی نا خودآگاه یک ترک نپرداز …….سعی کن مطالب وبلاگ بر اساس یک راه جلو بره اینطوری میتونی مبارزه بهتری داشته باشی .الان هم اگه تایپ قوی داشتم واست چند صفحه مینوشتم تا اصول اعتقادیت رو هم زیر سوال ببرم که حوصله نداریم.

    همانطور که گفتم به پانترک بودنم افختار میکنم

    • دوراندیش Says:

      دوست عزیز مقاله مال من نبود همونطور که میبینید مال یک دوست دیگر بود .

  2. تبریزی به gunaytay Says:

    1- دوست گرامی، gunaytay ، نوشتۀ: ( پدیده ای به نام پان ترکیسم چرا و چگونه پیدا شد؟ ) را من نوشته ام نه دوست وبلاگ نویس ما دوراندیش و پاسخگوی این نوشته نیز من هستم که ترک هستم نه ایشان که فارس زبان هستند ( ایستکلی یولداش، gunaytay، بو یازمانی من یازمیشام، وبلاگ یازان یولداشمیز، دوراندیش یولداش یازمیب)
    2- شما می گوئید: معیارهای این نوشته با معیارهای جنبش سبز و رهبران زندانی آن نمی خواند، شما درست می گوئید چون این نوشته را من نوشته ام نه پیروان یا رهبران جنبش سبز و واژه ها و ادبیات به کار برده شده در این نوشته نیز با واژه های به کار برده شده در سایت هائی مانند جرس و کلمه یکسان نیست چون این نوشتۀ من است نه نویسندگان سایت ها و وبلاگ های یاد شده.
    3- باورداشت ( ایدئولوژی ) پان ترکیسم مانند پان فارسیسم و پان عربیسم و پان آریانیسم و پان هلنیسم و شوونیسم و فاشیسم و نازیسم و ………. یکی از چهره های گوناگون پدیده ای به نام بوم گرائی ( ملی گرائی – ناسیونالیسم ) است و باورداشت من تک میهنی ( اینترناسیونالیسم ) است.
    4- شما می گوئید: رشتۀ آموزشی شما علوم انسانی است، اگر این چنین است باید دربارۀ تاریخ هم که یکی از رشته های علوم انسانی است پژوهش هائی داشته باشید و تاریخ نشان نداده است که در سایه بوم گرائی کسی به پیروزی رسیده باشد. آیا ناپلئون بناپارت با بوم گرائی فرانسوی ( شوونیسم ) پیروز شد یا شکست خورد؟ آیا آدولف هیتلر با بوم گرائی آلمانی ( نازیسم ) پیروز شد یا شکست خورد؟ آیا بنیتو موسولینی با بوم گرائی ایتالیائی ( فاشیسم ) پیروز شد یا شکست خورد؟ آیا صدام حسین با بوم گرائی عربی ( پان عربیسم ) پیروز شد یا شکست خورد؟ و ………. در کجای تاریخ یک رهبر یا یک رژیم یا یک کشور با بوم گرائی به پیروزی رسیده است که کسانی با پان ترکیسم که شما پیروی از آن را مایۀ سرافرازی خودتان می دانید به پیروزی برسند؟
    5- همۀ مرزها در جهان رو به نابودی هستند و جهان به سوی تک میهنی می رود، برای نمونه در اروپا که واحد پول بسیاری از کشورهای آن یکی شده است ( یورو ) چیزی به نام مرز میان این کشور و آن کشور معنای خود را از دست داده است و تنها یک کشور در فرجام تاریخ بر جای خواهد ماند و آن هم کشوری به نام کره زمین است و دیوارکشی های هیتلری میان بوم های گوناگون به پایان عمر تاریخی خود رسیده است و هر کشوری که زودتر به روند جهانی شدن ( globalization ) و تک میهنی بپیوندد کمتر زیان خواهد دید و هر کشوری که دیرتر به این روند بپیوندد بیشتر زیان خواهد دید. از این روی اگر کسی پیرو اندیشۀ خردمندانه باشد همۀ پان های رنگارنگ را که چهره های گوناگون پدیده ای کهنه و مرده و پرتاب شده به زباله دان تاریخ به نام بوم گرائی است را کنار خواهد گذاشت و به تک میهنان خواهد پیوست.
    6- شما می گوئید: ( ………. این حکومت و حکومت های اسلامی را ترجیح میدم به حکومتهای مثل پهلوی ………. رفتار خیلی زیاد بدی ندارند و ……… لاقل وضیعت معیشتی در آذربایجان جنوبی به وخامت کشیده نشد ………. ) دوست گرامی، اگر شما برای دیندار بودن می گوئید که از رژیم جمهوری اسلامی بیشتر از رژیم پهلوی خوشتان می آید گذشته از آن که اسلام یک دین تک میهن است نه یک دین بوم گرا رژیم جمهوری اسلامی چنان ریشه اسلام را سوزاند که هزار ابولهب نیز نمی توانستند این چنین ریشۀ اسلام را بسوزانند! نمازخوان ها بی نماز، روزه داران روزه خوار، مسجدی ها گریزان از مسجد و دینداران بیدین شدند و دربارۀ این که می گوئید: رژیم جمهوری اسلامی رفتار زیاد بدی با ترکان ندارد! بهتر است از ترک زبان هائی که در زندان ها و شکنجه گاه های رژیم از آنها به خوبی پذیرائی شده است! و با آنها خوشرفتاری شده است! پرس و جو کنید تا بفهمید در فرهنگ رژیم ولایت فقیه به چه چیزی گفته می شود بدرفتاری نکردن! و دربارۀ این که می گوئید: در سایۀ رژیم جمهوری اسلامی وضیعت معیشتی در آذربایجان جنوبی به وخامت کشیده نشد! چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟
    7- شما می گوئید: ( ………. ما نیازی به کمک و مثلا حمایت شما نداریم . بهتره که شما هم نداشته باشید چون ما معذوریم ………. ) پرسش من از شما این است که شما این ( ما ) را از کجا می آورید؟ کی و کجا میلیون ها ترک ایرانی شما را نماینده خودشان کرده اند که سخنگوی آنها شده و از سوی آنها واژۀ ( ما ) را به کار برده و می گوئید: ………. ( ما ) نیازی به کمک شما نداریم، چون ( ما ) معذوریم! ………. شما می توانید از سوی خودتان سخن گفته و بگوئید: ( من ) نیازی به کمک شما ندارم، چون ( من ) معذورم اما نمی توانید سخنگوی میلیون ها ترک بی باور به پان ترکیسم شده و واژۀ ( ما ) را به کار ببرید.

  3. bizvarig Says:

    جناب آقای تبریزی
    ترکی صحبت کردن دلیل ترک بودنت نیست یعنی نمیشه( ترکی دانیشیسان ترک لره بنزرمیسه ن .چوخ فارس لارا بنزیرسن نئجه بئله اولموسان بیلمیرم اما هیچ ده اییی (یاخچی )دئییل)
    وقتی میگم ما یعنی کسانی که غیرت دارن یعنی کسانی که تو راه آزادی این سرزمین و خاک از دست ایرانی ها هستند کسانی که برای زبان و فرهنگ ملت ترک دل میسوزانند اصلا از خودشان می دانند براش جان میدهند منظور من بهزاد بهزادی ، پرفسور زهتابی ، عباس لسانی ، منظور من یوروش هست ا وقتی خودش با زنش تو زندان بودند پسرش4 سال داشت زیاد هم تاریخ نشده همین سال قبل بود همین وبلاگ و هزارتا وبلاگ دیگه با چند صدتا رادیو و تلویزوین سکوت کرده بودند که مطمئنم که تو روحت هم بی خیره . کسی به من رای نداده که بگم ما ولی از سر دلسوزی و غیرت میگم ما
    غلاده من به در خونه ایران و فارسها بسته نشده .من برای این کشور هیچ ارزشی قائل نیستم .من هیچ موقع نمیگم بومی گرایی میگم ناسیونالیسم لاقل می دونم دشمن من دشمن زبان من دشمن فرهنگ من دشمن ناموس من کیه .
    من از این حکومت تعریف نمکینم از هیچ حکومت دیگه هم تعریف نمیکنم اما دشمنم را هم فراموش نمیکنم . تو مقایسه بین بد و بدتر این حکومت رو ترجیح میدم زیاد اهل مذهب نیستم زیاد اهل زبان نیستم اما همین کمی هم که دارم ازش دل نمیکنم
    گفتم من از شخصیتهایی که برای سرزمین خود دفاع میکنند اطاعت میکنم اما تو از کی حمایت میکنی ببین تو همون آذربایجان چندین شخصیت تاریخی قهرمان داریم که نه برای آذربایجان (در اصل در قدیم آذربایجان و ایران نبود ) بلکه برای همین به اصطلاح ایران جان دادند همین نخبه های فارس قلم تحریف تو تاریخ کشیدند تاریخ تو کتب درسی از دوره هخامنشی شروع میشه بهش افتخار میکنن اما طاقت چندتا قهرمان ترک را ندارند .پانترک بودن عکس العمل منطقی هر آدم عاقلی هست بنا به تجربیات تاریخی و فرهنگی اگه مطالعه کنه .همین آذرایجان شخصیتهایی مثل کسروی را هم داشته کسانی که مثل تو ناسیونالیسم را بومی گرایی میگن کسروی هم زبان ترکی با اون هم متکلم رو ول کرده تو روستای گلین قیه مرند که من اهل همونجا هستم رو چسیبیده به چند تا پیرزن که غیر از خودشان کسی زبانشان را نمی فهمید و میگیه آذربایجان از ایران بوده و تحریف تاریخی خودش رو با آوردن کلمات آذری تکمیل میکنه و افتخارم می کنه چرا؟ چون مثل تو شستشوی مغزی شده .چون فقط بدنی داره که داخلش خالی هست هیچ حس و علاقه ای به مردم ترک ندارن .خودشون رو فارس و ایرانی میدونن دقیقا هم مثل اونها شدند .اصلا اگه مثلا 80 سال پیش آمار میگرفتن شاید 70 درصد ایران ترک بودند ترکی حرف میزدند یعنی زمانی که افتخار به آریایی بودن فارس بودن هنوز مد نشده بود الان اگه آمار بگیرن 90 درصد میگن ما ایرانی هستیم .باید اوضاع رو بشناسی تا بتونی مثال معروفی مثل پاولوف رو بیاری کسانی که روزی هزار تا جوک میساختن تو سریال و تلویزیون و …. بد میگن بخود که نمیگن همه هدف داره به هدفشون هم رسیدن . من خودم روزی هزارتا از شماها رو می بینم . کسانی رو مینیم که با فرزندان خودشون فارسی صحبت میکنن .حتما میخوای با این همه تو رو دلسوز بدونم .فرق ما اینه منظورمن هم از ما همینه گفتم که کسی به من رای میلیونی نداد
    تو بند 5 گفتی که همه مرزها در حال نابودی هستند یعنی نباید خودمان را منحصر به احوال داخلی کنیم .آره باید بریم سراغ آمریکا و کاناد و…. زبان اونا رو یادبگیریم فرهنگ اونا رو داشته باشیم تاریخ اونا رو بخونیم واقعا این اون چیزی که دنبالش هستی عجب آدمی هستی تو نمیتونی با اون همه مردم زبان خودت رو بخونی حالا……….تو کتابها خیلی چیزا مینویسن تو جامعه شناسی تو روانشناسی و نمیدونم هزار تا چیز دیگه اما میدونی واسه چی هستن فقط برای شناختن و فهمیدن برای اینکه فقط بفهمی ساختار مثلا یک جامعه چطوری همه ایدلوژی که اعتقاد به مزخرفات کتابها دارن وبرنامه مینویسن اون هم در قالب کاغذ مزخرفات محض هست .تو دنیا چیزی تغییر نمیکنه کتابها فقط برای شناختن هستن نمیتونن به ما برنامه بدن که چطور فکر کنیم و…. تو هیچ جای دنیا هم یک انگلیسی زبان با اون همه متکلم نمی آید برای اینترناسیونالیسم زبان خودش رو بذاره کنار یا مواقع حساس به جهته اعتقاداتش حضور نداشته باشه ….
    جواب بند 4 رو قبلا صریح توضیح دادم پانترک بودن عکس العمل منطقی هست به شرایط موجود .اگه تاریخ هم خونده باشی میفهمی که کشوری مثل آلمان همه صنعتی بودن و اقتصادش رو به کی مدیون هست؟ همین کارخانه های ماشین سازی صنایع هواپیمایی زمان هیتلر هستند همین صنایع اتمی آمریکا محصول دانشمندان زمان هیتلر بودند موشک های هوشمند و…..تو ترکیه هر چی دارن به مدد آتا ترک درن جمهوریت خودشان رو حتی به طور غیر مستقیم دمکراسی نسبی خودشون رو و..و عراق هم صدام همه چی داشت از صنایع اتمی گرفته تا …. اگه حمایت و وحدت عربی داشت. مثال زیاد هست و البته براشتها هم اما واقیعت نمیشه تغییر داد ..

    • دوراندیش Says:

      من قبلا عقیده خود را در مورد جنبش پان ترکیسم در ایران ابراز کرده ام . به نظر من دو گروه از جنبش دروغین پان ترکیسم بهره مند میشوند . اول جمهوری اسلامی است که به این طریق بین مخالفان خود جدایی می اندازد و آذربایجان را از خط مبارزه ملت ایران بر علیه خود خارج ساخته است . دوم آمریکا و اسرائیل . از مدتها پیش وقتی آمریکا از خیال حمله نظامی به ایران دست کشید برنامه اصلی آن حمایت از هرگونه مخالفت در ایران بر علیه جمهوری اسلامی بود . آنها غصه ایران را ندارند و حاضرند با خود شیطان هم که شده بر علیه جمهوری اسلامی پیمام ببندند . یکی از بهترین راهکارهای ایجاد انشعاب و شقاق در یک کشورو ایجاد جنبشهای مخالف ، بهره گیری از تفاوتهای قومی و ایجاد مخالفتهای قومی مصنوعی است . کاری هم ندارد چند ملیون دلار به گروههای کوچک پان… کمک میکنید که بر شدت تبلیغات خود بیفزایند و خودتان کنار میکشید . متاسفانه دمیدن بر آتش نفرتهای قومی بسیار ساده است و اصولا با غریزه قبیله ای بشر هم هماهنگی دارد و معمولا بسیار موثر است . کافی است فشار اولیه را وارد آورید باقی خود به خود انجام میشود . اما محرک اصلی نقشه پاره پاره کردن ایران با ایجاد نفرتهای قومی اسرائیل و لابی قدرتمند آن در آمریکا است . اسرائیل میداند که کشور بسیار کوچکی در ناحیه خاورمیانه است که به شدت مورد تنفر است . تنها راه نجات اسرائیل این است که سراسر خاورمیانه را نیز تبدیل به اسرائیلهای بسیار کوچک کند که به جای اتحاد بر علیه جنایتهای آن ، به نفرتهای قومی خود مشغول شوند . باید خاورمیانه تکه پاره و تبدیل به لحاف چهل پاره ای شود با دهها کشور کوچک و ناتوان و متنفر از یکدیگر تا اسرائیل بتواند دوام بیاورد . این نقشه را به خوبی در عراق پیاده کردند . اکنون عراق تقریبا به سه بخش تقسیم شده است ، کردستان ، بخش سنی نشین و بخش شیعه نشین که به خون هم تشنه اند . عراق دیگر هرگز نخواهد توانست متحدی در نبرد بر علیه اسرائیل باشد . همین نقشه را برای ایران نیز تدارک دیده اند . ایران باید تبدیل به کشورهای کوچک متنفر از یک دیگر شود . به همین سبب است که سیل دلارهای آمریکایی به سوی گروههای پان ترک سرازیر میشود . جمهوری احمق اسلامی هم که مخالفتی ندارد چون حاضر است آینده ایران را برای چند صباح دیگر بقای بر سر قدرت بر باد دهد .

  4. تبریزی به bizvarig Says:

    دوست گرامی، bizvarig ، از این که زحمت کشیده اید و برای من نوشته ای را نوشته اید از شما سپاسگزارم و اگر زحمت نباشد بی زحمت نوشتۀ مرا: ( پدیده ای به نام پان ترکیسم چرا و چگونه پیدا شد؟ ) از نو بخوانید چون بسیاری از سخنان شما ارتباطی با این نوشته ندارند! من می گویم ماست سفید است و شما می گوئید زغال سیاه است! گفتار من دربارۀ سیاه بودن زغال نیست بلکه دربارۀ سفید بودن ماست است! پاسخ شما:

    1- شما می گوئید: ………. ترکی صحبت کردن دلیل ترک بودنت نیست! ………. پس شما چه چیزی را نشانۀ ترک بودن می دانید؟ اگر شما مانند آدولف هیتلر نژاد و خون و وراثت و آزمایش های ژنتیک را نشانۀ ترک بودن می دانید من از شما می پرسم: کی و کجا میلیون ها ترک به آزمایشگاه های پزشکی رفتند و پس از آزمایش های ژنتیک و نژادشناسی روشن شد که همۀ کسانی که به زبان ترکی سخن می گویند از نژاد ترک هستند؟ دوست گرامی، اگر شما به ترکیه بروید خواهید دید بسیارند کسانی که موهای زرین و چشمان آبی دارند و از نژادهای اروپائی هستند اما به زبان ترکی سخن می گویند و اگر شما به ازبکستان بروید خواهید دید که مردم ازبکستان موهای سیاه و چشمان بادامی دارند و از نژادهای زردپوست و آسیائی هستند اما به زبان ترکی سخن می گویند! هیتلر نیز اگر زنده شود و کسی برای او از نژاد یکدست و ناب ترک سخن بگوید قاه قاه خواهد خندید! کسانی که به زبان ترکی سخن می گویند از یک نژاد و یک ژن نیستند و در میان ترک زبان ها می توان آریائی ها و آسیائی ها و سامی ها و حتی کسانی را که پدرانشان از سیاهپوستان آفریقا بودند پیدا کرد، نمونه ساده و روشن سیدها هستند که از دیدگاه علم الانساب عرب به شمار می روند اما سیدهائی هستند که ترک زبان هستند ( مانند: خامنه ای و میرحسین موسوی ) و سیدهائی هستند که فارس زبان هستند ( مانند: روح الله خمینی ) پس اگر کسی به جای نژادپرستی نابخردانۀ هیتلری پیرو اندیشۀ خردمندانه باشد ترک را کسی خواهد دانست که به زبان ترکی سخن می گوید.

    2- شما می گوئید: ………. کسانی که تو راه آزادی این سرزمین و خاک از دست ایرانی ها هستند و یا ………. غلاده من به در خونه ایران و فارسها بسته نشده ………. باز این پرسش پیش می آید که شما چه چیزی را نشانۀ ایرانی بودن و فارس بودن می دانید؟ و تعریف شما از ایران و ایرانی و فارس چیست؟ و باز هم این پرسش پیش می آید که اگر شما مانند آدولف هیتلر نژاد و خون را نشانۀ فارس بودن می دانید کی و کجا میلیون ها فارس به آزمایشگاه های پزشکی رفتند و پس از آزمایش های پزشکی موشکافانه از سوی نژادشناسان ورزیده روشن شد که همۀ کسانی که به زبان فارسی سخن می گویند از نژاد فارس هستند؟! و آیا چیزی به نام نژاد فارس یکدست و ناب در سرتاسر جهان یافت می شود؟ دربارۀ سیدها سخن گفتم و نیازی به دوباره گوئی نیست اما شما اگر به افغانستان بروید خواهید دید که بیشتر فارس زبان های افغانستان دارای موهای سیاه و چشمان بادامی هستند چون با ازبک ها از یک تیره هستند، همچنان که می بینید ازبک های ازبکستان به زبان ترکی سخن می گویند و ازبک های افغانستان به زبان فارسی و نژاد هر دو گروه هم کمابیش یکی است! فارس زبان هائی هستند که موهای زرین و چشمان آبی دارند چون از نژادهای اروپائی هستند و فارس زبان هائی نیز هستند که از نژادهای دیگر هستند، پس اگر کسی به جای نژادپرستی نابخردانۀ هیتلری پیرو اندیشۀ خردمندانه باشد ایرانی را کسی خواهد دانست که در درون مرزهای ایران زندگی کند و از دید من که یک تک میهن ( اینترناسیونالیست ) هستم و کوچکترین باوری به نژادپرستی ندارم اگر کسی از ژاپن یا ایتالیا بیاید و در ایران زندگی کند او نیز ایرانی است.

    3- شما می گوئید: ………. من هیچ موقع نمیگم بومی گرایی میگم ناسیونالیسم ………. دوست گرامی، شما از یک سو خود را پان ترک می دانید و از سوی دیگر واژۀ فرانسوی ناسیونالیسم را به کار می برید! مگر شما مانند ناپلئون بناپارت پیرو بوم گرائی فرانسوی ( شوونیسم ) هستید که در به کار بردن واژه های فرانسوی پافشاری می کنید؟ این چه جور پان ترک بودن است؟!

    4- شما از یک سو می گوئید: ………. منظور من بهزاد بهزادی ، پرفسور زهتابی ، عباس لسانی ، منظور من یوروش هست وقتی خودش با زنش تو زندان بودند پسرش4 سال داشت زیاد هم تاریخ نشده همین سال قبل بود ………. و از سوی دیگر می گوئید: ………. تو مقایسه بین بد و بدتر این حکومت رو ترجیح میدم ………. پرسش من از شما این است که چه کسی آن بلاها را به سر آن کسانی که شما از آنها نام بردید آورده است؟ آیا فارس زبان های بیچارۀ یزد و سیستان و کرمان و سمنان و ………. که در آتش فقر و محرومیت می سوزند و یا حکومتی که شما آن را ارجح می دانید؟ همان رژیمی که شما آن را بهتر از فارس ها می دانید آن بلاها را بر سر آن ترکان و بسیاری دیگر از ترک زبان ها آورده است نه فارس ها! در خیزش دریاچۀ اورمیه یک فارس به یک تبریزی یا اورمیه ای حتی یک سیلی نیز نزد و در رویدادهای دریاچه اورمیه آیا پلیس ضد شورش ترک تبریز و پلیس ضد شورش ترک اورمیه مردم را سرکوب کردند یا فارس هائی که در این میان هیچ کاره اند؟!

    5- شما می گوئید: ………. من از شخصیتهایی که برای سرزمین خود دفاع میکنند اطاعت میکنم اما تو از کی حمایت میکنی؟ ………. پاسخ شما این است که من در سرتاسر جهان پشتیبان ستمدیدگان و دشمن ستمگران هستم، اگر کسی ترکترین ترک جهان باشد و ستمگر باشد من دشمن او هستم و اگر کسی فارسترین فارس جهان باشد و ستمدیده باشد من یاور او هستم، ترازوی من برای دوستی و دشمنی حق و عدالت است نه فارس بودن یا ترک بودن یا چینی بودن یا عرب بودن.

    6- شما می گوئید: ………. همین نخبه های فارس قلم تحریف تو تاریخ کشیدند تاریخ تو کتب درسی از دوره هخامنشی شروع میشه بهش افتخار میکنن ………. کسانی که روزی هزار تا جوک میساختن تو سریال و تلویزیون ………. دوست گرامی، این سخنان را چرا به من می گوئید؟ مگر من پان فارس یا پان آریا هستم؟ این سخنان را به پان آریاها بگوئید نه من، من به شما گفتم که پیرو هیچ یک از پان ها نیستم و تک میهن هستم و میهن من کرۀ زمین است و هم میهنانم مردم کرۀ زمین هستند.

    7- شما می گوئید: ………. جواب بند 4 رو قبلا صریح توضیح دادم پانترک بودن عکس العمل منطقی هست به شرایط موجود ………. من از شما می پرسم: شرایط موجود چیست؟ و شرایط موجود را چه کسی به وجود آورده است؟ شما بدبختانه نوشتۀ مرا: ( پدیده ای به نام پان ترکیسم چرا و چگونه پیدا شد؟ ) ژرف اندیشانه نخوانده اید و نگاهی سطحی به آن کرده و رد شده اید چرا که اگر آن نوشته را موشکافانه می خواندید آن گاه می فهمیدید که شرایط موجود چیست؟ و شرایط موجود را چه کسی به وجود آورده است؟

    8- شما از احمد کسروی تبریزی یاد کرده اید، کسروی هم نوشته های سودمند دارد و هم نوشته های نادرست و منظور شما اگر نوشتۀ کوتاه کسروی دربارۀ زبان آذری است بدانید که پیش از کسروی کسانی در این زمینه سخنانی نوشته اند و کسروی آنها را بازنویسی کرده است، من جستجو می کنم و اگر آن نوشته ها را به دست آوردم در همین وبلاگ برای شما کپی می کنم با این توضیح که این نوشته ها را من یا کسروی ننوشته ایم و من تنها بازتاب دهنده هستم و درست بودن یا نادرست بودن آنها به من یا کسروی ارتباطی ندارند.

    9- شما از آتاترک هم یاد کرده اید، نخست آن که آتاترک پان ترک نبود! ( پان ترک با معیارهای شما ) دوم آن که آتاترک در جزیره سالونیک زاده شد و ایتالیائی تبار بود نه ترک تبار! اما ترک زبان بود.

    • تبریزی Says:

      آوردن این نوشته به معنای پذیرفتن یا نپذیرفتن آن نیست بلکه برای آن است که دوستان نازنین پان ترک که از احمد کسروی تبریزی برای نوشته اش دربارۀ زبان آذری بدگوئی می کنند بدانند که کسروی تنها بازتاب دهنده بوده است نه نخستین نویسندۀ چنین سخنانی!
      *************************************************
      برگی از تاریخ – زبان ایرانی آذری

      آذری نام زبانی ايرانی است كه در آذربايجان و تا پيش از گسترش زبان كنونی تركی بدان تكلم می‌شد. سخن گفتن به زبان «آذری» در آذربايجان طی نخستين سده‌های اسلامی و نيز «ايرانی» بودن آن در منابع متعدد همان دوره تصريح و تصديق شده است. (Yarshater, 1989, p. 238) اينك همه همداستانند و در واقع جای هيچگونه ترديد جدی وجود ندارد كه پيش از ورود تركان، مردم آذربايجان و زنجان نيز همانند مردم ساير مناطق ايران به يكی از زبان‌های ايرانی گفتگو می‌كردند (هنينگ، ص 6-315).
      هر چند امروزه در سرزمين آذربايجان نه به زبان كهن و ايرانی «آذری» بلكه به زبانی از شاخه آلتایی كه تركيبی از عناصر فارسی و تركی و عربی است سخن گفته می‌شود اما انبوهی از اسناد و آثار و شواهد تاريخی و زبانشناختی به موجوديت و اصالت زبان ايرانی «آذری» در اين منطقه پيش از رواج و چيرگی زبان «تركی» كنونی تصريح دارند:

      كهنترين منبعی كه از زبان «آذری» به عنوان يكی از زبان‌های «ايرانی» ياد كرده «عبدالله ابن مقفع» (كشته شده در 142قمری) است كه گفته‌ وی در كتاب «فهرست» ابن نديم (ص 22) نقل شده است. به گفته‌ ابن مقفع زبان آذربايجان «پهلوی» (الفهلويه) بوده كه منسوب است به پهله (فهله) يعنی سرزمينی كه شامل ری و اصفهان و همدان و ‌نهاوند و آذربايجان بوده است. همين گفته را «حمزه‌ اصفهانی» (منقول در ياقوت حموی، ج3، ص925) و خوارزمی (ص 112) نيز نقل كرده‌اند. پس از وی «مسعودی» مورخ اوايل سده‌ چهارم ق در كتاب خود (ص 8-67) پس از ذكر نام بلاد ايران (مانند: آذربايجان، ری، طبرستان، گرگان، هرات، مرو، سيستان، كرمان، فارس، اهواز و…) می‌گويد كه: «همه‌ اين بلاد كشوری واحد بودند و پادشاه و زبانی واحد داشتند جز اين كه در برخی واژگان تفاوت‌هائی داشتند مانند پهلوی و دری و آذری و ديگر زبان‌های فارسی».
      «ابواسحاق ابراهيم اصطخری» جغرافی ‌نگار سده‌ چهارم قمری در نوشتار خود (ص 2-191) به صراحت زبان مردم آذربايجان را «فارسی» (الفارسيه) می‌خواند. «ابن حوقل» (اواخر سده‌ چهارم قمری) نيز همين سخن را بازگفته، به روشنی می‌نويسد كه: «زبان مردم آذربايجان و بيشتر ارمينيه فارسی است» (ص 97). «ابوعبدالله مقدسی» نويسنده‌ اواخر سده‌ چهارم قمری سرزمين ايران را به هشت اقليم تقسيم نموده می‌نويسد: «زبان مردم اين هشت اقليم، ايرانی (العجميه) است جز اين كه برخی دری و بعضی پيچيده (مغلق) است و همه‌ آنها فارسی ناميده می‌شود» (ص 259) وی می‌افزايد كه «فارسی آذربايجان در حروف به فارسی خراسان شبيه است» (ص 378).
      در اوايل سده‌ هفتم قمری « ياقوت حموی » می‌نويسد: «مردم آذربايجان زبانی دارند كه آن را «آذری» (الآذريه) می ‌نامند و برای ديگران مفهوم نيست» (ج1/ ص128). «حمدالله مستوفی» مورخ اوايل سده‌ هشتم قمری درباره‌ زبان مردم «مراغه» می‌نويسد: «زبانشان پهلوی مغير است» (ص 100) و درباره‌ زبان مردم «زنجان» می‌گويد: «زبانشان پهلوی راست (كامل) است» (ص 67) و درباره‌ زبان مردم «گشتاسفی» (ولايتی ميان اردبيل و باكو) اظهار می‌دارد كه: «زبانشان پهلوی به جيلانی بازبسته است» (ص 107).
      در سده‌ دوازدهم قمری «اوليای چلبی» جهانگرد عثمانيايی درباره‌ مردم تبريز می‌نويسد: «ارباب معارف آن به فارسی تكلم می‌كنند» و درباره‌ مراغه می‌گويد: «اكثر زنان مراغه به زبان پهلوی گفتگو می‌كنند» (رياحی خويی، ص 4-33).
      از مجموعه‌ اين اسناد و شواهد تاريخی به روشنی برمی‌آيد كه مردم آذربايجان تا پيش از گسترش و چيرگی كامل زبان كنونی تركی در عصر صفوی به يكی از زبان‌های ايرانی كه گاه «پهلوی» و گاهی «آذری» خوانده شده و با زبان مردم ری و همدان و اصفهان پيوسته و خويشاوند بوده سخن می‌گفته‌اند. چنانكه می‌بينيد در هيچيك از اسناد و منابع تاريخی اين دوره زبان مردم آذربايجان «تركی» دانسته نشده است……….

      دنباله این گفتار را در لینک زیر بخوانید:

      http://www.iranazar.net/index.php?option=com_content&view=article&id=9354:2011-05-07-09-30-18&catid=36:2009-05-18-13-58-43&Itemid=61

  5. t001122@gmail.com Says:

    بهترین مدرک صحبت کردن ترکی در حال حاضر در آذربایجان است .حال دوازدهم قمری چه زبانی صحبت می کردند که دلیل نمی شود به زبان و فرهنگ ما ظلم بشود . آقا اصلا 200 سال قبل چینی حرف می زدنند اما الان که ترکی حرف می زنیم نباید دیگه ترکی حرف بزنیم جواب چیه؟
    اصلا شما ها مگه زباتان همین بوده شما ها من خودم دیدمکه متون قدیمی که فقط جای فعل و فاعل و یا بعضی افعال را با تغییر بیان کرده اند را نمی تونید بخونید . حالا برگردید به 2000 سال قبل از اسلام که میشه مثلا 3000 سال قبل . یعنی از آون موقع همین زبون بوده ؟؟؟ نه عزیزم اصلا تو کتاب آوردن هم که مهم نیست .الان تو آمار مب آرن که جمیعت آذری اصلا آذری وجود نداره ؟ آذری محصول و اساس اتعمار واستثمار ترکها در ایران هست.
    همه میدونن که بابا آذربایجان از اول یکی بود اسم هر دو طرف هم آذربایجان بود اما چون الان فارسها احساس قدرت می کنند و کرم می ریزند تو متون خودشون به جای آذربایجان میگن آران و بعد هم به هم کلمه اشاره میکنند. و بعد هم میشه دلیل مثلا برای تغییر زبان و فرهنگ یک ملت .یعنی چی اصلا من نمیفهم منظورتون چیه از آذری ؟ ؟ از یک طرف ادعا حمایت دارین و میگن باهمیم و بعد همان آش و همان کاسه و بعد هم انتظار حمایت دارین عجب آدمایی بی شرم و ابرویی هستین.
    کسروی از اولش هم توسط انگلیس سر کار اومد اگه تو تاریخ آذربایجان که خودش نوشته را بخونید خودش اشاره غیر مستقیم داره که از طرف کنسول انگلیس به من پیشنهاد شد که جلوی خیابانی قد علم کنم که من قبول نکردم.همه از اقدامات ضد شیعی کسروی اطلاع داریم و بعد کتاب سراسر دروغ را چون به جهت نژاد و تکبرتان تو سر این ملت می زنید میگید شما آذری هستید.
    اصلا می دونید تو ترکی به فارسها چی میگن ؟ میگن «تات » . معنیش هم همون نفهم عربی یا عجم هستش حالا ما هم بیام بگیم تات خوشتان میاد . حرف دیگه ازین ساده تر که نمیشه یا دمکراتین و آدم یا نه دنباله همون نژاد منجوس هستین؟
    آره من یا تو که خودت رو تبریزی معرفی می کنی نه تبریزلی و بعد هم ادعا ترک بودن داری یکی هستیم تو نژاد و زبان اگه بهش هم علاقه داشته باشی. نه نیازی به آزمایش هست و نه نیازی به رنگ چشم و مو به هیگ کدام متاسفانه یکی هستیم ولی مشخصه که هر کدوم به کدوم جهت و راه هستیم.
    درباره کلمه ناسیونالیسم هم باید بگم که من از استفاده کلمات فارسی معذروم هر کلمه دیگه رو میشه به کار برد اصلاباید از فرهنگهای معروف و معتبر کلمات بگیری که تو ارتباط مشکل نداشته باشی .اینجا هم جاش نبود وگرنه میگفتم مللتچیلیک نه ناسیونالیسم اما هیچ موقع همانطور که گفتم نمیگم بومیگرایی
    در مورد اینکه تو وقایع اورمیه فارس نبود من همچین نظری ندارم بودند خیلی ها که اصلا ترک نبودند من نمیدونم اهل کجا بودند اما خیلی بودند .

  6. تبریزی Says:

    1- دوست گرامی، از دیدگاه من زبان هیچ نیست جز ابزاری برای پیوند میان انسان ها و سخن گفتن یا سخن نگفتن با یک زبان نشانۀ برتر بودن یا برتر نبودن کسی نیست. من و شما ترک هستیم اما اگر پس از زاده شدن، پدر و مادر من و شما می مردند و من و شما به خانواده ای در روسیه برای پرورش سپرده می شدیم زبان من و شما روسی می شد نه ترکی!
    هم اکنون شما با کامپیوتر سر و کار دارید، اگر کسی به شما بگوید: کسی که با کامپیوتر ساخت کارخانه ای اسپانیائی کار کند آدم خوبی است و کسی که با کامپیوتر ساخت کارخانه ای هلندی کار کند آدم بدی است شما به او چه می گوئید؟ همچنان که کامپیوتر ابزار است و به کار بردن کامپیوتر با مارک های گوناگون نشانۀ خوب بودن و بد بودن آدم ها نیست زبان نیز تنها ابزار است و سخن گفتن یا سخن نگفتن با یک زبان نشانۀ خوب بودن و بد بودن و برتری هیچکس در هیچ کجای کرۀ زمین نیست.
    ترک هائی هستن که بهترین آدم ها هستند و ترک هائی هستند که بدترین آدم ها هستند هم چنان که فارس هائی هستند که بهترین آدم ها هستند و فارس هائی هستند که بدترین آدم ها هستند، این کردار انسان ها است که آنها را خوب و بد می کند نه سخن گفتن به این زبان و آن زبان.
    اگر زبان ترکی زبان کاربردی ایران شود و همۀ هفتاد میلیون ایرانی در سرتاسر ایران به زبان ترکی بخوانند و بنویسند اما رژیم اهریمنان دوزخی بر سر کار باشد ایرانیان چه سودی خواهند برد؟ و اگر زبان فارسی زبان کاربردی ترکیه شود و همۀ مردم ترکیه به زبان فارسی بخوانند و بنویسند ترکیه ای ها چه زیانی خواهند کرد هنگامی که بر کشورشان اهریمنان دوزخی فرمانروائی ندارند؟ پس این ( زبان ) نیست که مردم یک کشور را خوشبخت یا بدبخت می کند بلکه این ( رژیم ) است که مایۀ بدبختی و خوشبختی مردم یک سرزمین است.

    2- نام منطقه ای که جمهوری آذربایجان و جمهوری ارمنستان و جمهوری گرجستان در آن جای دارد در زمان های باستان از سوی یونانیان کاوکاسوس ( قفقاز ) نامیده شده است و جمهوری آذربایجان را چه کسی اران بنامد و یا آذربایجان بنامد در سازمان های جهانی کشوری به نام جمهوری آذربایجان به رسمیت شناخته شده است و به کار بردن واژه های آذربایجان جنوبی یا شمالی نشانۀ پان ترک بودن یا پان آریا بودن نیست و کاربرد نام من در آوردی ( ایران شمالی! ) برای نخستین بار از سوی امام جمعۀ جنایتکار تبریز محسن مجتهد شبستری انجام شد تا با ایران شمالی نامیدن جمهوری آذربایجان نقشه ها و دسیسه های پیچیدۀ رژیم ولایت فقیه دربارۀ ترک ها و فارس ها پیاده شوند.

    3- من سخنگوی احمد کسروی تبریزی نیستم و نمی گویم هر چه کسروی نوشته است سروش ایزدی است و شما از کسروی چرا برای من بدگوئی می کنید؟ و من در این میان چه کاره ام؟ کسروی نوشته های سودمندی مانند: ( تاریخ مشروطۀ ایران ) و جلد دوم و ادامۀ این کتاب با نام ( تاریخ هجده سالۀ آذربایجان ) را نوشته است که کتاب های ارزنده ای هستند و کتابی مانند ( در پیرامون ادبیات ) را نیز نوشته و در آن سخنان نادرستی آورده است، منظور شما از اقدامات ضد شیعی کسروی اگر کتاب ( شیعی گری ) است این کتاب بسیار خوب نوشته شده است و بازگو کنندۀ خرافه هائی است که ایران را به این روز انداخته اند!

    4- دوست گرامی، آموزش بزرگ دانش زبان شناسی ( philology ) این است که هر زبانی اگر سره گفته و نوشته شود شیوا و رسا است و ناسره بودن یک زبان آن را از کارائی خواهد انداخت، از این روی هنگام ترکی نوشتن باید سره بنویسیم و هنگام فارسی نوشتن نیز باید سره بنویسیم تا سخن ما رسا باشد، اگر کسی به جای آن که بگوید: ( یک دانه سیب زمینی خورده ام ) بگوید: ( یک دانه یرالما خورده ام ) شما این سخن او را فارسی می دانید یا ترکی؟ پس یا باید نوشت: ( یک دانه سیب زمینی خورده ام ) که فارسی باشد و یا باید نوشت: ( بیر دانا یرالما یمیشم ) که ترکی باشد و گر نه آمیخته ای از دو زبان هر دو زبان را از کار خواهد انداخت، از این روی من هنگام فارسی نوشتن باید بنویسم: ( تبریزی ) و هنگام ترکی نوشتن باید بنویسم: ( تبریزلی )
    بر این پایه ( بوم گرائی ) فارسی و ( ناسیونالیسم ) فرانسوی و ( اولکه چی لیک ) ترکی است که با گویش تبریز ( اولکه چی لخ ) و با گویش ترکمنی ( اولکه چی لیق ) می شود. واژه فارسی ( تک میهنی ) در زبان فرانسوی ( اینترناسیونالیسم ) و در زبان ترکی ( بیر اولکه لیک ) است که با گویش تبریز ( بیر اولکه لخ ) و با گویش ترکمنی ( بیر اولکه لیق ) می شود.
    همچنان که زبان ترکی تبریزی بدریخت است چون بسیاری از واژه های آن فارسی است زبان فارسی با گویش تهران نیز بدریخت است چون بسیاری از واژه های آن عربی است و این که گفته شده است فارسی یکی از چهره های زبان عربی است سخن چندان نادرستی نیست و کار فراوانی باید انجام شود تا زبان فارسی که زبان کاربردی ایرانیان است ویراسته شود، به ویژه که پس از تک عرب ها به ایران چون در زبان عربی گ – چ – پ – ژ نبود ( آزربایگان ) شد ( آذربایجان ) و واژه های دیگری نیز بودند که دگرگون شدند و چهره عربی به خود گرفتند، برای نمونه ( تورژ ) شد ( تبریز ) و ( آرتاویل ) شد ( اردبیل ) و ( ساوالان ) شد ( سبلان ) و ( زنگان ) شد ( زنجان ) و ( دژپل ) شد ( دزفول ) و ( کاسپین kaspin ) شد ( قزوین ) و ( کوهستان ) شد ( قهستان ) و ( ابرکوه ) شد ( ابرقو ) و ( سپاهان ) شد ( اصفهان ) و ( دستگرد ) شد ( دستجرد ) و ( پولاد ) شد ( فولاد ) و ( اسپند ) شد ( اسفند ) و ( پیل ) شد ( فیل ) و ( پیروز ) شد ( فیروز ) و ( پارس ) شد ( فارس ) و ( پالوده ) شد ( فالوده ) و ( اسپندیار ) شد ( اسفندیار ) و ( باتینگان ) شد ( بادنجان ) و ( پنگان ) شد ( فنجان ) و ( نیوشاهپور ) شد ( نیشابور ) و ………. همچنین هزاران واژۀ عربی به درون زبان فارسی رخنه کردند و آن را از ریخت انداختند.

    من ترک هستم اما این توانائی را دارم که نوشته هائی را که برای شما و دیگران می نویسم به زبان فارسی صد در صد سره بنویسم که در آن هنگام کسی این نوشته ها را درنخواهد یافت.

    • bizvarig Says:

      1— شاید از لحاظ کاربردی زبان کاری جز ایجاد رابطه نداشته باشد اما جوامع انسانی و یا خود انسانها به زبان معنی غیر از ارتباط می دهند به طوری که در قرآن 4 معیار تفاوت بین خلق الله آمده است و آنها رنگ ، زبان ، دین ، قوم (نژاد و یا محل سکونت) هستند نگاه شما همانطور ک هگفتم نگاه بی طرفانه است انگار که شما از ملت ترک نیستید .به طور مثال خلیج فارس را وقتی می گویند خلیج عربی از لحاظ ژئو پلتیک امروز کشورهای اطراف خلیج کاملا درست است اما نگاه ما است که باید نسبت به این موضوع تغییر کند یعنی اگر ما طرف فارسها هستیم بله همان خلیج فارس و یا بر ضد فارسها هستیم خلج عربی . ما از شما هم همچین توقعی داریم . مگر شما ترک نیستید؟ لاقل به قول خودتان در خانواده ترک زبان و یا ترک نژاد بزرگ شده اید. بی طرفی و بی احساسی است که باعث طرف دیگری بر له و یا علیه شما می شود. قطعا آموزش و پرورش بی تاثیر نیست اما من مطمئن هستم که هر کسی به اصل نسب خود لاقل به اندازه متعقد هست .الان شما متوجه اوضاع هستید ملت ما چیزی که نیاز دارند استقلال است نه چیز دیگر .تعلق به ایران و ایرانی ، بی طرفی کار عاقلانه ای نیست . قبلا هم گفتم مسله خیلی ساده است ملت فارس (شما بگوید چند نفر از فارسها ، توطئه استعمار انگلیس و. یا هر چیز دیگر) الان بر تمامی منابع ما مسلط است فرهنگ ما در حال نابودی است آیا راه حل بهتری جز راه من (استقلال ) دارید؟ تابع بودن به ایران خون دادن در راه این ملت بی شرف جز عبث چیز دیگری نیست .شما بگید چند هزار نفر از همین آذربایجان شهید شدند شما مقایسه کنید در جنگ کم گذاشتیم ؟ بفرمایید . …..قطعا نه اما بلا ها همان بلاها ی استعمار و پهلوی و هستند انگار که ما نبودیم به خدا اگر دشمن بودیم لاقل فرهنگمان از بین نمی رفت فرزندانمان به زبان خودمان حرف می زدند الان من مجبور نبودم به زبان منجوس فارسی بنویسم .ما از خودمان دانستیم زبانمان پر فرهنگمان پر خونها پر منابع پر دریاچه اورمیه بدون ملتش چه مفهومی دارد اصلا خشک بشود این ملت است که دارد میمیرد . البته که دریاچه هم در اقتصاد آذربایجان نقش دارد و هم بخش هویتی اجتماعی را تشکیل میدهد .بهرحال طعنه من به شما در بی طرفی و عدم غیرت نسبت به هویت خودتان بود نه چیز دیگر.

      اینکه چه چیزی باعث خوشبختی و بدبختی است با یک مثال بگم . وقتی از شهر به روستا می رفتیم من آرزو میکردم که مثلا روستا هم تلفن داشت نمیدانم برق ، آب و… داشت بلکه پیشرفت میکرد بعد از سالها همه آنها آمدند ( برق آب گازو…) اما روستا داره همان روستا بود می ادنی چرا چون آدمهای آنها تغییر نکرده بودند چون تفکرات آنها تغییر نکرده بود.

      رژیم محصول تفکرات جمعی هستند. این حکومت محصول تفکر جمعی مذهبی های ایران است. جکومت پهلوی محصول تفکر روشنفکران فارس بود( لاقل سیاستهای فرهنگیش)…با از بین رفتن این رژیم چیزی در این درست نمی شود من شخصا ندیدم اما دوستانم می گویند رضا پهلوی بیانیه داده میدانی اسم ستارخان را در کنار کسروی آورده .می بینی تفکرات همانند هم هستند گفتم که حکومت اسلامی شد اما ملت ما زیر همان ظلم پلوی ماندند منظورمن در یک کلمه اینست که ما راه خود را تعیین کرده ایم ما برای راه می جنگیم و مبارزه خواهیم کرد که لاقل افسارش دست خودمان باشد و بعد از پیروزی به ما بی احترامی نشود زبان ما مورد تمسخر 7 میلیون تهرانی و فارس قرار نگیرد . ما لاقل آرمان داریم!!!! چیزی که بسیاری از شما ها ندارید یا اشتباه (براساس آموزش پروش بیگانه ) تعیین کرده اید خودتان را ایرانی میدانید .

      از هم صحبتی با شما خوشحال شدم امیدوارم لاقل اگر تاثیر نگذاشتم باعث رنجتان نشده باشم از حرفتان فهمیدم که انسان فهمیده ای هستید امیدوارم که راه خود را بیابید .باتشکر و خداحافظ

  7. آتلان ارکک Says:

    با سلام
    بنده یک ترکمن ایرانی هستم. مقاله و پاسخ آقای gunaytay را خواندم. تحلیل این آقا بسیار جالب بود. حتی در یک جا اشاره نمودند که جدا کردن نخبگان و صاحبنظران یک از قوم از عامه مردم اولین قدم است و جالب اینجاست که نویسنده مقاله (تبریزی)در پاسخ خود دقیقا همین سسیاست را به کاربرد. یعنی سعی کرد به gunaytay حالی کند که مثلا تو نماینده عامه مردم ترک زبان نیستی! تو جدا از عامه هستی پس خفه شو! من هم اعتقاد دارم که مشکلات درون مملکت بسیارمتنوع تر از آن است که فقط یک راه حل آن هم در تهران داشته باشد. اگر مشکل در تهران و شیراز و اصفهان زندانیان سیاسی و نهضت آزادی و جنیش سبز هست اما درمناطقی مانند کردستان و بلوچستان و ترکمن صحرا و آذربایجان و خوزستان مسادل قومی و مذهبی و زبانی وجود دارد که راه حل دیگری باید برای آن یافت. بنده به شخصه هیچ علاقه ای به فعالیت سیاسی از آن مدلی که سردمداران تشکل های به اصطلاح سبز دارند ندارم اما به فرههگ و زبان خودم علاقمندم و به فرهنگ و زبان فارسی احترام فوق العاده میگذارم. اما حق دارم که به زبان خودم تحصیل کنم. به زیان خودم روزنامه و تلویزیون داشته باشم.به نظر من تنها راه حل فدرالیسم است.اما اگر کسانی بخواهند این طرز تفکر مرا تجزیه طلبی بخوانند مشل خودشان است.
    با تشکر

  8. تبریزی Says:

    دوست گرامی، آتلان ارکک، همچنان که به دوست گرامیم که با نام های gunaytay و bizvarig و چند نام دیگر در این وبلاگ سخنانی را نوشته است گفتم، به شما دوست گرامی هم می گویم که سخنان شما هیچ ارتباطی با موضوع نوشتار من ندارند و به کلی بی ربط به نوشتۀ من هستند! من می گویم: نمک شور است و شما می گوئید: شکر شیرین است! گفتار من دربارۀ شیرین بودن شکر نیست بلکه دربارۀ شور بودن نمک است، اما پاسخ شما دوست بزرگوار:

    1- شما می گوئید: ………. بنده یک ترکمن ایرانی هستم ………. و خودتان می پذیرید که ایرانی هستید و من نیز با آن که ترک هستم مانند شما خودم و هر کسی را که در درون مرزهای ایران زندگی کند ایرانی می دانم، به باور من حتی اگر کسی از کانادا و ژاپن و روسیه و آمریکا بیاید و در ایران زندگی کند او نیز ایرانی است، چرا؟ چون اگر کسی پیرو اندیشۀ خردمندانه باشد ایرانی را کسی خواهد دانست که در درون مرزهای ایران زندگی می کند و آلمانی را کسی خواهد دانست که در درون مرزهای آلمان زندگی می کند و چینی را کسی خواهد دانست که در درون مرزهای چین زندگی می کند اما اگر کسی ایرانی را کسی بداند که از نژاد آریا است و آلمانی را کسی بداند که از نژاد ژرمن هست و چینی را کسی بداند که از نژاد هان هست و ………. و پیرو نژادپرستی هیتلری باشد باورداشت وی نابخردانه است چون نژادپرستی کوچکترین ارزشی از دیدگاه اندیشۀ خردمندانه ندارد، هیتلر در کتاب نبرد من سیاهپوستان را گونه ای میمون پیشرفته می نامد! پس چگونه است که میمون پیشرفته ای به نام باراک اوباما که پدرانش از سیاهپوستان آفریقا بودند و از آفریقا آمده اند اکنون رئیس جمهور آمریکا شده است و جهان را در نوک انگشتانش می چرخاند؟! این پیشگفتار برای این بود که به وارونۀ من و شما، دوست گرامی ما gunaytay می گوید: چون من ترک هستم پس ایرانی نیستم! و خواستار تجزیه است!

    2- شما می گوئید: ………. نویسنده مقاله (تبریزی)در پاسخ خود دقیقا همین سیاست را به کاربرد. یعنی سعی کرد به gunaytay حالی کند که مثلا تو نماینده عامه مردم ترک زبان نیستی! تو جدا از عامه هستی پس خفه شو ………. همۀ نوشته های من در برابر دیدگان همگان هستند و همه می توانند داوری کنند که آیا من به دوست گرامی gunaytay گفتم: خفه شو یا سخن من چیز دیگری بود و زند شما نادرست است.

    3- شما می گوئید: ………. به نظر من تنها راه حل فدرالیسم است ………. گذشته از آن که دوست گرامی ما gunaytay سخنی از خودگردانی ( فدرالیسم ) نمی گوید و خواستار تجزیه است اگر شناسۀ خودگردانی تلنبار زدائی از پایتخت و پخش کردن همۀ دارائی یک کشور در سرتاسر یک سرزمین و گرداندن کارهای هر بخش از کشور از سوی مردم همان بخش باشد بسیار نیکوست و کشورداری پیشرفته در جهان نیز بر این روال است و کشورهائی مانند: آلمان، آمریکا، روسیه، کانادا، چین و ………. با این روش گردانده می شوند اما اگر معنای خودگردانی ( فدرالیسم ) دیوارکشی های هیتلری میان ترکمن ها و آذری ها و فارس ها و عرب ها و ارمنی ها و آشوری ها و کردها و بلوچ ها و گیلک ها و خراسانی ها و کرمانی ها و ………. باشد فرجام کار چیست؟ تاریخ نشان می دهد که فرجام کار دچار شدن به سرنوشت کشورهائی مانند: یوگوسلاوی و لبنان و عراق و سریلانکا است، خودگردانی ( فدرالیسم ) در معنای خردمندانۀ آن هیچ گونه پیوستگی با دیوارکشی های هیتلری میان بوم های گوناگون ندارد.

  9. بهروز نوائی Says:

    انقلاب اسلامی صرفاً حاصل خر بودن ما نبود.متاسفانه در سازمانی که گرایش سرخ مصدق گرا (پویان احمدزاده) وجود داشت، یک شاخۀ فطرتاً حزب توده ای هم (جزنی، ظریفی که بچه شان میشود فرخ نگهدار) موجود بودند. آنها (با همۀ احترامات به تمام فدائیان و مبارزینی که برای آزادی ایران با افکار محدود و ایده آلشان قائل هستم که نه از تاریخ واقعی شوروی و چین خبر داشتند و نه از…) با کاری جسورانه نشان دادند که میتوان بر ژاندارم خلیج فارس ضربه ای وارد کرد. و آنچه به راستی آن حرکت را به سقوط اسلامی (البته با یاری نیروهای امپریالیسیتی – قره باغی به قدر کافی نوشته است) سوق داد یک اشتباه عظیم دو چریک دیگر (تقی شهرام، بهرام آرام) بود که با کشتن شریف واقفی و آن دیگر مسلمان تمام جنبه های مثبت دکتر شریعتی و سازمان مجاهدین خلق را زیر پا له کردند و به کثیف ترین دورۀ مذهب سوق دادند. با این حال ما در مرحلۀ دوران تاریک اروپا در رابطه با دین کاتولیک بوده و روزی رنسانس را خواهیم دید. عکس العمل آذری ها هم یک عکس العمل طبیعی ست که در سرتاسر جهان به اشکال مختلف ظهور کرده. در هنگامی که هر گونه فشار اقتصادی ایجاد شود (که راجع به جندین تریلیون بدهی آمریکا به جهان که با سفته های بی ارزش ایجاد شده) تاثیر طبیعی اجتماعات به درون خود نگه کردن است. بعد از آن هم تازه فشار بعدی در درون خود آن اجتماع خواهد شد و طبیعتاً به یک ناسیونالیسم افراطی منجر خواهد شد و غیره. ایکاش که راه حلی داشتم که عرضه میکردم ولی من قادر نیستم قول های تو خالی برای انقلابات فلان و بهمان به مردم بدهم چون، مشکل اقتصادی امروز مشکلی ست جهانی و پیش بینی چیزی که قبلاً تجربه نشده همچون ادعای پیغمبر بودن است. با احترام، بهروز

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: