بیانیه رضا پهلوی در مورد روز 16 آذر و کشتار دانشجویان به دست پدرش

امروز رضا پهلوی بیانیه ای در مورد 16 آذر داده است که موجب انبساط خاطر و خنده همه خوانندگان بیانیه او شده است . خطاب من به رضا است . آقای پهلوی آیا اصولا شما مناسبت روز 16 آذر، روز دانشجو، را میدانید ؟ آیا بهتر نیست قبل از اعلامیه دادن اول کمی کتابهای تاریخ در مورد زمان پدر خود را بخوانید ؟ در 16 آذر سال 32 پدر شما سه دانشجوی بیگناه را که در تظاهرات بر علیه کودتای آمریکایی 28 مرداد شرکت کرده بودند در صحن دانشگاه تهران کشت(در کودتای 28 مرداد آمریکاییان شاه را که در کودتای خود بر علیه مصدق شکست خورده و از ایران فرار کرده بود به ایران باز گرداندند) . این اولین کشتار دانشجویان در تاریخ ایران بود و پایه گذار قتلهای بعدی شد چون محمد رضا با این کار خود قبح کشتار در دانشگاه را از بین برد .

آقای پهلوی شما با چه رویی در حمایت از 16 آذر اعلامیه می دهید؟ معمولا در همه جهان و به خصوص ایران ما رسم بوده و هست که خانواده قاتل از خانواده مقتول عذر خواهی میکنند . کسی هم نمیگوید که چون اینها خودشان قتل نکرده اند پس نباید عذرخواهی کنند چون ادب و انسانیت حکم میکند که با خانواده مقتول باید همدردی کرد. اکنون خانواده پهلوی، که خانواده قاتل آن دانشجویان بیگناه است ، باید از خانواده مقتولان ، یعنی ملت ایران ، به سبب کشتار آن بیگناهان عذرخواهی کنند . رضا موظف است و باید به عنوان عضوی از خانواده قاتل و سخنگوی این خانواده ، از پیشگاه ملت ایران و دانشجویان ایرانی که هرسال یاد آن عزیزان به خون کشیده را گرامی میدارند عذرخواهی کند. آیا او از ملت ایران به سبب این کشتار عذرخواهی کرده است ؟ تا آنجا که من میدانم ، خیر . آنگاه ، و تنها آنگاه پس از عذرخواهی است که ایشان حق صدور بیانیه دارد . درغیر این صورت خواهند گفت که خون آن بیگناهان را که به دست پدرش کشته شدند دستمایه آن کرده است که خودرا مطرح کند و بس. شاید بگویید چون رضا تمام عمرش را در آمریکا زندگی کرده است و با سنتها و آداب ایرانیان آشنا نیست نمیداند که در چنین مواردی شایسته است عذرخواهی کرد ولی من میگویم چنین نیست . حتی در آمریکا نیز معمولا اطرافیان و خانواده قاتلان از دوستان و خانواده مقتول عذرخواهی میکنند و آمریکایی بودن رضا هرگز نمیتواند بهانه ای برای شانه خالی کردن او از زیر این اقدام باشد .

«دوراندیش»

10 پاسخ to “بیانیه رضا پهلوی در مورد روز 16 آذر و کشتار دانشجویان به دست پدرش”

  1. حسن Says:

    کاملا دست است، متاسفانه افرادي مثل رضا پهلوي از احساسات عده اي سوء‌استفاده کرده و عده اي ديگر را نيز با پول مي خرند بعد به قول شما وضعيت به جايي مي رسد که فرزند قانل فرزندان مردم در سالگرد آنها اعلاميه مي دهد! آن هم براي چه، براي اين که از خود همايوني ديگري بسازد و بر خر مراد خود سوار شود چه مي شود کرد که عده اي هم نوجوان و جوان بدون تحليل درسد و ديدن کاسه زير نيم کاسه و فقط به خاطر اين که فردي مخالف خواني مي کند از کنار اين سوابق سياه مي گذرند.

  2. آرش Says:

    پدرش چه ربطي به خودش داره مسيلمان نما

    مثل دكتر خزعلي و باباش ……

    مگه اينو به گناه اون يكي ميكشن

    عايشه و پيامبر هم زن و شوهر بودن ولي تو نظرت يكيه راجع بهشون

    به افكارش فكر كن و به تواناييهش براي نجات اين مملكت در‌هم ريخته

    در ضمن نوه خميني هم منافق بوده پس خميني هم از نظر شماي نويسنده ربطي بهش داشته يا نه ؟

    يه ذره عاقلانه ببينيم مطالب رو و خودمونو گول نزنيم

  3. Irani Says:

    آره شاه سه تا دانشجو رو کشت تکرار میکنم سه تا.
    ببینیم سی سال دیگه حضرت عالی اسم صدها نفری که دو سال پیش کشته شدند یادته یا نه؟
    در ضمن جنابعالی اسامی کسانی که خمینی قاتل در اول انقلاب اعدام کرد یادته؟؟؟

  4. nd'v Says:

    آره شاه سه تا دانشجو رو کشت تکرار میکنم سه تا.

    دوست عزیز جنایت ، جنایت است . جنایت دیگران جنایت مرا پاک نمیکند . اگر اینطور باشد که هر قاتلی در این دنیا با اشاره به سایر قاتلان میتواند خود را تبرئه کند . شاه قاتل بود و البته اگر تاریخ را بخوانید بسی بیش از سه نفر را کشت ، این فقط مربوط به جنایت و کشتار 16 آذر اوست . جنایات خمینی جنایات شاه را سه نه نه ؟ خمینی قاتل بود ، درست ، ولی آیا این به هیچ عنوانی به معنای آن است که شاه قاتل نبود؟

  5. سخنی با دوست دوراندیش Says:

    سخنی با دوست دوراندیش

    دوست گرامی، دوراندیش، می خواهم اندکی با شما سخن بگویم:

    1- نخست آن که وبلاگ شما مانند گذشته فعال نیست، پیش از این گاهی شما در وبلاگتان هر روز تا سی نوشتار را منتشر می کردید اما اکنون ماه به ماه و هفته به هفته نوشتاری کوتاه می نویسید و دیگر هیچ!

    2- در یکی از نوشتارهایتان نوشته اید: ( با فروکش جنبش سبز و به خانه برگشتن مردم ایران ………. ) و سخنان دیگری نیز همانند این جمله در وبلاگ شما گه گاه دیده می شوند که همگی نشانگر نومیدی شما هستند اما آیا جنبش سبز به پایان رسید؟ و رژیم اهریمنان دوزخی پیروز شد؟ نه، نه تنها رژیم پیروز نشد بلکه بیشتر در مرداب ده ها سال ستم و جنایت فرو رفت و جنبش سبز که در تهران نمود بیشتری داشت به همراه جنبش های ضد رژیم دیگری که در گذشته رخ داده اند و در آینده پدیدار خواهند شد راه را برای خیزش پایانی و ترکیدن کوه آتشفشان خشم ستمدیدگان هموارتر کرد.

    3- من کوچکترین باوری به اندیشه های سازمان مجاهدین خلق و یا سلطنت طلبان ندارم اما در زمان کنونی باید همۀ پیکارگران ضد رژیم نیرویشان را برای نابودی رژیم دژخیمان ستمگر به کار ببرند نه برای حمله به همدیگر، اگر شما به مجاهدین خلق و سلطنت طلبان و رضا پهلوی بتازید و این دوستان نیز به مارکسیست ها بتازند و سپس نیروی چند گروه ضد رژیم دیگر برای تاختن به اصلاح طلبان و نهضت آزادی و ملی – مذهبی ها و بوم گرایانی مانند پانترک ها و پان آریاها و پان عرب ها و ………. هزینه شود پس کی نوبت به تاختن به رژیم سر تا پا لجن جمهوری اسلامی خواهد رسید؟ و با این تاختن به هم ها ! پیروز میدان نبرد جز رژیم گندیده و پوسیدۀ ولایت فقیه چه کسی خواهد بود؟

    4- شما در یکی از نوشتارهایتان نوشته اید: ( ………. ما ایرانیان را چه شده است ؟ این چه بیماریی است که به جان ما افتاده ؟ ما چرا ساکت نشسته ایم و کاری نمی کنیم؟ ………. ) و سخنان دیگری نیز مانند این جمله چندین بار در وبلاگ شما دیده شده اند که گاهی با خشم و گاهی با سرزنش درآمیخته اند مانند: خاموش ماندن تبریز و آذربایجان و یا فلان بخش ایران و نپیوستن آن به جنبش سبز و یا کم تحرکی مردم تهران در فلان روز و فلان راهپیمائی و یا از خانه بیرون نیامدن مردم در فلان شهر و فلان روز و یا چرا مردم در فلان کشور عربی چنین و چنان کردند و به پیروزی رسیدند و ایرانی ها نکردند و ……….

    دوست گرامی، دوراندیش، نوشتن و گفتن چنین سخنانی از سوی دوستانی مانند شما نشانۀ شتاب زدگی است و شتاب زدگی یکی از بزرگترین گرداب هائی است که همواره در همۀ جهان پیکارهای سیاسی را به نابودی می کشاند، نخست آن که هر کشوری ویژگی های خودش را دارد و نمی توان گفت که چون در فلان کشور چنین و چنان شد پس در ایران هم باید چنین و چنان شود، دوم آن که دلیل خاموش ماندن یک یا چند بخش از ایران و نپیوستن آن به جنبش ضد رژیم بسیار ساده است و آن زمینۀ موقعیتی و تاکتیکی است نه هواداری از رژیم و یا ترس و تنبلی و بی غیرتی و پیروی از پان های رنگارنگ و ……….

    پس به جای شتاب زدگی و خواستار نابودی رژیم شدن در بیست و چهار ساعت در فلان روز و فلان راهپیمائی و ………. بهترین روش آرام و پیوسته کار کردن است، مانند ورزش، ورزشکارانی بودند که آرام و پیوسته و هر روز کار می کردند و سرانجام قهرمان و مدال آور شدند و ورزشکارانی نیز بودند که با شتاب زدگی خود را با تمرین های سنگین خسته کردند تا یک شبه ره صد ساله را بروند و چون نتوانستند دست از ورزش کشیدند و سر از نا کجا آبادها درآوردند!

    با شتاب زدگی و هول هولکی کار کردن در هیچ کجای تاریخ و در هیچ کجای جهان هیچ برنامۀ سیاسی به پیروزی نرسیده است و ما نیز اگر آرام و پیوسته کار کنیم سرانجام پیروز خواهیم شد اما با شتاب زدگی جز شکست فرجامی برای ما نخواهد بود.

    • nd'v Says:

      ممنون دوست عزیز و متشکر از دل دادن . درست است من اندکی سرد شدم . امیدم این بود که اینبار جمهوری اسلامی سرنگون شود و ایمان دارم که سرنگون هم میشد ولی رهبری جنبش ما نتوانست وگرنه مردم در خیابان و آماده سرنگونی بودند و میتوانستند مانند مصر و تونس و لیبی این کار را بکنند . ولی البته بدان معنا نیست که امیدم را از دست داده ام . من هنوز هم مطمئن هستم که پایان کار جمهوری اسلامی نزدیک است ، شکی ندارم . ولی معمولا در زمانی که جنبشها فروکش میکنند گروههای بی پروپیمان جای جنبش مردمی را میگیرند و ادعای رهبری جنبش وجود نداشته را میکنند . همه انقلابها و جنبشهای مردمی شاهد این روند بوده اند و عجیب هم نیست . فعلا در جنبش فرونشسته ما سلطنت طلبان و مجاهدین سر برداشته اند و ادعای میراث داری جنبش را دارند و من تا حدی با اینان سرگرم شده ام چون به نظرم می آید قلیلی از جوانان بی اطلاع از تاریخ ما را به سوی خود میکشند . به خصوص توطئه سلطنت طلبان را بزرگتر از رضا و طرفدارانش میبینم . اینها خودشان چیزی نیستند و در سی سال اخیر هم نشان دادند که آبی از اینان گرم نمیشود ولی اکنون مطرح شدن رضا با این شدت و حدت دلیل دیگری دارد . به نظرم گروههای قدرتمندی در جهان سیاست غرب دل به این خوش کرده اند که پس از سقوط عنقریب جمهوری اسلامی با سرمایه گذاری روی رضا او را در ایران روی کار بیاورند و من این را یک خطر مهم میبینم . به هرحال دوباره از توجه شما ممنون هستم ، حق دارید .

      • iranazad Says:

        پعد از سرنگونی رژیم نوع حکومت از طریق رفراندوم تعیین خواهد شد. نه شما می توانید بجای ملت ایران تصمیم بگیرید و نه سلطنت طلبان و نه مجاهدین! بجای ایجاد این جوهای مسموم سعی کنید بین تمام گروههای مخالف نظام اتحاد برقرار کنید نه اختلاف

  6. BOB BIAGER Says:

    COMMUNIST TRAITORS

  7. iranazad Says:

    سید حسن خمینی٫ کنار خامنه ای می نشیند ٫ بدون کوچکترین نقدی به دوران پدر بزرگ جانی اش ٫ لبخندکی به جنبش سبز تحویل می دهد و از خوشحالی بال درمی آوریم و فراموش می کنیم که فامیلش خمینی است!‌!
    رضا پهلوی که زمان حکومت پدرش کودکی بیش نبوده ٫ به مناسبت ۱۶ آذر بیانیه می دهد ٫ اسم همکلاسیهای اسیرمان را به بزرگی می آورد ٫ راهکار نشانمان می دهد ٫ به نام پدرش به صلابه اش می کشیم که تو خفه شو چون فامیل پهلوی را داری!
    هر چه در کتاب دبیرستان جمهوری اسلامی به خوردمان داده اند را بی کم و کاست باور می کنیم ولی آنچه رضا پهلوی در کتابش راجع به محکوم کردن نقض حقوق بشر در دوران پدرش نوشته است را یکجا نادیده می انگاریم!
    هاشمی رفسنجانی ٫ یکی از سران حکومت ٫ نماز جمعه برگزار می کند و پشت سرش به صف می شویم!
    رضا پهلوی ٫ با محکوم کردن نقض حقوق بشر در زمان پدرش ٬‌به جنبش سبز امید می بخشد و ما فوری به او حمله می کنیم! که انگار مسئول تمام کارهایی است که *محکومشان* کرده است!
    مسئول سابق در جمهوری اسلامی ٫ بدون کلمه ای در محکوم کردن و یا حتی نقد! خمینی جنایتکار به سومان می آید و با آغوش باز می پذیریم و او را بازگشته به مردم می دانیم
    رضا پهلوی بدون داشتن مسئولیتی در هیچ حکومتی و با علم به اینکه آوردن نام ۱۶ آذر بعضی طرفداران پدرش را خواهد رنجاند ٫ برای این روز بیانه صادر می کند ٫ و او را به محکمه می کشیم که تو غلط کرده ای برای این روز صحبت کرده ای!
    هر چند مقایسه دوران خمینی هیچی پرون و جانی ٫ با شاه که حداقل ایران و ایرانی را دوست داشت و به قول تاجزاده همه چیز داشتیم جز آزادی سیاسی ٫ واقعا درست نیست .
    عجب مردمانی هستیم ما! گاهی فکر می کنم همین جمهوری اسلامی از سرمان زیاد است که آنچنان کتاب تاریخش را به خوردمان داده اند ٫ که جز آن به هیچ چیز نمی توانیم فکر کنیم!

  8. فرهاد Says:

    دوستان گرامی سلام
    در پی درخواست آقای نوری زاد از برخی از بزرگان و کسانی که امیدی به انان داشت میتوان از فضای به وجود امده به بهترین نحو ممکن در جهت استیفای حقوق از دست رفته مردم استفاده کرد. مدت زیادی است که مردم ما به مردم سوریه مینگرند و انها را تحسین میکنند. اینک فرصتی به وجود امده است که ما هم خودی نشان بدهیم و با روشی مسالمت امیز هم حقوق خود را استیفا کنیم و هم به جهانیان نشان دهیم که ما هم از سایر ملل چیزی کم نداریم.
    از حقوق حقه خودمان نمیگذریم و قهرمانانمان را که برای آسایش و استیفای حقوق ما جان و مال و ناموس خود را بر کف نهاده و به میدان می روند تنها نمی گذاریم.
    اینک وقت ان است که هر ایرانی قلم برداشته و برای آقای خامنه ای نامه بنویسد. هر هفته یک نامه به رهبر.
    آری هر هفته هر ایرانی یک نامه به رهبر مینویسد و ان را به ادرس دفتر رهبری پست میکند. قرار بر این است که هیج کس ادرس فرستننده را روی نامه اش ننویسد. و همانطور که آقای نوری زاد پیشنهاد کرده است نامه های که ارسال میشود با رعایت ادب و احترام خواهد بود و همه واقعیتهایی که اطرافمان وجود دارد و ناشی از سوء اداره کشور بخصوص در سطح کلان است را ذکر میکنیم. کسانی هم که میخواهند نامه الکترونیک بنویسند میتوانند نامه های خود را به وب سایت رهبری بفرستند.
    این روش علاوه بر این که بسیار کارامد هست هیچ خطری برای کسی ایجاد نمیکند و قطعا تاثیر بسیار زیادی خواهد داشت.
    و از رهبر میخواهیم که حقوق مردم ایران را رعایت کند. به همه مردم احترام بگذارد و دست از کارهای فرا قانونی بردارد.
    چنانچه همه دست به دست بدهیم خواهیم توانست کوهی از نامه هر هفته یه سمت دفتر رهبری ارسال کنیم.
    ضمنا به همین منظور هم یک صفحه فیس بوک ایجاد شده است که ادرس ان در زیر ذکر شده است:
    http://www.facebook.com/pages/Name-Be-Rahbar/285636921482296

    لطفا برای یک بار هم که شده همه دست به دست هم بدهیم و حرکتی انجام دهیم که سود ان به نفع همه مردم و اینده کشور باشد.
    به امید سرافرازی همه ایرانیان و پیروزی بر دشمنان ایران و ایرانیان

    با احترام یک ایرانی

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: