Archive for the ‘زندانی سیاسی’ Category

بخشی از مقاله ایرج مصداقی در مورد موسوی و برخورد او با جنایات رژیم در دهه شصت

ژوئن 24, 2011

برگرفته از این مقاله :

 

در مهرماه ۱۳۶۰ در حالی که دولت جمهوری اسلامی يکی از گسترده‌ترين سرکوب‌های تاريخ معاصر را سازمان داده و اعمال اين دولت افکار عمومی بين‌المللی را سخت تکان داده بود ميرحسين موسوی به عنوان وزير امورخارجه با شرکت در سی و ششمين مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پاسخ به ادعای نقض حقوق بشر در ايران می‌گويد:
«مردم به مدعيان حقوق بشر که دست‌های خود را به خون انسان‌های مستضعف فرو کرده‌اند، به ديده تمسخر می‌نگرند… هم اکنون در کشورهای مستضعف چهره تازه بشريت در حال تولد است و اين چهره بسيار متفاوت از آن سيمايی است که امريکا تصوير می‌کند…. ما مصمم هستيم که در روش خود کوچک‌ترين لغزشی به شرق يا غرب نداشته باشيم. به عنوان نماينده دولت انقلابی جمهوری اسلامی به همه مستضعفان زمين نويد می‌دهم که يک ميليارد مسلمان زير سلطه جهان در حال قيام اند و اسلام برکات سازنده خود را دوباره به صحنه آورده است»

http://www.etemaad.ir/Released/88-03-05/296.htm

ميرحسين موسوی در همان‌ موقع با روزنامه نيويورک تايمز نيز به گفتگو پرداخت. وی در پاسخ به اتهامی در مورد «اعدام های چند ۱۰ هزار نفری در ايران» به نيويورک تايمز گفت؛
«اصولاً اگر می‌خواستيم چنين کشتارهايی انجام دهيم، انقلاب صد درصد شکست می‌خورد. در ايران هر کس اعدام می‌شود، بلافاصله مشخصات وی، جرائم و تمام ويژگی هايش اعلام می‌شود.»

منظور موسوی در مهرماه ۶۰ اين بود که نام کودکان ۱۴- ۱۵ ساله‌ای را که مقابل جوخه‌های اعدام قرار می‌دادند با افتخار در روزنامه‌هايشان با شرح و تفضيل منتشر می‌کردند. او اشاعه‌ی جو رعب و وحشت و اعمال شعار ضد بشری «النصر بالرعب» را جزو افتخارات دولت جمهوری اسلامی می‌دانست.

همچنين در مهرماه ۶۰ موسوی به عنوان وزير امور خارجه در پی درخواست «سازمان عفو بين‌الملل» برای بازديد از زندان‌های ايران، شرايطی را قائل شد که در يکی از آن‌ها از سازمان مزبور خواسته شده بود:

«اصول حقوق اسلامی در قوانين جاری ايران را به رسميت بشناسد تا ثابت کند اين سازمان بازيچه‌ی دست آمريکا و متحدانش نيست».

يعنی سازمان عفو بين‌‌الملل برای آن که اجازه حضور در ايران و تحقيق در زندان‌ها را پيدا کند اول بايستی شکنجه، تعزير، حدود، قصاص، قطع دست و پا، سنگسار، اعدام (به ويژه کودکان و خردسالان)، زجر کش کردن. شلاق زنی در ملاء عام و زندان، پرتاب کردن متهم از بالای کوه و بلندی، گردن زدن، بی‌حقوقی زنان و ديگر مجازات‌های وحشيانه و قرون وسطايی را تحت عنوان «اصول حقوق اسلامی» به رسميت بشناسد تا اجازه حضور در کشور را بيابد!

امروز متأسفم که ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد نيز به حبس و زندان خانگی دچار شد‌ه‌اند. خوشحال نيستم که ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان به اتفاق بسياری از کارگزاران سابق نظام توسط «چهره تازه بشريت» که ميرحسين موسوی مدعی آن بود، به بند کشيده شده‌اند.

قطعاً موسوی امروز ادعا نمی‌کند که «در ايران هيچ کس به خاطر اعتقادات شخصی‌اش محکوم نمی‌شود و اعدام‌های خودسرانه سازگار با دستگاه قضايی نيست».

قطعاً او و دوستانش که بند کشيده شدند باور ندارند که «جاسوس» و «تروريست» باشند.

ما در دوران دهساله‌‌ی زندان برخلاف ادعای دولت ‌آقای موسوی در گزارش به مجامع بين‌المللی که مدعی بودند «زندان‌های ايران دارای همه گونه امکانات رفاهی ممکن هستند» از حداقل امکانات هم برخوردار نبوديم. اميدوارم آقای موسوی و دوستانشان از حداکثر امکانات رفاهی بهرمند باشند.

چنانچه در صحنه‌ی بين‌المللی هم مشاهده می‌شود امروزه نيز دوباره همان‌ها که پيش‌تر نيز «مدعی حقوق بشر» بودند از حقوق ايشان و دوستانشان دفاع می‌کنند. قطعاً من و ما به کسانی که در بند هستند و به ادعاهای ديروزشان «به ديده تمسخر» نمی‌نگريم. آن‌چه را که در اينجا مطرح می‌کنم نيز از باب تمسخر نيست بلکه يادآوری تاريخ به آن‌هايی است که می‌کوشند حقايق را مخفی کنند.

متأسفم که «چهره‌ بسيار متفاوتی» که ميرحسين موسوی بشارتش را می‌داد دامان او و خانواده‌‌اش را نيز گرفت و آن‌ها نيز مانند بسياری از خانواد‌ه‌های ايرانی از «برکات سازنده اسلام» بهرمنده شده و داغدار و چشم‌نگران عزيزانشان شدند.

ايرج مصداقی

Advertisements

فیلم بازجوئی از خانم (فهیمه دری نوگورانی) همسر سعید امامی- شکنجه زندانیان

مارس 3, 2011

دانلود فیلم بازجوئی از خانم (فهیمه دری نوگورانی) همسر سعید امامی با فرمت RealPlayer وحجم 21 مگابایت ، به همراه عکس هائی از بازجویان و ماموران وزارت اطلاعات: “احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی” – “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری” – “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی” – مصطفی موسوی ( کاظمی ) از معاونان و کارمندان ارشد وزارت اطلاعات – سعید امامی ( اسلامی ) معاون امنیتی و قائم مقام و مشاور ویژه وزارت اطلاعات و توضیح درباره عکس ها

http://democtatori.blogspot.com/2009/08/blog-post_26.html

جواد آزاده یکی دیگر از شکنجه گران اطلاعات سپاه پاسداران

فوریه 12, 2011

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را ارسال داشته اند :

اطلاعاتی راجع به جواد آزاده شکنجه گر جمهوری اسلامی

فهرست شهدای جنبش سبز

فوریه 5, 2011

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

فهرست شهدای جنبش سبز را در این سایت بیابید :

http://irancrimewatch.com/

به دنبال اعتصاب غذا هنگامه شهیدی به بهداری زندان اوین منتقل شد

نوامبر 24, 2010

هنگامه شهیدی روزنامه نگار و زندانی عقیدتی به دلیل صدمات ناشی از اعتصاب غذا در بهداری زندان اوین بستری شد.

یک منبع نزدیک به هنگامه شهیدی روز نامه نگار وزندانی عقیدتی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که وی به دلیل نامساعد بودن وضعیت جسمی اش در بهداری اوین بستری شد. هنگامه شهیدی که در روز ۶ آبانماه برای مرخصی استعلاجی موقتا از زندان اوین آزاد شده بود، روز ۲۴ آبانماه در پی عدم موافقت با تمدید مجدد مرخصی استعلاجی به زندان بازگشت و به علت ناتمام ماندن مرخصی استعلاجی و عدم اطلاع از علت بازگشت و تمدید نشدن مجدد مرخصی در بدو ورود به زندان دست به اعتصاب غذا زد که در پی ادامه اعتصاب غذا به علت وخامت حال در بهداری اوین بستری شد.

منبع یاد شده به کمپین گفت که «خانواده این زندانی سیاسی وقتی که صبح امروز برای ملاقات مراجعه کردند به علت وخامت حال وی و بستری بودن او در بهداری پس از بیش از چهار ساعت انتظار، در پایان ساعات ملاقات موفق به ملاقات با وی شدند. این در حالیست که وی پس از ورود به زندان به بند متادون منتقل شده و به علت ممنوعیت تلفن این بند و در پی ممنوعیت تلفنی وی که از سه ماه گذشته ادامه داشته است امکان تماس با خانواده خود را نداشته است.»

هنگامه شهیدی که یکی از روزنامه نگاران باسابقه مطبوعات ایران به شمار می رود در جریان انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری مشاور امور بانوان دبیر کل حزب اعتماد ملی بود. وی به شش سال زندان محکوم شده است.

جعفر پناهی : حکم علیه اندیشه‌ی من، حکم علیه مردم کشور است

نوامبر 12, 2010

دفاعیه جعفر پناهی

ریاست محترم دادگاه، اجازه می‌خواهم لایحه‌ی دفاع از خود را در دو بخش تقدیم کنم:

بخش نخست: آن چه می‌‌گویند

در چند روز گذشته فیلم‌های مورد علاقه ام را که قبلاً بارها دیده بودم، دوباره دیدم؛ البته امکان دسترسی به بسیاری از فیلم‌های ارزشمند تاریخ سینما را نداشتم، چرا که در شب دهم اسفند ۸۸، وقتی به اتفاق آقای محمد رسول اف مشغول ساختن فیلمی از جنس سینمای اجتماعی و هنری بودیم، نیروهایی که خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی می‌کردند، بدون نشان دادن مجوز، ضمن دستگیری ما و دیگر همکاران مان، آن فیلم‌ها را هم با خود بردند و هرگز پس ندادند. تنها حرفی که بعدها درباره‌ی آن فیلم‌ها شنیدم از بازپرس پرونده ام بود که گفت: این فیلم‌های مستهجن چیست که نگه داشته ای؟

من سینما را از همان فیلم‌های ارزشمند سینما یاد گرفتم که بازپرس آن‌ها را مستهجن می‌نامید. باور کنید نمی‌دانم چگونه می‌شود آن‌ها را مستهجن نامید. همان طور که نمی‌توانم بفهمم آن چه که اکنون به اتهام آن مرا محاکمه می‌کنید را چگونه می‌شود جرم نامید؟ آیا این مصداق بارز قصاص قبل از جنایت نیست؟ مرا به جرم ساختن فیلمی محاکمه می‌کنید که موقع دستگیری در سر صحنه حتی سی درصد آن هم فیلمبرداری نشده بود. حتماً این مثال را شنیده اید که اگر “لا الله الا الله” را که شهادت به یگانگی خداوند می‌دهد، فقط پنجاه درصداش را بگویی کفر محسوب می‌شود. چگونه می‌شود تنها با استناد به سی درصد از فیلمی که هنوز تدوین و صداگذاری نشده و مراحل فنی آن به پایان نرسیده، کسی را متهم کرد. اجازه دهید بقیه‌ی این فیلم را بسازیم، تدوین و صداگذاری کنیم و مراحل فنی آن را به پایان برسانیم، آن گاه درباره‌اش قضاوت کنید؛ فیلمی از سینمای اجتماعی ایران بر محور تلاش یک خانواده برای بازیابی امید و دوباره گرد آمدن کنار یکدیگر. (more…)

رضا خندان: نسرین ستوده هنوز در اعتصاب غذاست

نوامبر 12, 2010

20 آبان :

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، که پس از دو ماه و نیم توانست برای اولین بار همسرش را ملاقات کند به مدرسه فمینیستی گفت: نسرین ستوده در این ملاقات به ما اعلام کرد که به درخواست دوستان و وكلايش اعتصاب خشك اش را شكسته ولی تا رسيدن به خواسته‌هايش، اعتصاب غذايش را به صورتي كه فقط از آب استفاده كند ادامه داده و خواهد داد.

رضا خندان سپس افزود: «همسرم هنوز در اعتصاب غذاست و فقط پس از 9 روز اعتصاب خشک، به تقاضای وکلایش فقط آب می خورد ولی غذا نمی خورد».

نسرین ستوده در این ملاقات به همسرش گفته است: تاكنون جمعا 3 مقام قضايي و امنيتي قول داده‌اند كه ايشان را با تبديل قرار آزاد خواهند كرد ولي هيچكدام به وعده‌هايشان عمل نكرده‌اند. بنابراین من اعتصاب غذایم را به صورت اعتصاب غذای تر، ادامه می دهم. (more…)

چهار مادر عزادار دستگیر شدند

اکتبر 14, 2010

آسیه امینی ، رادیو زمانه ، 22 مهر

 

مادران عزادار با سازمان مجاهدین خاق ارتباط دارند و زهرا رهنورد هم به ایشان خط می‌داده است!

این آخرین شاهکار خبری روز گذشته است که در برخی روزنامه‌های اصولگرایان در ایران و پس از آن در برخی رسانه‌ها منتشر شد. نویسنده‌ی خبر یا به عبارتی سازنده‌ی خبر، تلاش کرده است از حداکثر امکانات موجود برای زدن یک تیر به چندین هدف، استفاده کند.

در این خبر بازداشت چهار زن از گروه مادران عزادار از یک سو به ارتباط آنها با سازمان مجاهدین خلق نسبت داده شده که البته این روزها مثل پیاز داغ برای چاشنی و تزئین بسیاری از پرونده‌های معترضان به نتایج انتخابات، به کار می‌رود. از سوی دیگر نیز بهانه‌ای شده برای وارد کردن اتهامی به زهرا رهنورد که این روزها زنانه بر سر جسارت خویش مانده و بیش از سایر سیاستمداران معترض و غیر معترض، به نقد نقاط سیاه گذشته‌ی سیاسی بسیاری از حکومتگران ایرانی پرداخته است؛ سیاستمدارانی که زمانی خود و همسرش نیز از آنها بودند. جسورانه‌ترین اظهارنظر در این زمینه نقد اعدام‌های دهه شصت است. جسارتی که بدون شک بر بسیاری از حکومتگران ایران گران آمده است. (more…)

نگذاريد يک معلم گمنام تنها به جرم آن که تنهاست اعدام شود! نامه سکينه حبيبی، همسر عبدالرضا قنبری معلم محکوم به اعدام

اکتبر 14, 2010

21 مهر

بسم الله الرحمن الرحيم

مقامات فرهنگی و تمامی وجدان‌های بيدار در سراسر جهان
کانون‌های معلمان
سازمان‌های حقوق بشری

سال‌ها پيش زمانی که در ايام دانشجويی با دو مناسبت جهانی پنجم و دهم اکتبر آشنا شدم، هرگز گمان نمی‌بردم که اين دو روز چه ارتباطی با هم می‌توانند داشته باشند و يا چه اتفاقی می‌تواند زندگی مرا به نحو توامان به اين دو مناسبت گره بزند. پنجم اکتبر روز جهانی معلم و ۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه با اعدام است. البته در ايران ما روز معلم را با سال‌روز شهادت استاد مطهری شناخته و اعدام هم که حکمی قانونی برای برخی جرايم محسوب می‌شود.

هم اکنون سال‌ها از آن روزها گذشته و جز مراسم‌های رسمی و تشريفاتی، ديگر خبری از انديشه‌های استاد مطهری نيست. فردی که مظهر آزادانديشی در حوزه دين و سياست بود. فردی که به من و امثال من آموخت حجاب اجباری، ارزش زن مسلمان محسوب نشده و بسياری از زنان نسل مرا به گزينش اختياری پوشش و هويت اسلامی رهنمون ساخت.
امسال اين دو مناسبت جهانی در حالی فرا می‌رسد که عبدالرضا قنبری معلم گمنامی که به جهت عدم عضويت در هيچ سازمان و حزب سياسی، سرنوشتش برای هيچ کس مهم نيست، در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد و هيچ فرد و يا نهاد سياسی و فرهنگی پيگير وضعيت وی نبوده و هيچ اقدامی برای توقف اين حکم صورت نمی‌پذيرد.
اخيراً آگاه شدم که دکتر صدر حاج سيد جوادی در نامه‌ای خطاب به دبيرکل سازمان ملل متحد، پاپ و رييس اتحاديه اروپا خواستار اقدامات اين شخصيت‌ها به منظور توقف اجرای حکم عبدالرضا قنبری شده است که گمان نمی‌کنم اقدام خاصی از سوی اين مقامات صورت گرفته باشد.
اکنون منم زنی خسته و هم سرنوشت با عبد الرضا که ماه هاست از تاييد حکم اعدامش می گذرد .
منم زنی که هر روز را با هزاران وعده مقامات قضايی به صبح می رسانم و امروز در آستانه روز جهانی معلم و روز جهانی مبارزه با اعدام نا اميد از همه مراجعات و مکاتبات مکرر با مقامات سياسی ، قضايی و حتی مراجع عظام تقليد برای نجات معلمی نمونه ودلسوز که هر لحظه را با ياد شاگردانش می گذراند و پدری که دو فرزند تيزهوشش هر لحظه را در انتظار دست نوازشگرش سپری می کنند و مردی که در اين بحبوحه و کشاکش دهر نيز به همسرش يادآور می‌شود که عاشق انسان است، حتی اگر اين انسان به او ظلم کرده باشد و قاضی و بازجويی باشند که چنين سرنوشت هولناکی را برای او رقم زده‌اند، ماهها سکوت خود را شکسته و از تمامی جهانيان و به ويژه سازمانهای فرهنگی و حقوق بشری استمداد می طلبم تا اگر وجدان بيداری در هستی نفس می کشد مانع اجرای حکم اعدام همسرم شود.
نمی‌دانم درست است اگر از سازمان‌های فرهنگی و در راس آنان بنياد يونسکو درخواست کنم که اگر سرنوشت همسران و پدران در دستور کار شما قرار ندارد، لطفا نگذاريد که يک فعال فرهنگی و يک معلم گمنام تنها به جرم آن که تنهاست و کسی را ندارد به سرنوشت جنايتکاران دچار شده و اعدام شود.

سکينه حبيبی
همسر دردمند و بی‌پناه عبدالرضا قنبری

اعتراض دانش آموزان دبیرستان فرهنگ به همسر مجتبی خامنه ای

اکتبر 14, 2010

21 مهرماه

پس از انتشار نامه اخیر رئیس قوه قضائیه به رهبر جمهوری اسلامی که در آن به نقش برجسته مجتبی خامنه ای در صدور احکام دادگاهها و وضعیت زندانیان سیاسی اعتراض شده بود، دانش آموزان دبیرستان غیرانتفاعی فرهنگ متعلق به غلامعلی حداد عادل روز چهارشنبه ٢١ مهرماه، به زهرا حداد عادل همسر مجتبی خامنه ای در مورد نقش همسرش در فجایع اخیر شدیدا اعتراض کرده اند

بی‌توجهی مسئولان زندان اوین به وضعیت مجید دری

اکتبر 14, 2010

در حالی‌که مجید دری، فعال دانشجویی به پزشک متخصص برای درمان بیماری خود نیاز دارد، مسئولین زندان اوین از اعزام او به مراکز تخصصی جلوگیری می‌کنند.

مجید دری دچار مشکلات شدید در ناحیه سر است و دچار سردردهای بسیار شدید می‌شود. دکتر داخلی  زندان یک ماه پیش دستور داده برای ام آر آی و ویزیت توسط دکتر مغز و اعصاب وی به خارج از زندان اعزام شود.

به گزارش خبرنگار رهانا، سامانه خبری خانه حقوق بشر ایران، با گذشت این مدت و تداوم بیماری دری هنوز اجازه ویزیت دکتر مغز و اعصاب را به وی نداده‌اندد. دری دچار سرگیجه شدید است که گاها تا ۴۸ ساعت وی را ازار می‌دهد.

مجید دری فعال دانشجویی و دانشجوی محروم از تحصیل است که از ۲۵ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت و در زندان اوین به سر می‌برد. وی به شش سال زندان توام با تبعید به زندان ایذه محکوم شده بود. طی هفته‌های گذشته  محل تبعید این عضو شورای دفاع از حق تحصیل به زندان اهواز تغییر یافت. وی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد.

بازداشت سیامک میرزایی از فعالان دانشجویی در مغان

اکتبر 14, 2010

سیامک میرزایی فعال دانشجویی آذربایجانی در دانشگاه رشت عصر روز شنبه ۱۷ مهر ۸۹ در منزل پدری اش در شهر پارس آباد مغان بازداشت شد. به گفته نزدیکان خانواده سیامک میرزایی٬ ماموران امنیتی هنگامی که وی برای دیدار با خانواده از دانشگاه رشت به منزل پدریش در پارس آباد مغان آمده بود وی را بازداشت کرده‌اند.

به گزارش ساوالان سسی، ماموران به خانواده میرزایی گفته‌اند که آن‌ها این فعال دانشجویی را به اداره اطلاعات اردبیل خواهند برد اما وی تا کنون هیچگونه تماسی با منزل نداشته و این امر موجب نگرانی خانواده از وضعیت جسمی وی شده است.

میرزایی پیش از این نیز در اردیبهشت ۸۹ بازداشت و با ضمانت ۱۵ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود. دادگاه این فعال دانشجویی ۱۰ مهر ۸۹ در دادگاه انقلاب اردبیل برگزار شد.

میرزایی دانشجوی ترم آخر رشته مهندسی تولیدات دامی دانشگاه رشت است و در کنکور ورودی مقطع فوق لیسانس دانشگاه‌های دولتی ایران سال ۸۹ ستاره دار شده و از ورود به دانشگاه محروم شده بود.

مصطفی تاج زاده: ما هرگز شکایتمان از کودتاچیان را پس نمی‌گیریم

اکتبر 14, 2010

سید مصطفی تاج زاده صبح امروز با همسرش ملاقات و گفتگو کرد. وی در این ملاقات، در واکنش به خبر برخی نشریات ارگان اسلام طالبانی- پادگانی مبنی بربازپس گیری شکایت هفت شاکی از کودتاگران نظامی توسط ایشان گفت: باید بگویم هیچ یک از ما شکایتمان را پس نگرفته و نمی گیریم و اساسا در زندان بودن ما با این وضعیت، به همین علت است و دستگاه قضایی باید به مردم توضیح دهد که چرا به شکایت ما ترتیب اثر نمی دهد. تعلل قوه قضائیه در این زمینه به این معنی است که اراده مافوق آن مانع رسیدگی به شکایت ما از کودتاچیان است.

حرف های شاه را تکرار نکنید

به گزارش تحول سبز، وی هم چنین گفت: این که مقامات قضائی ادعا می کنند که در ایران زندانی سیاسی نداریم درواقع حرف شاه را تکرار می کنند. او هم چنین ادعایی داشت و همواره در مصاحبه ها اعلام می کرد که زندانی سیاسی نداریم بلکه اقدام کنندگان علیه امنیت کشور در زندان به سر می برند. بنابرین این ادعا جدید نیست و متأسفانه اقتدارگراها ما را در این زمینه به چهل سال پیش بازگردانده اند.

وی ادامه داد: علت این که حزب پادگانی نمی خواهد بپذیرد که ما زندانی سیاسی هستیم، در حالی که بزرگترین جرم امنیتی دوستانمان توسط ایشان اختلال در ترافیک طی یک تظاهرات چندمیلیونی اعلام شده، آن است که بهانه ای برای نقض حقوق شهروندی ما داشته باشند و نگذارند دادگاه های چهره های سیاسی براساس اصل ۱۶۸ قانون اساسی با حضور هیأت منصفه تشکیل شود. هم چنان که شاه نیز با امنیتی خواندن جرم مخالفان و منتقدان قانون گرای خویش، آنان را در دادگاه های نظامی محاکمه می کرد نه توسط دادگستری. طرفداران اسلام طالبانی-پادگانی می دانند که تشکیل هر دادگاه علنی نهایتا به افشای عملکرد خلاف قانون و سیاه کاری های آنان منجر خواهد شد. (more…)

دادگاه شیوا نظر آهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر برگزار شد

سپتامبر 4, 2010

دادگاه شیوا نظر آهاری، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر امروز شنبه ۱۳ شهریور ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد .

به گزارش کلمه، این فعال حقوق بشر ۲۶ ساله که از به یک سال پیش در زندان اوین به سر می برد امروز به اتهام محاربه ، تبانی و اجتماع برعلیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و تبلغ علیه نظام محاکمه شد .

این دادگاه که با حضور محمد شریف وکیل این زندانی و خانواده نظر آهاری برگزار شد با طرح اتهامات و شنیدن دفاعیات شیوا و وکیلش ادامه یافت. شیوا نظر آهاری در این دادگاه که یکی از اتهاماتش محاربه از طریق ارتباط با سازمان منافقین اعلام شده بود ، ضمن ابراز انزجار از این سازمان گفت که هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته و هر گونه ارتباط خود را با این سازمان رد می کند .این اتهام را از اساس بی پایه می داند و نه تنها هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته که همواره اعمال این سازمان تروریستی را محکوم کرده است.

همزمان با برگزاری دادگاه شیوا نظر آهاری ، دادگاه سعید حائری دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز برگزار شد.

به گفته شاهدان عینی، شیوا را با دست بند به دادگاه آوردند . این عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بعد از دادگاه دوباره به بند نسوان زندان اوین بازگردانده شد .

شیوا نظرآهاری روزنامه نگار و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، که در دوران حبسش بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی گذرانده است .اکنون در انتظار صدور حکم به سر می برد .

وی در سال ۸۸ و درست یک روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز دهم دستگیر و روانه زندان اوین شد .اما پس از سه ماه با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد .اما طولی نکشید که وی بار دیگر در ۲۹ آذرماه وقتی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود دستگیر و زندانی شد .

خانواده شیوا نظر آهاری از کارشناس پرونده وی و همچنین قاضی پیر عباسی در خواست کرده اند که با صدور قرار وثیقه زمینه آزادی موقت شیوا را تا صدور حکم وی امکان پذیر کنند .

یورش وحشیانه و دستگیری تعدادی از جوانان که برای گرامیداشت قتل عام سال 67 عازم خاوران بودند

اوت 27, 2010

بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران»  نیروهای سرکوبگر به خانواده ها و جوانان عازم به خاوران  آرامگاه زندانیان سیاسی قتل عام شده سال 1367حمله کردند .

از صبح امروز جمعه 5 شهریور ماه به رسم همیشگی خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده سال 67 اولین جمعه شهریورماه هر سال را بر آرامگاه عزیزان خود گرد هم می آیند و مراسم ساگرد آنها را برگزار می کنند. تعدادی زیادی از خانواده ها و مردم از ساعت 09:00 صبح عازم گورستان خاوران بودند تا مراسم بیست و دومین سالگرد جانباختگان راه آزادی را برگزار کنند.

نیروهای سرکوبگر از صبح زود و از یک کیلومتری مسیر ورود به خاوران را با خودروهای خود بسته بودند وماشینهای که عازم آرامگاه شهدای راه آزادی بودند متوقف می کردند و با برخوردی وحشیانه آنها را باز می گرداندند. حوالی ساعت 11:00 نیروهای سرکوبگر به تعدادی از جوانان که عازم آنجا بودند یورش بردند و ضمن ضرب وشتم وحشیانه آنها را دستگیر کردند.

دستگیریها جوانان حدود یک کیلومتری آرامگاه شهدای راه آزادی صورت میگرفت و بنابه گفته شاهدان عینی حداقل در این نقطه 5 دختر جوان و یکی از آقایون از ماشین بیرون کشیده شدند و وحشیانه مورد ضرب وشتم قرار گرفتند.کسانی که دستگیرمی شدند مدارک شناسائی و تلفن های همراه آنها بلافاصله ضبط می شد و آنها را به وانهای مستقر در آنجا هدایت می کردند.

تعداد نیروهای سرکوبگر نیروی انتظامی و لباس شخصی به صدها نفر می رسید. آنها با دو جرثقیل مسیر را سد کرده بودند و برای ایجاد رعب و وحشت جوانان را از ماشین با ضرب وشتم بیرون می کشیدند .

در طی مسیر ده ها خودروی نیروی انتظامی و مامورین وزارت اطلاعات پارک شده بود.

علیرغم حضور گسترده نیروهای سرکوبگر و بازگرداند اجباری تعداد زیادی از خودرهای خانواده ها و مردم تهران که عازم خاوران بودند. ولی تعدادی از خانواده ها و مردم خود را به آرامگاه شهدای قتل عام زندانیان سیاسی 67 رساندند.

هنوز از نحوه برگزاری و رفتار نیروهای سرکوبگر با خانواده ها و مردم در آرامگاه گزارشی بدست ما نرسیده است ولی از مسافتهای دور شاهد حضور آنها بوده اند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران یورش وحشیانه به خانواده ها و دستگیری جوانان توسط نیروهای سرکوبگر که برای گرامیداشت بیست و دومین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی 67 عازم خاوران بودند را محکوم می کند و خواستار آزادی بی قید و شرط و فوری تمامی دستگیر شدگان امروز است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

5 شهریور1389 برابر با 27 اوت 2010

بيانيه‌ رضا ولی‌زاده و ليلا ملک‌محمدی، نخستين ناشران خبر شهادت ترانه موسوی درباره‌ راستی اين رويداد، وبلاگ‌های دو روزنامه‌نگار

اوت 26, 2010

فعالان محترم حوزه‌ی رسانه، اهالی فکر و نظر و مردم شريف ايران
و شما سربازان پيدا و پنهان نظام اطلاعاتی و امنيتی جمهوری اسلامی

ما (ليلا ملک‌محمدی و رضا ولی‌زاده) امروز به ضرورتی روی سخن با تمام شما داريم؛ شما که زخم‌خورده و زخم‌زننده، به ميدان درآمده و هستی خود را برای رسوايی ستم‌کاریِ دشمنان خانگی، عيارانه به ميدان آورده يا گوشه‌ی عافيت اختيار کرده يا دست و زبان خود را به کام دشمن، تازيانه‌ی مردم کرده‌ايد. چه بسيار اتفاق نادره‌ای‌ست که بيانه‌ای خطاب به جمعی بدين پايه ناهم‌گون و ناهم‌بسته نوشته شود؛ اما کدام شماست که نام «ترانه موسوی» را نشنيده باشد و خود را بازجويانه به قضاوت چيستی ماجرايش ننشانده باشد. اين خود نقطه‌ی اشتراک همه‌ی ماست. اين نوشته خطاب به همه‌ی شماست که يا تنها گوشی برای شنيدن ماجرا بوده‌ايد يا دل‌آشوبه‌های هولناکی‌اش را يک سال تحمل کرده يا با خلوص نيت در واقعيت آن ترديد کرده‌ايد يا به دستور، آن‌را دروغ و دغل خوانده‌ايد. (more…)

هفت سال از زجرکُش شدن زهرا کاظمی گذشت

ژوئیه 11, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

امروز بیستم تیرماه هشتاد و نه است. هفت سال پیش در چنین روزی بود که زهرا کاظمی با تنی کوفته از شکنجه های فراوان زجرکُش شد. سردسته جنایتکاران قاضی دست نشانده ای به نام سعید مرتضوی بود که مستقیماً در شکنجه و قتل زهرا کاظمی دست داشت. عروسک کوکی رژیم، سعید مرتضوی به تنها چیزی که اعتقاد نداشت قانون بود چرا که در دستگاه ظلمگستری رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه به جز فرمان های حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور!!! قانون دیگری وجود ندارد. درباره زهرا کاظمی فراوان گفته و نوشته شده است و نیازی به بازگوئی چندباره رنجنامه ای چنین روشن نیست.
اما نکته اینجاست که رژیمی که در بازداشتگاه ها و زندان ها و شکنجه گاه هایش زشت ترین و چندش آورترین رفتارها را با دختران و زنان زندانی انجام می دهد، پیاپی دم از حجاب و عفاف می زند!
چرا موی تو دو سانتی متر از روسریت بیرون آمده است؟ چرا کفش پنجه باز بدون جوراب پوشیده ای و به ناخن پاهایت لاک سرخ رنگ زده ای؟ چرا روسری تو رنگارنگ است؟ چرا مانتوی تو کوتاه است؟ چرا شلوار تنگ و چسبان پوشیده ای؟ مردی که با او راه می روی کیست؟ اگر شوهر توست مدارک و کارت شناسائی معتبر برای اثبات زن و شوهر بودن شما کو؟ و ……..
به قول معروف: ( قربان برم خدا را – یک بام و دو هوا را )
اگر کسانی می خواهند درباره زجرکُش شدن زهرا کاظمی بیشتر بدانند بهتر است به لینک زیر نگاهی بیاندازند: http://jahanezan.wordpress.com/2010/06/24/tanin-302/#more-2899
.
http://jahanezan.wordpress.com/2010/07/11/tanin-348/#more-3328

بازجوئی از نرگس محمدی در حالت فلج عضلانی ( فرشته قاضی )

ژوئیه 10, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

نرگس محمدی نائب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیأت اجرائی شورای صلح دو روز بعد از آزادی از زندان در بیمارستان بستری شد و تقی رحمانی همسر خانم محمدی روز گذشته در مصاحبه با “روز” خبر داد که وی هر چند ساعت یک بار دچار فلج عضلانی می شود و قادر به انجام کارهای روزانه و حتی حرف زدن نیست.
هنوز مشخص نیست علت فلج عضلانی خانم محمدی که روزی دو یا سه بار بدان دچار می شود چیست؟ اما تقی رحمانی همسر این فعال حقوق بشر به “روز” می گوید: همسرش در زندان نیز دچار این حالات می شده اما بازجویان هیچ اهمیتی به این وضعیت او نمی داده و حتی در این وضعیت نیز از او بازجویی می کرده اند!
همزمان شیرین عبادی برندۀ ایرانی جایزۀ صلح نوبل با اشاره به وضعیت وخیم جسمانی خانم محمدی به “روز” می گوید: خانوادۀ خانم محمدی در نامه ای به دادستان تهران مقامات قضایی را در جریان وضعیت جسمانی خانم محمدی قرار داده بودند اما هیچ اهمیتی به این نامه داده نشد! (more…)

محکومیت پروین جمالزاده به هشت سال و نیم حبس تعزیری

ژوئیه 10, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

پروین جمالزاده شهروند تهرانی و از بازداشت شدگان روز عاشورا است که در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم گردید. این حکم که روز گذشته به این شهروند زندانی ابلاغ شد موجب شگفتی وی، وکیل مدافع و نزدیکانش شد. به گزارش کمیتۀ دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی صدور این حکم سنگین در حالی است که پروین جمالزاده که هم اکنون در بند نسوان زندان اوین به سر می برد، تمامی اتهامات خود را رد کرده بود.
از جمله اتهامات وارده به این زندانی گمنام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی، اخلال در نظم عمومی، توهین به مقدسات و توهین به رهبری بود که با وجود رد صریح کلیۀ آنها قاضی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران اتهامات را وارد دانسته و جمعاً متهم را به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم نمود.
صدور چنین حکم سنگینی در حالی صورت می گیرد که تنها چند هفته قبل جعفری دولت آبادی دادستان تهران در دیداری با جمالزاده از تداوم بازداشت وی ابراز تعجب کرده و قول مساعد داده بود تا وی به زودی با مناسب ترین قرار ممکن آزاد شود. دادستان تهران همچنین افزوده بود که با توجه به محتویات پرونده رأی سنگینی برای وی صادر نخواهد شد. اما برخلاف گفته ها، دادگاه انقلاب تهران علاوه بر عدم تبدیل قرار، چنین حکم سنگینی را نیز صادر نموده است. لازم به ذکر است که از ابتدای ماه جاری پروین جمالزاده با ضعف جسمانی شدید روبرو بوده و از وضعیت فیزیکی مناسبی برخوردار نیست و با این حال مسئولین امر از رسیدگی به وضعیت پزشکی وی نیز خودداری می ورزند.

http://komitedefa.com/index.php?option=com_content&view=article&id=502:1389-04-14-20-00-28&catid=34:1389-03-14-23-30-41&Itemid=39

خودکشی فرزند یک زندانی سیاسی زن

ژوئیه 10, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

فرزند نوجوان زهرا جباری از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر در کشور تاکنون دو بار دست به خودکشی زده است. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا فرزند 17 ساله خانم جباری به دلیل شرایط نامساعد روحی بر اثر اعمال فشار دستگاه های امنیتی بر خانوده شان و شرایط جسمی مادرش دست به خودکشی زده است.
زهرا جباری از بازداشت شدگان روز قدس است که از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب با حکم حبسی 4 ساله مواجه شده است. این زندانی سیاسی به دلیل شرایط نامساعد جسمی و روحی در چندین نوبت با جعفری دولت آبادی ملاقات نموده و در خواست مرخصی خود را به صورت شفاهی و کتبی نیز به وی ارائه کرده و هربار دادستان وعده داده که با درخواست وی موافقت خواهند کرد. در صورتی که قاضی پرونده در این راه کارشکنی می نماید. گفتنی است وی هم اکنون در بند نسوان زندان اوین دوران محکومیت خود را سپری می کند.

http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/2583-1.html


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: