Archive for the ‘سخنرانی’ Category

قتل فجیع یک زندانی در زیر شکنجه در سلولهای انفرادی

اوت 13, 2010

22مرداد:

چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط ک
بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» یکی از زندانیان سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت در اثر شکنجه های وحشیانه به قتل رسید.
روز چهارشنبه 20 مرداد ماه زندانی حسن قشقایی 35 ساله پس از بازگشت از دادگاه و انتقال او به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی مورد وحشیانه ترین شکنجه های پاسداربندها قرار می گیرد. او در حالی که دستان و پاهایش با دست بند و پابند بسته شده بود و چشمانش چشم بند زده شده بود مدت طولانی مورد شکنجه قرار می گیرد که به کما فرو می رود و بعد از چند ساعت به قتل رسانده می شود. (more…)
Advertisements

میرحسین موسوی : هر کس هر جا از حق و قانون دفاع کند عضو جنبش سبز است

ژوئیه 13, 2010

از سایت کلمه ، سه شنبه 22 تیرماه :

میر حسین موسوی در دیدار با جمعی از اساتید دانشگاه تربیت مدرس

به گزارش کلمه، میرحسین موسوی  در ابتدای سخنان خود ضمن  تبریک به مناسبت عید مبعث و اعیاد شعبانیه خصوصا میلاد امام حسین و حضرت عباس و امام زین العابدین گفت :”این اعیاد برای ما الهام بخش بوده است. کل زندگی امام حسین برای ما الگو می باشد. آنچه در جامعه مذهبی ما جا افتاده  برگرفته از زیارت عاشوراست، شعار سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم است که یعنی ایستادگی برای اینکه جامعه از ظلم و جور به سمت عدل و راستی برود.”

آری! پس از هر سختی آسانی است

سبزها امروز از ترس فارغ شده اند

نخست وزیر دوران دفاع مقدس به تاثیر جنبش سبز از حادثه کربلا اشاره کرد و گفت:” این شعار جنبش سبز است که برگرفته از روحیه آزادی خواهی حماسه سازان کربلا و در راس آنان امام حسین و ابالفضل العباس می باشد که در مقابل کژی ها باید ایستاد و برای بازگشت به حق و عدالت تلاش کرد. این ایستادگی ها سختی هایی دارد اما بدانیم که وعده قرآن است که ان مع العسر یسری، با سختی گشایش است و ما این گشایش را در جامعه خود و در حوزه عمومی امروز ملاحظه می کنیم. علی رغم تحمل سختی ها، زندان ها ، کشتارها، فشارها و کهریزک ها امروز نشاطی در میان ملت به ویژه جوانان برای میل به جامعه ای عادلانه و فارغ از ظلم و جور دیده می شود.

سبزها امروز از ترس فارغ شده اند آیا این یسر و راحتی نیست؟ سبز ها امروز برای داشتن نظامی که در آن حاکمیت ملت به رسمیت شناخته شود و حقوق ملت که در قانون اساسی بدان تصریح شده است احیا شود تلاش می کنند. آیا این خود یک گشایش نیست؟ اینکه قتل و جنایت نیروهای به اصطلاح خودسر در گذشته و حال محکوم می شود، آیا گشایش نیست؟”

ایران برای همه ایرانیان

هدف جنبش سبز حاکمیت آراء مردم است

میرحسین موسوی در بخش دیگری از سخنانش  بر تعامل بدنه جنبش درباره منشور جنبش سبز تاکید کرد وگفت:” منشور جنبش سبز یک متن سیال و باز است و با تعامل بدنه جنبش انشالله به سمت کمال پیش خواهدرفت. به نظر بنده یکی از ایرادات و کاستی های که منشور دارد این است که به حقوق اقلیت های مذهبی نپرداخته است. گرچه به طور تلویحی بدان پرداخته شده است ولی در متن می تواند تصریح شود و به تعلق ایران به همه ایرانیان تکیه شود که یک فراز کلیدی است.”

ما پیروزیم چرا که…

سپس میر حسین موسوی تصریح کرد:” هدف جنبش سبز حاکمیت آراء مردم است و من اعتقاد دارم انشالله به زودی جنبش سبز پیروز خواهد شد چون دنبال تحقق حقوق مردم است. چون مدافع آزادی های بشریست چون مدافع عقلانیت و منطق است و سلاح جنبش سبز منطق است. چون مدافع پیوند دموکراتیک ملت با قانون اساسی است و چون مخالف ظلم و دروغ و جور است و ما اعتقاد داریم دروغ و ظلم و قانون ستیزی مشروعیت نظام را ذوب می کند وعده های قرآن و روایات و خود تحلیل حادثه عظیم کربلا و عاشورا نشان می دهد که ظلم باقی ماندنی نیست. کافیست به سرنوشت حکومت های اموی و آل مروان نگاهی انداخته شود.”

پیوند با قانون اساسی حلقه وصل ماست

موسوی اظهار کرد:  شعار رعایت بدون  کم و کاست قانون اساسی با این فرض است که این متن نه جاودانی است و نه وحی منزل وهر نوع تغییری در سطح ملی می تواند مورد قبول باشد که امکانات انتخابات آزاد و رقابتی و غیر گزینشی را  فراهم کند.  وی تاکید کرد: نمی توان با تاکید بر خاطره ها یک وفاق ایجاد کرد ما احتیاج به متنی داریم که ما را به هم وصل کند و در شرایط فعلی جایگزین و بدیلی برای قانون اساسی وجود ندارد طرح اجرای بدون تنازل قانون اساسی طرح مطالبات ملت است که بدان ها بی اعتنایی شده است و  پیوندهای دموکراتیک با قانون اساسی نقطه وصل ماست.

دروغگویان بر جهل و نادانی برخی طمع کرده اند

شاه نیز همین را می گفت…

با این وضع به قانون اساسی هم حمله خواهند کرد

وی در ادامه سخنان خود با ابراز تاسف از گسترش دروغ در جامعه  گفت :”متاسفانه سطح دروغ گویی بسیار گسترده است. اخیرا متن سخنرانی یکی از مقامات امنیتی به طور گسترده در سطح جامعه توزیع شده است که پر از دروغ های شاخ دار و افسانه سازی های مبتذل است. تهیه کنندگان این نوار روی جهل و نادانی که ممکن است افراد به دلایلی داشته باشند، طمع کرده اند و جالب است که این نوار با حمله به معدود احزاب قانونی کشور آغاز می شود و ما وقتی این نوار را در کنار این اظهار نظر می گذاریم که در کشور فقط یک حزب داریم و آن هم حزب ولایت است می بینیم که عده ای کشور را دانسته و ندانسته به بن بست می کشانند. این اظهار نظر شبیه اعلام حزب رستاخیز از سوی شاه است که مخالف صریح قانون اساسی است. من بعید نمی دانم که در آینده خود قانون اساسی هم با همین وضع مورد حمله قرار گیرد.”

میرحسین موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با یادآوری اینکه جنبش سبز در خارج از کشور سخنگویی ندارد، گفت:” ولی شبکه های جنبش سبز محدود به داخل کشور نیست. طبیعی است که این شبکه ها با همه امکانات خود و با استفاده از رسانه های مجازی و طرق دیگر سخنان سبز خود را در فضای عمومی و زیبایی بوجود آمده طرح نمایند و این از نقاط قوت جنبش سبز است.

باور کنیم که میزان رای ملت است

وی گفت: “از نظر بنده هر کس دنبال حق است و به صورت مسالمت جویانه برای رسیدن کشور به سمت حاکمیت مردم بر سرنوشت خود حرکت می کند و وهر کس هرجا از حق و از قانون دفاع می کند جزو بدنه این جنبش است و همه باید باور  کنیم که در نهایت میزان رای ملت خواهد بود.”

ضرورت خیزش رسانه ای برای توجه به قشر محروم

نخست وزیر محبوب امام همچنین با بررسی وضعیت  رسانه ای جنبش سبز گفت: شبکه های جنبش سبز باید به سمت درک مشکلات همه اقشار خصوصا  کارگران و کشاورزان و معلمان پیش برود که متاسفانه رسانه های سبز در این زمینه فقیر هستند و باید خیزش در اطلاع رسانی و ارائه راه حل ها اغاز شود.

آفت انحلال نهاد برنامه ریزی کشور

وی با برشمردن برخی مشکلات جاری کشور آنها را ناشی از نبود نهاد برنامه ریزی و نگاه آینده نگر به مسایل دانست و گفت: امروز در جامعه متاسفانه هم مشکل آب داریم و هم مشکل برق. این ناشی از کاهش سرمایه گذاری ها در حوزه برق در چند سال گذشته است که خود این مشکل ناشی از حذف برنامه ریزی های بلند مدت و نگرش های کوتاه مدت معطوف به شب انتخابات بوده است.  این را در سایر حوزه ها نیز مشاهده می کنیم و مسئله قطعنامه ویارانه ها این مسائل را تشدید می کند که به نظر من دلیل اصلی  آن حذف دستگاه برنامه ریزی کشور در سال های گذشته بوده است.

سوء ظن به دانشگاه مشکلی را حل  نمی کند

میرحسین موسوی در انتهای سخنان خود بار دیگر تحدید فضا و هر نوع فشار بر دانشگاه ها را محکوم کرد و ادامه داد:” اسلام در زمان طلوع خود آغوشش را به همه جهان آن روز باز کرد و هر سنت خوبی را امضا و تایید کرد. دانشگاه ها نقطه اتصال ما به تمدن ها و علوم و تجربیات بیکران بشری هتند. سوء ظن به اساتید و دانشجویان مشکلات سیاسی دانشگاه ها را حل نمی کند. مشکل دانشگاه ها درست از نقطه ای آغاز می شود که آن فاجعه های حمله به کوی دانشگاه پیش می آید و نظام از مسئولیت این اقدام که همه جنایت کارانه بودن آن را تایید می کنند، طفره می رود و مسئولان آن فجایع را به محاکمه نمی کشد.”

گفتنی است در ابتدای این دیدار امروز جمعی از اساتید دانشگاه تربیت مدرس برخی از دغدغه های خود را درباره  مسایل جامعه و دانشگاه  مطرح کردند. همچنین به بیان دیدگاههای خود پیرامون منشور سبز پرداختند.

موسوی: اگر عوامل فاجعه ۱۸ تیر کیفر می شدند، حادثه کوی دانشگاه را نداشتیم

ژوئیه 8, 2010
جرس: میرحسین موسوی در دیدار با جمعی از جوانان مجمع نیروهای خط امام، حادثه ۱۸ تیر 78 را یکی از وقایع دلخراش تاریخ ایران دانست و تاکید کرد: اگر با آن رویداد درست برخورد می شد و مسببان آن فاجعه شناخته می شدند و به دلیل آن جنایات به صورت آشکار محاکمه و کیفر می شدند، ما حوادث حمله به خوابگاه دانشجویی را بعد از انتخابات نمی داشتیم.

به گزارش کلمه، میرحسین موسوی در ابتدای این دیدار ضمن تسلیت شهادت حضرت موسی بن جعفر و تبریک مبعث پیامبر گفت: امام موسی بن جعفر (ع) در بین ائمه بیشترین مدت زندان را داشتند و رنج زندان را بر چشم پوشی و برگشت از حقیقت ترجیح دادند. امروز نیز پیروان این امام همام با تاسی به سیره این بزرگوار رنج زندان ها را برگزیدند.

وی سپس به مناسبت‌های تاریخی در تیرماه اشاره کرد و گفت: ما در تیر ماه با حوادث بزرگی روبرو بودیم که به دلیل فضای سیاسی امروز تفسیر این حوادث و فهم آنها اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

میرحسین موسوی با یادآوری حادثه هفتم تیر و شهادت آیت الله بهشتی ادامه داد: جریان هفتم تیر یک مسئله دیروز نیست بلکه نگاه ما به آن رویداد بزرگ کلید فهم بسیاری از اتفاقات بعد از هفتم تیر است. (more…)

ابراز تاثر مهدی کروبی از اعدامهای اخیر

مه 12, 2010

جرس 22 اردیبهشت :

جرس: مهدی کروبی با حضور در منزل علی ملیحی عضو تحریریه روزنامه توقیف شده اعتمادملی و از اعضای زندانی شورای مرکزی سازمان ادوار تحکیم با ابراز تاثر از اعدامهای اخیر و روند رسیدگی به پرونده های قضایی گفت: معلوم نیست آقایان خود را درچه جایگاهی می بینند که به راحتی و بدون درنظرگرفتن عاقبت کار چنین حکم می دهند.البته وقتی جان آدمیزاد چنان ارزان شود که عده ای را به صرف یک اعتراض مدنی در خیابان به گلوله ببندند چنین رفتارهای خارج از رویه ای نیز رواج می یابد.»

بر اساس گزارش سحام نیوز، در این دیدار پدر علی ملیحی با شرح چگونگی بازداشت فرزند خود توضیح داد که ماموران امنیتی به اشتباه برادر کوچکتر علی را در خیابان دستگیر و به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و سپس با انتقال او به خانه، علی را بازداشت کردند. مهدی کروبی نیزضمن ابراز تاسف از چنین برخوردهایی در جمهوری اسلامی گفت:«هیچگاه فکر نمی کردیم روزی به چنین موقعیتی برسیم و چنین رفتارهایی در این کشور عادی شود و با میراث امام و انقلاب چنین برخورد شود.»

کروبی همچنین درحاشیه این دیدار درپاسخ به پرسشی درباره اعدام فرزاد کمانگر و چندتن دیگر گفت:« طبیعی است که ما از مرگ افراد و اعدام آنها متاثر می شویم و اصولا مخالف رواج یافتن چنین برخوردهایی هستیم. اعدام این افراد در شرایطی صورت گرفته است که هیچکس از چندوچون پرونده آنها باخبر نیست و جرم آنها به دلیل علنی نبودن دادگاه و عدم رعایت آیین دادرسی و قانون، برای هیچکس محرز نشده است. سخنان وکلای اعدام شدگان و اینکه اعدام ها بدون اطلاع آنها صورت گرفته است نیز بسی متاسف کننده و نشان از آن دارد که عدالت نایاب است و رویه فعلی هیچ تناسبی با موازین شرعی و قضایی ندارد. چگونه می توان بدون ضابطه افرادی را اعدام کرد و نسبت به عواقب آن و دامن زده شدن به فضای بی اعتمادی بی تفاوت بود؟ مگر جان آدمیزاد چنین ارزان است که بتوان به راحتی و با کمترین وسواس قانونی و در بی خبری عمومی آن را ستاند؟ معلوم نیست آقایان خود را درچه جایگاهی می بینند که به راحتی و بدون درنظرگرفتن عاقبت کار چنین حکم می دهند.البته وقتی جان آدمیزاد چنان ارزان شود که عده ای را به صرف یک اعتراض مدنی در خیابان به گلوله ببندند چنین رفتارهای خارج از رویه ای نیز رواج می یابد.» (more…)

سخنان مهندس موسوی در جمع خانواده زندانیان سیاسی

مه 12, 2010

22 اردیبهشت به نقل از جرس:

برای مادران ایرانی و مادران آمریکایی یک شکل حق قائل می‌شوند؟

جرس: مادر در هر جایی که باشد مادر است و حق دارد اجازه‌ دیدار با فرزندش را داشته باشد، اما سوال این است که آیا همان تصمیمی که برای مادران آمریکایی گرفتند، برای مادران ایرانی هم گرفتند؟ آیا همان حقی را که برای آنان قائل می‌شوند برای زنان و مادران و خواهران ایرانی هم قائل خواهند شد؟

میرحسین موسوی صبح امروز در دیدار با خانواده‌ جمعی از زندانیان سیاسی، با اشاره به خبر صدور ویزا برای مادران سه نفر آمریکایی بازداشت شده در زندان اوین گفت: «صدور ویزا و اجازه دیدار برای مادران این سه نفر کار بسیار خوبی است و این حق مادران است و ما هم با این کار موافق هستیم، اما مشکل این جا است که آیا این حق برای مادران ایرانی هم در نظر گرفته می‌شود؟» (more…)

نه ! این اسلام نیست ، سخنان مهم موسوی در جمع ایثارگران

آوریل 25, 2010

5 اردیبهشت 89

کلمه:جمعی از ایثارگران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با نخست وزیر امام (ره) دیدار کردند . در این دیدار مهندس موسوی سخنان مهمی را بیان کرد.

به گزارش خبرنگار “کلمه”، میرحسین موسوی در ابتدای این دیدار ضمن تشکّر از ایثارگران گفت: شما افراد ارزشی هستید و برای حل مشکلات کشور دلی سوخته دارید، نه دنبال پست و مقامید و نه دنبال نفع شخصی و نه می خواهید چیزی از اوضاع برای خود برداشت کنید. به همین دلیل سخنان و نظرات شما مهم است خصوصا که ریشه در انقلاب دارید و دلتان برای آن فضای نورانی و معنوی که انقلاب اسلامی بشارت آن را داد تنگ شده است و دنبال آن فضایید.

انقلاب شد تا به آراءوعقاید مردم اهمیت داده شود و فضا باز شود

نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: مشکل امروز ایران ما تهدید همین فضای نورانی است. دلیل اصلی آن هم روشن است، اگر نظام ما کارآمدی لازم را داشت و متوجه این مهم بود که انقلاب شده تا به آراء و عقاید مردم اهمیت بدهیم و فضا را باز کند، بیشتر آحاد ملت – که حالا ممکن است افراد جامعه عقاید گوناگون به این سو و آن سو داشته باشند- در جهت مصالح انقلاب و مصالح ملی حرکت می کنند چنانکه در دوران دفاع مقدس چنین سابقه ای را می توان یافت که از دورافتاده ترین روستاهای کشور تا تهران و سایر شهرها همه جبهه ای پیوسته بودند و همه می دانستندکه برای چه حرکت می کنند.

نخست وزیر امام ضمن با ذکر خاطره ای گفت: در اوایل جنگ به بشاگرد رفته بودیم؛ منطقه ای که قبل از انقلاب برده فروشی در آن رواج داشت. منطقه ای فقیر با فضایی بسته. تنها سرمایه ای که آن مجموعه داشت و ما از درون کپر می دیدیم چند بزغاله و مرغ بود. اما از همین بشاگرد افرادی بودند که خودشان را به جبهه رساندند. وقتی از آنها خواستیم که بگویند چه کاری برایتان انجام دهیم، می گفتند یک حسینیه برایمان بسازید و آن فضا برای بنده فراموش نشدنی است چرا که این فرهنگی بود که در آن وضعیت کشور، شایع شده بود و به حق سرمایه ای عظیم بود. همین پدیده ها بود که در زمان جنگ معجزه ها آفرید.

با گذشت زمان ارتباطمان را با مردم از دست دادیم

موسوی با ابراز دلتنگی نسبت به زمان نورانی از دست رفته اظهار داشت: ما متأسفانه با گذشت زمان ارتباط خودمان را با این مردم از دست دادیم و فکر کردیم که بیشتر از آنها می دانیم و می توانیم به آنها هر چه خواستیم بگوییم و مردم هم باید اطاعت کنند . از عقل جمعی استفاده نکردیم. موقعیت ها و مقام ها و ساخت قدرتی که بر پایه ی منافع و فساد در بعضی ها شکل گرفت موجب شد رجوعمان به توده و اکثریت مردم کاهش پیدا کند و کم کم آن را از دست دادیم و در این زمینه متأسفانه ضعیف شدیم، و فقط پوسته ی اسلامی را نگه داشتیم.

با این شیوه ناکارآمدی و هر مشکل را به نام اسلام تمام می کنند

نخست وزیر امام تصریح کرد: ای کاش این تغییر به نام اسلام نبود و این قدر خسارت نمی داشتیم، چرا باید امروز هر کاری که انجام می شود و هر ناکارآمدی و هر مشکلی که وجود دارد به نام اسلام تمام شود؟ مخصوصاً که با اغراق از اسلام نام می بریم و مدام در اشارات خود از آیات و روایات دم می زنیم حتی در مورد زلزله تهران که امکان وقوع آن وجود دارد و ما هم قبول داریم اما دولت که نباید در این خصوص از اسلام خرج کند. ما همیشه باید فکر کنیم که تهران در خطر زلزله است و برایش همواره راه حل داشته باشیم.

برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کنند

وی با اشاره به کتاب قانون ابن سینا که یک کتاب پزشکی است گفت: نکته ای در این کتاب هست که روی من خیلی اثر گذاشت. بخشی از کتاب راجع به دیوانه ها صحبت می کند و اینکه چگونه باید علاجشان کرد. ابتدا می گوید که درمانش چنین و چنان است ولی بعد بحث روح را می کند و می گوید: روح این افراد را جن تسخیر کرده و به اینجای بحث که می رسد می گوید جایش در این کتاب نیست. آنچه مربوط به پزشکی بود و مداوای آن گفته شد و بعد بحث علمی اش را به آخر می برد.

موسوی افزود:دولت برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کند و اگر به این موضوع ناکارآمدی هم اضافه شود آن وقت هر نوع مشکلی به اسلام نسبت داده خواهد شد.

وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم

موسوی با اشاره به خیل عظیم جوانان و دانشجویان کشور گفت :جوانی را ببینید که در دانشگاه، خودش و یا دوستانش را کتک می زنند، به نام اسلام افراد را بازداشت می کنند ، به نام اسلام جلوی فعالیت احزاب را می گیرند، به نام اسلام رسانه ها را توقیف می کنند ، صنعت کشور هم که در حال متلاشی شدن است و وضع کارگران و کارآفرینان هم تعریفی ندارد. همه اینها به نام اسلام صورت می گیرد بعد هم اگر فسادی مطرح شد همه می گویند این فساد! و نامه می نویسند، یک دفعه می بینیم که تمام بحث راجع به فساد محدود شد به اسلام. این موارد روی جوان مملکت چه تاثیری می گذارد؟

وی افزود: وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم. مگر جوان چقدر تحلیل دارد؟ و چقدر می تواند موضوعات را برای خودش توجیه کند؟ باید این نکته را به وضوح روشن کنیم که مشکلاتی داریم ولی ربطی به اسلام ندارد.

وی این سوالات را مطرح کرد که آیا اسلام دنبال فساد است یا دنبال از بین بردن صنعت؟ ما که می گوییم راهی برای تسلط کفار بر خود قرار ندهید نه به این معنا که به طور مثال تجارت خارجی را قبول نداشته باشیم و یا نباید با جهان ارتباط داشته باشیم، اما چرا اجرای ناقص این کار آن هم به قیمت نابودی محصولات داخلی؟ باز گذاشتن دروازه ها به روی اجناس بنجل خارجی کجایش اسلامی است؟ این موضوع با آموزه های اسلامی در تضاد است.

موسوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وقایع بعد از انتخابات گفت: مردم برادران و خواهران هم هستند. صحنه های زدن، کشتن یا خبرهایی که درباره ی زندان ها هست و توقیف روزنامه ها روی آنان تاثیر بد می گذارد. بنده اصلا به این روزنامه یا آن روزنامه متمایل نیستم ولی مگر چکار کردند که آنها را قیچی کردید و بستید؟

به جای جلوگیری از فعالیت احزاب جوانمردانه با آنان رقابت کنید

وی با اشاره به جلوگیری از فعالیت دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گفت : شما اگر می گویید این حزب ها خوب نیستند یک حزب خوب تشکیل دهید که با اینها جوانردانه رقابت و مقابله کنند تا اگر توانستند خود به خود زمینه اش را در جامعه از بین ببرند.

وی تاکید کرد : قرار بود رقابت سیاسی داشته باشیم و این مرّ قانون اساسی در مورد آزادی تشکل های سیاسی است و به نفع ماست. این به آن معنا نیست که همه تشکل ها خیلی خوب باشند. ممکن است حزبی در کشور شکل بگیرد که تشکل بدی باشد ولی راه حل آن حذف شدن در فرآیند رقابت است که ابواب جمعی مردم در یک فضایی بهترین را انتخاب کنند. این هم متأسفانه به نام اسلام تمام شده است و به همین دلیل کسانی که با این رفتار مخالفند و پایبند ارزش های انقلاب و راه امام هستند باید به شکل های مختلف نشان بدهند که این اسلامی که ما می شناسیم این نیست.

این اسلام نیست…

موسوی افزود:اسلام، کسی را نمی زند، کسی را نمی گیرد، تهمت نمی زند، کسی را در زندان نگه نمی دارد و محدودیت ایجاد نمی کند، اسلام یقیناً مدافع نیرومند اقتصاد ملی و عظمت و استقلال کشور است، این وظیفه ی فوق العاده مهمی است که در رفتار و کردارمان نشان بدهیم که این اسلام مدافع استقلال ماست و حاضر نیست یک ذره از استقلال ما از دست برود. منتها ما که در حکومت نیستیم در کنار حکومتیم.

می گویند از کشتی نظام پیاده شده اید…

وی خاطر نشان کرد : می گویند شما از کشتی(نظام) پیاده شده اید از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم. به عنوان یک مسلمان می خواهیم طوری رفتار کنیم که جوانها را مأیوس نکنیم و حداقل بگوییم اسلامی که می شناسیم این نیست، اسلامی که می شناسیم رحمت دارد، رئوف است، سعه صدر دارد، همه را می پذیرد. با زبان استدلال با افراد روبه رو می شود. اسلام دینی است که می تواند با پیشرفت های جامعه بشری همسو و پیشتاز شود.

توصیه ای از علی(ع) که برای امروز بسیار آموزنده است

موسوی با اشاره به دهه اول انقلاب گفت : در آن زمان در این زمینه ها مشکلی نداشتیم ، ما ابداعاتی در سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد جنگ و … داشتیم و احساس نمی کردیم از قافله بشری در زمینه تلاش برای دستیابی به تکنولوژی، تمدن، سیاست و امثالهم عقب ماندگی داریم. لذا من معتقد بودم در هر موقعیتی که هستیم باید بین همسایه ها، همشهری ها و در سطح ملی این قضیه را نشان دهیم. فکر می کنم آن وصیتی که حضرت علی(ع) در آخرین لحظات داشتند(کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا) حامی مظلومین و مخالف ستمگران باشید یک توصیه ی فوق العاده است. یک نیروی مسلمان و دینی باید شهرت به این پیدا کند که در کنار مظلومین است هر جا که باشد و مخالف ظلم است هر جا که می خواهد باشد.

استقلال در نزد ایرانیان یک ارزش جا افتاده است

به جنبش سبز تهمت وابستگی می زنند و خود دنبال نامه نگاری و جلب توجه هستند

وی این موضوع را دارای اهمیت بسیار عنوان کرد و افزود: همین موضوع هویت اسلامی ما را نگه می دارد. ما واقعا نیازمند آن هستیم که اسلام را خوب معرفی کنیم تا جوان ها و ملت خودمان را نجات بدهیم وگر نه دلیلی ندارد که گرایش ضد دینی گسترده ای را خدای ناکرده در جامعه شاهد باشیم.

موسوی درباره استقلال جنبش سبز گفت: این حرکت(جنبش سبز) صد در صد یک حرکت مستقل است ولی مخالفان به جنبش سبز نسبت ناروا می دهند و آن را به سلطنت طلبها، منافقین، آمریکا و اسراییل منتسب می کنند. در حالی که آنها خودشان با یک حالت زیگزاگی که بیشتر به سیاست خارجی ما لطمه می زند نامه نگاری هایی با سرکرده های قدرت های جهانی دارند. از یک طرف فحش می دهند و از طرف دیگر دنبال جلب نظر چین، روسیه و یا دیگری هستند. آنگاه ما را به رابطه خارجی متهم می کنند. این به این دلیل است که استقلال یک ارزش جاافتاده ای در میان ملت ماست. ملت ما نسبت به این مسئله حساسیت دارد و اگر یک حرکتی را به خارجی ها منتسب کنند طبیعی است که آن حرکت لطمه می خورد و چهره اش مکدر می شود.

آنچه اعتقادات مردم را قربانی می کند

وی افزود: وقتی حکومت می آید روزنامه ها، سخنرانی ها، هیئت ها و احزاب را می بندد و حتی یک کانال نمی توانیم داشته باشیم و یا یک مناظره نمی توانیم انجام بدهیم و … در چنین حالتی است که صدای بیگانه در کشور بزرگ می شود. از یک طرف دولت و از طرف دیگر آنها، سرانجام این وسط چیزی که در دو لبه قیچی از بین می رود همان اعتقادات اصیل است که به نظر من در بدنه اصلی جنبش سبز وجود دارد. ما فکر می کنیم چیزی که در این جنبش مهم است تجربیات خوب سی ساله انقلاب است که باید تلاش کنیم جمع بشود. سپس یک حرکت جمعی داشته باشیم. این فضای پیرامونی ماست که ترسیم کردم، فضایی که هر روز با یک مشکلی روبرو هستیم.

آنها می خواهند جمعیت ما متفرق شود و مردم باید مراقب هم باشند

شمشیر نمی کشیم تنها عنصر پیش برنده ما آگاهی است

موسوی گفت: امروز یکی از نشریات سپاه را خواندم که نوشته باید امتیاز فعالیت مجمع روحانیون مبارز را هم لغو کرد. آنها نگاهشان اینطوری ست، می خواهند تمام تشکل ها را از بین ببرند و یقیناً بعد به حساب بقیه ی تشکل ها و گروه ها خواهند رسید. در چنین حالتی شبکه ها و هیئت ها اهمیت فوق العاده ای پیدا می کنند. مواظب خود بودن، مواظب خانواده بودن، مواظب محله بودن، مواظب جامعه و هر چه پیرامون ما هست بودن، اهمیت زیادی پیدا می کند. ما در این مصاف ، نمی خواهیم که شمشیر بکشیم و با یک حالت رزمی به میدان برویم. ما تنها عنصری که داریم و قدرتش از همه اینها بیشتر است ایمان و آگاهی است. باید این دو را تقویت کنیم. ایمان به یک دین رئوف و دینی که امام مطرح کرد :پیشتاز و روشن، که بتواند در سطح جهانی و در سطح داخل پاسخگوی مشکلات باشد. از طرف دیگر آگاهی نسبت به حقوق اساسی مردم. مردم باید بدانند که حقوقی دارند و حقوق آنها دارد ضایع می شود.

در انتخابات حکومکت نباید برای مردم تصمیم بگیرد

اینگونه نمی شود کشور را اداره کرد…

وی یکی از حقوق مردم را برگزاری انتخابات آزاد عنوان کردو گفت: نباید حکومت برای مردم تصمیم بگیرد. وقتی از دور نگاه می کنیم به زشتی این کار پی می بریم که مثلا چهار پنج نفر که به فرض خیلی آدم های عالی که تمام حسن های جهان در آنها جمع شده باشد، بنشینند یک عده ای را کنار بزنند، عده ای را انتخاب کنند و بعد به یک ملت هفتاد و پنج ملیونی بگویند از داخل اینهایی که ما انتخاب کردیم انتخاب کنید. این بدترین حالت برخورد با یک ملت است. زشتی این کار را نمی-فهمیم ، چون داخل آن هستیم و لمس نمی کنیم. بله وقتی که یک نماینده ای خائن از آب درآمد با او باید با شدت و غلظت برخورد کرد و او را بیرون کرد. از گذشته هم برای این کار راه داشتیم اما حالا انتخابات را به این شکل انجام می دهیم که مدام گزینش انجام دهیم، تمام دهان ها را ببندیم، تمام مراکز اطلاع رسانی را توقیف کنیم تا آن کسی که ما می خواهیم، رأی بیاورد و بعد صندوق ها را هزار جور دستکاری بکنیم و تخلفات عجیب و غریب انجام بدهیم. اینطور که نمی شود کشور را اداره کرد(دراینصورت) کشور به اینجا میرسد که الان تهدیدات خارجی پشت دروازه کشور ماست و از لحاظ سیاسی، امنیتی، اقتصادی تهدیدات داخلی بیشتر است.

وی در فراز دیگری از سخنان خود با اشاره به مسائل اقتصادی کشور گفت: یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی، میزان سرمایه گذاری است که الان پنج،شش درصد است در حالی که باید بین دوازده تا چهارده درصد باشد. این کاهش به معنای ، بیکاری، فقر، فساد، فشار آمدن روی طبقات حقوق بگیر و امثالهم است. یا مثلا گفته شد رشد اقتصادی کشور امسال صفر خواهد شد.البته اطلاعات شفاف وجود ندارد، یک دفعه عده ای می نشینند تصمیم می گیرند و تمام اطلاعات مربوط به فساد و نیز اطلاعات راجع به لایحه ی هدفمند کردن یارانه ها قطع می شود. افرادی به دنبال آمار و اطلاعات هستند تا برای آینده کشور پیش بینی داشته باشند، عوض اینکه این افراد فرصت شمرده شوند به عنوان تهدید مطرح می شوند. سعی می شود که تمام اطلاعات قیچی شود و نتیجه این می شود که شرایط بسیار وخیمی داشته باشیم.

گسترش آگاهی مهمترین زمینه تغییر به نفع اسلام

وی افزود: کار ما آگاهی دادن به مردم نسبت به این مشکلات و بسط و گسترش آن است. حقوقی که مردم دارند گسترش این آگاهی ها و اطلاع از حقوق خود یعنی همان اصلی ترین و مهم ترین عنصری است که می تواند زمینه تغییر را به نفع اسلام و انقلاب و آتیه ی کشور ایجاد کند به شرطی که حالت اجماع نسبت به این مسأله بوجود بیاید. من فکر می کنم بعد از انتخابات در این زمینه پیشرفت کرده ایم.

میزانی برای سنجش موفقیت جنبش سبز

وی میزان حضور مردم در تجمع های خیابانی را معیار درست برای سنجیدن جایگاه جنبش سبز عنوان نکرد و گفت : ما نباید بگوییم که خیابان ها زمانی از جمعیت زیاد و در زمانی کم بود و بر این اساس بسنجیم که جنبش سبز در کدام نقطه ایستاده است. باید شاخص و اطلاعاتی داشته باشیم که ببینیم آگاهی از این حقوق چقدر است تا اینکه بدانیم در آینده چگونه باید کشور اداره شود؟ آیا این آگاهی در سطح جامع گسترده تر شده یا کم کم دارد دایره اش تنگ تر می شود. اگر ما نسبت به این موضوع پیشرفت داشتیم زمینه ی تغییر جدی را در کشور ایجاد کرده ایم.

آنچه جریان حاکم را به رسانه ها حساس کرده است…

موسوی تاکید کرد دلیل حساسیت جریانی که برسر کار است نسبت به رسانه ها همین است و این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر هیچ بحرانی نداشتیم که روزنامه ای مانند بهاربسته نمی شد و یا یکی دو مناظره ای که بیشتر نگذاشتند پا بگیرد و برنامه قطع یا یکطرفه شد. تمام این ها نشانگر اهمیت این مطلب است که قدیم می گفتند پاشنه آشیل و یا چشم اسفندیار.

دامنه آگاهی را به روستائیان و کارگران و کشاورزان بکشانیم

همه باید در صدا و سیما تریبون داشته باشند

وی آگاهی را مهمترین مسئله عنوان کرد و گفت: باید آگاهی را گسترش دهیم، باید دامنه آگاهی را به روستاییان، کشاورزان، صنعتگران، کارگران و معلمان بکشانیم به آنها بگوییم این زندگی، شایسته شما نیست. شما حق دارید که یک نماینده بفرستید.شما حق دارید که صنعت مستقل داشته باشید، اقتصاد ملی خوبی داشته باشید. از چنین حقوقی برخوردارید. شما حق دارید در جامعه صحبت و نظر خودتان را اعلام بکنید و به نظر شما باید اهمیت داده شود این صدا و سیما از پول جیبی شما اداره می شود. شما باید پشت این تریبون ها باشید.

وی با اشاره به خاطره ای از حضرت امام (ره) گفت: یادم هست که حضرت امام رحمه الله علیه میگفتند چرا اینقدر عکس من در روزنامه ها چاپ می شود . اصلاً غدغن کردند. در یک جلسه خصوصی به آقای محمد هاشمی رئیس وقت صدا و سیما از بابت زیاد نشان دادن تصویر ایشان گلایه و ابراز ناراحتی زیاد کردند. خود بنده از میدان امام مقابل ساختمان مخابرات رد می شدم دیدم شیشه هایش از بالا تا پایین عکس امام را زده اند، ناراحت شدم زیرا آن حالت اغراق آمیز، وضعیت آن اداره را به هم می زد و با اعتقادات ما هم ناسازگار بود. نمی دانم نبوی یا غرضی وزیر مخابرات بود، تماس گرفتم و گفتم جمع شود و جمع شد. خیلی طول نکشید حاج احمد آقا با من تماس گرفت و از قول امام از من تشکر کرد و خب این وضعیت آن موقع امام بود.

با این انتخابات واتفاقات بعد از آن ، ایده برگشت به حقوق اساسی متولد شد

وی خاطرنشان ساخت: باید به مردم اینها را انتقال بدهیم و اینکه حکومت دینی و جمهوری اسلامی به معنای باز شدن تمام راه ها برای ابراز نظر و خلاقیت آنها و بودن آنها در صحنه واقعی است نه اینکه آنها نتوانند از این صدا و سیما و امکانات عادی هم استفاده کنند.برداشت من این است با این انتخابات واتفاقات بعد از آن یک ایده ای در داخل کشور مبنی بر برگشت به حقوق اساسی متولد شد که برگشت ناپذیر است. کافیست که از این، مثل یک گیاه و گل پاسداری کنیم وبگذاریم تناور وگسترده شود. در قرآن آمده است که خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر دهند. این آگاهی زمینه تغییرات وسیعی را در جامعه و حکومت ایجاد خواهد کرد.

جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم

موسوی تاکید کرد، باید برای راهمان برنامه داشته باشیم و بیش از همیشه باید به این مسئله معطوف شویم که این جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم و با گسترش آگاهی ارتباط به روزی با آنها داشته باشیم و به آنها بگوئیم وضعیت کارگری و اقتصادی و… موقعی خوب می شود که نمایندگان واقعی شان در مجلس باشند ونمایندگان مردم هم بتوانند در صدا و سیما نظرات آنها را نقل کنند و مردم هم بتوانند مواظب فساد باشند.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به دوران ابتدایی پیروزی انقلاب گفت: در ابتدای این انقلاب اینجور نبود که بگویند شما چرا ریخت و پاش کردید؟ بلکه همه مراقب یکدیگر بودند. آن ایمان و اعتقاد گسترده باعث می شد مراقب خویش باشند. کافی بود در اداره ای کسی کمی پایش را از گلیم اش جلوتر بگذارد خود کارمندان بر خورد می کردند و خود جامعه این حالت را داشت. جدا شدن شما از این نوع نظارت ها یقینا باعث فساد می شود که البته این به منشوری نیاز دارد که تهیه شود.

سینه به سینه و با خلاقیت انتقال اطلاعات کنیم

وی موضوع مهم دیگر را در ارتباط با فعالیت های رسانه ای برشمرد و گفت: ما باید روش هایمان را به روزتر کنیم. حالا که روزنامه نداریم باید راه های تازه ای پیدا کنیم ضمن آنکه دنبال روزنامه هستیم تا از طریق قانونی رسانه داشته باشیم اما از طریق رسانه های مجازی که یقیناً جزء حقوق ماست از طریق هیأت ها از طریق خانواده و سینه به سینه باید اطلاع رسانی کنیم. این اطلاع رسانی هم باید حول مسئله ای که در آن اجماع داریم با روش های جدیدی که در حین کار به دست می آوریم انجام دهیم .دائم باید فکرهای نویی ارائه دهیم که یک جمع خلاق را داشته باشیم و روش های نو برای جامعه مان داشته باشیم.

وی با ذکر مثال از یک تئوری که در هنر مطرح هست گفت : در نظریات فلسفی هنری بحثی است مبنی بر این که یک طیفی از هنرمندان نگارگر وقتی می خواهند نقاشی کنند اول می نشینند راجع به آن فکر می کنند ،اجزاء، حجم و رنگ را در ذهن می آورند در ذهن که تکمیل شد هنرمند در جلوی بوم قرار میگیرد و شروع به نقاشی کردن می کند. یک طیف دیگر هستند که می گویند، با احساس زیبا شناسی و با تناسب رنگها کار را آغاز می کنیم اما از اول حاصل کار را تعریف نمی کنند .در نظریات سیاسی مشابه این دو را می توانید پیدا کنید.قبل از انقلاب مارکسیست ها خیلی فعال بودند. دلیل انشقاق آنها این بود که سعی می کردند یک حکومت بی طبقه ای را با تمام ابعاد و ویژگی هایش ترسیم بکنند و به طرف آن حرکت کنند. برای همین طرح چینی استالینی داشتیم که متمایل به آلبانی انورخوجه و یا حکومت از نوع کاسترو و امثال اینها بود.در گروههای اسلامی هم همینطور بود آنها هم ترسیم کاملی از حکومت داشتند که در نتیجه یک نوع جدایی و انشقاق و یک دید افراطی در اینها ایجاد کرده بود.

وی تصریح کرد: اگر ده سال قبل از انقلاب به حضرت امام (ره) می گفتند حکومت شاه که سرنگون شد ابعاد حکومت شما چیست؟ ایشان مثل کمونیست ها و مارکسیست ها نظر مشخص نمی دادند مبنی بر اینکه ابعادش، مشخصاتش این باشد مجلسش این باشد، بعد براساس آن باید حرکت بکنیم.

معیاری که جنبش سبز بر اساس آن حرکت می کند

موسوی با اشاره به جنبش سبز خاطر نشان کرد: جنبش سبز بر اساس معیارها و الگوهای دوم حرکت می کند، معیاری که می گوید حقوق اساسی مردم باید رعایت شود، عدالت و آزادی باید باشد. این کار تحقق نمی پذیرد مگر آنکه همه ملت را دور هم جمع بکنیم. این ملت و شهروندی که مالیات می دهد محترم است و هر کس که قوانین داخلی کشور را رعایت می کند محترم است.از اول هم اساس بر همین بود. روزهای اوّل پیروزی انقلاب گروههای چپ و راست حتی غیر مذهبی ها خدمت امام می رسیدند و دائم با ایشان ملاقات می کردند.برای اینکه تصور بر این بود نظامی داریم که تمام اقشار را می تواند در بر گیرد. این هیچ نوع منافاتی با جمهوری اسلامی حکومت اسلامی و حکومت دینی نداشت.

نخست وزیر امام افزود: هم اکنون هم تصور و ایده ایی که جنبش سبز باید ارائه دهد این است که بتواند بیشترین نیروی ممکن را در خودش جمع کند.همان جوانی که امروز به خاطر بد کار کردن حکومت از دین بیزار شده است وقتی درست عمل کنیم راه بازگشت او را فراهم کرده ایم و این برای ما اهمیت زیادی دارد. یعنی بازگشت وسیع مردم به سمت دین موقعی است که از دین شعارهای خوب و سعه صدر ببینند، کار آمدی ببینند. در آن حالت ما کمترین روی گردانی را از دین و از اسلام و ارزشها و میراث های فرهنگی و قدیمی مان خواهیم داشت.

وی به روشن شدن بیشتر مشخصات جنبش و این حرکت تاکید کرد و گفت: با این مشخصات و این حرکت را به مردم منتقل کنیم .باید به مردم بگوییم ما دنبال قدرت و دسترسی به قدرت نیستیم. حکومت مال همان کسانی باشد که الان هست اما این معیارهایی که مطابق اسلام و فطرت است را رعایت کنند. مردم را کتک نزنند و بگذارند مردم آراء خودشان را راحت در صندوق ها بریزند ، بگذارند مردم حرف بزنند، همان که قانون اسلامی تصریح دارد، بگذارند رسانه ها آزاد باشند. ما نمی خواهیم رسانه ایی باشد که به دین فحاشی کند.

زندانیان گمنام …

به راحتی انگ محارب می زنند

وی با اشاره به زندانیان گمنام گفت: الان در زندان متأسفانه غیر از افرادی که شناخته شده اند زندانی های عجیب و غریبی می بینید که پنج سال – شش سال به دلیل اینکه در ۲۵خرداد در راهپیمایی شرکت کرده اند محکوم شده اند. ما می گوییم این را دین نمی پذیرد، اسلام نمی پذیرد،این با هیچ مبنای دینی که ما می شناسیم سازگاری ندارد. بیایید ثابت کنید که دین اسلام چنین است. تا یکی کوچکترین تکانی می خورد زود یک مارک محارب میزنند. الان زندانیانی هستند که ناشناس هستند، پرونده بعضی شان اصلا گم می شود ،برخی هستند ماهها اصلا کسی سراغشان نمی رود. آنکه مشهور است به او می رسند چون بالاخره اسمش در سایت ها مطرح است. افرادی هستند که تکلیفشان واقعاً روشن نیست، ما می گوییم اسلام با این مسئله سازگاری ندارد.

موسوی افزود: می گوییم مرّ اسلام را بگویید، آیا مرّ اسلام با اینها سازگار است. ما چنین چیزهایی نداریم.این حرف ها را مردم می پسندند دلیلش این است که با فطرت آنها و اعتقادات دینی آنها و با تجربه روزانه آنها سازگار است. در خصوص مسائل سیاسی اقتصادی هم همین طور است. کجای اسلام گفته شما دائم در تمام دنیا بگردید و برای خودتان دشمن ایجاد بکنید. در دنیا در سطح بین الملل تقریباً هیچ کشوری نیست که در داخل یک بلوک رسمی نداشته باشند تا درآن جمع، تصمیم گیری جمعی بکنند. درآمریکا که ابرقدرت است و نیروی نظامی، بمب اتم، رسانه و سرمایه وسیعی دارد که در تمام دنیا در گردش است به عنوان یک قدرت بزرگ در رابطه با مسئله هسته ای با ما مشکل دارد ببینید با این مشکل چگونه مواجه می شود.یعنی کشوری که یقینا از لحاظ قدرت مادی، استغنایش از ما بیشتر است. او سعی میکند بین متحدینش وفاق ایجاد کند حتی رقبایش چین و روسیه را راضی کند تا درباره پرونده هسته ای ایران به یک اجماع حداکثری برسد.حال، ما که به این روش ها توجهی نداریم هیچ، کارمان این شده است که دشمن گیری کنیم.

از حقوق اساسی ملت نباید بگذریم

مهندس موسوی تصریح کرد: از حقوق اساسی خودمان نباید بگذریم اما ضعف و ناتوانی و عدم تدبیرمان را هم نباید به اسلام نسبت بدهیم. این اصلاً ربطی به اسلام ندارد ما می توانیم کشوری اسلامی و بهترین موقعیت و دوستان را در جهان داشته باشیم و از طرق  سیاسی در جاهایی که لازم است از خودمان دفاع کنیم .چنانچه ملت ما در دفاع مقدس نشان دادند بر سر ارزش ها حاضرند تا آخرین قطره خون بایستند. با این که به طور قطع بهترین فرصت های توسعه کشور را با افزایش قیمت نفت از دست دادیم و درآمدهای عظیمی که در چهار پنج سال اخیر به دست آوردیم همه را به باد فنا دادیم و متأسفانه برعکس موقعیت کشور را به سمت بدتر شدن با بد استفاده کردن از درآمدها بردیم. من میگویم اینها باید شناخته شود و دوستان، آنهایی که در زمینه اقتصاد نظریه پردازند به یک شکل، آنهایی که از نظر فرهنگی صاحب نظرند به شکل دیگر، این آیتم ها را به اطلاع مردم برسانند تا زمینه دگرگونی در این وضع ایجاد شود.

مشفقانه حاکمان را نصیحت کنیم

کم هزینه ترین راه برای نجات کشور از مشکلات…

راه حلها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت نیستیم دائم باید اعلام بکنیم

موسوی خاطرنشان کرد :از طرف هم باید دلسوز باشیم و مشفقانه حاکمان را نصیحت کنیم و بگوییم راهی که شما می روید بیراهه است. در اطلاعیه شمارۀ هفده یک موضوع اساسی را طرح کردیم که خیلی توجه نشد، گفتیم شما فکر نکنید وقتی با کسی قرارداد می بندید اصلاً جنبش سبز وجود ندارد. شما همین چهار پنج تا کار را بکنید خواهید دید این آب گل آلود کشور و این وضعیت بحرانی کشور به سمت بهبود خواهد رفت. ما راه حل ها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت دیگری نیستیم دائم باید اعلام بکنیم. بگوییم که کم هزینه ترین راه برای اینکه کشور از این مشکلات نجات پیدا کند این است که شما در رویه تان تغییراتی ایجاد کنید.

هر کس که بر خلافشان حرف بزند را صهیونیست و منافق می نامند

وی این موضوع را مطرح کرد که در سیاست خارجی وقتی یک رویه مهم در یک کشور می خواهد اتفاق بیفتد و می خواهند تصمیم بگیرند حتی درآن کشورها سعی میکنند نظر اپوزسیون را هم جلب کنند. لااقل از دشمنان تان درس بگیرید که هیات دولتش در کنار حزب رقیب می نشینند و در مورد یک موضوع بزرگ بحث می کنند . این جلسات هر سال بک بار دو بار در سال پیش می آید و در همه دنیا این وجود دارد.

مرده هایی سیاسی که توسط حکومت زنده شدند

به اعتقاد موسوی، این روشی که هر کس بر خلاف شما صحبت کند و راه حلی ارائه دهد را صهیونیست یا منافق می نامید و او دلبسته به آمریکا، برانداز و محارب می شود این به نفع شما و به نفع کشور نیست ،این تقویت محارب و منافق است. منافقین با این جنایت هایی که در داخل کشور داشته اند ، با این همکاری هایی که با صدام داشتند مرده ای شده بودند که ننگ ابدی بر پیشانی انها مانده است. شما وقتی فرزندان این ملت که دو سه میلیونشان در یک روز یک خیابان را پر می کنند به منافقین نسبت می دهید ، آیا شما منافقین را تضعیف می کنید؟ یا نفاق را تقویت می کنید؟از آنطرف جریان سالمی که در کشور جامعه را متمایل به اسلام می کند، شما پیشانی بند جبهه آنها را که به عنوان یادگاری حفظ کرده اید پنهان می کنید که به آنها نگویند بسیجی و طرفدار امام.

باید به حضرات گفت ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟

وی با اشاره به خاطره ای از دیدار با خانواده یکی از شهدای سبز گفت : آنجا موضوع جالبی را دیدم . عکس های قبل و بعد از انتخابات این شهید برای من خیلی تکان دهنده بود، زیرا نشان می داد که یک جوان دانشجوی آنچنانی ، با آن طبع جوانی در جریان بحث های انتخاباتی و راه پیمایی ها چنان تغییر کرده بود که با ته ریش و پیشانی بند یاحسین(ع) یعنی همان چهره ی بسیجیان در طول دوران دفاع مقدّس که مادران آنها را می بوسیدند و روانه ی جبهه می کردند عکس گرفته بود. خب وقتی یک جریان سالمی در کشور وجود دارد به این حضرات باید گفت: ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟

برخی اشکالات به دلیل محدودیت هاست

موسوی همچین در تبین خطوط و چارچوب جنبش سبز گفت: در عین حال من قبول دارم که کمی با عدم تعیین ها روبرو هستیم با توجه به اینکه ما تشکیلات نداریم چون هر تشکیلاتی را بر می چینند، روزنامه نداریم و… می تواند خطر ساز باشد. لکن باید یک خطوط کلی انشاا… تبیین شود.الان هم در جامعه مخصوصا در فضای دانشگاه وضعیت بهتری ایجاد شده و جامعه دانشجویی به سمت عقلانیت بیشتری رفته است. طبیعی هم هست ، در یک دانشگاه پنجاه دانشجو را ممنوع التحصیل کرده و ده نفر را گرفته اند . بچه ها محتاطتر شده،این به معنای بازگشت نیست به معنای بیشتر فکر کردن است و به دنبال راه حل های تازه تر رفتن است.

خشونت هرگز؛ راه حل ها فقط مسالمت آمیز باشد

موسوی اظهار امیدواری کرد تا راه حل های اسلامی مسالمت آمیز خدای نکرده در این جریانات فراموش نشود و جوانان هرگز به راه حل های خشن  روی نیاورند. چون با این همه دستگیری و سرکوب و زدن و گرفتن به جامعه نمی توان مطمئن بود. در آینده حرکت های خشن و تند یقیناً به ضرر ملت ماست و به ضرر جنبش سبز است که باید مراقب باشیم این اتفاق نیفتد .

وی در پایان با یاد دوباره روزهای جبهه و جنگ گفت: ملت کم قربانی نداده است و بنده در انتها باز هم برمی گردم به صحنه های جبهه ها. من همیشه غبطه می خوردم به آن فضاهای نورانی، طوری نشود که از آن فضاهای روحانی نتوانیم به راحتی در جامعه صحبت کنیم. زیرا الان چنین حالتی بوجود آمده که کم کم این ارزش ها هم دارد زیر سؤال می رود.

میرحسین موسوی دعا کرد تا انشاالله خداوند این بحران را در نهایت به نفع ملت و انقلاب ختم کند تا ما شرمنده ی خون شهدا نباشیم.

موسوی:بحث های واقع بینانه در مورد نقاط ضعف و قدرت توام با استقامت و تامل برای ادامه ی راه سبز حیاتی است.

آوریل 18, 2010

به نقل از جرس 29 فروردین :

به گزارش خبرنگار سایت امروز، مهندس میر حسین موسوی در دیدار با اعضای کمیته دانشجویی این سازمان ضمن ارائه تحلیلی از وضعیت کشور، با اشاره به نیروی انسانی عظیمی که در دانشگاه ها وجود دارد، گفت: سرکوب ها نتوانسته است جلوی پیشرفت جنبش سبز را در دانشگاه ها بگیرد بلکه شرایط موجود باعث شده است نفوذ اهداف جنبش سبز در دانشگاه ها عمیق تر شود و امروز در دانشگاه ها فعالیت سیاسی توام با عقلانیت درحال گسترش است. بحث های واقع بینانه در مورد نقاط ضعف و قدرت توام با استقامت و تامل برای ادامه ی راه سبز حیاتی است. وی تصریح کرد علت اینکه موج گسترده ی دستگیری ها منجر به توقف جنبش سبز نشده است همان واقعیتی است که در شعار کلیدی مردم یعنی «ما بیشماریم» تبلور یافته است. این شعار بسیار مهم است در سطح دانشگاه ها سه و نیم ملیون دانشجو حضور دارد که اکثریت قریب به اتفاق آنان می دانند راه سرافرازی کشور گسترش امواج سبز آگاهی و مسئولیت در میان توده های ملیونی مردم است. دانشجویان فرزندان مردم هستند و به خوبی آگاهی بخشی و اطلاع رسانی را تاکنون انجام داده اند.

موسوی گفت :کسانی که سرکوب می کنند مسیر خود را طوری تعریف کرده اند که بخش کوچکی از ملت را در داخل خود جا می دهد و به همین دلیل حتی در بهشت زهرا هم با اسلحه و باتوم ظاهر می شوند و ما راه سبز را طوری باید تعریف و معرفی کنیم که همه  هفتاد ملیون جمعیت کشور حتی مخالفان ما را در بربگیرد. وی تبیین شعارهای درست و منطبق با خواسته های به حق مردم را یکی از وظایف اصلی علاقمندان به جنبش سبز برشمرد و تاکید کرد وظیفه ی ماست که شعارها را با دقت و درست انتخاب کنیم و سپس بر سر تحقق آن ها بایستیم.

موسوی آزادی و عدالت را دو کلید واژه ی مهم در حرکت جنبش سبز دانست و گفت عدالت و آزادی از هم جدایی ناپذیرند و آن کسی که وضعیت معیشتی فلاکت بار دارد بیشتر در معرض از دست دادن آزادی های اساسی است.

موسوی گفت راه حل مشکلات اقتصادی مردم و کشور اقتصاد صدقه ای نیست. شما حاصل به باد دادن ثروت های ملی و درآمدهای نفتی را نگاه کنید. هر روز ما بیشتر از دیروز به درآمدهای نفتی وابسته شده ایم و بازارهای ما پر از کالاهای خارجی است در حالی که تقریبا همه ی صنایع و کشاورزی ما در وضعیت بسیار دشواری قرار دارند. شما در مورد وضعیت نیروی کار کشور دقت کنید. بنده واقعا وقتی با این سیاست ها و فساد و بی برنامگی و در کنار آن قول نرخ بیکاری پنج درصد را می شنوم حیرت می کنم. این روندها اگر ادامه یابد، در آینده سند چشم انداز بیست ساله یک شوخی که برای گول زدن مردم تهیه شده است تلقی خواهد شد و نه یک سند معتبر برای نشان دادن راه پیشرفت کشور.

وی افزود: امروز یک چهارم زمان تعیین شده برای نیل به اهداف گذشته است. بیاییم بدون تعصب بررسی کنیم که آیا به آن اهداف نزدیک تر شده ایم یا دورتر.
ما دیگر نیازی نداریم برای نشان دادن دلایل این وضع به جای دور یا تحلیل های پیچیده برویم. کافی است به زندان ها نگاه کنیم و ببینیم چه تعداد از خدمتگزاران و روزنامه نگاران و زنان و مردان کارآمد کشور را به بهانه های واهی راهی زندان کرده ایم و پروژه ی اعتراف گیری راه انداخته ایم و هم اکنون هم که به تعداد اندکی از زندانیان مرخصی داده شده است، آن ها زیر فشار هستند که اگر می خواهند به زندان برنگردند، مصاحبه کنند و این در حالی است که به طور مدام رسانه های مردمی و مستقل زیر فشار هستند.

موسوی اضافه کرد بنده چشم اندازی برای آزادی مطبوعات و رسانه ها آنچنان که در قانون اساسی آمده است نمی بینم فلذا باید علاقمندان به جنبش سبز خود را با شرایط موجود تطبیق بدهند و در همین شرایط سخت، راه هایی را برای بسط آگاهی و گسترش رسانه ها پیدا کنند. گذشته از آن همه ی ما امروز باید در محیط فعالیت و خانه ی خود یک رسانه باشیم.

موسوی افزود: به هنگام جنگ تحمیلی که تاسیسات مهم کشور زیر بمباران قرار داشت و از سوی دیگر عناصری که خود را به صدام فروخته بودند از هیچ خرابکاری کوتاهی نمی کردند، بعضی ها معتقد بودند که بهتر است بگذاریم جنگ تمام شود تا با بازسازی را شروع کنیم. ولی دولت به این نتیجه رسید که هنوز آتش یک انفجار در یک مجتمع و یا پالایشگاه و تاسیسات خاموش نشده است، ما باید بازسازی را شروع کنیم. یعنی شعار اینکه باید قدرت سازندگی ما از تخریب دشمن پیشی بگیرد، جا افتاد. الان هم همان تجربه باید مورد توجه قرار گیرد. هر منفذی که بسته می شود بلا فاصله باید پنجره های دیگری گشوده شود. هر روزنامه ای که بسته می شود، راه انتشار یک روزنامه ی دیگر در چهارچوب قانونی جستجو شود. هر وبلاگی که بسته می شود ده ها وبلاگ دیگر برای دفاع حقوق مردم باید راه اندازی شود. این تنها راه است و ما بیشماریم و ما می توانیم این کار را انجام دهیم. باید توجه کنیم راه کوتاه نیست. ما باید یاد بگیریم که فعالیت های بحق سیاسی خود را با زندگی روزمره ی خود در این جا و آن جا توامان اداره کنیم. عظمت جنبش از ابتکار افراد معدودی نابغه برنمی خیزد.

وی خاطر نشان کرد: عظمت جنبش از فعالیت انسان های بی شماری ناشی می شود که آشکار و پنهان در حدی که می توانند در گشوده کردن این راه به آینده ی سبز کمک می کنند و در این راه حتی یک دعای خیر از یک فرد گمنام در یک گوشه ی دورافتاده ی کشور مغتنم است. در راه سبز کسی فکر نمی کند که کار بزرگ انجام می دهد، بلکه همه فکر می کنند که کار درست انجام می دهند. همه باید بدانند که ما می خواهیم کار درست انجام دهیم. ما می خواهیم از کرامت ذاتی انسان ها دفاع کنیم. ما می خواهیم مفهوم ملت ایران مساوی یک پادگان و یا یک گروه اندک تلقی نشود.

موسوی افزود: ایران یعنی بیش از هفتاد ملیون شهروند آزاد و با فرهنگ و اعتقادات رنگارنگ. ما از این کثرت و تنوع نمی ترسیم. ما اصولگراها را دوست داریم همانطور که همه ی اقشار ملتمان را. و همه ی فرهنگ های موجود را. و همه ی قومیت ها و همه ی زبان ها را دوست داریم. ما می گوییم قرار بود قرائتی رحمانی از اسلام را که سایه ی مهربانی و تحمل را در کشور باز کند داشته باشیم نه اقدامات ضد دینی اعتراف گیری و ماجراهای کهریزک و خوابگاه های دانشجویی و فجایع سی خرداد و عاشورا و دیگر روزها را.

وی ادامه داد: الان هم می گوییم راه حل مسائل دستکاری آمار تعداد شهدا و پرکردن زندان ها نیست بلکه راه، رسیدگی به خانواده های شهدا و باز کردن در زندان ها و آزاد کردن رسانه ها و انتخابات آزاد رقابتی غیر گزینشی است.

موسوی خاطر نشان کرد: اگر می گویید حکومت نوکر مردم است، نوکر ولی نعمت خود را نمی کشد، آزار نمی دهد، او را به زندان نمی اندازد، او را محدود نمی کند و خواسته های خود را به نام خواسته ی مردم مطرح نمی کند. شما بگذارید برای آنکه صدا و سیما رسانه ی ملی باشد، ملت بیاید در آن رسانه صحبت کند. نه آنکه حتی یک مناظره ی ساده و کنترل شده را طاقت نیاورید.

موسوی گفت همه بدانند که راه حل مشکلات کشور در منحرف کردن اذهان مردم از مسائل اساسی نیست. حکومت باید همیشه به فکر زلزله ی پایتخت باشد، نه آنکه خوابنما شود که زلزله ای بزرگ در راه است. در حالی که دولت مدیریت و قدرت جابجایی حتی چند هزار نفر در تهران را ندارد، نباید با لفظ آمرانه از خروج پنج ملیون نفر از مردم تهران صحبت کند. شما اول نم نم ببارید و سپس غرش رعد و برق را داشته باشید. شما یک رشد معقول را برای رفاه و آموزش و بهداشت مردم داشته باشید و سپس تبلیغ افزایش نرخ جمعیت کشور را بکنید. امروز سیاست های بدون حساب و کتاب و خیال پردازی ها کشور را در مقابل تهدیدات خارجی قرار داده است. درست است که همه ی ملت ما آماده است در مقابل هر نوع تهدید بیگانه متحد بایستد، ولی در عین حال مسببان این شرایط در داخل را فراموش نخواهد کرد. بنده توصیه می کنم که به جای آنکه ناممکن جابجایی پنج ملیون نفر از تهران را بدهیم، ضمن اقدامات درست و سنجیده، برای مواجهه با هر خطر ناشی از بلایای طبیعی تلاش کنیم که خطر بلایای خارجی خودساخته را از سر ملت دور کنیم.

وی در خاتمه خاطر نشان کرد: فکر نکنیم مردم گفته ها و اعمال ما را فراموش می کنند. مردم حتی نسبت به سرنوشت کرم ها و لاک پشتی که به فضا حساسند و می خواهند بپرسند نتایج تحقیقات در مورد این حیوانات بی گناه به کجا انجامید.

کروبی: تاکيد می‌کنم انتخابات غير طبيعی داشتيم و اين دولت متکی بر رای مردم نيست

مارس 16, 2010

به نقل از سایت گویا 25 اسفند

به گزارش خبرنگار سحام نيوز، حجت الاسلام و المسلمين مهدی کروبی در ديدار با جمعی دانشجويان و جوانان شاخه حزب اعتماد ملی استان اصفهان و گيلان به ايراد سخنرانی پرداخت. مهدی کروبی در اين ديدار ضمن خوش آمد گويی به ميهمانان ضمن تبريک عيد باستانی نوروز به تمام ايرانيان و فارسی زبانان گفت: سالی که گذشت و آن ماجرای انتخابات و پيامدهايی که داشت توام با مشکلاتی بود که خداوند را شاکرم برای اينکه در عبور از اين تلخی ها ياريمان کرد. مهدی کروبی افزود: واقعيت اين بود که ما برای تغيير در اوضاع فعلی کشور وارد اين انتخابات شديم و چون متاسفانه جمهوری اسلامی از مسير خود منحرف شده بود تلاش کرديم و ميکنيم تا جمهوريت به معنای واقعی خود يعنی متکی بر رای مردم و اسلاميت که دين اصلی مردم اين سرزمين است به صورت درست اجرا شود. همان جمهوری اسلامی که در ابتدای انقلاب امام فرمودند، اما متاسفانه جمهوريتی که از درون نظام برخاسته دچار استبداد زدگی شده است و انتخابات اينچنين بی خاصيت شده و فقط اسم و تشريفاتی از آن باقی مانده آنهم با دخالت های متعدد و اعمال نفوذ های فراوان از جانب برخی افراد. لذا ميخواهم بگويم که من از همان انتخابات مجلس هشتم متوجه شدم که با ادامه اين روند ديگر در ايران انتخابات به معنای واقعی برگزار نخواهد شد. (more…)

پیام نوروزی موسوی : سال آینده سال صبر و استقامت ماست

مارس 15, 2010

این پیام هم اکنون روی سایتها رفته و اشکالاتی در متن پیاده شده وجود دارد ولی لازم بود برای اطلاع دوستان ذکر شود ، به نقل از سایت نوروز – سخنان مهندس موسوی در دیدار بااعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی و تعدادی از جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی در 24 اسفند ماه :

نکات مهم پیام موسوی :

سال آینده سال صبر و استقامت ماست. سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم. سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتیجه رسیدن .

باید به سمت معلمان ، کارگران و اقشار مختلف برویم و مسائل را برای آنها توضیح دهیم و اگر فراگیری هرچه بیشتر امواج حق خواهی رامی خواهیم باید این ندا به گوش همه اقشار جامعه برسد .اگر جنبش بخواهد پیش برود و عقبگرد نداشته باشد باید دامنه اهدافش را در بین مردم توسعه داد، هم در میان اقشار مختلف مردم و هم در شهر های مختلف، باید مسائل اقتصادی را برا ی مردم توضیح داد، باید به مردم نشان دهیم که برای کم شدن فشار اقتصادی، برای ثبات زندگی، برای کاهش طلاق و بسیاری مشکلات دیگرو کاهش اسیب های اجتماعی باید به اصول قانون اساسی برگشت. این را مردم باید حس کنند. نباید حس کنند این جنبش فقط در رای مردم خلاصه شده است و تنها خشم ناشی از پایمال شدن رای شان است. باید ایران پیشرفته و سعادتمند را با اهداف جنبش پیوند دهیم و یکی کنیم و به مردم نشان دهیم.

ارتباط با مراجع و روحانیت باید بیشتر و قوی تر شود، حداقل با ان بخشی که آمادگی ذهنی داردو دلسوز است.

حساس من نسبت به آینده این است که حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است، ما هیچ وقت به یکسال گذشته بر نخواهیم گشت، این تغییر ایده ها را باید غنیمت شمرد. من به آینده بسیار امیدوارم، باید به مردم صبر و امید را منتقل کرد،

متن کامل سخنان :

تشکر می کنم از حضور دوستان . شرایط ویژه و خاصی در کشور حکمفرماست . خیلی خوشحال می شدم که دوستان دیگر به ویژه دوستانی که در بند هستند امثال آقای میردامادی در این جمع بودند و از محضرشان استفاده میکردیم .شرایط کشور را شما که یک حزب سیاسی هستید بهتر می دانید . محدودیت هایی که برای حزب مشارکت است خودتان می دانید . معمولا درکشورها باید از فعالیت احزاب و تشکیلات استقبال شودتا مشکلات کشور را از طریق آنها پیگیری و با تکیه بر خرد جمعی حل و فصل کنند . در واقع تشکل های غیر دولتی و احزاب رابط مردم و دولت هستند و به این طریق از هیبت دولت در برابر مردم می کاهند علاوه بر اینکه بسیاری از فعالیت های اقتصادی – اجتماعی و… از این طریق انجام می شود.ویکی از نشانه ها و شاخص های توسعه یافتگی و پیشترفت کشورها وجود همین تشکیلات و نهادهای مدنی غیردولتی است ، حتی در کشورهایی که نظم و نسقی دارند وجود اینها ضروری است چون بسیاری از فعالیت های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی از طریق این نهادهای مدنی انجام می گیرد در واقع وجود تشکل ها در بین مردم باعث پیشرفت مردم می شود، و جامعه توده وار هرگز رشد مناسبی ندارد . (more…)

گوشه هایی از سخنرانی بسیار مهم 6 اسفند خامنه ای(رهبری در خواب و خیال )

مارس 10, 2010

ایشان این سخنان گهربار را خطاب به نمایندگان مجلس خبرگان رهبری گفته اند . روز 6 اسفند ، که معلوم نیست چرا فقط امروز 20 اسفند اجازه داده اند منتشر شود، به نظر من این سخنان بسیار مهم بوده و به خاطر این که مافی الضمیر خود را بیان کرده بوده اطرافیانش تردید داشتند که متن کامل سخنرانی را منتشر کنند. توجه کنید که این سخنان را خطاب به مهمترین مجمع تصمیم گیری مملکت بیان کرده است :

«….در اجتماعات عظيمى كه تشكيل ميشود، غالباً جوانها حضور دارند. در بيست و دوى بهمن، شما نمونه‌ى كم‌نظيرش را مشاهده كرديد؛ چه در تهران، چه در بقيه‌ى شهرها – آنطور كه حالا در دوربينهاى تلويزيون انسان ميديد و از بعضى از كسانى كه از نزديك ديده بودند، انسان ميشنود – اغلب اينهائى كه بودند، جوان بودند؛ اكثر اين جمعيت، جوانها بودند. خوب، اين نشان‌دهنده‌ى چيست؟ مردم احساس مسئوليت ميكنند، مى‌آيند توى ميدان. اين احساس مسئوليت مردم و بخصوص جوانها، بعد از گذشت سى و يك سال از انقلاب، خيلى حادثه‌ى عظيمى است؛ خيلى حادثه‌ى بزرگى است…..»

گاهی فکر میکنم این بیچاره را اطرافیان دزد و دروغگویش طوری خواب کرده اند که اصلا حالیش نیست در مملکت چه میگذرد. درست که مسئولیت نهایی همه کشتارها و تجاوزها و شکنجه ها و مقاومت در برابر جنبش دموکراسی ایران با این کفتار پیر است ولی با این همه بیچاره با تمام وجود میخواهد باور کند که هنوز محبوب است . آیا این بابا واقعا تصاویر گوگل را ندید ه است؟؟؟ حتی نگذاشته اند به گوشش برسد؟

اینهم از دفاع ا یشان از خائن بزرگ تاریخ مشروطه :

….بايد دشمنى‌ها را شناخت. مشكل ما اين است. اينكه بنده مسئله‌ى بصيرت را براى خواص تكرار ميكنم، به خاطر اين است. گاهى اوقات غفلت ميشود از دشمنى‌هائى كه با اساس دارد ميشود؛ اينها را حمل ميكنند به مسائل جزئى. ما در صدر مشروطه هم متأسفانه همين معنا را داشتيم. در صدر مشروطه هم علماى بزرگى بودند – كه من اسم نمى‌آورم؛ همه ميشناسيد، معروفند – كه اينها نديدند توطئه‌اى را كه آن روز غربزدگان و به اصطلاح روشنفكرانى كه تحت تأثير غرب بودند، مغلوب تفكرات غرب بودند، طراحى ميكردند؛ توجه نكردند كه حرفهائى كه اينها دارند در مجلس شوراى ملىِ آن زمان ميزنند، يا در مطبوعاتشان مينويسند، مبارزه‌ى با اسلام است؛ اين را توجه نكردند، مماشات كردند. نتيجه اين شد كه كسى كه ميدانست و ميفهميد – مثل مرحوم شيخ فضل‌اللَّه نورى – جلوى چشم آنها به دار زده شد و اينها حساسيتى پيدا نكردند؛ بعد خود آنهائى هم كه به اين حساسيت اهميت و بها نداده بودند، بعد از شيخ فضل‌اللَّه مورد تعرض و تطاول و تهتك آنها قرار گرفتند و سيلى آنها را خوردند؛ بعضى جانشان را از دست دادند، بعضى آبرويشان را از دست دادند. اين اشتباهى است كه آنجا انجام گرفت؛ اين اشتباه را ما نبايد انجام بدهيم…..

-ما شاهنشاه ایران -:

….حالا من ديدم مثلاً اين روزها طرحى كه در مجمع تشخيص است، مورد توجه است. البته معلوم است؛ اين طرح وقتى كه در مجمع تشخيص مطرح بشود، بالاخره نظر مجمع، نظر مشورتى است؛ اين پيش ما خواهد آمد و آن چيزى را كه معتقَد ماست، اعمال ميكنيم و به عنوان سياست كلى گفته ميشود….

یعنی همه اش کشک است ، این منم که تصمیم میگیرم ، مثل لویی چهارده ، «من دولت هستم» .

اینجا هم حکم داده که موسوی و خاتمی و کروبی و غیره دیگر جزء نظام نیستند :

…..آن كسانى كه اين نقشه‌ى كلى را كه متبلور است در قانون اساسى و حكميت قانون و داورى قانون، قبول دارند، جزو مجموعه‌ى نظام اسلامى هستند. آن كسانى كه اينها را رد ميكنند، كسانى‌اند كه خودشان به دست خودشان صلاحيت حضور در نظام اسلامى را دارند از دست ميدهند و صلاحيت ندارند. كسانى كه حاضر نيستند قانون را تحمل كنند، كسانى كه حاضر نيستند اكثريت را قبول كنند، كسانى كه آن انتخابات عظيم چهل ميليونىِ مايه‌ى افتخار را زير سؤال ميبرند، يك نقطه‌ى قوّت را براى نظام ميخواهند تبديل كنند به يك نقطه‌ى ضعف، اينها در واقع دارند خودشان، خودشان را از اين كشتى نجات – كه نظام اسلامى است – بيرون مى‌اندازند؛ والّا هيچ كس نميخواهد كسى را از كشتى نجات بيرون بيندازد…..

نوار سخنان مطهری : چهارشنبه سوری مظهر حماقت و خریت ایرانیان است ، نوروز مراسم احمقانه ای است

فوریه 22, 2010

نوار سخنان را از اینجا دانلود کرده و بشنوید . احتیاج به توضیح ندارد . این آقا که به نظر خمینی و سایر سران جمهوری اسلامی استاد درجه اول مسائل اسلامی و یک انقلابی اسلامی واقعی است مستقیما به مردم هم میهن خود توهین میکند و آنها را به علت برگزاری مراسم چهارشنبه سوری و نوروز  ، احمق و خر خطاب میکند . اولا که «عفت کلام » ایشان قابل توجه است . این آقا مثلا یک روحانی و معلم اخلاق است ولی توجه کنید از کلمات احمق و خر خطاب به هموطنان خود استفاده میکند . آقای مطهری ، حتی اگر با این مراسم ملی و تاریخی هموطنان خود مخالف بودی و مانند یک عرب به ایرانیان مینگریستی ولی حق نداشتی آنان را احمق و خر بخوانی . ثانیا شرم بر تو که یک ایرانی بودی ولی مانند صدام و دیگر اعراب ایرانیان را به دلیل برگزاری مراسم ملی و تاریخی و فرهنگی خود تمسخر میکردی. اگر آنها 1400 سال است به ما تاخته اند لا اقل عربند و از نژادی دیگر، تو ایرانی بودی ولی به هموطنان خود توهین میکردی؟ شان تو که یک ایرانی بودی ولی در صف اعراب جا داشتی از شان آنان نیز پایینتر است . با این وجود ایشان هنوز از نظر جمهوری اسلامی استاد درجه اول محسوب میشود و هر سال در سالگرد ترورش چه ها که نمیکنند و نمیگویند . اگربا ادبیات جمهوری اسلامی آشنا باشید میدانید که این فرد ضد ملی از نظر آنان از همه اساتید واقعی و ایرانی ما مقام بالاتری دارد.

ویدئو کلیپ سخنان این «عالم روحانی و ربانی» را از اینجا دانلود یا تماشا کنید :

http://www.4shared.com/file/137279346/851f61c7/motahari.html

مهندس موسوی: با روحیه جمعی و حفظ هویت در راهپیمایی 22 بهمن شرکت کنیم

فوریه 9, 2010

از سایت آفتاب:

مهندس میرحسین موسوی در دیدار جوانان و دانشجویان به ویژگی‌های مهم جنبش سبز اشاره کرد و به توصیف یوم‌الله  22 بهمن پرداخت و از همگان خواست با روحیه جمعی در مراسم این روز شرکت کنند.

مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی به شرح زیر است:

دهه فجر را خدمت شما دانشجویان و جوانان عزیز تبریک می‌گویم. این دهه یادآور یک انقلاب بزرگ است. وقتی می‌گوییم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت یک طیف، گستره یا دسته در نظام خودمان مربوط نیست. این انقلاب یک پدیده شگفت‌آور در دوران خود بود که آ‌ثار بسیار عمیقی در سطح جهانی بر جای گذاشته است.

نکته‌ای که فوق‌العاده مهم است این‌که خود انقلاب نتیجه ۲۰ سال تلاش ملت است و این‌گونه نیست که فقط یک عده‌ای در یک سال یا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و این انقلاب پیروز شد. این انقلاب نتیجه تلاش‌های بی‌شمار و تجارب فراوان بود. از نظر اندیشه‌ای سابقه موضوع به بیش از چند دهه می‌رسد. منتها اتفاقاتی نزدیک پیروزی انقلاب در کشور افتاد که انقلاب را تسریع کرد و وسعت بخشید و آن را گسترش داد و ما شاهد یک انقلاب عظیم بودیم.

دلایل مختلفی هم برای پیروزی انقلاب در سال ۵۷ ذکر کرده‌اند، دلایل سیاسی، اقتصادی و مهم‌تر از آن رهبری درخشان حضرت امام (ره) که نقش بسیار اساسی در این رابطه داشته‌اند. اما هیچ‌یک از این دلایل نباید ما را از ریشه‌ها غافل کند. باید مجموعه عوامل را با هم دید.

تحلیل شعارهایی که مردم در دوران پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب سر می‌دادند برای ما مهم است، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یک شعار کلیدی در آن موقع بود که باید معنای آن تبیین شود و دلایل تاریخی که مردم به این شعارها رسیدند مورد توجه قرار گیرد. اما شعارهای دیگری وجود دارد که امروز در سایه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تکمیل‌کننده این شعار اصلی است.

یکی از شعارهایی که در راهپیمایی‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، چون در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا تقریباً یک سال بعد، هر چند روز یک بار راهپیمایی داشتیم. مخصوصاً در بهار سال ۵۸ این شعار سر داده شده که «در بهار آزادی، جای شهدا خالی»؛ این شعار را کسی به مردم یاد نمی‌داد، بلکه مردم خود لمس می‌کردند که عده‌ای برای آزادی ایستادند و جنگیدند چون یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نیل به آزادی بود و حسرت دوستان خود را می‌خوردند که آنها «بهار آزادی» را ندیدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اینکه آن موقع باب شد وقتی خانواده‌ای شهید می‌داد به او تبریک می‌گفتند. به یاد دارم، در بالای منزل خانواده شهدا پرچم می‌زدند. این مسائل از ابتدای دوران پیروزی انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسید. ولی در عین حال این حسرت وجود داشت که عده‌ای از یاران، این دوران را ندیدند.

خود این شعار به نظر من اگر دقت کنیم و فراگیری آن را لمس کنیم هم در ایجاد و تفسیر قانون اساسی و هم در تفسیر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نقش بزرگی می‌تواند داشته باشد.

وقتی به قانون اساسی بازمی‌گردیم، بسیار مهم است که فضایی که منجر به نوشتن این قانون شد را در نظر بگیریم. دقت در آن فضا منجر به این می‌شود که اگر شناخت دقیقی از مسئله نداریم، که این قانون اساسی چه معنایی دارد، بتوانیم وابستگی و پیوستگی اصول آن را درک کنیم.

به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهمیت زیادی دارد. بویژه شعارها و فضای آن موقع بسیار مهم است. به همین دلیل با توجه به آیاتی که در این جلسه قرائت شد، باید بگویم ما همیشه در معرض این موضوع هستیم که وقتی کتاب خدا را تحریف می‌کنند، طبیعی است که میثاق ملی بشری را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلایل گوناگون از جمله منافع فردی و باندی تحریف می‌کنند. اما برای این که به آن سرچشمه‌ها برسیم باید یک بازسازی از آن شرایط در دست داشته باشیم، در عین حال نگاه نو و امروزی خود را هم در این تفسیرها از یاد نبریم.

حقیقت این است که اگر ترکیب مجلس خبرگان قانون اساسی و سخنان اعضای این مجلس مورد بررسی قرار گیرد، دغدغه‌هایی را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد بخشی از آن دغدغه‌ها هنوز وجود دارد و آن دغدغه‌ها در مورد اصول مهمی که در مورد حقوق اساسی مردم، مسائل اقتصادی و … مطرح بوده و بحث‌های خیلی طولانی را به خود اختصاص داده بی‌دلیل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل یک گفت و گوی وسیع و طولانی تاریخی میان ملت‌ ما بوده است و این‌گونه نیست که تعداد محدودی از خبرگان بحث کردند و این قانون را نوشتند. این مسائل تحت تأثیر شرایط تاریخی، گفتمان‌های موجود در جامعه و گفت و گوی میان احزاب و گروه‌ها بوده است.

اینگونه بحث‌ها بعد از مشروطه نیز در جریان بود. شما اگر به اصول اقتصادی، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصی در قانون اساسی باز گردید، در واقع نتیجه عمری تجربیات تلخ در رژیم‌های سابق بوده که چنین کارهایی را انجام می‌دادند. لذا به خاطر این‌که برداشت درستی از قانون اساسی و انقلاب داشته باشیم، باید شرایط آن موقع کاملاً سنجیده شود.

این موضوع به این خاطر است که در شرایط فعلی و وجود فضای خاص سیاسی چه بسا افراد و گروه‌هایی با توجه به مشکلاتی که آنها با انقلاب داشته و یا انقلاب با آنها، سعی کنند تحریفی را در این زمینه باعث شوند و ما می‌بینیم حقایقی گفته نمی‌شود و برعکس، یک نوع شک و تردیدهایی در مورد بنیان‌های انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد. ولی فقط این مسئله نیست که چهره واقعی انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند بلکه در این سو هم افرادی که صاحب مال، امکانات و منافعی هم شده‌اند باز هم تفسیر خاص بر اساس منافع خود از قانون اساسی را ارائه می‌دهند.

برای همین می‌بینیم که برخی اصول برجسته و برخی اصول کم‌رنگ می‌شود، در حالی که قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته است و باطل شدن بخشی از آن می‌تواند به باطل شدن بخش‌های دیگری منجر شود و آ‌ن را بی‌اثر کند و پشتوانه مردمی از قانونی اساسی را حذف کند.

به همین دلیل به نظر من، بسیار مهم است که این مسائل با هم دیده شود. باید دید که چه کسانی از بسته شدن روزنامه‌ها و رسانه‌ها سود می‌برند و یا سایر اصول قانون اساسی که باید به آن پرداخت. قانون اساسی وقتی به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز می‌گردد، فکر می‌کنم معدل نتایج و چالش‌هایی است که در دهه‌های قبل از انقلاب اسلامی در کشور ایجاد شده و به این دلیل، هیچ دلیلی ندارد که ما را قانع کند، که ما از بخشی از این اصول صرف‌نظر کنیم.

مثالی در این مورد مطرح می‌کنم. البته بحث‌های دیگری هم وجود دارد که لازم است مطرح شود و جا دارد در این روزها مسائلی که شاید کم‌اهمیت به نظر می‌رسد هم مطرح شود. یکی از بحث‌های اول انقلاب اسلامی، برقراری نظام شورایی بود.

همه می‌گفتند؛ باید از شورا استفاده شود. این مسئله منجر به این شد که فکر می‌کنم ۷ اصل در قانون اساسی در مورد شوراها وجود داشته باشد ولی متناسب با این ۷ اصل که بحث‌های مفصلی پشت آن هست، غیر از بحث‌های مجلس خبرگان؛ به یاد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاه‌ها بحث بود، اما از این ۷ اصل به اندازه کافی استفاده نکرده‌ایم و ظرفیت عظیم آن را که می‌تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند و سایه دیکتاتوری، استبداد، حاکمیت نظرهای شخصی و منافع گروهی را از نظام دور کند، هنوز استفاده نکرده‌ایم.

اول انقلاب بحث بود که کشور ما با توجه به تنوع اقوام و قومیت‌ها و فرهنگ‌ها نمی‌تواند به سمت یک حکومت فدرالی پیش برود ولی عدم تمرکز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنین ظرفیتی در این اصول وجود دارد.

شاید زمانی به دلیل نپختگی و شرایط جنگ و سایر دلایل، اجرای آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست یاری کند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس دادیم. ولی متأسفانه به تدریج دامنه اختیارات کم شد و منجر به همین شوراهای شهر و روستا شد که البته شوراهای شهر هم باز غنیمت است و به نظر من یکی از قوانین خوب ما همین قانون شوراها است. ولی چرا به این اصول نمی‌پردازیم، محل سؤال است و فکر می‌کنم جای سؤال برای همه ما باید باشد. من نمی‌خواهم بگویم سوء‌نیتی وجود دارد، ولی یکی از بحران‌های رایج و مسائلی که در کشور پیش آمده به نوعی نتیجه این تفکر است که بسیاری از این اصول قانون اساسی که ظرفیت فراوانی دارند را به کنار گذاشته‌ایم.

آنچه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشور اتفاق افتاد و حرکت عظیمی را باعث گردید و اندیشه‌های تازه‌ای در آن زاده شد، از این نظر اهمیت دارد که ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم «باز تفسیر نو» و زنده‌ای را از قانون اساسی ارائه کنیم. تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند.

شما در نظر داشته باشید که به هر حال جامعه ما به شدت تغییر کرده است و جامعه جهانی و محیطی ما هم تغییر کرده است و به تبع آن، به دلیل تغییرات فضای جهانی، دگرگونی‌هایی هم در کشور اتفاق افتاده است. فروپاشی شوروی را نباید دست کم گرفت، آثار آ‌ن در کشور ما بسیار عمیق است. به یاد داشته باشیم که در مشروطیت اتفاقاتی که در شمال رخ داد در اندیشه سیاسی داخل کشور آثار فوق‌العاده‌ای داشت و این آثار تا دورانی که بلوک شرق وجود داشت در کشور و سیاست‌های آن منعکس بود تا این‌که بلوک شرق فرو ریخت.

این رخدادادی است که در فضای بیرونی کشور اتفاق افتاده ولی فقط این موارد نیست. پیشرفت‌های اقتصادی، تکنولوژی و گسترش فضای مجازی، ماهواره‌ها، که عملاً آگاهی را در میان ملت‌ها گسترش می‌دهند و در حقیقت تمام این موارد به اضافه مسائلی که در کشور به دلیل تغییراتی که پیش آمده منجر به تغییرات عمیقی در میان ملت گردیده است.

یکی از مهمترین مشکلات کشور این است که بین این تغییرات و تغییرات حاکمیت فاصله افتاده است. یعنی به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاکمیت این تغییر را نداشته است و این یک مشکل وسیع است. به همین دلیل، یک عقب‌افتادگی را حس می‌کنیم که به چالش بسیار عمیقی منتهی می‌شود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمی‌شود. بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانه‌ها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است که این مسائل در قانون اساسی و دین ما ریشه دارد.

در حقیقت، رسانه‌ها مانند دادگاه‌هایی باید عمل کنند که هیأت منصفه آن ملت بزرگ ایران باشد و ما به آن ملت اعتماد می ‌کنیم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می‌خواهد و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داده و قانون اساسی نیز برای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود تدوین شد. این زمانی اتفاق می‌افتد که بحث و گفت و گویی در میان مردم به صورت آزاد صورت گیرد و حاکمیت به اصول و مبانی و قاعده بازی آن تن در دهد.

بنابراین باید نگاه خود را به تبع شرایط جهانی، تغییرات اعجاب‌انگیز در توسعه تکنولوژی عوض کنیم و از ارتباطات و رسانه‌ها نهایت استفاده را ببریم. اما می‌بینیم در این رابطه مشکلاتی داشته‌ایم و نتیجه می‌شود که حتی یک یا دو مناظره را هم برنمی‌تابند و احساس خطر می‌کنند. برنامه را قطع می‌کنند و درست برعکس آن عمل می‌کنند. اما اگر نگاه خود را عوض کنیم، خواهیم دید نه تنها آن دو مناظره، بلکه گسترش آن می‌تواند بسیار مهم باشد.

درست گاهی برعکس مسئله عمل می‌شود. اکنون در مجلس بحث این است که چقدر پیام‌ های کوتاه را ، یا خبرها را کنترل کنند که این بحث در جای خود خوب است ولی نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نمی‌تواند منجر به اصلاح امور شود.

آن نگاهی می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و کشور را به آرامش برساند که ریشه در دین ما داشته باشد و اجازه دهیم مردم تمام حرف‌ها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند و ما یقین داریم مردم درست انتخاب خواهند کرد.

نکات دیگری هم وجود دارد که می‌تواند کمک کند که ما قانون اساسی را امروز بهتر ‌بینیم. متأسفانه گفته‌های بریده، بریده‌ای از حضرت امام(ره) در صدا و سیما و جاهای دیگر نقل می‌شود که مورد اعتراض نوه گرامی حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقیقت این است که اگر ما نتوانیم فضای زنده، پر شور و پر از معنویت و نورانیت که در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسیر می‌کند، بشنویم، منجر به این می‌شود که ما یک چهره تاریک و چهره قطعه‌قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهیم و این می‌تواند به این موضوع منجر شود که نه تنها مردم از انقلاب بلکه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دین و اسلام است و مهمترین دغدغه بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی، این بود که به اسلام لطمه نخورد.

البته ممکن است که دو روزی منفعتی را به دست آ‌وریم و حجتی را از کلام امام(ره) بگیریم و از آن علیه گروهی استفاده کنیم ولی وقتی که این کار را با لحاظ منافع خود می‌بینیم و به آن سرچشمه رجوع نمی‌کنیم این زیان را دارد که زبان کسانی که از اول با انقلاب بد بوده‌اند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهای انقلاب را زیر سؤال ببرند.

در حالی که، انقلاب اسلامی در حقیقت حاصل جمع همه حرکت‌هایی است که بعد از انقلاب مشروطه ایجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و سایر جریانات و تجربیاتی که ملت داشته است. بنابراین، باید این مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراین براساس چنین رویکردی می‌توان ملت را در کنار انقلاب اسلامی نگه داشت. در غیر اینصورت استفاده ابزاری از دین و مقدسات می‌تواند دین را در معرض سؤال‌های جدی قرار دهد و خود این خطر بزرگی است.

مسئله بعدی این که اگر در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دقت کنیم، موضوع استقلال است. ملت ایران بعد از جنگ ایران و روسیه دائم در معرض تهاجم بیگانه بود. قطعات بزرگی هم از کشور جدا شده است و این مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولی عملاً تمام این موارد منجر به این شد که ملت ما نسبت به نفوذ بیگانه، حساس و حتی دچار هراس شوند که ریشه بسیاری از گفتمان‌های موجود در کشور به حساسیت مردم نسبت به نفوذ بیگانگان بود بویژه روس‌ها و انگلیس‌ها و بعد آمریکا و الی آخر، این مسائل در کشور وجود داشته و برای همین، در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، موضوع استقلال اهمیت زیادی دارد.

اکنون این حساسیت مردم و خود این شعار مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد یعنی نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش این است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار می‌گیرند که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست. من می‌خواهم بگویم که برای رهایی از سلطه بیگانه باید کشوری پیشرفته داشت و باید با نگاهی نو به جهان نگریست. با تغییراتی که در داخل و خارج اتفاق می‌افتد خود را با حفظ ارزش‌ها تغییر دهیم. آن موقع می‌توانیم استقلال واقعی خود را داشته باشیم. وقتی از این شعارها به صورت ابزاری استفاده می‌کنیم نتیجه آن تناقض‌هایی است که اکنون می‌بینیم. از یک سو نامه‌های مکرر برای نصیحت سران کشورهای مختلف می‌فرستیم و آنها را با عنوان «مدیریت جهانی» دعوت به اسلام می‌کنیم و سعی می‌کنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از سوی دیگر، در ارتباط با جهان حتی نمی‌توانیم یک دوست نزدیک و صمیمی در منطقه و جهان داشته باشیم.

فرض کنیم امریکا به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان، می‌خواهد سیاستی را در مورد ما اعمال کند، با این که این کشور قدرت بزرگی است و نیروی نظامی و اطلاعات وسیعی دارد و دستگاه‌های تبلیغاتی و پول زیاد دارد، به بودجه سالانه آمریکا نگاه کنید و آن را با بودجه کشور مقایسه کنید. با این مقایسه حجم اقتصاد آ‌ن کشور را درک می‌کنیم. این کشور باز خود را بی‌نیاز نمی‌بیند که نظر انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه را جلب کند تا سیاستی را در مورد کشور ما اجرا کند. مثلاً در مورد تکنولوژی اتمی، اما عملاً در مقابل این جریان که علیه ما است چند کشور یا ملت را در کنار خود داریم که مؤثر هستند؟

این در حالی است که با آنها نامه‌نگاری می‌کنند به ما می‌گویند بیایید و به این کشورها ناسزا بگویید و با آنها مقابله کنید. ما می‌گوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی این‌که ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم، را نمی‌پذیریم.

جنبش سبز یا این شعار بوجود آمده که می‌خواهیم تعاملی سازنده با جهان داشته باشیم و ما از این مسئله غفلت نمی‌کنیم و دچار ماجراجویی و افراط و تفریط نمی‌شویم. ما به دنبال یک عقلانیت در رابطه خود با خارج و ملت هستیم. باید براساس منافع درازمدت ملت حرکت کنیم. اگر به شعار استقلال به این معنا بازگردیم به هیچ‌وجه، منافع بیگانگان تعیین‌کننده حرکت ما نباید باشد. و ما به این موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهیم داشت.

جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد ولی این که ما منفعل باشیم و هر کاری که می‌کنیم در ترازو بگذاریم که یکی خوشحال شود و دیگری بدحال شود، این کار را هم نمی‌کنیم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال می‌کند و یک ملت در این رابطه باید حساس باشد. از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح می‌کند و در پاسخ به عده‌ای که می‌گویند چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگلیس هستند که بحث مفصلی دارد، می‌گوید که اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم چون هر کاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفعی خواهند برد یا می‌خواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی یک نظام مستقل و جنبش مستقل این است که بر اساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بیگانگان نشود.

دلیل این که این مسائل امروزه با جنبش شدتی مطرح می‌شود، به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما اینجانب به صراحت اعلام می‌دارم به هیچ‌وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمی‌گیرد و بر اساس منافع ملی حرکت می‌کند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد. در عین حال، این هجمه‌ای که به جنبش سبز می‌شود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمی‌کند. نصیحت ما به حاکمیت این است که سیاست متعادلی را در پیش بگیرید و در جهان دوست پیدا کنید و متحد داشته باشید و از ظرفیت‌های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ کشور را با دوستی و ارتباط محکم نمائید تا آسیبی به کشور نرسد. این نصیحت را به همه دارم. این موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم این گونه است و خواهد بود.

در شرایط فعلی آن چه جوانان می‌توانند انجام دهند این است که از ظرفیت عظیم تغییرات در کشور به بهترین وجه در سایه اصولی که به خاطر آن شهدای زیادی تقدیم کرده‌ایم استفاده کند.

جنبش سبز، جنبش جوانی است که در آن جوانان سهم بسیار بالایی دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.

باید خردگرایی را در کنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ کنیم چون سرمایه بزرگی برای کشورمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و بدانیم تغییرات و تحولاتی که هست، علی‌رغم تلخی‌ها، مشکلات، سرمایه‌ای برای آتیه کشور برای ورود به فضای نو محسوب می‌شود و ما باید برای ورود به فضای نو، متناسب با تغییرات جهانی و مسائل خود این دشواری‌ها را تحمل کنیم و با خرد مسائل را پیش ببریم.

باید حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزی خود را نسبت به نظام از دست ندهیم. از اول حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.

متأسفانه منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا در نتیجه این دوقطبی بهتر مردم را سرکوب کنند و بهتر به اهداف خود برسند. جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستیم.

نهادهایی در کشور وجود دارد که قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم. ما با بسیج، سپاه و نیروی انتظامی مخالف نیستیم. اینها نهادهایی هستند که یک نظام به طور طبیعی دارد و در آنجا برادرانی هستند که جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با این روحیه باید در صحنه حاضر باشیم. عصبانیت‌ها و تلخی‌ها نباید کنترل را از ما بگیرد. ۲۲ بهمن ماه پیش رو است. حقیقتاً یکی از روزهایی است که باید نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. یکی از ایام‌الله است. و می‌تواند ویژگی‌های گوناگونی را در خود جمع کند. همه به این مسئله علاقه دارند. احساس من این است که با روحیه جمع بودن در ضمن حفظ هویت باید در این‌گونه حرکت‌ها حضور داشته باشیم و سعی کنیم با رفتار خود اثرگذار باشیم تا در سطح ملی آثار خوبی را در جای خود به جای گذارد.

تذکر آخر این که برخورد با حرکت‌های مسالمت‌آمیز مردم به نام اسلام باعث اسلام‌گریزی می‌شود. کسانی که به دین اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانیت باید بدانند که زندانی کردن، ضرب و شتم، گرفتن‌ و بستن‌ها، چون به نام اسلام و حکومت اسلامی صورت می‌گیرد ضرر آن به اسلام بازمی‌گردد و باید همه تلاش کنیم که این حالت از بین برود.

اگر می‌خواهیم که اسلام را به عنوان سرمایه برای کشور نگاه داریم نباید منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثیر قرار دهد.

زدن، گرفتن و بستن چه ربطی به اسلام دارد و یا جلوی برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطی به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصی مردم چه ربطی به اسلام دارد. وارسی ایمیل‌های مردم چه ربطی به اسلام دارد. این مسائل با اعتقادات دینی و اصول قانون اساسی منافات دارد.

اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد و انشاء‌الله همه متوجه باشند که کاری نکنند که در کشور رویگردانی از اسلام را شاهد باشیم.

هیچ کشوری به پیشرفت نرسیده مگر اینکه در دوره‌هایی از این مسائل را داشته و بسیار خوش‌بین هستم که خداوند نتیجه این تلاش‌ها را به ثمر می‌رساند و ما وضعیت بهتری را برای ملت خواهیم داشت تا از اندیشه‌ها، از اقوام و از گویش‌های مختلف نترسیم.

هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قومیتی به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی ایستاده است و این تجارب وجود دارد. آیا زبان برای این کشور مشکلی ایجاد کرده که ما این‌قدر برای این موضوع مسئله ساخته‌ایم. در انتخابات هر جا می‌رفتیم، می‌گفتند، اینجا با موضوع زبان این‌گونه برخورد کردند.

ما از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمی‌بینیم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفید است و به نفع اسلام و آینده کشور است.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

مشروح سخنان 19 بهمن خاتمی و حمله شدید او به استبداد دینی

فوریه 8, 2010

پارلمان‌نیوز: رئیس‌جمهور سابق کشورمان با انتقاد شدید از پخش گزینشی سخنان امام راحل به مسئولان صدا و سیما یادآور شد که امام خمینی(ره)در همان شرایط جنگ فرمان هشت ماده‌ای را صادر کردند بارها در نفی تحجر سخن گفتند و دستگاه‌ها و نهادها را به رعایت حقوق مردم و احترام به ملت فراخواند و میزان را رای ملت اعلام کردند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز» به نقل از  روابط عمومی دفتر حجت الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی، وی در دیدار با مدیر و دبیران سرویس‌های خبرگزاری ایلنا ضمن خوشامدگویی و خیرمقدم به دست اندرکاران صدیق و تلاشگر این خبرگزاری که در آستانه هفتمین سال فعالیت خود قرار دارد، دفاع از حقوق مردم و انتقال صحیح و سریع اخبار در عین پای‌بندی به اصول و ارزش‌های انقلاب و اسلام را از خصوصیات این خبرگزاری دانست و پایمردی در این عرصه را با توجه به تنگناهای شدید پیش روی این عزیزان شایان تقدیر دانست.

رئیس‌جمهور سابق ایران این دیدار صمیمانه را در آستانه دو رویداد مهم، حائز اهمیت خواند و گفت:«اولین رویدار بیست و دوم بهمن ماه است که نقطه عطفی است در تاریخ یکصد و پنجاه ساله آزادی خواهی و استقلال طلبی و عدالت‌جویی ملت ایران و برای هرکس که به ایران دلبسته است، با هر دین و مذهب و گرایشی که دارد.» (more…)

احمدی نژاد امروز زیباترین تابلوی نقاشی جهان را معرفی کرد

اکتبر 23, 2009

جمعه ۱ آبان : به گزارش خبرنگار سياسي ايرنا، “محمود احمدي نژاد” عصر امروز در همايش دانشجويان، طلاب و دانش آموزان جهادي سراسر کشورسخنراني کرد. رهبر دولت کودتا با اشاره به پوستري که بر تريبون نصب شده بود و جواني را نشان مي داد که با تکيه به ديواري در يک روستا استراحت مي کند، گفت: “اين زيباترين صحنه اي است که مي تواند در نمايشگاه هاي بزرگ جهان به نمايش در آيد.” خدارا شکر که زنده ماندیم تا دریابیم زیباترین تابلوی نقاشی جهان چیست چون تا حالا تصورات عجیب و غریبی داشتیم در مورد بعضی تابلوها مثل کار میکل آنژ بر سقف سیستاین و یا لبخند مونالیزا و کارهای وان گوگ و غیره …. از شاهکارهای دیگر رهبر کودتا این که هنگام سخنراني با درخواست دخترکي مواجه شد که مي خواست کنار ایشان باشد(لابد بچه فکر کرده بود رفته باغ وحش دم قفس میمونها). رييس جمهوري هم به همراهان خود گفت که زهرا را کنار تريبون بياورند. با آمدن اين دختر که چادر مشکي کوچکي بر سر داشت، رييس جمهوري او را بغل کرد و ابتدا نامش را پرسيد. زهرا سپس به جمع حاضر گفت: “يک صلوات بفرستيد، براي فلسطين”. احمدي نژاد در حالي که اين دخترک را بغل داشت، گفت: “سياست خارجي در عرصه بين الملل بايد مانند زهرا خانم باشد.” این کلمه قصار را هم باید با آب طلا نوشته وبر سردر همه شهرهای ما آویزان کنند تا یادمان نرود.

«دوراندیش»

آیا رفسنجانی واقعا این حرفها را زده است: » حضرت آيت الله خامنه اي در رهبري بديلي ندارد و بهترين فرد براي ولايت فقيه ايشان هستند ، مشروعيت نظام از ولايت فقيه است نه از راي مردم.»؟؟؟؟

اکتبر 2, 2009

خدا رحم کند . آیا واقعا هاشمی رفسنجانی پشت درهای بسته مجمع تشخیص مصلحت این حرفها را زده است؟؟؟ یا اینها دروغهایی است که به او بسته اند . از هاشمی میخواهیم هرچه زودتر موضع خود را در مورد این خبر اعلام کند وگرنه همان حمایت اندکی را هم که با نماز جمعه اخیر خود به دست آورده بود از دست خواهد داد.

از سایت بولتن نیوز ، 10 مهر 1388:

به گزارش الف، يكي از اعضاي مجلس خبرگان رهبري در گفتگو با پايگاه اطلاع رساني الف بخش‌هايي از سخنان منتشر نشده هاشمي رفسنجاني در ملاقات برخي اعضاي خبرگان در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام را اعلام كرد.
بر اساس گزارش الف، آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين جلسه گفت: در جامعه بشري امروز هيچ بديلي براي ولايت فقيه نداريم. اگر ولايت فقيه در ايران نباشد كشور يا تجزيه مي‌شود يا متلاشي، تنها راه اداره كشور ولايت فقيه است و هيچ كس بهتر از ايشان توانايي اداره كشور را ندارد.
وي اظهار داشت: ولايت فقيه تنها راه اصلي اداره كشور است. تئوري ولايت فقيه راه نجات كشور است والا شكست قطعي است. حضرت آيت الله خامنه اي در رهبري بديلي ندارد و بهترين فرد براي ولايت فقيه ايشان هستند.
متن گزارش اين عضو خبرگان از اظهارات هاشمي، كه از سوي الف، بدون دخل و تصرف در محتوا و به صورت خبري تنظيم شده را مي‌خوانيد:
آيت الله هاشمي رفسنجاني در ملاقات جمعي از اعضاي مجلس خبرگان در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت است: برخي فكر مي كنند من گفته ام مشروعيت نظام به راي مردم است. در حالي كه من مشروعيت نظام جمهوري اسلامي را به ولايت فقيه مي دانم.
وي اظهار داشت: مصداق اتم واكمل ولي فقيه در حال حاضر حضرت آيت الله خامنه اي است و ما كسي را بهتر و توانمندتر از ايشان در اداره كشور نداريم.
وي يادآور شد: هر وقت من مي خواهم بيشتر به رهبري نزديك شوم، جريان مرموزي نمي گذارد.
وي در پاسخ به انتقاداتي درباره انفعالش در حوادث و آشوب ها و اختيار كردن سكوت افزود: شما از اقدامات من براي تنش زدايي خبر نداريد كه چقدر در اين زمينه وقت گذاشتم و با افراد مختلف جلساتي برگزار كردم.
وي در پاسخ به انتقاد ديگر اعضاي مجلس خبرگان درباره حمايت از فرزندانش كه اتهام هاي زيادي متوجه آنها شده است، گفت: كي خواسته اند كه با اتهامات اعضاي خانواده من برخورد كنند كه من مانع بوده ام. من حتي نمي توانم از انجام برخي كارها از سوي آنها ممانعت كنم. برخي كارهايي كه اعضاي خانوده ام انجام مي دهند به من ربطي ندارد.
وي درباره حمايت از مير حسين موسوي در انتخابات گفت: من احمدي نژاد را قبول نداشتم ولي از موسوي و خاتمي و كروبي هم حمايت نكردم. من و ناطق نوري به دنبال اين بوديم كه روي كانديدايي غير از احمدي نژاد توافق شود.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت يادآور شد: در زمان رياست جمهوري هم مي‌گفتند كه من و رهبري با هم اختلاف داريم،در حالي كه من با آقا رفاقت 50 ساله دارم، در آن زمان من پيش آقا بودم كه يك نفر از اعضاي جامعه مدرسين زنگ زد، آن موقع مطرح شده بود كه بين من و آقا اختلاف پيش آمده است، اين فرد زنگ زده بود و آقا گوشي را برداشتند و آن فرد آقا را نشناخت و آقا گوشي را به من داد و آن فرد هم مي‌گفت ما از اختلاف شما و آقا ناراحتيم و مي‌خواهيم هيئتي از قم بفرستيم و بين شما صلح و سازش برقرار كنيم، آقا هم اين صحبت‌ها را مي‌شنيد و بعد از اينكه من گوشي را گذاشتم، دونفري خنديديم، يعني اينكه ما چقدر به هم نزديك هستيم و اين افراد چه برداشتي از ما دارند و چه طور براي ما حرف درمي‌آورند.
هاشمي افزود: قضاياي امروز نيز مثل همان موقع است و روابط من و رهبري بسيار گرم و نزديك است و جلسات منظم داريم.
هاشمي اظهار داشت: برخي از دوستان كه مي‌خواهند آقا را ببينند، هر چقدر هم كه مسئوليت بالايي داشته باشند مدت‌ها بايد در نوبت باشند تا آقا را ببينند. رابطه من و آقا آنقدر نزديك است كه من هر وقت كار فوري داشته باشم و بخواهم با آقا ديدار كنم يا تلفني صحبت كنم. بلافاصله با آقا ديدار يا تلفني صبحت مي كنم.
وي تاكيد كرد: كساني كه تصور مي‌كنند بين من و آقا اختلافي وجود دارد، جايگاه ولايت را نمي شناسند، در صورتي كه من واقعاً به ولايت فقيه معتقد هستم و در بسياري از موارد در برخي مسائل مفصل بحث كرديم و به نتيجه هم نرسيديم اما من گفتم اين جور مواقع مسئوليت ولايت و رهبري به عهده شما است، چون من فهم و مسئوليت شما را از خودم بيشتر مي‌دانم وهمچنين شما را حجت مي‌دانم و بايد به حرف شما گوش بدهم.
هاشمي گفت: در جامعه بشري امروز هيچ بديلي براي ولايت فقيه نداريم. اگر ولايت فقيه در ايران نباشد كشور يا تجزيه مي‌شود يا متلاشي، تنها راه اداره كشور ولايت فقيه است و هيچ كس بهتر از ايشان توانايي اداره كشور را ندارد. ولايت فقيه تنها راه اصلي اداره كشور است. تئوري ولايت فقيه راه نجات كشور است والا شكست قطعي است. حضرت آيت الله خامنه اي در رهبري بديلي ندارد و بهترين فرد براي ولايت فقيه ايشان هستند.
هاشمي اظهار داشت: من، نظام بدون ولايت فقيه را مشروع نمي‌دانم. مشروعيت نظام از ولايت فقيه است نه از راي مردم. زير سقف انقلاب كسي با صلاحيت‌تر از آيت‌الله خامنه‌اي براي رهبري نيست.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت گفت: در دنياي امروز و در ايران كدام فرد را مثل ايشان پيدا مي كنيد. آقا تدبير دارد، مدير است، به اوضاع كشور و اوضاع بين‌المللي مسلط است، خوش‌فهم، خوش‌بيان و زاهد هم هست.
هاشمي تاكيد كرد: ما هيچ اختلافي با هم نداريم. برخي دوست دارند بگويند بين ما اختلاف است و نمي‌خواهند وحدت حاكم باشد. برخي دوست ندارند ببينند كه بين ما وحدت است و مي‌گويند اختلاف است.
هاشمي در اين جلسه گزارشي از انتخابات ارائه داد كه احمدي‌نژاد چه كار كرده، موسوي چه كار كرده و نامه‌اي را كه به رهبري نوشته بود، توضيح مي‌دهد و مي‌گويد من در اين ماجراها سكوت كردم، هيچ نگفتم و عليرغم اينكه خانواده‌ام و بچه‌هايم به من فشار مي‌آوردند، من به خاطر انقلاب سكوت كردم.
حضار در اين جلسه سئوالاتي از اين قبيل و به اين مضمون مطرح كردند كه چرا اين مطالب را هاشمي پشت درهاي بسته و غير علني مطرح مي‌كند و يا اينكه چرا نامه‌اي با مضمون فراگرفتن دود و آتش در خيابان هاي تهران را چند روز قبل انتخابات منتشر كرديد و يا چرا خانواده شما رفتارهاي ناپسندي در انتخابات دارند و شما از اين رفتارها ابراز برائت نكرده‌ايد؟ پاسخ‌هايي ارايه كرد ولي از عكس‌العمل و اظهارات اعضا مشخص بود كه اين پاسخ‌ها براي اعضاي مجلس خبرگان قانع كننده نبود.
در آغاز اين ديدار آيات و حجج اسلام موحدي كرماني، شفيعي، طباطبايي، بوشهري، ايماني، دري نجف آبادي، فلاحيان و ‌ميرمحمدي به بيان ديدگاههاي خويش درباره مسائل مختلف پرداختند .
يكي از اين افراد خطاب به آقاي هاشمي گفت: انتظار ما از شما اين است كه براي وحدت كمك كنيد و صريح و شفاف مواضع خود را اعلام كنيد تا سوء تعبيرهايي كه هم اكنون درباره شما وجود دارد، از بين برود.
اين عضو مجلس خبرگان كه اظهارات هاشمي را نقل كرده اظهار داشت: براي من مورد تعجب است كه چرا روابط عمومي مجمع تشخيص، فقط بخش هايي بسيار كوتاه از سخنان آقاي هاشمي را منتشر كرد و از انعكاس نكات مهم آن خودداري نموده است؟ بنده هر چه منتظر شدم، روابط عمومي مجمع از انعكاس اين سخنان خودداري كرده بود. براي همين شخصا تصميم به انعكاس اين مطالب گرفتم.

دشمنان ملت را بشناسیم :مصباح یزدی در دیدار با جاسوسان اینترنتی سایت گرداب : در آخرالزمان كارهاي شيطاني گسترش مي‌يابد

سپتامبر 12, 2009

21 شهریور به نقل از سایت بولتن ، ارگان کودتاچیان :

حضرت آيت‌الله مصباح يزدي در ديدار جمعي از مسئولين مركز بررسي جرائم سازمان‌يافته سپاه و دست‌اندركاران پروژه گرداب ضمن تشكر و قدرداني از فعاليت سپاه پاسداران در فداكاري و دفاع از فرهنگ و باورهاي اسلامي تاكيد كردند: اطلاع از زمينه‌هاي فساد نبايد نااميدكننده باشد بلكه بايد احساس مسئوليت را در فرزندان خميني كبير بيشتر كند.

متأسفانه بعد از جنگ در مقدس‌ترين نهادهاي ما ضايعاتي پيدا شد. اگر در خود مسئول نبود در اعضاي خانواده‌اش بود.

در مورد مسائل قضايي و كيفري اگر فردي صحبت از اجراي حدود و انجام آن بكند خشونت‌طلب ناميده مي‌شود وقتي هم مي‌گوييم اين نص صريح قرآن است، مي‌گويند اينها مالِ زمان گذشته بود.

تا زماني كه ما تعدد قرائتها را قبول داريم آزادي به معناي بي‌بندوباري را به عنوان بزرگترين محبت الهي قبول داريم، هر جايي كه برويم همين مفاسد وجود خواهند داشت.

ايشان در مورد قداست سپاه گفتند: شما عزيزان بايد افتخار كنيد كه در ميان همۀ نهادهاي مقدس جمهوري اسلامي، در مقدس‌ترين نهاد قرار گرفته‌ايد و در زير سايۀ مقام معظم رهبري با هر آنچه كه در توان داريد مي‌توانيد حركتي انجام بدهيد و قدمي برداريد و در نزد شهدا روسفيد باشيد. ما هم بايد شاكر باشيم كه الحمدلله در اين نظام نهادي وجود دارد كه در مواقع حساس به كمك رهبري مي‌شتابد و خطرها را دفع مي‌كند.

خامنه ای دست شما را در همه امور مملکت دخیل کرده است و باید از او ممنون باشید که شما ها را به این آب و نان رسانده :   آيت‌الله مصباح يزدي ادامه دادند: خوشبختانه ما امروز شاهد هستيم كه اين نهاد مقدس با توجه به اينكه برخورد با چنين سايتهايي رسماً جزو وظايفش به حساب نمي‌آيد اين فداكاري و دفاع از فرهنگ و باورهاي اسلامي را انجام مي‌دهد و به بركت رهبري‌هاي مقام معظم رهبري وظايف سپاه خيلي توسعه داده شده به طوري كه سپاه در حوزه‌هاي سازندگي، اقتصاد، فرهنگ و… وارد عمل شده است و در سايۀ همين رهنمودهاست كه شما مي‌توانيد حركتي انجام دهيد والاّ به شما اجازه نمي‌دادند.

همه مسئولان ما باید از قم در آیند و نه تحصیلکردگان غربی : ما نبايد تنها به دفاع از خود اكتفا كنيم. بهترين دفاع حمله است. يكي از شاهكارهايي كه متأسفانه برخي از اشخاص ضعيف‌النفس كه مسئوليت‌هاي بزرگي را هم برعهده داشتند انجام دادند، اين بود كه وانمود مي‌كردند براي اينكه اقتصاد ما پيشرفت كند چاره‌اي نداريم جز اينكه نسخۀ اقتصاد غربي را پياده كنيم. مي‌گفتند رئيس بانك مركزي ما بايد تحصيل‌كردۀ آمريكا باشد، وزير اقتصادمان بايد تحصيل‌كردۀ فرانسه باشد. در غير اين صورت ما پيشرفت نمي‌كنيم. دنياي غرب اقتصادش را با علم پيش مي‌برد، ما اگر آن علم را نداشته باشيم و نپذيريم، عقب مي‌مانيم. حالا وقت آن رسيده كه بگوييم كجا رفتند اين عالمان اقتصادي كه فكري براي اقتصاد آمريكا بكنند؟ كجا رفت اين نظريه‌‌هاي اقتصادي؟ اگر علم غربي‌ها يك داروي شفابخش براي اقتصاد عالم بود، پس چرا خودشان نمي‌توانند از اين داروي شفابخش در اقتصادشان استفاده كنند؟ الآن فرصت بسيار خوبي است. در مورد مسائل اجتماعي و… بايد گفت اين آلودگي‌ها و مسائل انحرافي تمدن كشور شماست.

خدایی که بعد از هشت سال به کشتن دادن بچه های دوازده سیزده ساله مردم برای تصرف عراق نتوانست از شکست مفتضح ما در جنگ جلوگیری کند  حالا هم یاور ماست : جمله‌اي هست كه هميشه خدمت دوستان عرض مي‌كنم آن هم اين است كه خداي جبهه با خداي دانشگاه، با خداي حوزه، با خداي بازار يكي است. اگر در جبهه خدا چنين پيروزي‌هايي نصيب ما كرد آن خدا جاي ديگري نرفته، در بازار ما هم هست و مي‌تواند اقتصاد ما را درست كند به شرطي كه ما همان روحيۀ جبهه‌اي را پيدا كنيم.

تهران در این روز جمعه تبدار است ، مردم به هوش باشند

سپتامبر 10, 2009

تهران در این روز جمعه تبدار است . خامنه ای خود را برای مصافی دوباره با مردم ایران آماده میکند ، خبر ازبرنامه قطع تلفنهای موبایل میرسد . سپاه و بسیج دست به بسیجی عظیم زده اند و از اقصی نقاط کشور نیروهای خود را به تهران سرازیر کرده اند . سخن از این است که بعد از نماز جمعه هجوم برند و موسوی و کروبی را دستگیر کنند . مردم باید آماده باشند تا در صورت وخامت اوضاع به خیابانها بریزند و نقشه های کودتاچیان را نقش بر آب کنند. آمادگی مردم باعث هراس کودتاچیان خواهد شد تا دست به اقدامات دیوانه وار نزنند.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

نماز جمعه فردای خامنه ای را ندیده بگیریم و در موردش بحث نکنیم و وقتمان را تلف تحلیل سخنانش نکنیم ، در یک کلام تحریمش کنیم

سپتامبر 10, 2009

خامنه ای دیگر آن ارزش را ندارد که بر سر یک یک سخنانش وقت بگذاریم و تحلیل کنیم که مقصودش چه بوده است و چه میخواهد بگوید . اگر یک نماز جمعه او ارزش تحلیل داشت همان نماز جمعه سه ماه پیشش بود که در آن شمشیر را ازرو بست و گفت خون مردم گردن خودشان است و بعد هم در عمل نشان داد که واقعا در پی سرکوب کامل ملت ایران است . اکنون صحبت مجدد در مورد اینکه در نماز جمعه فردا چه میخواهد بگوید و بعد هم مدتها وقت گذاشتن بر سر اینکه مقصودش از این حرف و آن حرف چه بود فقط تلف وقت است و بس . درست مثل اینکه دوستان در مورد دادگاههای  نمایشی – استالینی رژیم وقت گرانبهای خود را تلف میکنند و به جای اینکه این وقت را برای برنامه ریزی مبارزات آینده جنبش سبز با دولت کودتا صرف کنند دادگاهها را از تلوزیون تماشا میکنند و اعترافات اجباری را گوش میدهند و تحلیل میکنند .   دوستان عزیز ، اکنون و در این هنگامه کودتا و سرکوب وظیفه همه ما اینست که هر لحظه وقت خود را صرف مبارزه با رژیم کنیم . هر لحظه ای که در تماشای سخنان بیهوده خامنه ای و تحلیل آن صرف کنیم لحظه ای است که از مبارزه کم گذاشته ایم . بیایید همه این جلاد کم مایه را تحریم کنیم . کمترین اقدامی که در تحریم او میتوانیم انجام دهیم ارزش ننهادن به سخنان او در نماز جمعه و وقت تلف نکردن در گوش دادن به سخنانش و تحلیل آنهاست .همه میدانیم چه میخواهد بگوید و چه خواهد کرد دیگر چرا وقتمان را تلف گوش دادن به لاطائلاتش کنیم ؟ با تلف وقت ارزشمندمان در گوش دادن به سخنانش  نشان میدهیم که هنوز برای این آدم ارزش قائل بوده و هنوز تحریمش نکرده ایم .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

خبر خوش : منتظری و دانشجویان در آغاز سال تحصیلی نزدیکتر میشوند

سپتامبر 6, 2009

خبر فرخنده ای است دیدار اعضا دفتر تحکیم وحدت با آیت الله منتظری . اگر یک روحانی واقعا سالم و صدیق در ایران وجود داشته باشد منتظری است که برای احقاق حق و در راه دفاع از مظلومان به قدرت و ثروت نه گفت و خانه نشین شد و بدترین بی احترامیها را تحمل کرد و اکنون پس از سالها بی مهری و تحمل خاموشی مردم مقام واقعی این انسان وارسته و شجاع را فهمیده اند . خبر نیکویی است که دانشجویان نقش مهم منتظری در مبارزه علیه ولایت فقیه را تشخیص داده اند و در حال اتصال او به حلقه رهبران واقعی مبارزه دموکراسی و آزادیخواهی ایران هستند . ما در تاریخ خود از این علمای وارسته و شجاع کم نداشته ایم که تا پای جان در کنار مردم و بر علیه ظلم و استبداد ایستاده اند :

15 شهریور به نقل از سایت نوروز:

آیت‌الله العظمی منتظری در دیدار با اعضای شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت، مهمترین تشکل دانشجویی کشور، با انتقاد شدید از وضع موجود، گفت: ‏الان متأسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت مى‎كنند و تحت فشار از آنها‏ ‏اعترافات بى‌اساس مى‎گيرند كه اينها همه بر خلاف اسلام است. ایشان همچنین از اعتراف‌گیری‌ها انتقاد کرد و گفت: اين اعتراف‌گيرى‌ها همه بر خلاف‏ ‏اسلام است. دستورات اسلام را زير پا مى‎گذارند و مى‎گويند براى حفظ‏ ‏نظام است؛ در حالى كه امام خمينى (ره ) فرمودند: ملاك رأى ملت است؛‏ ‏الان صريحا مى‎گويند ملاك رأى يك نفر است، و اين برخلاف موازين‏ ‏است.

به گزارش نوروز به نقل از موج سبز آزادی، در اين ديدار ابتدا دو نفر از دانشجويان ضمن تشكر از مواضع این مرجع تقلید، عنوان‏ ‏كردند:‏ ‏به مناسبت قرار گرفتن در آستانه سال تحصيلى جديد دانشگاهها، اين توفيق‏ ‏بود كه امسال هم طبق معمول هر سال خدمت برسيم، با اين تفاوت كه‏ ‏معمولا در سالهاى گذشته اول مهر فضا را بازتر مى‎گذاشتند و فشارها عليه‏ ‏دانشجويان فعال كمتر بود، ولى امسال متأسفانه از همين حالا سخت گيريها‏ ‏را شروع كرده‌اند؛ و حتى تلاش داشتند كه با مراجع معظم تقليد تماس‏ ‏گرفته نشود، ولى علي‌رغم ميل آقايان اين كار انجام شد و خدمت رسيديم.

‏اعضای دفتر تحکیم وحدت سپس خاطرنشان کردند: متأسفانه مسأله حمله وحشيانه به كوى دانشگاه هم فراموش شد و با اين كه‏ ‏از حمله سال 1378 بسيار فجيع تر و شديدتر بود ولى در مقايسه با‏ ‏جريانات ديگر تحت الشعاع قرار گرفت. به هر حال از جنابعالى تشكر مى‎كنيم كه در دفاع از حقوق مردم يك لحظه‏ ‏سكوت نكرديد؛ و حقيقتا اگر آيندگان بخواهند قضاوت كنند كه دينداران‏ ‏واقعى از حقوق مردم دفاع كردند، حتما اقدامات حضرتعالى در رابطه با‏ ‏حوادث اخير مثال زدنى خواهد بود.

‏متأسفانه مسئولين امور كارى كرده اند كه بسيارى از جوانان افسوس‏ ‏حكومت پهلوى را مى‎خورند، و همان طور كه فرموده ايد از اين حكومت نه‏ ‏جمهورى باقى مانده و نه اسلامى. در اين جمع ما تعدادى از تحصيل محروم شده اند و ستاره دار هستند، ولى‏ ‏همچنان به فعاليت هاى سياسى و وظايفى كه به عنوان يك دانشجو بر عهده‏ ‏دارند ادامه مى‎دهند، و مراجعى كه در برابر ضايع كردن حقوق مردم‏ ‏ايستادگى مى‎كنند تكيه گاه ما جوانان هستند.

‏به نوشته‌ی سایت دفتر آیت‌الله العظمی منتظری، ایشان در ادامه‌ی این دیدار سخنانى ر ابراز داشت که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

بسم الله الرحمن الرحيم ‏

من از شما عزيزان تشكر مى‎كنم كه نسبت به امور بى تفاوت نيستيد و‏ ‏انجام وظيفه مى‎كنيد. امر به معروف و نهى از منكر يك وظيفه همگانى‏ ‏است . در قرآن كريم مى‎خوانيم : (والعصر ان الانسان لفى خسر الا‏ ‏الذين آمنوا و عملوا الصالحات ) آيا اين ايمان و عمل صالح كافى‏ ‏است ؟ قرآن مى‎فرمايد: نه ، (و تواصوا بالحق ) يعنى همه بايد يكديگر‏ ‏را سفارش به حق كنند. خوب اين سفارش به حق زندان اوين و‏ ‏محروميت هاى متعدد را به دنبال دارد؛ براى همين مى‎فرمايد: (و‏ ‏تواصوا بالصبر) همديگر را به بردبارى و صبر و استقامت دعوت‏ ‏كنند.

البته اگر خوب هم درس بخوانيد آينده متعلق به شما خواهد بود. و‏ ‏محروم كردن دانشجويان از تحصيل ظلم بزرگى است . خداوند در سوره ‏ ‏فاطر پس از ذكر علومى مثل انسان شناسى ، جانورشناسى ، گياه شناسى ،‏ ‏معدن شناسى و علوم ديگر مى‎فرمايد: (انما يخشى الله من عباده‏ ‏العلماء) يعنى خداوند در نظر عالمان داراى خشيت و بزرگى است . و‏ ‏مقصود از علما در اين آيه آقايان دانشگاهيان است ؛ يعنى كسانى كه با‏ ‏اين علوم فوق ارتباط دارند. خلاصه اين كه علاوه بر بى تفاوت نبودن و‏ ‏انجام وظيفه كردن درس هم خوب بخوانيد.

الان متأسفانه بعضى ها وقتى مى‎گويند نظام ، منظورشان يك شخص‏ ‏است؛ با اين كه اين درست نيست ، حفظ نظام يك واجب شخصى نيست‏ ‏بلكه مقصود اين است كه نظام باشد تا دستورات اسلام اجرا شود، ولى‏ ‏الان متأسفانه به نام اسلام افراد را بازداشت مى‎كنند و تحت فشار از آنها‏ ‏اعترافات بى اساس مى‎گيرند كه اينها همه بر خلاف اسلام است .

خيلى از شخصيت هايى كه در پيروزى انقلاب نقش داشتند و الان هم‏ ‏انقلابى اند متأسفانه در زندان هستند. اين اعتراف گيرى ها همه بر خلاف‏ ‏اسلام است. دستورات اسلام را زير پا مى‎گذارند و مى‎گويند براى حفظ‏ ‏نظام است ؛ در حالى كه امام خمينى (ره ) فرمودند: ملاك رأى ملت است ؛‏ ‏الان صريحا مى‎گويند ملاك رأى يك نفر است ، و اين برخلاف موازين‏ ‏است .

قرآن كريم مى‎فرمايد: (المومنون والمومنات بعضهم اولياء بعض‏ ‏يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر) همه نسبت به يكديگر‏ ‏ولايت دارند، يعنى همه حق دارند و بايد امر به معروف و نهى از منكر‏ ‏كنند.

الان انحرافى پيش آمده كه همه بايد امر به معروف و نهى از منكر كنند و‏ ‏جلوى اين انحرافات را بگيرند. بى گناهانى در زندان هستند كه اين ظلم‏ ‏بزرگى است و بايد نسبت به آن بى تفاوت نباشيم .

ان شاءالله صابر و بردبار باشيد و خدا اجرتان دهد.

اللهم اصلح كل فاسد من امور المسلمين

سخنان محسن سازگارا در مورد راهپیمایی روز قدس و سرنگونی دولت کودتا

سپتامبر 6, 2009

سلام يکشنبه ۱۵ شهریور ۱۳۸۸، 6 سپتامبر 2009 میلادی
ابتدا عذرخواهی بکنم از اشتباهی که دیروز در صحبتم بود و به جای 5 سپتامبر ، 5 آگوست گفتم و چندین نفر از شنوندگان نکته سنج ایمیل فرستادند و این نکته را تذکر دادند.
امروز بحث ما حول تنها یک نکته می گردد که سوال بسیار مهمی هم هست. چندین نفر پرسیده بودند که در روز قدس وقتی ما میلیونی به خیابان بیاییم، آیا امکانش هست که در خیابان بمانیم و کلک رژیم کودتا را بکنیم؟ این سوال به اشکال مختلف دیگری هم مطرح شده است. از جمله این که آیا روز 25 خرداد که چند میلیون نفر به خیابان آمدیم، آیا امکانش بود که در همان روز در خیابان بمانیم و کار را تمام کنیم؟ من تمام این قبیل سوالات را که معادل هم هستند جمع کرده ام و در بحث امروز یک جا به آن پاسخ می دهم.

بگذارید این طور بگوئیم که در تمام جنبش های سیاسی – اجتماعی شبیه جنبش فعلی ما وقتی که ما هدف روشنی تعریف کرده ایم، در این جنبش این که دولت کودتایی اجنبی ساخته غاصب و ظالم را پایین بیاوریم و رئیس جمهوری منتخب و قانونی کشور را بر مسند ریاست جمهوری بنشانیم. واستراتژی ما هم به تبعیت از روش های مبارزات بی خشونت برای رسیدن به این هدف است، در این قبیل جنبش ها پس از دوره ای از مبارزه، معمولا بک آکسیون نهایی اتفاق می افتد. در تارزخ معاصر کشور خودمان، مثلا در انقلاب اسلامی ایران که هرف روشن سرنگونی رژیم شاه و استقرار حکومت جمهوری اسلامی را دنبال می کرد وقتی که همافران با نیروهای گارد سلطنتی درگیر شدند، آکسیون نهایی آنحرکت، در بعد از ظهر 21 بهمن 57 اتفاق افتاد. یعنی وقتی فرمانداری نظامی ارتش ساعت حکومت نظامی را به جای 10 شب، 4 بعد از ظهر قرار داد و آقای خمینی مردم را دعوت کرد که در خیابان ها بمانند. آن شب تا صبح روز بعد، اضمحلال رژیم شاه و پیروزی انقلاب اسلام رقم خورد. یا در انقلاب مشروطه ، پس از یک دوره مبارزه ، وقتی علما به حضرت عبدالعظیم رفتند برای بست نشستن تا از آنجا راهی عتبات عالیات شوند، ابتدا گروه اندکی از مردم در تهران چون در خطر بودند، به سفارت انگلیس برای بست نشینی پناه بردند، اما در فاصله کوتاهی اقشار متعددی از مردم به آنها پیوستند و تحصن بزرگی آغاز شد که در فاصله کمتر از چند روز حکومت را وادار به عقب نشینی کرد و فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه قاجار صادر شد. در کشورهای دیگر هم مثال های متعددی می توان یافت. مثلا در الجزایر » جبهه آزادیبخش ملی» مبارزه خشونت باری را با فرانسویان استفمارگر طی چند سال دنبال کرده بود و سرانجام نیز ارتش فرانسه آن ها را سرکوب کرده بود و توانست به اعضای مرکزیت » جبهه» دست یابد و آنها را بکشد اما بعد از آن ، مردم به خیابانها آمدند و با تحصنی بزرگ در خیابان ها ، سرانجام فرانسه را وادار به اعطای استقلال به الجزابر کردند. از این مثال ها در کشورهای دیگر هم می توان مطرح کرد. آکسیون نهایی چیزی نیست که کسی بتواند رسیدن آن را طراحی کند، حوادثی دست به دست هم می دهد و آن آکسیون نهایی اتفاق می افتد، اما بستری که مهیا می شود تا آکسیون نهایی اتفاق بیفتد از پیش دیده می شود و قابل برنامه ریزی است. یعنی دو شرط از قبل محقق می شود. یکی این که دولتی که بر سر کار است کنترل مدنی، کنترل خیابان ها ، کنترل اداره کشور را از دست می دهد و دوم این که معمولا اختلافات گسترده ای در داخل حکومت اتفاق می افتد. به خصوص هر چه این اختلافات به کر اصلی قدرت در آن حکومت نزدیک تر باشد موثرتر است. در نظام هایی که دیکتاتوری نظامی است و کر اصلی آن نظامی – امنیتی است این اختلافات وقتی به درون نیروهای نظامی – امنیتی می رسد و گروهی از آن ها را در مقابل گروه دیگری قرار می دهد، بستری برای برگزاری آکسیون نهایی آماده تر می شود. به همین دلیل ما از آلان نمی توانیم بگوئیم که روز قدس می خواهیم یک آکسیون نهایی داشته باشیم. می توانیم طراحی یک آکسیون بزرگ را بکنیم و حتی در خیابان ها تحصن کنیم ولی برای نهایی شدن این آکسیون باید آن دو بستر و یا آن دو پیش شرط مهیا شده باشند.
ما در مسیر تحقق این دو شرط همانطور که قبلا هم صحبت کرده ایم محتاج رشد بیشتر جنبش هستیم. جنبش که مثل بچه تازه تولد یافته ای است باید در سه جهت رشد کند، یکی رشد در بین طبقات و گروههای متعدد اجتماعی، مثل دانشجویان ، دانش آموزان، معلمان، کارگران، کارمندان و … دیگری رشد جغرافیایی ، یعنی جنبش باید به اقصی نقاط کشور و دور افتاده ترین شهرها هم برو و سوم رشد کیفی که خود رشد کیفی هم شامل دو بخش است یکی سازماندهی و تشکیلات یافتن جنبش است. امورز آقای مهندس موسوی هم در بیانیه مفصلی که صادر کرده و به این امر پرداخته است. گروه های 3- 7 نفره این که قبلا صحبت کردیم در بین تشکل های طبیعی اجتماعی می تواند شکل بگیرد مثلا بچه های یک محل ، یا دوستان قدیمی، یا فامیل و خانواده یا همشاگردی ها و یا همکاران و … در جاهایی که همدیگر را می بینیم باید ارتباطاتمان افزایش پیدا کند. هرکس باید بتواند به 15 تا 20 نفر ، خبر رسانی کند. با ایمیل با دیدار حضوری و روش های دیگر باید بتوانیم ارتباطاتمان را گسترش دهیم. بخش دوم رشد کیفی، به آکسیون های جدید و ابتکاری و باز شدن جبهه ها ی متعدد در مقابل کودتاچیان برمی گردد. مثل همین قدم زنی سبز که روز پنجشنبه در تهران اتفاق افتاده و فیلم هایش را می توانم در روزهای بعد نشان دهم ، مثل افطار کردن خانواده زندانیان سیاسی با همراهی مردم در جلوی زندان اوین، مثل تجمع مادران داغدار در پارک لاله که فیلمش را در روزهای بعد نشان خواهم داد. انواع آکسیون ها و روش های ابتکاری و جدید به رشد کیفی جنبش کمک می کند. برابر بحثی که کردیم، آکسیون هایی که انجام می دهیم ، برای این که به آکسیون نهایی نزدیک شویم روی سه بستر حرکت می کند. اول آکسیون هایی که بین مردم یکپارچگی و مقاومت را تقویت می کند مثل الله اکبر گفتن شب ها ، مثل تظاهرات میلیونی در خیابان ها، مثل تحرمی کالاها. این قبیل آکسیون ها مقاومت و یکپارچگی مردم را محکم تر کرده و تداوم می دهد.
دوم آکسیون هایی است که حکومت را فرسایش می دهد. به خصوص آنهایی که هر چه بیشتر در حکومت اختلاف ایجاد می کند. فرسایش دادن فقط به تظاهرات پراکنده در خیابان ها نیست. اگر چه این کار بیشترین فرسایش را برای کودتاچیان به همراه دارد. اما وقتی مثلا عکس سرکوبگران را چاپ می کنیم و آنها را رسوا می سازیم، یا حرف های آن ها را کنار هم می گذاریم و تحلیل می کنیم و درماندگی آن ها را به اطلاع ملت می رسانیم، جوک برای آن ها می سازیم و انواع کارهای دیگری از این قبیل هم به فرسایش آن ها کمک می کند. به خصوص آن کارهایی که حداکثر اختلاف را در میان آن ها ایجاد می کند. اما دسته سوم آکسیون هایی هستند که حکومت را فلج می کنند. تسلط حکومت کودتا را کم می کند که در بالاترین سطح آن به اعتصابات سراسری می رسیم. اما سایر کارهایی که انجام می دهیم تا رسیدن به آن مرحله، مثل عدم همکاری با مسئولین دولتی و نافرمانی مدنی در مقابل دولت ، یا اعتصاب ایتالیایی و کم کاری کردن در دستگاه های دولتی ، از کار انداختن مسیر هایی که به برق ، مخابرات و کامپیوتر دستگاههای دولتی ختم می شود. بنابر این رشد جنبش و عمق و وسعت یافتن آن است که ما را به آکسیون نهایی نزدیک می سازد.
تا فردا شاد و پیروز و سرافراز بشاید. به امید پیروزی ایران و ایرانی.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: