Archive for the ‘شکنجه’ Category

بخشی از مقاله ایرج مصداقی در مورد موسوی و برخورد او با جنایات رژیم در دهه شصت

ژوئن 24, 2011

برگرفته از این مقاله :

 

در مهرماه ۱۳۶۰ در حالی که دولت جمهوری اسلامی يکی از گسترده‌ترين سرکوب‌های تاريخ معاصر را سازمان داده و اعمال اين دولت افکار عمومی بين‌المللی را سخت تکان داده بود ميرحسين موسوی به عنوان وزير امورخارجه با شرکت در سی و ششمين مجمع عمومی سازمان ملل متحد در پاسخ به ادعای نقض حقوق بشر در ايران می‌گويد:
«مردم به مدعيان حقوق بشر که دست‌های خود را به خون انسان‌های مستضعف فرو کرده‌اند، به ديده تمسخر می‌نگرند… هم اکنون در کشورهای مستضعف چهره تازه بشريت در حال تولد است و اين چهره بسيار متفاوت از آن سيمايی است که امريکا تصوير می‌کند…. ما مصمم هستيم که در روش خود کوچک‌ترين لغزشی به شرق يا غرب نداشته باشيم. به عنوان نماينده دولت انقلابی جمهوری اسلامی به همه مستضعفان زمين نويد می‌دهم که يک ميليارد مسلمان زير سلطه جهان در حال قيام اند و اسلام برکات سازنده خود را دوباره به صحنه آورده است»

http://www.etemaad.ir/Released/88-03-05/296.htm

ميرحسين موسوی در همان‌ موقع با روزنامه نيويورک تايمز نيز به گفتگو پرداخت. وی در پاسخ به اتهامی در مورد «اعدام های چند ۱۰ هزار نفری در ايران» به نيويورک تايمز گفت؛
«اصولاً اگر می‌خواستيم چنين کشتارهايی انجام دهيم، انقلاب صد درصد شکست می‌خورد. در ايران هر کس اعدام می‌شود، بلافاصله مشخصات وی، جرائم و تمام ويژگی هايش اعلام می‌شود.»

منظور موسوی در مهرماه ۶۰ اين بود که نام کودکان ۱۴- ۱۵ ساله‌ای را که مقابل جوخه‌های اعدام قرار می‌دادند با افتخار در روزنامه‌هايشان با شرح و تفضيل منتشر می‌کردند. او اشاعه‌ی جو رعب و وحشت و اعمال شعار ضد بشری «النصر بالرعب» را جزو افتخارات دولت جمهوری اسلامی می‌دانست.

همچنين در مهرماه ۶۰ موسوی به عنوان وزير امور خارجه در پی درخواست «سازمان عفو بين‌الملل» برای بازديد از زندان‌های ايران، شرايطی را قائل شد که در يکی از آن‌ها از سازمان مزبور خواسته شده بود:

«اصول حقوق اسلامی در قوانين جاری ايران را به رسميت بشناسد تا ثابت کند اين سازمان بازيچه‌ی دست آمريکا و متحدانش نيست».

يعنی سازمان عفو بين‌‌الملل برای آن که اجازه حضور در ايران و تحقيق در زندان‌ها را پيدا کند اول بايستی شکنجه، تعزير، حدود، قصاص، قطع دست و پا، سنگسار، اعدام (به ويژه کودکان و خردسالان)، زجر کش کردن. شلاق زنی در ملاء عام و زندان، پرتاب کردن متهم از بالای کوه و بلندی، گردن زدن، بی‌حقوقی زنان و ديگر مجازات‌های وحشيانه و قرون وسطايی را تحت عنوان «اصول حقوق اسلامی» به رسميت بشناسد تا اجازه حضور در کشور را بيابد!

امروز متأسفم که ميرحسين موسوی و زهرا رهنورد نيز به حبس و زندان خانگی دچار شد‌ه‌اند. خوشحال نيستم که ميرحسين موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان به اتفاق بسياری از کارگزاران سابق نظام توسط «چهره تازه بشريت» که ميرحسين موسوی مدعی آن بود، به بند کشيده شده‌اند.

قطعاً موسوی امروز ادعا نمی‌کند که «در ايران هيچ کس به خاطر اعتقادات شخصی‌اش محکوم نمی‌شود و اعدام‌های خودسرانه سازگار با دستگاه قضايی نيست».

قطعاً او و دوستانش که بند کشيده شدند باور ندارند که «جاسوس» و «تروريست» باشند.

ما در دوران دهساله‌‌ی زندان برخلاف ادعای دولت ‌آقای موسوی در گزارش به مجامع بين‌المللی که مدعی بودند «زندان‌های ايران دارای همه گونه امکانات رفاهی ممکن هستند» از حداقل امکانات هم برخوردار نبوديم. اميدوارم آقای موسوی و دوستانشان از حداکثر امکانات رفاهی بهرمند باشند.

چنانچه در صحنه‌ی بين‌المللی هم مشاهده می‌شود امروزه نيز دوباره همان‌ها که پيش‌تر نيز «مدعی حقوق بشر» بودند از حقوق ايشان و دوستانشان دفاع می‌کنند. قطعاً من و ما به کسانی که در بند هستند و به ادعاهای ديروزشان «به ديده تمسخر» نمی‌نگريم. آن‌چه را که در اينجا مطرح می‌کنم نيز از باب تمسخر نيست بلکه يادآوری تاريخ به آن‌هايی است که می‌کوشند حقايق را مخفی کنند.

متأسفم که «چهره‌ بسيار متفاوتی» که ميرحسين موسوی بشارتش را می‌داد دامان او و خانواده‌‌اش را نيز گرفت و آن‌ها نيز مانند بسياری از خانواد‌ه‌های ايرانی از «برکات سازنده اسلام» بهرمنده شده و داغدار و چشم‌نگران عزيزانشان شدند.

ايرج مصداقی

Advertisements

فیلم بازجوئی از خانم (فهیمه دری نوگورانی) همسر سعید امامی- شکنجه زندانیان

مارس 3, 2011

دانلود فیلم بازجوئی از خانم (فهیمه دری نوگورانی) همسر سعید امامی با فرمت RealPlayer وحجم 21 مگابایت ، به همراه عکس هائی از بازجویان و ماموران وزارت اطلاعات: “احمد شیخها” معروف به “احمد نیاکان” مشهور به “تفتازانی” – “علی اکبر باوند” معروف به “مجتبی بابایی” مشهور به “امیری” – “جواد عباسی کنگوری” معروف به “آزاده” مشهور به “آملی” – مصطفی موسوی ( کاظمی ) از معاونان و کارمندان ارشد وزارت اطلاعات – سعید امامی ( اسلامی ) معاون امنیتی و قائم مقام و مشاور ویژه وزارت اطلاعات و توضیح درباره عکس ها

http://democtatori.blogspot.com/2009/08/blog-post_26.html

جواد آزاده یکی دیگر از شکنجه گران اطلاعات سپاه پاسداران

فوریه 12, 2011

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را ارسال داشته اند :

اطلاعاتی راجع به جواد آزاده شکنجه گر جمهوری اسلامی

فهرست شهدای جنبش سبز

فوریه 5, 2011

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

فهرست شهدای جنبش سبز را در این سایت بیابید :

http://irancrimewatch.com/

هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد ، آیا آماده شهادت در راه آزادی شده ای یا نه؟ اگر نه بنشین توی خانه و دم نزن .

فوریه 4, 2011

صحبتی خصوصی با خودم و دوستان نزدیکم  که تصمیم گرفتم اینجا با دوستان اینترنتی خود و با هم میهنان عزیزم  نیز در میان بگذارم :

انقلاب بدون هزینه نمیشود . وقتی پاتو از خونه میذاری بیرون برای تظاهرات باید قبلا وصیتنامه تو نوشته باشی و کفنت رو پوشیده باشی و شهادتین رو هم گفته باشی . نمیشه انتظار داشته باشی هم تو تظاهرات شرکت کنی و هم بدون هیچ ریسک و خطر و بدون اینکه خونی از بینی کسی و خودت بریزه برگردی خونه . آیا به اینجا رسیدی که همه خطرات را به جان خریده باشی و برای اقدام آماده شده باشی؟ به قول تروتسکی از رهبران انقلاب اکتبر : «انقلابی به پیروزی میرسد که مرد م در آن برای کشته شدن آماده شده باشند ، نه انقلابی که مردم فقط برای کشتن طرف مقابل آمادگی داشته باشند «. ضرب المثل در این مورد زیاد داریم مثلا اینکه میگوید «شتر سواری دولا دولا نمیشود» ، باید خود را وقف  انقلاب کنی . «خربزه که میخوری پای لرزش هم مینشینی» ، وقتی خود را برای انقلاب و سرنگونی حکومت جور و ظلم آماده  میکنی باید آماده همه هزینه های این کار بزرگ هم باشی . «هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد «، آیا واقعا طاووس آزادی و دموکراسی برای میهن خود ایران را آنقدر میخواهی که در راه آن آماده شهادتها و رنج و شکنجه هندوستان باشی؟ آیا آماده آن هستی که برای بهروزی نسلهای آینده ایرانی و برای آنکه آنها در یک دنیای بهتر زندگی کنند و از نعمت آزادی ،که تو همیشه از آن محروم بودی بهره ببرند  ،خود را ، زندگی خود را ، سلامت خود را، دارایی خود را ، خانواده خود را، آینده خودرا  قربانی کنی یا نه؟ اگر نیستی بتمرگ توی خانه و با همین بوزینه و رهبرش و فرمانده سپاهش و بسیجیان چاقوکشش بساز و خفه شوو از آزادی و دموکراسی دم نزن .

«دوراندیش»

اعتراض دانش آموزان دبیرستان فرهنگ به همسر مجتبی خامنه ای

اکتبر 14, 2010

21 مهرماه

پس از انتشار نامه اخیر رئیس قوه قضائیه به رهبر جمهوری اسلامی که در آن به نقش برجسته مجتبی خامنه ای در صدور احکام دادگاهها و وضعیت زندانیان سیاسی اعتراض شده بود، دانش آموزان دبیرستان غیرانتفاعی فرهنگ متعلق به غلامعلی حداد عادل روز چهارشنبه ٢١ مهرماه، به زهرا حداد عادل همسر مجتبی خامنه ای در مورد نقش همسرش در فجایع اخیر شدیدا اعتراض کرده اند

بی‌توجهی مسئولان زندان اوین به وضعیت مجید دری

اکتبر 14, 2010

در حالی‌که مجید دری، فعال دانشجویی به پزشک متخصص برای درمان بیماری خود نیاز دارد، مسئولین زندان اوین از اعزام او به مراکز تخصصی جلوگیری می‌کنند.

مجید دری دچار مشکلات شدید در ناحیه سر است و دچار سردردهای بسیار شدید می‌شود. دکتر داخلی  زندان یک ماه پیش دستور داده برای ام آر آی و ویزیت توسط دکتر مغز و اعصاب وی به خارج از زندان اعزام شود.

به گزارش خبرنگار رهانا، سامانه خبری خانه حقوق بشر ایران، با گذشت این مدت و تداوم بیماری دری هنوز اجازه ویزیت دکتر مغز و اعصاب را به وی نداده‌اندد. دری دچار سرگیجه شدید است که گاها تا ۴۸ ساعت وی را ازار می‌دهد.

مجید دری فعال دانشجویی و دانشجوی محروم از تحصیل است که از ۲۵ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ بازداشت و در زندان اوین به سر می‌برد. وی به شش سال زندان توام با تبعید به زندان ایذه محکوم شده بود. طی هفته‌های گذشته  محل تبعید این عضو شورای دفاع از حق تحصیل به زندان اهواز تغییر یافت. وی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می‌برد.

بيانيه‌ رضا ولی‌زاده و ليلا ملک‌محمدی، نخستين ناشران خبر شهادت ترانه موسوی درباره‌ راستی اين رويداد، وبلاگ‌های دو روزنامه‌نگار

اوت 26, 2010

فعالان محترم حوزه‌ی رسانه، اهالی فکر و نظر و مردم شريف ايران
و شما سربازان پيدا و پنهان نظام اطلاعاتی و امنيتی جمهوری اسلامی

ما (ليلا ملک‌محمدی و رضا ولی‌زاده) امروز به ضرورتی روی سخن با تمام شما داريم؛ شما که زخم‌خورده و زخم‌زننده، به ميدان درآمده و هستی خود را برای رسوايی ستم‌کاریِ دشمنان خانگی، عيارانه به ميدان آورده يا گوشه‌ی عافيت اختيار کرده يا دست و زبان خود را به کام دشمن، تازيانه‌ی مردم کرده‌ايد. چه بسيار اتفاق نادره‌ای‌ست که بيانه‌ای خطاب به جمعی بدين پايه ناهم‌گون و ناهم‌بسته نوشته شود؛ اما کدام شماست که نام «ترانه موسوی» را نشنيده باشد و خود را بازجويانه به قضاوت چيستی ماجرايش ننشانده باشد. اين خود نقطه‌ی اشتراک همه‌ی ماست. اين نوشته خطاب به همه‌ی شماست که يا تنها گوشی برای شنيدن ماجرا بوده‌ايد يا دل‌آشوبه‌های هولناکی‌اش را يک سال تحمل کرده يا با خلوص نيت در واقعيت آن ترديد کرده‌ايد يا به دستور، آن‌را دروغ و دغل خوانده‌ايد. (more…)

قتل فجیع یک زندانی در زیر شکنجه در سلولهای انفرادی

اوت 13, 2010

22مرداد:

چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط ک
بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» یکی از زندانیان سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت در اثر شکنجه های وحشیانه به قتل رسید.
روز چهارشنبه 20 مرداد ماه زندانی حسن قشقایی 35 ساله پس از بازگشت از دادگاه و انتقال او به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی مورد وحشیانه ترین شکنجه های پاسداربندها قرار می گیرد. او در حالی که دستان و پاهایش با دست بند و پابند بسته شده بود و چشمانش چشم بند زده شده بود مدت طولانی مورد شکنجه قرار می گیرد که به کما فرو می رود و بعد از چند ساعت به قتل رسانده می شود. (more…)

خبری موحش از جنایت جدید بسیج : به قتل رساندن یک دختر جوان در تبریز پس از تجاوز به او توسط نیروهای بسیج و پاسدار

ژوئیه 11, 2010

خبرگزاری هرانا – هفته ی گذشته یک دختر جوان به نام الناز بابارده، توسط نیروهای بسیج پس از تجاوز به قتل رسید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، یکی از نیروهای بسیج به بهانه ی بد حجابی، با سد کردن راه خودرو الناز بابازاده در منطقه ولیعصر تبریز دستور توقف و به اصطلاح “اصلاح حجاب” وی را می دهد که با مقاوت این دختر جوان مواجه می شود.
فرد مذکور پس از مشاهده ی چنین وضعی، با کشیدن سلاح و تهدید وارد خودروی خانم بابازاده می شود و بلافاصله پس از آن دوتن دیگر از نیروهای لباس شخصی نیز وارد خودرو می شوند.
این سه تن پس از ضرب و شتم وحشیانه و تعرض و تجاوز جنسی به این دختر جوان ۲۶ ساله وی را با شلیک گلوله به قتل می رسانند و جسد را در اطراف گورستان امامیه تبریز رها می کنند.
پس از تحقیقات محلی گزارشگر خبرگزاری حقوق بشر ایران، نهایتا در ختم الناز بابازاده مشخص می شود که فرزند یکی از سرداران پاسدار ایشان را به قتل رسانده و انگیزه ی خود از قتل و تجاوز را مبارزه با بد حجابی و انجام فرمان خدا اعلام کرده است!
خانواده ی بابازاده از این فرد شکایت کرده اند اما گفته می شود که سپاه تبریز در تلاش است تا پرونده ی این جنایت را در اختیار خود گرفته تا شخصا رسیدگی کند.
الناز بابازاده ساکن کوی ولیعصر تبریز بوده است.

هفت سال از زجرکُش شدن زهرا کاظمی گذشت

ژوئیه 11, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

امروز بیستم تیرماه هشتاد و نه است. هفت سال پیش در چنین روزی بود که زهرا کاظمی با تنی کوفته از شکنجه های فراوان زجرکُش شد. سردسته جنایتکاران قاضی دست نشانده ای به نام سعید مرتضوی بود که مستقیماً در شکنجه و قتل زهرا کاظمی دست داشت. عروسک کوکی رژیم، سعید مرتضوی به تنها چیزی که اعتقاد نداشت قانون بود چرا که در دستگاه ظلمگستری رژیم گندیده و پوسیده ولایت فقیه به جز فرمان های حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور!!! قانون دیگری وجود ندارد. درباره زهرا کاظمی فراوان گفته و نوشته شده است و نیازی به بازگوئی چندباره رنجنامه ای چنین روشن نیست.
اما نکته اینجاست که رژیمی که در بازداشتگاه ها و زندان ها و شکنجه گاه هایش زشت ترین و چندش آورترین رفتارها را با دختران و زنان زندانی انجام می دهد، پیاپی دم از حجاب و عفاف می زند!
چرا موی تو دو سانتی متر از روسریت بیرون آمده است؟ چرا کفش پنجه باز بدون جوراب پوشیده ای و به ناخن پاهایت لاک سرخ رنگ زده ای؟ چرا روسری تو رنگارنگ است؟ چرا مانتوی تو کوتاه است؟ چرا شلوار تنگ و چسبان پوشیده ای؟ مردی که با او راه می روی کیست؟ اگر شوهر توست مدارک و کارت شناسائی معتبر برای اثبات زن و شوهر بودن شما کو؟ و ……..
به قول معروف: ( قربان برم خدا را – یک بام و دو هوا را )
اگر کسانی می خواهند درباره زجرکُش شدن زهرا کاظمی بیشتر بدانند بهتر است به لینک زیر نگاهی بیاندازند: http://jahanezan.wordpress.com/2010/06/24/tanin-302/#more-2899
.
http://jahanezan.wordpress.com/2010/07/11/tanin-348/#more-3328

گزارش یک روانشناس زندانی از جنایت های اردوگاه مرگ کهریزک

ژوئیه 3, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

گزارش زیر توسط یک روانشناس زندانی در اردوگاه مرگ کهریزک سال گذشته تهیه شده بود و برای فعالین حقوق بشر و دمکراسی ارسال گردید.فعالین حقوق بشر و دمکراسی مرداد ماه1388 آنرا منتشر کرد. اما به دلیل تشکیل دادگاه غیر علنی و غیر مستقل و فرمایشی و پنهان کاری برای پوشاندن حقایق و ضایع کردن خون جان باختگان راه آزادی ما اقدام به انتشار مجدد آن گزارش می نماییم تا از اسامی مجریان جنایت علیه بشریت و جنایت هائی که در اردوگاه مرگ کهریزک روی داده است افکار عمومی از آن مطلع شوند.البته به دلیل غیر علنی و غیر مستقل بودند دادگاه آمرین اصلی این جنایت ها مصون نگه داشته شده اند. دادگاه فرمایشی سعی دارد با صدور احکام صوری و نسبت دادن آن به افراد مجهول الهویه مردم را فریب دهد و آمرین و عاملین را از سزای اعمالشان مصون دارد. (more…)

سردار ( حسین فدایی آشتیانی ) هم دژخیم کهریزک و هم نماینده مجلس!

ژوئیه 3, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

حسین فدایی در تاریخ هشتم تیرماه 88 موفق به دریافت فتوائی از خامنه ای شد که بر اساس آن هر گونه رفتاری با زندانیان از جمله تجاوز به آنها مجاز شد. فدایی از جمله خودباختگان کم مقدار استبداد است که با دریوزگی در پیشگاه دیکتاتور می خواهد راه پیشرفت را برای خود باز کند. امثال افراد بی هویت و بی ریشه ای مثل فدایی هستند که دیکتاتورها همواره از حرص بی پایان آنها برای خوش خدمتی و ارتقاء در نردبان قدرت بهترین بهره را برده و اهداف شوم خود را بر گرده این بردگان خودفروخته محقق نموده اند. (more…)

کارنامه ( طاها طاهری ) با نام مستعار( مسعود صدر الاسلام ) دژخیم سرشناس رژیم و شکنجه گر کهریزک

ژوئیه 3, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

یک ماه پیش در گفت‌وگو با یک نماینده مجلس از نقش حسین فدایی در بازداشتگاه کهریزک پرده برداشتیم و پس از آن هم از قول برخی بازداشت‌شدگان به حضور مستقیم سردار رادان در شکنجه‌ها اشاره کردیم. اکنون موضوعی را که «موج سبز آزادی» در همان زمان مطلع شده بود اما منتشر نشده بود تا در این مدت اطلاعات درباره آن بررسی و تکمیل شود منتشر می‌کنیم. این موضوع چیزی نیست جز نقش مهم و کلیدی سردار مسعود صدرالاسلام در شکنجه‌گاه کهریزک. ماه گذشته پس از انتشار خبر شهادت محسن روح‌الامینی و به سبب انتساب او به خانواده یکی از نزدیکان نظام، پرونده‌ای باز شد که اگر همه ابعاد آن بررسی شود پای بسیاری از عوامل رده بالای امنیتی، نظامی و انتظامی جمهوری اسلامی به میان می‌آید. (more…)

یک سال از شکنجه کُش شدن ترانه موسوی گذشت

ژوئن 29, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

امروز هفتم تیر ماه هشتاد و نه است. یک سال پیش یعنی در هفتم تیر ماه هشتاد و هشت ترانه موسوی در جلوی مسجد قبا بازداشت شد و پس از تجاوز گروهی به وی جنازۀ او به آتش کشیده شد و پنهانی دفن شد. رهبر این جنایت و جنایت های دیگر آخوندی به نام ( حسین طائب ) است که خودش و همدستانش به چند دختر دیگر نیز تجاوز کرده و سپس بی شرمانه برای فریب مردم نمایشی تلویزیونی به راه انداختند که گویا ترانه موسوی زنده بوده و در کانادا به سر می برد و خبر تجاوز و قتل وی دروغ بوده و شایعه دشمنان اسلام و رادیوهای بیگانه است!!!
اما هیچکس نه تنها فریب این نمایش خنده دار را نخورد بلکه بسیاری از خفتگان نیز بیدار شدند و به ماهیت دوزخی رژیم در حال فروپاشی ولایت فقیه پی بردند. نه تنها کسی نترسید بلکه خشم جای ترس را گرفت و در روزهای دیگری مانند عاشورای هشتاد و هشت نمایش خشم مردم میخ های دیگری بر تابوت رژیم ستمگران کوبید. درباره این جنایت سایت ها و وبلاگ های گوناگون به تفصیل نوشته اند و نیازی به تکرار مکررات نیست. پیشینیان از دیرباز گفته اند: هر کس که باد بکارد توفان درو می کند پس رژیم ولایت فقیه که بیش از سی سال است توفان می کارد آن هم توفان خشم، چه درو خواهد کرد؟
.
http://jahanezan.wordpress.com/2010/06/28/tanin-310/#more-3011

فهرست بازداشت شدگان خرداد هشتاد و نه

ژوئن 27, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

خبرگزاری هرانا – بنا بر آمار ارائه شده از سوی واحد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در خرداد ماه سال 89 بیش از 1150 تن از سوی نیروهای انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی که اکثرا به صورت دسته جمعی و در تظاهرات های مختلف و یا در طرح امنیت اجتماعی تحت عنوان اراذل و اوباش بازداشت شدند.اسامی 72 تن از فعالان سیاسی و مدنی که توسط نهاد های حقوق بشری و وب سایت های معتبر اعلام شده است به قرار زیر است:
1 . آپتین پگاه فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
2 . ابراهیم رشیدی روزنامه نگار و وبلاگ نویس به اتهام نا مشخص در تاریخ 24 خرداد 89 بازداشت شد
3 . احمد محمد نیا فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 10 خرداد 89 بازداشت شد
4 . اسماعیل افشین به اتهام همکاری با احزاب مخالف نظام در تاریخ خرداد 89 بازداشت شد
5 . اشکان مصیبیان فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 11 خرداد 89 بازداشت شد
6 . اعظم ویسمه خبرنگار به اتهام نا مشخص در تاریخ 10 خرداد 89 بازداشت شد
7 . اکبر آزاد نویسنده آذربایجانی و عضو هیات تحریریه ماهنامه های وارلیق و پارپاق به اتهام نا مشخص در تاریخ 4 خرداد 89 بازداشت شد
8 . امین فرید یحیایی فعال دانشجوی تبریز به اتهام نا مشخص در تاریخ 21 خرداد 89 بازداشت شد
9 . بابک ساران به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
10 . بابک غیاثی فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
11 . بهرام چگینی دانشجوی دانشگاه علم و صنعت اراک ناز فعالین ستاد میرحسین موسوی در اراک به اتهام نا مشخص در تاریخ 1 خرداد 89 بازداشت شد
12 . بهزاد باقری فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 8 خرداد 89 بازداشت شد
13 . بهزاد حیدری عضو سابق شورای عمومی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
14 . بهمن نصیرزاده معلم و شاعر آذربایجانی به اتهام نا مشخص در تاریخ 1 خرداد 89 بازداشت شد
15 . بهنام ابراهیم زاده فعال کارگری به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
16 . پژمان روشنكوهي شهروند بهايي به اتهام نا مشخص در تاریخ 5 خرداد 89 بازداشت شد
17 جمال رحمتی فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 9 خرداد 89 بازداشت شد
18 . حامد کرمی به اتهام نا مشخص در تاریخ 20 خرداد 89 بازداشت شد
19 . حسین نبی زاده دانشجوی بندرعباسی به اتهام نا مشخص در تاریخ خرداد 89 بازداشت شد
20 . حسین نوجوان شهروند کرد به اتهام نا مشخص در تاریخ خرداد 89 بازداشت شد
21 . حمزه بنام فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
22 . حمیدرضا مصیبیان فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 11 خرداد 89 بازداشت شد
23 . حميده فرج زاده (پينار) فعال زنان به اتهام نا مشخص در تاریخ 4 خرداد 89 بازداشت شد
24 . حیدر کریمی روزنامه نگار و فعال مدنی آذربایجانی به اتهام نا مشخص در تاریخ 18 خرداد 89 بازداشت شد
25 . داوود روشنی عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
26 . رضا فرید یحیایی فعال دانشجوی تبریز به اتهام نا مشخص در تاریخ 21 خرداد 89 بازداشت شد
27 . رضا شهابی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد تهران به اتهام نا مشخص در تاریخ 11 خرداد 89 بازداشت شد
28 . ریبین نبردی شهروند مهابادی به اتهام همکاری با گروه‌های مخالف نظام در تاریخ 27 خرداد 89 بازداشت شد
29 . زهرا فرج زاده همسر آیت مهر علی بیگلو فعال بازداشتی آذربایجانی به اتهام نا مشخص در تاریخ 29 خرداد 89 بازداشت شد
30 . سالار شباهنگ به اتهام همکاری با احزاب مخالف نظام در تاریخ خرداد 89 بازداشت شد
31 . سجاد بنام فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
32 . سرور سرورِِیان به اتهام تبلیغ بهائیت در تاریخ 4 خرداد 89 بازداشت شد
33 . سعید ترابیان مسئول روابط عمومی شرکت اتوبوس رانی تهران و حومه به اتهام نا مشخص در تاریخ 19 خرداد 89 بازداشت شد
34 . سعید فدایی اصل به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
35 . سعید بیدخت فعال مدنی به اتهام نا مشخص در تاریخ 26 خرداد 88 بازداشت شد
36 . سلمان سیما فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
37 . شهناز رنجبر شهروند بهايي به اتهام نا مشخص در تاریخ 17 خرداد 89 بازداشت شد
38 . شیرکو سبیلی فعال کرد به اتهام همکاری با احزاب مخالف نظام در تاریخ 10 خرداد 89 بازداشت شد
39 . شیرین فیروزی همسر دکتر اکبر کرمی به اتهام نا مشخص در تاریخ 30 خرداد 88 بازداشت شد
40 . صهبا خادمی به اتهام تبلیغ بهائیت در تاریخ 4 خرداد 89 بازداشت شد
41 . علی طاری رئیس ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در شهرستان بابلسر به اتهام نا مشخص در تاریخ 17 خرداد 89 بازداشت شد
42 . علیرضا عبداللهی فعال مدنی آذربایجان به اتهام نا مشخص در تاریخ 1 خرداد 89 بازداشت شد
43 . علیرضا اخوان فعال حقوق کارگران به اتهام نا مشخص در تاریخ 14 خرداد 89 بازداشت شد
44 . علي بدرقه رئيس دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر به اتهام نا مشخص در تاریخ 26 خرداد 88 بازداشت شد
45 . فخرالدين صميمي شهروند بهايي به اتهام نا مشخص در تاریخ 10 خرداد 89 بازداشت شد
46 . فرج الله زنده دلان به اتهام نا مشخص در تاریخ 8 خرداد 89 بازداشت شد
47 . فرنوش رزقی به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
48 . فرهاد فتحی دبیر تشکل اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین به اتهام نا مشخص در تاریخ 10 خرداد 89 بازداشت شد
49 . فیصل ضرغامی عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در شاخه هرمزگان به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
50 . قدرت محمدی شهردار سابق قصر شیرین به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
51 . کامران آسا به اتهام نا مشخص در تاریخ 10 خرداد 89 بازداشت شد
52 . کاوه گل محمدی اعضای کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری به اتهام نا مشخص در تاریخ 13 خرداد 89 بازداشت شد
53 . کوروش جنتی فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 22 خرداد 89 بازداشت شد
54 . لطیف حسنی فعال مدنی آذربایجانی به اتهام نا مشخص در تاریخ 3 خرداد 89 بازداشت شد
55 . محبوبه خوانساری خبرنگار به اتهام نا مشخص در تاریخ 10 خرداد 89 بازداشت شد
56 . محمد فیض فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 2 خرداد 89 بازداشت شد
57 . محمد کرمی به اتهام نا مشخص در تاریخ 20 خرداد 89 بازداشت شد
58 . محمد سلام جوشن به اتهام نا مشخص در تاریخ 5 خرداد 89 بازداشت شد
59 . محمد علی شیرازی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان به اتهام نا مشخص در تاریخ 2 خرداد 89 بازداشت شد
60 . محمد علی شاهدی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان به اتهام نا مشخص در تاریخ 5 خرداد 89 بازداشت شد
61 . محمدرضا جلایی ‌پور به اتهام نا مشخص در تاریخ 24 خرداد 89 بازداشت شد
62 . محمود فضلی فعالین مدنی آذربایجان به اتهام نا مشخص در تاریخ 18 خرداد 89 بازداشت شد
63 . مختار هوشمند فعال مدنی به اتهام نا مشخص در تاریخ 2 خرداد 89 بازداشت شد
64 . مسعود کدخدایی فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ خرداد 89 بازداشت شد
65 . مشتاق سمندری شهروند بهایی به اتهام نا مشخص در تاریخ 18 خرداد 89 بازداشت شد
66 . مهدی کامرانی به اتهام تبلیغ علیه نظام در تاریخ 17 خرداد 89 بازداشت شد
67 . مهدی فرحی شاندیز فعال کارگری به اتهام اخلال در نظم در تاریخ 11 خرداد 89 بازداشت شد
68 . ناصر نبی زاده دانشجوی بندرعباسی به اتهام نا مشخص در تاریخ خرداد 89 بازداشت شد
69 . نامعلوم پشتکوهی فعالين حزب پان ايرانيست به اتهام نا مشخص در تاریخ 3 خرداد 89 بازداشت شد
70 . نرگس محمدی نایب رییس کانون مدافعان حقوق بشر به اتهام نا مشخص در تاریخ 20 خرداد 89 بازداشت شد
71 . یونس سلیمانی فعال دانشجویی به اتهام نا مشخص در تاریخ 27 خرداد 89 بازداشت شد
72 . يونس رستمی به اتهام نا مشخص در تاریخ 19 خرداد 89 بازداشت شد
.

با اراده خویش به زندگیم پایان خواهم داد

مه 31, 2010

کردیش پرسپکتیو- حبیب الله گلپری پور فعال کرد محکوم به اعدام که از روز 22 اردیبهشت در اعتصاب غذا به سر می برد گفت: اعتصاب خود را تا مرگ ادامه خواهم داد.

حبیب الله گلپری پور شهروند کرد اهل سنندج به اتهام محاربه از طریق فعالیت تبلیغی و عضویت در یک حزب مخالف نظام به استناد ماده ۱۸۶ و ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شده است.

نامبرده در اعتراض به صدور حکم اعدام و همچنین محدودیت های اعمال شده و شرایط بسیار نامناسب زندان مهاباد از روز چهارشنبه 22 اردیبهشت در اعتصاب غذای نامحدود به سر می برد.

در هیمن خصوص سایت خبری 24 کاتژمیر اعلام نمود که گلپری پور در دیداری که با قاضی پرونده داشته است مورد تهدید قرار گرفته که چناچنه اعتصاب غذای خود را نشکند به زودی حکم اعدام وی صادر خواهد شد.

این فعال کرد محکوم به اعدام در پاسخ به این تهدید از سوی قاضی مربوطه گفته است: » من می دانم که به زودی اعدام خواهم شد، بنابراین با اراده خویش به زندگی خود پایان خواهم داد و کاری خواهم کرد که پس از مرگم نیز تنها شرمساری برایتان باقی بماند».

اعتصاب غذای آقای گلپری پور از روز چهارشنبه 22 اردیبهشت ماه همچنان ادامه دارد و گفته می شود نامبرده در وضعیت جسمانی وخیمی به سر می برد.

شایان ذکر است سید احسان مجتوی وکیل نامبرده به صدور این حکم اعتراض نموده که تاکنون هیچ پاسخی دریافت ننموده است.

نقش حسین طائب در ماجرای ترانه موسوی قطعی است(حمیدرضا تکاپو)

مه 24, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم :

جــرس: با گذشت نه ماه از انتشار خبر ربایش، تجاوز و قتل ترانه موسوی، در جریان بازداشت های پس از انتخابات ریاست جمهوری و کتمان و صحنه سازی های حکومت برای جعلی نشان دادن تمام این ماجرا، منابع خبری موثق از نقش مستقیم حسین طائب، رئیس وقت بسیج و معاونت اطلاعات فعلی سپاه در این رابطه خبر می دهند.
ترانه موسوی نام دختر جوانی بود که منابع خبری و شاهدان عینی اعلام کردند در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری و در حاشیه تجمعات هفتم تیر در اطراف مسجد قبای تهران توسط نیروهای لباس شخصی دستگیر و پس از بازجویی های شدید، مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و در نهایت به شهادت رسیده است. منابع خبری خاطرنشان کرده بودند که خانواده این دختر جوان پس از تماسی تلفنی از یک بیمارستان مبنی بر بستری شدن او به علت جراحت در دستگاه تناسلی به بیمارستان مراجعه می‌کنند، ولی دخترشان را در آنجا نیافته و مدتی بعد جسد سوزانده شده او را در منطقه‌ای دیگر می‌یابند.
همان زمان مهدی کروبی در جریان نامه تاریخی خود به هاشمی رفسنجانی و همچنین نامه هایی که در این زمینه به مراجع مختلف ارسال کرد، اشاره ای واضح به ترانه موسوی کرده بود. (more…)

برای مادرم که آمریکائی نیست! (ژیلا بنی یعقوب)

مه 24, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم :

مادرم! دیدم که با دقّت زیاد به تصاویر مادران آمریکائی نگاه می کنی که با شور و شوق زیاد فرزندان زندانی خود را در آغوش می کشند، به آنها گل و دیگر هدایائی را که با خود آورده اند هدیه می دهند، با آنها میوه و غذا می خورند و حرف می زنند و می خندند.
خیلی بیشتر از معمول به این تصویرها روی صفحۀ مونیتور خیره شده ای؟ به چه می اندیشی؟
به چه می اندیشی مادر؟
پاسخت ساده است:
“به این فکر می کنم که اگر من هم یک مادر آمریکائی بودم ،موقعی که به ملاقات تو در اوین می آمدم احترام می دیدم، شاید مأموران تحقیرم نمی کردند، شاید مجبور نمی شدم ساعت ها در برابر مأموران و نگهبانان اشک بریزم تا بتوانم دخترم را برای چند دقیقه ببینم.” (more…)

استمداد (رودابه اکبری) همسر (جعفر کاظمی) زندانی سیاسی محکوم به اعدام از مجامع بین المللی

مه 21, 2010

تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم :

اینجانب (رودابه اکبری) خانه دار و همسر زنداني سياسي (جعفر کاظمی) دارای 2 فرزند می باشم.
همسرم را در تاریخ 27 شهریور ماه 1388 در خیابان هفت حوض درشهر تهران ساعت 6 صبح دستگیر و به مدت 2 هفته خبری از او نداشتم و 3 روز تحت شکنجه بوده و 74 روز در سلول انفرادی در شرایط بدی به سر می برد.
اتهام وارده به همسرم هواداری و تبلیغ از سازمان مجاهدین و دیدار با فرزندمان در اشرف بوده است.
وضعیت او در داخل زندان به این نحو بوده که پس از 3 روز شکنجه و 3 ماه انفرادی ایشان را تحت فشار براي انجام مصاحبه تلویزیونی کردند و وقتی با مقاومت وي روبه رو شدند اقدام به شکنجه و ضرب شتم شدید نمودند به طوری که منجر به شکسته شدن 3 دندان او گردید هم اکنون همسرم در شرایط جسمی و روحی نگران کننده ای به سر می برد.
بعد از دادگاه اول که حکم اعدام از سوی قاضی (مقيسه اي) صادر شد و وکیل همسرم شفاها اعتراض نمودند که حکم صادره برای اتهام موجود که فقط تبلیغ علیه نظام بوده بسیار سنگین و غیر قانونی است که همان جا قاضی پرونده اعلام می دارد: من تحت فشار مقامات بالا مجبور شدم چنین حکمی صادر نمایم! طبق گفته وکیل همسرم لایحه تنظیم شده جهت دادگاه دوم که 3 صفحه بوده و اختصاص به تبليغات عليه نظام داشت، اصلا در دادگاه اشاره ای به آن نگردید و درحد 2 خط کوتاه حکم اول (اعدام) را تایید کردند. نام قاضی دوم برای دادگاه تجدید نظر ( زرگر ) می باشد.
بازجو به همسرم گفت که ما برای حفظ نظام احتیاج به چندقربانی داریم که یکی از قرعه ها به نام تو افتاده است! مجددا از همسرم می خواهند که مصاحبه برای درگیری روز عاشورا انجام بدهد که با مخالفت وي روبرو مي شوند چرا كه همسرم 3 ماه قبل از عاشورا دستگیر شده بود! بازجويان اورا تهديد مي كنند در صورت عدم موافقت جهت انجام مصاحبه همسرو فرزندت را جلوي چشمانت تحت شکنجه قرار می دهيم وعليرغم تهديد بازجويان مبني براينكه همسرت را جلویت قطعه قطعه می کنیم ولی باز او درمقابل انجام هرگونه مصاحبه مقاومت مي كند و درمقابل مقاومت همسرم به وي اعلام مي كنند كه اعدام وي لازم الاجرا و قطعی می باشد. بعد از 74 روز که در بند 209 در انفرادی بودند ایشان را يك هفته به جائی به نام سوئیت منتقل و بعد از آن به بند 350 منتقل می کنند .
مدت سه هفته عليرغم مراجعات مكرر من وفرزند كوچكم که به زندان براي ديدار پدرش مي رفتيم هيچ ملاقاتي ندادند.
در کدام قانون وقاموس و در کدام کشور دیدار با فرزند جرم محسوب میشود؟ اگر دیدار با فرزند از نظر جمهوری اسلامی جرم است و گناهی است که حکمش اعدام باید باشد، بله همسر من گناهکار می باشد.
با توجه به وضعیت وخیم زندانیان سیاسی و با توجه به عدم رسیدگی به احکام ضد حقوق بشری و غیر قانونی و بی گناهی عموم زندانیان سیاسی درخواست رسیدگی فوری و عملی در باب عدم اجرای حکم صادره (اعدام) را دارم.
شرايط بالا فقط خاص همسر من و خانواده ما نمي باشند بلكه همه خانواده هاي زندانيان سياسي درشرايط بد روحي هستند و ما خانواده هاي زندانيان سياسي خواهان اقدام عملی و فوری سازمان ملل متحد و کمیسر عالی حقوق بشر هستیم.
با تشکر رودابه اکبری – همسر زندانی سیاسی جعفر کاظمی – اردیبهشت 1389

http://pejvakzendanyan.blogfa.com/post-1527.aspx


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: