Posts Tagged ‘ایران’

احمدی نژاد زده به سیم آخر، مراسم نوروزی با حضور مهمانان

مارس 28, 2011

آقای خامنه ای کلاتو بگذار بالاتر که بوزینه دست آموزت زده به سیم آخر . مراسم نوروزی با حضور مهمانان خارجی را تماشا میکردم . واقعا این مردک به سیم آخر زده است . فکر میکند با ایرانی بازی در آوردن میتواند خود را از تنگنایی که در آن گرفتار شده نجات دهد . اگر خامنه ای اجازه دهد ایشان و قطبشان آقای مشایی یکشبه ایرانی دبش دبش خواهند شد و بساط اسلام و اسلامیت را به کلی ا زپنجره پرت خواهند کرد بیرون که از قدیم گفته اند آنچه مهم است قدرت است نه اعتقاد و برای حفظ قدرت هزار بازی میتوان کرد .

Advertisements

اینها فاتحه اسلام در ایران را خواندند طوری که اگر یک حکومت کمونیستی صد سال تلاش میکرد نمیتوانست

فوریه 25, 2011

هیچ دقت کرده اید مردم در ایران چقدر نسبت به دین و آخوند و مذهب بدبین شده اند . به جرات میتوان گفت در میان کشورهای خاورمیانه ایران واقعا بیشترین تعداد بیدینها و کم دینها را دارد . میدانید که سالهاست که در مملکت ما یک گروه اسلامی جدید با اعتقادات انقلابی اسلامی ایجاد نشده است و هرچه هست همان گروههای بسیج  مساجد است که منفورترین گروهها بین مردم است ؟ آیا هیچ دقت کرده اید که در بیست سال اخیر در دنیای اسلام هرگز یک گروه انقلابی اسلامی از ایران اقدامی انجام نداده است حال آنکه گروههای اسلامی پاکستانی و عربستانی و مصری و الجزایری و غیره بسیار فعال هستند ؟  آیا هیچ اقدام تروریستی اسلامی در جهان را در بیست سال اخیر به یاد دارید که حتی یکی از شرکت کنندگان در آن ایرانی بوده باشد و به خاطر اعتقاد اسلامی خود و تغییر جهان به کمک دین اسلام در عملیات این چنینی شرکت کرده باشد ؟  کار به جایی رسیده که هر گاه خبر از یک اقدام  انقلابی اسلامی میرسد شما میتوانید با خیال راحت مطمئن باشید که تنها مملکتی که در میان عاملان این انقلاب تبعه و نماینده ای ندارد ایران است . اینرا مقایسه کنید با سالهای قبل از انقلاب اسلامی در ایران که نیمی از گروههای انقلابی  از معتقدان به اسلام تشکیل میشد که بر سر اعتقاد خود جان میدادند و شدیدترین شکنجه ها را تحمل میکردند . آیا اکنون در داخل ایران میتوانید چنین افرادی را سراغ کنید ؟ تنها نمایندگان «اسلام انقلابی» در ایران  اکنون همین بسیج و سپاه به شدت منفورند که در شکنجه و تجاوز و بددهنی گوی سبقت از SS  های هیتلر ربوده اند .

این همه را مدیون آقایان رهبران جمهوری اسلامی هستیم که بی مزد و مواجب تیشه را برداشته اند و به جان اعتقادات اسلامی هزار ساله این مردم افتاده اند . واقعا اگر یک حکومت کمونیستی صد سال تمام  تبلیغات ضد خدا را به زور توی چشم و گوش مردم میتپاند نمیتوانست مردم را اینقدر به دین و مذهب بد بین کند که حکومت سی ساله این آقایان کرده است . تمام دزدیها ، فسادها ، زورگوییها ، آدم کشیها ، شکنجه ها و تجاوزها ، دروغگوییهای این سی سال ملتی ساخته است که پس از سقوط جمهوری اسلامی که سرانجام رخ خواهد داد سالهای سال طول خواهد کشید تا دوباره اعتقادات اسلامیشان به جایی برگردد که قبل از سال 57 بوده است و شاید هرگز دیگر اسلام در این مملکت احیا نشود زیرا خاطره تاریخی این دوران سیاه همیشه در اعماق ذهن این ملت خواهد ماند .

«دوراندیش»

باید برای دفاع قهرآمیز آماده باشیم

فوریه 24, 2011

سلاح این انقلاب مظلومیت آن است هزچه بیشتر شهید دهیم و کشته دهیم و زندان برویم بیشتر مجبوب میشویم و در عوض حکومت کودتای خامنه ای /احمدی نژاد خود را بیشتر منفور میکند . مثل انقلاب گاندی در هند یا مارتین لوتر کینگ در آمریکا . اما فراموش نکنیم ما با دولت انگلیس یا آمریکا طرف نیستیم . ما با یک دولت ظالم آدمکش طرف هستیم که از کشتن هموطنان خود باکی ندارد و روز روشن به گواهی ویدئوهایی که اکنون در دسترس همگان است مستقیم مردم را در کوچه ها به تیر میبندد . اینجاست که باید خاتمه انقلاب 57 و مشروطه را نیز در نظر بیاوریم که هر دو سر انجام با یک جنگ مسلحانه به نتیجه رسید ند و نه فقط باتظاهرات مسالمت آمیز یا به قول آقایان انقلاب مخملی . چرا جنبش ملی کردن نفت در لحظه قطعی که در همه کودتاها پیش می آید شکست خورد؟ چون در آن جنبش نیروهای دفاع ملی به وجود نیامده و سازمان نیافته بود که در لحظه ای که در همه این انقلابها پیش می آید بتواند ضربه دشمن خلق را خنثی کند . در همه انقلابها وقتی دیکتاتور همه درها را به روی خود بسته میبیند ، مثل گربه ای که در یک گوشه گیر افتاده دست به حمله میزند و در آخرین لحظه قبل از مرگ و نابودی در تشنجی بزرگ سعی میکند با یک کودتای خشن و خونبار باخت خود را به برد تبدیل کند. وای به انقلابی که از زمان به دست آمده در طی انقلاب استفاده نکرده و نیروهای دفاع خلقی را سازمان نداده باشد . اینجاست که مانند جنبش ملی کردن نفت با یک کودتای ساده جنبش به خط پایان میرسد . با درنظرگرفتن ماهیت خونبار دولت خامنه ای کاملا مشخص است که ما دیر یا زود با یک رعشه انتهایی برای سرکوبی خونبار روبرو خواهیم شد . این احتمال وجود دارد که نیروهای سپاه با تمام نیرو به خیابانها بیایند و سعی کنند انقلاب را در خون غرق سازند . آیا ما از این روزها استفاده کرده ایم و نیروهای خود را برای مقابله با آن سرکوب نهایی سازمان داده ایم ؟ مگر چقدر نیرو لازم بود تا جنبش ملی شدن نفت را خفه کند؟ تنها لازم بود بیرحم و خشن و تا به نهایت جنایتکار باشند که بودند و با ایجاد ترس و و حشت نیت پلید خویش را به پیش بردند . اینجاست که گروههای دفاع خلقی لازم می آید . گروههایی که روشهای دفاع شخصی را تمرین کرده باشند و در لحظاتی که فشار حمله شدید میشود پیکان تیز حمله را متوجه نیروهای سرکوب کنند که النصر بالرعب گاه لازم است . کمیته ها و شوراهای خلقی یا به قول مشروطه چیها کمبته های غیبی باید هرچه سریعتر دست به تشکیل گروههای دفاع خلقی بزنندتا بتوانند در لحظه لازم از مردم دفاع کنند. این گروهها ی دفاع خلقی باید در خفا تمرین کرده و آماده باشند . استفاده از هر وسیله چون میخ برای پنچر کردن موتوریها ، کوکتل مولوتف جهت کند کردن حمله دشمنان. حتی استفاده از وسایلی که شاید خنده دار به نظر آید مانند تیر کمان و قلابسنگ که در انقلاب فلسطین با مهارت زیاد علیه سربازان اسراییلی به کارر فته میتواند به پیروزی تظاهرات و کند کردن عملیات سرکوبگران کمک کند . باید چشمان خود را باز کنیم و از همه دنیا یاد بگیریم و به هم یاد دهیم . گاهی هم باید با چماق برادران را نوازش داد و سپس به سرعت فرار کرد . باید آماده قربانی و شهید دادن و کتک خوردن و خلاصه هزینه دادن بود. آزادی متاعی است که ارزان به دست نمی آید و بهای آن خون و رنج و زندان و شکنجه و کتک است . تا ملت به آنجحا نرسد که این هزینه را قبول نکرده باشد پیروز نمیشویم . پیش به سوی تشکیل هسته های مخفی دفاع خلقی در هر محله و کوی و برزن و محل کار.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

چه بخواهیم و چه نخواهیم ، ستاد رهبری جنبش سبز هنوز در بیت موسوی و کروبی است ، ایکاش نیروهای خارج از کشور میتوانستند یک شورای رهبری تشکیل دهند

فوریه 17, 2011

برای چندمین بار در 25 بهمن شاهد بودیم که مردم فقط به درخواست موسوی و کروبی است که بیرون میریزند . سازو کار این انقلاب در مقطع فعلی به صورتی است که هنوز هیچ گروه و شخصیت  دیگری آن ارتباط و بستگی با مردم را نیافته است که مردم یا حد اقل بخش قابل توجهی از آنان به خواست آن گروه به خیابان بیایند . در داخل ایران که جمهور ی اسلامی با سیاستهای خشن سرکوبگر خود نمگیذارد چنین گروههایی شکل یابند در خارج ایران نیز هنوز یک گروه یا شورای رهبری تشکیل نشده است که بتواند بر روند انقلاب درون ایران تاثیر بگذارد. این انقلاب 57 نیست که مردم به خواست خمینی از پاریس ، از خانه های خود به در میشدند و جان فدا میکردند .

فعلا رهبری بلا منازع جنبش در دست گروه معدودی از اصلا ح طلبان ، یا به زبانی سازشکاران ، است و مردم به خواست آنها هرکاری انجام میدهند . تا وقتی اینها از مردم میخواستند به مناسبتهای حکومتی به خیابان بریزند مردم  این کار را انجام میدادند . اینها هم اینقدر مردم را ترسانده بودند که این جوانان دلیر واقعا باورشان شده بود که اگر در روزی غیر مناسبتهای دولتی بیرون بیایند یک فاجعه غیر قابل تصور به وقوع خواهد پیوست ومثلا خامنه ای مانند زئوس با ارسال رعد و برقی از آسمان تمام مخالفان را خواهد کشت . بارها سال پیش نوشتم و نوشتیم که اینقدر خود را وابسته مناسبتهای حکومتی نکنید. گوش نکردند و یادمان نمیرود طرفداران ساده لوحشان در سایتهای اینترنتی چقدر بر ما تاختند که شما میخواهید مردم را به کشتن دهید و غیره . دیدیم که در 25 بهمن بیرون آمدند و هیچ فاجعه ای متفاوت با روزهای حکومتی اتفاق نیفتاد. (more…)

بازهم در باب سروش و خیانت بزرگ او در نابودی دانشگاههای ایران در دهه شصت

فوریه 10, 2011

 

گزیده ای از نظراتی که در  بالاترین در مورد سروش نوشتم  را در اینجا ذکر میکنیم البته آنانی که آن موقع بودند خوب به سابقه ننگین سروش آشنا هستند ولی بد نیست جوانان نیز بدانند. همانطور که در بخش نظرات آمده آن پست و مقام که به سروش دادند همان زمان به خیلیهای دیگر هم عرضه شد ولی آنها به دلیل شرافتی که داشتند از پذیرش آن سرباز زدند تا عمله جورنبوده و مسئول اخراجهای گسترده و بدبخت کردن مردم نباشند . لا اقل آن افراد الان وجدان پاک و آسوده ای دارند که هزاران دانشچو را برای همیشه از دانشگاه اخراج نکردند ، هزاران استاد را برای همیشه از دانشگاه بیرون نکردند و به کشورهای خارج فراری ندادند که به جای آنکه مشغول خدمت به میهن خود باشند اکنون در دانشگاههای کشورهای دیگر جوانان آن کشورها را تعلیم دهند ، هزاران آدم بیسواد را فقط به خاطر داشتن یک من ریش و عضویت انجمن اسلامی در مقام استادی دانشگاهها ننشاندند. ما اگر جای سروش بودیم یک شب هم به خاطر سرزنش وجدان خوابمان نمیبرد تا چه برسد که حتی هنوز هم از این کار خود دفاع کنیم .باز هم در نامه میبینیم که فقط از خدا به خاطر جنایاتش پوزش میطلبد . ما معتقدیم سروش یک پوزش اساسی به تمام ملت ایران و نه تنها به خدا ، مدیون است چون دانشگاههای ایران را در دهه شصت نابود کرد و نابودی دانشگاه در یک کشور یعنی نابودی اندیشه و تفکر آزاد در آن کشور و به مثابه آن است که سر یک فرد را از بدنش جدا کنند . هنوز هم دانشگاههای ما بعد از آن جراحی انقلاب فرهنگی به رتبه و مرحله ای که در قبل از شروع انقلاب فرهنگی داشتند نرسیده اند و بعد از سقوط جمهوری اسلامی سالها وقت لازم است تا ضربه بیرحمانه سروش و یارانش به دانشگاهها و علم در کشورمان را جبران کنیم و دانشگاههایمان را بازسازی نماییم.

—خیلی برای شما متاسفم . شما اون موقع که سروش شب و روز در تلوزیون به آزادیخواهان حمله میکرد هنوز دنیا اومده بودید یا نه؟ بهتره از بابا مامانتون بپرسین تا یک کم از حقایق اون روزهای اول انقلاب شما را با خبر کنن . درست مثل اینکه همین امروزه که سروش رو میبینم که کنار مصباح یزدی نشسته و با احسان طبری و فرخ نگهدار و کیانوری و غیره بحث میکنه . همین الان جلوی چشممه که چطور از نظرات مصباح حمایت میکرد. یادمه که موقعی که دانشگاهها را تعطیل کردن این آقا هر روز می اومد تلوزیون و نمک رو زخم مردم میپاشید که این دانشگاهها اسلامی نیست و برنامه برای اسلامی کردن دانشگاهها میداد

—دوست عزیز اتفاقا دموکراسی برای همین خوب است که از حقایقی که خوشمان نمی آید هم با خبر شویم و اینقدر تحمل داشته باشیم که اگر آن حقیقت به مذاقمان خوش نیامد فوری به آن منفی ندهیم . امیدوارم لا اقل اینجا بتوانیم تمرین دموکراسی داشته باشیم . من مطمئن هستم شما آن روزها در دانشگاهها نبودید و تیغ سروش و دار و دسته شورای عالی انقلاب فرهنگی با گردنتان آشنا نشده است وگرنه اینجور برخورد نمیکردید . خو ب است کمی تحقیق کنید و از آنهایی که آن روزها همین دارودسته انقلاب فرهنگی به جرم واهی غیر اسلامی بودن از کار برکنار کردندشان پرس و جو کنید . از هزاران دانشجویی که همین آقایان برای همیشه از تحصیل محرومشان کردید بپرسید و نظر آنان را راجع به آقای سروش جویا شوید . از استادان بسیار گرانقدری که همین آقای سروش و دوستانش از کار برکنار و آواره کردندشان بپرسید و بعد نظر دهید .

—دوست عزیز ، این تفرقه اندازی نیست. اگر دقت کرده باشید نویسنده مقاله میگوید با وجود آن اشتباه بزرگ ، او از طرف ملت ایران ، شما و من و دیگران ، بخشوده شده است چون اکنون جبران خطا کرده و در کنار مردم ایستاده است . همان مقامی که به او عرضه شد همان زمان به خیلی دیگر هم عرضه شد ولی آنها با شرافت یا عقلی که داشتند ، با پیش بینی آینده جمهوری اسلامی که اکنون میبینید ، آن پست و مقام را نپذیرفتند گرچه همه میدانیم قدرت چه شیرین است . به نظرم باید تفاوتی بین آنان و سروش بگذاریم

—-از ویکیپدیا:
…محمد علی نجفی وزیر آموزش عالی در پاسخ به سروش یادآوری می‌کند که امر اخراج و پاکسازی دانشجویان و استادان بر اساس آیین‌نامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی بوده و توسط هیأت‌هایی که زیر نظر این ستاد فعالیت می‌کردند اجرا می‌شد
كه بنده (و سایر وزرای فرهنگ و آموزش‌عالی) هیچ‌گاه عضو ستاد انقلاب فرهنگی نبودیم و تنها حدود شش سال پس از تشکیل آن ستاد و با شکل‌گیری شورای‌عالی انقلاب فرهنگی وزرای وقت سه وزارتخانه (آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش‌عالی، فرهنگ و ارشاد اسلامی) به عضویت آن شورا درآمدند. و این عضویت زمانی است که پیش از آن دانشگاه‌ها بازگشایی شده و تصفیه‌ها خاتمه یافته بود.
آقای سروش نیک می‌دانند که گروه ستاد انقلاب فرهنگی (که به قول ایشان در جلسات معمولا در مقابل آنها سکوت می‌کردند) پاکسازی استادان و گزینش دانشجویان را از شئون اصلی انقلاب فرهنگی می‌دانستند….

—-باز هم از ویکیپدیا:
دکتر سروش پس از ملاقات رو در رو با روح الله خمینی در پاریس آماده بازگشت به ایران شد و این امر پس از پیروزی انقلاب به وقوع پیوست. پس از آن بود که ایشان طی چند دور مباحثات ایدئولوژیک به همراه آیت الله مصباح یزدی در صدا و سیما به مباحثه با نمایندگان گروه‌های سیاسی چپ ایران مانند احسان طبری و فرخ نگهدار پرداخت. در این بین بود که با معرفی بهشتی و تایید روح الله خمینی به عضویت در ستاد انقلاب فرهنگی درآمد.

—-دوست عزیز در اهمیت نامه بحثی نیست و بیست جای دیگر در همین بالاترین عینا نامه را تکرار کرده اند و لزومی نبود من دوباره تکرار کنم ولی این نکته به نظرم مهم آمد و دیدم که دیگران از آن غافل بودند. من معتقدم که سروش خودش هم از رفتار آن دورانش شرمنده است و فکر میکنم اینجا اشاره ای کرده به آن مسئله ، گرچه اگر الان هم مستقیم ازش بپرسی باز بهانه مییاره و هزار داستان میبافه همانطور که اخیرا در جواب نویسنده شریف و بی ادعای ما دولت آبادی آن لاطائلات را به هم بافت . دولت آبادی هم به زبانی دیگر به او یاد آوری آن دوران را کرده بود. من معتقدم هرکس باید زمانی ، دور یا نزدیک ، جوابگوی اعمال خودش (که به زندگی و حیات خیلیها لطمه اساسی وارد کرد) باشد ، اگر نه پیش مردم ، لااقل پیش وجدان خود، و فکر میکنم سروش اینجا با خود و خدای خود از این گذشته سخن گفته و عذر خواسته.

—-تعجب میکنم که چگونه سروش واقعیت را تحریف کرده است . من خودم در دانشکده خود شاهد اخراج بسیاری اساتید با سابقه و استخواندار بودم که حتی سیاسی نیز نبودند و هیچ گناهی به جز این نداشتند که به علت شرافت و وجدان خود با بچه های انجمن اسلامی راه نمی آمدند و کف کفش آنان را لیس نمیزدند و خمینی را خدا نمیخواندند. آقای سروش در آن عرش بالایی که بود از جهنمی که در آن پایینها زیر پایش و در دانشگاهها در جریان بود خبری نداشت . آقای سروش ندید چندین و چند هزار دانشجویی را که برای همیشه از حقوق بشری خود که تحصیل بود محروم و اخراج شدند؟؟ آقای سروش ندید که چگونه کمر دانشگاهها به علت اخراج آن اساتید و آواره شدن و فرار اکثرشان از وطن شکست ؟؟ آیا یکبار انگشت کوچکش را برای دفاع از این همه استاد با تجربه و دانشمند بلند کرد؟؟ آیا یکبار به «استاد» خود خمینی گفت که چه در دانشگاهها میگذرد و نباید این همه آدم را اخراج کرد و به جایشان جوانکهای جعلق بی سوادی را که هنوز حتی دانشگاهشان تمام نشده است استاد کرد؟ ما بودیم و دیدیم که وقتی دانشگاهها پس از سالها انقلاب فرهنگی ایشان باز شد چه افتضاحی بود و چه کسانی را به جای آن اساتید با سابقه منصوب کرده بودند ، آیا ایشان اینرا هم ندید؟؟؟؟ خوب است که در این عصر و زمانه همه ویدئوها و کلیپها به آسانی در دسترس است و به عنوان مثال در همان چند ثانیه کلیپی که Lori در بالا گذاشته میتوان دید چه مغرورانه در مورد انقلاب فرهنگی و دستورات امام صحبت میکند . اگر آن کلیپ چند ثانیه است ، ما ساعتها و ساعتها دری وریهای ایشان را در آن روزها در تلوزیون دیدیم و تحمل کردیم و یادمان نرفته است .

دیکتاتورها و لولو خرخره

فوریه 7, 2011

25  سال تمام شاه گفت و گفت و دروغ گفت که شما کشورهای غربی به من احتیاج دارید چون جلوی پیروزی کمونیسم در ایران را گرفته ام و آخرش توسط آنتی تز کمونیسم یعنی نیروهای اسلامی سرنگون شد . 30 سال است مبارک به آمریکاییها میگوید شما به من احتیاج دارید تا جلوی پیروزی نیروهای اسلامی را بگیرم و حالا توسط جوانان دموکراسی طلب و آزادیخواه مصر سرنگون میشود. دیکتاتورها همیشه برای بقای خود و اثبات لزوم دیکتاتوری خود به دموکراسیهای غربی دشمنان خیالی را علم کرده اند و از این دشمن خیالی برای غربیها یک لولو ساخته اند . مصر و ایران و آمریکای جنوبی و آسیا هم ندارد . همه مثل همند و متاسفانه اغلب هم دموکراسیهای غربی گول این ادعاهای واهی را میخورند و از دیکتاتور حمایت میکنند.

«دوراندیش»

هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد ، آیا آماده شهادت در راه آزادی شده ای یا نه؟ اگر نه بنشین توی خانه و دم نزن .

فوریه 4, 2011

صحبتی خصوصی با خودم و دوستان نزدیکم  که تصمیم گرفتم اینجا با دوستان اینترنتی خود و با هم میهنان عزیزم  نیز در میان بگذارم :

انقلاب بدون هزینه نمیشود . وقتی پاتو از خونه میذاری بیرون برای تظاهرات باید قبلا وصیتنامه تو نوشته باشی و کفنت رو پوشیده باشی و شهادتین رو هم گفته باشی . نمیشه انتظار داشته باشی هم تو تظاهرات شرکت کنی و هم بدون هیچ ریسک و خطر و بدون اینکه خونی از بینی کسی و خودت بریزه برگردی خونه . آیا به اینجا رسیدی که همه خطرات را به جان خریده باشی و برای اقدام آماده شده باشی؟ به قول تروتسکی از رهبران انقلاب اکتبر : «انقلابی به پیروزی میرسد که مرد م در آن برای کشته شدن آماده شده باشند ، نه انقلابی که مردم فقط برای کشتن طرف مقابل آمادگی داشته باشند «. ضرب المثل در این مورد زیاد داریم مثلا اینکه میگوید «شتر سواری دولا دولا نمیشود» ، باید خود را وقف  انقلاب کنی . «خربزه که میخوری پای لرزش هم مینشینی» ، وقتی خود را برای انقلاب و سرنگونی حکومت جور و ظلم آماده  میکنی باید آماده همه هزینه های این کار بزرگ هم باشی . «هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد «، آیا واقعا طاووس آزادی و دموکراسی برای میهن خود ایران را آنقدر میخواهی که در راه آن آماده شهادتها و رنج و شکنجه هندوستان باشی؟ آیا آماده آن هستی که برای بهروزی نسلهای آینده ایرانی و برای آنکه آنها در یک دنیای بهتر زندگی کنند و از نعمت آزادی ،که تو همیشه از آن محروم بودی بهره ببرند  ،خود را ، زندگی خود را ، سلامت خود را، دارایی خود را ، خانواده خود را، آینده خودرا  قربانی کنی یا نه؟ اگر نیستی بتمرگ توی خانه و با همین بوزینه و رهبرش و فرمانده سپاهش و بسیجیان چاقوکشش بساز و خفه شوو از آزادی و دموکراسی دم نزن .

«دوراندیش»

تاسوعا و عاشورای 57 امروز در مصر

فوریه 1, 2011

تاسوعا و عاشورای 57 در تهران یادتان هست ؟ میشد کیلومترها فقط روی سر مردم راه رفت . تمام خیابان انقلاب تا میدان آزادی پر از مردم بود که شانه به شانه راه میرفتند و سقوط شاه را میخواستند . میگویند شاه از آن بالا از هلکوپتر تظاهرات را تماشا کرد و وقتی از هلکوپتر پیاده شد یک مرد درهم شکسته بود . لگدی به بدنه هلکوپتر زده بود و گفته بود : اینها تمام این مدت به من دروغ میگفتند (مقصودش چاپلوسان و کاسه لیسان دوروبرش بود ). امروز مبارک آن حال را دارد . اما اگر در ایران یکسال طول کشید تا به آن تظاهرات رسید در مصر هفت روز کافی بود چون ارتش مصر جانب مردم را گرفت . اصلا دلم نمیخواهد امشب جای مبارک باشم . هیچ نمیشود فکر کرد در این لحظات چه احساسی دارد . در عرض هفت روز از اوج تخت فرعونی مصر به زمین خوردن آسان نیست . تازه داشت موقعیت را برای جانشینی جمال جانش آماده میکرد و حالا باید بار و بندیلش را ببندد و برود عربستان سعودی .

چرا دیکتاتورها درس نمیگیرند ؟؟؟ چرا خامنه ای الان نگاه نمیکند که چه سرنوشتی در انتظارش است؟ درست است که با بودن موسوی و کروبی و اصلاح طلبان در راس جنبش سبز خطر سرنگونی او و جمهوری اسلامی را تهدید نمیکند ولی رهبری همیشه دست اینها نخواهد ماند و سر انجام نیروهای مصلحتر و رادیکالتری رهبری را به دست خواهند آورد که در جنایات دهه شصت شرکت نداشته اند(به قول ما ایرانیها  کو… گ… نیست )  و جرئت خواهند کرد که خواهان سرنگونی کل رژیم شوند .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

میسوزم و آتش میگیرم

ژانویه 30, 2011

میسوزم و آتش میگیرم وقتی تظاهرات موفق مردم تونس و مصر را میبینم . میسوزم و آتش میگیرم برای اینکه میدانم ما مردم ایران از اینها دلیرتریم . برای اینکه میدانم ما بیشتر مستحق آزادی هستیم . ما تحصیلکرده تریم . ما فرهنگ قویتری داریم . ما جوانانمان سال پیش با سینه سپر و دست خالی جلوی گلوله بسیجیهای آدمکش رفتند و دم نزدند و شهید راه آزادی شدند . ولی ای خدا چه بگویم از موسوی و کروبی و رهبران اصلاح طلب که سه ملیون نفر را در خیابانهای تهران داشتند که برای آزادی حاضر بودند جان خود را فدا کنند و چگونه این نیروی عظیم را به هدر دادند و مردم را به خانه هایشان باز گرداندند . نمیدانم فردا تاریخ در مورد این آدمها چه قضاوتی میکند . شاید تاریخ قضاوت خود را از نقش خونبار آنها در دهه شصت قبلا کرده باشد ولی یکبار دیگر به آنان فرصتی داده شده بود تا شاید نام خود را بشویند و پاک کنند اما آنان این فرصت تاریخی را از دست دادند . نه تنها نتوانستند نام خود را پاک کنند بلکه با هدر دادن آن نیروی عظیم به آینده ایران خیانت کردند .

مهندس کجایی؟

نوامبر 19, 2010

یک عدد مهندس آرشیتکت و نقاش و سیاستمدار مدتی است ناپدید شده است . از یابنده خواهشمندیم به آدرس جنبش سبز ، ایران ، خبر داده و ملتی را از نگرانی نجات دهند (همسر ایشان هنوز پدیدار هستند و به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میدهند ولی متاسفانه از شوهرشان مدتهاست خبری نیست)

 

«دوراندیش»

آقای خامنه ای ، بدجوری فشار آور شده ، نه؟ (دوراندیش)

سپتامبر 9, 2010

آقای خامنه ای تحریمها دارد کم کم میسوزاند، نه؟ دیروز در نطقتان دم از مقاومت در مقابل دشمن زدید و اینکه این تحریمها را هم مثل دفعات پیش از سر خواهید گذراند . نه بابا ، این تو بمیری دیگه از اون تو بمیریها نیست . دولتهای خارجی پس از تظاهرات ملیونی جنبش سبز از عمق «حمایت مردمی » از شما مطلع شدند و اینبار تحریمها را جدی گرفته اند . ماجرای سه پلشک آید و زن زاید و مهمان از در آید شده ، نه؟ در داخل که همراه مشتی اراذل و اوباش خود با کل ملت ایران درگیر شده اید ، از خارج هم که تحریمها بدجوری فشار آور شده .   آقای خامنه ای ، این ایران تا کجا باید ویران شود تا شما دل از قدرت برکنید و مثل مرشد خود «جام زهر را سربکشید»؟ این مردم تا کجا باید فقیر و درمانده شوند تا شما شرتان را از سر شان کم کنید و سوار هواپیمای اختصاصی خود شوید و همراه مجتبی و حداد عادل و باقی اهل و عیال و اسبهایتان به سوریه فرار کنید؟

«دوراندیش»

بیانیه مهدی کروبی در مورد حمله اوباشان به خانه اش

سپتامبر 8, 2010

بسمه تعالی
ملت شریف و آزاده ایران
شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند.
ملت صبور ایران
ظاهر امر چنان است که از خدا بی خبران تازه به قدرت رسیده، یک شهروند منتقد را هدف حمله خود قرار داده اند، اما چه جای انکار است که رفتار سبعانه و سخیفانه آنها،انسان و آزادی انسان و اصل اسلام و انقلاب اسلامی و حیثیت ایران و ایرانی را نشانه گرفته است. که اگر چنین نبود، این همه اتکا به عناصر بی بصیرت و خودسر از چه ناشی می شد ؟! آنها بی شک با مهدی کروبی کاری ندارند، با آرمان انقلاب که همانا آرمان مردم شریف و آگاه، آرمان اندیشمندان و آزاد اندیشان این دیار، آرمان دانشجویان و دانشگاهیان، آرمان جوانان خسته از ریا و تزویر و دروغ، آرمان شهیدان و به خون افتادگان این مرز و بوم بوده است ، سر ستیز و جنگ دارند. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند.
دستان مردم انقلابی و خداجوی ما را به هر طریق ممکن بسته اند و آن دستانی را که نتوانسته اند ببندند به پشت میله های زندان فرستاده اند و در مقابل اما دست این از خدا بی خبران را چنان باز گذاشته اند تا هر انچه از سبعیت و درنده خویی می توانند را به نمایش بگذارند. از خود می پرسم این انقلاب را چه شده است که امروز قوای امنیتی و انتظامی ودستگاه قضائی و مدیریت این کشور هفتاد میلیونی، در کنترل چندمزدور، این همه ضعف و زبونی نشان می دهند و جهان و جهانیان را به استهزای مردمی با فرهنگ وامی دارند ؟ البته پاسخ روشن است. آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می پندارند. به راستی که این عذابی الهی است که آنها را چنین بی آبرو و سویدای وجودشان را بر مردم آشکار کرده و طشت رسوایی شان را از بام انداخته است. طنز ماجرا اما آنجاست که این جماعت قلیل با چنین رفتارهایی سخیف، ساده دلانه گمان می برند که می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب مایوس کنند.
مردم شریف ایران
اینجانب از عنفوان جوانی با اتکا و ایمان به خداوند متعال و شاگردی امام راحل در مقابل حکومت طاغوت با همه سختیها و رنجها ایستاده ام؛ و خدای را سپاس و منت می گذارم که تا کنون نیز توفیق آن را داشته ام که بر این عهد و میثاق خویش پایدار بمانم. آنچنانکه زندان و شکنجه های شاه ستمگر، مرا از میدان به در نکرد، مسند صدارت و قدرت نیز همچون عده ای چشمان او را کور نکرد، و اکنون نیز جور و ستم حرمت شکنان موجب تسلیم و سکوت او نخواهد شد. و البته آنکه با آزادی انسان پیمان بندد را چه باک که بر سر این پیمان جان به جان آفرین نیز تسلیم کند و از این زندان سکندر رخت بر بندد و تا ملک سلیمان دست افشان و پای کوبان برود. (more…)

آفرین به زهرا رهنورد شیرزن مقاومت ایران

سپتامبر 8, 2010

نامه اخیر رهنورد به ملانصرالدین جمهوری اسلامی(لاریجانی رئیس قوه قضاییه ) را خواندید؟ باید گفت آفرین به رهنورد ! سنگ تمام گذاشت .  بر این اعتقادم و بارها گفته ام اگر رهبری جنبش سبز در دست رهنورد بود ما اکنون خیلی پیشتر رفته بودیم . نمونه اش را در بعضی کشورهایی که رهبران مبارزه دموکراسی طلبی آنان زن بوده اند شاهد بوده ایم ، از جمله در فیلیپین . واقعا مایه افتخار زنان کشورمان است . با وجود چنین شیرزنانی به آینده روشن جنبش سبز ایمان دارم . وقتی زنان این چنین شجاعانه در مقابل رژیمی بایستند آن رژیم   باید کم کم غزل خداحافظی را بخواند.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

دادگاه شیوا نظر آهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر برگزار شد

سپتامبر 4, 2010

دادگاه شیوا نظر آهاری، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر امروز شنبه ۱۳ شهریور ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد .

به گزارش کلمه، این فعال حقوق بشر ۲۶ ساله که از به یک سال پیش در زندان اوین به سر می برد امروز به اتهام محاربه ، تبانی و اجتماع برعلیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و تبلغ علیه نظام محاکمه شد .

این دادگاه که با حضور محمد شریف وکیل این زندانی و خانواده نظر آهاری برگزار شد با طرح اتهامات و شنیدن دفاعیات شیوا و وکیلش ادامه یافت. شیوا نظر آهاری در این دادگاه که یکی از اتهاماتش محاربه از طریق ارتباط با سازمان منافقین اعلام شده بود ، ضمن ابراز انزجار از این سازمان گفت که هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته و هر گونه ارتباط خود را با این سازمان رد می کند .این اتهام را از اساس بی پایه می داند و نه تنها هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته که همواره اعمال این سازمان تروریستی را محکوم کرده است.

همزمان با برگزاری دادگاه شیوا نظر آهاری ، دادگاه سعید حائری دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز برگزار شد.

به گفته شاهدان عینی، شیوا را با دست بند به دادگاه آوردند . این عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بعد از دادگاه دوباره به بند نسوان زندان اوین بازگردانده شد .

شیوا نظرآهاری روزنامه نگار و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، که در دوران حبسش بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی گذرانده است .اکنون در انتظار صدور حکم به سر می برد .

وی در سال ۸۸ و درست یک روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز دهم دستگیر و روانه زندان اوین شد .اما پس از سه ماه با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد .اما طولی نکشید که وی بار دیگر در ۲۹ آذرماه وقتی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود دستگیر و زندانی شد .

خانواده شیوا نظر آهاری از کارشناس پرونده وی و همچنین قاضی پیر عباسی در خواست کرده اند که با صدور قرار وثیقه زمینه آزادی موقت شیوا را تا صدور حکم وی امکان پذیر کنند .

چرا بعضی ازهمرزمان بعد از روز قدس فریاد نا امیدی سر داده اند ؟(دوراندیش)

سپتامبر 4, 2010

در فضای مجازی ، درسایتهایی مثل بالاترین میخوانیم که عده ای از اینکه در روز قدس تظاهرات آنچنانی صورت نگرفت نا امید شده اند . حتی بدتر از آن به مردم بند کرده اند که این مردم اصلا لایق این حکومت هستند و هزار فحش و بد و بیراه دیگر . ولی دوستان ، آیا دعوتی از مردم شده بود که روز قدس به خیابان بیایند که حالا که نیامده اند شما آنها را شماتت میکنید؟ آیا موسوی که همه قبول داریم در مرحله کنونی بیش از همه نقش رهبری را دارد از مردم خواست در این روز به خیابان بیایند و مردم نیامدند؟ آیا کروبی از مردم خواست در فلان ساعت و فلان جا حضور به هم رسانند و مردم نیامدند؟ (بله ، کروبی گفت من می آیم ولی حتی نگفت کجا و کی و بعد از حمله به خانه اش هر بچه ای هم میدانست که به او اجازه نخواهند داد بیاید ). آخر شما کجا چنین دعوت رسمی و صادر شده از سوی رهبری جنبش سراغ دارید که حالا بهانه میگیرید که چرا مردم نیامدند ؟  انصاف هم خوب چیزی است . دوستان مانند صاحبخانه ای هستند که یادش رفته کسی را به مهمانی دعوت کند و بعد شکایت میکند که چرا طرف نیامد . مردم بی کار نیستند که به دعوت چند ناشناس در بالاترین یا یکی دو سایت دیگر بریزند توی خیابان . مردم عقل دارند و میدانند که هر جنبشی رهبری دارد و اگر رهبریت از مردم درخواست تظاهرات نکرده دلیلی ندارد بیخود در خیابان حاضر شوند و کتک  بخورند . دوستان عزیز صبر داشته باشید . اگر روزی دعوتی رسمی از سوی رهبران جنبش صورت گرفت و از مردم خواستند فلان روز و فلان ساعت در فلان جا جمع شوید و بعد مردم نیامدند آنوقت شکایت کنید . فعلا که جنبش سبز قوی و قدرتمند و بالنده به کار خود مشغول است و جمهور ی اسلامی هم از ترس جنبش هر روز بیش از روز پیش خودش را از هم میدرد و ناتوانتر میشود ، کجا جای نا امیدی است؟

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

روایت حسین کروبی از حمله به خانه پدرش

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

حسین کروبی: از ساعت هشت و نیم صبح آقایان بلند شده‏اند آمده‏اند و خانه را محاصره کرده‏اند. یعنی از شمال و جنوب و شرق و غرب، کاملاً کوچه را محاصره کرده‏اند. از حدود یکی دو ساعت پیش هم ۲۰-۳۰ تا موتور سوار به آنان ملحق شده‏اند. الان جمعیتی تقریباً ۲۰۰ نفره جمع شده‏اند و شروع کرده‏اند به تخریب شیشه‏هایی که سالم مانده بودند. تقریباً هرچه سالم مانده بود و دیشب چون تاریک بود، ندیده بودند، در روز روشن دارند تخریب می‏کنند. تقریباً نگذاشته‏اند هیچ‏چیزی سالم بماند. درست است که در منزل را به آتش کشیدند؟ بله؛ در منزل را با ریختن بنزین بر روی آن به آتش کشیدند. البته محافظان سریع آب ریختند و آن را خاموش کردند. ولی بنزین ریختند آتش زدند. صبح هم آمدند و سیم‏های تلفن خانه را قطع کردند. الان تلفن‏های ثابت خانه کاملاً قطع شده است. دیشب حدود سه چهار ساعت آب نداشتیم. چون تیرهایی که شلیک می‏کردند، به یکی از لوله‏های آب برخورد کرد که اصلاً خانه را آب برداشته بود و مجبور شدیم آب ساختمان را قطع کنیم. بالاخره ساعت دو نیمه‏شب توانستیم یک فرد تأسیساتی را خبر کنیم که آمد و لوله‏ای را که ترکیده بود، درست کرد و توانستیم آب خانه را دوباره وصل کنیم. فعلاً آب و برق داریم. در خبرها آمده بود که نیروهای گارد ویژه دخالت کرده‏اند و مهاجمان را عقب رانده‏اند. آیا این خبر صحت دارد؟ این خبر مال دیشب بوده. ساعت ۱۲ نیمه‏شب دیشب، بالاخره یگان ویژه آمد این‏جا. البته کاری هم نکردند. فقط وقتی آمد‏ند، آن‏ها بلند شدند رفتند. چون خسته هم شده بودند. از ساعت نه و نیم تا آن موقع خیلی شعار، مداحی، روضه و سخنرانی و تخریب کرده بودند. به‏هرحال فعالیت‏شان خیلی زیاد بود و خسته شدند رفتند. اما از هشت و نیم صبح امروز مجدداً با اتوبوس‏های‏شان برگشته‏اند. گفته شده که سرتیم محافظان آقای کروبی مجروح و به بیمارستان منتقل شده‏ا. حال ایشان الان چطور است؟ وقتی شروع کردند به تیراندازی به طرف منزل، چون خیلی تیر به سمت خانه انداختند، ایشان می‏رود بیرون که از آن‏ها خواهش کند تیراندازی نکنند. اما او را می‏گیرند و به قصد کشت می‏زنند. ایشان از ناحیه‏ی چشم، سر، دنده و… آسیب شدیدی می‏بیند. حتی شنیدم، زیر دست و پا و در حال کتک خوردن بیهوش شده است. او را به بیمارستان منتقل کرده‏اند. تنها خبری که توانستیم از او بگیریم تا همان دیشب بود که ایشان بیمارستان است. امروز هنوز نتوانسته‏ایم خبری بگیریم. چون اصلاً کسی نمی‏تواند وارد خانه بشود یا از آن‏ خارج شود. الان نیروهای مهاجم خانه را محاصره کرده‏اند یا گارد ویژه؟ خیر؛ همان نیروهای مهاجم هستند. تیرهایی که شلیک می‏کردند، تیر مشقی بود یا تیر واقعی؟ خیر؛ تیر واقعی. بیش از ۱۰-۱۵ تیر فقط به آسانسور، دیوارها و… خورده است که فیلم‏برداری می‏کنیم و بعداً فیلم‏اش را می‏فرستیم.

از صبح امروز تجمع مجدد نیروهای بسیجی جهت جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل /ارتباط ساختمان با بیرون قطع شد

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

سحام نیوز: ازساعت ۸ امروزتعداد کثیری از نیروهای بسیجی و سپاهی با تجمع درب منزل مهدی کروبی اقدام به برگزاری مراسم دعای زیارت عاشورا نمودند.
به گزارش خبرنگار سحام نیوزتجمع این افراد با هدف جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل برای شرکت در راهپیمایی روز قدس صورت پذیرفته است.
در همین راستا از شب گذشته خطوط تلفن ساختمان محل سکونت مهدی کروبی قطع گردیده شده است (more…)

پیام میرحسین موسوی به مناسبت حملات سازمان یافته به منزل مهدی کروبی

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

حمله اوباشان رو سیاه به منزل حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار شجاع مردم در شب قدر نشان از ره گم کردگی اقتدار گرایان است. آنها با این اقدامات سازمان یافته که حدود ۵روز است زیر نظرنیروهای انتظامی و امنیتی آغاز شده است نشان دادند که اشغال قدس شریف و دشمنی با اسرئیل بهانه است دشمن واقعی اقتدارگرایان کروبی و شخصیتهای امثال او و سایر آزادیخواهان است. همانطور که در ۲۲ بهمن نشان داده شد که مقصد اقتدار گرایان نه جشن پیروزی انقلاب بلکه مراسمی برای چنگ و دندان نشان دادن به آزادی خواهان و ملت سبز ایران است.

فاجعه حمله به منزل جناب اقای کروبی که به دنبال حمله به منازل مراجع عالیقدر در قم و شیراز صورت می گیرد بهترین نشان خوف اقتدار گرایان از جنبش مردمی و نیز بهترین دلیل برای ابزاری شدن همه شعار ها و مراسم و مناسک اسلامی وانقلاب است طرفه آنکه از سوی سازمان دهندگان این اقدامات مفتضحانه، سال و روز هم برای پایان عمر ظلم اسرئیل اعلام می شود. ما می گوئیم شما با این اقدامات سیاه و نفرت بر انگیز اراده معطوف به آزادی مردم را نمی توانید سد کنید بلکه راه نیل به آزادی را برای آزادی خواهان کوتاه تر می کنید.

میرحسین موسوی

امروز کروبی ، فردا موسوی (دوراندیش)

سپتامبر 2, 2010

حمله به منزل کروبی بی تردید بدون صدور مجوز از بالاترین مقام جمهوری اسلامی امکان نداشت . خامنه ای اصولا آدم ترسویی است و جرئت و جربزه خمینی را ندارد . او فقط پس از یکسال واندی این جرئت را در خود یافته که به نفر دوم جنبش سبز مستقیما حمله کند . تا کنون اگر اینکار را نکرده بود به علت ترس از عکس العمل توده ها بود . اما اکنون که توده ها سرد شده اند موقعیت را مناسب میبیند که شدت عمل نشان دهد .

اگر مردم عکس العمل شدیدی بروز دهند و به دفاع از کروبی بر خیزند و مثلا در تظاهرات روز قدس پایان حمله به منزل او را خواستار شوند یا حتی بیش از این ، در برابر منزل او حضور یابند و از وی دفاع کنند ، خامنه ای مانند دفعات پیش عقب خواهد کشید . اما اگر مردم کوتاه بیایند و در کنج خانه های خود بخزند یا از تعطیلات استفاده کرده و به شمال بروند و غیره خامنه ای و سگهای مزدورش جریتر خواهند شد . کوتاهی مردم کلید مرحله بعدی این تهاجم را خواهد زد یعنی دستگیری فرد دوم رهبری جنبش سبز . پس از کروبی نیز همه میدانیم نوبت موسوی خواهد بود .

«دوراندیش»

صدسال پیش و امروز (دوراندیش)

سپتامبر 2, 2010

ایران سرزمین تضادهاست : صد سال پیش در دوره مشروطه و بعد حکومت رضا خان ، دولت از مردم جلوتر بود و میکوشید به زور مشتی مردم بیسواد روستایی را جلو بکشد و غربی کند . امروز دولت از مردم عقبتر است و  میکوشد به زور مردمی شهری شده و باسواد را به 1400 سال قبل برگرداند .

«دوراندیش»


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: