Posts Tagged ‘جمهوری’

آفرین به زهرا رهنورد، مصاحبه اش با رسا را خواندید؟

دسامبر 31, 2010

آفرین به زهرا رهنورد ، بارها گفته ام اگر جنبش سبز یک رهبر واقعا مصمم و قاطع داشته باشد خانم رهنورد است . مصاحبه اخیر او با رسا را بخوانید . در این مصاحبه ، بر خلاف موسوی ، به صراحت اذعان دارد که جمهوری اسلامی به انحطاط رفته و منجر به دیکتاتوری شده است ، نظری که موسوی و کروبی هنوز با وجود یک سال و نیم سرکوب به این صراحت ابراز نکرده اند . در خیلی از جنبشهای اخیر نیمه دوم قرن بیستم در کشورهای جهان سوم زنان رهبر جنبش آزادیخواهی بوده اند و آن را تا پیروزی رهبری کرده اند ، آیا رهنورد میتواند این کار را در ایران بکند؟

«دوراندیش»

Advertisements

مهندس کجایی؟

نوامبر 19, 2010

یک عدد مهندس آرشیتکت و نقاش و سیاستمدار مدتی است ناپدید شده است . از یابنده خواهشمندیم به آدرس جنبش سبز ، ایران ، خبر داده و ملتی را از نگرانی نجات دهند (همسر ایشان هنوز پدیدار هستند و به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میدهند ولی متاسفانه از شوهرشان مدتهاست خبری نیست)

 

«دوراندیش»

گیتس: شواهدی از شکاف میان رهبر و رئیس جمهور ایران وجود دارد

نوامبر 17, 2010

بی بی سی : رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا گفت که تحریم های وضع شده علیه ایران ممکن است باعث ایجاد شکاف میان محمود احمدی نژاد و آیت الله علی خامنه ای شده باشد.

آقای گیتس امروز سه شنبه ۲۵ آبان (۱۶ نوامبر) گفت که «شواهدی» وجود دارد که نشان می دهد رهبر جمهوری اسلامی به تدریج دچار تردید می شود که شاید رئیس جمهوری این کشور در مورد میزان تاثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران، به او «دروغ» گفته باشد.

وزیر دفاع آمریکا این اظهارات را در دفاع از سیاست دولت اوباما در مورد برنامه هسته ای ایران بیان کرد که مبتنی بر افزایش فشار اقتصادی برای متقاعد کردن تهران به تجدید نظر در سیاست های خود است.

اظهارات رابرت گیتس یک هفته بعد از آن منتشر می شود که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، تحریم های اقتصادی علیه ایران را شکست خورده دانسته بود.

نخست وزیر اسرائیل از غرب خواسته بود مسئولان ایرانی را متقاعد کند که ممکن است برای واداشتن تهران به عقب نشینی از برنامه «تولید سلاح هسته ای»، دست به اقدام نظامی بزند.

آقای گیتس در سخنان امروز خود تاکید کرد که اگر چه معتقد است «رهبران ایران هنوز در پی به دست آوردن سلاح هسته ای هستند»، اما اقدام نظامی را، راه حل درازمدتی برای بازداشتن آنها از این هدف نمی داند.

وی گفت که حمله نظامی، ایرانیان را در مسیر کسب سلاح های هسته ای متحد کرده و به مخفی کاری بیشتر وا خواهد داشت.

وزیر دفاع ایالات متحده افزود: «تنها راه حل درازمدت برای بازداشتن ایرانی ها از تولید سلاح هسته ای آن است که متوجه شوند که این کار به نفعشان نخواهد بود».

مقام های جمهوری اسلامی ایران، هر گونه تلاش برای تولید سلاح های هسته ای را رد می کنند.

جعفر پناهی : حکم علیه اندیشه‌ی من، حکم علیه مردم کشور است

نوامبر 12, 2010

دفاعیه جعفر پناهی

ریاست محترم دادگاه، اجازه می‌خواهم لایحه‌ی دفاع از خود را در دو بخش تقدیم کنم:

بخش نخست: آن چه می‌‌گویند

در چند روز گذشته فیلم‌های مورد علاقه ام را که قبلاً بارها دیده بودم، دوباره دیدم؛ البته امکان دسترسی به بسیاری از فیلم‌های ارزشمند تاریخ سینما را نداشتم، چرا که در شب دهم اسفند ۸۸، وقتی به اتفاق آقای محمد رسول اف مشغول ساختن فیلمی از جنس سینمای اجتماعی و هنری بودیم، نیروهایی که خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی می‌کردند، بدون نشان دادن مجوز، ضمن دستگیری ما و دیگر همکاران مان، آن فیلم‌ها را هم با خود بردند و هرگز پس ندادند. تنها حرفی که بعدها درباره‌ی آن فیلم‌ها شنیدم از بازپرس پرونده ام بود که گفت: این فیلم‌های مستهجن چیست که نگه داشته ای؟

من سینما را از همان فیلم‌های ارزشمند سینما یاد گرفتم که بازپرس آن‌ها را مستهجن می‌نامید. باور کنید نمی‌دانم چگونه می‌شود آن‌ها را مستهجن نامید. همان طور که نمی‌توانم بفهمم آن چه که اکنون به اتهام آن مرا محاکمه می‌کنید را چگونه می‌شود جرم نامید؟ آیا این مصداق بارز قصاص قبل از جنایت نیست؟ مرا به جرم ساختن فیلمی محاکمه می‌کنید که موقع دستگیری در سر صحنه حتی سی درصد آن هم فیلمبرداری نشده بود. حتماً این مثال را شنیده اید که اگر “لا الله الا الله” را که شهادت به یگانگی خداوند می‌دهد، فقط پنجاه درصداش را بگویی کفر محسوب می‌شود. چگونه می‌شود تنها با استناد به سی درصد از فیلمی که هنوز تدوین و صداگذاری نشده و مراحل فنی آن به پایان نرسیده، کسی را متهم کرد. اجازه دهید بقیه‌ی این فیلم را بسازیم، تدوین و صداگذاری کنیم و مراحل فنی آن را به پایان برسانیم، آن گاه درباره‌اش قضاوت کنید؛ فیلمی از سینمای اجتماعی ایران بر محور تلاش یک خانواده برای بازیابی امید و دوباره گرد آمدن کنار یکدیگر. (more…)

رضا خندان: نسرین ستوده هنوز در اعتصاب غذاست

نوامبر 12, 2010

20 آبان :

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، که پس از دو ماه و نیم توانست برای اولین بار همسرش را ملاقات کند به مدرسه فمینیستی گفت: نسرین ستوده در این ملاقات به ما اعلام کرد که به درخواست دوستان و وكلايش اعتصاب خشك اش را شكسته ولی تا رسيدن به خواسته‌هايش، اعتصاب غذايش را به صورتي كه فقط از آب استفاده كند ادامه داده و خواهد داد.

رضا خندان سپس افزود: «همسرم هنوز در اعتصاب غذاست و فقط پس از 9 روز اعتصاب خشک، به تقاضای وکلایش فقط آب می خورد ولی غذا نمی خورد».

نسرین ستوده در این ملاقات به همسرش گفته است: تاكنون جمعا 3 مقام قضايي و امنيتي قول داده‌اند كه ايشان را با تبديل قرار آزاد خواهند كرد ولي هيچكدام به وعده‌هايشان عمل نكرده‌اند. بنابراین من اعتصاب غذایم را به صورت اعتصاب غذای تر، ادامه می دهم. (more…)

حزب کمونیست چین چگونه خود را نجات داد و جمهوری اسلامی چگونه سقوط کرد (دوراندیش)

اکتبر 23, 2010

اخیرا فرصتی دست داد تا در سفری چند هفته ای اوضاع چین را از نزدیک ببینم . سفری بود عبرت آموز که تفاوتهای حکومتهای چین و ایران را به روشنی نشانم داد .

کشور چین در عصر مائو از دورانی مانند زمانه انقلاب ما گذر کرد . البته آنان در گیر یک جنگ خونین هشت ساله که کل نیروهای مملکت را تحلیل ببرد نشدند . ولی خرابکاریهای مائو کم از جنگ هشت ساله نداشت . او ابتدا با تاکید بر نقش روستاها سعی کرد صنعت کشور را به روستاها منتقل کند که مواجه با یک فاجعه اقتصادی و قحطی شد که ملیونها نفر در طی آن قحطی جان خود را از دست دادند . سپس در مبارزه ای در داخل حزب برا ی تصاحب کامل قدرت کشور را به ورطه انقلاب فرهنگی کشاند . دانشگاهها برای یک دهه بسته بودند و تمام جوانان را به زور به روستاها بردند تا در آنجا کار کنند . این دوفاجعه و امر پرستش رهبر تا حد یک خدا درسی شد برای رهبران آینده چین . پس از فوت مائو آنها به خود جنبیدند و از شر بازماندگان مائو به رهبری بیوه رقاصه او خلاص شدند . تنگ شیائو پینگ بر سرکار آمد که عقیده داشت فرقی نمیکند گربه سیاه باشد یا سفید ، اگر خوب موش بگیرد کافی است . یعنی فرق نمیکند ما از چه رژیم اقتصادی پیروی کنیم فقط کافی است که بتوانیم رفاه و اسایش را برای مردم خود به ارمغان آوریم . او به  تدریج فضای اقتصادی مملکت را باز کرد و سرمایه داری به تدریج جایگزین کمونیسم شد . اکنون شاید به جرئت بتوان گفت چین ، بر خلاف نام کمونیست خود ، سرمایه داری ترین کشور دنیاست . اگر میخواهید سرمایه داری لجام گسیخته را ببینید باید به چین بروید . در مقایسه با آنچه در چین میگذرد رژیمهای آمریکای شمالی و اروپا سوسیالیست هستند . ولی این سرمایه داری تا اینجا برای چین کار کرده است . با یک رشد اقتصادی در حد ده درصد در سال گروههای عظیمی از مردم چین از قعر فقر مطلق به سطح طبقه متوسط رسیده اند . مردمی که تا یک نسل پیش یخچال و  تلوزیون نداشتند و همه در آپارتمانهای اشتراکی از آشپزخانه های مشترک و توالتهای مشترک استفاده میکردند اکنون لا اقل یک آپارتمان کوچک دارند . درست است که ملیونها نفر هنوز در فقر هستند ولی هیچ سیستمی نیمتوانست مردم چین را از قعر فقر به این سطح برساند .

حزب کمونیست چین پس از شورش تیان آن من در سال 1989 وارد یک معاهده نانوشته با مردم خود شد . حزب از همه حوزه های و زمینه های اجتماعی عقب کشید و به داخل شهر ممنوعه خود خزید . اکنون در چین اثری از وجود حزب به چشم نمیخورد . شما اگر در خیابانها راه بروید یا با مردم صحبت کنید مثل اینست که قدرتی به نام حزب کمونیست وجود ندارد . همه به یاد داریم دوران انقلاب فرهنگی و کمی پس از آن را که در و دیوار فقط پوشیده از شعارهای حزبی و عکسهای رهبران حزب بود و یک جریان مداوم تبلیغات حزبی از بالا به پایین به سوی مردم روان بود . همه باید یک کتاب سرخ مائو را حمل میکردند . در هر محله و کوی و برزن ماموران حزب بر کوچکترین جزئیات زندگی مردم نظارت میکردند . یادم است در یکی از فیلمهای تبلیغاتی آن زمان نشان میداد یکی از ناظران حزب وارد خانه یک فرد معمولی شده بود و انگشت خود را بر میز او میکشید که نشان دهد روی میز تمیز نشده و خاک دارد و آن فرد باید میز را تمیز میکرد . کنترل و نظارت حزب تا این حد بود . اما اکنون واقعا اثری از حزب در زندگی مردم مشاهده نمیشود . حزب به داخل دیوارهای شهر ممنوع خود خزیده و به کلی از دخالت در زندگی روزمره مردم دست کشیده . دختر و پسر آزاد هستند هر جور میخواهند لباس بپوشند و هر جور میخواهند رابطه داشته باشند . مردم میتوانند به راحتی به خارج سفر کنند و برگردند . سپهر اجتماعی از دخالت حزب در امان است . فقط روابط سیاسی شدیدا کنترل میشود . اما حزب با ادامه رشد اقتصادی باور نکردنی مردم را راضی نگاه داشته . هر فرد چینی میتواند بیست سال پیش را به خاطر بیاورد که اصلا نمیدانستند یخچال و تلوزیون و وسائل مصرفی و لباسهای آخرین مد و غیره چیست و با اکنون مقایسه کند که چین تبدیل به بزرگترین تولید کننده و بازار جهان شده است . همین امر نسل فعلی را راضی نگاه داشته . ضمنا هر چند سال هم یک جشن و فستیوال بزرگ داخلی یا بین المللی به راه میندازند تا به مردم بگویند که چین اکنون یکی از قویترین کشورهای دنیاست و میتواند تمام برنامه های بین المللی را در داخل اجرا کند . المپیک را در 2008 برگزار کردند و اکنون اکسپو 2010 را دارند . مردم احساس غرور و افتخار میکنند که پس از صد سال سقوط و  انحطاط اکنون به جایی رسیده اند که میتوانند تمام این برنامه های بین المللی را در چین داشته باشند .

در نهایت اینکه رهبران عاقل حزب کمونیست به موقع متوجه شدند که اگر 180 درجه تغییر جهت ندهند سقوط حکومتشان حتمی است و تغییر را پذیرفتند . اول اینکه از زندگی روزمره و خصوصی مردم به کلی خارج شدند و مردم را آزاد گذاشتند هر طور میخواهند در زندگی خصوصی خود رفتار کنند و حزب کاری به کار مردم در این زمینه ندارد . دوم اینکه با برنامه ریزی عاقلانه یک رشد اقتصادی ده درصدی ایجاد کردند که مردم هر سال میبینند که به طور محسوس از سال قبل وضعشان بهتر است و در نتیجه فعلا راضی و ساکت هستند.

اما انقلاب ایران سی سال پس از 57 چه کرده ؟ رهبران بی خرد و بی بصیرت این انقلاب نمیتوانند و ظرفیت تغییری مثل چین را ندارند تا بتوانند حکومت خود را نجات دهند . هنوز هم مثل ابتدای انقلاب در همه امور روزمره زندگی مردم دخالت میکنند . حجاب و لباس و پوشش و پارتی و روابط زن و مرد و غیره همه در حیطه امور دولتی است . در و دیوار پر از تبلیغات دولتی است و بر خلاف چین جلوی تبلیغات گرفته نشده است . اقتصاد روز به روز بدتر میشود و رو به زوال و انحطاط میرود . مردم ایران وقتی خود را با سایر کشورها مقایسه میکنند درست نقطه مقابل مردم چین احساس حقارت و پسرفت میکنند .

آیا چنین حکومتی با مشیی که در پیش گرفته میتواند دوام آورد ؟ خیر! اینها مثل کره شمالی نیستند که درها را بسته و یک بازداشتگاه بزرگ را بر مردم خود تحمیل کرده . درهای ایران باز است و مردم میتوانند بروند و بیایند و اینترنت و ماهواره دارند و میدانند در دنیا چه میگذرد و سیستم سرمایه داری ایران اجازه استقلال از دولت را به مردم میدهد . دولت چند قطبی است و نه مانند حکومت کره شمالی یا کوبا یک قطبی و هرمی . چنین دولتی با سیاست ابلهانه ای که در پیش گرفته دوام چندانی نخواهد داشت .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

آن روز که خمینی مرد (دوراندیش)

اکتبر 18, 2010

شاید در تمام زندگی فقط یکبار از شدت خوشحالی گریه کرده باشم و آنهم آن روز صبح بود. همیشه توی کتابها میخواندم که «طرف از شدت خوشحالی گریه کرد» و باورم نمیشد ولی آن روز صبح وقتی تلوزیون این خبر را داد از شدت خوشحالی هق هق گریه کردم . از چند هفته پیش معلوم بود این بابا رفتنیه . تلوزیون دائم از مردم میخواست برای سلامتش دعا کنند. یادم نمیرود  یکبار هم خمینی را نشان  دادند توی تخت خوابیده بود با شبکلاه سفیدش و برادرش کنار دستش بود . آن روزها همانطور که گفتم دائم رادیو و تلوزیون از مردم میخواستند برای سلامتی امام دعا کنند. همه منتظر بودیم که طرف اینبار رفتنی باشد به خصوص بعد از سرکشیدن جام زهر و اینکه نتوانسته بود عراق را نیز تصرف کند خیلی برحضرت آقا  گران آمده بود و روی سلامتش تاثیر گذاشته بود.

صبح خیلی زود با کمی دلشوره و انتظار ساعت پنج پاشدم و رادیو را روشن کردم . دیدم قران پخش میشود و از برنامه های معمول خبری نیست  . با مطالعه  تاریخ شوروی خیلی خوب میدانستم که هر موقع یکی از رهبران حزب کمونیست می مرد رادیو از سه روز قبل از اعلام خبر شروع به پخش سرودهای انقلابی میکرد و اینطوری مفسران خارجی و مردم شوروی حدس میزدند که طرف مرده . امیدوار شدم ولی سعی میکردم خیلی به خودم امید ندهم که مبادا باز رادیو شروع کند که به کوری چشم دشمنان امام زنده هستند و رفسنجانی دروغگو دوباره برود بالای تریبون نماز جمعه مثل آن بار که گفت امام هنوز مادرشان زنده هستند و دشمنان آرزوی مرگ ایشان را دارند.

نمیدانم چه ساعتی بود ولی هنوز صبح زود بود و هوا تازه روشن شده بود و خیابانها خالی خالی بود ، شاید ساعت شش صبح بود.  تلوزیون راروشن کردم برای اخبار ،یکدفعه گوینده اخبار آمد و با آن صدای محکمش اعلام کرد : «روح خدا به خدا پیوست » حتی حالا هم که این را مینویسم با به یاد آوری آن لحظه  تنم مور مور میشود . باورم نمیشد . باورم نمیشد این جلاد خونخوار که  صد ها هزار ایرانی بیگناه را روانه گور کرده بود مرده است . احساسی که داشتم مثل احساسی بود که ملیونها قربانیان جنگ دوم با شیندن خبر مرگ هیتلر داشتند و یا زندانیان گولاگ در روسیه وقتی خبر مرگ استالین را شنیدند .

بعد تلوزیون برای اینکه خیال مردم را راحت کند احمد آقا را نشان داد که کنار جنازه باباش داشت مطابق معمول گریه میکرد (از بس این آدم در مواقع مختلف گریه میکرد بهش میگفتند احمد گریان ). دیگر نمیدانم چه شد . تمام بغض آن ده سال زد بیرون. های های گریه میکردم . گریه میکردم به خاطر دوستانم که زیر شکنجه در اوین کشته شده بودند . به خاطر دوستانم که اعدام شده بودند . به خاطر آن پدری از آشناهایمان که سه پسرش را در اوین یکی پس از دیگری اعدام کرده بودند . به خاطر آن جوانهای دوازده سیزده ساله ای که فقط به خاطر فروش یکی دوروزنامه مجاهد یا چپی در جا در خیابان کشته شده بودند . به خاطر آن جوانی که در قم توی خیابان با روزنامه مجاهد دستگیرش کرده بودند و حاج آقا خلخالی از ماشینش پیاده شده بود و تفنگ یکی از پاسدارها را گرفته بود و  همانجا به دست مبارکش  او را کشته بود . به خاطر آن پنج هزار نفری که سال 60 اعدام شده بودند و آن سه هزار نفری که سال 67 در زندانها قتل عام شده بودند و آن صدها هزار نفر نوجوان بیگناهی که در جبهه ها قربانی جاه طلبی جنون آمیز این مرد برای انتقا م از صدام و تصرف عراق شده بودند.

رفتم روی بالکن .هنوز صبح زود بود کسی بیرون نبود. میدونستم اون روز دیگه تعطیله ، حتی اگر هم تعطیل نمیشد من سر کار برونبودم . دویدم رفتم پایین سوار ماشین شدم که بروم بیرون خیابانها را ببینم . تمام شهر رو چرخ زدم . به خصوص یادمه از جلوی دانشگاه تهران رد شدم . مردم بی تفاوت داشتند میرفتند سر کار و زندگی .  حتی یک نفر را ندیدم که گریان باشد . هیچ گروهی هم در خیابانها راه نیفتاده بود . اصلا انگار نه انگار که این بابا مرده .

آن هیستری راکه در فیلمهای تشییع جنازه خمینی  میبینید بعدا درست کردند و  با تبلیغات شدید وفشرده در ظرف سه روز و با آوردن صدها هزار نفر از دهات و شهرستانها به تهران وگرنه مردم تهران روزاول هیجان خاصی نشان نمیدادند . فیلمها ی تشییع جنازه و عزاداریها را باور نکنید . هر حکومت دو زاری دیکتاتوری خیلی راحت میتواند از این برنامه ها راه بیندازد.

خیلیها از مردن این بابا خوشحال بودند ولی جرئت نمیکردند توی کوچه وخیابان خوشحالی خود را نشان بدهند. آن موقع دهه شصت بود، نه حالا.  رژیم در کمال قدرت و قساوت و  بسیار بیرحم بود و هزار هزار اعدام میکرد نه مثل حالا پنج تا پنج تا . مردم جرئت نداشتند جیک بزنند و هنوز مثل حالا گروههای بزرگی از حکومت از آن جدا نشده بودند تا زیر چتر مخالف آنان مردم بتوانند مخالفت خود با کل جمهوری اسلامی را ابراز کنند و ضمنا پس از سالها انقلاب و قتل عام و کشتار و قحطی و جنگ و بمباران مردم خسته تر از آن بودند که اصولا هیچگونه عکس العمل جمعی نشان دهند . نسل جدید و تازه نفسی باید به میدان می آمد تا جنبش سبز به راه بیفتد.

یادم می آید تعطیلی  را چند ساعت بعد اعلام کردند چون معلوم بود اینقدر دستپاچه شده بودند که حتی یادشان رفته بود به فکر مراسم خاکسپاری و تعطیلی و غیره بیفتند. بعد هم ماجرای عزاداریهای هیستریکال که رادیو و تلوزیون و مساجد به آن دامن زدند پیش آمد . جنازه بابا را بردند گذاشتند توی یک یخچال بقالی بالای یک دیوار کانتینر که همه بتوانند ببینند وسط آفتاب سوزان مصلی و آن بیابانی که شهرستانیها تویش خیمه زده بودند و مثل اینکه به پیک نیک آمده باشند زیر اندازها و پتوها را پهن کرده بودند و توی سر میزدند. واقعا که مراسم هم در حد شعور آخوندهای غیر از قم ندیده ما بود . آخر چه کسی مراسم وفات یک دیکتاتور کبیر را اینطور برگزار میکند که جنازه بابا را بگذارد توی یخچال بقالی بالای سه ردیف کانتینر؟ یادم می آید از بزرگراه که رد میشدیم میشد باد توی یخچال را دید که کفن سفیدش را میزد هوا. جوک شده بود که آقا را گذاشتند توی آکواریوم . بعد هم که افتضاح به خاکسپاری و تکه پاره شدن کفن و جنازه زیر هجوم توده های هیستریک .

اضافه کنم این را مقایسه کنید با مرگ طالقانی . صبح که رادیو اعلام کرد فوت کرده مردم کرور کرور ریختند اطراف دانشگاه تهران . همه سرویسها بند آمده بود . من خودم از شهر آرا اجبارا پیاده رفتم تا دانشگاه تهران برای اینکه اصلا اتوبوس و تاکسی گیر نمیامد . تمام طول راه خیابانها پر از جمعیت بود که خودجوش به سوی دانشگاه تهران سرازیر بودند بدون اینکه حکومت اصلا تبلیغاتی کرده باشد و یا برنامه ریزی و برنامه ای اعلام شده باشد.  هزاران نفر جمع شده بودند اطراف دانشگاه و توی دانشگاه و من خودم میدیدم خیلیها کنار دانشگاه روی جدول خیابان نشسته بودند و های های گریه میکردند . آن موقع هنوز خیلیها طرفدار انقلاب بودند. اکثر روشنفکرها هنوز طرفدار انقلاب بودند برای اینکه بساط به اصطلاح «امپریالیسم خونخوار آمریکا» را بر هم ریخته بود و شاه را فراری داده بودو هنوز امید فردای بهتری میرفت .  گذشته از آن طالقانی اصلا آدم دیگری بود و در همان مدت کوتاه بعد از انقلاب اذیتش کرده بودند و کلاهش با آقا توی هم رفته بودو  اگر زنده مانده بود مطمئنا خمینی حساب او را هم مثل شریعتمداری و منتظری میرسید . خلاصه اینکه عزاداری برای طالقانی واقعا از ته قلب و خودجوش بود. من خودم به چشم خود آقایان شیک و پیک و خانمهای تی تیش مامانی رو دیدم که اطراف دانشگاه تهران گریه میکردند . اما عزاداری برای خمینی تمام مصنوعی و صحنه ریزی شده بود.

«دوراندیش»

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

ابراز شادمانی از مرگ یک جلاد جرم نیست (درمورد خبر مرگ جنتی) (دوراندیش)

سپتامبر 5, 2010

شایعه مرگ جنتی باعث شادمانی مردم ایران و همه آنانی که از این حکومت ددمنش.. ددمنان…ددمشی … آسیب دیده اند شده است . اما بعضی از ما بهتران نصیحت میکنند که از مرگ او شادی نکنید . به این دوستان باید گفت آیا مردم جهان حق نداشتند از مرگ هیتلر یا استالین خوشحال باشند و شادمانی کنند؟

شعار اصلی روز قدس : نه غزه ،نه لبنان ، جانم فدای ایران (دوراندیش)

اوت 31, 2010

همرزمان سبز از خاطر نبرید : شعار اصلی همه ما در روز قدس  این است : نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران . این آن شعاری است که مارا از صف ساندیس خواران مزدور حکومت جدا کرده و هویت مشخص و متفاوت ما را در تظاهرات رقم خواهد زد . بدون این شعار ما در صف ساندیس خواران محو و حل خواهیم شد و نمیتوانیم موجودیت مستقل خود را به ایرانیان و جهانیان نشان دهیم . گذشته از سردادن این شعار در شب قبل از تظاهرات از بامها و در روز تظاهرات ، باید آن را بر دیوارها و اسکناسها  نیز بنویسیم . به خاطر داشته باشیم هیچ شعاری قاطعتر ، بلندتر و روشنتر از این شعار مرزبندی ما را با نیروهای سرکوب نشان نخواهد داد .

به شما خواهند گفت این شعار را نگویید چون ممکن است توده های مردم را از جنبش سبز زده کند . کدام توده مردم ؟ آیا برای این حکومت جز مشتی مزدور ساندیسخوار هم باقی مانده است؟ اگر این است توده های مردم این حکومت ،من بیشتر مصمم میشوم این شعار را سر دهم تا از این توده مردم خود را مجزا سازم . فقط با سر دادن این شعار است که تود ه های مردد و یا ترسان را میتوان دگرباره جذب جنبش نمود.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

اعلام حمایت مهدی کروبی از شکواییه ۷ نفر از اصلاح طلبان در خصوص دخالت در انتخابات/مساله کهریزک لکه ای ننگین بود

اوت 30, 2010

سحام نیوز: در سالروز ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع) جمعی از جوانان اصلاح طلب با مهدی کروبی دیدار کردند.در این دیدار  مهدی کروبی ضمن خوشامدگویی به جمع حاضر توفیق آنان را خداوند تبارک و تعالی خواستار شدند و  همچنین مصادف شدن این دیدار با سالروز تولد امام حسن مجتبی را به فال نیک گرفته ، این روز را به همه حاضرین تبریک و تهنیت گفتند .
ایشان در این نشست صمیمانه به  پرسشهایی که  از سوی حاضرین در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری ، حوادث پس از آن و تقلب آشکاری که در انتخابات صورت گرفت پاسخ دادند  که  مشروح آن در ادامه می آید : در این ملاقاتها و دید و بازدیدهای مختلف سخن و بحث درباره خانواده اسرا ، آسیب دیدگان ، مجروحین و شهدای پس از انتخابات انسان را متاثر می کند به خصوص وقتی سخن از افراد بی نام و نشان می آید که در جریان این حوادث هزینه های بسیاری را متحمل شده و بعضا هنوز هیچ اطلاعی از آنها در دست نیست ، در صورت اطلاع هم ، گاه سهوا مورد توجه کمتری قرار گرفته و به سختی با مشکلات پیش آمده و محدودیت هایی که به دنبال آن برایشان ایجاد شده دست و پنجه نرم می کنند .  انتظار نداشتیم که برای انتخابات حادثه ای به این تلخی و پهناوری بوجود آید. انتخاباتی که خرداد سال گذشته با شور و شوقی وصف ناپذیر برگزار شد و امروز که اوایل شهریور ۸۹ است و یکسال و نیم از آن روز گذشته هر جا که می نشینیم بحث اسرا و جان باختگان را می شنویم.
جای تاثر دارد انتخاباتی که مردم دنبال رایشان بودند به اینجا منجر شود ، دیدیم در این مدت با انسانهای ارزشمند چه آنها که سرشناسند و چه آنها که ناشناسند چه کردند. اتهامی که به ما نسبت می دهند این است که شکست خورده اید و ماجراجویی می کنید اما مطالبی وجود دارد که می گوییم حق با ماست، اگر قرار است رقابتی سالم و مسابقه ای برای پیروزی باشد چرا در این مبارزه مسالمت آمیز همه امکانات و مزایا برای یک گروه خاص است. اگر رسانه ها ، سایتها و فضای مجازی نباشد اخبار و اطلاعات ما و صدای ما به کسی نخواهد رسید . تعطیلی روزنامه ها ، مطبوعات و رسانه از جمله محدودیتهایی است که برای ما وجود دارد و از این سخت گیریها می توان متوجه شد که در گذشته چگونه بوده است.
مهدی کروبی ضمن تاکید بر ناعادلانه بودن انتخابات در رابطه با تقلب درانتخابات بیان داشتند : بحث عده ای این است که تقلب شده است و عده ای هم مصرند که تقلب نشده است اما ما میگوییم نه تنها تقلب شده  و در حد یکی دو میلیون نبوده که فراگیر بوده و از قبل سرنوشت انتخابات تعیین شده بود. تنظیم شده بود که آن طرف ۲۵ میلیون و این طرف هم چند میلیون و یکطرف هم حدود ۳۰۰هزار تا رای داشته باشد . حرف این بود که اینها باید شکست بخورند . برای این مساله ادله کافی داریم و در همان مناظره ای که درخواستش را داریم بیان خواهیم کرد و همه مسائل روشن خواهد شد . آقایان می گویند شورای نگهبان ناظر است و بحث تقلب را رسیدگی و بررسی خواهد کرد و ما باید از طریق قانونی پیگیر شکایتمان شویم ولی اشکال اصلی به همین ناظر است که بی طرف نیست و بر همگان روشن است که بی طرفی را رعایت نکرده و دستشان آلوده ی خیانت به رای مردم است. در صورتیکه شورای نگهبان بی طرف است چرا یک جلسه یا مناظره رودرو برگزار نمی کنند من درخواست می کنم یک جلسه بگذراند هر کجا که میخواهند دانشگاه ، مسجد ، صدا و سیما و در این جلسه نمایندگانی از حاکمیت ( هم نظارت و هم اجرا) حاضر باشند تا در این جلسه ثابت کنیم که نه تنها تقلب شده  که کاملا مهندسی شده و سرنوشتش از قبل تعیین شده بوده است. ضمن اینکه خبرنگارانی مستقل مشروح این مناظره را بدون دخل و تصرف برای مردم منتشر نمایند تا گفتگوها صادقانه منعکس شود.
همچنین ما ثابت خواهیم کرد که هیات نظارتی که با غرض ورزی و جبهه گیری عمل می کند و هیات اجرایی که با سخنرانی ، تبلیغات و صرف پولهای گزاف برای مقاصد شخصی و گروهی گام بر میدارد و علیه ما و گروههای اصلاح طلب سخن می گوید عادلانه و بی طرفانه عمل نکرده اند.
در ادامه مهدی کروبی در خصوص برخی ادعاهای مطرح شده اینچنین گفت : که بعضی از آقایان چنان سخن می گویند که گویی ظاهرا هر روز با جبرییل امین ارتباط داشته و پیامهای آسمانی برای آنها می آید که حق و معیار این است و آنها سوخته اند و پرونده ای قطور دارند.  در ارتباط با پیامبر و معصومین هم اگر چیزی وحی می شد به مردم تحکم نمی شد بلکه مشاوره و گفتگو بود. من تعجب می کنم که قدرت و دنیا چگونه انسان را به اینجا می کشاند و انسان اینچنین خودپسند می شود. من در عجبم از اینگونه سخن گفتن آنهم از سوی کسانی که متدین و مومن هستند  واینگونه دروغ می گویند و چشم و برو بر واقعیات بسته اند ، استفاده از تعابیر غلط و بی حرمتی چه معنایی دارد و آیا سرنوشت مردم در دست ماست؟ من  در این مدت  به دین ، روحانیت و جمهوری اسلامی خدمت کرده ام و نه تنها خدمت بوده که دفاع از حق و رای مردم بوده است و برخلاف گفته برخی نه تنها نسوخته ام که به کاری که کرده ام افتخار می کنم.
خودتان می دانید که در میان مردم رای ندارید و یا حداقل رایتان کم است . من حاضرم با هر کس که گفتید ، از هر کجا که گفتید ، از قهوه خانه ها شروع کنیم تا سینما و زیارتگاه ها ، از شمال تا جنوب ، از شرق تا غرب ، سواره و پیاده در شهرها و بین راه برویم ، ببینیم و بپرسیم که مردم به چه کسی وچه گروه تمایل و گرایش دارند .
آیا مردم آنها هستند که حمله می کنند و ماشین و مغازه مردم را تخریب می کنند ؟ آیا مردم کسانی هستند که در گرمای تابستان اورکت ضخیم پوشیده ، زیپ آن را بالا کشیده و لباسشان چنان ورم کرده مانند خانمی که دوقلو حامله است  و زیر اورکت انبار ادوات ضرب و شتم است و همه مردم از آنها ترس و وحشت دارند. یا مردم کسانی هستند که در کوچه و بازار و سراسر کشور معترض و ناراضی هستند و اعتراض خود را مسالمت آمیز بیان می کنند؟
ایشان ضمن اشاره به ماجرای تلخ کهریزک گفتند : مساله کهریزک لکه ای ننگین بود ، کهریزک که  در خصوص  فجایع آن صحبتها کردیم ، به جای رسیدگی و قضاوت عادلانه ، در سراسر کشور هجمه ها و حمله ها علیه ما را آغاز کردند و نهایتا به جایی رسید که ضمن تایید جنایات اتفاق افتاده در آن به سه تن از جان باختگان عنوان شهید را اعطا کردند که جای بسی خوشحالی است ولی آیا باقی کسانی که همان روز و روزهای بعد کشته شده اند شهید نیستند؟
مهدی کروبی ضمن حمایت از شکواییه ۷ نفر از اصلاح طلبان این چنین عنوان داشتند : یک مقام امنیتی حرفهایی زده و به اصطلاح افشا گریهایی کرده است، آقایان محترم نهایتا نامه ای در جواب آن نوشته و شکایت خود را رسما اعلام کرده اند ، آیا با بگیر و ببند و بازگرداندن آنها به زندان مساله حل می شود ؟ همین بازگرداندن به زندان خود یک عکس العمل است وی ضمن اشاره به محدودیتهای اعمال شده برای ایشان در این مدت گفتند : نمی گذارند چند نفر دور هم جمع شوند ، اجازه برگزاری مراسم ختم و روضه و… نمی دهند رفت و آمدها و بازدیدها کنترل می شود .
اجازه برگزاری یک راهپیمایی تضمین شده گویای همه چیز است ، جرات کنند اجازه برگزاری مراسم در یک مسجد به ما بدهند و خودشان استقبال و نظر مردم را ببینند. از حضور ما میان مردم و گفت وگو با آنان ، از حق گویی ما و شنیدن حرف حق از سوی مردم می ترسند ولی امروز به کمک تکنولوژی و رسانه های مجازی دیگر نمی توان جلوی انتشار اخبار و حقایق را گرفت.
مهدی کروبی از تهیه و تدوین مجموعه ای که به تجزیه و تحلیل انتخابات برگزاری شده در طی ۲۰ سال گذشته  می پردازد خبر داد و بیان داشت : من انتخابات چند سال گذشته ، بعد از فوت امام که شامل پنج انتخابات مجلس ( دوره های چهارم ، پنجم ، ششم ، هفتم و هشتم) ، شش انتخابات ریاست جمهوری ( دو دوره سازندگی ، دو دوره اصلاحات و دو دوره دولتی که عطر خوش خدمت و آرمان خواهیش نه ایران که همه دنیا را فراگرفته ) و همچنین ۳ دوره انتخابات خبرگان  است  را تجزیه و تحلیل خواهم نمود چرا که از ابتدا در این جریان فعال و در بطن آن بوده ام.
نشان خواهم داد که چگونه از ۲۰ سال گذشته و بعد از فوت حضرت امام ( ره) تحرکاتی شروع شد برای سرکوب جریانی خاص که امروز به اینجا کشیده شده و به اوج خود رسیده است ، بحثی که من در آینده مطرح خواهم کرد فقط برای نقد طرف مقابل نیست که چه بسا اشکالاتی در بعضی انتخابات به حوزه اصلاح طلبان هم باشد ، بررسی و تجزیه تحلیلی که همه گروهها و احزاب و همچنین شکستها و پیروزها را شامل می شود.
در پایان دیدار مهدی کروبی ضمن آرزوی صبر برای همه خانواده شهدا ، آسیب دیدگان و زندانیان حوادث اخیر ، توفیق و سعادت  حاضرین را از خداوند متعال مسئلت داشتند.

نامه یک ایرانی بهایی به روحانیان ایران

اوت 27, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

اگربخواهیم جامعه روحانی حقیقی رابرای جهانیان تعریف کنیم :

آیا ازعبا و عمامه و نعلین می گوئیم؟

آیا از درس و وعظ و منبر می گوئیم ؟

آیا ازخطبه عقد و ازدواج و طلاق می گوئیم؟

یا از عرفان نظری و عملی و اخلاق الهی و تخلق به صفات ربانی و وحدت نظر وعمل و شجاعت و جسارت و جرات و روح الهی و…. که با مشاهده آن می توان اسلام را به همگان نشان داد ؟

چگونه می توانیم روحانی و جامعه روحانیت را آنگونه که باید باشد اول برای خود روحانی واز دل و قلب یک روحانی استخراج کرد؟ ودرک کرد؟ و به جهانیان عملاء نشان داد ؟

اگرروح انسانی و روح ایمانی راازاین لباس انفکاک نمائیم چه باقی میماند؟ (more…)

موسوی:جنبش سبز زمینه آشتی ملی را فراهم آورده است

اوت 24, 2010

2 شهریور

میرحسین موسوی در ديداربا جمعی از فرزندان خانواده های ایثارگران  ضمن ترسیم آثار جنبش سبز مردم ایران، بر اتحاد و استقامت تا تحقق تغییرات مطلوب در کشور تاکید کرد. به گزارش خبرنگار کلمه میرحسین موسوی جنبش سبز مردم ایران را موجب الفت و نزدیکی اقشار مختلف مردم به یکدیگر دانست .
وی در همین زمینه افزود :«تشکل های سیاسی که با سیاست های غلط از هم جدا شده بودند، به تدریج به هم نزدیکتر می شوند، با هم مذاکره می کنند و بر سر یک سفره می نشینند. آنچه نقطه وصل آنها با یکدیگر است تلاش برای آزادی، عدالت و تفاهم بر سر پاسداری از حقوق ملت است. مرزهای خودی و ناخودی به تدریج کمرنگ می شود و به جای آن تعامل و گفت و گو می نشیند. امروز به برکت یک جنبش سبز مردمی زمینه آشتی ملی، دوستی و وحدت بیش از همیشه بین فرهنگهای گوناگون، قومیت ها و شیعه و سنی و همه اقشار بوجود آمده است.» (more…)

اعدام های 67 و اصلاح طلبان حکومتی

اوت 23, 2010

برگرفته از روز آنلاین ، نوشته جعفر بهکیش ، سه شنبه 2 شهریور

آقای علیپور در نوشته ای با عنوان «اعدام های 67 و هوشیاری سبزها»  به مواضع گروه های سیاسی مختلف از جمله میر حسین موسوی و گروههای مخالف جمهوری اسلامی میپردازند و خط مشی منتقدان موسوی را چنین ارزیابی می کنند: «اگر موسوی مخالفتش را با این فجایع به طور عمومی اعلام کند او بخش هایی از هواداران پر نفوذ و پر قدرتش را در ایران از دست خواهد داد؛ کسانی که همچنان معتقد به برخوردهای قاطع با گروههایی هستند که تروریست شان میخوانند. […] و اگر میرحسین موسوی سکوت کند [نیروهای مخالف] سکوتش را به رضایت از اعدام ها و حتی نقش داشتن او در اعدام ها تفسیر کنند و از این طریق موجب ریزش هواداران او در جنبش سبز شوند به این امید که […] نیروهای ریخته شده سبز به کیسه هوادار آنها منظور خواهد شد.» (more…)

برای دوام خانواده لایحه حمایت ازخانواده را از دستور خارج کنید

اوت 22, 2010

30 مرداد

زهرا رهنورد خواستار خروج لایحه حمایت از خانواده از دستور کار مجلس شد.  این استاد دانشگاه  در یادداشتی از نمایندگان خواست  بررسی این لایحه را به کارگروهی از زنان و مردان کارشناس و پیشرو بسپارند تا موارد اضطرار ی را تشخیص دهند.

به گزارش کلمه متن یادداشت زهرا رهنورد به شرح زیر است:

هم اکنون زنان نه تنها از تبعیض و از قوانین قیم مآبانه رنج می برند، که لایحه تخریب خانواده نیز بر مشکلات مالی و به طور خاص بر مشکلات زنان افزوده شده است. عشق، محبت، وفاداری بین دونفر، یک مرد،سرچشمه آرامش در خانواده و موجب پرورش فرزندانی سلیم النفس می شود.نکته فوق نه تنها توصیه روانشناسی خانواده بلکه علت وجودی خانواده است.با این تعبیر اگر انگلس مالکیت را منشا خانواده می دانست ما عشق و محبت بین یک زن و یک مرد را منشا خانواده می دانیم.حال سوال اینست که:در شرایط فعلی یعنی در روند دولت نهم و دهم که خانواده ها در چند سال اخیر به دلایل فقر اقتصادی و مسائل طبقاتی یا نابسامانی های سیاسی و اجتماعی و ضربات هولناک رفتار دیکتاتوری منشانه و تمامیت خواه در عرصه عمومی و با تهاجمات این شرایط بر عرصه خصوصی روبروست چرا دولت نهم لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده و به زعم من و سایر معترضان لایحه انهدام خانواده را به مجلس داده است و متاسفانه به آن برچسب اسلامی نیز می زند تا این شبهه را در اذهان ایجاد کند که نهایت توصیه و سلیقه دین چند همسری است. و چرا مجلس در وضعیت بحرانی فعلی کشور لایحه مذکور را در دستور کار قرار داده است؟ (more…)

گفتگوی جرس با زهرا رهنورد

اوت 20, 2010
جرس: یکسال پس از جنبش سبز، زهرا رهنورد هنوز مثل روزهای اول، حرفهای تازه دارد؛ مسیر زندگی را از شاگردی دکتر شریعتی تا استادی دانشگاه، در جستجوی آزادی و آگاهی سپری کرده است. او می گوید اعتراض به انتخابات آغاز یک داستان بود که از اجرای کامل قانون اساسی آغاز می شود و به بررسی تغییر قانون می انجامد. در عین حال، نگران «جنگ طلبی» دولتی است که البته احتمال زیادی می دهد به علت بی کفایتی، سقوط کند. این دومین باری است که او به دعوت جرس برای گفتگو پاسخ می دهد.

ــ شما ومهندس موسوی از شاگردان دکتر شریعتي بوده اید. آیا آن اندیشه ها را هنوز در صحنه جامعه ایران ساری وجاری میدانید؟

من بسیار مدیونم به دکتر شریعتی و البته مدیونم به سایر متفکران جهان اسلام و متفکران برجسته در سطح بین المللی که بخشی از تحصیلاتم بوده است .

مطالعات اسلامی من با ایشان جهت پیدا کرد. الان بعد از سی وچند سال من به شما میگویم که اندیشه های دکتر شریعتی فراتر از زمان است. اندیشه های ایشان بیشتر انسانی و اخلاقی است .

یک تاثیر ایدلوژیکی در آستانه انقلاب داشت که برای همان زمان خودش بود وتمام شد ولی ابعاد دیگر اندیشه های ایشان هنوز ساری وجاری است وبیشتر از همه در عین هویت خواهی، مدرن و آزادیخواهانه است.

تفکر شریعتی یک تفکر عمیقا زیر و رو کننده نسبت به اسلام است. دکتر شریعتی گفت که شما باید ببینید وظیفه ما نسبت به آینده چیست؟ به ما گفت برگردید ببینید مشکل هویتی ما چیست؟ شریعتي در واقع نفی کننده سنت های ایستا بود؛ سنت هایی که باعث جمود یک ملت می شد. این یک نوع رهیافت مدرن بود. در این رهیافت شریعتی مارکسیسم را نگاه میکرد ،اگزیستانسیالیسم را نگاه و نقد می کرد. دمکراتها را می دید الجزایری ها را می دید. بعد با این نگاه وارد نگاه به اسلام می شد؛ او نمی گفت باید چه کنیم در واقع می گفت فقط نگاه کن! همین…

پس چون دکتر شریعتی یک قرائت مجدد از اسلام را به جامعه عرضه داشت، این نگاه در هر شرایطی می تواند دنبال شود. نواندیشی دینی فرایندیست که بخش مهمی از آن مدیون شریعتی است.

دکتر شریعتی بذر پاشید. این بذر در واقع امروز بین جوانان ومتفکران وجود دارد حتی روحانیون وحوزوی ها. تفکر دکتر شریعتی یک اندیشه فرایندی است و در هر شرایط نوعی دیده می شود.

ــ شما را به عنوان مشاوری تاثیر گذار برای مهندس موسوی می شناسند شما خودتان هم این تعریف وجایگاه را قبول دارید؟ (more…)

مهدی کروبی: پیروزی دیر یا زود از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود

اوت 17, 2010

سحام نیوز 26 مرداد

حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب، بیان نمودند: ” در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژیم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد .. مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟! .. حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است”

اگر می خواهید کدخدایی نیز بکنید نخست باید رعیت پروری را یاد بگیرد!

حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان، افزودند: “با وجود آغاز ماه عزیز و پر رحمت رمضان، متاسفانه روز به روز شاهد افزایش فشارها بر مردم می باشیم. مشکلات معیشتی مردم کم نبود که در امور کفن و دفن و برگزاری مراسم های عزاداری مردم نیز دخالت می کنند که بنده بارها این موضوع را بیان نموده ام ولی گویی گوشی شنوا برای جلوگیری از برخوردهای عده ای مواجب بگیر وجود ندارد. در آخرین نمونه از این دست متاسفانه شاهدیم که اجازه برگزاری مراسم ختم آقای ططری را نیز ندادند در حالی که می دانیم ایشان یک بیسجی واقعی، جبهه رفته و مسوول بسیج عشایر و مورد قبول آنان بود ولی آقایان حتی برای چنین فردی نیز احترام قائل نیستند و از برگزاری مراسمش جلو گیری میکنند. “ (more…)

نامه‌ سرگشاده وزير سابق دادگستري به رييس قوه قضاييه: انحلال دادگاه انقلاب و طرح عدم كفايت احمدي‌نژاد از رييس قوه قضاييه

اوت 15, 2010

24 مرداد

احمد صدر حاج سيد جوادي عضو شوراي انقلاب و وزير سابق دادگستري طي نامه‌اي سرگشاده از رييس قوه قضاييه خواست تا ضمن آزادي فوري تمامي زندانيان سياسي و به ويژه معترضان به نتايج اعلام شده انتخابات سال گذشته موجبات انحلال دادگاه‌هاي انقلاب را فراهم كرده و خواستار رسيدگي به جرايم رييس دولت دهم و تمامي كساني شد كه كشور را در وضعيت بحران شديد امنيتي، سياسي و اقتصادي قرار داده و دستور سركوب و كشتار مردم را صادر كرده‌اند.

اين حقوق‌دان برجسته و عضو كميته ايراني دفاع از آزادي و حقوق بشر با يادآوري شماري از بي‌عدالتي‌ها و نقض آشكار قوانين در جلسات رسيدگي به اتهامات فعالان سياسي، مدني و اجتماعي معترض به وضعيت كنوني هشدار داده و خاطرنشان مي‌سازد كه نقض حاكميت و حقوق ملت و عدم امكان توسل مردم به شيوه‌هاي قانوني، لطمات جدي براي نظام جمهوري اسلامي ايران پديد خواهد آورد. شايان ذكر است كه در حال حاضر سه تن از اعضاي نهضت آزادي ايران به موجب تصميمات و احكام قضايي / امنيتي فاقد توجيه و مجوز قانوني در زندان به سر مي‌برند. آقايان مهندس فريد طاهري عضو شوراي مركزي نهضت آزادي ايران و امير حسين كاظمي وبلاگ‌نويس و عضو شاخه جوانان حزب ياد شده تنها به جرم عضويت در اين حزب ديرپاي ايراني و اسلامي و حضور در خيابان در روز عاشوراي سال گذشته به سه سال حبس قطعي محكوم شده‌اند و مهندس عماد بهاور رييس شاخه جوانان نهضت آزادي ايران و عضو ستاد 88 نيز به اتهام مشابه و همچنين تلاش براي شركت مردم در انتخابات سال گذشته و حمايت از كانديداي اصلاح‌طلبان در انتظار محاكمه در اواخر ماه جاري بيش از پنج ماه است كه در بازداشت موقت به سر مي‌برد. (more…)

نامه ششم (و به گفته خودش آخر) محمد نوری‌زاد به رهبر

اوت 15, 2010

24 مرداد

مرگ، بی‌گمان سر خواهد رسید، و ما را و شما را به کام خود فرو خواهد کشید. جنازه‌ی ما را که ناشناس و بی‌کس و کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور می‌سپرند، و جنازه‌ی شما را که معروف عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست می‌برند و اشک‌ریزان و بر سر زنان، جلوی چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و صدها میهمان خارجی، در آرامگاه ابدی‌تان می‌نهند. مزار ما، گذرگاه باد و باران و محل تابش آفتاب داغ می‌شود، و مزار شما، با گنبد و بارگاهی مجلل، با تالارها و شبستان‌ها و رواق‌ها و صحن‌ها و هتل‌ها و دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، و با فروشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و بوستان‌هایی پر از گل و گیاه، آذین خواهد یافت.

ما، که غریب و گم‌گشته‌ایم، زود از خاطره‌ها محو خواهیم شد، شما اما، که از سامان‌دهندگان بخش‌هایی از تاریخ این سرزمین‌اید، تا روزگاران دراز بر سر زبان‌ها خواهید بود. با هر آنچه که ما نخواهیم داشت، و با همه‌ی آنچه که شما خواهید داشت، یک سرنوشت مشترک، ما را و شما را به هم پیوند می‌زند. و آن: پوسیدن و خوراک مار و مور شدن جسم‌هایمان، و پاسخ‌گویی به رفتار و اعمال دنیاوی‌مان در سرای باقی است. و باز این که: ترازوی دقیق و مویین خدا، به یک جهش، تکلیف خرد و کلان ما بی‌نشانان را مشخص می‌کند، و تعیین تکلیف شما، به خاطر مسئولیت‌های فراوانتان به درازا خواهد کشید. (more…)

قتل فجیع یک زندانی در زیر شکنجه در سلولهای انفرادی

اوت 13, 2010

22مرداد:

چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط ک
بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» یکی از زندانیان سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت در اثر شکنجه های وحشیانه به قتل رسید.
روز چهارشنبه 20 مرداد ماه زندانی حسن قشقایی 35 ساله پس از بازگشت از دادگاه و انتقال او به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی مورد وحشیانه ترین شکنجه های پاسداربندها قرار می گیرد. او در حالی که دستان و پاهایش با دست بند و پابند بسته شده بود و چشمانش چشم بند زده شده بود مدت طولانی مورد شکنجه قرار می گیرد که به کما فرو می رود و بعد از چند ساعت به قتل رسانده می شود. (more…)

جبهه مشارکت :رسیدگی به پرونده کودتای انتخاباتی را به دیوان عالی کشور ارجاع دهید

اوت 13, 2010

22 مرداد:

جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار نامه ای خطاب به صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه از وی درخواست کرده است دیوان عالی کشور را را مامور رسیدگی به کودتای انتخاباتی سال گذشته که سردار مشفق نیز بر آن صحه گذاشته است بنماید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله آقای حاج شیخ صادق لاریجانی

رئیس محترم قوّه قضائّیه

با سلام و احترام

انتشار گسترده نوار سخنرانی سردار مشفق از فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله، پرده از کودتای انتخاباتی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برداشت و صحّت ادّعای رهبران جنبش سبز را در مورد مهندسی این انتخابات به اثبات رساند.

این فرد که بی پروا ، مست از قدرت و جاهلانه از سازماندهی کودتا صحبت می کند صریحا به ارتکاب اعمالی اعتراف می کند که در همه مکاتب سیاسی جهان نامی جز کودتا نمی توان بر آن نهاد.

وی ضمن اعتراف به برنامه ریزی گسترده در ستاد کودتا که جا به جا با اصطلاح «ما » از آن یاد می کند چگونگی اقدامات این ستاد را برای پیروزی بدون قید و شرط و به هر قیمت آقای احمدی نژاد به عنوان نامزد رهبری تشریح می کند و با توضیح اقدامات فرقه خود برای از میدان به در کردن همه، حتی نامزدهای جناح راست، به خوبی نشان می دهد که این ستاد از ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری کار خود را آغاز کرده بوده است ، و جالب تر آنکه رسما به فعّالیّت ضدّ قانونی خود و دوستانش در انتخابات مجلس هشتم نیز اعتراف می کند.همه این اظهارات مشخص می کند که جریانی انحرافی از سالها قبل در درون حساس ترین نهادهای کشور شکل گرفته است که هدفی جز براندازی نظام جمهوری اسلامی ندارد. عمق فاجعه و اوج انحراف این فرقه نظامی-امنیتی آنجا روشن می شود که جز مقام رهبری هیچکس و هیچ جریانی در جمهوری اسلامی از هر جناحی و حتی شخص امام راحل از هتاکی،دروغ زنی و افترائات این فرقه در امان نمانده است.

این سردار سپاه به صراحت و با افتخار چگونگی سوء استفاده از همه مقدّسات و لگد مال کردن قانون را توضیح می دهد و انجام همه این جرائم را برای تحقق خواست بزرگان و با رضایت و اطلاع آنها اعلام می کند.

اینک قوه قضائیه در آزمونی بزرگ و فیصله بخش قرار گرفته است. یا شجاعانه با این انحراف بزرگ برخورد می کند و جمهوری اسلامی را نجات می دهد و یا خدای ناکرده با اهمال و تحت فشار قدرت حاکم در سقوط همه آرمانهایی که ملت برای آن خون دادند شریک جرم کودتاگران می شود.

آقای لاریجانی!

در برخورد با این انحراف، یک قوه قضاییه مستقل و عدل گستر و خداترس چه باید بکند؟

جبهه مشارکت ایران اسلامی از شما در خواست اقدامات زیر را دارد:

1- اینک که معلوم شده است فردی که به نام رئیس جمهور معرفی شده است در یک فرایند کودتا (و نه فقط تقلب) به این جایگاه رسیده است و هیچ مشروعیّت قانونی و شرعی ندارد. بر شما است تا با احاله موضوع به دیوان عالی کشور، خواستار رسیدگی به این امر شوید.جا دارد همین جا از برادر محترم شما ، رئیس قوه مقننه هم بخواهیم به وظیفه قانونی خود در بررسی صلاحیت این فرد اهتمام کنند.هرچند با این اعتراف بی نقص و شرح دقیق کودتا از زبان کودتا گران خود به خود عزل است.

2- اینک که یکی از افراد کودتا رسما و علنا خود را معرفی کرده است، بر قوّه قضائیّه است تا با شناسایی همه اعضای ستاد کودتا دست اندر کاران این افتضاح تاریخی را به دست قانون بسپارد.

3- در سخنان این فرد، چگونگی همکاری بخشی از دست اندرکاران قوه قضائیه روشن است. لازم است مشارکت در جرم همه این افرادِ شناخته شده بررسی شود و آنان برای این منظور از سمتهای قضایی تعلیق و به دادسرای انتظامی قضات معرّفی شوند.

4- از آنجا که صریحا اعتراف می شود که همه اقدامات قضایی پس از انتخابات مانند دستگیری ها، بازجوئی ها ، محاکمات و احتمالا صدور احکام در یک سناریوی از قبل طراحی شده به اجرا در آمده است، طبعا هیچیک از این احکام حجیّت نداشته و از درجه اعتبار ساقط است. بر شما است تا با توقف اجرای این احکام سریعا دستور ازادی همه اسیران در بند را صادر کنید.

5- با این اعترافات روشن است تمام الزامات و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی که در طول یک سال گذشته به اجرا در آمده است، اقدامات مجرمانه این فرقه بوده است و باید لغو شوند. از جمله آن اقدامات، منع غیر قانونی فعالیت احزاب و تشکلها، توقیف وتعطیلی مطبوعات و تحدید بی سابقه آنها، تعلیق تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید دانشگاه ها،تعطیلی اجتماعات (حتی مراسم عروسی و عزا) و در یک کلمه محو همه آزادیهای مدنی مصرح در قانون اساسی و قوانین موضوعه هستند که باید متوقف و بلا اثر شوند.

6- با نهایت تعجب، شاکیان سردار مشفق تحت فشار عجیب نیروهای ستاد فوق الذکر قرار گرفته اند و تهدید به انواع برخوردها می شوند. این نشان می دهد که قوه قضائیه در برابر این کودتاگران، مرعوب و دست بسته است و این امر با آن همه ادعای استقلال تنافی دارد. مردم ایران در انتظار هستند تا یکبار دیگر این ادعا را در بوته آزمایش قرار دهند.

آقای لاریجانی،

باور کنید اگر این ریشه خشک نشود هیچ انسان سالم و دلسوزی مجال خدمت پیدا نخواهد کرد ، و این قوم به هیچکس رحم نخواهند کرد.تا دیر نشده است برای حفظ نظام اقدام کنید. اگربر این کار توانایی ندارید، دامن قوه قضائیه را از این پلشتی بیرون بکشید و پاک کنید. اگر در این حد هم توانایی ندارید بدانید که این شتر بر درگاه شما هم خواهد خوابید پس حداقل به فکر آخرت خود باشید و کناره گیری نمائید.

اتّقوا فتنه لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّه

جبهه مشارکت ایران اسلامی

22/5/89

رونوشت:

آیت الله آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس محترم مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام

جناب آقای دکتر علی لاریجانی، رئیس محترم مجلس شورای اسلامی


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: