Posts Tagged ‘جنبش سبز’

اگر امام موسی صدر زنده باشد؟

سپتامبر 1, 2011

آیا فیلمهای کمدی –تخیلی را دیده اید که در آن یک آدم از قرون و اعصار گذشته در دنیای مدرن زنده میشود . اگر امام موسی صدر در لیبی زنده مانده باشد واقعا جالب است ایشان را به ایران آورد و پرسید : آیا این است انقلابی که شما در خیال و آرزو داشتید؟ چون او استحاله آرام آرام انقلاب ایران و تبدیل رهبری  آن به یک باند مافیایی آدمکش را در سی سال اخیر ندیده است و هنوز آرزوها و خیالهای قبل از انقلاب برایش زنده و معاصر است قاعدتا شوک بزرگی به او وارد خواهد آمد . مثل همه ملت ایران او نیز خواهد پرسید : آیا این است انقلابی که ما میخواستیم؟  به همین سبب فکر نکنم سران حکومت ایران از زنده ماندن او ، اگر زنده مانده باشد ، زیاد راضی باشند .

Advertisements

پدیده ای به نام پان ترکیسم چرا و چگونه پیدا شد؟ ( تبریزی )

اوت 30, 2011

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای این وبلاگ ارسال داشته اند. ذکر  یک مقاله و خبر   به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست و تنها به دلیل مشی دموکرات این وبلاگ است:

چرا در بخش های ترک نشین ایران پدیده ای به نام پان ترکیسم پیدا شده است؟ چرا تورهای گردشگری کشورهای جمهوری ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و جمهوری ترکیه پر از مسافران ترک زبان ایرانی است؟ چرا گوش دادن به آهنگ های ترکی استانبولی و آذری و ترکمنی و پافشاری فراوان بر زبان مادری و آموزش به آن زبان، گفتگوی هر روزه گروهی از ترک زبان های ایرانی شده است؟ چرا پیش از انقلاب اسلامی ( بهتر است بگوئیم انتحار اسلامی! ) از نمایان شدن پدیده ای به نام پان ترکیسم در چهره کنونی سخنی نبود و چرا فارس گریزی در میان ترک زبانان ایرانی پیدا شده است؟
************************************************
ایوان پاولوف دانشمند نامدار روسی آزمایشی انجام داده است که آوازه جهانی دارد. پاولوف روزی سگی را گرسنه نگه داشت و هنگام دادن خوراک به سگ زنگوله ای را تکان داد. برای بار دوم نیز که پاولوف می خواست به سگ خوراک دهد زنگوله را تکان داد و برای بارهای دیگر نیز همین کار را انجام داد. برای سگ پاولوف آوای زنگوله برابر شد با خوردن خوراک و خوردن خوراک برابر شد با آوای زنگوله! روزی پاولوف بی آن که به سگ خوراک دهد زنگوله را تکان داد و دید که آب دهان سگ سرازیر شد و سپس پژوهش هائی روی جانوران دیگر و حتی گیاهان و سرانجام انسان ها از سوی پاولوف انجام گرفتند و این چنین بود که ایوان پاولوف قانون ( واکنش شرطی ) یا شرطی شدن را یافت. به یافته های پاولوف اگر یافته های زیگموند فروید دانشمند نامدار اتریشی و بنیانگزار دانش روانکاوی را نیز بیافزائیم دیدگاهی روشنتر درباره رفتار انسان ها خواهیم داشت.

در پرده پندار یک ایرانی ترک زبان و در درون دوزخی به نام ایران زبان فارسی برابر است با سخنرانی های خرسواری به نام خمینی که در سال 57 همه مردم ایران را خر کرد و مردم ایران نیز دست به انتحار اسلامی! زدند. زبان فارسی برابر است با سخنرانی های حضرت ایة الله العظمی دیکتاتور! که مانند طوطی پیاپی می گوید: دشمن، توطئه، دشمن، توطئه، دشمن، توطئه ………. در درون دوزخی به نام ایران برابر قانون پاولوف و یافته های زیگموند فروید زبان فارسی در نهاد ناخود آگاه شنوندگان این زبان برابر است با رژیمی که اقتصاد آن برپایه مفت خواری، بانکداری آن برپایه رباخواری، دادگستری آن برپایه رشوه خواری، کشورداری آن برپایه زورگوئی، فرهنگ آن برپایه خرافات، هنر آن برپایه زوزه کشی و همه تار و پود آن برپایه دروغ و مردمفریبی است. (more…)

ما ایرانیها و آن اعراب

اوت 20, 2011

ما ایرانیها دلمان خوش است که از عربها بهتریم . البته شکی نیست که این نژاد پرستی محض است و به هیچوجه چنین طرز تفکری درست نیست . ولی خوب در همین بالاترین و سایر سایتهای ایرانی به وفور خوانده  ایم و از دوستان شنیده ایم که عربها به پای ایرانیها نمیرسند . به خصوص این امر را من در سلطنت طلبان و معتقدان به نژاد آریایی زیاد میبینم . البته این تخم لق نژاد آریایی را رضا شاه در دهان ما شکاند چون میخواست خودش را به هیتلر بچسباند ، وگرنه در این فلات ایران در طی پنج هزار سال پیش انواع اقوام وارد شده اند که فقط یکی از آنان آریایی بوده اند .

 به هر حال فکر میکنم با انقلابات اخیر دنیای عرب ما ایرانیها درس خوبی گرفتیم . حالا به نظر می آید که اعراب خیلی از ما با غیرت تر هستند . وقتی به شهامت و شجاعت بی همتای مردم سوریه مینگرم ، یا یمنیها ، یا اهالی لیبی ، شرمم میشود . ما اولین انقلاب مدرن خاورمیانه را بر پا کردیم . ما اولین کشوری بودیم که نفتمان را ملی کردیم . ما ایرانیها را اما چه شده است که اکنون ساکت نشسته ایم و ناظر دلیری بی پایان همسایگان عربمان هستیم اما خودمان عین خیالمان نیست که هموطنانمان استخوانشان زیر چکش جمهوری اسلامی له میشود . نه تکانی میخوریم ، نه اعتراضی . دلمان خوش است که پولی در آوریم و کنج خانه ماهواره مان را تماشا کنیم

تحریم کنیم یا نه ؟ اندر حکایت تحریم انتخابات در جمهوری اسلامی !

ژوئن 30, 2011

هربار دوستان گفتند تحریم کنیم اتفاقی افتاد که روسیاهی به تحریم کنندگان ماند . انتخابات خاتمی را تحریم کردند و خاتمی به ریاست جمهوری رسید و تغییراتی داد که دیگر هرگز جمهوری اسلامی به دوران قبل از او بازنگشت که نگشت هرچه هم خامنه ای تلاش کرد . گفتند انتخابات ریاست جمهوری را تحریم میکنیم که دیدیم این انتخابات و شرکت مردم در آن منجر به جنبش سبز شد که بزرگترین جنبش مردمی ضد حکومت در سی ساله اخیر بوده است .

 حالا هم دوستان باز راه افتاده اند که تحریم میکنیم . آنان که صحبت از تحریم میکنند هنوز نیاموخته اند که  مبارزه سیاسی با یک حکومت توتالیتر مثل جمهوری اسلامی فقط یک راه ندارد . هزار تاکتیک مختلف برای استراتژی سرنگونی این حکومت باید به کار رود که یکی از آنها هم استفاده از هر موقعیت انتخاباتی است که این رژیم فراهم می آورد . میدانیم که انتخابات آزاد نیست ، میدانیم که همه کاندیداهای مناسب را حذف میکنند ولی با همانهایی هم که میمانند میتوان یک نهضت سبز به راه انداخت همانطور که دیدیم . اما دوستان هنوز تجربه نگرفته اند و باز نواهای تحریم بلند شده است . همانطور که گفتم مبارزه هزار راه دارد ویکی از شیوه های مبارزه هم شرکت در انتخابات مجلس و حمایت از کاندیداهایی است که کمتر ارتجاعی هستند . ممکن است اینبار نتیجه ای ندهد ولی آیا کسی میتوانست پیش بینی کند انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 منجر به جنبش سبزمی شود ؟ شاید اینبار هم نتیجه ای دیگر به دست آید . به هر حال هر اقدامی از خانه نشستن و در به روی خود بستن بهتر است .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

با جنایات اصلاح طلبان در دهه شصت چگونه باید برخورد کرد؟

ژوئن 19, 2011

همه میدانیم و قابل انکار نیست  که بزرگترین جنایات جمهوری اسلامی در دهه شصت اتفاق افتاد . در سال 60 به گواهی بعضی آمار بیش از پنج هزار نفرطی چند ماه در زندانهای جمهوری اسلامی قتل عام شدند . خیلی از آنها که در سال شصت کشته شدند زیر 18 سال داشتند . در آن موقع جمهوری اسلامی هنوز در آدمکشی بسیار بی تجربه بود و روز روشن جلوی چشم همه آدم میکشت .  به خاطر داریم که هر روز روزنامه ها لیست طویلی از اعدام شدگان در هر شهر با ذکر نام تک تک اعدام شدگان چاپ میکردند . در سال 67 هم بیش از سه هزار نفر به دستور مستقیم خمینی قتل عام شدند . آن موقع جمهوری اسلامی اندکی «فرهیخته تر» شده بود و یاد گرفته بود که نام اعدام شدگان را در روزنامه ها ذکر نکند در نتیجه کشتار سال 67 مخفیانه انجام شد ولی اکنون همه به جزئیات وحشتناک آن کشتار نیز آشنا هستند .

 تمامی اصلاح طلبانی که اکنون در صف مخالف با جمهوری اسلامی جا دارند ، از گنجی تا خاتمی و موسوی و کروبی و اردبیلی و صانعی و غیره ، در آن موقع از سران جمهوری اسلامی بودند . این جنایات با آگاهی و حمایت کامل این افراد انجام شد و هیچ کدام از آنان کوچکترین اعتراضی که نکرد هیچ ، همه حمایت هم کردند . البته اکنون که به موضع مخالف غلطیده اند و همان تیغه اعدام بر گلویشان مالیده میشود شاید ادعاهایی داشته باشند ولی روزنامه ها و مدارک آن سالهای تاریک موجود است و نمیتوانند شراکت خود در آن جنایات را انکار کنند . از میان همه اینها تنها یک نفر جرئت مخالفت کرد ، آن هم منتظری بود که حسابش را رسیدند و یکی از اینان حتی انگشت کوچک خودش را به حمایت از او بلند نکرد .

 مسئله این است که اکنون در مقابل آن جنایات چه موضعی باید گرفت ؟ از طرفی باید د رنظر داشت که در مقطع فعلی انقلاب سبز ، اصلاح طلبان تنها گروه مخالفی  هستند که هنوز در داخل ایران  موجودیت دارند و میتوانند مردم را به خیابان بکشانند و تا حدی با حکومت چانه بزنند . در نتیجه آنان بخشی از جبهه متحد ضد خامنه ای محسوب میشوند . به نظرم منطقی نیست که در این زمان به جای توجه به مبارزه اصلی  به سابقه آنان بپردازیم . در لحظه فعلی جنبش سبز به حمایت اصلاح طلبان نیز احتیاج دارد . بهترین سیاست آن است که با حفظ انتقاد خود به رفتار کریه  آنان در دهه شصت ،و فراموش نکردن آن جنایات ، آنان را نیز بخشی از جنبش سبز به حساب آورد . دوستانی که با فراموش کردن  اهمیت مبارزه فعلی به فکر انتقام گیری از جنایات دهه شصت هستند اشتباه بزرگی میکنند . اکنون موقع تصفیه حساب نیست . زمان جواب دادن به آن جنایات نیز فرا خواهد رسید اما نه حالا.  این امر باید پس از سرنگونی جمهوری اسلامی و در یک محیط دموکراتیک و در دادگاههای صالح انجام شود نه در حال حاضر که  همه در گیر مبارزه ای حیاتی برای نجات ملت ایران هستیم .

آینده جنبش سبز در گرو دو چیز : رهبری قاطع و شعار روشن

ژوئن 17, 2011

مدتهاست که جنبش سبز از شعار رای من کو گذشته . باید در نظر داشت که جنبش سبز یک جبهه متحد از انواع نیروهای مخالف رژیم است که از نیروهای اصلاح طلب تا نیروهای سکولا ر را شامل میشود . نیروهای اصلاح طلب این جنبش با فعالیت در درون جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن مشکلی ندارند و اصولا ساختار شکن و خواهان سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی نیستند . اما بر اکثریت ملت ایران دوسال پس از سرکوبها ، زندانها و شکنجه ها روشن شده است که این رژیم توان اداره ایران را ندارد و ما را به قهقرا میبرد . پول نفت را هدر داده است و سی سال از عمر فرزندان این مرزو بوم را بر باد داده است . در همسایگی ما کشور ترکیه با یک دموکراسی افتان و خیزان به جایی رسیده که میگویند اقتصاد آن ظرف ده سال آینده یکی از اقتصادهای اساسی دنیا خواهد شد و اما ما از قبل این جمهوری اسلامی به جایی رسیده ایم که اقتصادمان به کلی متلاشی شده و برای تامین همه نیازهایمان وابسته به چین و سایر کشورهای صادر کننده هستیم .

 به نظر من بدون یک شعار روشن جنبش سبز نخواهد توانست مردم ایران را حول خواستهای خود گرد آورد . در حالی که شاهدیم در همسایگی ما اعراب یکی پس از دیگری با شعارهای روشن که خواستار سرنگونی دیکتاتوریهایشان است به آزادی میرسند ، در حالی که تجربه انقلاب 57 را پشت سر داریم که یک شعار روشن و مشخص که سرنگونی رژیم شاه بود توانست توده های عظیم مردم را متحد کرده وبه خیابانها بکشاند و به دادن قربانیهای بیشمار در راه این شعار تشویق کند اما جنبش سبز نتوانسته یک شعار واحد و یک رهبری قاطع به مردم ایران عرضه کند  تا آنان دلیلی برای آمدن به خیابان داشته باشند .

 از دوسال پیش تا کنون ماهیت جنبش عوض شده است . اکنون جنبش سبز پس از دادن این همه کشته و زندانی و شکنجه شده به کمتر از سرنگونی این جمهوری ظلم و جور راضی نخواهد بود و هر شعاری کمتر از آن مردم را به خیابان نخواهد کشید . برای چه به خیابان بیایند ؟ برای اینکه حد اکثر دوباره آدمی مثل خاتمی به قدرت برسد و هشت سال فرصت سوزی کند؟ مردم دوبار از یک سوراخ گزیده نمیشوند و خود را گول زده ایم اگر تصور میکنیم با شعار درخواست بخشش از خامنه ای خواهیم توانست مردم را به خیابان بکشانیم .

 مشکل اساسی جنبش سبز دو چیز است . عدم مطلق یک رهبری مشخص و قاطع و دوم عدم وجود یک شعار واضح و مشخص . به نظر من این شعار باید سرنگونی جمهوری اسلامی و بلافاصله یک رفراندوم سراسری تحت نظارت سازمانهای بین المللی برای تعیین رژیم آینده ایران باشد . با بلوغ سیاسی مردم ایران بلا تردید یک جمهوری دموکراتیک و مردمی نتیجه این رفراندوم خواهد بو د. همچنین نباید سرخود را شیره بمالیم که هر ایرانی یک رهبر است . همه جنبشهای مبارز مردمی مانند یک ارتش برای مبارزه محتاج یک مرکز رهبری هستند . مثل هر ارگانیسمی در طبیعت ، بدنه جنبش به یک مغز احتیاج دارد . باید قبول کنیم که ما در این زمینه بسیار ناتوان بوده ایم . حد اکثر آنجه توانسته ایم به مردم عرضه کنیم یک شورای هماهنگی راه سبز است که نه اعضا آن مشخص هستند ، نه شعار مشخصی دار د و نه برنامه منسجمی برای مبارزه عرضه کرده است و بی تردید دوام زیادی نیز نخواهد آورد .

 باید همه گروههای اپوزیسیون ایرانی در یک شورای رهبری متحد در خارج کشور گرد هم آیند و نمایندگانی نیز از گروههای اصلاح طلب داخل در این شورای رهبری واحد شرکت داشته باشند . هدف آینده ایران است ،نه تفوق این یا آن گروه . باید گروهها به توافق برسند و این شورای رهبری را تشکیل دهند . یک شورای رهبری خارج از ایران که از دست اندازی دولت جمهوری اسلامی به دور است خواهد توانست به راحتی و با استفاده از وسایل ارتباطی مدرن با مردم در داخل ایران ارتباط برقرار کرده و انقلاب را به سامان برساند . ما از سال 57 بسیار پیشتر رفته ایم . اگر در آن زمان خمینی در خارج ایران با استفاده از رادیوی بی بی سی و نوارهای کاست توانست انقلاب را به نتیجه برساند ما هم با استفاده از ماهواره و رادیو و اینترنت خیلی راحتتر خواهیم توانست جمهوری اسلامی را سرنگون سازیم به این شرط که شعار روشن و رهبری قاطع داشته باشیم .

«دوراندیش»

حمایت جمهوری اسلامی از قتل عام مردم بیگناه سوریه به رهبری بشار اسد

آوریل 26, 2011

از سوریه خبر میرسد که تمام وسایل ارتباط جمعی قطع شده است . تلفنهای موبایل ، اینترنت ، حتی بعضی خطوط تلفنی زمینی قطع شده اند . ارتش مشغول قتل عام مردم در شهرهای مختلف است . بشار اسد پسر حافظ اسد نشان داد کم از پدرش ندارد . حافظ اسد در سال 1982 بیش از بیست هزار نفر از مخالفان خود را در عرض چند هفته قتل عام کرد . اکنون بشار دست به کشتاری مشابه زده است . حکومت ایران نیز از او حمایت میکند و چه بسا که تجارب دوسال اخیر را در اختیار او قرار میدهند .

«دوراندیش»

خامنه ای و احمدی نژاد

آوریل 26, 2011

شعری از حافظ برای خامنه ای که اخیرا در متون قدیم کشف شده است

آوریل 26, 2011

هاله گم گشته بر گردد جماران غم مخور
چند صباحی بگذرد این حال لرزان غم مخور

دور گردون گر دو روزی بر مراد تو نگشت
در عوض باشند بقربانت مریدان غم مخور

ای خ رِ غمدیده آرام, از چه گشتی ناامید
کین اَ نِ گندیده چسبیده است به تنبان غم مخور

از خراسان گر به عشق مَهدی آمد لشکری
میشود سر لشکرش مرد ارادن غم مخور

چون تو را جغد است سمبل, پس زتاریکی نترس
حکم دین بوده است نابودی ایران غم مخور

در خیابان گر به شوق کعبه آدم می کشی
سرزنش ها گر کنند از جور رادان غم مخور

گر چه عمامه پر از خون است و اوضاع خیلی خیط
میشود پرواز کرد آن سوی لبنان غم مخور

گر بهار دیگری هم تو بمانی بر قرار
عاقبت جایت بود صحرای سودان غم مخور

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید برای شرکت در تظاهرات سراسری روز کارگر

آوریل 25, 2011
بسم الله الرّحمن الرّحیمامسال در حالی به استقبال بزرگداشت روز کارگر می رویم که دو نماد پایداری جنبش سبز مردم ایران به همراه همسران همدل و همراهشان در حصر و حبس قرار دارند. دو سال پیش در چنین روزهایی، عزم امواج میلیونی شهروندان، می رفت تا سرنوشت کشور را از دست ناکارآمدانی که جز به بقای خود در قدرت به هر قیمت ممکن نمی اندیشند و استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به اهداف خود مباح می دانند، بگیرد و صالحانی توانمند بر جای آنان بنشاند. آن روزها که اقتدارگرایان فریبکار بر طبل های میان تهی تبلیغاتی خود می کوبیدند و با وعده های پوچ و دست نایافتنی که به مردمان می دادند رأی می خریدند، کروبی و موسوی از دغل کاری فرصت طلبانه دولتیان پرده برداشتند و ناکارآمدی آن را عیان کردند و جوانان هوشمند و هوشیار سبز این مرز و بوم، نشان «دروغ ممنوع» را در کوی و برزن برافراشتند تا مبادا دروغ گویان بار دیگر بر سرنوشت مردمان رنج کشیده این دیار حاکم شوند. از جمله نگرانی‌هایی که دو سال پیش از این مردم را به تجدید نظر در کناره‌ گیری از سیاست کشانید خطرات بلندمدتی بود که معیشت محروم‌ترین اقشار جامعه را تهدید می‌کرد. اما به زودی معلوم شد که بدون بازسازی خلل‌های ایجاد شده در نظام سیاسی کشور سخن گفتن از بازسازی اقتصادی ممکن نیست، همچنان‌که بدون بازسازی اخلاقی جامعه، بدون به کرسی نشاندن شعار و شعور دروغ ممنوع، بدون نهادینه کردن رعایت امانت، بدون پایبندی به عهدهای انسانی و ایمانی و میثاق‌های ملی، بدون رو کردن به چهره رحمانی اسلام، بدون به رسمیت شناختن حقوق متفاوت انسان‌ها و …ممکن نیست و چنین شد که اکثریت ایرانیانی که از فریبکاری دولتیان خسته شده بودند، ندای آنان را شنیدند و با حضور در پای صندوق های رأی، به دولت دروغ «نه» گفتند. افسوس که اقتدارگران، رأی آنان را همچون سرمایه های دیگرشان دزدید وخس و خاشاکشان نامید، به گمان این که می توان با تکیه بر زر و زور و تزویر، کشور را اداره کرد. (more…)

آیا مهاجرانی و فرخ نگهدار خائنند یا نا آگاه

مارس 27, 2011

مهاجرانی در لند ن لم داده و ادعا میکند که آقای خامنه ای مو لای درزش نمیرود و یک ذره فساد اقتصادی ندارد . همه میدانیم که اینطور نیست و دولت خامنه ای از زیر تا به بالا مطلقا فاسد است و در آمدهای نفتی مملکت را چپاول کرده و بر باد داده است . فرخ نگهدار میگوید فقط باید در چهارچوب قانون اساسی کار کرد و حتی زیر سایه ولی فقیه میشود  دموکراسی داشت حال آنکه همه میدانیم در این قانون اساسی و با وجود ولی فقیه که یک دیکتاتور تمام عیار است نمیشود سخن از دموکراسی گفت . حالا سوال اینست : آیا مهاجرانی و فرخ نگهدار خائنند یا فقط نا آگاه . آیا پس از سقوط ناگزیر جمهوری اسلامی ، فردا در کتابهای تاریخ در باره این دو موجود چه خواهند نوشت ؟

«دوراندیش»

برای پیروزی انقلاب باید ارتش و سپاه به مردم بپیوندند ، مصر ، یمن ، تونس ، لیبی ، رومانی ، ایران

مارس 21, 2011

تجربه همه انقلابهای موفق جهان ثابت کرده است که در مرحله  ای از انقلاب ، پس از کشتار های اولیه و سپس نا امیدی از سرکوب مردم ، به تدریج نیروهای سرکوب از هم میپاشند و گروههای بزرگی از آنان به مردم میپوندند . اینجاست که انقلاب پیروز میشود . همه انقلابهای بزرگ و موفق جهان این روند را طی میکنند . در انقلاب روسیه در سال 1917 ارتش از هم پاشید وبه مردم پیوست . در انقلاب سال 57 ، ارتش شاه به تدریج از هم پاشید و سرانجام وقتی همافرها قیام کردند ارتش به مردم پیوست و انقلاب پیروز شد . در رومانی پس از قیام اولیه مردم در تیمی شوارا و کشتار گسترده سرانجام این ارتش بود که به مردم پیوست و چائوشسکو را دستگیر و اعدام کرد . در چند ماه اخیر در تونس ، مصر و لیبی شاهد بوده ایم که ارتش به مردم پیوسته و باعث پیروزی انقلابهای آنان شده است . در همین ساعاتی که من این را مینویسم در یمن پس از کشتارهای گسترده ارتش یمن به تدریج از هم میپاشد و در همین ساعت واحدهایی از ارتش به مردم پیوسته اند و این به معنای پایان حکومت علی عبدالله صالح است .

و اما در ایران . نیروهای شعبان بی مخ بسیج که میلیشیای سرکوب رژیم هستند بدون پیوستن به مردم به زودی از هم خواهند پاشید چون نیرویی نیستند . اما پیروزی قطعی انقلاب زمانی به دست می آید که بخشهایی از ارتش و به خصوص سپاه که هم اکنون نیز دل خوشی از این دولت ندارند بهانه ای به دست آورند وبه مردم بپیوندند . نیروهای اپوزیسیون در ایران باید یک بخش تلاش و نیروی خود را صرف نفوذ و تبلیغ در ارتش و سپاه کنند و آنان را آماده پیوستن به انقلاب سبز نمایند .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

کشف حجاب در مقابل احمدی نژاد و سیاست دراز مدت وی و معاونش مشایی

مارس 15, 2011

با دیدن خبرنگار بدون حجاب تلوزیون دولتی اسپانیا در دفتر احمدی نژاد ، آیا دوستان هنوز در استراتژی سیاسی او و معاونش مشایی تردید دارند ؟ من که دیگر تردیدی ندارم . البته این را سال پیش نیز در مقاله دیگری متذکر شده بودم . احمدی نژاد تلاش دارد  همان نقش رضا شاه را پس از انقلاب مشروطه ایفا کند . البته شرایط تاریخی با آن زمان فرق میکند و افراد و بازیکنان متفاوتند ولی سناریو کمابیش همان است . انقلاب مشروطه سالها طول کشید ، مردم از بی برنامگی و آشفتگی مملکت به جان آمدند و آن گاه که رضا خان قزاق خود را جلو انداخت و پرچمدار مدرنیته شد ، خیلیها حتی در سطوح بالای اداره مملکت ، حتی از خاندان قاجار ، از به حکومت رسیدن وی جانبداری کردند .

آیا متوجه شده اید در یک سال اخیر احمدی نژاد و جناح نظامی پشت سر وی چگونه ماهرانه توانسته اند از مقابل آتش خشم مردم جا خالی دهند به صورتی که اکنون این خامنه ای است که آماج نفرت مردم ا ست و کسی در مورد احمدی نژاد سخنی نمیگوید ؟ آیا توجه کرده اید که احمدی نژاد در دوسال اخیر در برابر همه شلوغیهای اخیر چقدر ساکت بوده است و هرگز سخنی نگفته ؟ بر خلاف خامنه ای و اطرافیانش که خود را ابلهانه جلو انداخته اند و با ملت مستقیما در گیر شده اند ؟

آیا متوجه شده اید که مشایی دائم دم از ایران و پرچم ایران و مکتب ایرانی میزند ؟ کوروش را به روی صحنه می آورند و پرچم را میبوسند و امسال تصمیم دارند جشن نوروز را در تخت جمشید برگزار کنند (نمیدانم خامنه ای چگونه میتواند در مقابل این آدم تا این حد کوتاه بیاید که اجازه چنین » کار خلاف شرع و اسلامی» را بدهد )؟

متوجه استراتژی دراز مدت احمد ی نژاد و مشایی و دارودسته سپاهی پشت سر او شدید؟ خیلی ماهرانه خامنه ای را کشیدند جلو صحنه و آماج همه حملات و نفرت مردم کردند . البته خامنه ای نیز سفیه بود که اجازه داد با او چنین بازیی کنند . خود را کنار کشیدند و یک کلمه در مورد تظاهرات و سرکوبها و زندانها و مخالفان صحبت نمیکنند انگار نه انگار که دولت اصلا نقشی در سرکوبها دارد . برنامه «ایران در مقابل اسلام» را نیز دارند تدارک میبینند. اخیرا نیز اعلام شده است که دوباره دارند هیئتی را به آمریکا میفرستند تا مذاکرات مخفیانه ای با آمریکاییان داشته باشند .

فردا، زمانی که خامنه ای کاملا قدرت و مشروعیت خود را ، حتی در حوزه ،از دست داد ، منتظر باشید که یک روز همین آقایان با کت و شلوار و کراوات و ریش تراشیده بیرون بیایند و اعلام کنند از امروز خانمها آزادند اگر میخواهند حجاب نداشته باشند و روابط دختر و پسر نیز آزاد است و کسی با امور شخصی و داخلی مردم کاری نخواهد داشت و گشتهای بسیج هم از سطح خیابانها برداشته خواهد شد و اقتصاد هم کاملا آزاد و مردم بروند به کسب و کار و پول در آوردن مشغول شوند و ما هم مزاحمشان نخواهیم شد . فکر میکنید چه میشود ؟ مگر اکثریت ملت به جان آمده ما در این لحظه بیش از این میخواهند ؟

نمونه تاریخی میخواهید ، رهبران چین پس از فوت مائو . درعرض چند سال از این رو به آن رو شدند . کسانی که همیشه با لباس فرم مائو و یک کتاب سرخ مائو در دست در صحنه حاضر میشدند و از مائو نیز انقلابیتر بودند، یک شبه کت و شلوار و کراوات آرمانی پوشیدند ، کتابهای سرخ مائو را دور انداختند ، از دخالت در زندگی خصوصی مردم دست کشیدند و دست مردم را برای تجارت و  اقتصاد آزاد باز گذاشتند و به همین دلیل نیز هنوز در راس قدرتند حال آن که اگر میخواستند به سیاست مائو ادامه دهند یقین امروز اثری از حزب کمونیست چین باقی نمانده بود .

احمدی نژاد و بیش از او مشایی ، مغز متفکر این گروه ، این استراتژی درازمدت را اتخاذ کرده اند و اگر شرایط مطابق میلشان پیش رود خواهند توانست یک حکومت نظامی شبه رضاشاهی مدرن در ایران برپادارند .

«دوراندیش»

مردم ، شب چهارشنبه سوری از خود دفاع کنید. پیشاهنگ انقلاب ، پس از چهارشنبه سوری تظاهرات را روزانه کنید.

مارس 12, 2011

مردم تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران . در شب چهارشنبه سوری شما در محلات خود هستید و توسط مردم خودی و همسایه ها حمایت میشود . اینجا دیگر خیابان انقلاب و میدان آزادی نیست. مزدوران خامنه ای جرئت حمله به شما در زمین خودتان را ندارند . از مقابلشان فرار نکنید . جوانان هر محله ، هسته های مقاومت مردمی و  دفاع از خود تشکیل دهید و در شب چهارشنبه سوری نگذارید کنترل محله شما را به دست گیرند . در مقابل تلاش آنان برای دستگیری دوستانتان از خود دفاع کنید و این مزدوران را عقب برانید . شما میتوانید . شما در کوی و محله خود هستید و توسط همسایگان و هم محله ای های خود حمایت میشوید .

تظاهرات را بعد از شب چهارشنبه سوری ادامه دهید . سعی کنید تظاهرات را هر روزه کنید . از انقلاب 57 خودمان و از انقلابهای معاصر عرب بیاموزید . تظاهرات روزمره فرسایشی سرانجام هر حکومت دیکتاتوریی را از کار خواهد انداخت . لازم نیست تظاهرات بزرگ باشد . همین که پیشاهنگ انقلاب هر روز در یک نقطه شهر حرکتی کند و باعث شود که حاکمیت نیروهایش را مدام در حالت آماده باش نگهدارد باعث فرسودگی دشمن در میدان جنگ خواهد شد .  این یک «جنگ» است. جنگی آزادیبخش با یک حکومت خونخوار بیگانه که میهن ما را اشغال کرده و در آن باید از تمام تاکتیکتهای یک جنگ دفاعی شهری استفاده شود .

پیشاهنگ انقلاب، روی سخنم با شماست : در این لحظه از تاریخ ایران مردم ایران به شما نیاز دارند . شما موتور محرکه انقلاب هستید و در صورتی که به مقاومت خود ادامه دهید سرانجام توده های وسیعتری از مردم پا به میدان خواهند گذاشت . خسته نشوید و امیدوار بمانید . ایمان داشته باشید  دشمن اشغالگر سرانجام سرنگون خواهد شد .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

اخراج رفسنجانی از مجلس خبرگان پروسه «شعبانیزه» شدن حکومت را تسریع میکند

مارس 8, 2011

من پروسه ای را که اکنون در جمهوری اسلامی در جریان است و سرعت هم گرفته پروسه «شعبان بی مخیزه» شدن حکومت مینامم . این حکومتی است که سخت به خود زنی و خود خوری افتاده و دستپاچه از حرکت مردم ایران مشغول کندن و دور انداختن آخرین قطعات «مغز اندیشنده» خود است . تقریبا تمامی نیروهایی که زمانی عضو «اتاق فکر» یا اندیشه های حکومتگر پس پرده این حکومت بودند یکی بعد از دیگری از میدان خارج میشوند . موسوی و کروبی در بند هستند ، هاشمی هم که با اردنگی از مجلس خبرگان بیرون انداخته شد . هاشمی هرچه باشد همه اذعان داریم که از مغزهای سیاستمدارجمهوری اسلامی بود که با تدبیر و تزویر خود خیلی کارهارا از پیش برد . بدون وجود او  امکان نداشت خمینی لجباز در روزهای آخر جنگ جام زهر را سر بکشد ، یا کلی آخوند مجتهد، ولایت فقیه یک جوجه حجت الاسلام جوان به نام خامنه ای را قبول کنند . اکنون او را نیز از دایره حکومت بیرون انداخته اند و دیگر نمیتوانند از سیاست و تجربه و ذکاوت او برای نظام امور خود استفاده کنند . هر کس که اندک عقلی داشت از این حکومت به بیرون پرتاب شده است . خاتمی خیرخواه رژیم را نیز دیگر تاب ندارند . به جای این گروه ، یک مشت ساندیسخور و «شعبان بی مخ» به تمام معنی به تدریج تمام سکانهای حکومت را به دست میگیرند . انسانهایی که فکر میکنند فقط با زور و فحاشی و کتک و شکنجه میتوان بر یک کشور حکومت کرد . مصباح یزدیها و احمدی نژادها و طائب ها. حاکمیت تام و تمام یک گروه مزدور «بی مخ » در ارگانهای سیاسی و قضایی و نظامی این حکومت یک خبر خوش برای اپوزیسیون ایران است . سرنگونی حکومتی که از سر تا ته آن را این جور آدمها تشکیل میدهند ، که از تفکر و چاره جویی عاجزند، که از سیاست و دانش بی بهر ه اند ، بسی آسانتر از سرنگونی حکومتی است که در راس آن آدمهایی چون رفسنجانی و خاتمی جای داشتند . سقوط هاشمی را به همه دوستان اپوزیسیون تبریک میگویم و امیدوارم هرچه زودترپروسه «شعبان بی مخیزه» شدن حکومت به فرجام نهایی خود برسد .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

سخنان اخیر مهاجرانی : اصلاح طلبان از خیزش انقلاب سبز به هراس افتاده اند

مارس 6, 2011

سخنان خیانت بار اخیر مهاجرانی که سرانجام چهره واقعی او را بر مردم ایران آشکار کرد یک امر را آشکارا نشان میدهد . اصلاح طلبانی از قماش خاتمی و مهاجرانی از خیزش انقلاب سبز به هراس افتاده اند . تا وقتی که میتوانستند این خیزش ملیونی را در حیطه «رای من کجاست » محدود کنند و مردم را به زور به خانه ها بازگردانند و با پشتیبانی نیروی مردمی با حکومت چانه بزنند تا سهمی از جمهوری اسلامی به آنان نیز برسد ، جنبش را قبول داشتند اما اکنون که جنبش سبز به تدریج تبدیل به انقلاب سبز میشود و خواهان سرنگونی کل نظام است اصلاح طلبان به هراس افتاده اند . ببر از قفس بیرون آمده و دیگر از ضربات شلاق آنان اطاعت نمیکند بلکه اراده خود را به منصه ظهور میرساند . جنبش سبز در حال بیرون آمدن از زیر چادر اصلاح طلبان است،  رادیکالتر میشود  و به زودی تبدیل به یک انقلاب راستین خواهد شد : انقلاب سبز.  در روزها و ماههای آینده به تدریج که انقلاب گسترده تر میشود باید منتظر برافتادن نقاب از چهره سایر اصلاح طلبان نیز باشیم . وقتی مطمئن شوند که دیگر سکاندار این کشتی  نیستند همه یک یک مانند مهاجرانی به صف جمهوری اسلامی خواهند پیوست یا حداقل اینکه کنار خواهند کشید . آیا از خاتمی که در ختم جلاد جمهوری اسلامی لاجوردی حاضر شده بود انتظار دارید تا پایان با  انقلاب سبز بماند؟؟؟

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار ، سقوط خاندان هاشمی

مارس 4, 2011

پسر هاشمی هم از ریاست مترو استعفا داد . آقای هاشمی ، آنوقت که جیک جیک مستانت بود ، یاد زمستانت نبود؟ آقای هاشمی ، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد . همه دیکتاتورها دیر یا زود سقوط میکنند .آنگاه که دستور کشتار مخالفان حکومت در خارج از ایران را صادر میکردی ، هزاران نفر را در زندان اوین تیرباران میکردی ، جنگ با عراق را بیهوده هشت سال طول میدادی ، به فکر این روزها بودی ؟ آن موقع که ملیاردها دلار از ثروت مملکت را خودت و بچه هایت به جیب میزدند هیچ فکر میکردی روزی به آخر خط خواهی رسید طوری که  دخترت را در یک امامزاده فاحشه بنامند و فیلمش را روی اینترنت بگذارند ، جلوی در کاخت شعار مرگ بر هاشمی سر دهند و رقیب برایت در ریاست مجلس خبرگان بتراشند ؟ حالا بردار دستمال را و دائم از ذکاوت و بصیرت رهبر تعریف کن و بر فتنه بتاز . آب رفته به جوی باز نمیگردد . بر تو نیز همان رفت که دیر یا زود بر خامنه ای و احمدی نژاد خواهد رفت ، که بر مبارک و بن علی و شاه و قذافی و چائوشسکو رفت .

«پیروزی ملت ایران بر دیکتاتورها نزدیک است »

«دوراندیش»

خارج نشینان ،زمان بستن چمدانها فرا رسیده است!

مارس 1, 2011

دوستان خارج نشین ، انقلاب 57 را یادتان هست ؟ از چند ماه پیش از پیروزی انقلاب به تدریج تبعیدیان سیاسی راه ایران را در پیش گرفتند و به هروسیله شده و از طریق هر مرزی که میتوانستند خود را به ایران رساندند . همین تبعیدیان سابق در پیروزی انقلاب نقش عمده ای داشتند .

دوستان ، انقلاب سبز اوج میگیرد و به تک تک نیروهای خود در میدان نبرد با اهریمن سیاه جمهوری اسلامی احتیاج دارد.  چمدانها را ببندید و آماده بگذارید که  بهار آزادی آرام از راه میرسد. دوران مهاجرت و تبعید به پایان رسیده و باید کم کم آهنگ بازگشت کردکه جوانان مبارز ایران به یاری همدلان و همرزمان خود در خارج نیاز دارند  .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

اصلاح طلبان در بن بست اما گامی به پیش برای همه مبارزان

فوریه 28, 2011

با دستگیری موسوی و کروبی در ایران به نظر میرسد که حرکت اصلاح طلبی سرانجام پس از سالها تلاش به بن بست کامل رسیده . بطلان آمال و آرزوها و ادعاهای خاتمی ، نماینده واقعی اصلاح طلبان، با این دستگیری بی هیچ تردیدی ثابت شده  است . این حکومت اراذل و اوباش نشان داده است که متاسفانه از داخل اصلاح بشو نیست و برای آن راهی جز سقوط ، همانند حکومتهای مصر و تونس و لیبی باقی نمانده است.به نظر من نیروهای رادیکالتر جبهه متحد سبز که از ابتدا نیز میدانستند این حکومت اصلاح پذیر نیست نباید نگران پایان یافتن حرکت اصلاحی باشند . حرکت اصلاح طلبان پایان نیافته بلکه با دستگیری رهبران اصلی ، آنان نیز اکنون به صف سایر مردم ایران پیوسته اند که از مدتها پیش ماهیت واقعی این حکومت را با گوشت و پوست خود دریافته بودند . اصلاح طلبان با سرسختی تمام از قبول این حقیقت سرباز میزدند اما اکنون با دستگیری و زندانی کردن بخش عمده ای از آنان و به خصوص با به زندان افتادن موسوی و کروبی (خود را گول نزنیم حصر خانه با به زندان افتادن هیچ تفاوتی ندارد!) آنان نیز در می یابند که با این حکومت باید رادیکالتر بود و حد اقل اینکه سخنان افرادی چون خاتمی از میان آنان که هنوز ا زمردم میخواهند به خانه های خود بازگردند دیگر تاثیری نخواهد داشت . به امید پیروزی هرچه سریعتر ملت ایران در سرنگونی این حکومت جهل و ظلم و جور.

«دوراندیش»

بالاترین و بی بی سی ، یک مقایسه تاریخی

فوریه 26, 2011

میگویند یکی از مهمترین اصول برای پیروزی در نبرد این است » دشمنت را بشناس» . من هم به پیروی از این اصل داشتم یک تعداد از سایتهای کم خواننده و بی رونق ساندیس خورها را به زور مرور میکردم . دیدم بلا استثنا همه بالاترین را میخوانند و در مورد آن نظر میدهند . حقیقتا بالاترین  اکنون همان نقش بی بی سی در انقلاب 57 را به عهده گرفته که حتی در دور افتاده ترین روستاهای کشور آن روزها همه به آن گوش میدادند . اطرافیان خمینی در خاطراتشان نقل میکنند که حتی خود خمینی هم مرتب به بی بی سی گوش میداد . میگویند آخر عمرش پیرمرد موقع ورزش روزانه که دکترها به او توصیه کرده بودند ،دور حیاط خانه راه میرفت و رادیوی موج کوتاه به گوشش بودو  اخبار بی بی سی را گوش میکرد چون به رادیوی دولتی خودش اطمینان نداشت .

شنیدیم اخیرا مشاور موسوی هم گفت آقای موسوی در جریان همه امور هست و  بالاترین را مرتب میخواند .در این شکی ندارم که   نه تنها اعضای جنبش سبز ، بلکه دشمنان آن و وابستگان دولت هم همه اخبار خود را از بالاترین میگیرند و به آن بیشتر از سایتهای خودشان اطمینان دارند . میبینیم که کیهان مرتبا از بالاترین نقل میکند . سایتهای خودشان هم پر است از اشاره به بالاترین . من مطمئن هستم حتی در بیت خامنه ای هم سایت بالاترین مرتب مرور میشود و هرچه دوستان در آن مینویسند روی سیاستهای این آقایان تاثیر میگذارد . در یک کلام ، بالاترین اکنون به صورت  خبرگزاری اصلی انقلاب سبز در آمده است. دستتان درد نکند بچه ها و اعضای بالاترین .

«دوراندیش»


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: