Posts Tagged ‘دموکراسی’

چه حالی دارد تماشای سقوط دیکتاتورها

مارس 20, 2011

چه لذتی دارد دیدن سرنگونی دیکتاتورها . خاورمیانه وارد 1848 خود شده است و دیکتاتورها مثل مهر ه های دومینو یکی پس از دیگری سرنگون میشوند .پنجاه سال منتظر این لحظه بودیم . پنجاه سال مبارزه کردیم ، نا امید شدیم ، به مبارزه خود شک کردیم ، ولی سرانجام آن لحظه تاریخی از راه رسید . بن علی رفت . مبارک و خانواده فاسدش دمشان را گذاشتند روی کولشان و دررفتند . قذافی دیوانه که تصمیم گرفته است تا وقتی که مثل سگ کشته شود در لیبی بماند در حال کشیدن نفسهای آخر است . علی عبدالله صالح در یمن پس از سی سال و پس ازاین کشتارهای آخر به پایان خط نزدیک میشود .

ملت ایران لذت فرار شاه ترسو،خائن و دزد را چشید . دیر نیست که سقوط خامنه ای جلاد را نیز شاهد باشیم . آنگاه جشن ما کامل خواهد شد و همراه با سایر ملتهای خاورمیانه طلوع عصر جدید دموکراسی را شاهد خواهیم بود . چقدر گفتند ملتهای خاورمیانه لایق دموکراسی نیستند . چقدر همین اسرائیلیهای فلسطینی کش قمپز در میکردند که ما تنها دموکراسی خاورمیانه هستیم . تمام شد . مقدم دموکراسی در خاورمیانه را گرامی داریم .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

Advertisements

هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد ، آیا آماده شهادت در راه آزادی شده ای یا نه؟ اگر نه بنشین توی خانه و دم نزن .

فوریه 4, 2011

صحبتی خصوصی با خودم و دوستان نزدیکم  که تصمیم گرفتم اینجا با دوستان اینترنتی خود و با هم میهنان عزیزم  نیز در میان بگذارم :

انقلاب بدون هزینه نمیشود . وقتی پاتو از خونه میذاری بیرون برای تظاهرات باید قبلا وصیتنامه تو نوشته باشی و کفنت رو پوشیده باشی و شهادتین رو هم گفته باشی . نمیشه انتظار داشته باشی هم تو تظاهرات شرکت کنی و هم بدون هیچ ریسک و خطر و بدون اینکه خونی از بینی کسی و خودت بریزه برگردی خونه . آیا به اینجا رسیدی که همه خطرات را به جان خریده باشی و برای اقدام آماده شده باشی؟ به قول تروتسکی از رهبران انقلاب اکتبر : «انقلابی به پیروزی میرسد که مرد م در آن برای کشته شدن آماده شده باشند ، نه انقلابی که مردم فقط برای کشتن طرف مقابل آمادگی داشته باشند «. ضرب المثل در این مورد زیاد داریم مثلا اینکه میگوید «شتر سواری دولا دولا نمیشود» ، باید خود را وقف  انقلاب کنی . «خربزه که میخوری پای لرزش هم مینشینی» ، وقتی خود را برای انقلاب و سرنگونی حکومت جور و ظلم آماده  میکنی باید آماده همه هزینه های این کار بزرگ هم باشی . «هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد «، آیا واقعا طاووس آزادی و دموکراسی برای میهن خود ایران را آنقدر میخواهی که در راه آن آماده شهادتها و رنج و شکنجه هندوستان باشی؟ آیا آماده آن هستی که برای بهروزی نسلهای آینده ایرانی و برای آنکه آنها در یک دنیای بهتر زندگی کنند و از نعمت آزادی ،که تو همیشه از آن محروم بودی بهره ببرند  ،خود را ، زندگی خود را ، سلامت خود را، دارایی خود را ، خانواده خود را، آینده خودرا  قربانی کنی یا نه؟ اگر نیستی بتمرگ توی خانه و با همین بوزینه و رهبرش و فرمانده سپاهش و بسیجیان چاقوکشش بساز و خفه شوو از آزادی و دموکراسی دم نزن .

«دوراندیش»

اول تونس ، بعد مصر ، اکنون یمن ، رهبران سبز چرا ساکت نشسته اید ؟

ژانویه 27, 2011

آتش دموکراسی و آزادی در خاورمیانه گسترش می یابد . خیزشی که با تونس شروع شده بود اکنون به مصر و سپس یمن گسترده شده است . حکومت خونخوار جمهوری اسلامی با وحشت به گسترش این آتش مینگرد . جنبش سبز توان و پتانسیل سرنگونی این حکومت را دارد فقط باید رهبران جنبش  در این لحظه حساس وارد میدان شوند و ساکت ننشینند . سکوت این رهبران در این چند هفته اخیر واقعا توجیه پذیر نیست . مرد م آماده اند ، چرا رهبران چیزی نمیگویند؟ باور کنید لحظه ای بهتر از این برای گسترش جنبش پیدا نخواهید کرد .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

زهرا رهنورد رهبر جنبش سبز؟ آیا ملت ایران آماده پذیرش رهبری یک زن د رمبارزه برای دموکراسی میباشد؟ (دوراندیش)

اکتبر 28, 2010

در تاریخ اخیر جهان کم نبوده اند زنانی که نماد مبارزه آزادیخواهی ملت خود شده و آنرا تا پیروزی نهایی رهبری کرده اند . در فیلیپین کورازان آکینو پس از قتل شوهرش به دست نیروهای امنیتی مارکوس در سال 1983 رهبری مبارزه بر علیه دیکتاتوری مارکوس را در دست گرفت و سرانجام آن را به پیروزی رساند . آنگ سان سویی برنده جایزه صلح نوبل در برمه هم اکنون پس از سالها هنوز به مبارزه خود علیه دیکتاتوری نظامی برمه ادامه میدهد و نماد مبارزه مردم برمه علیه یکی از خشنترین دیکتاتوریهای مدرن است .

احساس و برداشت من به خصوص در چند ماه اخیر این است که موسوی خاموش شده و جای خالی او را در سپهر مطبوعاتی و سیاسی همسرش رهنورد گرفته است . این رهنورد است که هر از چندگاه مصاحبه ای آنچنانی و شجاعانه با مطبوعات جهان یا مطبوعات در تبعید ایران انجام میدهد که دولت ایران و امثال کیهانیها را از خشم منفجر میکند . اوست که به دیدار زندانیان سیاسی میرود و موسوی این اواخر حتی او را در این دیدارها همراهی نیز نمیکند . رهنورد است که میگوید جنبش سبز جبهه ای است متحد از همه نیروها حتی سکولارها و همه در آن همراهند . رهنورد است که بیش از موسوی به سرکوبهای  دهه شصت معترف است و معتقدم اگر وابستگیها و دلبستگیهای او به شوهرش نبود حتی بیش از این نیز آن سرکوبها  را محکوم میکرد . رهنورد است که مستقیمتر از موسوی در مورد هدف نهایی جنبش سبز سخن میگوید و آن را حصول دموکراسی و نه بازگشت به عصر طلایی خمینی میداند . رهنورد است که معتقد است مسئله حجاب و پوشش زنان یک امر خصوصی و شخصی است و نباید به زور به آنان تحمیل شود .

به شخصه اینرا که یک زن رهبر جنبش سبز ایران شود بد نمیدانم . در داخل ایران مردم نشان داده اند که رهبری یک زن را میتوانند قبول کنند و حتی گاه زنان در انتخابات بیش از مردان رای می آورند ، ضمنا جنبش زنان ایران با رهبری رهنورد یکپارچه تر و متحدتر وارد مبارزه خواهد شد . در سطح بین المللی نیز رهبری یک زن در جنبش آزادیخواهی ایران اعتبار آن را نزد جهانیان بیشتر خواهد کرد و تصویری را که هنوز متاسفانه بسیاری از افراد در خارج از ایران دارند عوض میکند . بسیاری در خارج ایران فکر میکنند زنان در ایران هنوز یک گروه زیر سلطه اند که با خاموشی و رضایت سلطه مردان را تحمل میکنند و اصولا ایران یک کشور مردسالار عقب مانده است و رهبری یک زن در ایران همچون یک شوک برای اینان خواهد بود تا مارا از اکثر کشورهای خاورمیانه متمایز یابند .

سران جنیش سبز چه بخواهند و چه نخواهند رهنورد هر روز بیشتر از روز پیش گوی سبقت از موسوی میرباید و بیشتر مطرح میشود . امیدوارم همه همراهان و همرزمان جنبش دموکراسی ایران نیز این حقیقت را دریابند و این شیرزن مبارز را در مسیری که در پیش گرفته تنها نگذارند. میدانم که بر بسیاری از مبارزان سخت می آید که نقش مهم رهنورد را بپذیرند. اما گاه تاریخ بازیهایی دارد که با آنچه ما میخواهیم و آرزو داریم فرسنگها فاصله دارد و چه  بسا پیش آمده که  همین کرشمه های تاریخ ،از راهی دیگر، خلاف انتظار روشنفکران ،  ملتی را به هدفی که میخواسته رسانده است .  در مورد نقش نهایی رهنورد نیز این تاریخ است که تصمیم خواهد گرفت اما ما نیز نباید چشم بر حقیقت ببندیم و نقشی را که رهنورد اکنون بر عهده گرفته از نظر دور داریم .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

دوستان سبز هرچه سریعتر به این مقاله فرید زکریا پاسخ داده و اشتباه او را گوشزد کنید (لینکهای ارسال نظر برای زکریا)(دوراندیش)

ژوئن 23, 2010

فرید زکریا روشنفکر سرشناس آمریکایی در محافل سیاسی آمریکا از آن کسانی است که در مسائل خاورمیانه حرف آخر با اوست . او سردبیر معروف نیوزویک یکی از معتبرترین مجلات هفتگی سیاسی آمریکا و همچنین مجری برنامه ای به اسم خود در CNN  است . برای آشنایی با زکریا این لینکها را بخوانید :

http://www.fareedzakaria.com/Home.html

http://www.facebook.com/pages/Fareed-Zakaria/112791451329?v=info&ref=ts

http://www.cnn.com/CNN/Programs/fareed.zakaria.gps/

وقتی زکریا در مورد خاورمیانه صحبت میکند سیاستمداران و طبقه روشنفکر آمریکا واقعا به او گوش میکنند و حرفها و نظریات او در تصمیم گیریهای آنان موثر است . او تا کنون کما بیش از جنبش سبز ایران حمایت کرده . مقالات او در نیوزویک و برنامه هفتگی او در CNN کمک بزرگی به شناخت جنبش سبز در آمریکا بوده است .

زکریا اما در مقاله عجیبی که در تاریخ 20 ژوئن در مجله نیوزویک نوشته است به کلی نظریات سابق خود را زیر پا گذاشته و صحبت از این میکند که خامنه ای و احمدی نژاد در ایران از محبوبیت قابل ملاحظه ای برخوردارند و جنبش سبز قابلیت سرنگونی دولت ایران را ندارد و آمریکا نباید از این جنبش حمایت کند . او حتی از مازیار بهاری نیز نقل قول کرده است که خامنه ای محبوبترین سیاستمدار در داخل ایران است ، که همه میدانیم آشکارا بی پایه و اساس است .  دلیل نوشتن مقاله البته روشن است و به مسائل و درگیریهای داخلی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه بر میگردد. زکریا یک لیبرال حامی اباما است و این مقاله مستقیما بر علیه سناتور مک کین رقیب انتخاباتی اباما نوشته شده . مک کین بارها اعلام کرده که آمریکا باید تا حد حمله نظامی به ایران پیش برود تا به سرنگونی دولت ایران کمک کند . زکریا برای حمایت از رهبر محبوب خود و در بازی سیاسی داخل آمریکا بین حزب دموکرات و جمهوریخواه کم لطفی بزرگی در حق جنبش سبز کرده است . متاسفانه چون او یکی از موثرترین کارشناسان مسائل خاورمیانه در آمریکاست امکان دارد این مقاله تاثیر ناخوشایندی در حمایت دولت آمریکا از مردم ایران در مبارزه شان برای دموکراسی بگذارد. این مقاله را میتوانید  مستقیما در برنامه CNN  او در لینک زیر تماشا کنید :

http://www.cnn.com/video/#/video/politics/2010/06/20/gps.world.mccain.cnn

به جاست دوستان سبز از هر طریق که میدانند و میتوانند  با نامه ها و پیغامهای خود اشتباه  زکریا را گوشزد کنند . شما میتوانید مقاله او در نیوزویک را در این لینک بخوانید و همانجا نظر خود را زیر مقاله ذکر کنید :

http://www.newsweek.com/2010/06/19/mccain-s-mistake.html

همچنین میتوانید به صفحه فیس بوک زکریا در لینک زیر رفته و نظر خود را برای او ارسال دارید :

http://www.facebook.com/pages/Fareed-Zakaria/112791451329?v=wall&ref=ts

دوستان عزیز تا میتوانید هرچه سریعتر و قبل از اینکه این مقاله اثر منفی خود را در محافل سیاسی واشنگتن و جهان  بگذارد نظر خود در مورد جنبش سبز و گستردگی آن در ایران را برای آقای زکریا ارسال دارید .

«دوراندیش «

بیانیه تاریخی مهندس موسوی ، سه شنبه 25 خرداد – بیانیه شماره 18

ژوئن 15, 2010

به نظر هیئت تحریریه این وبلاگ این بیانیه بی هیچ تردید سنگ بنا و آغاز تغییر ی اساسی در ماهیت  جمهوری اسلامی و گذار به دموکراسی در ایران خواهد بود :

بسم الله الرحمن الرحیم
در اولین سال انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری با قامتی سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم. با مطالباتی برای نیل به آزادی، عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی و مطمئن از پیروزی به یاری حضرت حق، چرا که جز احقاق حق ملت چیزی نخواسته ایم.

“فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض”

اما کف  به کناری رود و از بین رود، اما ‏آنچه به مردم سود مى‏رساند در زمین مى‏مانَد.

از دروغ، تخلف و تقلب به کار گرفته شده در انتخابات، سوال “رای من کجاست؟” زاده شد و شما مردم، روشن و بی ابهام به شیوه ای مسالمت آمیز در راهپیمایی تاریخی و بی نظیر ۲۵ خرداد ۱۳۸۸  این سوال را پرقدرت و بلند فریاد زدید و جز کسانی که جهل و خرافه و منفعت پرستی و دروغ چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملی و جهان همه آن را شنیدند و دیدند. ولی پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و کشتن و به حبس کردن و زنجیر به تن برهنه زندانیان زدن و حمله به خوابگاه‌های دانشجویی؟

به یقین فجایع کهریزک و آدم کشی های روزهای ۲۵  و ۳۰  خرداد و عاشورای حسینی از خاطره جمعی ملت پاک نخواهد شد و نباید هم پاک شود که خیانت به خون شهدا و بی گناهان است. ما چگونه می توانیم تیرهای مستقیم به مردم و زیر کردن آنها توسط ماشین پلیس را از یاد ببریم.

خون‌ها و رنج‌ها اما پرده های فریب و ریای تمامیت خواهان را دریدند و فساد نهادینه شده پشت پرده های قدیس نمایی را نمایان کردند و این رویدادهای تلخ و نحوه تعامل دولتیان با مردم به همه اقشار ملت ما از کارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانیون، کارآفرینان، بازاریان، زنان، مردان، جوانان و پیران و همه فعالین جنبش‌های اجتماعی و اقشار مستضعف و میانه نشان داد که ریشه مشکلات آنها در کجاست.

اینکه کشور ما بیشترین اعدام ها را نسبت به جمعیتش در جهان دارد، ناشی از بزهکاری گناهکاران نیست، ناشی از رخت بر بستن عدالت و مدیریت و حکومت خوب در جامعه ماست. و اینکه حتی مصلحت های روزمره و عاجل حکومت باعث نشده است که تمامیت خواهان و دولتیان دست از دروغ و فساد و خرافه و زیر پا نهادن قانون اساسی و سایر قوانین بردارند، نشان از نفوذ عمیق این زشتی ها در لایه های درونی نظام دارد، گویا در این لایه ها ساختی محکم برای دفاع از منافعی شکل گرفته است که از عایدی صدها میلیارد دلار درآمد نفتی و واردات سالانه ۷۰ میلیارد دلار کالا و سلطه بر نهادهای پولی و مالی بدون نظارت های موثر نشات می گیرد.

امروز بیت المال در معرض یغمای یغماگران قدیس مآب است و هنوز ملت علی‌رغم ادعاها و دستورهای شدید از شناسایی و معرفی و محاکمه این مفسدان چیزی ندیده است. کجا رفت آن پرونده بزرگی که در مجلس باز شد و یک شبه در یک معامله پایاپای بسته شد؟

چه کسی جرات دارد پرونده واگذاری های بزرگ را به بهانه اجرای اصل ۴۴ به مراکز قدرت و نفوذ باز کند و پرده از این غارت بزرگ ملی که منجر به ایجاد انحصارهای بزرگ اقتصادی شده است، برکشد؟ چه کسی آن شجاعت را دارد که از فاجعه نبود کمترین نظارت مالی بر دستگاههای نظامی و امنیتی و نهادهای شبه دولتی که سراسر فضای اقتصادی کشور را تحت تاثیر خود قرار داده اند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال می کند که آیا این بود آن نظام اسلامی و عادلانه که در پی آن بودیم. شفافیت در مقابل ملت چه مشکلی ایجاد می کرد که به پنهان‌کاری از ملت پناه بردیم؟ آیا آن اصل طلایی شفافیت حکومت در مقابل ملت را از زبان پیر جماران یادمان رفته است که می‌گفت: “کاری نکنید که نتوانید به مردم توضیح دهید.”

یاران عزیز راه سبز امید

یک سال از پیدایش جنبش بی نظیر سبز گذشته است و در این مدت سبزها مسافت بسیاری را در این مسیر امید طی کرده اند. به برکت دل بریدن از مساعدت دولتیان و روی آوردن به خانه های خود و قبله قراردادن آنها و توسعه شبکه های اجتماعی روابط پایدار قابل اتکایی بین آحاد ملت ایجاد شده است و شبکه های پایدار اجتماعی در حیطه آگاهی های سیاسی -اجتماعی و فرهنگی معجزه کرده اند. کافی است تنها به تولیدات هنری این شبکه و میزان تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحلیل که به صورت کاملا دموکراتیک جریان دارد نگاهی انداخته شود.جنبش سبز موجی از گفتگو درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در حوزه عمومی بین مردم ایجاد کرده که در تاریخ معاصر ما بی‌نظیر بوده است.

امروز بیش از همیشه تاریخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسی ملت را می شناسند و به نقض مکرر حقوق بشر و کرامت انسانی در نظام امنیتی –قضایی کشور آگاهی دارند و می دانند تا چه اندازه تمامیت خواهان در پایمال کردن میثاق مشترک ملی به‌ویژه در زمینه حقوق اساسی مردم پیش رفته اند. و در عین حال علی‌رغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به برکت همین تعامل و گفتگوی جمعی، عقلانیت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه کرده است و از این‌‌رو بدخواهان با تمام تلاش هایی که کردند نتوانستند مردم آسیب دیده و کشته داده و حبس دیده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتوم‌های برقی و چماقداران و قداره کشان بی‌فرهنگ و بد دهان بوده است.

توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمع‌های عمومی رکیک ترین کلمات و جملات را بر زبان می آورند و مردم به جای اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهای پرمعنا به یکدیگر هدیه کرده اند و فیلم ها و عکس های بی شماری از زندگی و مبارزه مردم تهیه و پخش کرده اند و غصه ها و درد های خود را این چنین جاودانی کرده اند:

طفلی به نام شادی دیری‌ست گم شده ست

با چشم های روشن براق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

این هم نشان ما

یک سو خلیج فارس

سوی دگر خزر*

یاران سبز راه امید

در آغاز سال جدید صبر و استقامت، به توصیه دوستان منشوری برای هماهنگی و همدلی بیشتر و تقویت هویت مشترک جنبش سبز تهیه شده که در ادامه این مقدمه تقدیم می شود.

طبیعی است که متن پیشنهادی نتواند پاسخگوی همه سلیقه ها و مطالبات باشد. دلگرمی این همراه کوچک برای این معضل، راه حلی بود که تعدادی از رای دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پیدا کردند. در زنجیره سبز میدان تجریش تا میدان راه آهن بودند کسانی که می گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب می کنند و این انتخاب پیوستگی آن زنجیره محکم به‌یاد ماندنی را ممکن ساخت. اصلاح واقعی از همین تمیز و مسئولیت پذیری برای انتخاب این و یا آن شروع می شود.

این متن قدم اولین است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود انشاءالله متن کاملتر و زیباتری خواهد آفرید.

“تلک الدار الاخرة نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقین”

و آن سرای آخرت را برای کسانی قرار دادیم که خواهان برتری‌جویی و فساد در زمین نیستند، و فرجام نیکو از آن پرهیزگاران است.

ریشه ها و اهداف

۱-      بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گیری نگرش های اعتراضی در میان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ایران در سال های اخیر انجامید که بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ایران پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸  جلوه کرد.

۲-      جنبش  سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایش‌گر و اصلاح‌گر روند طی شده در نظام جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از انقلاب می داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خویش قرار خواهد داد.

۳-      جنبش سبز حرکتی در تداوم تلاش مردم ایران برای دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و تحقق حاکمیت ملی است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامی خود را جلوه گر ساخته است.

۴-      بازخوانی تجربه معاصر در تلاش برای تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان میدهد که تنها از طریق تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاءسطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها وهمچنین زمینه پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعی- سیاسی وفادار به منافع ملی در چارچوب تحول خواهی و ایجاد تغییر در وضعیت موجود می توان اهداف جنبش سبز را عملی کرد و این امر مستلزم توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش درکنار یکدیگر قرار می گیرند.

راهکارهای بنیادین

۱-      جنبش سبز، یک حرکت اجتماعی فراگیر است که هرگز خود را مبری از خطا نمی انگارد و با نفی هرگونه مطلق نگری شرک آلود، بر گسترش فضای نقد و گفتگو در درون و بیرون جنبش تاکید دارد. دیده بانی سیر حرکت و تحول جنبش از سوی همه فعالان و به خصوص صاحبان اندیشه و عمل امری حیاتی است که می تواند جنبش را از لغزش به ورطه تمامیت خواهی و فساد بر حذر دارد.

۲-      در نگاه  فعالان جنبش سبز، مردم ایران همه خواهان ایرانی آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه توزی با بدنه اجتماعی هیچ بخشی از جامعه جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضایی سالم و آگاهی بخشی درباره اهداف و اصول جنبش وظیفه همه افرادی است که خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز می انگارند. ما همه ایرانی هستیم و ایران متعلق به همه ماست

۳-      گسترش و فعال سازی شبکه های اجتماعی –واقعی و مجازی- و تعمیق فضای گفتگو بر سر اهداف و بنیان های هویتی جنبش از جمله راهکارهای محوری است که مستلزم توجه ویژه کلیه فعالان سبز است.

۴-      جنبش  سبز در عین تاکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای غیرملی وخارجی، در جستجوی راهی منزوی همراه با دگر ستیزی  نبوده و اسیر گرایشات تعصب آلود نمیشود. عدالت، آزادی، استقلال، کرامت انسانی و معنویت ارزشهای جهانی هستند و تجربه آموزی از ملتهایی که برای دستیابی به این ارزشها تلاش کرده اند و همچنین استقبال از نقد و نظر مشفقانه همه آزدیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و کرامت انسانها تلاش می کنند از دیگر راه کارهای جنبش است.

هویت سبز

گنجینه ایرانیاسلامی:

۱-      جنبش سبز با پذیرش تکثر درون جنبش بر استمرار حضور دین رحمانی سرشار از رحمت، شفقت، معنویت، اخلاق و تکریم انسان تاکید دارد و راه تقویت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقی و رحمانی دین مبین اسلام و نظام جمهوری اسلامی ایران می داند. ایجاد پیوند میان میراث ایرانی-اسلامی و شوق به توسعه و پیشرفت در جامعه، پرهیز از اکراه مردم به تقید به مرام، مسلک و رویه خاص و همچنین مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهای دینی و روحانی از حکومت تنها راه حفظ جایگاه والای دین و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ایران است که به عنوان یکی از اصول بنیادین جنبش سبز در سرلوحه امور جای می گیرند.

۲-      رمز بقای تمدن ایرانی- اسلامی همانا همزیستی و همگرایی ارزش های دینی و ملی در طول تاریخ این سرزمین است. در این راستا، جنبش سبز بر حفظ و تقویت ارزش های والای فرهنگ ایرانی و سرمایه های غنی انباشته شده در رسوم و مناسبت‌های ملی تاکید می ورزد و در این راه تقدس‌زدایی از تعصبات نابجا و آگاهی‌بخشی درباره ویژگی های هویت آفرین آیین های ملی و مذهبی را وجه همت خویش قرار می دهد.

۳-      ملت ایران در تاریخ مبارزات خویش برای کسب آزادی و استقلال، بارها خودباوری و اتحاد بر سر اصول را به نمایش گذاشته است. جنبش سبز ملت ایران با اتکا به این میراث گرانبها و با تکیه بر خرد جمعی و نفی هرگونه خودمداری و خودخواهی در تلاش برای تحقق اهداف خویش، دستیابی به اجماع آگاهانه بر خصیصه های هویت آفرین و کنار گذاشتن عناصر تشتت زا را مورد نظر دارد و این امر را تنها با تکا به عقلانیتی میسر می داند که حاصل جمع خردهای مختلف و مبتنی بر نظام عقلانیت توحیدی باشد.

۴-      جنبش سبز جنبشی ایرانی- اسلامی است که در جستجوی دستیابی به ایرانی آباد، آزاد و پیشرفته است. بر این اساس، هر فرد ایرانی که توسل به خرد جمعی توحیدی را به عنوان مبنای تلاش برای ایجاد فردای بهتر برای میهن خویش بپذیرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار می آید. جنبش “ایران را متعلق به همه ایرانیان می داند”.

حق حاکمیت مردم

۱-      حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش از جمله اصول خدشه ناپذیر جنبش سبز است و نهاد انتخابات به عنوان مناسب ترین شیوه تحقق این اصل مدنظر این جنبش قرار می گیرد. براین اساس، جنبش سبز تلاش های خود برای صیانت از آرای مردم را تا زمان استقرار نظام انتخاباتی آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه که شفافیت و سلامت آن کاملاقابل تضمین باشد، ادامه خواهد داد.

رای و خواست مردم منشا مشروعیت قدرت سیاسی است  و جنبش سبز اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت  استصوابی را مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم وحقوق بنیادین آانها دانسته و با آن مبارزه میکند.

۲-      دستیابی به اهدافی چون آزادی و عدالت تنها بر پایه توجه به منافع ملی و حفظ استقلال میسر است. جنبش سبز با آگاهی از این امر، نسبت به هر اقدامی که برخلاف منافع ملی و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه می کند و این مسئله را در زمره موازین محوری خویش می داند.

ارزش های جنبش سبز

کرامت انسان ها و پرهیز از خشونت

۱-      نخستین ارزش اجتماعی مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسیت، قومیت و موقعیت اجتماعی است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیج فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی تواند آنها را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. تحقق این امر مستلزم احترام به اصولی چون برابری، مدارا، گفتگو، حل مسالمت آمیز مناقشات و صلح طلبی است که خود در پرتو ایجاد زمینه های لازم برای فعالیت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعمیق جامعه مدنی، احترام به حریم خصوصی افراد، فعالیت آزادانه شبکه های اجتماعی غیر دولتی و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعیض میان شهروندان امکان پذیر است.

۲-      جنبش سبز یک جنبش مدنی است که پرهیز از خشونت و حرکت در چارچوب موازین مبارزه مدنی را سرلوحه خویش قرار می دهد. این جنبش با اعتقاد به اینکه “مردم” تنها قربانی خشونت در هر زمینه ای خواهند بود، گفتگو، مبارزه مسالمت آمیز و توسل به راهکارهای غیر خشونت آمیز را ارزشی خدشه ناپذیر می داند. جنبش سبز با توجه به شرایط و مقتضیات، از کلیه ظرفیتهای  مبارزه مسالمت آمیز استفاده خواهد  کرد.

عدالت، آزادی و برابری

۳-      عدالت جایگاه والایی در میان ارزش ها و آرمان های جنبش سبز به خود اختصاص می دهد. توزیع عادلانه امکانات، چه در بعد اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و چه در ابعاد دیگر حیات انسانی از جمله اهداف خدشه ناپذیر جنبش سبز است که لازم است برای دستیابی به آن، تمامی تلاش های ممکن انجام شود.

گسترش عدالت در جامعه تنها در صورتی امکان پذیر است که نظام حاکم بر کشور – در عرصه داخلی و خارجی- کاملا مستقل و فارغ از وابستگی به نهادها و قدرت های سیاسی، طبقاتی و اقتصادی عمل کند و بتواند توسعه اقتصادی و ترقی کشور را به نحوی که رفاه و عدالت اجتماعی برای همه مردم ایران فراهم شود، تضمین کند.

۴-      جنبش سبز با عنایت به لزوم تامین خواست ها و مطالبات به حق تمامی اقشار و طبقات اجتماع، بر پیوند با اقشار متوسط و کم درآمد اجتماع -که در برابر فشارهای اجتماعی/سیاسی ضعیف‌تر هستند- تاکید دارد. این جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسی، با سلب حقوق اساسی مردم به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور مخالف است و با تاکید بر استقلال سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی، یگانه راه حفظ منافع ملی و دفاع از مرزهای میهن را “حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش” در تمامی ابعاد می داند.

۵-      برقراری آزادی و برابری از اهداف انکارناپذیر انقلاب اسلامی است که جنبش سبز نیز بر ضرورت دستیابی به آن تاکید دارد. نفی هرگونه انحصار فکری، رسانه ای و سیاسی و همچنین مبارزه با حذف فیزیکی هر اندیشه و دیدگاه در سرلوحه اهداف جنبش سبز قرار دارد. ضروری است در این جهت، برای رهایی مردم از هرگونه سلطه سیاسی (استبداد و انحصار طلبی)، اجتماعی (تبعیض و نابرابری های اجتماعی) و فرهنگی (وابستگی و تقید فکری) تلاش شود. جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هر گونه تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق اقلیتها و اقوام تاکید ویژه دارد.

۶-      جنبش سبز بر این باور است که امنیت تنها امنیت دولت نیست، امنیت انسانی تک تک شهروندان ایرانی است. امنیت برای آحاد مردم باید برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نیاز تحت حمایت قانون زندگی کنند. مداخله نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی، هر گونه دخالت افراد غیر مسول در امور انتظامی و سلطه نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی مخل  امنیت دولت و ملت است. استقلال قوه قضاییه، عدم مداخله نیروهای نظامی در امور سیاسی و اقتصادی و برخورد با سازمان دهندگان و اعضاء گروههای موسوم به لباس شخصی از خواستهای جدی جنبش سبز است.

۷-      اجرای تمامی اصول قانون اساسی و به ویژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم) هدف و خواست تجدیدناپذیر و حتمی جنبش سبز است.

۸-      آزادی زندانیان سیاسی، رفع محدودیت های غیر قانونی و نگاه امنیتی علیه فعالیت احزاب و گروهها و جنبش های اجتماعی چون جنبش زنان، جنبش دانشجویی، جنبش های کارگری، جنبش های اجتماعی و امثال آن، و همچنین محاکمه عادلانه  آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شکنجه و کشتن معترضان به نتیجه انتخابات، و افشاء و محاکمه نظریه پردازان و حامیان خشونت در لایه های مختلف حکومت از راهکارهای روشنی است که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد.

اخلاق مداری و احترام به خلاقیت های فردی و اجتماعی

۱-      با کمال تاسف باید اذعان کرد که اتخاذ سیاست های نادرست سیاسی، اجتماعی، اقتصادی از سوی حاکمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرمایه اجتماعی در جامعه منجر شده است. جنبش سبز با تاکید بر ضرورت احیای اخلاق به مثابه فصل مشترک و پیوند دهنده حیات اجتماعی مردم ایران، در مبارزات خود برای اجرای حقوق ملت، کاملا نسبت به اصول اخلاقی پایبند خواهد بود.

۲-      جنبش سبز را نه می توان یک حزب متمرکز دانست و نه مجموعه ای از افراد سازمان نایافته و بی هدف. مرور تجربه تاریخی مردم ایران نشان می دهد که آنها همواره و در بزنگاههای تاریخی، هوشیاری، توانایی و درک والای خویش را به منصه ظهور رسانده اند و با تکیه بر قوای خلاقه خویش، راه را برای دستیابی به اهداف خود هموار ساخته اند.

جنبش سبز بر پایه اصول و مبادی بنیادین خود، با تکیه بر شبکه های اجتماعی  بر فهم، اندیشه و نوآوری های مدنی ملت ایران تکیه دارد و دستیابی به آرمان هایی چون عدالت و آزادی را به شکوفایی این خلاقیت ها منوط می داند. شعار “هر ایرانی، یک ستاد” اینک می تواند به شعار “هر ایرانی، یک جنبش” تبدیل شود.

قانون گرایی و مذاکره

۱-      جنبش سبز با پیگیری اهداف و آرمان های همیشگی انقلاب اسلامی و با اتکا به بازخوانی انتقادی تحولات صورت گرفته پس از انقلاب – به خصوص در عرصه روابط ملت و دولت- برپایه میثاق مشترک مردم ایران یعنی قانون اساسی، در پی دستیابی به آینده ای روشن برای ملت ایران است.

۲-      در این راستا، “اجرای بدون تنازل قانون اساسی” راهکار اصلی و بنیادین جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که تنها با بازگشت به قانون و الزام نهادهای مختلف به رعایت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعیت و جایگاه، می توان از بحران های مختلفی که دامنگیر شده است رهایی یافت و در راه ترقی و توسعه میهن گام برداشت. جنبش سبز در عین حال کاملا توجه دارد که قانونگرایی به معنای استفاده ابزاری از قانون توسط حاکمان نیست. باید شرایطی فراهم آورد تا قانون وسیله اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان قرار نگیرد و خشونت، بی عدالتی و تبعیض قانونی نشود.

۳-      قوانین کشوری  و از جمله قانون اساسی متونی همیشگی و تغییر ناپذیر نیستند. هر ملتی این حق را داراست که با تصحیح سیر حرکتی خویش، به اصلاح در قوانین جاری اقدام کند. اما باید توجه داشت که تنها تغییر و اصلاحی در قانون اساسی مورد پذیرش است که در فرایند مذاکره و گفتگوی اجتماعی و با مشارکت همه اقشار و گروههای اجتماعی و با پرهیز از تصلب و انحصارگرایی و زورگویی صورت پذیرد.

۴-      گسترش جامعه مدنی و تقویت حوزه عمومی در زمره اصول اساسی جنبش سبز است. این جنبش بر این باور است که حفظ منافع ملی و دستیابی به اهداف انقلاب اسلامی و همچنین کاستن از تبعات ناخوشایند بحران موجود مستلزم مذاکره و گفتگو میان نمایندگان گروه‌های مختلف فکری و سیاسی است و در این راستا از هرگونه دعوت به مذاکره و گفتگوی شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعی استقبال می کند.

۵-      این جنبش خواهان قدرت بخشی به اقتصاد کشور در صحنه بین‌المللی و سرمایه گذاری و افزایش قدرت خرید مردم ایران است. جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزتمند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شان ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است.

همراه کوچک جنبش سبز

میرحسین موسوی

_______________

* استاد شفیعی کدکنی


آزادی یا مرگ

ژوئن 11, 2010

آزادی یا مرگ . هیچ ملتی در جهان بدون فداکاری و کشته و قربانی دادن به دموکراسی نرسیده که ما دومیش باشیم . ما ایرانیها نشان داده ایم که ملت شجاعی هستیم و از قربانی دادن در راه آزادی دریغ نداریم ، از زمان جنبش مشروطه تا به حال بارها مردم ما با فداکردن جان خود ساعت آزادی را نزدیکتر آورده اند . یک کوشش دیگر و این بار دموکراسی در دستان ملت ما خواهد بود ، ملتی که اینبار نشان داده است که به بلوغ فکری لازم  برای دموکراسی رسیده است و دیگرگرفتار خواب و خیالهای نسل پیشین (دیکتاتوری پرولتاریا و خلافت اسلامی) نیست  . مثلی است که میگوید بدون شکستن تخم مرغها نیمرو درست نمیشود . دموکراسی ، بدون اینکه خونی از دماغ کسی سرازیر شود فقط در خواب و خیال ممکن است و بس. آنان که  ما را از قربانی دادن میترسانند و عافیت جویی میکنند که در خانه بمانید که تظاهرات خطرناک است  آیا راه دیگری برای حصول آزادی پیش پای ملت گذاشته اند(مقصودم موسوی و کروبی نیست بلکه کسانی است که معنای واقعی بیانیه آنها را در نیافته اند )؟ بله ، مبارزه بر علیه یک دیکتاتوری خونریز همیشه خطرناک است ولی  آیا راه دیگری برای سرنگونی چنین دیکتاتوریهایی سراغ دارید؟

این را در جواب به عافیت جویانی مینویسم که مقاله قبلی مرا در مورد ادامه تظاهرات با وجود بیانیه موسوی و کروبی نقد کرده اند . در آن نوشته توضیح داده ام که موسوی و کروبی به علت شرایط خاص خود نمیتوانند غیر از این بیانیه دهند ولی به هزار زبان و عمل میگویند که ما در کنار ملت هستیم و از همه اقدامات اعتراضی آنان حمایت میکنیم .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

نامه سرگشاده جمعی از فعالان کمپین یک میلیون امضا به ریاست قوه قضائیه

مه 30, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم :

ریاست محترم قوه قضائیه ایة الله صادق آملی لاریجانی – با سلام

حدود سه ماه هست که از بازداشت محبوبه کرمی، یکی از فعالان حقوق زن در کمپین یک میلیون امضا می گذرد اما تاکنون هیچ پاسخ روشنی از وضعیت وی به وکلا یا خانواده ایشان داده نشده است. محبوبه کرمی در تاریخ 11 اسفند 88 بازداشت شد. از آن زمان تا کنون وکلای وی نه به پرونده دسترسی داشته اند و نه اجازه ملاقات با موکلشان را داشته اند. هیچ مرجع قانونی نیز توضیحی در مورد اتهامات وارده به وی ارائه نداده است. این درحالیست که بر طبق آئین دادرسی کیفری متهم باید ظرف 24 ساعت اول پس از بازداشت تفهیم اتهام شود. همچنین افراد بازداشت شده باید از حق تماس و ملاقات با خانواده برخوردار باشند. محبوبه کرمی امروز پس از حدود 20 روز در تماس با خانواده اش اعلام کرده که علیرغم وضعیت مبهم پرونده اش وی را به بند عمومی نسوان زندان اوین منتقل کرده اند. (more…)

خرداد ۸۹ اعتلای جنبش اعتراضی و یا تحکیم زنجیر اسارت ؟

مه 26, 2010

با تشکر از دوستی که تحلیل زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم :

حاکمیت قرون وسطایی ولایت فقیه پس از سی سال حکومت با سرنیزه و کشتار و شکنجه ؛ با بحران های عمیق و گسترده در تمامی ابعاد اقتصادی – سیاسی و فرهنگی مواجه شده است  و نتیجه آن برآمد امواج وسیع اعتراضات و مقاومت مردم بخصوص جوانان مبارز و بجان آمده و بر باد رفتن اسطوره مشروعیت دروغینش می باشد. حاکمیت ؛ اینک می بایست پاسخگوی تمامی چپاول ها ؛ غارتگری ها ؛ بر باد دادن ثروت ملی و حراج منابع زیر زمینی از یکطرف و سی سال سرکوب و شکنجه و اعدام و تحقیر و بی حقوقی از طرف دیگر باشد . با توجه به این کارنامه ؛ خود می داند که در صورت برکناری از حکومت دیگر جایی برای برگشت مجدد در دوره بعد ؛ همانند احزاب عرفی در سراسر دنیا برایش وجود ندارد و از نظر تاریخی از صحنه روزگار محو خواهد شد همچنین در صورت اجرای سیاست اصلاحات  اقتصادی – سیاسی جایی برای تداوم حاکمیتش نخواهد بود و لذا کلیه کسانی که رویکرد اصلاحی برای تداوم  نظام ولایت فقیه و  قانون اساسی ضد بشری آن داشتند را ؛ از حاکمیت طرد نمود.  نظام حاکمیت فقهی ؛ تا آخرین رمق و توان خود با زور و سرنیزه به پیش خواهد رفت و همانند حزب نازی هیتلر سرنوشت خود را به جنگ و سرکوب گره زده است . حاکمیت در دوره جنبش اعتراضی اخیر ؛ از هیچ اقدام جنایتکارانه فروگذار نکرده است و لذا ترک صحنه مبارزات اعتراضی از طرف مردم ؛ وی را در پیش برد و تشدید سیاست تا کنونی ترغیب خواهد کرد ؛ همانطور که دوره جدیدی از مراجعت به اجرای فقه ؛ اعدام های وحشیانه ؛ سرکوب مردم در عرصه جامعه ؛ جدا سازی های جنسیتی بخصوص در دانشگاهها ؛ قدرت نمایی ؛ براه افتادن گشت های خیابانی برای مبارزه با مردم در پوشش بد حجابی ؛ مبارزه با مواد مخدر ؛ شرکت های هرمی ؛ مبارزه با اراذل و ناهنجاری های اجتماعی ؛ بقول خودش روی آورده است در حالی که کیست که کوچکترین تردیدی در اینکه نهادها و سازمان های سرکوب امنیتی و پلیسی خود نقطه تمرکز تمامی اراذل و اوباش و جانیان سازمان یافته ضد بشری هستند ؛ داشته باشد از این قاعده حتی سازمان های  سیاسی حکومتی مثل شورای نگهبان و مجلس خبرگان و حتی مجلس فرمایشی نیز مستثنی نیستند  . در مجلس شورا نه تنها از هیچکدام از جنایت های سازمان یافته حکومتی از جمله یورش به دانشگاه و زندان ها و شکنجه ها تحقیقی بعمل نیامده است . بلکه اکثریت نمایندگان مجلس ؛ از تصویب نظارت بر زندان ها و بازداشتگاههای رژیم ؛ برای عمل به همین قوانین ضد بشری موجود نیز مخالفت کردند . (more…)

در آستانه 22 بهمن باید دست ازجان شست ، باید آماده شکنجه و زندان و هر فداکاری بود ، وگرنه جنبش گرامی سبز شکست خواهد خورد

فوریه 6, 2010

اکنون که در آستانه 22 بهمن ایستاده ایم و با یک مجهول بزرگ روبرو هستیم ، که خشونت کودتاچیان در این روز تا چه حد خواهد بود ، میخواهم که آماده باشی . بدان که تا آماده گذشتن از جان و مال در راه آزادی نباشی آن را به دست نمی آوری. تا وقتی ملتی دست از جان نشوید و خود را برای تحمل بدترین شرایط برای حصول دموکراسی آماده نکند دموکراسی نصیبش نمی شود . باید آماده زندان و تحمل شکنجه و آسیب مالی شده باشی تا بتوانی سرفراز و دلیر در تظاهرات و اعتصابات و تحصنها شرکت کنی وگرنه هرگز جواهر گرانبهای آزادی را به دست نخواهی آورد .

تنها حربه دولت خامنه ای در حال حاضر ارعاب و ترساندن است . ترساندن مردم از شکنجه و ترور و کتک و اعدام . ولی اگر مردم خود را برای همه اینها آماده کرده باشند دیگر ارعاب تاثیری نخواهد داشت .

آماده شو تا پیروز شوی . آماده شویم تا پیروز شویم و گوهر گرانبهای دموکراسی و آزادی را به دست آوریم و به نسلهای آینده ایرانیان تقدیم کنیم .دوست و همرزم عزیز سبزم ، از تو میخواهم یکبار برای همیشه این مسئله را با خود حل کنی. یکبار بنشین و فکر کن ، از خود بپرس آیا من آماده همه اینها هستم ، یا هنوز میترسم و هم خدا را میخواهم و هم خرما را . هم میخواهم در تظاهرات و اعتصابات بر علیه این دولت خونخوار شرکت کنم و هم میخواهم کوچکترین گزندی به وجود گرانبهایم نرسد ؟ اگر هنوز به مرحله فداکاری مطلق نرسیده ای بدان که دولت کودتا بر علیه تو دست بالا را دارد و میتواند با حربه ارعاب تو را ساکت کند . تنها هنگامی «رها» خواهی شد که به قول مسلمانها غسل کنی و کفن بپوشی و آماده تحمل هر سختی و رنجی در راه هدف خود بشوی . اما اگر به آن مرحله برسی ، حصار ترس و  ارعاب حکومت بر علیه تو و سایر همرزمانت خواهد شکست . دیگران نیز از تو درس خواهند گرفت و به زودی زود دولت ظلم و جور یزید زمان سرنگون خواهد شد. و این خاص ملت ما تنها نیست . گذشته از آن که پدران ما چند بار در صد سال اخیر با گذشتن از جان ومال و خانواده خود تکانهای بزرگی پدید آوردند که در پیشرفت ایران نقشی اساسی داشت ، هیچ ملتی را در دنیا نمی یابی که بدون فداکاری و از جان گذشتگی به آزادی دست یافته باشد . و اکنون آن زمان برای نسل ما  فرا رسیده است .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

بیانیه بسیار مهم بیش از پنجاه تن از روشنفکران ایران در حمایت از بیانیه اخیر مهندس موسوی

ژانویه 13, 2010

به نظر نویسندگان این وبلاگ ، این یکی از مهمترین بیانیه های منتشر شده در روزهای اخیر است که گروههای مختلف سیاسی خارج و داخل ایران را بر سر یک پلاتفرم خواسته های حداقل متحد و یکپارچه میسازد و سکوی جهش به سوی دموکراسی آینده ایران است . از جنبه های مهم این بیانیه تاکید آن بر مسالمت آمیز بودن جنبش سبز و  امکان پذیر بودن مذاکره بین جناحهای مخالف برای گذار مسالمت آمیز به دموکراسی و اجتناب از خونریزیهای بیهوده است .متن بیاینه در زیر می آید:

بیانیه ی هفدهم میر حسین موسوی را می توان تاثیر گذار ترین بیانیه ی او در هفت ماهی که از تولد جنبش سبز می گذرد دانست. به دنبال انتشاراین بیانیه، شخصیتها، محافل و تشکلهای سیاسی کشور، هر یک از زاویه ای، به بررسی و سنجش مضمون بیانیه پرداخته و جنبه هایی از آن را برجسته کرده اند.

امضاء کنندگان این متن – که خواهان دگرگونی ساختاری دموکراتیک، دفاع از حقوق تمامی شهروندان با هر ایمان، آرمان، ایدئولوژی، قومیت، و جنسیت، و ،به ویژه، جدائی دین از حکومت هستند – این بیانیه را دارای پیشنهادات اساسی ای می دانند که توافق گسترده بر سر آنها می تواند بر یکپارچگی و هماهنگی درونی جنبش مسالمت آمیز مردم ایران اثری بسزا داشته باشد و اقتدارگرایان و خشونت ورزان حاکم را بیش از پیش در انزوا قرار دهد. ما بر این باوریم که:

* بیانیه ی هفدهم بسیار بهنگام صادر شده و توانسته، دست کم برای مدتی، در بلوک قدرت شکاف ایجاد کند و پروژه ی خشونت ورزانه ی آنها را به تعویق اندازد.

* با این بیانیه، موسوی دیگر بار، بر تعهد خود نسبت به مردم ایران و جنبش کثرت گرایانه ی آنان پای فشرده و از ادامه ی جنبش برای تغییرات دموکراتیک هواداری کرده است.

* موسوی در این بیانیه، با پرهیز از طرح مباحث عام و تجریدی، یک پلاتفرم سیاسی حداقلی، با مطالبات مشخص از حکومت، ارائه کرده است.

* موسوی، درعین الویت قائل شدن برای جنبش کثرت گرایانه ی مردم ایران، نشان داده است که به منظور پیشبرد خواسته های همین جنبش آماده است با دستگاه حاکم مذاکره کند. اشاره ی غیر مستقیم او به برکناری «قانونی» محمود احمدی نژاد از طریق رای مجلس را می توان نشانه ی همین گرایش دموکراتیک دانست. مهدی کروبی نیز در بیانیه ی اخیر خود بر ضرورت پرهیز از خشونت و به کار بستن روشهای مسالمت آمیز پای فشرده است. ما نیز دموکراسی را نهادینه کردن روشهای بی خشونت برای مهار و مدیریت کشاکشهای سیاسی و گسترش مشارکت سیاسی شهروندان می دانیم. تجربه نشان داده است که مذاکره ی سیاسی یکی از روشهای کارآمد در مسیر پر فراز و نشیب گذار مسالمت آمیز به دموکراسی است.

* برجسته ترین وجه این بیانیه چهار بند مربوط به «انتخابات آزاد» و پیش شرطهای برگزاری آن، از جمله آزادی زندانیان سیاسی، آزادی مطبوعات و رسانه ها، و تاکید بر حق تشکیل احزاب و برگزاری اجتماعات است. این خواسته ها از هنگام برگزاری انتخابات خرداد ماه به بعد از سوی هواداران دموکراسی و کثرت گرایی بارها مطرح شده است. امیدواریم طرح این مطالبات تاریخی در بیانیه ی میرحسین موسوی زمینه را برای پذیرش عمومی آنها و گسترش همکاری میان نیروهای گوناگون جنبش سبز، چه اصلاح طلبان مسلمان و چه نیروهای سکولار– دموکرات، فراهم کند.

پذیرش راهبرد «انتخابات آزاد» ، به مثابه ی پذیرفتنی ترین و کم هزینه ترین گزینه در راستای گذار به نظام دموکراتیک ، گویای افزایش نرمش فکری و گسترش دیدگاه سیاسی میر حسین موسوی در فرایند رویدادهای اخیر است. مهدی کروبی نیز ،از کارزار انتخابات ریاست جمهوری به این سو، نقشی انکارناپذیر در بیان و گسترش خواسته های دموکراتیک داشته است و،به ویژه، با ایستادگی و شجاعت خود جنبش اعتراضی مردم ایران را تقویت کرده است.

ما با پشتیبانی از بن مایه‌ی این بیانیه، که یک برنامه‌ی حداقلی متناسب با مرحله‌ی کنونی است، بر این باوریم که جنبش اجتماعی– سیاسی مردم ایران، در آینده ای نه چندان دور، یک برنامه ی دموکراتیک فراگیر در پیش خواهد گرفت؛ برنامه ای که محدودیتهای کنونی را درنوردیده وحقوق شهروندی یکایک ملت ایران، از هر قومیت و جنسیت، را در بر خواهد داشت.

امضاء کنندگان

ارواند آبراهامیان، داریوش آشوری، ژانت آفاری، تورج اتابکی، کاوه احسانی، ارژنگ اسعد، محمد اقتداری، مهران براتی، مهرزاد بروجردی، علی بنو عزیزی، مازیار بهروز، هومن بیگی، آصف بیات، میثاق پارسا، کامران تلطف، نیره توحیدی، محمد توکلی طرقی، رامین جهانبگلو، فاطمه حقیقت جو، بیژن حکمت، مهدی خانبابا تهرانی، فرهاد خسروخاور، فریبا داوودی مهاجر، حمید دباشی، تورج دریایی، علی راکعی، نسرین رحیمیه، ابراهیم سلطانی، رضا سیاوشی، حسن شریعتمداری، احمد صدری، حسین ضیائی، کاظم علمداری، مهدی فتاپور، منصور فرهنگ، مهرانگیز کار، فرهاد کاظمی، احمد کریمی حکاک، حسین کمالی، آزاده کیان، امیر حسین گنج بخش، افشین متین عسگری، مهرداد مشایخی، منصور معدل، والنتاین مقدم، علی اکبر مهدی، زیبا میرحسینی، علی میرسپاسی، عباس میلانی، فرزانه میلانی، آرش نراقی، فرزین وحدت، نادر هاشمی، حسن یوسفی اشکوری


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: