Posts Tagged ‘رهنورد’

برای پیروزی انقلاب باید ارتش و سپاه به مردم بپیوندند ، مصر ، یمن ، تونس ، لیبی ، رومانی ، ایران

مارس 21, 2011

تجربه همه انقلابهای موفق جهان ثابت کرده است که در مرحله  ای از انقلاب ، پس از کشتار های اولیه و سپس نا امیدی از سرکوب مردم ، به تدریج نیروهای سرکوب از هم میپاشند و گروههای بزرگی از آنان به مردم میپوندند . اینجاست که انقلاب پیروز میشود . همه انقلابهای بزرگ و موفق جهان این روند را طی میکنند . در انقلاب روسیه در سال 1917 ارتش از هم پاشید وبه مردم پیوست . در انقلاب سال 57 ، ارتش شاه به تدریج از هم پاشید و سرانجام وقتی همافرها قیام کردند ارتش به مردم پیوست و انقلاب پیروز شد . در رومانی پس از قیام اولیه مردم در تیمی شوارا و کشتار گسترده سرانجام این ارتش بود که به مردم پیوست و چائوشسکو را دستگیر و اعدام کرد . در چند ماه اخیر در تونس ، مصر و لیبی شاهد بوده ایم که ارتش به مردم پیوسته و باعث پیروزی انقلابهای آنان شده است . در همین ساعاتی که من این را مینویسم در یمن پس از کشتارهای گسترده ارتش یمن به تدریج از هم میپاشد و در همین ساعت واحدهایی از ارتش به مردم پیوسته اند و این به معنای پایان حکومت علی عبدالله صالح است .

و اما در ایران . نیروهای شعبان بی مخ بسیج که میلیشیای سرکوب رژیم هستند بدون پیوستن به مردم به زودی از هم خواهند پاشید چون نیرویی نیستند . اما پیروزی قطعی انقلاب زمانی به دست می آید که بخشهایی از ارتش و به خصوص سپاه که هم اکنون نیز دل خوشی از این دولت ندارند بهانه ای به دست آورند وبه مردم بپیوندند . نیروهای اپوزیسیون در ایران باید یک بخش تلاش و نیروی خود را صرف نفوذ و تبلیغ در ارتش و سپاه کنند و آنان را آماده پیوستن به انقلاب سبز نمایند .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

Advertisements

مردم ، شب چهارشنبه سوری از خود دفاع کنید. پیشاهنگ انقلاب ، پس از چهارشنبه سوری تظاهرات را روزانه کنید.

مارس 12, 2011

مردم تهران و سایر شهرهای بزرگ ایران . در شب چهارشنبه سوری شما در محلات خود هستید و توسط مردم خودی و همسایه ها حمایت میشود . اینجا دیگر خیابان انقلاب و میدان آزادی نیست. مزدوران خامنه ای جرئت حمله به شما در زمین خودتان را ندارند . از مقابلشان فرار نکنید . جوانان هر محله ، هسته های مقاومت مردمی و  دفاع از خود تشکیل دهید و در شب چهارشنبه سوری نگذارید کنترل محله شما را به دست گیرند . در مقابل تلاش آنان برای دستگیری دوستانتان از خود دفاع کنید و این مزدوران را عقب برانید . شما میتوانید . شما در کوی و محله خود هستید و توسط همسایگان و هم محله ای های خود حمایت میشوید .

تظاهرات را بعد از شب چهارشنبه سوری ادامه دهید . سعی کنید تظاهرات را هر روزه کنید . از انقلاب 57 خودمان و از انقلابهای معاصر عرب بیاموزید . تظاهرات روزمره فرسایشی سرانجام هر حکومت دیکتاتوریی را از کار خواهد انداخت . لازم نیست تظاهرات بزرگ باشد . همین که پیشاهنگ انقلاب هر روز در یک نقطه شهر حرکتی کند و باعث شود که حاکمیت نیروهایش را مدام در حالت آماده باش نگهدارد باعث فرسودگی دشمن در میدان جنگ خواهد شد .  این یک «جنگ» است. جنگی آزادیبخش با یک حکومت خونخوار بیگانه که میهن ما را اشغال کرده و در آن باید از تمام تاکتیکتهای یک جنگ دفاعی شهری استفاده شود .

پیشاهنگ انقلاب، روی سخنم با شماست : در این لحظه از تاریخ ایران مردم ایران به شما نیاز دارند . شما موتور محرکه انقلاب هستید و در صورتی که به مقاومت خود ادامه دهید سرانجام توده های وسیعتری از مردم پا به میدان خواهند گذاشت . خسته نشوید و امیدوار بمانید . ایمان داشته باشید  دشمن اشغالگر سرانجام سرنگون خواهد شد .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

دروغهای خودشان را باور کرده بودند

فوریه 14, 2011

این آقایان واقعا مثل اینکه دروغهای خودشان را باور کرده بودندکه : دیگر کسی به «فتنه» اعتقادی ندارد و فتنه از بین رفته و «حماسه 9 دی» ثابت کرد که همه عاشق امام خامنه ای هستند و سایر چرندیاتی از این قبیل . این قدر این دروغها را بین خودشان تکرار کرده بودند که باورشان شده بود واقعا دیگر جنبش سبز مرده است و به همین سبب امروز صبح آماده نشده بودند . فراخوان را شوخی گرفته بودند و فکر میکردند کسی نمی آید اما به تدریج و با به میدان آمدن ملت قهرمان ایران در آمیزه ای از شوک و ناباوری به خود آمدند و نیروهای سرکوب را به میدان فرستادند و حملات سایبری دستپاچه خود را بر علیه سایتهایی همچون کلمه و بالاترین شروع کردند . آنچنان دروغهای خودشان باورشان شده بود که حتی سرعت اینترنت را نیز بر خلاف دفعات دیگر پایین نیاورده بودند .به همین دلیل بود که گروهی از دوستان فکر کرده بودند دستور از بالا صادر شده است که اینبار سرکوب نکنند . خیر ، مسئله این نبود ، مسئله این بود که حاکمیت واقعا آماده این اندازه از خروش توده ای نبود ، من نیز این را به دوستان تذکر داده بودم که باور نکنید که این گرگان خونخوار به این دلیل به خیابان نیامده اند که ماهیتشان تغییر کرده است .

این یکی دیگر از علائم سقوط قریب الوقوع اینان است . دولتی که ارتباط خود را با واقعیت آن چنان از دست میدهد که خود به دروغهای خویش ایمان می آورد وباور میکند نخواهد توانست به صورت موثر با مبارزه عمیق توده ای پنجه در اندازد زیرا نیروهای اطلاعاتی آن آنچنان از کار افتاده اند که نمیتوانند عمق نفرت مردم را دریابند و نمیتوانند عکس العمل درخوری بروز دهند .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

بوی الرحمن این حکومت دیگر بلند است

ژانویه 20, 2011

چرا؟ چون آدم را به یاد روزهای آخر حکومت شاه می اندازد . پایه های حکومت را موریانه خورده بود ولی به ظاهر حکومت قدر قدرتی می آمد که فکر میکردی سالهای سال طول میکشد تا ساقط شود ، ولی وقتی زمانش رسید در عرض یک سال سقوط کرد و بر خاک افتاد.

چرا حس میکردی حکومتش رو به پایان است ؟ چون دوروبرش از هرچه آدم حسابی بود خالی شده بود . فقط یک مشت چاپلوس متملق دروغگو مانده بودند که در چاپلوسی از هم گوی سبقت میربودند . هر روز که روزنامه ها را باز میکردی یا تلوزیون را نگاه میکردی فقط صحبت ا ز او بود و اینکه چه نابغه قدرتمندی است و اینکه همه حکومتهای جهان از حکومت او درس می آموزند و غیره . اکنون هم که دوروبر خامنه ای را نگاه میکنی از هرچه آدم حسابی و نیمه حسابی است خالی شده و فقط بوزینه هایی مانند احمدی نژاد برایش مانده اند و یک مشت چاپلوس و متملق . حتی هاشمی را هم کنار زده است که او را میشود تشبیه کرد به امینی ها و منصورهای سالهای آخر قبل از سقوط کامل شاه و برکشیده شدن هویداها و نصیریها .

به همین دلیل حس میکنی که این حکومت نیز دوامی ندارد . به ظاهر هنوز قدرتمند است ولی بر ستونهای موریانه خورده ای استوار است که با یک تلنگر انقلابی سرنگون خواهد شد .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

این رژیم دیگه پای گوره ، فقط منتظر یک لگد دیگر از مردمه تا کارش تموم بشه !

ژانویه 1, 2011

دوستان و همرزمان ، همه نشانه ها دال بر این است که این رژیم دیگر عمر زیادی نخواهد کرد . این رژیمی است که اکثر طرفداران سابق رهایش کرده اند و بسیاری از آنان را به زندان انداخته ، بین معدود آنان هم که باقی مانده اند در بالاترین سطوح رژیم برخوردهای جدی در جریان است . در نتیجه مثل بعضی دولتهای دیکتاتوری مثلا کره شمالی یا شوروی زمان استالین یا حتی ایران زمان شاه یک رژیم یک پارچه  نیست بلکه از هم پاشیده و فلج شده است و قادر به عکس العمل قاطع مثل زمان خمینی نیست که با یک دستور امام هزاران نفر را در زندانها اعدام میکردند . در عین حال بر خلاف بعضی رژیمهای دیکتاتوری مثل عربستان سعودی در خارج از کشور هم دوستان قدرتمندی ندارد که از آن حمایت کنند به اضافه آن که با اتخاذ سیاستهای بسیار ابلهانه ، مانند حذف یارانه ها ، خود به خود مردم را به شورش تحریک میکند در حالیکه بعضی رژیمهای دیکتاتوری مانند کمونیستهای چین لا اقل از این حیث سعی کرده اند مردم را راضی نگهدارند.  دوستان… ، این رژیمی است ره گم کرده و آشفته و حیران که به مراحل پایانی عمرش نزدیک میشود ، فقط منتظر یک لگد از مردم توی کوچه و خیابان است تا سرنگون شود . بیایید همه با هم و متحد این آخرین فشار را بر رژیم وارد آوریم و آن را به درون گوری که خود برای خود کنده است بیندازیم .

«دوراندیش»

آفرین به زهرا رهنورد، مصاحبه اش با رسا را خواندید؟

دسامبر 31, 2010

آفرین به زهرا رهنورد ، بارها گفته ام اگر جنبش سبز یک رهبر واقعا مصمم و قاطع داشته باشد خانم رهنورد است . مصاحبه اخیر او با رسا را بخوانید . در این مصاحبه ، بر خلاف موسوی ، به صراحت اذعان دارد که جمهوری اسلامی به انحطاط رفته و منجر به دیکتاتوری شده است ، نظری که موسوی و کروبی هنوز با وجود یک سال و نیم سرکوب به این صراحت ابراز نکرده اند . در خیلی از جنبشهای اخیر نیمه دوم قرن بیستم در کشورهای جهان سوم زنان رهبر جنبش آزادیخواهی بوده اند و آن را تا پیروزی رهبری کرده اند ، آیا رهنورد میتواند این کار را در ایران بکند؟

«دوراندیش»

بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری در دانشگاهها به مناسبت روز دانشجو

نوامبر 24, 2010

جرس: در پی انتشار فراخوان جمعی از فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری دانشگاهها به مناسبت ۱۶ آذر و روز دانشجو و استقبال دانشجویان دانشگاههای مختلف سراسر کشور از این موضوع، بیانیه شماره ٢ این فعالان دانشجویی با ارائه پیشنهاداتی جهت اعتصاب و اعتراضات هماهنگ و منسجم، منتشر شد.

این فعالان دانشجویی در بیاینه شماره یک خود، که ابتدای هفته جاری آن را منتشر کرده بودند، دانشجویان را به اعتصاب سراسری در تاریخ های ۱۵ و ۱۶ و ۱٧ آذر امسال فراخواندند.

به گزارش منابع خبری جرس، متن بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای ایجاد هماهنگی و ارائه پیشنهاداتی جهت اعتصابات دانشجویی به شرح زیر است:

از آنجایی كه اولین بیانیه این گروه در آستانه فرارسیدن ماه آذر و ماه دانشجو و فراخوان برای اعتصابات سراسری دانشجویی در سراسر دانشگاه های تهران و شهرستان ؛با استقبال زیادی در سایت های خبری و اجتماعی و در محافل دانشجویی روبه رو شد؛ ما جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران در راستای تحقق هر چه بهتر این اعتصاب و منسجم بودن و هماهنگ بودن آن در پوشش یك اعتصاب واقعی سراسری دانشجویی برنامه های خود را پیشنهاد می دهیم :

۱- در روز ۱۵ آذر ماه همه دانشجویان باید با حضور در دانشگاه از رفتن به كلاس درس خود داری كرده و در مقابل دانشكده های مربوطه تجمع نمایند. دانشجویان در این روز می توانند با در دست داشتن پلاكارد یا عكسهایی با مضمون دانشجو و ۱۶ آذر برای فردای آن روز كه ۱۶ آذر ماه می باشد برنامه ریزی كنند.ما از همه دانشجویان می خواهیم تا رفتن به كلاس درس را در این روز و روز های بعد تعطیل كنند.در دانشگاه هایی كه چند دانشكده نزدیك به هم دارند دانشجویان می توانند با به هم پیوستن به هم فریاد اعتراضات خود را در صحن دانشگاه طنین انداز كنند.همچنین با دادن پیام هایی در قالب بیانیه و اطلاعیه از دانشجویان سایر دانشگاه های كشور از دولتی و ازاد گرفته تا پیام نور و هر دانشگاه دیگری بخواهند كه به جمع اعتصابیون بپیونندند. برای جلوگیری از اتفاقات به دور از شان فعالیت مدنی كه ممكن است مثل هر زمان دیگری نیروهای خودسر به راه بیندازند دانشجویان باید هوشیار و آگاه باشند.

عزیزان دانشجو نیاز به گفتن نیست كه اگر در این روز بتوانیم به این شیوه و با اعتماد و شجاعت كامل عمل نمائیم قطعا نه تنها برای روزهای بعد منسجم تر و هماهنگ تر شده ایم بلكه با برد خبری آن می توانیم دانشجویان بیشتری را با خود همراه كنیم.

٢- در روز ۱۶ آذر ماه همه دانشجویان با برگزاری مراسم بزرگداشت روز دانشجو محكم تر از دیروز باید فریاد حق طلبی و آزادی خواهی خود را سر دهند. در این روز نیز دانشجویان باید از رفتن به كلاس درس خودداری كرده و در صحن علنی هر دانشگاه تجمع كرده وخواسته های خود را در قالب بیانیه اعلام بدارند. از آنجایی كه جای جای ایران عزیز امروز روزهای سخت و دردناكی را به خود می بیند این وظیفه ملی و انسانی ما دانشجویان به عنوان قشر تحصیل كرده می باشد كه در قبال سرنوشت كشورمان و ملت مان و خودمان احساس مسئولیت كنیم و انزجار خود را از وضع آشفته كشورمان نشان دهیم. همه ما می دانیم كه چه انسان های آزاده و بی گناهی كه امروز در زندان های حکومت نامشروع جمهوری اسلامی گرفتار آمده اند؛ همه ما از كشته شدن دوستان و همكلاسی هایمان به دست عوامل حکومت باخبریم؛ همه ما دوستان و همكلاسی های دربند مان را هنوز می شناسیم و هر روز می شنویم از فشار ها وشكنجه هایی كه بر آنها روا داشته می شود؛ همه ما اوضاع بد و دردناك اقتصاد ملی را به خاطر سیاست های سو و كینه توزانه رژیم با تمام وجود لمس می كنیم؛ همه ما شور واشتیاق و امید مردم را دیدیم و دیدیم كه خودكامه گان چطور یاس و نا امیدی و افسردگی را به چهره ملت ما پاشیدند؛ همه ما هنوز یاد سهراب ها و ندا ها و كمانگر ها را در خاطرمان گرامی می داریم؛ همه ما می دانیم كه چشم امید ملت دردمندمان به ما به عنوان جوانان تحصیل كرده و دانشگاهی دوخته شده و می دانیم كه  جمهوری اسلامی از به بند و زنجیر كردن و كشتن و اعدام ابایی ندارد و مثل خون آشامی است كه هر روز از خوردن خون ملت بیشتر لذت می برد.

با همه اینها این وظیفه ملی و انسانی ماست كه در حد توان خود انزجار و تنفر خود را نسبت به این اوضاع اسفناك اعلام داریم. روز ۱۶ آذر كه روز گرامیداشت سه دانشجوی شهید و كشته شده راه آزادی و عدالت هست فرصت بسیار مناسبی است تا جنبش دانشجویی برای اولین بار متفاوت از همیشه و در قالب یك جنبش سراسری و منسجم این دین خود را جامه عمل بپوشاند. در این روز دانشجویان باید خواستار بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی شده و محاكمه عاملین این جنایت ضد بشری را خواستار شوند. دانشجویان باید بر مسأله استقلال و آزادی دانشگاه تاكید كرده و خواستار بازگشت اساتید دلسوز و گرانقدر بازداشت شده و اخراج شده به جمع دانشگاه شوند. در این روز همچنین باید یاد شهدای سبز گرامی داشته شود تا نشان بدهیم كه یاد آنها هنوز زنده است و جنبش مردمی سبز زنده تر. دانشجویان بعد از برگذاری مراسم بزرگداشت ۱۶ آذر در حالی كه عكس ها و نماد های روز دانشجو و جنبش سبز را به همراه دارند در صحن دانشگاه دست به راهپیمایی های آرام بزنند.

– در روز ۱٧ نیز دانشجویان باید با حضور در دانشگاه ها از رفتن به كلاس درس خودداری نمایند و یك بار دیگر با جمع شدن در مقابل دانشكده ها بر مواضع خود پافشاری كنند. بعد از آن با تشكیل اجتماعات بزرگ تر اقدام به راهپیمایی آرام در دانشگاه نمایند.
دانشجویان باید بدانند كه ۱۶ آذر روز دانشجوست و خیلی از یاران دبستانی و همكلاسی های ما امروز در زندانهای پوشالی رژیم نامشروع گرفتار آمده اند. ما باید در این روز خواستار آزادی هر چه سریع تر همكلاسی هایمان و بازگشت سرفرازانه آنها به جمع دانشگاه باشیم
عزیزان امید است كه با یاری شما در این سه روز برای اولین بار در تارخ جنبش دانشجویی ایران متفاوت ظاهر شویم.
در پایان از همه از همه دوستانی كه این بیانیه را می خوانند می خواهیم در گسترش آن ما را یاری دهند. از كسانی كه در سایت ها و شبكه های اجتماعی اینترنتی فعالیت می كنند می خواهیم تا این بیانیه را به صورت گسترده منعكس نمایند. الان به خاطر جو امنیتی و پلیسی حاكم بر جامعه هر كدام از ما خود یك لیدر برای این اقدام مبارك و عظیم محسوب می شویم. هر فرد باید این خبر را به نوبه خود چه در سطح دانشگاه ها و چه در سطح خوابگاه های دانشجویی و یا سایت های خبری و یا حتی رسانه های شنیداری و دیداری منعكس نماید.

جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران( دانشگاه تهران- دانشگاه علامه طباطبایی- دانشگاه علم وصنعت ایران- دانشگاه امیر كبیر- دانشگاه صنعتی شریف- دانشگاه شهید بهشتی- دانشگاه تربیت معلم تهران )

گفتنی است گروهی از دانشجویان و همچنین فعالان دانشجویی جنبش سبز مقیم خارج از کشور نیز، در آستانه فرا رسیدن ١۶ آذر و روز دانشجو، طی فراخوانی از دانشجویان ایرانی سراسر جهان خواستار گرامیداشت این روز و سازماندهی مشترک برای برگزاری مراسم همزمان شده بودند.

گیتس: شواهدی از شکاف میان رهبر و رئیس جمهور ایران وجود دارد

نوامبر 17, 2010

بی بی سی : رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا گفت که تحریم های وضع شده علیه ایران ممکن است باعث ایجاد شکاف میان محمود احمدی نژاد و آیت الله علی خامنه ای شده باشد.

آقای گیتس امروز سه شنبه ۲۵ آبان (۱۶ نوامبر) گفت که «شواهدی» وجود دارد که نشان می دهد رهبر جمهوری اسلامی به تدریج دچار تردید می شود که شاید رئیس جمهوری این کشور در مورد میزان تاثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران، به او «دروغ» گفته باشد.

وزیر دفاع آمریکا این اظهارات را در دفاع از سیاست دولت اوباما در مورد برنامه هسته ای ایران بیان کرد که مبتنی بر افزایش فشار اقتصادی برای متقاعد کردن تهران به تجدید نظر در سیاست های خود است.

اظهارات رابرت گیتس یک هفته بعد از آن منتشر می شود که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، تحریم های اقتصادی علیه ایران را شکست خورده دانسته بود.

نخست وزیر اسرائیل از غرب خواسته بود مسئولان ایرانی را متقاعد کند که ممکن است برای واداشتن تهران به عقب نشینی از برنامه «تولید سلاح هسته ای»، دست به اقدام نظامی بزند.

آقای گیتس در سخنان امروز خود تاکید کرد که اگر چه معتقد است «رهبران ایران هنوز در پی به دست آوردن سلاح هسته ای هستند»، اما اقدام نظامی را، راه حل درازمدتی برای بازداشتن آنها از این هدف نمی داند.

وی گفت که حمله نظامی، ایرانیان را در مسیر کسب سلاح های هسته ای متحد کرده و به مخفی کاری بیشتر وا خواهد داشت.

وزیر دفاع ایالات متحده افزود: «تنها راه حل درازمدت برای بازداشتن ایرانی ها از تولید سلاح هسته ای آن است که متوجه شوند که این کار به نفعشان نخواهد بود».

مقام های جمهوری اسلامی ایران، هر گونه تلاش برای تولید سلاح های هسته ای را رد می کنند.

رضا خندان: نسرین ستوده هنوز در اعتصاب غذاست

نوامبر 12, 2010

20 آبان :

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، که پس از دو ماه و نیم توانست برای اولین بار همسرش را ملاقات کند به مدرسه فمینیستی گفت: نسرین ستوده در این ملاقات به ما اعلام کرد که به درخواست دوستان و وكلايش اعتصاب خشك اش را شكسته ولی تا رسيدن به خواسته‌هايش، اعتصاب غذايش را به صورتي كه فقط از آب استفاده كند ادامه داده و خواهد داد.

رضا خندان سپس افزود: «همسرم هنوز در اعتصاب غذاست و فقط پس از 9 روز اعتصاب خشک، به تقاضای وکلایش فقط آب می خورد ولی غذا نمی خورد».

نسرین ستوده در این ملاقات به همسرش گفته است: تاكنون جمعا 3 مقام قضايي و امنيتي قول داده‌اند كه ايشان را با تبديل قرار آزاد خواهند كرد ولي هيچكدام به وعده‌هايشان عمل نكرده‌اند. بنابراین من اعتصاب غذایم را به صورت اعتصاب غذای تر، ادامه می دهم. (more…)

بحران عظیم اقتصادی در راه است ، رهبران سبز ، اینبار دیگر فرصت را از کف ندهید (دوراندیش)

اکتبر 30, 2010

صدای غرش رعد را میشنوید ؟ طوفانی خانمان بر انداز در راه است و به زودی ابرهای سیاه یک بحران اقتصادی عظیم  بر سر ایرانیان سایه خواهد افکند . دولت ابله احمدی نژاد با دست خود تیر خلاص بر شقیقه خود زده است . پس از اتلاف بیش از سیصد ملیارد دلار درآمد نفت در عرض چهار سال ،  اکنون که کف گیرشان به ته دیگ خورده و بهای نفت پایین آمده و تحریمها فشار آور شده اینان با بی خردی تمام در میان این بحران عظیم اجتماعی که ایران را فراگرفته وقت گیر آورده اند که یارانه ها را نیز حذف کنند .

فرصت طلایی پس از انتخابات 88 به علت دست دست کردن و ملایمت بیش از حد شما از دست رفت . آنوقت که ملیونها مردم با شور و حرارت در خیابانها بودند و حکومت عقب کشیده و دستپاچه شده بود کوتاه آمدید تا جنبش سرد شد و مردم به خانه ها بازگشتند . به دولت فرصت دادید تا ارتش شکست خورده و هزیمت یافته خود را دیگر بار سامان دهد و کنترل خیابانها را به دست بگیرد . بیایید اینبار دیگر کوتاه نیایید و مرد و مردانه از مردم بخواهید در اعتراض به این طوفان اقتصادی که از راه میرسد به خیابانها بریزند و دست به اعتصاب و تحصن بزنند . رهبران عزیز ، تا کی منتظر اجازه از وزارت کشور برای تظاهرات خواهید ماند . اجازه ای که هرگز صادر نخواهد شد . اکنون وقت عمل است نه  گدایی مجوز تظاهرات از خامنه ای و احمدی نژاد.

اینبار دیگر این فرصت طلایی را از دست ندهید . به درک که احتما ل دارد جمهوری اسلامی نیز در جریان اعتراضات عظیم مردمی سرنگون شود و شما خود را مقصر بشمارید ، مسئله حیاتیتر از آن است که اکنون غصه بقای جمهوری اسلامی و عصر طلایی خمینی  را بخورید . به جرئت باید گفت که اینبار آینده ایران مطرح است ، زندگی اقتصادی مردم مطرح است ، بلای وحشتناک فقر گسترده که از افق سیاستهای نابخردانه احمدی نژاد سر زده است . مسئولیت شما در برابر آینده ایران بسی حیاتیتر از احساس وظیفه ای است که برای دوام و بقای جمهوری اسلامی میکنید. از طرف تک تک مردم ایران ، از طرف خیل عظیم  بیکاران و آنان که  به زودی به صف آنان خواهند پیوست  ، از طرف توده عظیم حقوق بگیران و کارگران و کارمندان که در تورمی که از راه میرسد سرمایه یک عمر خود را از دست خواهند داد ، از شما میخواهیم ، اینبار دیگر کوتاه نیایید.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

زهرا رهنورد رهبر جنبش سبز؟ آیا ملت ایران آماده پذیرش رهبری یک زن د رمبارزه برای دموکراسی میباشد؟ (دوراندیش)

اکتبر 28, 2010

در تاریخ اخیر جهان کم نبوده اند زنانی که نماد مبارزه آزادیخواهی ملت خود شده و آنرا تا پیروزی نهایی رهبری کرده اند . در فیلیپین کورازان آکینو پس از قتل شوهرش به دست نیروهای امنیتی مارکوس در سال 1983 رهبری مبارزه بر علیه دیکتاتوری مارکوس را در دست گرفت و سرانجام آن را به پیروزی رساند . آنگ سان سویی برنده جایزه صلح نوبل در برمه هم اکنون پس از سالها هنوز به مبارزه خود علیه دیکتاتوری نظامی برمه ادامه میدهد و نماد مبارزه مردم برمه علیه یکی از خشنترین دیکتاتوریهای مدرن است .

احساس و برداشت من به خصوص در چند ماه اخیر این است که موسوی خاموش شده و جای خالی او را در سپهر مطبوعاتی و سیاسی همسرش رهنورد گرفته است . این رهنورد است که هر از چندگاه مصاحبه ای آنچنانی و شجاعانه با مطبوعات جهان یا مطبوعات در تبعید ایران انجام میدهد که دولت ایران و امثال کیهانیها را از خشم منفجر میکند . اوست که به دیدار زندانیان سیاسی میرود و موسوی این اواخر حتی او را در این دیدارها همراهی نیز نمیکند . رهنورد است که میگوید جنبش سبز جبهه ای است متحد از همه نیروها حتی سکولارها و همه در آن همراهند . رهنورد است که بیش از موسوی به سرکوبهای  دهه شصت معترف است و معتقدم اگر وابستگیها و دلبستگیهای او به شوهرش نبود حتی بیش از این نیز آن سرکوبها  را محکوم میکرد . رهنورد است که مستقیمتر از موسوی در مورد هدف نهایی جنبش سبز سخن میگوید و آن را حصول دموکراسی و نه بازگشت به عصر طلایی خمینی میداند . رهنورد است که معتقد است مسئله حجاب و پوشش زنان یک امر خصوصی و شخصی است و نباید به زور به آنان تحمیل شود .

به شخصه اینرا که یک زن رهبر جنبش سبز ایران شود بد نمیدانم . در داخل ایران مردم نشان داده اند که رهبری یک زن را میتوانند قبول کنند و حتی گاه زنان در انتخابات بیش از مردان رای می آورند ، ضمنا جنبش زنان ایران با رهبری رهنورد یکپارچه تر و متحدتر وارد مبارزه خواهد شد . در سطح بین المللی نیز رهبری یک زن در جنبش آزادیخواهی ایران اعتبار آن را نزد جهانیان بیشتر خواهد کرد و تصویری را که هنوز متاسفانه بسیاری از افراد در خارج از ایران دارند عوض میکند . بسیاری در خارج ایران فکر میکنند زنان در ایران هنوز یک گروه زیر سلطه اند که با خاموشی و رضایت سلطه مردان را تحمل میکنند و اصولا ایران یک کشور مردسالار عقب مانده است و رهبری یک زن در ایران همچون یک شوک برای اینان خواهد بود تا مارا از اکثر کشورهای خاورمیانه متمایز یابند .

سران جنیش سبز چه بخواهند و چه نخواهند رهنورد هر روز بیشتر از روز پیش گوی سبقت از موسوی میرباید و بیشتر مطرح میشود . امیدوارم همه همراهان و همرزمان جنبش دموکراسی ایران نیز این حقیقت را دریابند و این شیرزن مبارز را در مسیری که در پیش گرفته تنها نگذارند. میدانم که بر بسیاری از مبارزان سخت می آید که نقش مهم رهنورد را بپذیرند. اما گاه تاریخ بازیهایی دارد که با آنچه ما میخواهیم و آرزو داریم فرسنگها فاصله دارد و چه  بسا پیش آمده که  همین کرشمه های تاریخ ،از راهی دیگر، خلاف انتظار روشنفکران ،  ملتی را به هدفی که میخواسته رسانده است .  در مورد نقش نهایی رهنورد نیز این تاریخ است که تصمیم خواهد گرفت اما ما نیز نباید چشم بر حقیقت ببندیم و نقشی را که رهنورد اکنون بر عهده گرفته از نظر دور داریم .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

در بین دولتمردان جمهوری اسلامی فقط یک نفر، یک روباه پیر، نیت واقعی احمدی نژاد را دریافته (دوراندیش)

اکتبر 24, 2010

وب نوشت دوم آبان رفسنجانی انگشت روی نکته حیاتی و اساسی آنچه اکنون در پشت پرده جمهوری اسلامی جریان دارد گذاشته . موضوعی که اکثر ما در جنبش سبز توجه کافی به آن نداریم . تنها و تنها رفسنجانی در میان دولتمردان جمهوری اسلامی به وضوح و روشنی متوجه ماهیت اساسی آنچه اکنون در سطوح بالای جمهوری اسلامی میگذرد است . او میگوید: همه هدف احمدی نژاد از بیان مطالب خلاف واقع یک نکته بود : روحانیت کارایی اداره کشوررا ندارد! (من در این مقاله در 24 شهریوراین مطلب را گوشزد کرده بودم ).

رفسنجانی به درستی درک میکند که جناح احمدی نژاد در یک پروسه دراز مدت در پی حذف ملایان از پستهای کلیدی جمهوری اسلامی هستند. آنان در پی اینند که حاکمیت سپاه بر کشور را تکمیل کنند . در این حاکمیت جایی برای روحانیت نیست و آنان فقط در نقش تایید کننده رهبران نظامی کشور عمل خواهند کرد. فرق رفسنجانی و خامنه ای در اینست که خامنه ای توان درک این واقعیت را ندارد و در سودای قدرت بیشتر دست احمدی نژاد را برای اجرای پروژه حاکمیت سپاه باز گذاشته است . سایر ملایان نیز به بوی کباب و تکه استخوانی که سپاه برایشان پرت میکند به دنبال سپاه روانند و تنها وقتی چشم باز خواهند کرد که کار از کار گذشته و سر رشته قدرت از دستشان به در رفته است .

«دوراندیش»

انتصاب یکی از فرماندهان سپاه بعنوان مدیرعامل بهشت زهرای تهران

اکتبر 22, 2010

به نقل از جرس ، 29 مهرماه :

جرس: بنا به شنیده های خبرنگار جرس از تهران، سردار پاسدارعلی اکبر توکلی نژاد که از فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی بوده، طی روزهای اخیر به سمت مدیر عاملی بهشت زهرا منصوب گشت؛ سمتی که که پیش از این اسد الله فاضل عهده دار بود.

بنا به این گزارش، سازمان بهشت زهرا از سازمانهای مهم شهرداری تهران است که نیروهای اطلاعاتی، امنیتی، قضایی و همچنین سپاه، «تردد، اِعمال نفوذ و همچنین اعلام نظرهای بسیار زیادی» در آن محل دارند، از جمله در موارد «دفن افرادی که اعدام می شوند، جنازه هایی که شکنجه شده اند و آثار شکنجه بر روی جنازه باقیست، دفن کشته شدگان داخل زندانها از جمله اوین وکهریزک و بازداشتگاهها»، که همگی به قبرستان بزرگ بهشت زهرا در جنوب تهران ختم می شود.

این گزارش ضمن اشاره به دفن اجساد دهها تن از جانباختگان گمنام و ناشناس حوادث بعد از انتخابات، که در تاریکی شب در بهشت زهرا به خاک سپرده شدند، خاطرنشان کرده «در دفعات متعددی اجساد کشته شدگان گمنام و ناشناس در گروه های بیست الی پنجاه نفره در نقاط مختلف بهشت زهرا به خاک سپرده شده اند.»

بنا به گزارش خبرنگار جرس، انتخاب یک فرمانده نظامی و سپاهی در این جایگاه، با توجه به ملاحظات امنیتیِ فوق صورت گرفته است و انتصاب یک سردار سپاه به عنوان مسئول یک قبرستان، باید معنای ویژه ای داشته باشد و مطمئنا به معنی آمادگی جهت اقداماتی در آینده و حفظ اسرار جنازه ها، کشته شده ها، اعدامیان و شکنجه شده ها می باشد.

گفتنی است سال گذشته سایت نوروز گزارش داده بود که در تیرماه گذشته، ٤٤ جسد که هویت شان معلوم نبوده، فقط با شمارۀ جواز دفن، در قطعۀ ٣۰٢ بهشت زهرا به خاک سپرده شده اند.

مهدی محمودیان، عضو زندانی جبهه مشارکت، که نقش مهم و اساسی در افشای جنایت کهریزک داشت، نقش بزرگی نیز در انتشار اسامی بالغ بر ۷۰ تن از شهدای پس از انتخابات و همچنین فیلم منتشر شده از دفن پنهانی و دسته جمعی شهدای جنبش سبز در قطعه ٣۰٢ بهشت زهرا ایفا کرد، که به همین دلیل به زندان محکوم گردید.

همچنین سال گذشته حمیدرضا کاتوزیان، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی گفته بود: «این موضوع که افرادی در بهشت ‌زهرا دفن شده و روی محل دفن آن‌ها شماره دفن، به جای نام آن‌ها حک شده صحت دارد».

 

آن روز که خمینی مرد (دوراندیش)

اکتبر 18, 2010

شاید در تمام زندگی فقط یکبار از شدت خوشحالی گریه کرده باشم و آنهم آن روز صبح بود. همیشه توی کتابها میخواندم که «طرف از شدت خوشحالی گریه کرد» و باورم نمیشد ولی آن روز صبح وقتی تلوزیون این خبر را داد از شدت خوشحالی هق هق گریه کردم . از چند هفته پیش معلوم بود این بابا رفتنیه . تلوزیون دائم از مردم میخواست برای سلامتش دعا کنند. یادم نمیرود  یکبار هم خمینی را نشان  دادند توی تخت خوابیده بود با شبکلاه سفیدش و برادرش کنار دستش بود . آن روزها همانطور که گفتم دائم رادیو و تلوزیون از مردم میخواستند برای سلامتی امام دعا کنند. همه منتظر بودیم که طرف اینبار رفتنی باشد به خصوص بعد از سرکشیدن جام زهر و اینکه نتوانسته بود عراق را نیز تصرف کند خیلی برحضرت آقا  گران آمده بود و روی سلامتش تاثیر گذاشته بود.

صبح خیلی زود با کمی دلشوره و انتظار ساعت پنج پاشدم و رادیو را روشن کردم . دیدم قران پخش میشود و از برنامه های معمول خبری نیست  . با مطالعه  تاریخ شوروی خیلی خوب میدانستم که هر موقع یکی از رهبران حزب کمونیست می مرد رادیو از سه روز قبل از اعلام خبر شروع به پخش سرودهای انقلابی میکرد و اینطوری مفسران خارجی و مردم شوروی حدس میزدند که طرف مرده . امیدوار شدم ولی سعی میکردم خیلی به خودم امید ندهم که مبادا باز رادیو شروع کند که به کوری چشم دشمنان امام زنده هستند و رفسنجانی دروغگو دوباره برود بالای تریبون نماز جمعه مثل آن بار که گفت امام هنوز مادرشان زنده هستند و دشمنان آرزوی مرگ ایشان را دارند.

نمیدانم چه ساعتی بود ولی هنوز صبح زود بود و هوا تازه روشن شده بود و خیابانها خالی خالی بود ، شاید ساعت شش صبح بود.  تلوزیون راروشن کردم برای اخبار ،یکدفعه گوینده اخبار آمد و با آن صدای محکمش اعلام کرد : «روح خدا به خدا پیوست » حتی حالا هم که این را مینویسم با به یاد آوری آن لحظه  تنم مور مور میشود . باورم نمیشد . باورم نمیشد این جلاد خونخوار که  صد ها هزار ایرانی بیگناه را روانه گور کرده بود مرده است . احساسی که داشتم مثل احساسی بود که ملیونها قربانیان جنگ دوم با شیندن خبر مرگ هیتلر داشتند و یا زندانیان گولاگ در روسیه وقتی خبر مرگ استالین را شنیدند .

بعد تلوزیون برای اینکه خیال مردم را راحت کند احمد آقا را نشان داد که کنار جنازه باباش داشت مطابق معمول گریه میکرد (از بس این آدم در مواقع مختلف گریه میکرد بهش میگفتند احمد گریان ). دیگر نمیدانم چه شد . تمام بغض آن ده سال زد بیرون. های های گریه میکردم . گریه میکردم به خاطر دوستانم که زیر شکنجه در اوین کشته شده بودند . به خاطر دوستانم که اعدام شده بودند . به خاطر آن پدری از آشناهایمان که سه پسرش را در اوین یکی پس از دیگری اعدام کرده بودند . به خاطر آن جوانهای دوازده سیزده ساله ای که فقط به خاطر فروش یکی دوروزنامه مجاهد یا چپی در جا در خیابان کشته شده بودند . به خاطر آن جوانی که در قم توی خیابان با روزنامه مجاهد دستگیرش کرده بودند و حاج آقا خلخالی از ماشینش پیاده شده بود و تفنگ یکی از پاسدارها را گرفته بود و  همانجا به دست مبارکش  او را کشته بود . به خاطر آن پنج هزار نفری که سال 60 اعدام شده بودند و آن سه هزار نفری که سال 67 در زندانها قتل عام شده بودند و آن صدها هزار نفر نوجوان بیگناهی که در جبهه ها قربانی جاه طلبی جنون آمیز این مرد برای انتقا م از صدام و تصرف عراق شده بودند.

رفتم روی بالکن .هنوز صبح زود بود کسی بیرون نبود. میدونستم اون روز دیگه تعطیله ، حتی اگر هم تعطیل نمیشد من سر کار برونبودم . دویدم رفتم پایین سوار ماشین شدم که بروم بیرون خیابانها را ببینم . تمام شهر رو چرخ زدم . به خصوص یادمه از جلوی دانشگاه تهران رد شدم . مردم بی تفاوت داشتند میرفتند سر کار و زندگی .  حتی یک نفر را ندیدم که گریان باشد . هیچ گروهی هم در خیابانها راه نیفتاده بود . اصلا انگار نه انگار که این بابا مرده .

آن هیستری راکه در فیلمهای تشییع جنازه خمینی  میبینید بعدا درست کردند و  با تبلیغات شدید وفشرده در ظرف سه روز و با آوردن صدها هزار نفر از دهات و شهرستانها به تهران وگرنه مردم تهران روزاول هیجان خاصی نشان نمیدادند . فیلمها ی تشییع جنازه و عزاداریها را باور نکنید . هر حکومت دو زاری دیکتاتوری خیلی راحت میتواند از این برنامه ها راه بیندازد.

خیلیها از مردن این بابا خوشحال بودند ولی جرئت نمیکردند توی کوچه وخیابان خوشحالی خود را نشان بدهند. آن موقع دهه شصت بود، نه حالا.  رژیم در کمال قدرت و قساوت و  بسیار بیرحم بود و هزار هزار اعدام میکرد نه مثل حالا پنج تا پنج تا . مردم جرئت نداشتند جیک بزنند و هنوز مثل حالا گروههای بزرگی از حکومت از آن جدا نشده بودند تا زیر چتر مخالف آنان مردم بتوانند مخالفت خود با کل جمهوری اسلامی را ابراز کنند و ضمنا پس از سالها انقلاب و قتل عام و کشتار و قحطی و جنگ و بمباران مردم خسته تر از آن بودند که اصولا هیچگونه عکس العمل جمعی نشان دهند . نسل جدید و تازه نفسی باید به میدان می آمد تا جنبش سبز به راه بیفتد.

یادم می آید تعطیلی  را چند ساعت بعد اعلام کردند چون معلوم بود اینقدر دستپاچه شده بودند که حتی یادشان رفته بود به فکر مراسم خاکسپاری و تعطیلی و غیره بیفتند. بعد هم ماجرای عزاداریهای هیستریکال که رادیو و تلوزیون و مساجد به آن دامن زدند پیش آمد . جنازه بابا را بردند گذاشتند توی یک یخچال بقالی بالای یک دیوار کانتینر که همه بتوانند ببینند وسط آفتاب سوزان مصلی و آن بیابانی که شهرستانیها تویش خیمه زده بودند و مثل اینکه به پیک نیک آمده باشند زیر اندازها و پتوها را پهن کرده بودند و توی سر میزدند. واقعا که مراسم هم در حد شعور آخوندهای غیر از قم ندیده ما بود . آخر چه کسی مراسم وفات یک دیکتاتور کبیر را اینطور برگزار میکند که جنازه بابا را بگذارد توی یخچال بقالی بالای سه ردیف کانتینر؟ یادم می آید از بزرگراه که رد میشدیم میشد باد توی یخچال را دید که کفن سفیدش را میزد هوا. جوک شده بود که آقا را گذاشتند توی آکواریوم . بعد هم که افتضاح به خاکسپاری و تکه پاره شدن کفن و جنازه زیر هجوم توده های هیستریک .

اضافه کنم این را مقایسه کنید با مرگ طالقانی . صبح که رادیو اعلام کرد فوت کرده مردم کرور کرور ریختند اطراف دانشگاه تهران . همه سرویسها بند آمده بود . من خودم از شهر آرا اجبارا پیاده رفتم تا دانشگاه تهران برای اینکه اصلا اتوبوس و تاکسی گیر نمیامد . تمام طول راه خیابانها پر از جمعیت بود که خودجوش به سوی دانشگاه تهران سرازیر بودند بدون اینکه حکومت اصلا تبلیغاتی کرده باشد و یا برنامه ریزی و برنامه ای اعلام شده باشد.  هزاران نفر جمع شده بودند اطراف دانشگاه و توی دانشگاه و من خودم میدیدم خیلیها کنار دانشگاه روی جدول خیابان نشسته بودند و های های گریه میکردند . آن موقع هنوز خیلیها طرفدار انقلاب بودند. اکثر روشنفکرها هنوز طرفدار انقلاب بودند برای اینکه بساط به اصطلاح «امپریالیسم خونخوار آمریکا» را بر هم ریخته بود و شاه را فراری داده بودو هنوز امید فردای بهتری میرفت .  گذشته از آن طالقانی اصلا آدم دیگری بود و در همان مدت کوتاه بعد از انقلاب اذیتش کرده بودند و کلاهش با آقا توی هم رفته بودو  اگر زنده مانده بود مطمئنا خمینی حساب او را هم مثل شریعتمداری و منتظری میرسید . خلاصه اینکه عزاداری برای طالقانی واقعا از ته قلب و خودجوش بود. من خودم به چشم خود آقایان شیک و پیک و خانمهای تی تیش مامانی رو دیدم که اطراف دانشگاه تهران گریه میکردند . اما عزاداری برای خمینی تمام مصنوعی و صحنه ریزی شده بود.

«دوراندیش»

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

نگذاريد يک معلم گمنام تنها به جرم آن که تنهاست اعدام شود! نامه سکينه حبيبی، همسر عبدالرضا قنبری معلم محکوم به اعدام

اکتبر 14, 2010

21 مهر

بسم الله الرحمن الرحيم

مقامات فرهنگی و تمامی وجدان‌های بيدار در سراسر جهان
کانون‌های معلمان
سازمان‌های حقوق بشری

سال‌ها پيش زمانی که در ايام دانشجويی با دو مناسبت جهانی پنجم و دهم اکتبر آشنا شدم، هرگز گمان نمی‌بردم که اين دو روز چه ارتباطی با هم می‌توانند داشته باشند و يا چه اتفاقی می‌تواند زندگی مرا به نحو توامان به اين دو مناسبت گره بزند. پنجم اکتبر روز جهانی معلم و ۱۰ اکتبر روز جهانی مبارزه با اعدام است. البته در ايران ما روز معلم را با سال‌روز شهادت استاد مطهری شناخته و اعدام هم که حکمی قانونی برای برخی جرايم محسوب می‌شود.

هم اکنون سال‌ها از آن روزها گذشته و جز مراسم‌های رسمی و تشريفاتی، ديگر خبری از انديشه‌های استاد مطهری نيست. فردی که مظهر آزادانديشی در حوزه دين و سياست بود. فردی که به من و امثال من آموخت حجاب اجباری، ارزش زن مسلمان محسوب نشده و بسياری از زنان نسل مرا به گزينش اختياری پوشش و هويت اسلامی رهنمون ساخت.
امسال اين دو مناسبت جهانی در حالی فرا می‌رسد که عبدالرضا قنبری معلم گمنامی که به جهت عدم عضويت در هيچ سازمان و حزب سياسی، سرنوشتش برای هيچ کس مهم نيست، در انتظار اجرای حکم اعدام به سر می‌برد و هيچ فرد و يا نهاد سياسی و فرهنگی پيگير وضعيت وی نبوده و هيچ اقدامی برای توقف اين حکم صورت نمی‌پذيرد.
اخيراً آگاه شدم که دکتر صدر حاج سيد جوادی در نامه‌ای خطاب به دبيرکل سازمان ملل متحد، پاپ و رييس اتحاديه اروپا خواستار اقدامات اين شخصيت‌ها به منظور توقف اجرای حکم عبدالرضا قنبری شده است که گمان نمی‌کنم اقدام خاصی از سوی اين مقامات صورت گرفته باشد.
اکنون منم زنی خسته و هم سرنوشت با عبد الرضا که ماه هاست از تاييد حکم اعدامش می گذرد .
منم زنی که هر روز را با هزاران وعده مقامات قضايی به صبح می رسانم و امروز در آستانه روز جهانی معلم و روز جهانی مبارزه با اعدام نا اميد از همه مراجعات و مکاتبات مکرر با مقامات سياسی ، قضايی و حتی مراجع عظام تقليد برای نجات معلمی نمونه ودلسوز که هر لحظه را با ياد شاگردانش می گذراند و پدری که دو فرزند تيزهوشش هر لحظه را در انتظار دست نوازشگرش سپری می کنند و مردی که در اين بحبوحه و کشاکش دهر نيز به همسرش يادآور می‌شود که عاشق انسان است، حتی اگر اين انسان به او ظلم کرده باشد و قاضی و بازجويی باشند که چنين سرنوشت هولناکی را برای او رقم زده‌اند، ماهها سکوت خود را شکسته و از تمامی جهانيان و به ويژه سازمانهای فرهنگی و حقوق بشری استمداد می طلبم تا اگر وجدان بيداری در هستی نفس می کشد مانع اجرای حکم اعدام همسرم شود.
نمی‌دانم درست است اگر از سازمان‌های فرهنگی و در راس آنان بنياد يونسکو درخواست کنم که اگر سرنوشت همسران و پدران در دستور کار شما قرار ندارد، لطفا نگذاريد که يک فعال فرهنگی و يک معلم گمنام تنها به جرم آن که تنهاست و کسی را ندارد به سرنوشت جنايتکاران دچار شده و اعدام شود.

سکينه حبيبی
همسر دردمند و بی‌پناه عبدالرضا قنبری

اعتراض دانش آموزان دبیرستان فرهنگ به همسر مجتبی خامنه ای

اکتبر 14, 2010

21 مهرماه

پس از انتشار نامه اخیر رئیس قوه قضائیه به رهبر جمهوری اسلامی که در آن به نقش برجسته مجتبی خامنه ای در صدور احکام دادگاهها و وضعیت زندانیان سیاسی اعتراض شده بود، دانش آموزان دبیرستان غیرانتفاعی فرهنگ متعلق به غلامعلی حداد عادل روز چهارشنبه ٢١ مهرماه، به زهرا حداد عادل همسر مجتبی خامنه ای در مورد نقش همسرش در فجایع اخیر شدیدا اعتراض کرده اند

بازداشت سیامک میرزایی از فعالان دانشجویی در مغان

اکتبر 14, 2010

سیامک میرزایی فعال دانشجویی آذربایجانی در دانشگاه رشت عصر روز شنبه ۱۷ مهر ۸۹ در منزل پدری اش در شهر پارس آباد مغان بازداشت شد. به گفته نزدیکان خانواده سیامک میرزایی٬ ماموران امنیتی هنگامی که وی برای دیدار با خانواده از دانشگاه رشت به منزل پدریش در پارس آباد مغان آمده بود وی را بازداشت کرده‌اند.

به گزارش ساوالان سسی، ماموران به خانواده میرزایی گفته‌اند که آن‌ها این فعال دانشجویی را به اداره اطلاعات اردبیل خواهند برد اما وی تا کنون هیچگونه تماسی با منزل نداشته و این امر موجب نگرانی خانواده از وضعیت جسمی وی شده است.

میرزایی پیش از این نیز در اردیبهشت ۸۹ بازداشت و با ضمانت ۱۵ میلیون تومانی از زندان آزاد شده بود. دادگاه این فعال دانشجویی ۱۰ مهر ۸۹ در دادگاه انقلاب اردبیل برگزار شد.

میرزایی دانشجوی ترم آخر رشته مهندسی تولیدات دامی دانشگاه رشت است و در کنکور ورودی مقطع فوق لیسانس دانشگاه‌های دولتی ایران سال ۸۹ ستاره دار شده و از ورود به دانشگاه محروم شده بود.

زهرا رهنورد به کمپین خانواده بزرگ زندانیان سیاسی پیوست

اکتبر 12, 2010

به تازگی کمپینی با عنوان خانواده بزرگ زندانیان سیاسی آغاز به کار کرده است .کمپینی که هرکس مایل است می تواند با عضویت در آن به عنوان خواهر، برادر، پدر یا مادر یک یا چند زندانی سیاسی هرکاری که می تواند برای آزادی شان انجام دهد.

به گزارش کلمه ، زهرا رهنورد ، نویسنده و استاد دانشگاه نیز در نوشته ای کوتاه پیوستن خود را به این کمپین اعلام کرده است هر چند تاکید کرده که نمی تواند زندانی خاصی را از بین زندانیان برگزیند اما برای آزادی همه زندانیان سیاسی آزادی خواه ایران تلاش خواهد کرد .

متن یادداشت کوتاه زهرا رهنورد به این شرح است:

اگر چه تحت سلطه حاکمیت فعلی، ایران یک زندان بزرگ است با یک محیطی پادگانی و تفتیش عقاید در این زندان بزرگ زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودکان و خانواده ها را تهدید می کند و هیچ یک امنیت ندارند و امنیت شغلی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی برای شان به یک آرزو تبدیل شده است .

من با نگرش اصلاحی برای امنیت در کشور ایران کمر همت بسته ام، یعنی برای آزادی و آبادی و دمکراسی در ایران تا این زندان بزرگ را همه با هم دست در دست هم به گلستانی خرم و جامعه ای مدرن و پیشرفته تبدیل کنیم تا همه ایرانیان آزاد و آزاده باشند .

من در عین حال به کمپین خانواده برزگ زندانیان سیاسی می پیوندم چرا که در دل زندان بزرگی که نامش کشور ایران است زندانهای متعددی در سراسر کشور شناخته شده و پیدا و پنهان در استانها و شهرهای کشورمان آزادی خواهان را به بند کشیده است .

من به کمپینی که برای آزادی این زندانیان تشکیل شده می پیوندم ،خودم را عضوی از خانواده بزرگ زندانیان سیاسی می دانم و برای دفاع از همه زندانیان سیاسی ایران فعالیت می کنم ،چرا که همه آنها همراهان حق و آزادی و خواهران و برادران من هستند .چگونه می توانم کسی را از میان اینان برگزینم ؟ آیا می توانم از زنی که دو فرزند خردسالش در فراقش بی قراری می کنند بگذرم یا آن جوانی که مادر و همسرش نگران رنجها و شکنجه های او هستند ؟یا آن پدری که همچون ستون بنای آزادی است؟ یا آن دختر جوانی که لباس زندان را به رخت عروسی و شعرها و هلهله های جشن ها ترجیح داده است؟ کدام را می توانم انتخاب کنم تا از او حمایت کنم و برای آزادی اش تلاش کنم ؟ نه! من مدافع همه زندانیان آزادیخواهم و همه آنها را اعضای خانواده خود می دانم و امیدوارم جشن یپروزی سعادت مردم را همه با یکدیگر برگزار کنیم .

زهرا رهنورد

هجدهم مهرماه ۱۳۸۹

پیش به سوی صرافیها

اکتبر 11, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

نافرمانی مدنی انجام عملیات خارق العاده نیست. عبارت است از بهره گیری هوشمندانه از توانایی جمعی. نگاه کنیم به شرایط کنونی. دولت کودتاچی با کمبود ارز مواجه است. بیش از دو هفته است که نتوانسته نرخ ارز را تثبیت کند و هر چه می کند سبب آرامش بازار و از بین رفتن صف ها نمی شود. صرافی ها حیران و سرگردانند و مشتریان صف بسته اند اما نمی توانند ارز پیدا کنند. معنی همه ی این ها چیست؟

دولت پاسدار احمدی نژاد ارز به اندازه ی کافی ندارد تا به بازار بیاورد و قیمت دلار را تثبیت و نگرانی ها را از بین ببرد. پس دارد در این زمینه از خود ضعف نشان می دهد. حال اگر ما واقعا می خواهیم این دولت کودتاچی را پایین بکشیم و می دانیم که رفتن به خیابان ها فعلا پرهزینه است می توانیم یک کار ساده کنیم. قدری ارز بخریم. چقدر؟ هر چه می توانیم ده دلار، صد دلار، هزار دلار. هر چقدر که توانایی مالی مان اجازه می دهد. می پرسید نفع این کار چیست؟ پاسخ این است که همه اش نفع است:

۱) پول ریال و تومان خود را که در مقابل تورم و گرانی هر روز دارد بی ارزش تر و ضعیف تر می شود تبدیل به پولی می کنید که قدرتش و ارزش آن در ایران هر روز دارد بالاتر می رود. بنابراین از آن جا که محال است قیمت ارز از قیمت کنونی پایین تر بیاید به طور قطع پول شما به صورت دلار یا همین ارزش را حفظ می کند و یا این که دارای ارزش بیشتری در آینده خواهد شد. پس در هر دو حالت با تبدیل تومان به دلار شما برنده هستید.

۲) دولت پاسدار احمدی نژاد وقتی با تقاضای بالا مواجه شود مجبور است که ارز را از نیازهای حیاتی دیگر بزند وبرای مهار بحران تقاضای زیاد به صرافی ها بیاورد. این امر چرخ های اقتصادی دولت را در عرصه های دیگر خواهد خواباند.

۳) با اوج گیری موج خرید ارز توسط مردم در یک مقطع بانک مرکزی نمی تواند به تقاضا پاسخ دهد و بحران ارز به بحران ورشکستگی ارزی دولت کودتاچی تبدیل می شود. با علنی شدن این ورشکستگی کل عملیات بانک های کشور دچار اختلال شده و سیستم بانکی کشور می خوابد. این آغاز بحران سراسری است. (more…)

عکسی از دیدار رهنورد با شیوا نظر آهاری پس از آزادی از زندان

سپتامبر 14, 2010

باز هم میگوییم ، «در مقطع فعلی انقلاب سبز برای دموکراسی و آزادی در ایران» ، رهنورد مناسبترین رهبر ی برای جنبش سبز است :


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: