Posts Tagged ‘رهنور’

خامنه ای به خود بیا ، احمدی نژاد روز به روز دامنه کودتای آرام خود را بسط میدهد

ژانویه 2, 2011

احمدی نژاد در یک اقدام بیسابقه دوازده مشاور خود را که اپسیلونی با او در بعضی موارد تفاوت نظر داشتند برکنار کرد . احمدی نژاد روز به روز دولت کودتایی خود را یکدست تر میکند به صورتی که به زودی این دولت از بالا تا به پایین فقط از مشاوران و کارگزاران گوش به فرمان او تشکیل خواهد شد و بس. خامنه ای اگر دانه خردلی عقل داشته باشد باید دریابد که این کودتای آرام و خزنده دامنگیر او هم خواهد شد . احمدی نژاد و پشتیبانان قدرتمند (و پشت پرده اش) در سپاه به تدریج نیروهای خود را در همه پستهای مهم مملکت مستقر میکنند . کودتای خزنده به آرامی همه زوایا و گوشه های دولت را در بر میگیرد و افسار به زودی به کلی از دست خامنه ای خارج خواهد شد . البته به او به عنوان نماد سمبلیک جمهوری اسلامی احتیاج دارند و به این زودیها کنار نخواهند زدش ، ولی او فقط همین خواهد بود نه بیش ، یک پرچم پاره برای دولت کودتا که گاه گاه نطقی میکند و در مجلس شعرای کاسه لیس حاضر میشود.

باید دید هنگامی که احمدی نژاد میخ خود را کاملا کوبید و از زیر قبای خامنه ای خارج شد و به استقلال کامل رسید چه خواهد کرد . آنگاه است که احمدی نژاد واقعی را خواهیم شناخت . آیا او یک مشایی دوم است؟ آیا اینان سعی دارند مانند دولت چین پس از سرکوب جنبش تیان آن من ،صد و هشتاد درجه تغییر جهت دهند؟ آیا وقتی خود را از شر قدرت خامنه ای خلاص کردند یک روز همه آقایان را با کت و شلوار و کراوات خواهیم دید که دست دوستی به سوی آمریکا دراز میکنند ؟ همان کاری که رهبران شوروی پس از مرگ استالین و رهبران چین پس از مرگ مائو کردند؟ مشایی از هم اکنون نیز نداهایی در مورد اهمیت ایران و پرچم ایران و ایران پرستی و  غیره سر داده است ، آیا پس از پیروزی کامل کودتای خزنده ، آقایان همه ترو تمیز و ریش تراشیده و کراوات پوشیده زیر پرچم ایران عکس خواهند گرفت و درهای مملکت را به روی جهان خارج باز خواهند کرد تا حکومت خود را نجات دهند ،آنسان که کمونیستهای چین کردند؟

«دوراندیش»

Advertisements

بابک داد: دولت در «رأس امور»، جراّحي در پيش: از حالا گربه هاي محله را زير نظر بگيريد!

نوامبر 24, 2010
اول؛ دولت در رأس امور!
دعواهاي مجلس و دولت، بالاخره به همان نقطه اي رسيده كه در هر «شبه دموكراسي جعلي» قابل پيش بيني است. در چنين حكومتهايي كه مي خواهند فقط نمايشي از يك دموكراسي محدود داشته باشند، ولي به هيچكدام از قواعد مردمسالاري پايبند نيستند، غالبا» اين دعواها رخ مي دهند. اما در ايران، بخصوص بعد از كودتاي انتخاباتي سال قبل، حكومت تصميمات مهمي براي برچيدن آنچه «حشو و زوايد دموكراسي» مي داند، آغاز كرده است.
حكومت ابتدا «مجلس خبرگان» را برچيد كه وظيفه ذاتي اش، انتخاب رهبر و نظارت بر انجام وظايف رهبري است. وقتي نايب امام زمان(!) رهبر كشور ماست، ديگر چه احتياجي هست به مجلسي كه بتواند بر او و عملكردش نظارت كند؟ مجلس خبرگان كه سالها خفته بود، از سال قبل به طور كامل عقيم شد و در اجلاس ساليانه اش در مهرماه 88 با آنكه هاشمي رفسنجاني هم به رياست آن رسيد، اما عملا» آخرين نفسهايش را هم كشيد و عمرش را داد به آقاي جنتي!
نوبت بعد «مجمع تشخيص مصلحت نظام» بود كه گاهي در دعواهاي مجلس و دولت، بايد ميانداري مي كرد و بنا بر مصالحي، قوانين مورد دعوا را بررسي، اصلاح و تصويب مي كرد. مجمع تشخيص هم با انزواي آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس آن، به محاق رفت و آن «استوانه نظام» كه روزي آيت الله خميني مي گفت: «انقلاب زنده است تا هاشمي زنده است!» از همه اركان اصلي حكومتي كنار نهاده شد. هرچند به نظر شخص من، اين كمترين تاواني بود كه هاشمي بايد مي پرداخت. اينك آنچه باقي ماندخ، يك دولت مطلوب رهبري است و يك «مجلس» كه گهگاه ايجاد مزاحمت مي كند و يك «قوه قضائيه» كه امثال جنتي گاهي بايد سرش فرياد بكشند كه چرا به مجرمان سياسي، مرخصي مي دهد؟! و چرا دسته دسته معترضان را اعدام نمي كند؟ از اين سه ركن، دولت و مجلس و قوه قضائيه، آنچه مطلوب آقاي خامنه اي بود و اكنون هم در «رأس امور» نشسته است، همين دولتي است كه يكه تاز ميدان است و با مديريتي مستقيم و بدون دفتر و دستك هاي اضافي، اوامر رهبري را اطاعت مي كند و يك احمدي نژاد دارد كه نظراتش از همه «به نظر آقا نزديكتر است!»
اينك مجلس شوراي اسلامي كه خود نيز به نوعي «منصوب» همين حكومت و شوراي نگهبان بود، سر برآورده است تا بر اساس سخنان بنيانگذار انقلاب، دوباره «در رأس امور» بنشيند! حال آنكه در رأس امور، اكنون دولتي مقرّب درگاه همايوني قرار دارد كه براي استقلال قواي مقننه و قضائيه با عرض معذرت «شيشكي» مي بندد و پشت سايه همايوني رهبر قايم مي شود. در كشاكش اين سهم خواهي مجلس و دولت، معلوم است «نظر آقا» با يكه تازي چنين دولتي است. اما باز هم آقاي خامنه اي قصد دارد نمايشي از عدالت و مردمسالاري علوي(!) را به صحنه ببرد و حكميتي برپا كند كه البته داور آن را هم خودش تعيين كرده است؛»آيت الله جنتي»! و نتيجه آن هم از حالا معلوم است؛ شبيه همان حكميت خائنانه اي كه در بازبيني انتخابات سال قبل توسط رهبري انجام گرفت، و پيشاپيش معلوم بود هيچ گوشي براي شنيدن سخنان نامزدهاي معترض وجود ندارد و جلسه رسيدگي به اعتراضات نامزدها، يك نمايش ساختگي است و بس!
طبيعي است آقاي جنتي براي به كرسي نشاندن نظرات رهبر، به جلسه حكميت بين مجلس و دولت رفته است. اما برخي از مجلسيان كه تحقيرهاي احمدي نژاد نسبت به مجلس را تاب نمي آورند، سعي دارند خود را قانع كنند كه آنچه از نتيجه داوري از زبان جنتي مي شنوند، نظر نهايي شخص رهبر نيست و هنوز در اين رؤيا هستند كه مجلس بايد در رأس امور بماند! امري كه با وجود چنين دولت منصوب و محبوب رهبري، ناممكن به نظر مي رسد. (more…)

جعفر پناهی : حکم علیه اندیشه‌ی من، حکم علیه مردم کشور است

نوامبر 12, 2010

دفاعیه جعفر پناهی

ریاست محترم دادگاه، اجازه می‌خواهم لایحه‌ی دفاع از خود را در دو بخش تقدیم کنم:

بخش نخست: آن چه می‌‌گویند

در چند روز گذشته فیلم‌های مورد علاقه ام را که قبلاً بارها دیده بودم، دوباره دیدم؛ البته امکان دسترسی به بسیاری از فیلم‌های ارزشمند تاریخ سینما را نداشتم، چرا که در شب دهم اسفند ۸۸، وقتی به اتفاق آقای محمد رسول اف مشغول ساختن فیلمی از جنس سینمای اجتماعی و هنری بودیم، نیروهایی که خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی می‌کردند، بدون نشان دادن مجوز، ضمن دستگیری ما و دیگر همکاران مان، آن فیلم‌ها را هم با خود بردند و هرگز پس ندادند. تنها حرفی که بعدها درباره‌ی آن فیلم‌ها شنیدم از بازپرس پرونده ام بود که گفت: این فیلم‌های مستهجن چیست که نگه داشته ای؟

من سینما را از همان فیلم‌های ارزشمند سینما یاد گرفتم که بازپرس آن‌ها را مستهجن می‌نامید. باور کنید نمی‌دانم چگونه می‌شود آن‌ها را مستهجن نامید. همان طور که نمی‌توانم بفهمم آن چه که اکنون به اتهام آن مرا محاکمه می‌کنید را چگونه می‌شود جرم نامید؟ آیا این مصداق بارز قصاص قبل از جنایت نیست؟ مرا به جرم ساختن فیلمی محاکمه می‌کنید که موقع دستگیری در سر صحنه حتی سی درصد آن هم فیلمبرداری نشده بود. حتماً این مثال را شنیده اید که اگر “لا الله الا الله” را که شهادت به یگانگی خداوند می‌دهد، فقط پنجاه درصداش را بگویی کفر محسوب می‌شود. چگونه می‌شود تنها با استناد به سی درصد از فیلمی که هنوز تدوین و صداگذاری نشده و مراحل فنی آن به پایان نرسیده، کسی را متهم کرد. اجازه دهید بقیه‌ی این فیلم را بسازیم، تدوین و صداگذاری کنیم و مراحل فنی آن را به پایان برسانیم، آن گاه درباره‌اش قضاوت کنید؛ فیلمی از سینمای اجتماعی ایران بر محور تلاش یک خانواده برای بازیابی امید و دوباره گرد آمدن کنار یکدیگر. (more…)

بحران عظیم اقتصادی در راه است ، رهبران سبز ، اینبار دیگر فرصت را از کف ندهید (دوراندیش)

اکتبر 30, 2010

صدای غرش رعد را میشنوید ؟ طوفانی خانمان بر انداز در راه است و به زودی ابرهای سیاه یک بحران اقتصادی عظیم  بر سر ایرانیان سایه خواهد افکند . دولت ابله احمدی نژاد با دست خود تیر خلاص بر شقیقه خود زده است . پس از اتلاف بیش از سیصد ملیارد دلار درآمد نفت در عرض چهار سال ،  اکنون که کف گیرشان به ته دیگ خورده و بهای نفت پایین آمده و تحریمها فشار آور شده اینان با بی خردی تمام در میان این بحران عظیم اجتماعی که ایران را فراگرفته وقت گیر آورده اند که یارانه ها را نیز حذف کنند .

فرصت طلایی پس از انتخابات 88 به علت دست دست کردن و ملایمت بیش از حد شما از دست رفت . آنوقت که ملیونها مردم با شور و حرارت در خیابانها بودند و حکومت عقب کشیده و دستپاچه شده بود کوتاه آمدید تا جنبش سرد شد و مردم به خانه ها بازگشتند . به دولت فرصت دادید تا ارتش شکست خورده و هزیمت یافته خود را دیگر بار سامان دهد و کنترل خیابانها را به دست بگیرد . بیایید اینبار دیگر کوتاه نیایید و مرد و مردانه از مردم بخواهید در اعتراض به این طوفان اقتصادی که از راه میرسد به خیابانها بریزند و دست به اعتصاب و تحصن بزنند . رهبران عزیز ، تا کی منتظر اجازه از وزارت کشور برای تظاهرات خواهید ماند . اجازه ای که هرگز صادر نخواهد شد . اکنون وقت عمل است نه  گدایی مجوز تظاهرات از خامنه ای و احمدی نژاد.

اینبار دیگر این فرصت طلایی را از دست ندهید . به درک که احتما ل دارد جمهوری اسلامی نیز در جریان اعتراضات عظیم مردمی سرنگون شود و شما خود را مقصر بشمارید ، مسئله حیاتیتر از آن است که اکنون غصه بقای جمهوری اسلامی و عصر طلایی خمینی  را بخورید . به جرئت باید گفت که اینبار آینده ایران مطرح است ، زندگی اقتصادی مردم مطرح است ، بلای وحشتناک فقر گسترده که از افق سیاستهای نابخردانه احمدی نژاد سر زده است . مسئولیت شما در برابر آینده ایران بسی حیاتیتر از احساس وظیفه ای است که برای دوام و بقای جمهوری اسلامی میکنید. از طرف تک تک مردم ایران ، از طرف خیل عظیم  بیکاران و آنان که  به زودی به صف آنان خواهند پیوست  ، از طرف توده عظیم حقوق بگیران و کارگران و کارمندان که در تورمی که از راه میرسد سرمایه یک عمر خود را از دست خواهند داد ، از شما میخواهیم ، اینبار دیگر کوتاه نیایید.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

بیانیه جدید زهرا رهنورد رهبر واقعی جنبش سبز در مورد زندانیان سیاسی

ژوئیه 3, 2010

به نقل از کلمه 12 تیر:

زندانها باید افتخار کنند که همنشین نیکان و پاکانی شده اند که فقط خواهان آزادی ، دمکراسی ، عدالت و سر افرازی انسان بوده اند و دغدغه ای ندارند جز سعادت ملت . امروز زندانها میزبان نخبگان علمی ، دانشجویان ، استادان ،روزنامه نگاران ،المپیادی ها ،طرفداران حقوق بشر هستند . شخصیتهای والایی که دولت و نهادهای دست اندرکار باید خودشان به آنها جایزه حقوق بشر بدهند به جای اینکه آنان را دربند کنند.

اینک به فهرستی از مظالمی که بر زندانیان روا می رود اشاره می کنم و به حاکمیت هشدار می دهم شما هم خودتان خانواده، خواهر، مادر، پدر، فرزند و برادر دارید. آنچه را که بر خود نمی پسندید بر این فرزندان غیور ملت نپسندید زندانیان را آزاد و تا تحقق روند آزادی مضیقه هایی را که بر آنان می رود ، برطرف کنید. به تعدادی از این ظلم ها که اکنون بر این زندانیان می رود اشاره می کنم نکاتی که خانواده های زندانیان سیاسی نگران آن هستند.

۱-بعد از بازداشت هر فردی طبق قانون اساسی باید علت دستگیری به او و خانواده اش گفته شود و جایگاه و موقعیت زندانی هم برای خانواده اش مشخص شود .

۲- طبق قانون باید متهم ظرف ۴۸ ساعت بعد از بازداشت تفهیم اتهام شود اما گزارش ها نشان می دهد این شیوه درباره بسیاری از زندانی ها رعایت نمی شود.

۳-مشخص نبودن مکان نگهداری متهم و بی اطلاعی خانواده از وضعیت زندانی شان خود مصداق شکنجه ، فشار روحی و روانی زندانی است که در باره برخی از بازداشت شده ها اعمال می شود.

۴-طی مراحل بازداشت ارتباط خانواده و متهم به طور کامل قطع است که فشار روحی و روانی زیادی برای متهم و خانواده ایجاد می کند و موجب نگرانی نسبت به سلامتی متهم و به ویژه شیوه های بازجویی می شود .

۵-وضعیت بد رفاهی زندان را به بیمارستانی بدون پزشک و پرستار تبدیل کرده است .این روزها از زندان اوین به ویژه بند ۳۵۰ خبرهای ناخوشایندی به گوش می رسد.بسیاری از عزیزان زندانی دچار بیماری و یا ضعف مفرط جسمی شده اند .چرا که کیفیت غذای زندان بسیار بد و میوه و سبزی در اختیارشان قرار نمی گیرد. طبیعی است که این عزیزان که بیش از یک سال است از غذای خوب، میوه و سبزی محرومند، دچار ضعف مفرط جسمانی و به تبع آن بیمار شوند.

۶-ایجاد محدودیت برای زندانیان در ارتباط با دیدار با خانواده هایشان مثل ممنوعیت ملاقات های حضوری و حتی ملاقات کابینی و از پشت تلفن و کم کردن زمان تماس تلفنی زندانیان موجب افزایش فشارهای روانی بر زندانیان سیاسی و خانواده هایشان شده است.خانواده های زندانیان مجبورند که برای بیست دقیقه ملاقات حضوری با عزیزانشان رنج رفت وآمد به دادستانی تهران را تحمل کنند و بارها به آنجا مراجعه و درگیر و دار بوراکراسی اداری برای گرفتن اجازه از دادستان تهران برای ملاقات گرفتار شوند. چرا دادستان تهران اجازه نمی دهد زندانیان طبق آیین نامه داخلی زندان ها به طور مرتب با عزیزان خود ملاقات حضوری داشته باشند؟

۷-رجایی شهر به عنوان یکی از زندانی های مخوف و دور از دسترس خانواده ها با شرایط بسیار بد است که فشار مضاعف بر زندانیان وارد می کند که در این دوره تعدادی از زندانیان سیاسی بدون در نظر گرفتن اصل تفکیک جرایم به آنجا فرستاده شده اند .علت تبعید این عزیزان به زندان رجایی شه شهر چیست و تا کی این ظلم مضاعف قرار است بر زندانی ها و خانواده هایشان وارد شود.

۸-جابه جایی های مکرر و بی منطق در درون زندانها که با هدف فشار بیشتر بر زندانی ها اعمال می شود.

۹- لغو مرخصی ها که بدون هیچ توجیه قانونی اعمال می شود، از دیگر مواردی است که فشار زیادی را بر خانواده ها و زندانیان سیاسی وارد می کند .

۱۰-روند آزادی های مشروط نیز طبق قانون دنبال نمی شود در حالی که زندانیان سیاسی هم مانند دیگر زندانیان اگر محکومیت قبلی نداشته باشند باید پس از گذاراندن نیمی از حکم شان آزاد و به نزد خانواده هایشان بازگردند که این مورد هم در مورد بسیاری از زندانیان رعایت نمی شود.


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: