Posts Tagged ‘روز’

نکات مهم و کلیدی مصاحبه امروز زهرا رهنورد (دوراندیش)

سپتامبر 10, 2010

مصاحبه امروز رهنورد با علینژاد شاید یکی از چند مصاحبه بسیار مهم و تاریخی یکسال و نیم اخیر باشد و نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت . جادارد نکات مهم آن را یاد آور شویم:

-راه  مشترک و مشخصی را به سمت دموکراسی، آزادی، عدالت، برابری و کلیه مفاهیم والای آزادی که در کشورمان از مشروطه تا کنون از قلم افتاده  است را با هم داریم طی می کنیم تا برسیم به بستر برپایی یک «انتخابات آزاد>>

-انتظارات سریع از جنبش داشتن، می شود چیزی شبیه انقلاب که  اگر چه محصول سالیان متمادی تلاش و مبارزه  همه گروه ها علیه یک نظام سلطنتی بود اما  نیروهای مذهبی  چون نیروهای جدی تری در سطوح رهبری و در بدنه جامعه داشتند  به طور طبیعی، حاکمیت را در اختیار گرفتند و در نهایت  حقوق زنان، برابری خواهی، عدالت،  آزادی، دموکراسی، قانون گرایی، کثرت گرایی فکری و فرهنگی، اهتمام به امور اقوام و زبان ها و مفاهیم دیگری در این سی سال مغفول ماند.

-در این شکی نیست که تکثر و تنوع  مهمترین شاخصه جنبش سبز است. در دل جنبش از آدم های صد در صد مذهبی وجود دارد تا کسانی که به لحاظ اعتقادات مذهبی ضعیف و یا حتی لاییک هستند. با صداقت جور در نمی آید که حضور این افراد در جنبش سبز را انکار کرد. اما کف خواسته های  همه نیروها و چهره های متفاوت با جنبش، آزادی، دموکراسی و احترام به حقوق شهروندی است. با واقعیت جنبش هم جور در نمی آید که همه را وادار کنیم که مثل هم فکر کنند.

-برای ما هم رعایت قوانین همین قانون اساسی موجود، می تواند فصل مشترک باشد که البته تاکید می کنم  قانون اساسی هم هرگز به عنوان وحی منزل نیست.

-هرگز چنین فرصتی به وجود نمی آمد که ایرانیان با تفکر متفاوت و تکثر آراء در کنار هم بایستند و برای  حقوق و آرمان هایی  که سی سال و یا شاید بیشتر از سی سال مغفول مانده است، مبارزه ای مسالمت آمیز اما استوار را از سر بگیرند

-رشد مطالبات  و خواسته های به حقِ معترضان نشان از شکوفایی و باروری این جنبش دارد. جنبشی که شاید محصول هیجان و خدشه دار شدن احساس مردم بود تا رای دزدیده شده خود را از حاکمیت طلب کنند اینک به عقلانیتی مثال زدنی دست یافته  که دیگر تنها به ابطال یک صندوق رای و برگزاری یک انتخابات با همان شرایط مشابه رضایت نمی دهد و اینها همه نشان از موفقیت جنبش است. یعنی شعار « رای من کجاست» چون نورافکنی بود که تاریکی ها را روشن کرد، نشان داد که تاریخ انقلاب در کجا ها خلاء داشت و ملت باید برای کدام یک از آرمان های مغفول مانده این سی سال و دردهای پنهان یک جامعه همدلانه تر تلاش کند.

-فراتر از این باید بگویم حتی اگر آقای موسوی در انتخابات پیروز هم می شدند آنچه که امروز و با شکل گیری جنبش سبز شاهد آن هستیم هر گز رخ نمی داد.

-حتی اگر در بیست و پنج خرداد و راهپیمای های گسترده بعد از آن مثلا مردم می رفتند ارگان ها دولتی را می گرفتند، در زندان ها را باز می کردند، چه اتفاقی می افتاد؟ حداکثر این بود که انتخابات را ابطال می کردند و مردم هم درست در همان روزها غیر از رای گمشده خود شعار دیگری نمی دادند و اساسا درخواست دیگری در روزهای ابتدایی جنبش نداشتند اما، شدت سانسورها، سرکوب ها، دخالت آشکار در حریم خصوصی شهروندان، دستگیری ها و کشتارهای بی رحمانه، روی دیگر حکومت را به مردم نشان داد که دیگر فراتر از ابطال انتخابات،  به یک حاکمیتِ پاک و برازنده می اندیشند.

Advertisements

نامه سرگشاده زهرا رهنورد به لاریجانی: مقام قاضی القضات رساندن حق به حق‌دار است نه حفظ حاکمیت

سپتامبر 8, 2010

17 شهریور 1389

جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات

باسلام

آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم ، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته ، آنجا که می فرمایند «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته »همه ی ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم .

همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد ،سنگین ترین مسئولیتها را به ودیعه نهاده است .

بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالی رتبگان ،بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است ، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم .حوادث یکسال اخیر سرکوب ها بویژه هتاکی ها و شعبان بی مخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم .

شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید . (more…)

مهندس ، الان موقع آن است که از مردم بخواهید قبضهای برق خود را پرداخت نکنند (دوراندیش)

سپتامبر 8, 2010

مهندس موسوی عزیز ، از اطراف و اکناف کشور خبر میرسد که از اولین آثار حذف یارانه ها قبضهای جدید برقی است که مردم دریافت کرده اند و قیمت برق مصرفی در آن گاه تا دوبرابر افزایش یافته است . مهندس ، الان موقع آن است که اعلام دارید مردم از پرداخت وجوه قبض برق خود خودداری ورزند . این بهترین روش مبارزه منفی است . به خصوص الان که مردم واقعا تحت فشارند و دولت نادان احمدی نژاد نیز بی توجه به بحران اقتصادی قیمت برق را بالا برده است این درخواست شما میتواند با پذیرش عمومی مواجه شود . مهندس ، فرصتهای زیادی را تا کنون از دست دادیم ، نگذارید این فرصت نیز از دست برود.

«دوراندیش»

آنچه گذشت و آنچه لازم است – نامه شجاعانه احمد قابل

سپتامبر 7, 2010

نامه بسیار مهم ، شجاعانه  و بی پرده احمد قابل قبل از احتمال بازداشت مجدد ، به خصوص بخشهای مربوط به خامنه ای خواندنی است . – 16 شهریور

به نام خدای رحمان و رحیم

با توجه به احضارم به محکمه در فریمان و احتمال بازداشت مجدد، گزارش مختصری را از وقایع پس از آزادی موقت، به اطلاع دوستان می رسانم و نکاتی که به گمان من مهم است را در پایان یادآوری می کنم؛

یکم) اولین اقدام پس از آزادی، گزارش آنچه گذشت به دوستان عزیزی بود که با حضور خود و یا تلفنی از آن می پرسیدند. همان که پس از یک ماه، گزارش مکتوبش را در سه قسمت به اطلاع هم میهنان و آزادیخواهان رساندم . اگر مخاطبانی در بین علاقه مندان به حاکمیت هم داشت، طبیعتا برای اطلاع آنان از نتایج اقدامات حکومتیان و آثار آن بر معترضان بود.

شاید افشای برخی رفتارهای قضائی و خصوصا اعدام های خاموش زندان مشهد، که به گمان من مصداقی برای نقض دستور اکید خداوندی در مورد پیشگیری از «إسراف در قتل» است، علتی برای احضار باشد.

دوم) در سالگرد مرحوم دکتر شریعتی، مجلس بزرگداشتی به یاد ایشان و دکتر مصطفی چمران،در منزل یکی از دلسوزان کشور و معترض به سیاست های حاکمیت، در مشهد برگزار شد. جمع کثیری از دوستان بودند و اولین سخنرانی پس از آزادی موقت را تجربه کردم. از تلاش این بزرگان برای «دگر بودن و دگراندیشی» گفتم و از شهیدی مهدی فرودی که باور داشت و می گفت:«خواهی نشوی همرنگ//رسوای جماعت باش». در پایان هم به پرسش های گوناگون دوستان پاسخ دادم.

سوم) در اولین فرصت، مسافر قم شدم تا به زیارت استادی بروم که همیشه به شوق دیدارش راهی قم می شدم. گرچه سخت بود، ولی تاکنون اینگونه دیداری را تجربه نکرده بودم. اشکی که می بایست در روزهای آغاز رحلتش می ریختم و نگذاشتند بریزم، گویی پشت سدی مانده بود و اکنون مجالی یافته بود تا برگونه ها جاری شود. خدایش در بهشت برین جایگاهی بلند دهد که انسانی بود پاک و مهربان و بلند مرتبه.

پس از آن کار دشوار دیگری داشتم. دیدار با خانواده ی مرحوم استاد خصوصا دوستان عزیزم حضرات حاج احمد آقا و حاج سعید آقا که همیشه چون پدر، شاد و با نشاط بودند و الآن از غم هجران پدر و مادر، تکیده بودند و لطف ستمگران به تازگی در قالب یورش به دفتر مرحوم پدر و غارت شهریه ی طلاب و نهایتا بستن دفتر مراجعات پیروان آن مرجع بزرگ، چهره نموده بود.

ساعتی بعد، باید در اندرونی بیت مرحوم استاد، در جمع خانم هایی که برای دعا جمع شده بودند، حاضر می شدم. دخترخانم ها و عروس خانم های مرحوم استاد و برخی علاقه مندان ایشان که برای آزادی زندانیان سیاسی، جلسه ای هفتگی را براه انداخته بودند و اکنون یکی از ثمرات دعای خود را (اگرچه موقت) می خواستند ببینند.

این دشواری را با اشک ریزان سپری کردم. نتوانستم سخنرانی کنم و تنها چند جمله ای بابغضی در گلو گفتم. خیلی دشوار است در جمعی که مظهر عاطفه ها(و البته عقلانیت، یعنی زنان) نشسته اند و غمزده ی رحلت پدر و مادر یا مرجعشان اند و نگاهشان به تو، نگاهی به بازمانده ای سببی است، یعنی تو را شاگرد عزیزترین فرد زندگی شان می دانند، حاضر شوی و از استاد نگویی!! کمی گفتم و هزاران ناگفته را در دل نگه داشتم، چرا که وقت و حال، مجال گفتن نمی داد.

سوم) در قم به دیدار مراجع ارجمند و اصلاح طلب، آیة الله موسوی اردبیلی و آیة الله صانعی و فقیه ارجمند جناب آقای بیات زنجانی رفتم. برخی از فقهاء و مجتهدان جوان تر همچون آقایان؛ موسوی تبریزی، محمد صادق کاملان، محمد عبداللهیان، محمدعلی ایازی و ابوالفضل موسویان را نیز ملاقات کردم.

چهارم) قبل از رسیدن به قم، درنگی در تهران داشتم. دیدار با برادری که دوست صمیمی و دلسوز من بوده و هست. همو که از روز حضور در محکمه، ندیده بودمش و همو که از اتفاقات پیوسته با آن دیدار، دلش گرفت.

دوستانی که از توقف چند ساعته ی من در تهران (در دو نوبت، قبل از رفتن به قم و پس از بازگشت)اطلاع یافته بودند، مرا با حضور خود شرمنده کردند. دوست عزیز و مجتهد ارجمند، حضرت آقای عبدالله نوری (که حقیقتا عبد خدا است و لطفش شامل حال همه ی دگراندیشان است) زحمت کشیدند و همراه برخی دوستان آمدند. دوستان حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و برخی دوستان صمیمی دیگر نیز دیدارشان برایم مغتنم بود. (more…)

مدیریت دنیا و مسلمین جهان با عناصر خودسر !

سپتامبر 5, 2010

با اینکه با مرام و مسلک آقای خزغلی مشکل داریم ولی بعضی مقالاتش خالی از لطف نیست از جمله این :

این عناصر خود سر همه جا هستند، شعبان بی مخ مرد، اما نسل او هنوز دامنگیر ماست، اندیشه حکومت با تکیه بر شعبان بی مخ ها از این دیار نرفته است، یک روز قتلهای زنجیره ای را در وزارت اطلاعات و امنیت کشور – که باید حافظ امنیت مردم باشد – به عناصر خود سر نسبت می دهند!
روز دگر جنایت بشری کهریزک را به عناصر خود سر قضایی و انتظامی نسبت می دهند، مردم که به قاضی و پلیس اعتماد نکنند، به چه کسی باید اعتماد کنند؟
یکروز غائله کوی دانشگاه، و باز رد پای نوپو ( نیروی ویژه پاد وحشت)، رد پای لباس شخصی ها و باز نیروهای خودسر! تیراندازی پایگاه مقداد هم لابد کار عناصر خود سر بسیج بوده است، مسجد لولاگر، مجتمع سبحان، زیر کردن مردم با ماشین نیروی انتظامی، قتل موسوی و ندا و سهراب و … همه و همه کار نیروهای خودسر بوده است!  راستی شیشه های دفتر و منزل مرا نیروهای خودسر با لباس فرم سپاه سید الشهداء خرد کردند!
و امروز نیروهای خودسر خانه کروبی را مورد هجوم قرار  داده اند، شیشه ها را شکسته، بر دیوارها رنگ پاشیده و دوربین های مدار بسته را خرد کرده اند که شناسایی نشوند( مثل دفتر ما). آب را قطع کرده اند تا کروبی به یاد کربلا بیافتد! نیروهای خودسر تیراندازی کرده و گاز اشک آور انداخته اند!
جای بسی تاسف است، حکومتی که ادعا دارد می خواهد دنیا را اداره کند و مدیریت مسلمین جهان برای او کم است! از عهده تامین امنیت چند کاندیدای ریاست جمهوری بر نمی آید، نمی تواند عناصر چماق بدست فدایی خود را کنترل کند! این عناصر خودسر! خود را مطیع محض ولایت می نامند، نام فداییان رهبر بر خود می نهند، شعارشان» جانم فدای رهبر» است،
پس از دو حال خارج نیست، یا از ولی و رهبر خود اذن دارند و چنین می کنند، که باید بر ملتی که پایه های حکومتش بر شانه های شعبان بی مخ هاست گریست!
یا واقعاً خودسرند و از رهبری و نیروهای امنیتی، انتظامی و نظامی تحت امر او- که مقابل جمعیت میلیونی می ایستند – کاری برنمی آید، که باز هم باید بر ملتی که نمی تواند امنیت رجالش را تامین کند گریست!
اگر فرض بر این باشد که این عناصر خود سر می زنند و می شکنند و کاری از دست نیروهای نظام در برابر این چند ده نفر بر نمی‌آید، باید فاتحه نظام را خواند، نظامی که از پس پنجاه نفر عنصر خود سر بر نمی آید، ادعای مدیریت جهانی دارد!
علی ای حال، این شیوه حکومت بسیار خطرناک است، اگر این فرهنگ شعبان بی مخی برچیده نشود، من در آینده نگران جان مسئولین فعلی هستم، اگر شما نمی توانید جلوی دهها نفر را بگیرید، چگونه انتظار دارید که ما جلوی دهها میلیون نفر را بگیریم؟
بگذارید مطالبات در چارچوب رفتارهای مدنی و مسالمت آمیز پیگیری شود، نگذارید این شیوه رسم شود و آیندگان به انتقام برخیزند، من برای جان حاکمان امروز بیم دارم، آقایانی که بر خر مراد سوارید، به روز پیاده شدن از این خر هم بیاندیشید!
89/6/13   مهدی خزعلی

ابراز شادمانی از مرگ یک جلاد جرم نیست (درمورد خبر مرگ جنتی) (دوراندیش)

سپتامبر 5, 2010

شایعه مرگ جنتی باعث شادمانی مردم ایران و همه آنانی که از این حکومت ددمنش.. ددمنان…ددمشی … آسیب دیده اند شده است . اما بعضی از ما بهتران نصیحت میکنند که از مرگ او شادی نکنید . به این دوستان باید گفت آیا مردم جهان حق نداشتند از مرگ هیتلر یا استالین خوشحال باشند و شادمانی کنند؟

چرا بعضی ازهمرزمان بعد از روز قدس فریاد نا امیدی سر داده اند ؟(دوراندیش)

سپتامبر 4, 2010

در فضای مجازی ، درسایتهایی مثل بالاترین میخوانیم که عده ای از اینکه در روز قدس تظاهرات آنچنانی صورت نگرفت نا امید شده اند . حتی بدتر از آن به مردم بند کرده اند که این مردم اصلا لایق این حکومت هستند و هزار فحش و بد و بیراه دیگر . ولی دوستان ، آیا دعوتی از مردم شده بود که روز قدس به خیابان بیایند که حالا که نیامده اند شما آنها را شماتت میکنید؟ آیا موسوی که همه قبول داریم در مرحله کنونی بیش از همه نقش رهبری را دارد از مردم خواست در این روز به خیابان بیایند و مردم نیامدند؟ آیا کروبی از مردم خواست در فلان ساعت و فلان جا حضور به هم رسانند و مردم نیامدند؟ (بله ، کروبی گفت من می آیم ولی حتی نگفت کجا و کی و بعد از حمله به خانه اش هر بچه ای هم میدانست که به او اجازه نخواهند داد بیاید ). آخر شما کجا چنین دعوت رسمی و صادر شده از سوی رهبری جنبش سراغ دارید که حالا بهانه میگیرید که چرا مردم نیامدند ؟  انصاف هم خوب چیزی است . دوستان مانند صاحبخانه ای هستند که یادش رفته کسی را به مهمانی دعوت کند و بعد شکایت میکند که چرا طرف نیامد . مردم بی کار نیستند که به دعوت چند ناشناس در بالاترین یا یکی دو سایت دیگر بریزند توی خیابان . مردم عقل دارند و میدانند که هر جنبشی رهبری دارد و اگر رهبریت از مردم درخواست تظاهرات نکرده دلیلی ندارد بیخود در خیابان حاضر شوند و کتک  بخورند . دوستان عزیز صبر داشته باشید . اگر روزی دعوتی رسمی از سوی رهبران جنبش صورت گرفت و از مردم خواستند فلان روز و فلان ساعت در فلان جا جمع شوید و بعد مردم نیامدند آنوقت شکایت کنید . فعلا که جنبش سبز قوی و قدرتمند و بالنده به کار خود مشغول است و جمهور ی اسلامی هم از ترس جنبش هر روز بیش از روز پیش خودش را از هم میدرد و ناتوانتر میشود ، کجا جای نا امیدی است؟

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

درگیری شدید دراطراف مسجد قبای شیراز

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

ساعتی پیش درگیری شدیدی بین ارازل و اوباش بسیج و نمازگزاران مسجد قبا شکل گرفته که منجر به زخمی شدن و دستگیری بسیاری از مردم شد خبرها حاکی از آن است که به طرز وحشیانه ای مردم را مورد ضرب و شتم قرار میدهند . هنوز از تعداد آسیب دیدگان و دستگیرشدگان خبری در دست نیست .

از صبح امروز تجمع مجدد نیروهای بسیجی جهت جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل /ارتباط ساختمان با بیرون قطع شد

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

سحام نیوز: ازساعت ۸ امروزتعداد کثیری از نیروهای بسیجی و سپاهی با تجمع درب منزل مهدی کروبی اقدام به برگزاری مراسم دعای زیارت عاشورا نمودند.
به گزارش خبرنگار سحام نیوزتجمع این افراد با هدف جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل برای شرکت در راهپیمایی روز قدس صورت پذیرفته است.
در همین راستا از شب گذشته خطوط تلفن ساختمان محل سکونت مهدی کروبی قطع گردیده شده است (more…)

پیام میرحسین موسوی به مناسبت حملات سازمان یافته به منزل مهدی کروبی

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

حمله اوباشان رو سیاه به منزل حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار شجاع مردم در شب قدر نشان از ره گم کردگی اقتدار گرایان است. آنها با این اقدامات سازمان یافته که حدود ۵روز است زیر نظرنیروهای انتظامی و امنیتی آغاز شده است نشان دادند که اشغال قدس شریف و دشمنی با اسرئیل بهانه است دشمن واقعی اقتدارگرایان کروبی و شخصیتهای امثال او و سایر آزادیخواهان است. همانطور که در ۲۲ بهمن نشان داده شد که مقصد اقتدار گرایان نه جشن پیروزی انقلاب بلکه مراسمی برای چنگ و دندان نشان دادن به آزادی خواهان و ملت سبز ایران است.

فاجعه حمله به منزل جناب اقای کروبی که به دنبال حمله به منازل مراجع عالیقدر در قم و شیراز صورت می گیرد بهترین نشان خوف اقتدار گرایان از جنبش مردمی و نیز بهترین دلیل برای ابزاری شدن همه شعار ها و مراسم و مناسک اسلامی وانقلاب است طرفه آنکه از سوی سازمان دهندگان این اقدامات مفتضحانه، سال و روز هم برای پایان عمر ظلم اسرئیل اعلام می شود. ما می گوئیم شما با این اقدامات سیاه و نفرت بر انگیز اراده معطوف به آزادی مردم را نمی توانید سد کنید بلکه راه نیل به آزادی را برای آزادی خواهان کوتاه تر می کنید.

میرحسین موسوی

صدسال پیش و امروز (دوراندیش)

سپتامبر 2, 2010

ایران سرزمین تضادهاست : صد سال پیش در دوره مشروطه و بعد حکومت رضا خان ، دولت از مردم جلوتر بود و میکوشید به زور مشتی مردم بیسواد روستایی را جلو بکشد و غربی کند . امروز دولت از مردم عقبتر است و  میکوشد به زور مردمی شهری شده و باسواد را به 1400 سال قبل برگرداند .

«دوراندیش»

حرکت از دیدگاه اسلامی به دیدگاه سکولار درزبان و فرهنگ و شعار مردم ایران (دوراندیش)

سپتامبر 2, 2010

آیا شما هم متوجه یک نکته جالب در فرهنگ ما در سالهای اخیر شده اید؟ زبان ما به تدریج و آرام آرام غیر اسلامی میشود . چون مردم از اسلام فاصله میگیرند زبان هم ناخودآگاه و به تبعیت از مردم عوض میشود . مثلا در عرض 15 سال اخیر در هنگام خداحافظی مردم از کلمه «مواظب خودت باش» استفاده میکنند که اکنون میتوان به جای خداحافظ از آن استفاده کرد . من خودم به شخصه همیشه یک کم در استفاده از کلمه خداحافظ تردید داشتم ولی متاسفانه لغت دیگری در زبان ما برای بدرود گفتن وجود نداشت . از کلمه خیلی فارسی بدرود هم کسی استفاده نمیکرد . ولی در عرض 15 سال اخیر خیلی به سرعت اصطلاح مواظب خودت باش که یک اصطلاح سکولار و  غیر دینی است به عنوان یک جایگزین برای خدا حافظ در زبان ما جای خود را باز کرد . یا نگاه کنید به روز والنتین که یک رسم کاملا غربی و غیر اسلامی است ولی فقط در عرض ده پانزده سال اخیر به سرعت در جامعه ما جا افتاده و به خصوص جوانترها آن را به جا می آورند . این رسم و سنت غربی محال بود در یک جامعه که از اعماق قلب به اسلام ایمان دارد جا بیفتد .

باید گفت ما این را مدیون جمهوری اسلامی هستیم که یک تنه کاری را که هزاران روشنفکر ما در عرض صد سال اخیر نتوانسته بودند انجام دهند انجام داد و توده مردم ما را به واقعیت اسلام آگاه ساخت و باعث حرکت مردم ایران از یک فرهنگ بسیار اسلامی و مذهبی به یک فرهنگ غیر دینی و سکولار شد .

تهاجم لباس شخصی ها و بازجویی خیابانی از زهرا رهنورد

سپتامبر 1, 2010

10 شهریور

کلمه :زهرا رهنورد ، نویسنده و استاد دانشگاه تهران چند روز پیش ،پس از خروج از منزل مسکونی اش و تنها چند متر آنسوتر از محل زندگی اش مورد هجوم و بازجویی لباس شخصی ها قرار گرفت.

به گزارش کلمه به نقل از شاهدان حاضر در صحنه ، هنگامی که رهنورد در هنگام غروب و نزدیکی افطاربه تنهایی و پیاده از خانه خود در یکی از کوچه های فرعی خیابان پاستور خارج شد ،ناگهان با جمع کوچکی از لباس شخصی ها مواجه شد که او را در حلقه محاصر خود قرار داده بودند.

فردی از میان جمع آنها فریاد زد: « آهای ! رهنورد ! چرا صورتت را پوشاندی ؟»

رهنورد در حالی که تلاش می کرد به راه خود ادامه بدهد ، گفت :«آیا حجابم را به معنای پوشاندن صورت می دانید؟ اگر صورتم را پوشانده بودم که مرا نمی شناختید!»

یکی از آنها به دنبال رهنورد دوید و شانه به شانه او بازجویی خود راشروع کرد : « به من بگو ، تو در زمان انقلاب کجا بودی ؟ آیا دین داشتی ؟ مخالف بودی یا موافق ؟ با چه کسی یا کسانی همکاری می کردی ؟»

در ادامه ، یکی دیگراز لباس شخصی ها شانه به شانه رهنورد که بی اعتنا سعی می کرد از محل دور شود ، قرار گرفت و بازجویی خیابانی را ادامه داد . (more…)

آینده از آن مشايي است

اوت 31, 2010

این یک مصاحبه بسیار مهم با یکی از روزنامه نگاران باسابقه و وارد به حلقه اردبیل (احمدی نژاد/مشایی) است . در این مصاحبه او به سابقه این دو اشاره کرده و میگوید احمدی نژاد برای مشایی برنامه درازمدت برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آینده دارد . تقریبا شبیه همان کاری که پوتین با مدودف در روسیه کرده است .

گفتگو با محمدجواد حق‎شناس،يکشنبه ۷ شهريور –  درج شده درهفته نامه پنجره و سپس  سایت جهان نیوز از سایتهای نزدیک به کودتاگران و اصولگرایان

محمدجواد حق‎شناس به اندازه سن خیلی از ما خبرنگار‎ها، در عرصه خبر فعال بوده است و نسبتاً بیوگرافی دقیقی از حلقه ارومیه، اردبیل، بهشت و پاستور ارائه داد. حق‎شناس می‎گوید آینده از آن مشايي است؛ چه در مناقشه با اصول‎گرایان و چه در انتخابات ریاست جمهوری.

جناب آقای حق‎شناس! به‎نظر شما تأثیر مواضع و عملکرد‎های آقای مشايي بر برآیند عملکرد دولت چيست؟
من ابتدا اجازه می‎خواهم یک اشاره‎ای به سابقه حلقه‎ای که امروز به‎عنوان یاران رییس‎جمهور در رأس قوه اجرایی کشور قرار دارند، داشته باشم.

بر این باور هستم که آقای احمدی‎نژاد در انتخاب همکاران‎شان در دوره‎‎های مختلف کاری، کمال وسواس و ریزه‎کاری را مدنظر قرار داده است. در دولت‎‎های نهم و دهم شاهد حضور مجموعه‎ای از افرادی به‎همراه رییس‎جمهور هستیم که در 30 سال گذشته این‎‎ها با هم همراه بوده‎اند. خاستگاه قبل از انقلاب این گروه دانشگاه علم و صنعت است که در آن افرادی مثل ثمره هاشمی و علی احمدی حضور داشته‎اند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این افراد در یک حوزه فکری – فرهنگی و با دیدگاهی که شاید بتوان به آن عنوان «امام زمانی» داد، این همراهی خود را ادامه داده‎اند.  (more…)

شعار اصلی روز قدس : نه غزه ،نه لبنان ، جانم فدای ایران (دوراندیش)

اوت 31, 2010

همرزمان سبز از خاطر نبرید : شعار اصلی همه ما در روز قدس  این است : نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران . این آن شعاری است که مارا از صف ساندیس خواران مزدور حکومت جدا کرده و هویت مشخص و متفاوت ما را در تظاهرات رقم خواهد زد . بدون این شعار ما در صف ساندیس خواران محو و حل خواهیم شد و نمیتوانیم موجودیت مستقل خود را به ایرانیان و جهانیان نشان دهیم . گذشته از سردادن این شعار در شب قبل از تظاهرات از بامها و در روز تظاهرات ، باید آن را بر دیوارها و اسکناسها  نیز بنویسیم . به خاطر داشته باشیم هیچ شعاری قاطعتر ، بلندتر و روشنتر از این شعار مرزبندی ما را با نیروهای سرکوب نشان نخواهد داد .

به شما خواهند گفت این شعار را نگویید چون ممکن است توده های مردم را از جنبش سبز زده کند . کدام توده مردم ؟ آیا برای این حکومت جز مشتی مزدور ساندیسخوار هم باقی مانده است؟ اگر این است توده های مردم این حکومت ،من بیشتر مصمم میشوم این شعار را سر دهم تا از این توده مردم خود را مجزا سازم . فقط با سر دادن این شعار است که تود ه های مردد و یا ترسان را میتوان دگرباره جذب جنبش نمود.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

مرثیه ای برای ایران (دوراندیش)

اوت 31, 2010

الناس علی دین ملوکهم .مردم در هرجای جهان کمابیش تحت تاثیر سلوک و منش حکومت دولتهای خود هستند . بر مردم ایران میترسم که سی سال است زیر حکومت دیکتاتوری توتالیتر اسلامی بوده اند . حکومتهای توتالیتر بی اخلاقند و بی اخلاقی در جامعه را دامن میزنند و میگسترند . نمونه کامل تاثیر مخوف چنین حکومتهایی بر یک جامعه نمونه حکومت هفتاد ساله کمونیستها در روسیه است .

روسیه در سال  1914 که جنگ اول شروع شد دارای بزرگترین نویسندگان و موسیقیدانان و دانشمندان آن روز اروپا بود از تولستوی تا استراوینسکی و پاولوف و دیگران. صنعت در روسیه به سرعت گسترش می یافت و بلا تردید اگر در گرداب جنگ و سپس کودتای کمونیستی گرفتار نیامده بود امروز از آلمان صنعتی چیزی کم نداشت . اما چه شد. در سال 1917 کمونیستها در یک کودتای موفق بر سر کار آمدند و سپس به تدریج دیکتاتوری توتالیتر و مرگبار خود را بر سراسر روسیه گسترش دادند . ملیونها نفر در جریان جنگهای داخلی تا 1921 کشته شدند و ملیونها نفر در قحطی پس ازآن . سپس دوران سیاه استالین فرا رسید . دیگر بار ملیونها نفر در قحطی که تماما ساخته دست کمونیستها بود جان باختند و ملیونها نفر دیگر در بازداشتگاهها جان خود را از دست دادند . اثری از روشنفکران باقی نماند . دیگر روسیه هرگز یک نویسنده یا موسیقیدان بزرگ به جهان تقدیم نکرد . برای چند نسل تمام هرچه روشنفکر بود بیرحمانه کشتار و نابود شد . نتیجه چه شد . پس از سرنگونی حکومت کمونیستی نتیجه را به عیان میبینیم . ملتی که در 1914 پا در راه آلمان شدن گذاشته بود اکنون از چین عقب مانده تر است . ممکلت مافیا و باندهای مافیایی و دیکتاتوری پوتین و مردم فقیر بدبخت با مشتی ملیاردر فاسد. مملکت اعتیاد مرگبار به الکل با پایینترین ضریب طول عمر  در اروپا  . چرا؟ به علت دیکتاتوری توتالیتر کمونیستها که ملت را از هرچه اخلاق بود بری داشتند و هفتاد سال تمام هر استعدادی را نابود کردند .

از یکی از دوستانم که مدتی در کانادابود شنیدم که در کلاس زبان انگلیسی برای مهاجران جدید ثبت نام کرده بود . از هر ملیتی از جمله روسها در این کلاس بودند . یکی از معلمها خوب نبود . شاگردان کلاس که همه بالغ و در سنین بیست و سی و چهل بودند امضا جمع میکردند که شکایت کنند . هر گروهی امضا کرد به جز دانشجویان روس که میترسیدند زیر یک نامه معمولی بی خطر در شکایت از یک معلم را امضا کنند. حتی یک نفرشان امضا نکرد . پس از هفتاد سال حکومت توتالیتر ترس از قدرت و حکومت و هرکه در مقامی بالاتر است آنچنان در اعضا و جوارح این ملت ریشه دوانده که اصلا ژنتیک شده است ، حتی پس از مهاجرت نیز جرئت ندارند نامه ای بی خطر را امضا کنند. از آن طرف مسئله بی اخلاقی روسها در کانادا ضرب المثل است که نسبت به ملل دیگر بسیار بی پرنسیپ و غیر متعهد به هر اصل اخلاقی هستند. هرکس برای خود است و هر کاری برایشان مجاز است چون زیر تازیانه  یک حکومت توتالیتر  راه دیگری برای بقا وجود ندارد .

حتی مغول و تیمور هم بعد از فتح ایران  چون  میدانستند چیزی حالیشان نیست متخصصان و دانشمندان را از سراسر ایران جمع کرده و در دربارهای خود از تخصص آنها استفاده میکردند . ولی این قوم خونخواری که اکنون بر ایران حاکم شده است  میخواهد کل مملکت ایران را به سطح سواد خودش پایین بیاورد یعنی عملا به 1400 سال پیش برگرداند. آخوندها درگیر نبردی بی وقفه با علم و دانش و روشنفکری و آزادی هستند نبردی که حداقل از صد و پنجاه سال پیش آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد.

نگاه کنید به رفتارشان با دانشگاه که مرکز علم و دانش دنیایی و غیر اسلامی و غیر حوزوی است . دائم باید انقلاب فرهنگی کنند . یک انقلاب فرهنگی در دهه شصت که کمر دانشگاههای کشور را برای همیشه شکست کافی نبود دوباره دارند انقلاب فرهنگی میکنند . میخواهند دانشگاهها را بسیجی کنند (غافل از اینکه اگر آن انقلاب فرهنگی موفق بود این هم میشود ). اما نتیجه این مبارزه دائم چیست؟  فرار عظیم مغزها و تحصیلکردگان از ایران ، که بزرگترین لطمه را به آینده مملکت ما میزند و زده است .  ولی اینان را چه باک . اینها میخواهند خودشان بمانند ومشتی بیسواد که زیر علمشان سینه بزنند و روضه بخوانند  و پول نفت که خدا بدهد برکت . اینها بر خلاف مغول و تیمور به مردم و تحصیلکرده ها احتیاجی ندارند زیرا نفت دارند و با پول آن میتوانند هر آنچه بخواهند تهیه کنند . تحصیلکرده ها مدعی حکومت اینها هستند و باید یا کشته شوند یا زندان و یا تبعید .

این است فاجعه ای که در ایران رخ داده است . سی سال است نبرد آنها بر علیه علم و دانش و روشنفکران جریان داشته و تا لحظه آخر حکومتشان نیز ادامه خواهد یافت . اینها نیز سرانجام سرنگون خواهند شد ولی نگرانم از آنچه بعد از ایشان باقی میماند، یا بهتر است بگویم باقی نمیماند . امیدوارم که ملت ما به سرنوشت ملت نگونبخت روسیه دچار نیاید.

«دوراندیش»

اعلام حمایت مهدی کروبی از شکواییه ۷ نفر از اصلاح طلبان در خصوص دخالت در انتخابات/مساله کهریزک لکه ای ننگین بود

اوت 30, 2010

سحام نیوز: در سالروز ولادت با سعادت امام حسن مجتبی (ع) جمعی از جوانان اصلاح طلب با مهدی کروبی دیدار کردند.در این دیدار  مهدی کروبی ضمن خوشامدگویی به جمع حاضر توفیق آنان را خداوند تبارک و تعالی خواستار شدند و  همچنین مصادف شدن این دیدار با سالروز تولد امام حسن مجتبی را به فال نیک گرفته ، این روز را به همه حاضرین تبریک و تهنیت گفتند .
ایشان در این نشست صمیمانه به  پرسشهایی که  از سوی حاضرین در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری ، حوادث پس از آن و تقلب آشکاری که در انتخابات صورت گرفت پاسخ دادند  که  مشروح آن در ادامه می آید : در این ملاقاتها و دید و بازدیدهای مختلف سخن و بحث درباره خانواده اسرا ، آسیب دیدگان ، مجروحین و شهدای پس از انتخابات انسان را متاثر می کند به خصوص وقتی سخن از افراد بی نام و نشان می آید که در جریان این حوادث هزینه های بسیاری را متحمل شده و بعضا هنوز هیچ اطلاعی از آنها در دست نیست ، در صورت اطلاع هم ، گاه سهوا مورد توجه کمتری قرار گرفته و به سختی با مشکلات پیش آمده و محدودیت هایی که به دنبال آن برایشان ایجاد شده دست و پنجه نرم می کنند .  انتظار نداشتیم که برای انتخابات حادثه ای به این تلخی و پهناوری بوجود آید. انتخاباتی که خرداد سال گذشته با شور و شوقی وصف ناپذیر برگزار شد و امروز که اوایل شهریور ۸۹ است و یکسال و نیم از آن روز گذشته هر جا که می نشینیم بحث اسرا و جان باختگان را می شنویم.
جای تاثر دارد انتخاباتی که مردم دنبال رایشان بودند به اینجا منجر شود ، دیدیم در این مدت با انسانهای ارزشمند چه آنها که سرشناسند و چه آنها که ناشناسند چه کردند. اتهامی که به ما نسبت می دهند این است که شکست خورده اید و ماجراجویی می کنید اما مطالبی وجود دارد که می گوییم حق با ماست، اگر قرار است رقابتی سالم و مسابقه ای برای پیروزی باشد چرا در این مبارزه مسالمت آمیز همه امکانات و مزایا برای یک گروه خاص است. اگر رسانه ها ، سایتها و فضای مجازی نباشد اخبار و اطلاعات ما و صدای ما به کسی نخواهد رسید . تعطیلی روزنامه ها ، مطبوعات و رسانه از جمله محدودیتهایی است که برای ما وجود دارد و از این سخت گیریها می توان متوجه شد که در گذشته چگونه بوده است.
مهدی کروبی ضمن تاکید بر ناعادلانه بودن انتخابات در رابطه با تقلب درانتخابات بیان داشتند : بحث عده ای این است که تقلب شده است و عده ای هم مصرند که تقلب نشده است اما ما میگوییم نه تنها تقلب شده  و در حد یکی دو میلیون نبوده که فراگیر بوده و از قبل سرنوشت انتخابات تعیین شده بود. تنظیم شده بود که آن طرف ۲۵ میلیون و این طرف هم چند میلیون و یکطرف هم حدود ۳۰۰هزار تا رای داشته باشد . حرف این بود که اینها باید شکست بخورند . برای این مساله ادله کافی داریم و در همان مناظره ای که درخواستش را داریم بیان خواهیم کرد و همه مسائل روشن خواهد شد . آقایان می گویند شورای نگهبان ناظر است و بحث تقلب را رسیدگی و بررسی خواهد کرد و ما باید از طریق قانونی پیگیر شکایتمان شویم ولی اشکال اصلی به همین ناظر است که بی طرف نیست و بر همگان روشن است که بی طرفی را رعایت نکرده و دستشان آلوده ی خیانت به رای مردم است. در صورتیکه شورای نگهبان بی طرف است چرا یک جلسه یا مناظره رودرو برگزار نمی کنند من درخواست می کنم یک جلسه بگذراند هر کجا که میخواهند دانشگاه ، مسجد ، صدا و سیما و در این جلسه نمایندگانی از حاکمیت ( هم نظارت و هم اجرا) حاضر باشند تا در این جلسه ثابت کنیم که نه تنها تقلب شده  که کاملا مهندسی شده و سرنوشتش از قبل تعیین شده بوده است. ضمن اینکه خبرنگارانی مستقل مشروح این مناظره را بدون دخل و تصرف برای مردم منتشر نمایند تا گفتگوها صادقانه منعکس شود.
همچنین ما ثابت خواهیم کرد که هیات نظارتی که با غرض ورزی و جبهه گیری عمل می کند و هیات اجرایی که با سخنرانی ، تبلیغات و صرف پولهای گزاف برای مقاصد شخصی و گروهی گام بر میدارد و علیه ما و گروههای اصلاح طلب سخن می گوید عادلانه و بی طرفانه عمل نکرده اند.
در ادامه مهدی کروبی در خصوص برخی ادعاهای مطرح شده اینچنین گفت : که بعضی از آقایان چنان سخن می گویند که گویی ظاهرا هر روز با جبرییل امین ارتباط داشته و پیامهای آسمانی برای آنها می آید که حق و معیار این است و آنها سوخته اند و پرونده ای قطور دارند.  در ارتباط با پیامبر و معصومین هم اگر چیزی وحی می شد به مردم تحکم نمی شد بلکه مشاوره و گفتگو بود. من تعجب می کنم که قدرت و دنیا چگونه انسان را به اینجا می کشاند و انسان اینچنین خودپسند می شود. من در عجبم از اینگونه سخن گفتن آنهم از سوی کسانی که متدین و مومن هستند  واینگونه دروغ می گویند و چشم و برو بر واقعیات بسته اند ، استفاده از تعابیر غلط و بی حرمتی چه معنایی دارد و آیا سرنوشت مردم در دست ماست؟ من  در این مدت  به دین ، روحانیت و جمهوری اسلامی خدمت کرده ام و نه تنها خدمت بوده که دفاع از حق و رای مردم بوده است و برخلاف گفته برخی نه تنها نسوخته ام که به کاری که کرده ام افتخار می کنم.
خودتان می دانید که در میان مردم رای ندارید و یا حداقل رایتان کم است . من حاضرم با هر کس که گفتید ، از هر کجا که گفتید ، از قهوه خانه ها شروع کنیم تا سینما و زیارتگاه ها ، از شمال تا جنوب ، از شرق تا غرب ، سواره و پیاده در شهرها و بین راه برویم ، ببینیم و بپرسیم که مردم به چه کسی وچه گروه تمایل و گرایش دارند .
آیا مردم آنها هستند که حمله می کنند و ماشین و مغازه مردم را تخریب می کنند ؟ آیا مردم کسانی هستند که در گرمای تابستان اورکت ضخیم پوشیده ، زیپ آن را بالا کشیده و لباسشان چنان ورم کرده مانند خانمی که دوقلو حامله است  و زیر اورکت انبار ادوات ضرب و شتم است و همه مردم از آنها ترس و وحشت دارند. یا مردم کسانی هستند که در کوچه و بازار و سراسر کشور معترض و ناراضی هستند و اعتراض خود را مسالمت آمیز بیان می کنند؟
ایشان ضمن اشاره به ماجرای تلخ کهریزک گفتند : مساله کهریزک لکه ای ننگین بود ، کهریزک که  در خصوص  فجایع آن صحبتها کردیم ، به جای رسیدگی و قضاوت عادلانه ، در سراسر کشور هجمه ها و حمله ها علیه ما را آغاز کردند و نهایتا به جایی رسید که ضمن تایید جنایات اتفاق افتاده در آن به سه تن از جان باختگان عنوان شهید را اعطا کردند که جای بسی خوشحالی است ولی آیا باقی کسانی که همان روز و روزهای بعد کشته شده اند شهید نیستند؟
مهدی کروبی ضمن حمایت از شکواییه ۷ نفر از اصلاح طلبان این چنین عنوان داشتند : یک مقام امنیتی حرفهایی زده و به اصطلاح افشا گریهایی کرده است، آقایان محترم نهایتا نامه ای در جواب آن نوشته و شکایت خود را رسما اعلام کرده اند ، آیا با بگیر و ببند و بازگرداندن آنها به زندان مساله حل می شود ؟ همین بازگرداندن به زندان خود یک عکس العمل است وی ضمن اشاره به محدودیتهای اعمال شده برای ایشان در این مدت گفتند : نمی گذارند چند نفر دور هم جمع شوند ، اجازه برگزاری مراسم ختم و روضه و… نمی دهند رفت و آمدها و بازدیدها کنترل می شود .
اجازه برگزاری یک راهپیمایی تضمین شده گویای همه چیز است ، جرات کنند اجازه برگزاری مراسم در یک مسجد به ما بدهند و خودشان استقبال و نظر مردم را ببینند. از حضور ما میان مردم و گفت وگو با آنان ، از حق گویی ما و شنیدن حرف حق از سوی مردم می ترسند ولی امروز به کمک تکنولوژی و رسانه های مجازی دیگر نمی توان جلوی انتشار اخبار و حقایق را گرفت.
مهدی کروبی از تهیه و تدوین مجموعه ای که به تجزیه و تحلیل انتخابات برگزاری شده در طی ۲۰ سال گذشته  می پردازد خبر داد و بیان داشت : من انتخابات چند سال گذشته ، بعد از فوت امام که شامل پنج انتخابات مجلس ( دوره های چهارم ، پنجم ، ششم ، هفتم و هشتم) ، شش انتخابات ریاست جمهوری ( دو دوره سازندگی ، دو دوره اصلاحات و دو دوره دولتی که عطر خوش خدمت و آرمان خواهیش نه ایران که همه دنیا را فراگرفته ) و همچنین ۳ دوره انتخابات خبرگان  است  را تجزیه و تحلیل خواهم نمود چرا که از ابتدا در این جریان فعال و در بطن آن بوده ام.
نشان خواهم داد که چگونه از ۲۰ سال گذشته و بعد از فوت حضرت امام ( ره) تحرکاتی شروع شد برای سرکوب جریانی خاص که امروز به اینجا کشیده شده و به اوج خود رسیده است ، بحثی که من در آینده مطرح خواهم کرد فقط برای نقد طرف مقابل نیست که چه بسا اشکالاتی در بعضی انتخابات به حوزه اصلاح طلبان هم باشد ، بررسی و تجزیه تحلیلی که همه گروهها و احزاب و همچنین شکستها و پیروزها را شامل می شود.
در پایان دیدار مهدی کروبی ضمن آرزوی صبر برای همه خانواده شهدا ، آسیب دیدگان و زندانیان حوادث اخیر ، توفیق و سعادت  حاضرین را از خداوند متعال مسئلت داشتند.

توده مردم بر ما نیستند ، با ما هستند (دوراندیش)

اوت 28, 2010

بعضی از مبارزان سبز از اینکه مانند روزهای اولیه جنبش توده های ملیونی مردم در خیابان نیستند گله میکنند . حتی برخی بر طبل ناامیدی میکوبند و از ملت ایران انتقاد میکنند که اهل مبارزه نیستند . خیر ، چنین نیست . توده مردم اگر در خیابان نیستند ولی با ما هستند نه با آنها . این را هر روز در کوچه و خیابان و محل کار شاهدیم .

دوستان باید توجه کنند که اولا در هیچ انقلابی همه مردم صد در صد به خیابان نمی آیند . حتی در انقلاب سال 57 که از حیث مشارکت مردمی بینظیرترین انقلاب تاریخ بود باز به زحمت بیش از 40% مردم به خیابانها آمده بودند . باقی از کنار صحنه ناظر بودند . ولی آنچه مشخصه یک انقلاب پیروز است آن است که این توده ناظر که به کار خود مشغول است و به ظاهر کاری به کار سیاست ندارد از این انقلاب حمایت میکند و طرفدار انقلابیون است . اگر از دستش بر آید به فعالان انقلاب  کمک میکند و مانع اقدامات ضد انقلابی میشود . حامی آنان است و آنان را به عنوان قهرمان و مبارز میستاید . همین هم کافی است . ما فقط میخواهیم این گروه از مردم طرفدار دیکتاتور نباشند . در ایران مدتهاست که نه تنها طرفدار دیکتاتور نیستند بلکه از کل سیستم متنفرند . نبرد اصلی انقلاب بین نیروهای فعال انقلابی و بازوی نظامی/امنیتی رژیم رخ میدهد . وقتی محیط برای نیروهای انقلابی مساعد باشد و مردم از آنها حمایت کنند نیروهای سرکوب نمیتوانند به آسانی از پس آنان بر آیند .

پس جای نا امیدی و یا صفحه گذاشتن پشت ملت ایران نیست . گروههای فعال و رزمنده جنبش سبز از حمایت این ملت بهر ه مندند . اگر مردم در خیابان نیستند به دلیل  شدت سرکوب و گسترش ترس است نه اینکه بی تفاوتند و کاری به این مبارزه ندارند . همین هم برای نیروهای مبارز کافی است . تا وقتی ملت پشتیبان مبارزان فعال جنبش سبز باشد دولت نخواهد توانست این جنبش را سر کوب سازد .

شب قبل از روز قدس بر بالای پشت بامها الله اکبر سردهید

اوت 28, 2010

مبارزان جنبش سبز به این نتیجه قطعی رسیده و تصمیم گرفته اند همچون موارد مشابه در سال قبل ، شب قبل از روز قدس از بالای بامها ندای مخالفت خود با رژیم خامنه ای جلاد و نوکر دست نشانده اش احمدی نژاد را سردهند .

فراخوان به ندای همبستگی و شبانه الله اکبر در شبهای قدر

اوت 27, 2010

5 شهریور:

جـــرس: در آستانه شبهای قدر و همچنین ایام شهادت پیشوای اول شیعیان، کمپین ملی و سراسری فرزندان موسوی و رهنورد، جهت «اعلام همبستگی با اسیران در بند جنبش سبز»، از عموم مردم خواستار سر دادن ندای الله اکبر در شبهای ١۹، ٢١ و ٢٣ ماه رمضان شد.

به گزارش منابع خبری جرس، سخنگوی کمپین ملی و سراسری فرزندان موسوی و رهنورد، با عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت علی وگرامیداشت ایام نزول قرآن، خطاب به تمام ملت سبز ایران اعلام نمود «در شبهای قدرمصادف با شبهای ١۹، ٢١ و ٢٣ ماه رمضان، راس ساعت٢١، جهت اعلام همبستگی با اسیران دربند جنبش سبز، بانگ الله اکبر سر خواهیم داد و با نمادهای سبزمان به استقبال این شب های گرامی خواهیم رفت .

این کمپین در بیانیه خود آورده است «در شب ضربت امام عدالت، ما فرزندان زهرا بانگ الله اکبر سر خواهیم داد تا صدایمان پشت دیوار عدو را سبز کند. آری فرزندان میر حسین برای تحقق عدالت علی از پای نخواهند نشست.»


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: