Posts Tagged ‘زندانی سیاسی’

مهندس ، تلوزیونت روشنه؟

ژانویه 31, 2011

تلوزیون رو تماشا میکنی مهندس ؟ تظاهرات مصریها را میبینی؟ میدان استقلال رو میبینی؟ میبینی که از میدون خارج نمیشن ؟ میبینی که تحصن کردن و میگن تا مبارک نره ما هم بیرون نمیریم ؟ یادت میاد تو انقلاب 57 بهشتی و دیگران در مسجد دانشگاه تهران متحصن شدند و چه جمعیت عظیمی میومد اونجا هر روز و چقدر به پیروزی انقلاب کمک کرد؟ اصلا انقلاب 57 و تکنیکهاش یادت مونده مهندس ؟ آیا خمینی  و بازرگان و سایر سران انقلاب  منتظر اجازه وزارت کشور میموندند که فرمان تظاهرات و اعتصاب بدهند؟ آیا آنها از مردم میخواستند به خانه هایشان برگردند مبادا شهید و کشته بدهند؟ و یا میگفتند که برای پیروزی انقلاب شهید و کشته هم لازم است و چاره ای نیست .

تو همین مدتی که شما منتظر اجازه وزارت کشور موندی در دوسال اخیر دیدی در قرقیزستان و تایلند و تونس و حالا مصر مردم چه کار کردن ؟ آیا اونها منتظر اجازه وزارت کشور موندن ؟ آیا اونها به مردم گفتند به خونه ها تون برگردین چون ممکنه خون از دماغ کسی جاری بشه ؟ ندیدی در تایلند تظاهرات رو تبدیل به تحصن دراز مدت کردن ؟ یونان رو دیدی که تظاهرات و تحصن کردن و به نتیجه هم رسیدند ؟

مهندس اگر انقلاب 57 یادت رفته ، اگر قرقیزستان یادت رفته ، لااقل حالا از آتلیه نقاشیت بیا بیرون ، تلوزیونت رو روشن کن و ببین مردم مصر چه کار میکنند . ببین رهبرانشان چه کار میکنند . بدون اینکه منتظر اجازه وزارت کشور بشوند یا بخواهند خودشون رو قاطی تظاهرات دولتی کنند از مردم خواسته اند فردا در یک تظاهرات ملیونی شرکت کنند . تحصن در میدان استقلال قاهره رو که همون میدون آزادی خودمونه تشویق میکنن و خواستار یک اعتصاب سراسری شدند . مهندس ، چرا اون موقع که سه ملیون مردم در خیابانهای پایتخت بودند نخواستی ازشون که میدون آزادی رو ترک نکنند و همونجا بمونند؟ اون موقع که مردم داغ و آماده بودند چرا درخواست اعتصاب سراسری نکردی؟ مهندس چه جوابی داری بدی؟ فردا ، فردای تاریخ ، این ملتی که سال 88 اینقدر شهید و کشته دادند و هنوز در زندانها زیر شکنجه هستند و اعدام میشوند  این سوالها را از شما خواهند پرسید . چه دارید بگویید؟

«پیروزی (مردم مصر) نزدیک است » (پیروزی ایرانیان را نمیدانم )

«دوراندیش»

Advertisements

فرق البرادعی با موسوی و کروبی در چیست ؟

ژانویه 28, 2011

البرادعی خواهان سرنگونی کامل ساختار حکومت مصر و ایجاد یک دولت جدید بر مبنای دموکراسی است . البرادعی ساختار شکن است . موسوی و کروبی با اصل نظام کاری ندارند و فقط خواهان بعضی اصلاحات در جمهوری اسلامی و بازگشت به قانون اساسی آن هستند که هنوز ولی فقیه و سایر اصول را در خود داشته باشد.

«دوراندیش «

نامه مسیح علینژاد به موسوی : میر معترض! ما هم اعتراض داریم

سپتامبر 12, 2010

متن این نامه مورد تایید کامل سایت انقلاب سبز مردم ایران است و حرف دل ما را میزند :

« امروز یک شبکه اینترنتی در فضای مجازی شکل گرفته است که در فقدان رسانه،  بسیار مؤثر عمل می‌کند… اعضای این هسته‌ها ماهیتی پویا به جنبش داده‌اند که ما را بیش از بیش به کارآمد بودن این تشکیلات امیدوار کرده است… آنچه در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. آنچه اینجانب در پاسخ به سوال چه باید کرد پیشنهاد می‌کنم، تقویت و تحکیم این شبکه اجتماعی است.»

اینها عین جمله های شماست در بیانیه یازده، با ضرب محکمی در بند بند همان بیانیه که ضربان قلب یک جنبش نوپا را تندتر کرده بود آنگاه که گفتید:” باید این هسته های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم.”

چگونه؟ مگر می شود بایدی برای تقویت گفت  و بعد خود، خالق یک نبایدِ سد ساز بود؟ در تمام این یک سال و چند ماهی که گذشت این یک « نباید» از شما هزار اما و اگر برای ما ساکنان همین شبکه های مجازی خلق کرد.

بگذارید ماجرا را ساده تر برایتان شرح دهم،  شما در بیانیه تان گفته بودید:” هسته‌های اجتماعی که در ورای این فضای مجازی فعال هستند، آسیب‌پذیری کمتری دارند.”

این اشتباه است،  آسیب پذیری همیشه فیزیکی نیست و گاهی ممکن است آسیب هایی که از طریق خطاهای شبکه های مجازی به جامعه می رسد،  خطاهای بزرگتری را سبب ساز شود و قربانی بیشتری در جامعه بگیرد. وقتی رابطه ساکنان شبکه های مجازی و به دنبال آن شبکه های اجتماعی  با رهبران و سران  و یا اصلا به تعبیر خودتان همراهانِ یک جنبش، قطع شود از  قضا  از آسیب پذیری بیشتری برخوردار خواهند بود. به هر تقدیر این روزها رهبران جنبش نه می توانند به سفرهای استانی بروند، نه می توانند در برنامه ها و کنفرانس های خبری شرکت کنند، نه می توانند سخنرانی های دانشگاهی و حتی هیاتی برگزار کنند، نه روزنامه ای در داخل باقی مانده است که بشود پای پرسش های اصحاب رسانه بنشینند، در چنین شرایطی وقتی که نامزد مورد انتخاب یک جمعیت بی رسانه در ایران حاضر به گفتگو با خبرنگاران ایرانی که به اجبار از تحریریه های خانگی رانده شده اند و در صفحات مجازی می نویسند، نباشد آنگاه آسیب های جدی به بدنه شبکه های اجتماعی وارد می شود، به بگو مگوهای حاشیه ای گرفتار می شوند و از متن می مانند. پراکنندگی بر تمرکز نیروها غلبه می کند و از هم گسستگی جای همبستگی و همدلی را می گیرد.  چرا که  در خلا این گفتگوهای  رو در رو و راهگشاست که ایده ها بر زمین می ماند و جایش تردید هاست که همان تقویت مورد نظر شما و ما را با مانع مواجه می سازد. (more…)

نامه تکان دهنده عبدالله مومنی به رهبر ایران درباره شکنجه و اعتراف گیری اجباری

سپتامبر 9, 2010

“بسمه تعالی”

لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم و کان الله سمیعا علیما

خدا دوست ندارد کسی عیب خلق خدا را به بلندی صدا کند مگر آنکه ستمی به او رسیده باشد وبخواهد از دست ظالم فریاد و دادخواهی کند و زشتی عمل ظالم را فاش گوید. (سوره نساء آیه ۱۴۸)

جناب آیت الله خامنه ای

مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران

در یکی از روزهای بازداشت در زندان اوین فرصتی دست داد تا سخنان شما را از تلویزیون در ضرورت ضدیت با ظلم و رعایت انصاف و عدالت بشنوم (۲/۴/۸۹) و همان روز بود که تصمیم گرفتم تا این نامه را خطاب به شما بنویسم از آن رو که شاید اخبار این بازداشتگاهها به شما نرسد و ندانید که غیر از کهریزک در بازداشتگاه اوین نیز یک زندانی نه تنها از حداقل حقوق برخوردار نیست بلکه شدیدترین فشارهای روحی و جسمی نیز با هدف ترور شخصیتی و اقرار اجباری بر او وارد می شود. همچنین از آنجا که شنیدم در همان ایام که من و امثال من تحت سخت ترین شکنجه ها جهت اعتراف به جرایم ناکرده بودیم، حضرتعالی در خطبه های نماز عید سعید فطر، اظهار داشته اید که “متهم هر چه درباره خود بگوید در دادگاه، این حجت است” قصد کردم طی این نامه شکنجه ها و رفتارهای غیرقانونی، غیرشرعی رفته بر خودم را شرح دهم تا به این پرسش پاسخ جدی داده شود که آیا اعترافاتی که از طریق چنین شیوه های غیرانسانی و غیراخلاقی اخذ می شود نیز از نظر شما معتبر است یا خیر؟ بدین ترتیب و به امید تشکیل کمیته ای حقیقت یاب جهت بررسی آنچه در طول دوران بازداشت، بازجویی و دادگاه بر من به عنوان یک زندانی جمهوری اسلامی در دوران حکومت شما گذشته است را بازگو می کنم. گرچه امیدوارم بازگویی آنچه بر من رفته است، به جای تحقیق در خصوص واقعیت ماجرا و اجرای عدالت، به افزون شدن فشارها و تلخ تر شدن ایام زندان نیانجامد.

مقام رهبری

امروز که به عنوان یک منتقد نظام جمهوری اسلامی در زندان اوین بسر می برم، بی مناسبت نمی دانم که در چند سطر مواضع سیاسی خود را طی یک دهه گذشته بیان نمایم. اینجانب در سال ۱۳۷۵ وارد دانشگاه شدم و در همان سال ابتدایی ، به عضویت انجمن اسلامی دانشجویان و متعاقب آن دفتر تحکیم وحدت درآمدم و تا سال ۱۳۸۴ که مدرک کارشناسی ارشد جامعه شناسی خود را از دانشگاه علامه طباطبایی(ره)اخذ نمودم به عنوان عضو شورای مرکزی و دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت،فعالیت کرده و از سال ۱۳۸۴ تا به امروز به عنوان عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی(ادوار تحکیم وحدت) و سخنگوی آن مجموعه قانونی، در جهت پیشبرد دموکراسی و حقوق بشر، به فعالیت پرداخته ام. در دوران حضور در جریان دانشجویی، دغدغه اصلی من و همفکرانم تاکید بر استقلال نهاد دانشگاه از نهاد قدرت و احزاب و جریانات سیاسی و نقد حاکمیت در جهت همراهی با ملت ایران بوده است. من و دوستانم در مجموعه دفتر تحکیم وحدت معتقد بودیم که جنبش دانشجویی رسالت بستر سازی برای طرح مطالبات آزادی خواهانه و تاریخی مردم و دفاع از حقوق شهروندان ، فارغ از هرگونه گرایش و سلیقه آنان را بر عهده دارد و هم از این رو معتقد بودیم و هستیم که جریان دانشجویی به جای مجیز گویی قدرت و اصحاب آن، می بایست به نقد هرگونه ویژه خواری و امتیاز طلبی برای هر قشر و یا طبقه خاصی پرداخته، از حقوق احاد ملت از جمله زنان، اقلیت های مذهبی و قومیت ها دفاع نماید. از این رو در طول یک دهه گذشته همواره مغضوب قدرت و نهادهای امنیتی بوده و به همین دلیل، چندین بار طعم زندان و انفردای را چشیده ام، به گونه ی که با احتساب دوره ی اخیر، قریب به ۲۰۰ روز سلول انفرادی را تجربه کرده ام. اگر چه زندان های قبلی نیز عاری از فشار و شکنجه نبوده است اما از این رو که دوره ی اخیر، تجربه ی متفاوت را به نمایش گذاشت و آگاهی افکار عمومی و مسولان امر از جنایات رخ داده داده امری بیش از پیش ضروری است بدان می پردازم (more…)

آقای خامنه ای ، بدجوری فشار آور شده ، نه؟ (دوراندیش)

سپتامبر 9, 2010

آقای خامنه ای تحریمها دارد کم کم میسوزاند، نه؟ دیروز در نطقتان دم از مقاومت در مقابل دشمن زدید و اینکه این تحریمها را هم مثل دفعات پیش از سر خواهید گذراند . نه بابا ، این تو بمیری دیگه از اون تو بمیریها نیست . دولتهای خارجی پس از تظاهرات ملیونی جنبش سبز از عمق «حمایت مردمی » از شما مطلع شدند و اینبار تحریمها را جدی گرفته اند . ماجرای سه پلشک آید و زن زاید و مهمان از در آید شده ، نه؟ در داخل که همراه مشتی اراذل و اوباش خود با کل ملت ایران درگیر شده اید ، از خارج هم که تحریمها بدجوری فشار آور شده .   آقای خامنه ای ، این ایران تا کجا باید ویران شود تا شما دل از قدرت برکنید و مثل مرشد خود «جام زهر را سربکشید»؟ این مردم تا کجا باید فقیر و درمانده شوند تا شما شرتان را از سر شان کم کنید و سوار هواپیمای اختصاصی خود شوید و همراه مجتبی و حداد عادل و باقی اهل و عیال و اسبهایتان به سوریه فرار کنید؟

«دوراندیش»

آفرین به زهرا رهنورد شیرزن مقاومت ایران

سپتامبر 8, 2010

نامه اخیر رهنورد به ملانصرالدین جمهوری اسلامی(لاریجانی رئیس قوه قضاییه ) را خواندید؟ باید گفت آفرین به رهنورد ! سنگ تمام گذاشت .  بر این اعتقادم و بارها گفته ام اگر رهبری جنبش سبز در دست رهنورد بود ما اکنون خیلی پیشتر رفته بودیم . نمونه اش را در بعضی کشورهایی که رهبران مبارزه دموکراسی طلبی آنان زن بوده اند شاهد بوده ایم ، از جمله در فیلیپین . واقعا مایه افتخار زنان کشورمان است . با وجود چنین شیرزنانی به آینده روشن جنبش سبز ایمان دارم . وقتی زنان این چنین شجاعانه در مقابل رژیمی بایستند آن رژیم   باید کم کم غزل خداحافظی را بخواند.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

دادگاه شیوا نظر آهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر برگزار شد

سپتامبر 4, 2010

دادگاه شیوا نظر آهاری، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر امروز شنبه ۱۳ شهریور ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد .

به گزارش کلمه، این فعال حقوق بشر ۲۶ ساله که از به یک سال پیش در زندان اوین به سر می برد امروز به اتهام محاربه ، تبانی و اجتماع برعلیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و تبلغ علیه نظام محاکمه شد .

این دادگاه که با حضور محمد شریف وکیل این زندانی و خانواده نظر آهاری برگزار شد با طرح اتهامات و شنیدن دفاعیات شیوا و وکیلش ادامه یافت. شیوا نظر آهاری در این دادگاه که یکی از اتهاماتش محاربه از طریق ارتباط با سازمان منافقین اعلام شده بود ، ضمن ابراز انزجار از این سازمان گفت که هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته و هر گونه ارتباط خود را با این سازمان رد می کند .این اتهام را از اساس بی پایه می داند و نه تنها هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته که همواره اعمال این سازمان تروریستی را محکوم کرده است.

همزمان با برگزاری دادگاه شیوا نظر آهاری ، دادگاه سعید حائری دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز برگزار شد.

به گفته شاهدان عینی، شیوا را با دست بند به دادگاه آوردند . این عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بعد از دادگاه دوباره به بند نسوان زندان اوین بازگردانده شد .

شیوا نظرآهاری روزنامه نگار و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، که در دوران حبسش بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی گذرانده است .اکنون در انتظار صدور حکم به سر می برد .

وی در سال ۸۸ و درست یک روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز دهم دستگیر و روانه زندان اوین شد .اما پس از سه ماه با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد .اما طولی نکشید که وی بار دیگر در ۲۹ آذرماه وقتی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود دستگیر و زندانی شد .

خانواده شیوا نظر آهاری از کارشناس پرونده وی و همچنین قاضی پیر عباسی در خواست کرده اند که با صدور قرار وثیقه زمینه آزادی موقت شیوا را تا صدور حکم وی امکان پذیر کنند .

چرا بعضی ازهمرزمان بعد از روز قدس فریاد نا امیدی سر داده اند ؟(دوراندیش)

سپتامبر 4, 2010

در فضای مجازی ، درسایتهایی مثل بالاترین میخوانیم که عده ای از اینکه در روز قدس تظاهرات آنچنانی صورت نگرفت نا امید شده اند . حتی بدتر از آن به مردم بند کرده اند که این مردم اصلا لایق این حکومت هستند و هزار فحش و بد و بیراه دیگر . ولی دوستان ، آیا دعوتی از مردم شده بود که روز قدس به خیابان بیایند که حالا که نیامده اند شما آنها را شماتت میکنید؟ آیا موسوی که همه قبول داریم در مرحله کنونی بیش از همه نقش رهبری را دارد از مردم خواست در این روز به خیابان بیایند و مردم نیامدند؟ آیا کروبی از مردم خواست در فلان ساعت و فلان جا حضور به هم رسانند و مردم نیامدند؟ (بله ، کروبی گفت من می آیم ولی حتی نگفت کجا و کی و بعد از حمله به خانه اش هر بچه ای هم میدانست که به او اجازه نخواهند داد بیاید ). آخر شما کجا چنین دعوت رسمی و صادر شده از سوی رهبری جنبش سراغ دارید که حالا بهانه میگیرید که چرا مردم نیامدند ؟  انصاف هم خوب چیزی است . دوستان مانند صاحبخانه ای هستند که یادش رفته کسی را به مهمانی دعوت کند و بعد شکایت میکند که چرا طرف نیامد . مردم بی کار نیستند که به دعوت چند ناشناس در بالاترین یا یکی دو سایت دیگر بریزند توی خیابان . مردم عقل دارند و میدانند که هر جنبشی رهبری دارد و اگر رهبریت از مردم درخواست تظاهرات نکرده دلیلی ندارد بیخود در خیابان حاضر شوند و کتک  بخورند . دوستان عزیز صبر داشته باشید . اگر روزی دعوتی رسمی از سوی رهبران جنبش صورت گرفت و از مردم خواستند فلان روز و فلان ساعت در فلان جا جمع شوید و بعد مردم نیامدند آنوقت شکایت کنید . فعلا که جنبش سبز قوی و قدرتمند و بالنده به کار خود مشغول است و جمهور ی اسلامی هم از ترس جنبش هر روز بیش از روز پیش خودش را از هم میدرد و ناتوانتر میشود ، کجا جای نا امیدی است؟

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

از صبح امروز تجمع مجدد نیروهای بسیجی جهت جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل /ارتباط ساختمان با بیرون قطع شد

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

سحام نیوز: ازساعت ۸ امروزتعداد کثیری از نیروهای بسیجی و سپاهی با تجمع درب منزل مهدی کروبی اقدام به برگزاری مراسم دعای زیارت عاشورا نمودند.
به گزارش خبرنگار سحام نیوزتجمع این افراد با هدف جلوگیری از خروج مهدی کروبی از منزل برای شرکت در راهپیمایی روز قدس صورت پذیرفته است.
در همین راستا از شب گذشته خطوط تلفن ساختمان محل سکونت مهدی کروبی قطع گردیده شده است (more…)

پیام میرحسین موسوی به مناسبت حملات سازمان یافته به منزل مهدی کروبی

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

بسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

حمله اوباشان رو سیاه به منزل حجت الاسلام و المسلمین کروبی یار شجاع مردم در شب قدر نشان از ره گم کردگی اقتدار گرایان است. آنها با این اقدامات سازمان یافته که حدود ۵روز است زیر نظرنیروهای انتظامی و امنیتی آغاز شده است نشان دادند که اشغال قدس شریف و دشمنی با اسرئیل بهانه است دشمن واقعی اقتدارگرایان کروبی و شخصیتهای امثال او و سایر آزادیخواهان است. همانطور که در ۲۲ بهمن نشان داده شد که مقصد اقتدار گرایان نه جشن پیروزی انقلاب بلکه مراسمی برای چنگ و دندان نشان دادن به آزادی خواهان و ملت سبز ایران است.

فاجعه حمله به منزل جناب اقای کروبی که به دنبال حمله به منازل مراجع عالیقدر در قم و شیراز صورت می گیرد بهترین نشان خوف اقتدار گرایان از جنبش مردمی و نیز بهترین دلیل برای ابزاری شدن همه شعار ها و مراسم و مناسک اسلامی وانقلاب است طرفه آنکه از سوی سازمان دهندگان این اقدامات مفتضحانه، سال و روز هم برای پایان عمر ظلم اسرئیل اعلام می شود. ما می گوئیم شما با این اقدامات سیاه و نفرت بر انگیز اراده معطوف به آزادی مردم را نمی توانید سد کنید بلکه راه نیل به آزادی را برای آزادی خواهان کوتاه تر می کنید.

میرحسین موسوی

امروز کروبی ، فردا موسوی (دوراندیش)

سپتامبر 2, 2010

حمله به منزل کروبی بی تردید بدون صدور مجوز از بالاترین مقام جمهوری اسلامی امکان نداشت . خامنه ای اصولا آدم ترسویی است و جرئت و جربزه خمینی را ندارد . او فقط پس از یکسال واندی این جرئت را در خود یافته که به نفر دوم جنبش سبز مستقیما حمله کند . تا کنون اگر اینکار را نکرده بود به علت ترس از عکس العمل توده ها بود . اما اکنون که توده ها سرد شده اند موقعیت را مناسب میبیند که شدت عمل نشان دهد .

اگر مردم عکس العمل شدیدی بروز دهند و به دفاع از کروبی بر خیزند و مثلا در تظاهرات روز قدس پایان حمله به منزل او را خواستار شوند یا حتی بیش از این ، در برابر منزل او حضور یابند و از وی دفاع کنند ، خامنه ای مانند دفعات پیش عقب خواهد کشید . اما اگر مردم کوتاه بیایند و در کنج خانه های خود بخزند یا از تعطیلات استفاده کرده و به شمال بروند و غیره خامنه ای و سگهای مزدورش جریتر خواهند شد . کوتاهی مردم کلید مرحله بعدی این تهاجم را خواهد زد یعنی دستگیری فرد دوم رهبری جنبش سبز . پس از کروبی نیز همه میدانیم نوبت موسوی خواهد بود .

«دوراندیش»

تهاجم لباس شخصی ها و بازجویی خیابانی از زهرا رهنورد

سپتامبر 1, 2010

10 شهریور

کلمه :زهرا رهنورد ، نویسنده و استاد دانشگاه تهران چند روز پیش ،پس از خروج از منزل مسکونی اش و تنها چند متر آنسوتر از محل زندگی اش مورد هجوم و بازجویی لباس شخصی ها قرار گرفت.

به گزارش کلمه به نقل از شاهدان حاضر در صحنه ، هنگامی که رهنورد در هنگام غروب و نزدیکی افطاربه تنهایی و پیاده از خانه خود در یکی از کوچه های فرعی خیابان پاستور خارج شد ،ناگهان با جمع کوچکی از لباس شخصی ها مواجه شد که او را در حلقه محاصر خود قرار داده بودند.

فردی از میان جمع آنها فریاد زد: « آهای ! رهنورد ! چرا صورتت را پوشاندی ؟»

رهنورد در حالی که تلاش می کرد به راه خود ادامه بدهد ، گفت :«آیا حجابم را به معنای پوشاندن صورت می دانید؟ اگر صورتم را پوشانده بودم که مرا نمی شناختید!»

یکی از آنها به دنبال رهنورد دوید و شانه به شانه او بازجویی خود راشروع کرد : « به من بگو ، تو در زمان انقلاب کجا بودی ؟ آیا دین داشتی ؟ مخالف بودی یا موافق ؟ با چه کسی یا کسانی همکاری می کردی ؟»

در ادامه ، یکی دیگراز لباس شخصی ها شانه به شانه رهنورد که بی اعتنا سعی می کرد از محل دور شود ، قرار گرفت و بازجویی خیابانی را ادامه داد . (more…)

محکومیت پروین جمالزاده به هشت سال و نیم حبس تعزیری

ژوئیه 10, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

پروین جمالزاده شهروند تهرانی و از بازداشت شدگان روز عاشورا است که در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم گردید. این حکم که روز گذشته به این شهروند زندانی ابلاغ شد موجب شگفتی وی، وکیل مدافع و نزدیکانش شد. به گزارش کمیتۀ دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی صدور این حکم سنگین در حالی است که پروین جمالزاده که هم اکنون در بند نسوان زندان اوین به سر می برد، تمامی اتهامات خود را رد کرده بود.
از جمله اتهامات وارده به این زندانی گمنام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی، اخلال در نظم عمومی، توهین به مقدسات و توهین به رهبری بود که با وجود رد صریح کلیۀ آنها قاضی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران اتهامات را وارد دانسته و جمعاً متهم را به هشت سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم نمود.
صدور چنین حکم سنگینی در حالی صورت می گیرد که تنها چند هفته قبل جعفری دولت آبادی دادستان تهران در دیداری با جمالزاده از تداوم بازداشت وی ابراز تعجب کرده و قول مساعد داده بود تا وی به زودی با مناسب ترین قرار ممکن آزاد شود. دادستان تهران همچنین افزوده بود که با توجه به محتویات پرونده رأی سنگینی برای وی صادر نخواهد شد. اما برخلاف گفته ها، دادگاه انقلاب تهران علاوه بر عدم تبدیل قرار، چنین حکم سنگینی را نیز صادر نموده است. لازم به ذکر است که از ابتدای ماه جاری پروین جمالزاده با ضعف جسمانی شدید روبرو بوده و از وضعیت فیزیکی مناسبی برخوردار نیست و با این حال مسئولین امر از رسیدگی به وضعیت پزشکی وی نیز خودداری می ورزند.

http://komitedefa.com/index.php?option=com_content&view=article&id=502:1389-04-14-20-00-28&catid=34:1389-03-14-23-30-41&Itemid=39

خودکشی فرزند یک زندانی سیاسی زن

ژوئیه 10, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

فرزند نوجوان زهرا جباری از بازداشت شدگان اعتراضات اخیر در کشور تاکنون دو بار دست به خودکشی زده است. بنا به اطلاع گزارشگران هرانا فرزند 17 ساله خانم جباری به دلیل شرایط نامساعد روحی بر اثر اعمال فشار دستگاه های امنیتی بر خانوده شان و شرایط جسمی مادرش دست به خودکشی زده است.
زهرا جباری از بازداشت شدگان روز قدس است که از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب با حکم حبسی 4 ساله مواجه شده است. این زندانی سیاسی به دلیل شرایط نامساعد جسمی و روحی در چندین نوبت با جعفری دولت آبادی ملاقات نموده و در خواست مرخصی خود را به صورت شفاهی و کتبی نیز به وی ارائه کرده و هربار دادستان وعده داده که با درخواست وی موافقت خواهند کرد. در صورتی که قاضی پرونده در این راه کارشکنی می نماید. گفتنی است وی هم اکنون در بند نسوان زندان اوین دوران محکومیت خود را سپری می کند.

http://www.hra-news.org/1389-01-27-05-27-21/2583-1.html

نامه به بازجو و پدرم – نوشته: ( نرگس توسلیان دختر خانم شیرین عبادی )

ژوئن 13, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

برادر اطلاعاتی عزیز
سلام. من نرگس هستم، دختر شیرین و جواد. می دانم که من را خوب می‌‌شناسی. حضور مبارکت همیشه در مکالمات تلفنی و … محسوس بوده است. دنبال چه می گردی در خانوادهٔ ما برادر؟
فیلم “اعترافگیری” جدیدت را دیدم. خوب، خسته نباشی. پروژهٔ دیگری را به پایان رساندی. راستی‌، نگفته بودی سبک فیلم هایت را عوض کرده ای. اعتراف کننده ات این بار، نه یک مبارز سیاسی‌ بلکه مهندس ساده‌ای بود که هیچ گاه ادعای مقابله در برابر زندان و شکنجه را نداشته است. پس کارت راحت تر بوده. خوب، بهتر که خیلی خسته نشدی.
بعد از عرض خسته نباشید، می‌خواستم تشکر کنم. متشکرم. با دیدن فیلمت یک بار دیگر به مادرم افتخار کردم. از این جهت که با تمام تجسس‌هایی‌ که در زندگی‌ ما کرده اید‌، از زیر و رو کردن دفتر و همه گوشه های خانه تا گوش کردن مدام به مکالمات تلفنیمان ( راستی‌ یادت می‌‌آید چند بار وقت گفتگو با دوستانم در تلفن از تو معذرت خواستم اگر حرفهایمان حوصله ات را سر می برد؟ ) و خلاصه بعد از عمری تحقیق و تفحص نتوانستید چیزی پیدا کنید‌. پس ناچار با دستگیری و آزار و اذیت پدرم سناریوی اعتراف گیری جدیدی ساختی.
راستی‌ چرا از قدرت تخیل خود بیشتر استفاده نمی کنی‌؟ آخه دفاع از حقوق اقلیت ‌های مذهبی‌ که جرم نیست. مگر در خود اسلام به نیکی‌ با انسان ها و حقوق شهروندی تأکید نشده و از امام علی‌ نقل نشده است که: “که با مردم به نیکی‌ رفتار کن اگر برادر دینی تو هستند و یا برادر تو در اصل آفرینش.”
باز هم ممنون که یادآوری کردی که مادرم پول جایزه نوبل را به تنهایی خرج نکرده، بلکه صرف کمک به زندانی های عقیدتی- سیاسی‌ هم کرده است. مگر خود او روز‌های اولی‌ که خبر برنده شدنش را شنیده بود اعلام نکرد که “این جایزه فقط متعلق به من نیست، بلکه متعلق به تمامی فعالین حقوق بشر است.”
ولی‌ یک توصیه برایت داشتم برادر. پروژهٔ اعتراف گیریت دیگر قدیمی‌ و نخ نما شده است. حیف این همه استعداد در سناریو نویسی و فیلم برداری که صرف چنین کارهایی شود. به تو اطمینان می‌‌دهم اگر این همه استعداد و امکانات را در فیلمسازی و صنعت سینما به کار برده بودی، شاید چند سیمرغ بلورین به تو داده می شد.
در آخر نامه جای دارد یادی از پدر عزیزم مهندس جواد توسلیان بکنم و خطاب به او بنویسم: پدر عزیزم، خودت می دانی‌ بارها بعد از آن که جریان دستگیری و اعتراف گیریت را تعریف کردی، من و نگار بهت گفتیم که همه جوره دوستت داریم. همیشه می گفتی: من مبارز نیستم و نمی دانم اگر زندان بروم چقدر بتوانم طاقت بیاورم و اعتراف ساختگی نکنم؟
خوب کاری کردی هر چه گفتی. دفع فاسد به افسد بود، که اذیت و آزار تو بزرگترین فساد زندگی من و نگار است. باز هم اگر گفتند اعتراف کنی‌، خیالت راحت باشد که دست برادران اطلاعاتی برای همه رو شده است. هیچ کس باور نکرد پدر. هیچ نگران نباش.

http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/june/13//-1d987ad8e0.html

(قاضی مقیسه) شریرترین چهره زندان های جمهوری اسلامی دهه ۶۰

مه 30, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم :

ایرج مصداقی فعال حقوق بشر وزندانی سابق درگفت وگوئی با کمپین به شرح ویژگی ها وسوابق قاضی (محمدمقیسه) پرداخته است.
ایرج مصداقی فعال حقوق بشر که به مدت ده سال از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۰ در زندان های اوین، قزل حصار وگوهردشت به سر برده است، درگفت وگوئی با کمپین بین المللی حقوق بشردرایران به شرح سوابق قاضی مقیسه پرداخته است. قاضی مقیسه یکی از قضاتی است که پس از انتخابات احکام اعدام وزندان های طویل المدت را برای زندانیان سیاسی صادر کرده است. از این قاضی هیچ عکسی وجود ندارد و درمورد سوابق وی به صورت رسمی اطلاعات اندکی در دست وجود دارد. مصداقی به کمپین گفت که دلیل چنین پنهان کاری به دلیل سوابق تاریک وغیرقابل دفاع محمدمقیسه (یا آنچنان که زندانیان دهه شصت وهفتاد به یاد می آورند بازجو ویا دادیار ناصریان) است. ایرج مصداقی طی سال های گذشته تحقیقات گسترده ای درخصوص عاملان و بانیان اعمال خشونت درزندان های ایران به عمل آورده است. گفت وگوی زیر درحالی انجام می شود که قوه قضائیه همچنان از قاضی مقیسه به عنوان «ماشین صدورحکم» استفاده می کند. پیش از این برخی از وکلا در گفت وگو با کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از احکام به شدت سیاسی این قاضی گفته بودند. کمپین نیز درچندین بیانیه با اشاره به احکامی همچون اعدام محمدامین ولیان که دردادگاه تجدیدنظر به ۳ سال زندان تقلیل یافت و حکم ۹ سال و نیم زندان بهاره هدایت و نیز حکم ۷ سال زندان میلاد اسدی، هردو از فعالان برجسته دانشجوئی خواستار تعلیق این قاضی و بررسی مجدد پرونده های مورد بررسی توسط وی شده بود. موضوعی که همچنان قوه قضاییه به آن بی توجهی نشان می دهد. کمپین امیدوار است گفت وگو با فعال حقوق بشر ایرج مصداقی بتواند گامی درجهت روشن شدن بخشی از زوایای تاریک حضور این قاضی در قوه قضائیه باشد. این مصاحبه را می خوانید: (more…)

یورش و ضرب وجرح وحشیانه معلم زندانی (رسول بداقی) در زندان گوهردشت کرج

مه 30, 2010

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم :

بنابه گزارشات رسیده به “فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران”رسول بداقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران مورد یورش وحشیانه پاسداربند ها قرار گرفت و به شدت مورد ضرب وشتم واهانت آنها قرار گرفت.
روز شنبه 8 خرداد ماه حوالی ساعت 07:00 صبح زندانی سیاسی رسول بداقی عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان ایران بدون هیچ دلیلی مورد یورش وحشیانه 3 پاسدار بند قرار گرفت و به شدت مورد ضرب وشتم و اهانت آنها قرار گرفت. (more…)

مجید توکلی قدرت تکلمش را از دست داده است

مه 28, 2010

 خبرگزاری هرانا – وضعیت جسمی مجید توکلی در پنجمین روز اعتصاب غذایش در سلول انفرادی بند 240 زندان اوین وخیم است تا جایی که وی حتی قدرت تکلمش را بر اثر ممانعت از نوشیدن آب از دست داده است.

علی توکلی درباره ی وضعیت جسمانی برادرش به گزارشگر هرانا گفت که به دلیل ابتلای مجید به نارسایی ریوی، ننوشیدن آب در طی پنج روز اخیر باعث شده که وی قادر به صحبت کردن نباشد.

برادر مجید توکلی هم چنین از خونریزی معده ی مجید بر اثر اعتصاب غذا، در زندان اوین خبر داد و گفت بر اساس خبری که یکی از دوستان مجید از زندان به ما داده، گویا وی به بهداری زندان منتقل شده است.

در همبستگی با مجید توکلی مادر وی نیز از روز یکشنبه دست به اعتصاب غذا زده است که حال جسمانی ایشان نیز رو به وخامت گراییده است.

گفتنی است حمله ی عصبی که بر اثر اولین بازداشت مجید توکلی یعنی سه سال پیش، به مادر وی دست داده بود به دلیل تداوم فشارها بر خانواده ی توکلی هم چنان بهبود نیافته است.

خانواده ی توکلی از عدم پاسخگویی مسئولین در این رابطه ابراز تاسف کردند و گفتند: «نمی دانیم چرا مسئولان با مجید دشمنی دارند.»

فشارهای جسمی و روحی بر اعضای جوان نهضت آزادی ایران در زندان، رهانا

مه 22, 2010

عماد بهاور و امیرحسین کاظمی تحت فشار شدید برای اعتراف و مصاحبه

با گذشت بیش از ۷۰ روز از بازداشت عماد بهاور و امیرحسین کاظمی دوعضو شاخه جوانان نهضت آزادی ایران دور جدیدی از اعمال فشار جسمی و روحی بر ایشان آغاز گشته است.

رهانا: در راستای این فشارها مهندس عماد بهاور تنها بعد از گذشت حدود ۱۰ روز که به سلول چهار نفره منتقل شده بود باردیگر به سلول انفرادی بازگردانده شده و حق ملاقات و دیدار خانواده از وی سلب شده است.

به گزارش خبرنگار رهانا، این قضیه زمانی روی داد که نیروهای امنیتی با هجوم شبانه به سلولی که جعفر پناهی و عماد بهاور در آن نگهداری می‌شدند، به بهانه یافتن دوربین فیلمبرداری آن‌ها را مورد تهدید قرارداده و به سلول‌های انفرادی منتقل کرده‌اند.

گفته می شود که امیرحسین کاظمی وبلاگ نویس و عضو دیگر نهضت آزادی و عماد بهاور رییس شاخه جوانان نهضت آزادی تحت فشار شدید بازجویان برای اعترافات ساختگی و تلویزیونی هستند.

گفتنی ست که با وجود اینکه بیش از ۱۵ روز از پایان بازداشت موقت این دو عضو نهضت آزادی گذشته است و آ‌ن‌ها در شرایط غیرقانونی در زندان به سر می برند و وکلا و خانوادهای‌شان در بی خبری مطلق از روند پرونده آن‌ها و تهدید از سوی مقامات امنیتی قراردارند.

گزارشگران رهانا، یادآور می‌شوند؛ بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی که عنوان می‌دارد: «هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است. اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند، مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است و متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود» تداوم بازداشت فشارهای غیرانسانی بر عماد بهاور و امیرحسین کاظمی غیرقانونی است و قوه‌ی قضاییه موظف است با متخلفان از این قانون برخورد کند.

تداوم خودداری از تحویل اجساد اعدامیان نوزده اردی بهشت/ آمادگی خانواده ها برای تحصن

مه 16, 2010

 

خبرگزاری هرانا – پس از اعدام مخفیانه ی 5 زندانی سیاسی در سحرگاه نوزده اردی بهشت، دستگاه قضایی-امنیتی هم چنان از تحویل پیکرهای ایشان خوداری می کند.

صبح روز جاری مورخ بّیست و پنج اردی بهشت ماه، خانواده های اعدام شدگان اخیر برای تحویل پیکر عزیزانشان طبق روال روزهای گذشته به تهران آمده و به زندان اوین مراجعه کردند.

خانواده ی فرهاد وکیلی در گفتگویی با گزارشگر هرانا در این باره گفتند: صبح امروز از سنندج به تهران آمده اما دستگاه قضایی-امنیتی بار دیگر از تحویل پیکر آقای وکیلی خودداری کرده و مدعی شده که وی را دفن کرده اند.

این در حالیست که دادستانی هم چنان نسبت به تحویل اجساد، به خانواده ها قول مساعد می دهد.

هم چنین عبدالله حیدریان، برادر علی حیدریان، زندانی سیاسی کرد اعدام شده در نوزده اردی بهشت، ضمن سردرگمی از رفتار مسئولان، در جواب سوال گزارشگر هرانا نسبت به تحویل پیکر برادرش، ابزار امیدواری کرد علی رغم دریافت پاسخ های متناقض، با توجه به وعده های مسئولین نسبت به تحویل پیکر برادرش اقدام شود.

خانواده های زندانیان سیاسی جان باخته خصوصا خواهران و مادران داغدار آنان اعلام کردند در صورت تداوم خودداری دستگاه قضایی – امنیتی از تحویل پیکر عزیزانشان، آن ها در مقابل استانداری کردستان در شهر سنندج دست به تحصن خواهند زد


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: