Posts Tagged ‘سبز’

اینها فاتحه اسلام در ایران را خواندند طوری که اگر یک حکومت کمونیستی صد سال تلاش میکرد نمیتوانست

فوریه 25, 2011

هیچ دقت کرده اید مردم در ایران چقدر نسبت به دین و آخوند و مذهب بدبین شده اند . به جرات میتوان گفت در میان کشورهای خاورمیانه ایران واقعا بیشترین تعداد بیدینها و کم دینها را دارد . میدانید که سالهاست که در مملکت ما یک گروه اسلامی جدید با اعتقادات انقلابی اسلامی ایجاد نشده است و هرچه هست همان گروههای بسیج  مساجد است که منفورترین گروهها بین مردم است ؟ آیا هیچ دقت کرده اید که در بیست سال اخیر در دنیای اسلام هرگز یک گروه انقلابی اسلامی از ایران اقدامی انجام نداده است حال آنکه گروههای اسلامی پاکستانی و عربستانی و مصری و الجزایری و غیره بسیار فعال هستند ؟  آیا هیچ اقدام تروریستی اسلامی در جهان را در بیست سال اخیر به یاد دارید که حتی یکی از شرکت کنندگان در آن ایرانی بوده باشد و به خاطر اعتقاد اسلامی خود و تغییر جهان به کمک دین اسلام در عملیات این چنینی شرکت کرده باشد ؟  کار به جایی رسیده که هر گاه خبر از یک اقدام  انقلابی اسلامی میرسد شما میتوانید با خیال راحت مطمئن باشید که تنها مملکتی که در میان عاملان این انقلاب تبعه و نماینده ای ندارد ایران است . اینرا مقایسه کنید با سالهای قبل از انقلاب اسلامی در ایران که نیمی از گروههای انقلابی  از معتقدان به اسلام تشکیل میشد که بر سر اعتقاد خود جان میدادند و شدیدترین شکنجه ها را تحمل میکردند . آیا اکنون در داخل ایران میتوانید چنین افرادی را سراغ کنید ؟ تنها نمایندگان «اسلام انقلابی» در ایران  اکنون همین بسیج و سپاه به شدت منفورند که در شکنجه و تجاوز و بددهنی گوی سبقت از SS  های هیتلر ربوده اند .

این همه را مدیون آقایان رهبران جمهوری اسلامی هستیم که بی مزد و مواجب تیشه را برداشته اند و به جان اعتقادات اسلامی هزار ساله این مردم افتاده اند . واقعا اگر یک حکومت کمونیستی صد سال تمام  تبلیغات ضد خدا را به زور توی چشم و گوش مردم میتپاند نمیتوانست مردم را اینقدر به دین و مذهب بد بین کند که حکومت سی ساله این آقایان کرده است . تمام دزدیها ، فسادها ، زورگوییها ، آدم کشیها ، شکنجه ها و تجاوزها ، دروغگوییهای این سی سال ملتی ساخته است که پس از سقوط جمهوری اسلامی که سرانجام رخ خواهد داد سالهای سال طول خواهد کشید تا دوباره اعتقادات اسلامیشان به جایی برگردد که قبل از سال 57 بوده است و شاید هرگز دیگر اسلام در این مملکت احیا نشود زیرا خاطره تاریخی این دوران سیاه همیشه در اعماق ذهن این ملت خواهد ماند .

«دوراندیش»

Advertisements

باید برای دفاع قهرآمیز آماده باشیم

فوریه 24, 2011

سلاح این انقلاب مظلومیت آن است هزچه بیشتر شهید دهیم و کشته دهیم و زندان برویم بیشتر مجبوب میشویم و در عوض حکومت کودتای خامنه ای /احمدی نژاد خود را بیشتر منفور میکند . مثل انقلاب گاندی در هند یا مارتین لوتر کینگ در آمریکا . اما فراموش نکنیم ما با دولت انگلیس یا آمریکا طرف نیستیم . ما با یک دولت ظالم آدمکش طرف هستیم که از کشتن هموطنان خود باکی ندارد و روز روشن به گواهی ویدئوهایی که اکنون در دسترس همگان است مستقیم مردم را در کوچه ها به تیر میبندد . اینجاست که باید خاتمه انقلاب 57 و مشروطه را نیز در نظر بیاوریم که هر دو سر انجام با یک جنگ مسلحانه به نتیجه رسید ند و نه فقط باتظاهرات مسالمت آمیز یا به قول آقایان انقلاب مخملی . چرا جنبش ملی کردن نفت در لحظه قطعی که در همه کودتاها پیش می آید شکست خورد؟ چون در آن جنبش نیروهای دفاع ملی به وجود نیامده و سازمان نیافته بود که در لحظه ای که در همه این انقلابها پیش می آید بتواند ضربه دشمن خلق را خنثی کند . در همه انقلابها وقتی دیکتاتور همه درها را به روی خود بسته میبیند ، مثل گربه ای که در یک گوشه گیر افتاده دست به حمله میزند و در آخرین لحظه قبل از مرگ و نابودی در تشنجی بزرگ سعی میکند با یک کودتای خشن و خونبار باخت خود را به برد تبدیل کند. وای به انقلابی که از زمان به دست آمده در طی انقلاب استفاده نکرده و نیروهای دفاع خلقی را سازمان نداده باشد . اینجاست که مانند جنبش ملی کردن نفت با یک کودتای ساده جنبش به خط پایان میرسد . با درنظرگرفتن ماهیت خونبار دولت خامنه ای کاملا مشخص است که ما دیر یا زود با یک رعشه انتهایی برای سرکوبی خونبار روبرو خواهیم شد . این احتمال وجود دارد که نیروهای سپاه با تمام نیرو به خیابانها بیایند و سعی کنند انقلاب را در خون غرق سازند . آیا ما از این روزها استفاده کرده ایم و نیروهای خود را برای مقابله با آن سرکوب نهایی سازمان داده ایم ؟ مگر چقدر نیرو لازم بود تا جنبش ملی شدن نفت را خفه کند؟ تنها لازم بود بیرحم و خشن و تا به نهایت جنایتکار باشند که بودند و با ایجاد ترس و و حشت نیت پلید خویش را به پیش بردند . اینجاست که گروههای دفاع خلقی لازم می آید . گروههایی که روشهای دفاع شخصی را تمرین کرده باشند و در لحظاتی که فشار حمله شدید میشود پیکان تیز حمله را متوجه نیروهای سرکوب کنند که النصر بالرعب گاه لازم است . کمیته ها و شوراهای خلقی یا به قول مشروطه چیها کمبته های غیبی باید هرچه سریعتر دست به تشکیل گروههای دفاع خلقی بزنندتا بتوانند در لحظه لازم از مردم دفاع کنند. این گروهها ی دفاع خلقی باید در خفا تمرین کرده و آماده باشند . استفاده از هر وسیله چون میخ برای پنچر کردن موتوریها ، کوکتل مولوتف جهت کند کردن حمله دشمنان. حتی استفاده از وسایلی که شاید خنده دار به نظر آید مانند تیر کمان و قلابسنگ که در انقلاب فلسطین با مهارت زیاد علیه سربازان اسراییلی به کارر فته میتواند به پیروزی تظاهرات و کند کردن عملیات سرکوبگران کمک کند . باید چشمان خود را باز کنیم و از همه دنیا یاد بگیریم و به هم یاد دهیم . گاهی هم باید با چماق برادران را نوازش داد و سپس به سرعت فرار کرد . باید آماده قربانی و شهید دادن و کتک خوردن و خلاصه هزینه دادن بود. آزادی متاعی است که ارزان به دست نمی آید و بهای آن خون و رنج و زندان و شکنجه و کتک است . تا ملت به آنجحا نرسد که این هزینه را قبول نکرده باشد پیروز نمیشویم . پیش به سوی تشکیل هسته های مخفی دفاع خلقی در هر محله و کوی و برزن و محل کار.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد ، آیا آماده شهادت در راه آزادی شده ای یا نه؟ اگر نه بنشین توی خانه و دم نزن .

فوریه 4, 2011

صحبتی خصوصی با خودم و دوستان نزدیکم  که تصمیم گرفتم اینجا با دوستان اینترنتی خود و با هم میهنان عزیزم  نیز در میان بگذارم :

انقلاب بدون هزینه نمیشود . وقتی پاتو از خونه میذاری بیرون برای تظاهرات باید قبلا وصیتنامه تو نوشته باشی و کفنت رو پوشیده باشی و شهادتین رو هم گفته باشی . نمیشه انتظار داشته باشی هم تو تظاهرات شرکت کنی و هم بدون هیچ ریسک و خطر و بدون اینکه خونی از بینی کسی و خودت بریزه برگردی خونه . آیا به اینجا رسیدی که همه خطرات را به جان خریده باشی و برای اقدام آماده شده باشی؟ به قول تروتسکی از رهبران انقلاب اکتبر : «انقلابی به پیروزی میرسد که مرد م در آن برای کشته شدن آماده شده باشند ، نه انقلابی که مردم فقط برای کشتن طرف مقابل آمادگی داشته باشند «. ضرب المثل در این مورد زیاد داریم مثلا اینکه میگوید «شتر سواری دولا دولا نمیشود» ، باید خود را وقف  انقلاب کنی . «خربزه که میخوری پای لرزش هم مینشینی» ، وقتی خود را برای انقلاب و سرنگونی حکومت جور و ظلم آماده  میکنی باید آماده همه هزینه های این کار بزرگ هم باشی . «هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد «، آیا واقعا طاووس آزادی و دموکراسی برای میهن خود ایران را آنقدر میخواهی که در راه آن آماده شهادتها و رنج و شکنجه هندوستان باشی؟ آیا آماده آن هستی که برای بهروزی نسلهای آینده ایرانی و برای آنکه آنها در یک دنیای بهتر زندگی کنند و از نعمت آزادی ،که تو همیشه از آن محروم بودی بهره ببرند  ،خود را ، زندگی خود را ، سلامت خود را، دارایی خود را ، خانواده خود را، آینده خودرا  قربانی کنی یا نه؟ اگر نیستی بتمرگ توی خانه و با همین بوزینه و رهبرش و فرمانده سپاهش و بسیجیان چاقوکشش بساز و خفه شوو از آزادی و دموکراسی دم نزن .

«دوراندیش»

نکته مهم مصاحبه 27 دی ماه کروبی با کلمه

ژانویه 17, 2011

به نظرم مهمترین نکته اش این است :

«شاید اینجا سوالی به ذهنتان برسد که چرا در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کردم؟! پس از آن من واقعاً احساس کردم باید در انتخابات شرکت کرد و اگر طیفی از ما انتخاب شد بتوانیم این شرایط را تغییر بدهیم نه اینکه بخواهیم نظام را تغییر بدهیم ما که علاقمند به این انقلاب هستیم و همه عمرمان صرف این انقلاب شده!»

قابل توجه بعضی از جناحهای درون جنبش سبز که از رهبران فعلی جنبش انتظار دارند آنی باشند که نیستند . هرکس توانی دارد و عقیده ای و اعتقادی . از کروبی و موسوی نباید و نمیتوان انتظار تغییر رژیم را داشت . بارها و بارها آنان بر عصر طلایی خمینی تاکید کرده اند . البته این به معنای نفی و رد آنان نیست ، تا همینجا که سر عقیده خود ایستاده اند دست مریزاد ولی در مراحل انتهایی جنیش ، پتانسیل و توان بالفعل آن رهبری را به کسانی خواهد سپرد که این راه را تا آخر بروند .

جمهوری اسلامی به زودی سقوط خواهد کرد چون ……(دوراندیش)

ژانویه 13, 2011

دولتهای توتالیتر همه شبیه هم هستند . سرانجام هر دولت توتالیتر مستقر بر یک ایدئولوژی ، سقوط است . اگر دولت توتالیتر بسیار قوی باشد و هر نوع صدای مخالفی را خاموش کرده باشد به صورتی که با شورش عمومی سرنگون نشود از دومرحله تغییر گذر خواهد کرد .  در مرحله اول پس از یک دوران سرکوب شدید وقتی کارد به استخوان مردم میرسد و امکان شورش عمومی شدت مییابد گروهی از درون همان دولت که میانه روتر هستند بر تندروها غلبه کرده و سیاستهای دولت را صدوهشتاد درجه تغییر میدهند ولی هنوز دولت توتالیتر بر کشور مسلط است و اجازه ابراز هیچ گونه نظر مخالفی را نمیدهد .   واضحترین نمونه این تغییر را میتوانیم در قویترین دولت توتالتیر قرن بیستم یعنی دولت شوروی شاهد باشیم . در دوران استالین کارد به استخوان مردم رسیده بود و پس از مرگ او واقعا احتمال سرنگونی دولت میرفت وبه همین سبب گروهی از درون دولت به رهبری خروشچف سکان اصلاحات را در دست گرفتند و با تغییراتی چند و کاستن از فشارها و بستن گولاگها و غیره توانستند کیان دولت را نجات دهند و چند دهه بر عمر آن بیفزایند . اما این یک درمان قطعی نیست چون به هر حال دیکتاتوری مطلق منجر به فساد مطلق میشود . رفرمهای افرادی نظیر خروشچف در حکم یک داروی موقت است که جلوی سقوط فوری را میگیرد ولی نمیتواند مانع سقوط محتوم  شود . در مرحله دوم دولت توتالیتر به سکون و رخوت دچار میشود . سران جدید جلوی هر گونه تغییری را میگیرند و بر این خیالند که با تغییراتی که داده اند حکومت خود را نجات داده اند اما به دلیل فساد شدید روز به روز دولت از داخل میپوسد . موریانه فساد تا آنجا پایه های رژیم را میخورد که سرانجام اینبار برای نجات کشور و نه سیستم ایدئولوژیک و حزب حاکم ،  گروهی از درون همین دولت سر برمیدارند و آن را به کلی سرنگون میکنند همان امری که در شوروی در دهه نود رخ داد . دولت چین اکنون در مرحله اول به سر میبرد . پس از مرگ مائو سران خردمندترحزب کمونیست برای نجات سیستم و حزب یک تغییر صد و هشتاد درجه در سیاستهای کشور دادند و با این کار بر عمر سیستم افزودند و لی این امر مانع گسترش فساد نشده است . اکنون فساد خانمان بر انداز در چین بیداد میکند و دولت چین دیر یا زود وارد مرحله دوم خواهد شد که برای نجات کشور گروهی از درون همان سیستم به کلی حزب را کنار خواهند زد و سیستم توتالیتر را از بین خواهند برد .    گاهی اوقات هم سرنگونی این دولتها با اندکی خون و خونریزی همراه است مانند دولت رومانی چائوشسکو که کشور وارد مرحله ای از سقوط و پوسیدگی شده بود که گروهی از سران حزب و ارتش برای نجات کشور مجبور به یک کودتای نظامی شدند و چائوشسکو را تیرباران کردند . در دولت توتالیتر هیتلر وقتی کشور به مرحله نابودی مطلق نزدیک شد گروهی از نزدیکترین افسران ارتش به هیتلر کودتایی بر علیه هیتلر ترتیب دادند و سعی کردند او را با انفجار یک بمب در قرارگاهش از بین ببرند ولی موفق نشدند  و این منجر به نابودی قطعی آلمان هیتلری در پایان جنگ دوم شد.

دولت توتالیتر جمهوری اسلامی نیز نمیتواند از این سرنوشت محتوم فرار کند . اصلاح طلبان جناحی و فرقه ای از این دولت هستند که متوجه اند که سیاستهای دیوانه وار فعلی بقای کل جمهوری اسلامی را زیر سوال برده است و سعی دارند با ایجاد رفرم سیستم جمهوری اسلامی را نجات دهند . فعلا که به نظر نمیرسد تلاشهای آنان به نتیجه ای رسیده باشد و رهبر جمهوری اسلامی سرمست از باده قدرت سکان حکومت را در دست دارد و آن را به سوی آبشار نیاگارای سرنگونی محتوم رهنمون است ولی امکان دارد مانند دولت رومانی یا دولت هیتلر گروهی دیگر از درون سپاه سعی کنند با یک کودتای خونین کیان دولت جمهوری اسلامی را نجات دهند . اگر این دوگروه به نتیجه ای نرسند آنگاه سقوط دولت جمهوری اسلامی در یک شورش همگانی مردمی قطعی خواهد بود.
«دوراندیش»

این رژیم دیگه پای گوره ، فقط منتظر یک لگد دیگر از مردمه تا کارش تموم بشه !

ژانویه 1, 2011

دوستان و همرزمان ، همه نشانه ها دال بر این است که این رژیم دیگر عمر زیادی نخواهد کرد . این رژیمی است که اکثر طرفداران سابق رهایش کرده اند و بسیاری از آنان را به زندان انداخته ، بین معدود آنان هم که باقی مانده اند در بالاترین سطوح رژیم برخوردهای جدی در جریان است . در نتیجه مثل بعضی دولتهای دیکتاتوری مثلا کره شمالی یا شوروی زمان استالین یا حتی ایران زمان شاه یک رژیم یک پارچه  نیست بلکه از هم پاشیده و فلج شده است و قادر به عکس العمل قاطع مثل زمان خمینی نیست که با یک دستور امام هزاران نفر را در زندانها اعدام میکردند . در عین حال بر خلاف بعضی رژیمهای دیکتاتوری مثل عربستان سعودی در خارج از کشور هم دوستان قدرتمندی ندارد که از آن حمایت کنند به اضافه آن که با اتخاذ سیاستهای بسیار ابلهانه ، مانند حذف یارانه ها ، خود به خود مردم را به شورش تحریک میکند در حالیکه بعضی رژیمهای دیکتاتوری مانند کمونیستهای چین لا اقل از این حیث سعی کرده اند مردم را راضی نگهدارند.  دوستان… ، این رژیمی است ره گم کرده و آشفته و حیران که به مراحل پایانی عمرش نزدیک میشود ، فقط منتظر یک لگد از مردم توی کوچه و خیابان است تا سرنگون شود . بیایید همه با هم و متحد این آخرین فشار را بر رژیم وارد آوریم و آن را به درون گوری که خود برای خود کنده است بیندازیم .

«دوراندیش»

آفرین به زهرا رهنورد، مصاحبه اش با رسا را خواندید؟

دسامبر 31, 2010

آفرین به زهرا رهنورد ، بارها گفته ام اگر جنبش سبز یک رهبر واقعا مصمم و قاطع داشته باشد خانم رهنورد است . مصاحبه اخیر او با رسا را بخوانید . در این مصاحبه ، بر خلاف موسوی ، به صراحت اذعان دارد که جمهوری اسلامی به انحطاط رفته و منجر به دیکتاتوری شده است ، نظری که موسوی و کروبی هنوز با وجود یک سال و نیم سرکوب به این صراحت ابراز نکرده اند . در خیلی از جنبشهای اخیر نیمه دوم قرن بیستم در کشورهای جهان سوم زنان رهبر جنبش آزادیخواهی بوده اند و آن را تا پیروزی رهبری کرده اند ، آیا رهنورد میتواند این کار را در ایران بکند؟

«دوراندیش»

علی مطهری: امضاهای سؤال از احمدی نژاد به حد نصاب رسیده / کسی امضای خود را پس نگرفته است

نوامبر 24, 2010

علی مطهری درخصوص اخبار منتشر شده درباره اسامی نمایندگان مجلس و رد امضای طرح سئوال از احمدی نژاد، گفت: این فضا‌سازی است که از سوی برخی سایت‌ها و نمایندگان افراطی حامی دولت انجام می‌شود.

این نماینده تهران در گفت‌و گو با آفتاب گفت: اگر کسی قرار بود امضایش را پس بگیرد باید نزد من می‌آمد اما تا امروز حتی یک نفر هم برای پس گرفتن امضاء مراجعه نکرده است.

وی ادامه داد: تعداد امضاها به حدنصاب لازم برای طرح سئوال از رئیس‌جمهور رسیده است.

به گفته وی نصاب لازم امضاء برای این طرح ۷۱ امضا است که طرح مذکور بیش از ۵۰ امضا دارد و هیچ‌کسی به غیر از خود او از اسامی امضاء کنندگان مطلع نیست.

نماینده تهران درپاسخ به این سئوال که طرح مذکور پس از جمع‌آوری امضاهای مورد‌نیاز چه زمانی به هیأت رئیسه تقدیم می‌شود، خاطرنشان کرد: این طرح با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی مطرح خواهد شد؛ به‌عنوان مثال تا قانون هدفمند کردن یارانه‌ها اجرایی نشود و قیمت حامل‌های انرژی مشخص نشود این طرح به هیأت رئیسه ارائه نخواهد شد.

این عضو اصول‌گرای مجلس علت این تصمیم درخصوص زمان ارائه طرح سئوال از رئیس‌جمهوری را جلوگیری از ایجاد تنش در جامعه عنوان کرد و گفت: البته من شخصا معتقد نیستم که طرح این سئوال باعث تنش در جامعه می‌شود مردم ما باید با واقعیات روبه‌رو شوند و و بدانند طرح سئوال از رئیس‌جمهور یک واقعیت و حق نمایندگان است شاید توضیحات رئیس‌جمهور مجلس قانع کند.

وی گفت: متاسفانه عده‌ای از این قضیه تابو ساخته‌اند و آن را بزرگ جلوه می‌دهند به همین علت است که برای زمان طرح آن محتاط عمل می‌کنیم.

مطهری ادامه داد: معتقدم جامعه باید به رشد احتماعی و سیاسی رسیده باشد که طرح این‌‌گونه مسائل عادی این‌قدر با جنجال عده‌ای مواجه نشود.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: حتی در زمان جنگ و یا زمانی که تهران زیر بمب باران هم باشد سئوال از رئیس‌جمهور باید امری طبیعی باشد و سئوال از رئیس‌جمهور به راحتی انجام شود کسی واهمه‌ای از ایجاد تنش و مسائل این چنینی نداشته باشد.

وی افزود: البته دراین میان رسانه‌ها هم باید خیلی عادی برخورد کنند و جنجال نکنند.

مطهری یادآور شد: معتقدم سئوال از رئیس‌جمهور ممکن است باعث تفاهم بیشتر مجلس و دولت هم بشود متاسفانه حامیان افراطی دولت مقداری عجله می‌کنند ما قبلا نقاط مثبت رئیس‌جمهور را گفته‌ایم حال می‌خواهیم سئوال کنیم و این باید خیلی عادی باشد. این به صلاح دولت و نظام است.

ممانعت از حضور میرحسین موسوی در مراسم ختم

نوامبر 24, 2010

چهارشنبه 3 آذر به نقل از سایت کلمه :

نیروهای امنیتی از شرکت میرحسین موسوی در مراسم ختم یکی از اقوام نزدیکش که پدر سه شهید دوران جنگ بوده است، ممانعت به عمل آوردند.

به گزارش خبرنگار کلمه، میرحسین موسوی که قصد شرکت در مراسم سومین روز درگذشت حاج بهرام سلیمی، – پدر همسر یکی از دختران مهندس موسوی و پدر سه شهید دوران جنگ – را داشت، با ممانعت نیروهای امنیتی رو به رو شد که از حضور وی در مسجد جلوگیری کردند.

این گزارش حاکی است، این مراسم ختم که تعداد زیادی از خانواده‌های شهدا و سرداران و رزمندگان دوران دفاع مقدس در آن حضور داشتند، توسط نیروهای لباس شخصی و امنیتی به شدت کنترل می‌شد.

بر اساس این گزارش، دامنه محدودیت‌ها و تنگ‌نظری‌ها تا جایی پیش رفت که حتی نام میرحسین موسوی از پیام تسلیتی که توسط جمعی از دوستان و سرداران دوران دفاع مقدس و خانواده شهدا به روزنامه‌ها داده شده بود، حذف شد.

اقدام ماموران امنیتی در جلوگیری از حضور مهندس موسوی در مجلس ختم یکی از بستگانش و حذف نام او از فهرست پیام تسلیت در روزنامه‌ها، در حالی صورت می‌گیرد که بارها مسئولان مختلف کشور در ماههای اخیر از پایان یافتن جنبش سبز و پایان یافتن تاثیر میرحسین موسوی بر آن سخن گفته اند، که به نظر می‌رسد این ادعاها با رفتارها و محدودیت‌های اخیر در تناقض است.

به دنبال اعتصاب غذا هنگامه شهیدی به بهداری زندان اوین منتقل شد

نوامبر 24, 2010

هنگامه شهیدی روزنامه نگار و زندانی عقیدتی به دلیل صدمات ناشی از اعتصاب غذا در بهداری زندان اوین بستری شد.

یک منبع نزدیک به هنگامه شهیدی روز نامه نگار وزندانی عقیدتی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که وی به دلیل نامساعد بودن وضعیت جسمی اش در بهداری اوین بستری شد. هنگامه شهیدی که در روز ۶ آبانماه برای مرخصی استعلاجی موقتا از زندان اوین آزاد شده بود، روز ۲۴ آبانماه در پی عدم موافقت با تمدید مجدد مرخصی استعلاجی به زندان بازگشت و به علت ناتمام ماندن مرخصی استعلاجی و عدم اطلاع از علت بازگشت و تمدید نشدن مجدد مرخصی در بدو ورود به زندان دست به اعتصاب غذا زد که در پی ادامه اعتصاب غذا به علت وخامت حال در بهداری اوین بستری شد.

منبع یاد شده به کمپین گفت که «خانواده این زندانی سیاسی وقتی که صبح امروز برای ملاقات مراجعه کردند به علت وخامت حال وی و بستری بودن او در بهداری پس از بیش از چهار ساعت انتظار، در پایان ساعات ملاقات موفق به ملاقات با وی شدند. این در حالیست که وی پس از ورود به زندان به بند متادون منتقل شده و به علت ممنوعیت تلفن این بند و در پی ممنوعیت تلفنی وی که از سه ماه گذشته ادامه داشته است امکان تماس با خانواده خود را نداشته است.»

هنگامه شهیدی که یکی از روزنامه نگاران باسابقه مطبوعات ایران به شمار می رود در جریان انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری مشاور امور بانوان دبیر کل حزب اعتماد ملی بود. وی به شش سال زندان محکوم شده است.

بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری در دانشگاهها به مناسبت روز دانشجو

نوامبر 24, 2010

جرس: در پی انتشار فراخوان جمعی از فعالان دانشجویی برای اعتصابات سراسری دانشگاهها به مناسبت ۱۶ آذر و روز دانشجو و استقبال دانشجویان دانشگاههای مختلف سراسر کشور از این موضوع، بیانیه شماره ٢ این فعالان دانشجویی با ارائه پیشنهاداتی جهت اعتصاب و اعتراضات هماهنگ و منسجم، منتشر شد.

این فعالان دانشجویی در بیاینه شماره یک خود، که ابتدای هفته جاری آن را منتشر کرده بودند، دانشجویان را به اعتصاب سراسری در تاریخ های ۱۵ و ۱۶ و ۱٧ آذر امسال فراخواندند.

به گزارش منابع خبری جرس، متن بیانیه شماره ٢ فعالان دانشجویی برای ایجاد هماهنگی و ارائه پیشنهاداتی جهت اعتصابات دانشجویی به شرح زیر است:

از آنجایی كه اولین بیانیه این گروه در آستانه فرارسیدن ماه آذر و ماه دانشجو و فراخوان برای اعتصابات سراسری دانشجویی در سراسر دانشگاه های تهران و شهرستان ؛با استقبال زیادی در سایت های خبری و اجتماعی و در محافل دانشجویی روبه رو شد؛ ما جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران در راستای تحقق هر چه بهتر این اعتصاب و منسجم بودن و هماهنگ بودن آن در پوشش یك اعتصاب واقعی سراسری دانشجویی برنامه های خود را پیشنهاد می دهیم :

۱- در روز ۱۵ آذر ماه همه دانشجویان باید با حضور در دانشگاه از رفتن به كلاس درس خود داری كرده و در مقابل دانشكده های مربوطه تجمع نمایند. دانشجویان در این روز می توانند با در دست داشتن پلاكارد یا عكسهایی با مضمون دانشجو و ۱۶ آذر برای فردای آن روز كه ۱۶ آذر ماه می باشد برنامه ریزی كنند.ما از همه دانشجویان می خواهیم تا رفتن به كلاس درس را در این روز و روز های بعد تعطیل كنند.در دانشگاه هایی كه چند دانشكده نزدیك به هم دارند دانشجویان می توانند با به هم پیوستن به هم فریاد اعتراضات خود را در صحن دانشگاه طنین انداز كنند.همچنین با دادن پیام هایی در قالب بیانیه و اطلاعیه از دانشجویان سایر دانشگاه های كشور از دولتی و ازاد گرفته تا پیام نور و هر دانشگاه دیگری بخواهند كه به جمع اعتصابیون بپیونندند. برای جلوگیری از اتفاقات به دور از شان فعالیت مدنی كه ممكن است مثل هر زمان دیگری نیروهای خودسر به راه بیندازند دانشجویان باید هوشیار و آگاه باشند.

عزیزان دانشجو نیاز به گفتن نیست كه اگر در این روز بتوانیم به این شیوه و با اعتماد و شجاعت كامل عمل نمائیم قطعا نه تنها برای روزهای بعد منسجم تر و هماهنگ تر شده ایم بلكه با برد خبری آن می توانیم دانشجویان بیشتری را با خود همراه كنیم.

٢- در روز ۱۶ آذر ماه همه دانشجویان با برگزاری مراسم بزرگداشت روز دانشجو محكم تر از دیروز باید فریاد حق طلبی و آزادی خواهی خود را سر دهند. در این روز نیز دانشجویان باید از رفتن به كلاس درس خودداری كرده و در صحن علنی هر دانشگاه تجمع كرده وخواسته های خود را در قالب بیانیه اعلام بدارند. از آنجایی كه جای جای ایران عزیز امروز روزهای سخت و دردناكی را به خود می بیند این وظیفه ملی و انسانی ما دانشجویان به عنوان قشر تحصیل كرده می باشد كه در قبال سرنوشت كشورمان و ملت مان و خودمان احساس مسئولیت كنیم و انزجار خود را از وضع آشفته كشورمان نشان دهیم. همه ما می دانیم كه چه انسان های آزاده و بی گناهی كه امروز در زندان های حکومت نامشروع جمهوری اسلامی گرفتار آمده اند؛ همه ما از كشته شدن دوستان و همكلاسی هایمان به دست عوامل حکومت باخبریم؛ همه ما دوستان و همكلاسی های دربند مان را هنوز می شناسیم و هر روز می شنویم از فشار ها وشكنجه هایی كه بر آنها روا داشته می شود؛ همه ما اوضاع بد و دردناك اقتصاد ملی را به خاطر سیاست های سو و كینه توزانه رژیم با تمام وجود لمس می كنیم؛ همه ما شور واشتیاق و امید مردم را دیدیم و دیدیم كه خودكامه گان چطور یاس و نا امیدی و افسردگی را به چهره ملت ما پاشیدند؛ همه ما هنوز یاد سهراب ها و ندا ها و كمانگر ها را در خاطرمان گرامی می داریم؛ همه ما می دانیم كه چشم امید ملت دردمندمان به ما به عنوان جوانان تحصیل كرده و دانشگاهی دوخته شده و می دانیم كه  جمهوری اسلامی از به بند و زنجیر كردن و كشتن و اعدام ابایی ندارد و مثل خون آشامی است كه هر روز از خوردن خون ملت بیشتر لذت می برد.

با همه اینها این وظیفه ملی و انسانی ماست كه در حد توان خود انزجار و تنفر خود را نسبت به این اوضاع اسفناك اعلام داریم. روز ۱۶ آذر كه روز گرامیداشت سه دانشجوی شهید و كشته شده راه آزادی و عدالت هست فرصت بسیار مناسبی است تا جنبش دانشجویی برای اولین بار متفاوت از همیشه و در قالب یك جنبش سراسری و منسجم این دین خود را جامه عمل بپوشاند. در این روز دانشجویان باید خواستار بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی شده و محاكمه عاملین این جنایت ضد بشری را خواستار شوند. دانشجویان باید بر مسأله استقلال و آزادی دانشگاه تاكید كرده و خواستار بازگشت اساتید دلسوز و گرانقدر بازداشت شده و اخراج شده به جمع دانشگاه شوند. در این روز همچنین باید یاد شهدای سبز گرامی داشته شود تا نشان بدهیم كه یاد آنها هنوز زنده است و جنبش مردمی سبز زنده تر. دانشجویان بعد از برگذاری مراسم بزرگداشت ۱۶ آذر در حالی كه عكس ها و نماد های روز دانشجو و جنبش سبز را به همراه دارند در صحن دانشگاه دست به راهپیمایی های آرام بزنند.

– در روز ۱٧ نیز دانشجویان باید با حضور در دانشگاه ها از رفتن به كلاس درس خودداری نمایند و یك بار دیگر با جمع شدن در مقابل دانشكده ها بر مواضع خود پافشاری كنند. بعد از آن با تشكیل اجتماعات بزرگ تر اقدام به راهپیمایی آرام در دانشگاه نمایند.
دانشجویان باید بدانند كه ۱۶ آذر روز دانشجوست و خیلی از یاران دبستانی و همكلاسی های ما امروز در زندانهای پوشالی رژیم نامشروع گرفتار آمده اند. ما باید در این روز خواستار آزادی هر چه سریع تر همكلاسی هایمان و بازگشت سرفرازانه آنها به جمع دانشگاه باشیم
عزیزان امید است كه با یاری شما در این سه روز برای اولین بار در تارخ جنبش دانشجویی ایران متفاوت ظاهر شویم.
در پایان از همه از همه دوستانی كه این بیانیه را می خوانند می خواهیم در گسترش آن ما را یاری دهند. از كسانی كه در سایت ها و شبكه های اجتماعی اینترنتی فعالیت می كنند می خواهیم تا این بیانیه را به صورت گسترده منعكس نمایند. الان به خاطر جو امنیتی و پلیسی حاكم بر جامعه هر كدام از ما خود یك لیدر برای این اقدام مبارك و عظیم محسوب می شویم. هر فرد باید این خبر را به نوبه خود چه در سطح دانشگاه ها و چه در سطح خوابگاه های دانشجویی و یا سایت های خبری و یا حتی رسانه های شنیداری و دیداری منعكس نماید.

جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران( دانشگاه تهران- دانشگاه علامه طباطبایی- دانشگاه علم وصنعت ایران- دانشگاه امیر كبیر- دانشگاه صنعتی شریف- دانشگاه شهید بهشتی- دانشگاه تربیت معلم تهران )

گفتنی است گروهی از دانشجویان و همچنین فعالان دانشجویی جنبش سبز مقیم خارج از کشور نیز، در آستانه فرا رسیدن ١۶ آذر و روز دانشجو، طی فراخوانی از دانشجویان ایرانی سراسر جهان خواستار گرامیداشت این روز و سازماندهی مشترک برای برگزاری مراسم همزمان شده بودند.

مهندس کجایی؟

نوامبر 19, 2010

یک عدد مهندس آرشیتکت و نقاش و سیاستمدار مدتی است ناپدید شده است . از یابنده خواهشمندیم به آدرس جنبش سبز ، ایران ، خبر داده و ملتی را از نگرانی نجات دهند (همسر ایشان هنوز پدیدار هستند و به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میدهند ولی متاسفانه از شوهرشان مدتهاست خبری نیست)

 

«دوراندیش»

گیتس: شواهدی از شکاف میان رهبر و رئیس جمهور ایران وجود دارد

نوامبر 17, 2010

بی بی سی : رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا گفت که تحریم های وضع شده علیه ایران ممکن است باعث ایجاد شکاف میان محمود احمدی نژاد و آیت الله علی خامنه ای شده باشد.

آقای گیتس امروز سه شنبه ۲۵ آبان (۱۶ نوامبر) گفت که «شواهدی» وجود دارد که نشان می دهد رهبر جمهوری اسلامی به تدریج دچار تردید می شود که شاید رئیس جمهوری این کشور در مورد میزان تاثیر تحریم ها بر اقتصاد ایران، به او «دروغ» گفته باشد.

وزیر دفاع آمریکا این اظهارات را در دفاع از سیاست دولت اوباما در مورد برنامه هسته ای ایران بیان کرد که مبتنی بر افزایش فشار اقتصادی برای متقاعد کردن تهران به تجدید نظر در سیاست های خود است.

اظهارات رابرت گیتس یک هفته بعد از آن منتشر می شود که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، تحریم های اقتصادی علیه ایران را شکست خورده دانسته بود.

نخست وزیر اسرائیل از غرب خواسته بود مسئولان ایرانی را متقاعد کند که ممکن است برای واداشتن تهران به عقب نشینی از برنامه «تولید سلاح هسته ای»، دست به اقدام نظامی بزند.

آقای گیتس در سخنان امروز خود تاکید کرد که اگر چه معتقد است «رهبران ایران هنوز در پی به دست آوردن سلاح هسته ای هستند»، اما اقدام نظامی را، راه حل درازمدتی برای بازداشتن آنها از این هدف نمی داند.

وی گفت که حمله نظامی، ایرانیان را در مسیر کسب سلاح های هسته ای متحد کرده و به مخفی کاری بیشتر وا خواهد داشت.

وزیر دفاع ایالات متحده افزود: «تنها راه حل درازمدت برای بازداشتن ایرانی ها از تولید سلاح هسته ای آن است که متوجه شوند که این کار به نفعشان نخواهد بود».

مقام های جمهوری اسلامی ایران، هر گونه تلاش برای تولید سلاح های هسته ای را رد می کنند.

جعفر پناهی : حکم علیه اندیشه‌ی من، حکم علیه مردم کشور است

نوامبر 12, 2010

دفاعیه جعفر پناهی

ریاست محترم دادگاه، اجازه می‌خواهم لایحه‌ی دفاع از خود را در دو بخش تقدیم کنم:

بخش نخست: آن چه می‌‌گویند

در چند روز گذشته فیلم‌های مورد علاقه ام را که قبلاً بارها دیده بودم، دوباره دیدم؛ البته امکان دسترسی به بسیاری از فیلم‌های ارزشمند تاریخ سینما را نداشتم، چرا که در شب دهم اسفند ۸۸، وقتی به اتفاق آقای محمد رسول اف مشغول ساختن فیلمی از جنس سینمای اجتماعی و هنری بودیم، نیروهایی که خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی می‌کردند، بدون نشان دادن مجوز، ضمن دستگیری ما و دیگر همکاران مان، آن فیلم‌ها را هم با خود بردند و هرگز پس ندادند. تنها حرفی که بعدها درباره‌ی آن فیلم‌ها شنیدم از بازپرس پرونده ام بود که گفت: این فیلم‌های مستهجن چیست که نگه داشته ای؟

من سینما را از همان فیلم‌های ارزشمند سینما یاد گرفتم که بازپرس آن‌ها را مستهجن می‌نامید. باور کنید نمی‌دانم چگونه می‌شود آن‌ها را مستهجن نامید. همان طور که نمی‌توانم بفهمم آن چه که اکنون به اتهام آن مرا محاکمه می‌کنید را چگونه می‌شود جرم نامید؟ آیا این مصداق بارز قصاص قبل از جنایت نیست؟ مرا به جرم ساختن فیلمی محاکمه می‌کنید که موقع دستگیری در سر صحنه حتی سی درصد آن هم فیلمبرداری نشده بود. حتماً این مثال را شنیده اید که اگر “لا الله الا الله” را که شهادت به یگانگی خداوند می‌دهد، فقط پنجاه درصداش را بگویی کفر محسوب می‌شود. چگونه می‌شود تنها با استناد به سی درصد از فیلمی که هنوز تدوین و صداگذاری نشده و مراحل فنی آن به پایان نرسیده، کسی را متهم کرد. اجازه دهید بقیه‌ی این فیلم را بسازیم، تدوین و صداگذاری کنیم و مراحل فنی آن را به پایان برسانیم، آن گاه درباره‌اش قضاوت کنید؛ فیلمی از سینمای اجتماعی ایران بر محور تلاش یک خانواده برای بازیابی امید و دوباره گرد آمدن کنار یکدیگر. (more…)

زهرا رهنورد رهبر جنبش سبز؟ آیا ملت ایران آماده پذیرش رهبری یک زن د رمبارزه برای دموکراسی میباشد؟ (دوراندیش)

اکتبر 28, 2010

در تاریخ اخیر جهان کم نبوده اند زنانی که نماد مبارزه آزادیخواهی ملت خود شده و آنرا تا پیروزی نهایی رهبری کرده اند . در فیلیپین کورازان آکینو پس از قتل شوهرش به دست نیروهای امنیتی مارکوس در سال 1983 رهبری مبارزه بر علیه دیکتاتوری مارکوس را در دست گرفت و سرانجام آن را به پیروزی رساند . آنگ سان سویی برنده جایزه صلح نوبل در برمه هم اکنون پس از سالها هنوز به مبارزه خود علیه دیکتاتوری نظامی برمه ادامه میدهد و نماد مبارزه مردم برمه علیه یکی از خشنترین دیکتاتوریهای مدرن است .

احساس و برداشت من به خصوص در چند ماه اخیر این است که موسوی خاموش شده و جای خالی او را در سپهر مطبوعاتی و سیاسی همسرش رهنورد گرفته است . این رهنورد است که هر از چندگاه مصاحبه ای آنچنانی و شجاعانه با مطبوعات جهان یا مطبوعات در تبعید ایران انجام میدهد که دولت ایران و امثال کیهانیها را از خشم منفجر میکند . اوست که به دیدار زندانیان سیاسی میرود و موسوی این اواخر حتی او را در این دیدارها همراهی نیز نمیکند . رهنورد است که میگوید جنبش سبز جبهه ای است متحد از همه نیروها حتی سکولارها و همه در آن همراهند . رهنورد است که بیش از موسوی به سرکوبهای  دهه شصت معترف است و معتقدم اگر وابستگیها و دلبستگیهای او به شوهرش نبود حتی بیش از این نیز آن سرکوبها  را محکوم میکرد . رهنورد است که مستقیمتر از موسوی در مورد هدف نهایی جنبش سبز سخن میگوید و آن را حصول دموکراسی و نه بازگشت به عصر طلایی خمینی میداند . رهنورد است که معتقد است مسئله حجاب و پوشش زنان یک امر خصوصی و شخصی است و نباید به زور به آنان تحمیل شود .

به شخصه اینرا که یک زن رهبر جنبش سبز ایران شود بد نمیدانم . در داخل ایران مردم نشان داده اند که رهبری یک زن را میتوانند قبول کنند و حتی گاه زنان در انتخابات بیش از مردان رای می آورند ، ضمنا جنبش زنان ایران با رهبری رهنورد یکپارچه تر و متحدتر وارد مبارزه خواهد شد . در سطح بین المللی نیز رهبری یک زن در جنبش آزادیخواهی ایران اعتبار آن را نزد جهانیان بیشتر خواهد کرد و تصویری را که هنوز متاسفانه بسیاری از افراد در خارج از ایران دارند عوض میکند . بسیاری در خارج ایران فکر میکنند زنان در ایران هنوز یک گروه زیر سلطه اند که با خاموشی و رضایت سلطه مردان را تحمل میکنند و اصولا ایران یک کشور مردسالار عقب مانده است و رهبری یک زن در ایران همچون یک شوک برای اینان خواهد بود تا مارا از اکثر کشورهای خاورمیانه متمایز یابند .

سران جنیش سبز چه بخواهند و چه نخواهند رهنورد هر روز بیشتر از روز پیش گوی سبقت از موسوی میرباید و بیشتر مطرح میشود . امیدوارم همه همراهان و همرزمان جنبش دموکراسی ایران نیز این حقیقت را دریابند و این شیرزن مبارز را در مسیری که در پیش گرفته تنها نگذارند. میدانم که بر بسیاری از مبارزان سخت می آید که نقش مهم رهنورد را بپذیرند. اما گاه تاریخ بازیهایی دارد که با آنچه ما میخواهیم و آرزو داریم فرسنگها فاصله دارد و چه  بسا پیش آمده که  همین کرشمه های تاریخ ،از راهی دیگر، خلاف انتظار روشنفکران ،  ملتی را به هدفی که میخواسته رسانده است .  در مورد نقش نهایی رهنورد نیز این تاریخ است که تصمیم خواهد گرفت اما ما نیز نباید چشم بر حقیقت ببندیم و نقشی را که رهنورد اکنون بر عهده گرفته از نظر دور داریم .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

رضاخان احمدی نژاد چه کسی است ؟ (دوراندیش)

اکتبر 26, 2010

گاهی تاریخ به نحو تاثر انگیزی تکرار میشود . کودتای سوم اسفند 1299 سید ضیا که به سرداری رضا خان قزاق انجام شد نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و جنبش مشروطه بود. در آن کودتا رهبر سید ضیا بود و کسی زیاد به رضا اهمیتی نمیداد . همه از سید ضیا صحبت میکردند و او را به عنوان دیکتاتور جدید ایران به رسمیت میشناختند و غافل از این بودند که پشت پرده قدرت واقعی در دست این کلنل بی نام و نشان هنگ قزاق است . رضا خان به تدریج قدرت را قبضه کرد و هیچ یک از سیاستمداران استخواندار و با سابقه دوران مشروطیت نتوانستند جلودار او شوند .

سوال اینست ، پشت سر این دلقک مضحک و پریشانگوی فعلی چه کسی ایستاده . که در پشت پرده منتظر است که قدرت را در دست بگیرد و هم جناح احمدی نژاد و هم روحانیون را از صحنه خارج کند؟

 

«دوراندیش»

در بین دولتمردان جمهوری اسلامی فقط یک نفر، یک روباه پیر، نیت واقعی احمدی نژاد را دریافته (دوراندیش)

اکتبر 24, 2010

وب نوشت دوم آبان رفسنجانی انگشت روی نکته حیاتی و اساسی آنچه اکنون در پشت پرده جمهوری اسلامی جریان دارد گذاشته . موضوعی که اکثر ما در جنبش سبز توجه کافی به آن نداریم . تنها و تنها رفسنجانی در میان دولتمردان جمهوری اسلامی به وضوح و روشنی متوجه ماهیت اساسی آنچه اکنون در سطوح بالای جمهوری اسلامی میگذرد است . او میگوید: همه هدف احمدی نژاد از بیان مطالب خلاف واقع یک نکته بود : روحانیت کارایی اداره کشوررا ندارد! (من در این مقاله در 24 شهریوراین مطلب را گوشزد کرده بودم ).

رفسنجانی به درستی درک میکند که جناح احمدی نژاد در یک پروسه دراز مدت در پی حذف ملایان از پستهای کلیدی جمهوری اسلامی هستند. آنان در پی اینند که حاکمیت سپاه بر کشور را تکمیل کنند . در این حاکمیت جایی برای روحانیت نیست و آنان فقط در نقش تایید کننده رهبران نظامی کشور عمل خواهند کرد. فرق رفسنجانی و خامنه ای در اینست که خامنه ای توان درک این واقعیت را ندارد و در سودای قدرت بیشتر دست احمدی نژاد را برای اجرای پروژه حاکمیت سپاه باز گذاشته است . سایر ملایان نیز به بوی کباب و تکه استخوانی که سپاه برایشان پرت میکند به دنبال سپاه روانند و تنها وقتی چشم باز خواهند کرد که کار از کار گذشته و سر رشته قدرت از دستشان به در رفته است .

«دوراندیش»

حزب کمونیست چین چگونه خود را نجات داد و جمهوری اسلامی چگونه سقوط کرد (دوراندیش)

اکتبر 23, 2010

اخیرا فرصتی دست داد تا در سفری چند هفته ای اوضاع چین را از نزدیک ببینم . سفری بود عبرت آموز که تفاوتهای حکومتهای چین و ایران را به روشنی نشانم داد .

کشور چین در عصر مائو از دورانی مانند زمانه انقلاب ما گذر کرد . البته آنان در گیر یک جنگ خونین هشت ساله که کل نیروهای مملکت را تحلیل ببرد نشدند . ولی خرابکاریهای مائو کم از جنگ هشت ساله نداشت . او ابتدا با تاکید بر نقش روستاها سعی کرد صنعت کشور را به روستاها منتقل کند که مواجه با یک فاجعه اقتصادی و قحطی شد که ملیونها نفر در طی آن قحطی جان خود را از دست دادند . سپس در مبارزه ای در داخل حزب برا ی تصاحب کامل قدرت کشور را به ورطه انقلاب فرهنگی کشاند . دانشگاهها برای یک دهه بسته بودند و تمام جوانان را به زور به روستاها بردند تا در آنجا کار کنند . این دوفاجعه و امر پرستش رهبر تا حد یک خدا درسی شد برای رهبران آینده چین . پس از فوت مائو آنها به خود جنبیدند و از شر بازماندگان مائو به رهبری بیوه رقاصه او خلاص شدند . تنگ شیائو پینگ بر سرکار آمد که عقیده داشت فرقی نمیکند گربه سیاه باشد یا سفید ، اگر خوب موش بگیرد کافی است . یعنی فرق نمیکند ما از چه رژیم اقتصادی پیروی کنیم فقط کافی است که بتوانیم رفاه و اسایش را برای مردم خود به ارمغان آوریم . او به  تدریج فضای اقتصادی مملکت را باز کرد و سرمایه داری به تدریج جایگزین کمونیسم شد . اکنون شاید به جرئت بتوان گفت چین ، بر خلاف نام کمونیست خود ، سرمایه داری ترین کشور دنیاست . اگر میخواهید سرمایه داری لجام گسیخته را ببینید باید به چین بروید . در مقایسه با آنچه در چین میگذرد رژیمهای آمریکای شمالی و اروپا سوسیالیست هستند . ولی این سرمایه داری تا اینجا برای چین کار کرده است . با یک رشد اقتصادی در حد ده درصد در سال گروههای عظیمی از مردم چین از قعر فقر مطلق به سطح طبقه متوسط رسیده اند . مردمی که تا یک نسل پیش یخچال و  تلوزیون نداشتند و همه در آپارتمانهای اشتراکی از آشپزخانه های مشترک و توالتهای مشترک استفاده میکردند اکنون لا اقل یک آپارتمان کوچک دارند . درست است که ملیونها نفر هنوز در فقر هستند ولی هیچ سیستمی نیمتوانست مردم چین را از قعر فقر به این سطح برساند .

حزب کمونیست چین پس از شورش تیان آن من در سال 1989 وارد یک معاهده نانوشته با مردم خود شد . حزب از همه حوزه های و زمینه های اجتماعی عقب کشید و به داخل شهر ممنوعه خود خزید . اکنون در چین اثری از وجود حزب به چشم نمیخورد . شما اگر در خیابانها راه بروید یا با مردم صحبت کنید مثل اینست که قدرتی به نام حزب کمونیست وجود ندارد . همه به یاد داریم دوران انقلاب فرهنگی و کمی پس از آن را که در و دیوار فقط پوشیده از شعارهای حزبی و عکسهای رهبران حزب بود و یک جریان مداوم تبلیغات حزبی از بالا به پایین به سوی مردم روان بود . همه باید یک کتاب سرخ مائو را حمل میکردند . در هر محله و کوی و برزن ماموران حزب بر کوچکترین جزئیات زندگی مردم نظارت میکردند . یادم است در یکی از فیلمهای تبلیغاتی آن زمان نشان میداد یکی از ناظران حزب وارد خانه یک فرد معمولی شده بود و انگشت خود را بر میز او میکشید که نشان دهد روی میز تمیز نشده و خاک دارد و آن فرد باید میز را تمیز میکرد . کنترل و نظارت حزب تا این حد بود . اما اکنون واقعا اثری از حزب در زندگی مردم مشاهده نمیشود . حزب به داخل دیوارهای شهر ممنوع خود خزیده و به کلی از دخالت در زندگی روزمره مردم دست کشیده . دختر و پسر آزاد هستند هر جور میخواهند لباس بپوشند و هر جور میخواهند رابطه داشته باشند . مردم میتوانند به راحتی به خارج سفر کنند و برگردند . سپهر اجتماعی از دخالت حزب در امان است . فقط روابط سیاسی شدیدا کنترل میشود . اما حزب با ادامه رشد اقتصادی باور نکردنی مردم را راضی نگاه داشته . هر فرد چینی میتواند بیست سال پیش را به خاطر بیاورد که اصلا نمیدانستند یخچال و تلوزیون و وسائل مصرفی و لباسهای آخرین مد و غیره چیست و با اکنون مقایسه کند که چین تبدیل به بزرگترین تولید کننده و بازار جهان شده است . همین امر نسل فعلی را راضی نگاه داشته . ضمنا هر چند سال هم یک جشن و فستیوال بزرگ داخلی یا بین المللی به راه میندازند تا به مردم بگویند که چین اکنون یکی از قویترین کشورهای دنیاست و میتواند تمام برنامه های بین المللی را در داخل اجرا کند . المپیک را در 2008 برگزار کردند و اکنون اکسپو 2010 را دارند . مردم احساس غرور و افتخار میکنند که پس از صد سال سقوط و  انحطاط اکنون به جایی رسیده اند که میتوانند تمام این برنامه های بین المللی را در چین داشته باشند .

در نهایت اینکه رهبران عاقل حزب کمونیست به موقع متوجه شدند که اگر 180 درجه تغییر جهت ندهند سقوط حکومتشان حتمی است و تغییر را پذیرفتند . اول اینکه از زندگی روزمره و خصوصی مردم به کلی خارج شدند و مردم را آزاد گذاشتند هر طور میخواهند در زندگی خصوصی خود رفتار کنند و حزب کاری به کار مردم در این زمینه ندارد . دوم اینکه با برنامه ریزی عاقلانه یک رشد اقتصادی ده درصدی ایجاد کردند که مردم هر سال میبینند که به طور محسوس از سال قبل وضعشان بهتر است و در نتیجه فعلا راضی و ساکت هستند.

اما انقلاب ایران سی سال پس از 57 چه کرده ؟ رهبران بی خرد و بی بصیرت این انقلاب نمیتوانند و ظرفیت تغییری مثل چین را ندارند تا بتوانند حکومت خود را نجات دهند . هنوز هم مثل ابتدای انقلاب در همه امور روزمره زندگی مردم دخالت میکنند . حجاب و لباس و پوشش و پارتی و روابط زن و مرد و غیره همه در حیطه امور دولتی است . در و دیوار پر از تبلیغات دولتی است و بر خلاف چین جلوی تبلیغات گرفته نشده است . اقتصاد روز به روز بدتر میشود و رو به زوال و انحطاط میرود . مردم ایران وقتی خود را با سایر کشورها مقایسه میکنند درست نقطه مقابل مردم چین احساس حقارت و پسرفت میکنند .

آیا چنین حکومتی با مشیی که در پیش گرفته میتواند دوام آورد ؟ خیر! اینها مثل کره شمالی نیستند که درها را بسته و یک بازداشتگاه بزرگ را بر مردم خود تحمیل کرده . درهای ایران باز است و مردم میتوانند بروند و بیایند و اینترنت و ماهواره دارند و میدانند در دنیا چه میگذرد و سیستم سرمایه داری ایران اجازه استقلال از دولت را به مردم میدهد . دولت چند قطبی است و نه مانند حکومت کره شمالی یا کوبا یک قطبی و هرمی . چنین دولتی با سیاست ابلهانه ای که در پیش گرفته دوام چندانی نخواهد داشت .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

انتصاب یکی از فرماندهان سپاه بعنوان مدیرعامل بهشت زهرای تهران

اکتبر 22, 2010

به نقل از جرس ، 29 مهرماه :

جرس: بنا به شنیده های خبرنگار جرس از تهران، سردار پاسدارعلی اکبر توکلی نژاد که از فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی بوده، طی روزهای اخیر به سمت مدیر عاملی بهشت زهرا منصوب گشت؛ سمتی که که پیش از این اسد الله فاضل عهده دار بود.

بنا به این گزارش، سازمان بهشت زهرا از سازمانهای مهم شهرداری تهران است که نیروهای اطلاعاتی، امنیتی، قضایی و همچنین سپاه، «تردد، اِعمال نفوذ و همچنین اعلام نظرهای بسیار زیادی» در آن محل دارند، از جمله در موارد «دفن افرادی که اعدام می شوند، جنازه هایی که شکنجه شده اند و آثار شکنجه بر روی جنازه باقیست، دفن کشته شدگان داخل زندانها از جمله اوین وکهریزک و بازداشتگاهها»، که همگی به قبرستان بزرگ بهشت زهرا در جنوب تهران ختم می شود.

این گزارش ضمن اشاره به دفن اجساد دهها تن از جانباختگان گمنام و ناشناس حوادث بعد از انتخابات، که در تاریکی شب در بهشت زهرا به خاک سپرده شدند، خاطرنشان کرده «در دفعات متعددی اجساد کشته شدگان گمنام و ناشناس در گروه های بیست الی پنجاه نفره در نقاط مختلف بهشت زهرا به خاک سپرده شده اند.»

بنا به گزارش خبرنگار جرس، انتخاب یک فرمانده نظامی و سپاهی در این جایگاه، با توجه به ملاحظات امنیتیِ فوق صورت گرفته است و انتصاب یک سردار سپاه به عنوان مسئول یک قبرستان، باید معنای ویژه ای داشته باشد و مطمئنا به معنی آمادگی جهت اقداماتی در آینده و حفظ اسرار جنازه ها، کشته شده ها، اعدامیان و شکنجه شده ها می باشد.

گفتنی است سال گذشته سایت نوروز گزارش داده بود که در تیرماه گذشته، ٤٤ جسد که هویت شان معلوم نبوده، فقط با شمارۀ جواز دفن، در قطعۀ ٣۰٢ بهشت زهرا به خاک سپرده شده اند.

مهدی محمودیان، عضو زندانی جبهه مشارکت، که نقش مهم و اساسی در افشای جنایت کهریزک داشت، نقش بزرگی نیز در انتشار اسامی بالغ بر ۷۰ تن از شهدای پس از انتخابات و همچنین فیلم منتشر شده از دفن پنهانی و دسته جمعی شهدای جنبش سبز در قطعه ٣۰٢ بهشت زهرا ایفا کرد، که به همین دلیل به زندان محکوم گردید.

همچنین سال گذشته حمیدرضا کاتوزیان، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی گفته بود: «این موضوع که افرادی در بهشت ‌زهرا دفن شده و روی محل دفن آن‌ها شماره دفن، به جای نام آن‌ها حک شده صحت دارد».

 

اخراج «اساتید سکولار» از دانشگاه آزاد ایران

اکتبر 22, 2010

به نقل از رادیو زمانه

مسئولان دانشگاه آزاد اسلامی ایران از اخراج تعدادی از استادن و اعضای هیأت علمی «سکولار» این دانشگاه خبر دادند.

کریم زارع، معاون پارلمانی دانشگاه آزاد اسلامی، امروز به خبرگزاری مهر گفت: «به این اعضای هیأت علمی که درباره آن‌ها گزارش‌هایی رسیده بود، تذکر داده شد اما وقتی با تذکر اصلاح نشدند، عذرشان را خواستیم.»


کریم زارع، معاون پارلمانی دانشگاه آزاد

این عضو هیأت امنای دانشگاه آزاد اسلامی، آمار اعضای هیأت علمی اخراج شده را اعلام نکرد و تنها گفت که «آمار زیادی نبوده است.»

زارع افزود: «اگر عضو هیأت علمی رسمی قطعی نبودند و پیمانی یا رسمی آزمایشی باشند که خیلی راحت عذرشان خواسته می‌شود اما تعدادی رسمی قطعی بوده‌اند که هیأت‌های انتظامی اعضای هیأت علمی درباره آن‌ها تصمیم‌گیری می‌کند.»

موج اخراج اساتید هم‌زمان در دانشگاه‌های دولتی ایران نیز در جریان است

حسن احدی، معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی نیز اساتید سکولار این دانشگاه را «اقلیت محض» خواند که «نمی‌توانند بروز داشته باشند.»

اما معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی گفت که با اخراج اساتید سکولار مخالف است.

وی افزود: «ما باید این اعضای هیأت علمی که البته خیلی خیلی معدود هستند را جذب کنیم. ما که یک مقدار ادعای مسلمانی بیش‌تری داریم باید بیش‌تر از خودمان مایه و وقت بگذاریم.»

اردیبشهت‌ ماه سال گذشته نیز اعلام شد که محمود صباحی، عضو هیأت علمی دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی به دلیل «ترویج افکار الحادی» از دانشگاه آزاد اخراج شده است. پیش از او دکتر نصیراحمدی و مهندس عماد مردانی از دراویش نعمت‌الهی گنابادی که در دانشگاه آزاد تدریس می‌کردند، اخراج شده بودند.

در بهمن سال ١٣٨٨ نیز دکتر مسعود رستمی، استاد جامعه شناسی سیاسی دانشگاه آزاد سنندج اخراج شد که اعتراض دانشجویان این دانشگاه را به دنبال داشت.

دانشگاه آزاد، ۳۵۷ واحد دانشگاهی و مرکز آموزشی در ایران، لبنان، امارات متحده عربی، بریتانیا، تانزانیا و ارمنستان دارد. وسعت فضای آموزشی، پژوهشی، فرهنگی، اداری، بیمارستانی، درمانی و بهداشتی، ورزشی و رفاهی دانشگاه آزاد به ۱۴ میلیون مترمربع می‌رسد. (more…)


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: