Posts Tagged ‘شهدا’

فهرست شهدای جنبش سبز

فوریه 5, 2011

با تشکر از دوستی که مطلب زیر را برای ما ارسال داشته اند، ما از مطالب ارسالی شما استقبال کرده و پس از تایید هیئت تحریریه همه را در این سایت قرار میدهیم ( ذکر  یک مقاله و خبر  لزوما به معنای تایید اعتقاد و مرام سیاسی نویسنده نیست) :

فهرست شهدای جنبش سبز را در این سایت بیابید :

http://irancrimewatch.com/

Advertisements

هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد ، آیا آماده شهادت در راه آزادی شده ای یا نه؟ اگر نه بنشین توی خانه و دم نزن .

فوریه 4, 2011

صحبتی خصوصی با خودم و دوستان نزدیکم  که تصمیم گرفتم اینجا با دوستان اینترنتی خود و با هم میهنان عزیزم  نیز در میان بگذارم :

انقلاب بدون هزینه نمیشود . وقتی پاتو از خونه میذاری بیرون برای تظاهرات باید قبلا وصیتنامه تو نوشته باشی و کفنت رو پوشیده باشی و شهادتین رو هم گفته باشی . نمیشه انتظار داشته باشی هم تو تظاهرات شرکت کنی و هم بدون هیچ ریسک و خطر و بدون اینکه خونی از بینی کسی و خودت بریزه برگردی خونه . آیا به اینجا رسیدی که همه خطرات را به جان خریده باشی و برای اقدام آماده شده باشی؟ به قول تروتسکی از رهبران انقلاب اکتبر : «انقلابی به پیروزی میرسد که مرد م در آن برای کشته شدن آماده شده باشند ، نه انقلابی که مردم فقط برای کشتن طرف مقابل آمادگی داشته باشند «. ضرب المثل در این مورد زیاد داریم مثلا اینکه میگوید «شتر سواری دولا دولا نمیشود» ، باید خود را وقف  انقلاب کنی . «خربزه که میخوری پای لرزش هم مینشینی» ، وقتی خود را برای انقلاب و سرنگونی حکومت جور و ظلم آماده  میکنی باید آماده همه هزینه های این کار بزرگ هم باشی . «هرکه طاووس خواهد جور هندستان کشد «، آیا واقعا طاووس آزادی و دموکراسی برای میهن خود ایران را آنقدر میخواهی که در راه آن آماده شهادتها و رنج و شکنجه هندوستان باشی؟ آیا آماده آن هستی که برای بهروزی نسلهای آینده ایرانی و برای آنکه آنها در یک دنیای بهتر زندگی کنند و از نعمت آزادی ،که تو همیشه از آن محروم بودی بهره ببرند  ،خود را ، زندگی خود را ، سلامت خود را، دارایی خود را ، خانواده خود را، آینده خودرا  قربانی کنی یا نه؟ اگر نیستی بتمرگ توی خانه و با همین بوزینه و رهبرش و فرمانده سپاهش و بسیجیان چاقوکشش بساز و خفه شوو از آزادی و دموکراسی دم نزن .

«دوراندیش»

آقای خامنه ای ، بدجوری فشار آور شده ، نه؟ (دوراندیش)

سپتامبر 9, 2010

آقای خامنه ای تحریمها دارد کم کم میسوزاند، نه؟ دیروز در نطقتان دم از مقاومت در مقابل دشمن زدید و اینکه این تحریمها را هم مثل دفعات پیش از سر خواهید گذراند . نه بابا ، این تو بمیری دیگه از اون تو بمیریها نیست . دولتهای خارجی پس از تظاهرات ملیونی جنبش سبز از عمق «حمایت مردمی » از شما مطلع شدند و اینبار تحریمها را جدی گرفته اند . ماجرای سه پلشک آید و زن زاید و مهمان از در آید شده ، نه؟ در داخل که همراه مشتی اراذل و اوباش خود با کل ملت ایران درگیر شده اید ، از خارج هم که تحریمها بدجوری فشار آور شده .   آقای خامنه ای ، این ایران تا کجا باید ویران شود تا شما دل از قدرت برکنید و مثل مرشد خود «جام زهر را سربکشید»؟ این مردم تا کجا باید فقیر و درمانده شوند تا شما شرتان را از سر شان کم کنید و سوار هواپیمای اختصاصی خود شوید و همراه مجتبی و حداد عادل و باقی اهل و عیال و اسبهایتان به سوریه فرار کنید؟

«دوراندیش»

بیانیه مهدی کروبی در مورد حمله اوباشان به خانه اش

سپتامبر 8, 2010

بسمه تعالی
ملت شریف و آزاده ایران
شما خود ناظر و شاهد بودید که در روزهای گذشته به خصوص در لیالی مبارک قدر، اوباشی با هدایت و سازماندهی عده ای از خدا بی خبر و بی منزلت، با سلاح گرم و سرد بی شرمانه به منزل و مأوای این خدمتگزار کوچک شما حمله آوردند و با ما و همسایه های صبورمان چنان کردند که قلم از شرح و بیان آن عاجز و شرمسار است؛ الحق که این عده قلیل روی شعبان بی مخها و اوباش درباری را سفید کردند و ورقی زرین بر کارنامه ننگین آنها افزودند. در شب های رمضان آداب شریعت را به نام ولایت منکوب کردند و روزه خود را با فحاشی افطار کردند. به سنگ پراکنی بسنده نکردند و تیراندازی کردند؛ از در و پنجره بالا رفتن گویی نمی توانست نمایانگر شخصیت شان باشد که علاوه بر آن، به کتک زدن محافظین مظلوم و وظیفه شناس و برخی دوستان و آشنایان و سلب امنیت از ساکنین منطقه نیز مبادرت کردند؛ شعارهای بی محتوا و عربده کشی های سخیفانه گویی کم بود که فحاشی های خارج از عرف ِ اوباشی را نیز بدان اضافه کردند. رای مردم خوردن و پرسش کنندگان را به گلوله بستن و منتقدان را به زندان انداختن و مطبوعات را دهان دوختن کم بود که رمضان و لیالی قدر را درجمهوری اسلامی سی سال پس از انقلاب اسلامی چنین به خیال تثبیت قدرت خود بی حرمت کردند.
ملت صبور ایران
ظاهر امر چنان است که از خدا بی خبران تازه به قدرت رسیده، یک شهروند منتقد را هدف حمله خود قرار داده اند، اما چه جای انکار است که رفتار سبعانه و سخیفانه آنها،انسان و آزادی انسان و اصل اسلام و انقلاب اسلامی و حیثیت ایران و ایرانی را نشانه گرفته است. که اگر چنین نبود، این همه اتکا به عناصر بی بصیرت و خودسر از چه ناشی می شد ؟! آنها بی شک با مهدی کروبی کاری ندارند، با آرمان انقلاب که همانا آرمان مردم شریف و آگاه، آرمان اندیشمندان و آزاد اندیشان این دیار، آرمان دانشجویان و دانشگاهیان، آرمان جوانان خسته از ریا و تزویر و دروغ، آرمان شهیدان و به خون افتادگان این مرز و بوم بوده است ، سر ستیز و جنگ دارند. امروز همگان آگاهند که این بدخویان بر آنند تا آشیان بلبل را به لانه زاغ و زغن زبون و پلشت خود تبدیل کنند و سکوتی قبرستانی را بر ایران اسلامی حکمفرما سازند.
دستان مردم انقلابی و خداجوی ما را به هر طریق ممکن بسته اند و آن دستانی را که نتوانسته اند ببندند به پشت میله های زندان فرستاده اند و در مقابل اما دست این از خدا بی خبران را چنان باز گذاشته اند تا هر انچه از سبعیت و درنده خویی می توانند را به نمایش بگذارند. از خود می پرسم این انقلاب را چه شده است که امروز قوای امنیتی و انتظامی ودستگاه قضائی و مدیریت این کشور هفتاد میلیونی، در کنترل چندمزدور، این همه ضعف و زبونی نشان می دهند و جهان و جهانیان را به استهزای مردمی با فرهنگ وامی دارند ؟ البته پاسخ روشن است. آنکه از مردم برید راهی نخواهد داشت جزآنکه به چند قداره بند باج گیر دلخوش کند و این سرنوشت آنهایی است که زورگویی را جایگزین مردمسالاری می کنند و آرای مردم را کاغذ باطله می پندارند. به راستی که این عذابی الهی است که آنها را چنین بی آبرو و سویدای وجودشان را بر مردم آشکار کرده و طشت رسوایی شان را از بام انداخته است. طنز ماجرا اما آنجاست که این جماعت قلیل با چنین رفتارهایی سخیف، ساده دلانه گمان می برند که می توانند مهدی کروبی را با بی شرمی ها و اذیت و آزارهای کودکانه شان، در دفاع از مردم و آرمانهای انقلاب مایوس کنند.
مردم شریف ایران
اینجانب از عنفوان جوانی با اتکا و ایمان به خداوند متعال و شاگردی امام راحل در مقابل حکومت طاغوت با همه سختیها و رنجها ایستاده ام؛ و خدای را سپاس و منت می گذارم که تا کنون نیز توفیق آن را داشته ام که بر این عهد و میثاق خویش پایدار بمانم. آنچنانکه زندان و شکنجه های شاه ستمگر، مرا از میدان به در نکرد، مسند صدارت و قدرت نیز همچون عده ای چشمان او را کور نکرد، و اکنون نیز جور و ستم حرمت شکنان موجب تسلیم و سکوت او نخواهد شد. و البته آنکه با آزادی انسان پیمان بندد را چه باک که بر سر این پیمان جان به جان آفرین نیز تسلیم کند و از این زندان سکندر رخت بر بندد و تا ملک سلیمان دست افشان و پای کوبان برود. (more…)

آفرین به زهرا رهنورد شیرزن مقاومت ایران

سپتامبر 8, 2010

نامه اخیر رهنورد به ملانصرالدین جمهوری اسلامی(لاریجانی رئیس قوه قضاییه ) را خواندید؟ باید گفت آفرین به رهنورد ! سنگ تمام گذاشت .  بر این اعتقادم و بارها گفته ام اگر رهبری جنبش سبز در دست رهنورد بود ما اکنون خیلی پیشتر رفته بودیم . نمونه اش را در بعضی کشورهایی که رهبران مبارزه دموکراسی طلبی آنان زن بوده اند شاهد بوده ایم ، از جمله در فیلیپین . واقعا مایه افتخار زنان کشورمان است . با وجود چنین شیرزنانی به آینده روشن جنبش سبز ایمان دارم . وقتی زنان این چنین شجاعانه در مقابل رژیمی بایستند آن رژیم   باید کم کم غزل خداحافظی را بخواند.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

دادگاه شیوا نظر آهاری ،روزنامه نگار و فعال حقوق بشر برگزار شد

سپتامبر 4, 2010

دادگاه شیوا نظر آهاری، روزنامه نگار و فعال حقوق بشر امروز شنبه ۱۳ شهریور ماه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباسی برگزار شد .

به گزارش کلمه، این فعال حقوق بشر ۲۶ ساله که از به یک سال پیش در زندان اوین به سر می برد امروز به اتهام محاربه ، تبانی و اجتماع برعلیه امنیت ملی ، اخلال در نظم عمومی و تبلغ علیه نظام محاکمه شد .

این دادگاه که با حضور محمد شریف وکیل این زندانی و خانواده نظر آهاری برگزار شد با طرح اتهامات و شنیدن دفاعیات شیوا و وکیلش ادامه یافت. شیوا نظر آهاری در این دادگاه که یکی از اتهاماتش محاربه از طریق ارتباط با سازمان منافقین اعلام شده بود ، ضمن ابراز انزجار از این سازمان گفت که هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته و هر گونه ارتباط خود را با این سازمان رد می کند .این اتهام را از اساس بی پایه می داند و نه تنها هرگز ارتباطی با این سازمان نداشته که همواره اعمال این سازمان تروریستی را محکوم کرده است.

همزمان با برگزاری دادگاه شیوا نظر آهاری ، دادگاه سعید حائری دیگر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز برگزار شد.

به گفته شاهدان عینی، شیوا را با دست بند به دادگاه آوردند . این عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر بعد از دادگاه دوباره به بند نسوان زندان اوین بازگردانده شد .

شیوا نظرآهاری روزنامه نگار و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر، که در دوران حبسش بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی گذرانده است .اکنون در انتظار صدور حکم به سر می برد .

وی در سال ۸۸ و درست یک روز بعد از انتخابات جنجال برانگیز دهم دستگیر و روانه زندان اوین شد .اما پس از سه ماه با قرار وثیقه دویست میلیون تومانی آزاد شد .اما طولی نکشید که وی بار دیگر در ۲۹ آذرماه وقتی برای شرکت در مراسم تشییع جنازه آیت الله منتظری عازم قم بود دستگیر و زندانی شد .

خانواده شیوا نظر آهاری از کارشناس پرونده وی و همچنین قاضی پیر عباسی در خواست کرده اند که با صدور قرار وثیقه زمینه آزادی موقت شیوا را تا صدور حکم وی امکان پذیر کنند .

چرا بعضی ازهمرزمان بعد از روز قدس فریاد نا امیدی سر داده اند ؟(دوراندیش)

سپتامبر 4, 2010

در فضای مجازی ، درسایتهایی مثل بالاترین میخوانیم که عده ای از اینکه در روز قدس تظاهرات آنچنانی صورت نگرفت نا امید شده اند . حتی بدتر از آن به مردم بند کرده اند که این مردم اصلا لایق این حکومت هستند و هزار فحش و بد و بیراه دیگر . ولی دوستان ، آیا دعوتی از مردم شده بود که روز قدس به خیابان بیایند که حالا که نیامده اند شما آنها را شماتت میکنید؟ آیا موسوی که همه قبول داریم در مرحله کنونی بیش از همه نقش رهبری را دارد از مردم خواست در این روز به خیابان بیایند و مردم نیامدند؟ آیا کروبی از مردم خواست در فلان ساعت و فلان جا حضور به هم رسانند و مردم نیامدند؟ (بله ، کروبی گفت من می آیم ولی حتی نگفت کجا و کی و بعد از حمله به خانه اش هر بچه ای هم میدانست که به او اجازه نخواهند داد بیاید ). آخر شما کجا چنین دعوت رسمی و صادر شده از سوی رهبری جنبش سراغ دارید که حالا بهانه میگیرید که چرا مردم نیامدند ؟  انصاف هم خوب چیزی است . دوستان مانند صاحبخانه ای هستند که یادش رفته کسی را به مهمانی دعوت کند و بعد شکایت میکند که چرا طرف نیامد . مردم بی کار نیستند که به دعوت چند ناشناس در بالاترین یا یکی دو سایت دیگر بریزند توی خیابان . مردم عقل دارند و میدانند که هر جنبشی رهبری دارد و اگر رهبریت از مردم درخواست تظاهرات نکرده دلیلی ندارد بیخود در خیابان حاضر شوند و کتک  بخورند . دوستان عزیز صبر داشته باشید . اگر روزی دعوتی رسمی از سوی رهبران جنبش صورت گرفت و از مردم خواستند فلان روز و فلان ساعت در فلان جا جمع شوید و بعد مردم نیامدند آنوقت شکایت کنید . فعلا که جنبش سبز قوی و قدرتمند و بالنده به کار خود مشغول است و جمهور ی اسلامی هم از ترس جنبش هر روز بیش از روز پیش خودش را از هم میدرد و ناتوانتر میشود ، کجا جای نا امیدی است؟

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

روایت حسین کروبی از حمله به خانه پدرش

سپتامبر 3, 2010

12 شهریور

حسین کروبی: از ساعت هشت و نیم صبح آقایان بلند شده‏اند آمده‏اند و خانه را محاصره کرده‏اند. یعنی از شمال و جنوب و شرق و غرب، کاملاً کوچه را محاصره کرده‏اند. از حدود یکی دو ساعت پیش هم ۲۰-۳۰ تا موتور سوار به آنان ملحق شده‏اند. الان جمعیتی تقریباً ۲۰۰ نفره جمع شده‏اند و شروع کرده‏اند به تخریب شیشه‏هایی که سالم مانده بودند. تقریباً هرچه سالم مانده بود و دیشب چون تاریک بود، ندیده بودند، در روز روشن دارند تخریب می‏کنند. تقریباً نگذاشته‏اند هیچ‏چیزی سالم بماند. درست است که در منزل را به آتش کشیدند؟ بله؛ در منزل را با ریختن بنزین بر روی آن به آتش کشیدند. البته محافظان سریع آب ریختند و آن را خاموش کردند. ولی بنزین ریختند آتش زدند. صبح هم آمدند و سیم‏های تلفن خانه را قطع کردند. الان تلفن‏های ثابت خانه کاملاً قطع شده است. دیشب حدود سه چهار ساعت آب نداشتیم. چون تیرهایی که شلیک می‏کردند، به یکی از لوله‏های آب برخورد کرد که اصلاً خانه را آب برداشته بود و مجبور شدیم آب ساختمان را قطع کنیم. بالاخره ساعت دو نیمه‏شب توانستیم یک فرد تأسیساتی را خبر کنیم که آمد و لوله‏ای را که ترکیده بود، درست کرد و توانستیم آب خانه را دوباره وصل کنیم. فعلاً آب و برق داریم. در خبرها آمده بود که نیروهای گارد ویژه دخالت کرده‏اند و مهاجمان را عقب رانده‏اند. آیا این خبر صحت دارد؟ این خبر مال دیشب بوده. ساعت ۱۲ نیمه‏شب دیشب، بالاخره یگان ویژه آمد این‏جا. البته کاری هم نکردند. فقط وقتی آمد‏ند، آن‏ها بلند شدند رفتند. چون خسته هم شده بودند. از ساعت نه و نیم تا آن موقع خیلی شعار، مداحی، روضه و سخنرانی و تخریب کرده بودند. به‏هرحال فعالیت‏شان خیلی زیاد بود و خسته شدند رفتند. اما از هشت و نیم صبح امروز مجدداً با اتوبوس‏های‏شان برگشته‏اند. گفته شده که سرتیم محافظان آقای کروبی مجروح و به بیمارستان منتقل شده‏ا. حال ایشان الان چطور است؟ وقتی شروع کردند به تیراندازی به طرف منزل، چون خیلی تیر به سمت خانه انداختند، ایشان می‏رود بیرون که از آن‏ها خواهش کند تیراندازی نکنند. اما او را می‏گیرند و به قصد کشت می‏زنند. ایشان از ناحیه‏ی چشم، سر، دنده و… آسیب شدیدی می‏بیند. حتی شنیدم، زیر دست و پا و در حال کتک خوردن بیهوش شده است. او را به بیمارستان منتقل کرده‏اند. تنها خبری که توانستیم از او بگیریم تا همان دیشب بود که ایشان بیمارستان است. امروز هنوز نتوانسته‏ایم خبری بگیریم. چون اصلاً کسی نمی‏تواند وارد خانه بشود یا از آن‏ خارج شود. الان نیروهای مهاجم خانه را محاصره کرده‏اند یا گارد ویژه؟ خیر؛ همان نیروهای مهاجم هستند. تیرهایی که شلیک می‏کردند، تیر مشقی بود یا تیر واقعی؟ خیر؛ تیر واقعی. بیش از ۱۰-۱۵ تیر فقط به آسانسور، دیوارها و… خورده است که فیلم‏برداری می‏کنیم و بعداً فیلم‏اش را می‏فرستیم.

آخرین پنجشنبه امسال همه سبزها بر مزار شهدای جنبش سبز گرد آمده و یاد آنها را گرامی میداریم

فوریه 28, 2010

سایت ندای سبز آزادی :

ندای سبز آزادی: برنامه ویژه سبزها در آخرین پنج‌شنبه سال حضور بر مزار شهدای جنبش سبز است. این مراسم دقیقا یک روز بعد از چهارشنبه سوری امسال برگزار می‌شود. هر کس می‌تواند با شاخه گل یا شمع و یا میوه و شیرینی بر سر مزار شهدای جنبش حاضر شود و با زنده کردن یاد و خاطر آنان به استقبال سال نو برود.

در آخرین پنج‌شنبه سال، همبستگی‌مان با خانواده‌های داغدار و سایر هواداران جنبش سبز در بهشت زهرای تهران اعلام می‌کنیم. اعلام می‌کنیم که جنبش سبز هنوز زنده است و با فرا رسیدن بهار زنده‌تر هم می‌شود.

محل دفن شهدای جنبش سبز که توسط سایت جرس تهیه گردیده جهت استفاده و حضور بر سر مزار این شهدا به شرح زیر است:

بيانيه جديد مادران عزادار ايران بر عليه اعدام‌ها

فوریه 6, 2010

15 بهمن ماه :

ما مادران امروز، دختران ديروز ايران ايم که در روزها و ماه های انقلاب ۵۷ فعالانه شرکت داشتيم. آيا سزاوار است که پس از گذشت سی و يک سال از انقلاب، همچنان شاهد اعدام فرزندان خود باشيم؟ اين سوال همه ما مادران ايرانی است.

ما مادران عزادار که به صورت خودجوش در طول ۷ماه گذشته شنبه ها در پارک لاله و ساير پارک ها و اماکن عمومی ديگر با حضور فعال خود کشتارها و بازداشت ها را محکوم کرده و خواستار پايان بخشيدن به اين اعمال غير انسانی و غير قانونی بوده ايم، امروز با اعدام فرزندان خود روبرو هستيم.

آيا سزاوار است ما مادران در همه عرصه های تاريخی شاهد فنا شدن فرزندان خود باشيم؟

چه کسانی ما مادران را محکوم به اين مرگ تدريجی کرده است که هميشه در سوگ عزيزان خود بنشينيم؟

مگر خواست فرزندان ما در طول سی و يک سال گذشته چه بوده است؟

آيا مشارکت فرزندان ما در انتخابات بايستی به بازداشت، شکنجه، تجاوز، کشتار و اعدام شان منجر شود؟

ما مادران عزادار ايرانی، کليه اعمال غير انسانی و غير قانونی فوق را محکوم می کنيم و هشدار می دهيم اگر مسئولان به خواست مادران ايران زمين توجه نکنند و همچنان به اين اعمال خشونت بار ادامه دهند، با اقدامات اعتراضی گسترده تری روبرو خواهند شد.

ما مادران عزادار ضمن تکرار خواسته های خود، «آزادی زندانيان عقيدتی» و «محاکمه آمران و عاملان کشتار فرزندانمان»، از تمام مردم ايران و جهان می خواهيم که از جوانان ما به صورت گسترده حمايت و از انجام اين چنين اعمال بيرحمانه به هر طريق ممکن جلوگيری کنند.

زندگی ما به حيات فرزندانمان بستگی دارد. نگذاريم فجايع تاريخی دهه ۶۰ دوباره تکرار شود.

مادران عزادار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست :از جان باید مایه گذاشت ، سرمشق همه رزمندگان جنبش سبز در 22 بهمن ، ویدئوی بسیار موثر مردی که به تنهایی ستون تانکهای کودتا را متوقف میکند

فوریه 6, 2010

وقتی انسان به جایی برسد که این دلیر مرد تنها و گمنام  رسید، هیچ قدرتی و دولتی را یارای ایستادگی در برابر او نیست . اگردر آن روز   به جای یک نفر   ده نفر ، صد نفر ، هزار نفر  به این حد از جان گذشتگی رسیده بودند محال بود جنبش دموکراسی خواهی چین در سال 1989 سرکوب شود. باید از خود پرسید آیا ما به این مرحله رسیده ایم ؟

جان من بیشتر ارزش دارد یا آزادی و بهروزی ملیونها ایرانی و نسلهای آینده ایران؟ مثلی است معروف بین انقلابیون که میگوید :» این آمادگی مردم برای کشتن دشمن نیست که باعث پیروزی انقلاب میشود ، بلکه آمادگی آنان برای کشته شدن و از جان گذشتن در راه انقلاب است که یک انقلاب را پیروز میکند. «

یک امربرایم روشن است ، یک نفر از این لباس شخصیها و بسیجیها و پاسدارها حاضر نیست خود را برای  دفاع از خامنه ای و احمد ی نژاد به کشتن دهد ، ولی  آیا ما رزمندگان جنبش سبز  آماده جان فداکردن در راه آزادی ایران هستیم؟

کمی با خود بیندیش ای دوست . آیا آماده ای؟

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

http://www.youtube.com/watch?v=mrQqDqOx3KY

اگر به یوتیوب دسترسی ندارید از این سایت دانلود یا همانجا تماشا کنید .

http://www.4shared.com/file/185674378/ea8488b7/tank_man.html

بسیار مهم لطفا در سطح وسیع منتشر کنید : لیست داراییهای مقامات خائن جمهوری اسلامی در بانکهای خارج از کشور منتشر شد

ژانویه 11, 2010

این مطلب بسیار مهمی است . این دارودسته دزدان و  خائنان و خونخواران برای دفاع از این پولهاست که آدم میکشند نه برای دفاع از نظام به قول خودشان مقدس جمهوری اسلامی . این گزارش در دسامبر 29 در CNN منتشر شده است:

http://www.ireport.com/docs/DOC-375960

این لیست توسط یکی از کارکنان ایرانی بانک های کشور مالزی  برای انتشار در اختیار C.N.N گذاشته شده است. C.N.N ضمن تشکر از این فرد ایرانی که نام وی را اعلام نکرده است، لیست مورد بحث را انتشار داده است که به شرح زیر است:

1ـ غلام حسین الهام:25 میلیون دلار در دوبی،13 میلیون دلار در ترکیه، 17 میلیون دلار درسوئیس،0.7 میلیون دلار در بیروت

2 ـ س. ح. پناهی: 11 میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، 4 میلیون ایورو در مالزی

3 ـ مسعود کاظمی: 45 میلیون دلار در آلمان، 4.2 میلیون دلار در دوبی

4ـ علی هاشمی بهرامیان:5.2 میلیون دلاردر کویت،11 میلیون ایورو در بلژیک، 23 میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی

5 ـ محمد محمدی:12 میلیون دلار در دوبی، 17 میلیون دلار در کویت، 8 میلیون ایورو درترکیه

6 ـ مهدی احمدی نژاد:18 میلیون ایورو در بلژیک،45 میلیون ایورو در سوئیس،44 میلیون دلار دربانک اسلامی شریعت

7ـ نازیه خامنه ا ی:7 میلیون دلار در ترکیه،56  میلیون ایورو در آلمان،122 میلیون پوند درگریت انگلیس

8 ـ صادق محصولی:14 میلیون ایورو در امارات متحده عربی، 24 میلیون دلار در ترکیه، 3 میلیون ایورو درمالزی

9 ـ مجتبی خامنه ای: 1 بیلیون پوند در گرین انگلیس( احتمالا بلوکه شده است)، 2.2 بیلیون ایورو در آلمان، 766 میلیون دلار در قطر. مبلغی نامشخص در بانک سوئیس

10 ـ حسین معادی خواه 15 میلیون دلار در کویت، 45 میلیون ایورو در استرالیا، 7 میلیون دلار در امارات متحده عربی

11 ـ عیسی کلانتری :3.2 میلیون ایورو در بلژیک، 1.2 میلیون دلار در ایتالیا

12 ـ حسین طائب: 122 میلیون دلار در امارات عربی، 42 میلیون ایورو در ایتالیا

13 ـ مسعود حجاریان کاشانی 92 میلیون دلاردر استرالیا،13.7 میلیون دلاردر قطر

14 ـ سردار احمد وحیدی: 32 میلیون دلار در امارات متحده عربی،65 میلیون دلار در ترکیه، 122 میلیون دلار در آلمان( احتمالا بلوکه شده)

15 ـ عباس کدخدائی: 2.5 میلیون دلارایتالیا،7.1 میلیون دلاردر کویت، 3.2 میلیون دلار دوبی

16 ـ مجتبی مصباح یزدی:184 میلیون دلار در دوبی، 221 میلیون دلار الناخال کمپانی

55 میلیون ایورو در اسپانیا

17 ـ علی مصباح یزدی : 45 میلیون دلار امارات متحده عربی، 17 میلیون دلار در ترکیه، 65 میلیون پوند دربانک انگلیس،75 میلیون دلار در افریقای جنوبی ، 110میلیون ایورو آلمان

18 ـ حسین فیروز آبادی:320 میلیون دلار در مالزی، 65 میلیون دلار در ایالات متحده عربی، 103 میلیون دلار در کویت، 17 میلیون دلارترکیه،…

19 ـ پرویز فاتح 16 میلیون دلار ترکیه، 5.2 میلیون ایورو در ترکیه، 22 میلیون دلار سوئیس

20 ـ حسین شاجونی:66.5 میلیون دلار در دوبی، 39 میلیون دلار در کویت، 11.2 میلیون دلار در بیروتف 8 میلیون دلار مالزی

21: ح. عسگراولادی : 172 میلیون دلار در بلژیک،120 میلیون ایورو در آلمان، 420 میلیون دلار درالناخال کمپانی

،  42 میلیون دلار در ترکیه، 219 میلیون دلار در مالزی و

22 ـ حسین جنتی:228 میلیون دلار دوبی، مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس و مبلغی نا مشخص دربانکی در ترکیه

200میلیون دلار در مالزی، 150 میلیارد ذلار در زاپنف 32 میلیون دلار در مالزی

23ـ سکینه خامنه ای 25 میلیون دلار در مالزی، 14 میلیارد دلاردر قطر، 112 میلیون دلار در دوبی

24ـ اسفندیار رحیم مشایخی: 5.2 میلیون دلار در آلمانف 32 میلیون دلار درایتالیا، 41 میلیون دلار دردوبی

25 ـ ح. محمدی اقائی: 48.4 میلیون دلار در دوبی، 2.4 میلیون دلار دربیروت،56 میلیون ایورو در اسپانیا

26 ـ علی اکبر ولایتی:244 میلیون ایورو در المان، 6 میلیون ایورو در استرالیاف 56 میلیون دلار در مالزی

27 ـ محمد محمدی ریشهری:241 میلیون دلار الناخال کمپانی

و 121 میلیون دلار دردوبی، 48 میلیون دلار درآلمان، 43 میلیون دلار درایتالیا

28ـ محسن هاشمی بهرامانی: 35 میلیون دلار در ایلات متحده عربی، 56 میلیون دلار در بلژیک

29 ـ محسن هاشمی ثمره: 11 میلیون ذلار در قطر، 5.9 میلیون دلار درمالزی

30 ـ علی لاریجانی:185 میلیون ایورو در استرالیا،16 میلیون ایورو در امارات متحده عربی، 112 میلیون ایورو در مالزی

31 ـ عباس آخوندی:9 مییون دلار در امارات متحده عربی، 502 میلیون دلار در بانک بیروت

32 ـ محسن رفیق دوست، 129 میلیون دلار در بلزیک، 44 میلیون دلار درکویت، 92 میلیون دلاردر کویت

33ـ حمید حسینی:30 میلیون دلارمالزی، 82 میلیون ایورو در اسپانیا

34 ـ محمد حسینی:14 میلیون دلار در ایلات متحده عربی، 7 میلیوت دلار در کویت، 3 میلیون دلار درترکیه، 11 میلیون پوند در….

35 ـ محمود حسینی: 3.2 میلیون دلار درترکیه، 11.4 میلیون دلار در کویت

36 ـ مجتبی هاشمی ثمره:28 میلیون دلار در اسپانیا، 76 میلیون دلار در ایالات متحده عربی، 124 میلیون دلار در مالزی

37 ـ کامران دانشجو: 76 میلیون دلار اروپا،7.2 میلیون دلار در مالزی

38 ـ احمد رضا رادان: 98 میلیون دلار در ایالات متحده عربی، 65 میلیون دلار در کویت، 121 میلیون دلار در افریقای جنوبی

39 ـ یدالئه جوانی:22 میلیون دلار در ایلات متحده عربی،5 میلیون دلار درهند،23 میلیون دلار در پرتقال

40 ـ غلام رضا فیاض: 65 میلیون دلار در مالزی، 40.9 میلیون دلار در کویت

41 ـ رضا فیاض: 23 میلیون دلار در ایالات متحده عربی،17 میلیون دلار در ترکیه، 7 میلیون دلار در ایتالیا

42 ـ علی مباشری: 12 میلیون دلار در بلژیک، 19 میلیون دلار در مالزی، 42 میلیون دلار در کویت

43 ـ محمد نقدی:142 میلیون ایورو در ایالات متحده عربی،24 میلیون دلار در ایالات متحده عربی،66 میلیون دلار در مالزی

44 ـ فرهاد دانشجو : 2.3 میلیون دلار در ایالات متحده عربی، 5.6 میلیون دلار در ترکیه

45 ـ خسرو دانشجو:11 میلیون دلار در ترکیه، 7 میلیون دار در جمهوری چک

46 ـ حمیدی حسینی:4.2 میلیون در مالزی، 28 میلیون در ایالات متحده عربی

47 ـ محمد باقری خرازی:120میلیون دلار در لبنان،86 میلیون دلار در ایالات متحده عربی،42 میلیون دلار در برکلی بانک آفریقای جنوبی

48 ـ مهدی هاشمی ثمره:5.7 میلیون دلار در ترکیه، 44 میلیون دلار در کویت

49 ـ حمید رسائی: 62 میلیوت دلار در مجارستان،32 میلیون ایورو در آلمان، 18 میلیوت پوند در انگلیس، 14 میلیون دلار در امارات متحده عربی

50 حسیم موسوی اردبیلی: 21 میلیون دلار در کویت، 110 کیلیون دلار در ایالات متحده عذبی،32 نیلیون دلار در مالزی

51ـ علی مبشری: 7 میلیون ایورو در استرالیا،22.4 میلیون الار در ایالات متحده عربی

52 ـ حسین شریعتمداری:225 میلیوت دلار در ایالات متحده عربی،54 میلیون دلاردرآلاناخل کمپانی، 65 میلیوت ایورو در«ح.س. ب. س» بانک انگلیس

53 ـ حسین شاهمرادی:56 میلیون دلار در ایلات متحده عربی، 64 میلیون دلار در مالزی،7 میلیون دلار درهند

54 ـ کامران دانشجو: 24 میلیون دلار در ژاپن، 43 میلیون دلار در مالزی

55ـ داوود احمدی نژاد 55 میلیون دلار در ایالات متحده عربی،48 میلیون ایورو در ایالات متحده عربی، 8 میلیون دلار در بانک پترزبورگ روسیه

56 ـ عبدالئه عراقی: 84 میلیون دلار در ایالات متحده عربی، 127 میلیون دلار در لبنان، 67 میلیون دلار درمالزی ،مبلغی نا مشخص در بانک سوئیس

57 ـ بهاالدین حسینی هاشمی: 45 میلیون دلار در ایالات متحده عربی،80 میلیون دلار در مالزی

58 ـ محی الدین فاضل هرندی:52 میلیون دلاردرعمان، 45 میلیون دلار در عربستان سعودی

59 ـ احمد جنتی: 450 میلیون ایورو در بلژیک، 143 میلیون دلار در الناخل کمپانی، 124 میلیون دلار در ایالات متخده عربی،267 میلیون دلار در مالزی،118 میلیون دلار در آفریقای جنوبی و مبلغی نامشخص در بانک سوئیس

60 ـ  علی جنتی:35 میلیون دلار در ایلات متحده عربی،155 میلیون دلار در ترکیه، 55 میلیون دلار در آلمان ، مبلغ نا مشخص در بانک

سوئیس

61 ـمرتضی رفیق دوست: 120 میلیون ایورو در آلمان، مبلغی نا مشخص در بانک سوئد

63 ـ م. ح.پارسا:43 میلیون دلار در ترکیه،12 میلیون دلار در مالزی،

64 ـ فاطمه عسگر اولادی: 43 میلیون دلار در قطر،16 میلیون دلار در ترکیه

65 ـ علی اکبر محتشمی: 125 میلیون دلار در شاترجه، 85 میلیون دلار در کویت، 200 میلیون دلار در مالزی، مبلغ نانشخص در بانک سوئیس

66 ـ یاسر بهرامانی هاشمی: 22 میلیون ایورو در آلمان، 12 میلیون ایورو در استرالیا، 14 میلیون دلار در ایالات متحده عربی

67 ـ غلام علی حداد عادل:12 میلیون دلار در ترکیه، 2.4 میلیون دلار در مالزی، 43 میلیون دلار در ایالات متحده عربی

رهبر کبیر انقلاب آیت الله العظمی خامنه ای بد جور به شکر خوردن افتاده اند

ژانویه 8, 2010

به نظر می آید آقای خامنه ای بدجوری ترس برشان داشته است . از یک طرف شمشیر را از رو بسته اند و تهدید به کشتن محاربان در کمتر از پنج رو ز میکنند . همه روزنامه های مخالف را بسته اند .هزاران نفر را در بدترین وضعی دستگیر کرده اند . علنا در مملکت حکومت نظامی راه انداخته اند حالا گیریم که اسم حکومت نظامی بر آن نیست . اما از آن طرف برنامه های جدید در صدا و سیما اجازه کمی انتقاد داده ، از احمدی نژاد دیگر اصلا حرفی نیست ، جلاد حسینیان از نمایندگی مجلس استعفا داده و مرتضوی را مسئول قتلهای کهریزک شناخته اند .

رهبر بدجوری ترسیده . دوستان ، تظاهرات عاشورا موفقتر از آنچه بوده که ما میپنداشتیم . خیلی موفقتر . مانند زمان شاه رهبر بعد از تظاهرات یک کودتای نظامی کرده تا به خیال خود واقعا جنبش را سرکوب کند . ولی مانند زمان شاه از آن طرف هم میخواهد یکجوری مردم را ساکت کند و سروصدا را بخواباند و به خیال خود با گرفتن چند نفر از خودیها مردم را خاموش کند همان کاری که شاه با دستگیر کردن هویدا و نصیری و دیگران کرده بود . حتی مانند زمان شاه تظاهرات شاه پرستان (ببخشید ساندیس پرستان ) هم راه انداخته اند تا رهبر را که از ترس دیگر شبها خوابش نمیبرد کمی آرام کنند.

دوستان ، آینده روشنتر از آن است که بعضی میپندارند . دهه زجر در راه است . یک حرکت عظیم مردمی ، یک تکان دیگر ، یک برخورد دیگر در خیابانها با بازماندگان بسیج که به تدریج در حال ریزش هستند بازهم مارا یک قدم بزرگ دیگر به دموکراسی نزدیک خواهد کرد . بله باز هم کشته ها و دستگیرهایی خواهیم داشت ولی کجای دنیا دموکراسی بدون قربانی دادن و فداکاری به دست آمده که ما دومیش باشیم . راه حصول دموکراسی در چنین حکومت توتالیتری از درون خون و رنج و شکنجه میگذرد ولی ما از قبل خود را آماده این فداکاری کرده ایم . ملت ما اینبار با رفتار مسالمت آمیز و بزرگوارانه خود نشان داده که لیاقت دموکراسی را دارد و دموکراسی را به دست خواهد آورد.

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

هفتم شهدای عاشورا را با گردهمایی بر مزارشان گرامی میداریم

ژانویه 2, 2010

فردا هفتم شهدای عاشورای ایران عزیزدر سال 1388 است . شهدایی که مظلومیت آنان کم از شهدای عاشورای سال 61 ندارد. به یاد این شهیدان و برای دلجویی و حمایت خانواده های این قهرمانان آزادی فردا بر مزارشان در بهشت زهرا ی تهران و گورستانهای سایر شهرستانها گرد خواهیم آمد .

آیا برای هفتم شهدای عاشورا برنامه ای داریم ؟

ژانویه 2, 2010

همرزمان جنبش سبز ، آیا برای هفتم شهدای عاشورا برنامه ای اعلام شده است ؟ با توجه به اینکه موسوی و کروبی و سایر سران اصلاح طلب  در داخل ایران اکنون تقریبا در بازداشت خانگی به سر میبرند و امکان تماس با شبکه های سبز را از دست داده اند ،  از دوستان هماهنگی کننده  جنبش سبز در خارج میخواهیم برنامه های هفتم شهدای عاشورا را هرچه زودتر اعلام دارند، عملی کردن آن با شبکه های سبز در داخل کشور . برخی از این برنامه ها میتواند تظاهرات در نقاط مختلف و همچنین  حضور بر آرامگاه این شهیدان باشد . در عین حال اکنون که دانشگاهها وارد مرحله اعتصاب و تحصن شده اند میتوان از گروههای دیگر اجتماعی نیز خواست در تحصن و اعتصابی یکروزه به یاد شهدای عاشورای خونین 88 شرکت کنند . به امید سرنگونی هر چه سریعتر یزید زمانه .

«دوراندیش»

بچه ها قول میدید حساب این خائنها رو فردا که برگشتند اروپا برسید؟

دسامبر 30, 2009

این خائنا ن بی پدر مادر درست روز پس از کشتار مردم بیگناه در روز عاشورا به دست یزید زمان به پابوس وی رفته اند . تعدادی از عکسهایشان ضمیمه است . بچه ها قول بدهید وقتی برگشتند اروپا خوب ازشون پذیرایی کنید تا دیگه یک همچین غلطی نکنن . اینها اعضا اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان در اروپا هستند .

زنان ایران امروز سرمشق زنان جهانند

دسامبر 30, 2009

تابلوی «میانجی‌گری زنان سابین» نقاشی محبوب من است، به شکلی غریبی دوستش دارم.

این نقاشی رنگ روغن را ژاک لویی داوید، نقاش فرانسوی، درسالهایی حول و حوش 1795 کشیده است.  یعنی سالهای پس از حکومت وحشت و زمانی که فرانسه در حال جنگ با دیگر کشورهای اروپایی بود.  داوید که خود به خاطر حمایت از روبسپیر در زندان بود بعد از دیدار همسر نومیدش به این فکر می‌افتد نقاشی بکشد برای دلداری دادن به او، برای اینکه بگوید عشق بر جنگ پیروز است.

هر بار که به این تصویر نگاه می‌کنم میان آن همه آشوب و بلوا تنها چیزی که نگاه مرا جذب می‌کند، «هرسیلیا» آن گیسو طلای سپیدپوش است و خطوط سنگی چهره اش.

رومولوس و مردانش که روم را بنیان نهاد در میان خود زن نداشتند، به میان قوم همسایه خود «سابینها» رفتند تا اجازه بگیرند با زنان آن قوم وصلت کنند.  مردان سابین  به آنها اجازه ندادند.  مردان رومی اهالی سابین را به جشنی در روم دعوت کردند و در میانه جشن زنان را ربودند و مردان را راندند.

این زنها با مردان رومی وصلت کردند و صاحب اولاد شدند سالها بعد در جنگی دیگر قوم سابین به انتقام به رومیان حمله می‌برد.  زنان سابین میانجی می‌شوند که بین دو قوم آشتی بر پا کنند.  در نقاشی داوید هرسیلیا دختر پادشاه سابین‌ها، همسر رومولوس را می‌بینید که بین پدر و شوهر خود ایستاده  است.

به گمان من شبیه این اتفاق در سال 57 افتاد.  انقلاب جشنی بود که زنانگی سرزمین مرا فریب داد، ربود و بلعید.  مثل همیشه جاهل بود که این قدرت ازلی و ابدی نابود‌شدنی نیست، آنقدر صبر می‌کند تا دوباره از جایی سر برآورد.  از جایی میانه عکس دوم.  من در این عکس «هرسیلیا» را می‌بینم که از خون و جنگ مردان خسته شده و آشتی می‌طلبد.

از این روست که می‌گویم این جنبش به خشونت کشیده نمی‌شود تا وقتی که این زن در میانه ایستاده است.

این زن فریب و نیرنگ و ربوده شدن را تجربه کرده است دوباره اشتباه 57 را تکرار نمی‌کند، سنگ پرت نمی‌کند، خون نمی‌ریزد، چریک نمی‌شود، سلاح به دست نمی‌گیرد، دعوت به جشن خشونت را لبیک نمی گوید.  این زن با سپیدی دستهای خود، با آفتاب گیسوانش این سرزمین را سبز می‌کند.

می‌دانم که می‌دانی وقتی می‌گویم زن منظورم این نیست که مردان سبز ما نه، و فقط زنها، من از ظهور دوباره انرژی زنانه حرف می‌زنم، از قدرتی که این جنبش را پیش می‌برد، قدرتی که از تعقل، مهربانی، کفایت، مدارا و شیردلی مادری نیرو می‌گیرد و مردان وطنم را لبخند به لب و روسری به سر می‌کند.

من از سهراب و مادرش حرف می‌زنم.

من از نوجوانی حرف می‌زنم که پریشب در خانه خودش خوابید و دیشب در بازداشتگاه اطلاعات بود و امشب نمی‌دانم کجاست. من از خشمی حرف می‌زنم که در من شعله می‌کشید تمام امروز، وقتی با مادرش حرف می‌زدم و از تلاشم برای اینکه خشم را تبدیل کنم به صبر و امید مبادا که مسخ شوم  مباد که آنها شوم.

اینک که رهبری جنبش سبز در داخل را خاموش ساخته اند به ندای هماهنگ کنندگان آن از خارج ایران گوش فراداریم

دسامبر 30, 2009

کاملا معلوم است که حکومت رفتار و گفتار موسوی و کروبی و خاتمی را تحت کنترل گرفته و از تماس آنان با مردم ممانعت به عمل می آورد و این محدودیتها روز به روز بیشتر میشود به صورتی که دیگر حتی امکان صدور اعلامیه نیز ندارند . متاسفم برای حکومت که همان اشتباه شاه در سال 57 را تکرار کرد و با محدود و زندانی کردن رهبران انقلاب در داخل ایران رهبری آن را به خارج ایران و به خمینی و پاریس منتقل کرد . بهتر! با در اختیار داشتن اینترنت و ماهواره و تلفن راه دور که شبکه ارتباطی بسیار وسیعتری از سال 57 در اختیار ما میگذارد همان بهتر بود که رهبری به خارج منتقل میشد تا از محدودیتهای فعلی در امان باشد و بتواند آزادنه حرفش را بزند و برنامه های شبکه های سبز در داخل کشور را جمعبندی کرده و در اختیار همه اعضا جنبش قرار دهد .با سرکوب و دستگیریهای گسترده در داخل ، و حجم عظیم ایرانیان خارج کشور (تا حدود 5 ملیون نفر) ، این امری محتوم بود.

بیانیه اخیر محسنین جنبش، محسن سازگارا و مخملباف ، در مورد تظاهرات فردا پنجشنبه ، بهترین نمونه این رهبری خارج از کنترل و سرکوب جمهوری اسلامی است که میتواند آزادانه سخن بگوید و برنامه ریزی کند .مدتهاست که ما محتاج یک مرکز  هماهنگ کننده عملیات شبکه های سبز بوده ایم و به نظر می آید این مرکز در حال شکلگیری است . بدان امید که سایر مخالفان جمهوری خونریز خامنه ای نیز به محسنین پیوسته و در یک جبهه متحد و یکپارچه گرد هم آیند تا جنبش سبز هرچه قویتر گردد و ضعف رهبری را که در ماههای اخیر بدان دچار آمده بود جبران سازد . در صورت ادامه ایجاد محدودیت برای رهبران جنبش در داخل ، من پیشنهادی را که ماهها پیش دادم تکرار میکنم که لازم است لا اقل یکی از آنان به نمایندگی از دیگران به خارج بیاید تا بتواند آزادنه با مردم ایران سخن بگوید . شاید زهرا رهنورد از این حیث بهترین باشد .

«دوراندیش»

به کدامین گناه خودشان را کشته شدند؟

دسامبر 29, 2009

مطلبی جدید از ابراهیم نبوی:

در راستای اینکه علی موسوی خواهرزاده میرحسین موسوی در روز عاشورای 1388 کشته شده و به گفته فرمانده پلیس تهران، وی ترور شده است، و به گفته همین فرمانده تروریست ها مشکوک بوده و احتمالا از لندن رهبری می شدند و همچنین به گفته حسین شریعتمداری، میرحسین موسوی خودش قاتل خواهرزاده خودش است، با سردار وجب زاده، فرمانده پلیس تهران مصاحبه ای انجام دادیم که زوایای پنهان و حتی آشکار همه واقعیات روشن حوادث اخیر را تاریک و واقعیات مخفی همین حوادث را فاش می کند.

ما: لطفا بفرمائید آقای علی موسوی خواهرزاده آقای میرحسین موسوی چگونه مورد اصابت گلوله قرار گرفت؟

سردار وجب زاده: براساس اطلاعاتی که در دست ماست، یعنی در همین دست راست من است، ولی دستم را باز نمی کنم که همه اش را ببینید، آقای علی موسوی راس ساعت 11 صبح تا 4 عصر، دقیقا در همین زمان، با شلیک یک گلوله که توسط یک نفرکه هویت او آشکار نیست، به قتل رسیده. گلوله ای که باعث قتل این جوان شده است، از نوع گلوله 766 است که این اسلحه سلاح سازمانی نیروی انتظامی نیست، و به همین دلیل حدس می زنیم که یک نیروی پنهان از داخل یا خارج کشور، وی را مورد اصابت گلوله قرار داده و کشته است. این قتل آنقدر واضح است که نیروی انتظامی جسد متوفی را فعلا تحویل خانواده وی نخواهد داد، چون ممکن است محل گلوله و نوع آن را تغییر بدهند و حکومت را متهم کنند. (more…)

خاک برسرت کنند پدر شهید روح الامینی اگر این خبر درست باشد

دسامبر 28, 2009

تاکنون در این وبسایت هیچگاه از لغات رکیک استفاده نشده ولی اینبار واقعا دلم به درد آمد و امیدوارم این خبر درست نباشد. به نقل از «بولتن » سایت خبری کودتاچیان  :

«دکتر «عبدالحسین روح الامینی» پدر «محسن روح الامینی » از کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات، دیروز در بین مردم عزادار و همیشه در صحنه ای بود که برای حمایت و دفاع از ولایت فقیه و انقلاب و مقابله با هتک حرمت اغتشاشگران به خیابان های ریخته بودند.»
من البته باور نمیکنم ولی چون در چند ماه گذشته نیزاین آدم حرکات مشکوکی کرده و چند بار به پابوس خامنه ای رفته بود بعید هم نیست درست باشد . کم در تاریخ سراغ داریم چنین آدمهایی را.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: