Posts Tagged ‘مرداد’

وضعیت وخیم عیسی سحرخیز در زندان رجایی شهر

اوت 27, 2010

پنجشنبه ۴ شهريور ۱۳۸۹ – ۲۶ اوت ۲۰۱۰

عیسی سحرخیز توانایی حرکت خود را از دست داده و با ویلچر جا به جا می شود.
فرزند سحرخیز با بیان این مطلب به خبرنگار میزان خبر گفت به دلیل ابتلای پدرم به فلج عمومی چند روز است که وی توانایی حرکت خود را از دست داده و با ویلچر جا به جا می شود و روز گذشته که مادرم برای تحویل یک ویلچر به زندان رجایی شهر مراجعه نموده بود متوجه شد که عیسی سحرخیز دچار نوسانات شدید فشار خون شده است و در یک روزفشار وی مایبن 11 تا 20 درجه تغییر نموده است تا جاییکه با وجود مشکلات حرکتی ناچار به انتقال وی به بیمارستان شدند همچنین به دلیل تجویز زیاد داروهای مختلف برای کنترل فشار و سایر مشکلات پزشکی اکنون ناراحتی های گوارشی نیز برای وی پدید آمده است
Advertisements

بيانيه‌ رضا ولی‌زاده و ليلا ملک‌محمدی، نخستين ناشران خبر شهادت ترانه موسوی درباره‌ راستی اين رويداد، وبلاگ‌های دو روزنامه‌نگار

اوت 26, 2010

فعالان محترم حوزه‌ی رسانه، اهالی فکر و نظر و مردم شريف ايران
و شما سربازان پيدا و پنهان نظام اطلاعاتی و امنيتی جمهوری اسلامی

ما (ليلا ملک‌محمدی و رضا ولی‌زاده) امروز به ضرورتی روی سخن با تمام شما داريم؛ شما که زخم‌خورده و زخم‌زننده، به ميدان درآمده و هستی خود را برای رسوايی ستم‌کاریِ دشمنان خانگی، عيارانه به ميدان آورده يا گوشه‌ی عافيت اختيار کرده يا دست و زبان خود را به کام دشمن، تازيانه‌ی مردم کرده‌ايد. چه بسيار اتفاق نادره‌ای‌ست که بيانه‌ای خطاب به جمعی بدين پايه ناهم‌گون و ناهم‌بسته نوشته شود؛ اما کدام شماست که نام «ترانه موسوی» را نشنيده باشد و خود را بازجويانه به قضاوت چيستی ماجرايش ننشانده باشد. اين خود نقطه‌ی اشتراک همه‌ی ماست. اين نوشته خطاب به همه‌ی شماست که يا تنها گوشی برای شنيدن ماجرا بوده‌ايد يا دل‌آشوبه‌های هولناکی‌اش را يک سال تحمل کرده يا با خلوص نيت در واقعيت آن ترديد کرده‌ايد يا به دستور، آن‌را دروغ و دغل خوانده‌ايد. (more…)

بیست و ششمین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی

اوت 25, 2010

3شهریور ۱۳۸۹

خانواده های زندانیان سیاسی در بیست و ششمین بیانیه خود ضمن شکایت از تشدید فشارها بر آزادگان دربندشان اعلام کرده اند از این پس گزارش وضعیت عزیزانشان را با فاصله کمتری به اطلاع مردم خواهند رساند.
شایان ذکر است خانواده زندانیان رجایی شهر، بند۳۵۰ ، بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ و اعتصابیون در این مدت با بیانیه ها اطلاعیه ها ی خود نقش مهمی در افشای برخوردهای غیرقانونی عوامل کودتا با آزادگان دربند داشته اند.

متن کامل این بیانیه که در اختیار تحول سبز گذاشته شده است بدین شرح است:

بیست و ششمین بیانیه خانواده های زندانیان سیاسی
بسم الله الرحمن الرحیم
دومین رمضان بی حضور عزیزان دربندمان به نیمه می رسد و امشب همه ما به مناسبت میلاد خجسته فرزند علی(ع) و زهرا(س)، کریم اهل البیت امام حسن مجتبی، به جشن و سرور می نشینیم اما چون سال گذشته دل هایمان مالامال از دردی است که از ستم دیدگی، آن هم در دیار خود و به دست مسئولین و حکمروایان خود برجانمان نشسته است. دردی که گذر زمان و تغافل های مسئولین و فراموشی دیگران آن را نکاسته بلکه به تعداد روزها و لحظه های تلخی که بر ما و عزیزانمان گذشته و می گذرد، بر آن افزوده می شود. درد هجر و دوری و از هم گسیختن کاشانه هایمان، درد بی سرپرستی و بی پناهی برای فرزندان خردمان و نوجوانان در آستانه بلوغمان و جوانانمان که در عنفوان جوانی گرد غم بر وجودشان نشسته و طراوت و شادی را از آنان ربوده است. دردهایمان به غایت بزرگند و جشن ها تنها لبخندی برلبمانمان می آورند زودگذر و فردا روز باز ما ییم و دردها و رنج ها و بی مسئولیتی ها و بی تعهدی ها و بی اخلاقی ها و بی مروتی ها. هیهات. هیهات که دومین رمضان نیز به نیمه می رسد در حالی که برای آنان که شهوتِ قدرت چشمانشان را کور کرده و گوش هایشان را بسته و بر دل هاشان قفل زده، مجالی برای بیداری و تنبّه و جبران خطاها فراهم نیامده است. و چه عقوبتی بدتر از این که خداوند بنده اش را فراموش کند و او را به خود واگذارد تا هرآن چه نفس اماره فرمانش می دهد بکند و هرچه امیال حیوانی طلب می کند، استجابت کند. و چه سرافرازیم ما خانواده های زندانیان سیاسی که به تبع عزیزان آزاده دربندمان طی این مدت بنده هوا نشدیم و سر در برابر ستم فرود نیاوردیم و بندگی جز برای معبودمان، آن ذات لایتناهی و ازلی و ابدی نکردیم و از خدایمان می خواهیم که تا پایان عمر ما را به مقام وارستگی از غیر و عبودیت و بندگی خویش موفق بدارد. (more…)

متن کامل نامه حمزه کرمی در مورد شکنجه هایش

اوت 24, 2010

شهریور ۱۳۸۹

تحول سبز: در خبر ها آمده بود که آیت الله هاشمی رفسنجانی چندی پیش رنجنامه حمزه کرمی را که شامل شرح شکنجه های غیر انسانی و اعتراف گیری از اوست را شخصا به رهبری تحویل داده است .

منابع خبری تحول سبز، متن دست نویس رنجنامه این سردار سابق سپاه و مدیر مسئول سایت جمهوریت را جهت انتشار در اختیار این پایگاه خبری قرار داده اند .

کرمی که در دادگاه بدوی به شانزده سال زندان محکوم شده بود ،با ارائه لایحه تجدید نظرخواهی ،تمامی اعترافات خود را در بازجویی ها و دادگاه اولیه تکذیب و اظهار کرده است که تمامی این اعترافات تحت فشارهای شدید از او اخذ شده و فاقد هرگونه ارزش حقوقی و اخلاقی است.

شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر تهران، حمزه کرمی را به ۱۱ سال حبس قطعی و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم کرد.

کرمی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، به ۱۶ سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی محکوم شده بود که دادگاه تجدید‌نظر، پنج سال از این حکم را کاهش داد.

کرمی از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴، فرماندار ورامین و از سال ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۰، مدیرکل سیاسی دفتر رئیس جمهوری در دولت‌های اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی بود.

وی در جریان انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری، مسئول ستاد مطبوعات هاشمی رفسنجانی بود و در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مدیریت وب‌سایت جمهوریت را بر عهده داشت.

کرمی در این نامه به فشار و شکنجه برای اخذ اعتراف به رابطه با نوامیس و خویشاوندان رهبران جنبش سبز اشاره می کند.

به گزارش تحول سبز، متن کامل این نامه به شرح زیر میباشد:

بسه تعالی

حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای محسنی اژه ای

دادستان محترم کل کشور

با سلام و احترام و آرزوی توفیقات الهی ، پیور مذاکرات حضوری بدین وسیله توضیحاتی را در مورد نحوه بازداشت و بازجویی ها و سایر مسائل مربوط به پرونده ام به استحضار میرساند:

این‌جانب در تاریخ ۸۸/۰۳/۲۷ در حالیکه در منزل دخترم در حال استراحت بوده نزدیک ساعت یک نصف شب بطور فجیحی با محاصره کل منطقه از سوی نیروهای امنیتی و شکستن درب ورودی ساختمان و وارد شدن به آپارتمان دخترم با کفش و بدون ارائه حکم و بد اخلاقی و فحاشی به دختر و داماد و همسرم دستگیر نموده و به بند ۲۰۹ و سپس به بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل نمودند.

۱۳۸ روز یعنی چهارماه و نیم در انفرادی بسر بردم . بازجویی ها از همان ابتدا با کتک و سیلی و مشت و لگد آغاز شد. از ابتدا ۷ نفر بازجوی من بودند. چهار نفر از آنان پس از یکی دوماه دیگر نیامدند، اما دو یا سه نفر از آن‌ها تا مراحل پایانی پرونده این‌جانب بازجویی می نمودند. (more…)

مهدی کروبی: هیچگاه وضعیت سیاسی کشور را اینچنین تصور نمی‌کردیم

اوت 23, 2010

مهدی کروبی، از نامزدهای معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران با تمجید از بازداشت‌شدگان گمنام رویدادهای پس از انتخابات، تاکید کرده است، با «رعب و وحشت و ترساندن مردم» نمی‌توان حکومت کرد.

به نوشته سایت اینترنتی سحام‌نیوز، مهدی کروبی، از رهبران اصلاح‌طلب در ایران، روز یکشنبه در سخنانی از بازداشت فعالان سیاسی و معترضان به نتایج انتخابات ابراز تاسف کرد ه و از نوع برخورد مقام‌های جمهوری اسلامی با اعتراض مردم انتقاد کرد. (more…)

اعدام های 67 و اصلاح طلبان حکومتی

اوت 23, 2010

برگرفته از روز آنلاین ، نوشته جعفر بهکیش ، سه شنبه 2 شهریور

آقای علیپور در نوشته ای با عنوان «اعدام های 67 و هوشیاری سبزها»  به مواضع گروه های سیاسی مختلف از جمله میر حسین موسوی و گروههای مخالف جمهوری اسلامی میپردازند و خط مشی منتقدان موسوی را چنین ارزیابی می کنند: «اگر موسوی مخالفتش را با این فجایع به طور عمومی اعلام کند او بخش هایی از هواداران پر نفوذ و پر قدرتش را در ایران از دست خواهد داد؛ کسانی که همچنان معتقد به برخوردهای قاطع با گروههایی هستند که تروریست شان میخوانند. […] و اگر میرحسین موسوی سکوت کند [نیروهای مخالف] سکوتش را به رضایت از اعدام ها و حتی نقش داشتن او در اعدام ها تفسیر کنند و از این طریق موجب ریزش هواداران او در جنبش سبز شوند به این امید که […] نیروهای ریخته شده سبز به کیسه هوادار آنها منظور خواهد شد.» (more…)

بازداشت اسدی و جمالی در راه خانه زید آبادی

اوت 22, 2010
روز آنلاین 31 مرداد

حسن اسدی‌زیدآبادی و علی جمالی، دو عضو شورای مرکزی سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. براساس خبری که سایت «ادوارنیوز» اعلام کرده، حسن اسدی‌زیدآبادی مسوول کمیته حقوق بشر این سازمان، در جلوی در منزل خود و زمانی که قصد عزیمت به مراسم افطاری در منزل احمد زیدآبادی، دبیرکل دربند سازمان ادوار را داشت، بازداشت شد. ماموران پس از تفتیش منزل این فعال حقوق‌بشر، وی را به زندان منتقل کرده‌اند.

حسن اسدی‌زیدآبادی، پیش از این و در آبان ماه سال گذشته، نیز بازداشت و بیش از 40 روز را در زندان به سر برده و بعد از مدتی با قید ضمانت از زندان ازاد شده بود.

دادگاه این فعال حقوق بشر، اوایل ماه گذشته، در شعبه 28 دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. حسن اسدی‌زیدآبادی، متهم به «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی»، تبلیغ علیه نظام»، «توهین به رییس جمهور»، «شرکت در اجتماعات غیرقانونی» و «تشویش اذهان عمومی» شده است.

علی جمالی، مسوول کمیته سیاسی این سازمان نیز، در محل کار خود بازداشت شده است. بنا به گفته شاهدان عینی، وی را از داخل ماشین شخصی‌اش ربوده‌اند و ماشین وی، با درهای باز، ساعت‌ها در خیابان  رها شده است.

علی جمالی نیز در روزهای اخیر، چندین بار به نهادهای امنیتی احضار و مورد بازجویی قرار گرفته بود. وی در این بازجویی‌ها تهدید شده بود که در صورت «اصلاح نکردن رویه»، بازداشت خواهد شد. گفتنی است پیش از این، سمیرا صدری، همسر علی جمالی، به دلیل فعالیت در سازمان دانش‌آموختگان از محل کار خود اخراج شده است. وی یکی از بستگان نزدیک داوود صدری، از جمله شهدای جنبش سبز است.

در همین ارتباط، «مصطفی خسروی»، یکی از اعضای سازمان ادوار، به «روز» گفت:»بازداشت این دو عضو سازمان ادوار از یک سو نشان دهنده تاثیرگذاری فعالیت‌های سازمان ادوار و سازمان‌های مشابه است و از دیگرسو، نشان دهنده آن است که نهادهای امنیتی، با نزدیک شدن به هر مناسبت خاص و احتمال برگزاری راه‌پیمایی توسط هواداران جنبش سبز، دچار سردرگمی می شوند.»

خسروی ادامه داد: «چند روز پیش، عده ای از اعضای سازمان ادوار قصد داشتند یک مراسم افطاری ساده در منزل عبدالله مومنی، سخنگوی دربند این سازمان برگزار کنند. این مراسم اما با فشار نهادهای امنیتی لغو شد. دوستان ما به همین دلیل تصمیم گرفتند مراسم کوچک‌تری در منزل احمد زیدآبادی، دبیرکل سازمان ادوار که از روز 23 خرداد سال گذشته، بدون مرخصی در زندان به سر می برد، برگزار کنند. اینک به نظر می رسد بازداشت این دوستان نیز بی ارتباط با این موضوع نباشد.»

با این حال مراسم افطاری دیشب در منزل احمد زیدآبادی و با حضور عده ای از اعضای سازمان ادوار برگزار شد. در این دیدار، همسر زیدآبادی، به توضیح وتشریح آخرین وضعیت این روزنامه نگاردر بند پرداخت.

برای دوام خانواده لایحه حمایت ازخانواده را از دستور خارج کنید

اوت 22, 2010

30 مرداد

زهرا رهنورد خواستار خروج لایحه حمایت از خانواده از دستور کار مجلس شد.  این استاد دانشگاه  در یادداشتی از نمایندگان خواست  بررسی این لایحه را به کارگروهی از زنان و مردان کارشناس و پیشرو بسپارند تا موارد اضطرار ی را تشخیص دهند.

به گزارش کلمه متن یادداشت زهرا رهنورد به شرح زیر است:

هم اکنون زنان نه تنها از تبعیض و از قوانین قیم مآبانه رنج می برند، که لایحه تخریب خانواده نیز بر مشکلات مالی و به طور خاص بر مشکلات زنان افزوده شده است. عشق، محبت، وفاداری بین دونفر، یک مرد،سرچشمه آرامش در خانواده و موجب پرورش فرزندانی سلیم النفس می شود.نکته فوق نه تنها توصیه روانشناسی خانواده بلکه علت وجودی خانواده است.با این تعبیر اگر انگلس مالکیت را منشا خانواده می دانست ما عشق و محبت بین یک زن و یک مرد را منشا خانواده می دانیم.حال سوال اینست که:در شرایط فعلی یعنی در روند دولت نهم و دهم که خانواده ها در چند سال اخیر به دلایل فقر اقتصادی و مسائل طبقاتی یا نابسامانی های سیاسی و اجتماعی و ضربات هولناک رفتار دیکتاتوری منشانه و تمامیت خواه در عرصه عمومی و با تهاجمات این شرایط بر عرصه خصوصی روبروست چرا دولت نهم لایحه به اصطلاح حمایت از خانواده و به زعم من و سایر معترضان لایحه انهدام خانواده را به مجلس داده است و متاسفانه به آن برچسب اسلامی نیز می زند تا این شبهه را در اذهان ایجاد کند که نهایت توصیه و سلیقه دین چند همسری است. و چرا مجلس در وضعیت بحرانی فعلی کشور لایحه مذکور را در دستور کار قرار داده است؟ (more…)

گفتگوی جرس با زهرا رهنورد

اوت 20, 2010
جرس: یکسال پس از جنبش سبز، زهرا رهنورد هنوز مثل روزهای اول، حرفهای تازه دارد؛ مسیر زندگی را از شاگردی دکتر شریعتی تا استادی دانشگاه، در جستجوی آزادی و آگاهی سپری کرده است. او می گوید اعتراض به انتخابات آغاز یک داستان بود که از اجرای کامل قانون اساسی آغاز می شود و به بررسی تغییر قانون می انجامد. در عین حال، نگران «جنگ طلبی» دولتی است که البته احتمال زیادی می دهد به علت بی کفایتی، سقوط کند. این دومین باری است که او به دعوت جرس برای گفتگو پاسخ می دهد.

ــ شما ومهندس موسوی از شاگردان دکتر شریعتي بوده اید. آیا آن اندیشه ها را هنوز در صحنه جامعه ایران ساری وجاری میدانید؟

من بسیار مدیونم به دکتر شریعتی و البته مدیونم به سایر متفکران جهان اسلام و متفکران برجسته در سطح بین المللی که بخشی از تحصیلاتم بوده است .

مطالعات اسلامی من با ایشان جهت پیدا کرد. الان بعد از سی وچند سال من به شما میگویم که اندیشه های دکتر شریعتی فراتر از زمان است. اندیشه های ایشان بیشتر انسانی و اخلاقی است .

یک تاثیر ایدلوژیکی در آستانه انقلاب داشت که برای همان زمان خودش بود وتمام شد ولی ابعاد دیگر اندیشه های ایشان هنوز ساری وجاری است وبیشتر از همه در عین هویت خواهی، مدرن و آزادیخواهانه است.

تفکر شریعتی یک تفکر عمیقا زیر و رو کننده نسبت به اسلام است. دکتر شریعتی گفت که شما باید ببینید وظیفه ما نسبت به آینده چیست؟ به ما گفت برگردید ببینید مشکل هویتی ما چیست؟ شریعتي در واقع نفی کننده سنت های ایستا بود؛ سنت هایی که باعث جمود یک ملت می شد. این یک نوع رهیافت مدرن بود. در این رهیافت شریعتی مارکسیسم را نگاه میکرد ،اگزیستانسیالیسم را نگاه و نقد می کرد. دمکراتها را می دید الجزایری ها را می دید. بعد با این نگاه وارد نگاه به اسلام می شد؛ او نمی گفت باید چه کنیم در واقع می گفت فقط نگاه کن! همین…

پس چون دکتر شریعتی یک قرائت مجدد از اسلام را به جامعه عرضه داشت، این نگاه در هر شرایطی می تواند دنبال شود. نواندیشی دینی فرایندیست که بخش مهمی از آن مدیون شریعتی است.

دکتر شریعتی بذر پاشید. این بذر در واقع امروز بین جوانان ومتفکران وجود دارد حتی روحانیون وحوزوی ها. تفکر دکتر شریعتی یک اندیشه فرایندی است و در هر شرایط نوعی دیده می شود.

ــ شما را به عنوان مشاوری تاثیر گذار برای مهندس موسوی می شناسند شما خودتان هم این تعریف وجایگاه را قبول دارید؟ (more…)

مهدی کروبی: پیروزی دیر یا زود از آن ملت بزرگ ایران خواهد بود

اوت 17, 2010

سحام نیوز 26 مرداد

حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب، بیان نمودند: ” در گذشته با وجود تمام بدی ها و زشتی ها که رژیم فاسد شاهنشاهی با خود داشت ولی حرمت انسان ها نگه داشته می شد .. مگر انقلاب و نظام به همین راحتی بدست آمده که عده ای تازه به دوران رسیده و سرمست قدرت بخواهند آنرا اینگونه به پرتگاه سقوط بکشانند؟! .. حرفه و تخصص آنان دروغ گویی و دروغ آفرینی شده است”

اگر می خواهید کدخدایی نیز بکنید نخست باید رعیت پروری را یاد بگیرد!

حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در دیدار با جوانان اصلاح طلب ضمن تبریک فرارسیدن ماه مبارک رمضان، افزودند: “با وجود آغاز ماه عزیز و پر رحمت رمضان، متاسفانه روز به روز شاهد افزایش فشارها بر مردم می باشیم. مشکلات معیشتی مردم کم نبود که در امور کفن و دفن و برگزاری مراسم های عزاداری مردم نیز دخالت می کنند که بنده بارها این موضوع را بیان نموده ام ولی گویی گوشی شنوا برای جلوگیری از برخوردهای عده ای مواجب بگیر وجود ندارد. در آخرین نمونه از این دست متاسفانه شاهدیم که اجازه برگزاری مراسم ختم آقای ططری را نیز ندادند در حالی که می دانیم ایشان یک بیسجی واقعی، جبهه رفته و مسوول بسیج عشایر و مورد قبول آنان بود ولی آقایان حتی برای چنین فردی نیز احترام قائل نیستند و از برگزاری مراسمش جلو گیری میکنند. “ (more…)

دیدار مهدی کروبی با خانواده حشمت الله طبرزدی

اوت 16, 2010

25مرداد

سحام نیوز: مهدی کروبی روز گذشته به دیدار خانواده حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار و از اعضای دفتر تحکیم وحدت رفت. در این دیدار همسر آقای طبرزدی با ابرازناراحتی از شرایط بد زندان رجائی شهر گفت: متاسفانه جدا از وضعیت بد این زندان و شرایط جسمی آقای طبرزدی، دوری این زندان از تهران شرایط را برای من و فرزندانم جهت ملاقات با ایشان بسیار سخت نموده است. همسر آقای طبرزدی در ادامه از نحوه برخورد ماموران امنیتی هنگام بازداشت ایشان گفت و افزود: متاسفانه ماموران امنیتی هیچ حرمتی برای برادر ۲شهید و خانواده اش قائل نشدند و ایشان را با شرایط بدی بازداشت نمودند و در شرایطی که ۸سال را در به دلیل فعالیت های سیاسی و مدنی در زندان و دور خانواده بوده، مجدداً روانه زندان کردند. (more…)

فرد يا نظام؟ مسئله اين است! بابک داد

اوت 15, 2010

24 مرداد

ما سال‌هاست گرفتار «بند نقش ايوانيم»، در حالی که اين «خانه از پای بست ويران است». يک‌بار برای هميشه بايد بنشينيم و خانه‌ای از نو و استوار بنا کنيم. اين کار هم بسيار سخت است، هم کلی هزينه و عوارض دارد. اما برای باقی عمر، ما و نسل‌های بعدی‌مان را از کابوس استبدادزدگی رهايی می‌بخشد و از اين دايره فروبسته‌ای که مدام دور باطل‌اش را از سر می‌گيريم، رهايی خواهد داد

از هر سو صدايی بلند است؛ عده ای خواهان عزل جنتی هستند. کسانی خواهان برکناری يا مرگ خامنه ای، عده ای برکناری احمدی نژاد را فرياد می زنند و … سئوال اين است: آيا مسئله ايران با رفتن اين اشخاص حل خواهد شد؟ جواب را حتما» می دانيد. اين نوشته به بررسی چرايی اين جواب واضح می پردازد. (more…)

نامه ششم (و به گفته خودش آخر) محمد نوری‌زاد به رهبر

اوت 15, 2010

24 مرداد

مرگ، بی‌گمان سر خواهد رسید، و ما را و شما را به کام خود فرو خواهد کشید. جنازه‌ی ما را که ناشناس و بی‌کس و کاریم، با شتاب، به آغوش سرد گور می‌سپرند، و جنازه‌ی شما را که معروف عالمید، مردمان بی‌شمار، بر سر دست می‌برند و اشک‌ریزان و بر سر زنان، جلوی چشم صدها دوربین و صدها خبرنگار و صدها میهمان خارجی، در آرامگاه ابدی‌تان می‌نهند. مزار ما، گذرگاه باد و باران و محل تابش آفتاب داغ می‌شود، و مزار شما، با گنبد و بارگاهی مجلل، با تالارها و شبستان‌ها و رواق‌ها و صحن‌ها و هتل‌ها و دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه، و با فروشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و بوستان‌هایی پر از گل و گیاه، آذین خواهد یافت.

ما، که غریب و گم‌گشته‌ایم، زود از خاطره‌ها محو خواهیم شد، شما اما، که از سامان‌دهندگان بخش‌هایی از تاریخ این سرزمین‌اید، تا روزگاران دراز بر سر زبان‌ها خواهید بود. با هر آنچه که ما نخواهیم داشت، و با همه‌ی آنچه که شما خواهید داشت، یک سرنوشت مشترک، ما را و شما را به هم پیوند می‌زند. و آن: پوسیدن و خوراک مار و مور شدن جسم‌هایمان، و پاسخ‌گویی به رفتار و اعمال دنیاوی‌مان در سرای باقی است. و باز این که: ترازوی دقیق و مویین خدا، به یک جهش، تکلیف خرد و کلان ما بی‌نشانان را مشخص می‌کند، و تعیین تکلیف شما، به خاطر مسئولیت‌های فراوانتان به درازا خواهد کشید. (more…)

قتل فجیع یک زندانی در زیر شکنجه در سلولهای انفرادی

اوت 13, 2010

22مرداد:

چاپ ارسال به دوست
نگارش یافته توسط ک
بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران» یکی از زندانیان سلولهای انفرادی بند 1 زندان گوهردشت در اثر شکنجه های وحشیانه به قتل رسید.
روز چهارشنبه 20 مرداد ماه زندانی حسن قشقایی 35 ساله پس از بازگشت از دادگاه و انتقال او به سلولهای انفرادی معروف به سگدونی مورد وحشیانه ترین شکنجه های پاسداربندها قرار می گیرد. او در حالی که دستان و پاهایش با دست بند و پابند بسته شده بود و چشمانش چشم بند زده شده بود مدت طولانی مورد شکنجه قرار می گیرد که به کما فرو می رود و بعد از چند ساعت به قتل رسانده می شود. (more…)

جبهه مشارکت :رسیدگی به پرونده کودتای انتخاباتی را به دیوان عالی کشور ارجاع دهید

اوت 13, 2010

22 مرداد:

جبهه مشارکت ایران اسلامی با انتشار نامه ای خطاب به صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه از وی درخواست کرده است دیوان عالی کشور را را مامور رسیدگی به کودتای انتخاباتی سال گذشته که سردار مشفق نیز بر آن صحه گذاشته است بنماید.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی نوروز متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

آیت الله آقای حاج شیخ صادق لاریجانی

رئیس محترم قوّه قضائّیه

با سلام و احترام

انتشار گسترده نوار سخنرانی سردار مشفق از فرماندهان ارشد قرارگاه ثارالله، پرده از کودتای انتخاباتی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برداشت و صحّت ادّعای رهبران جنبش سبز را در مورد مهندسی این انتخابات به اثبات رساند.

این فرد که بی پروا ، مست از قدرت و جاهلانه از سازماندهی کودتا صحبت می کند صریحا به ارتکاب اعمالی اعتراف می کند که در همه مکاتب سیاسی جهان نامی جز کودتا نمی توان بر آن نهاد.

وی ضمن اعتراف به برنامه ریزی گسترده در ستاد کودتا که جا به جا با اصطلاح «ما » از آن یاد می کند چگونگی اقدامات این ستاد را برای پیروزی بدون قید و شرط و به هر قیمت آقای احمدی نژاد به عنوان نامزد رهبری تشریح می کند و با توضیح اقدامات فرقه خود برای از میدان به در کردن همه، حتی نامزدهای جناح راست، به خوبی نشان می دهد که این ستاد از ماهها قبل از انتخابات ریاست جمهوری کار خود را آغاز کرده بوده است ، و جالب تر آنکه رسما به فعّالیّت ضدّ قانونی خود و دوستانش در انتخابات مجلس هشتم نیز اعتراف می کند.همه این اظهارات مشخص می کند که جریانی انحرافی از سالها قبل در درون حساس ترین نهادهای کشور شکل گرفته است که هدفی جز براندازی نظام جمهوری اسلامی ندارد. عمق فاجعه و اوج انحراف این فرقه نظامی-امنیتی آنجا روشن می شود که جز مقام رهبری هیچکس و هیچ جریانی در جمهوری اسلامی از هر جناحی و حتی شخص امام راحل از هتاکی،دروغ زنی و افترائات این فرقه در امان نمانده است.

این سردار سپاه به صراحت و با افتخار چگونگی سوء استفاده از همه مقدّسات و لگد مال کردن قانون را توضیح می دهد و انجام همه این جرائم را برای تحقق خواست بزرگان و با رضایت و اطلاع آنها اعلام می کند.

اینک قوه قضائیه در آزمونی بزرگ و فیصله بخش قرار گرفته است. یا شجاعانه با این انحراف بزرگ برخورد می کند و جمهوری اسلامی را نجات می دهد و یا خدای ناکرده با اهمال و تحت فشار قدرت حاکم در سقوط همه آرمانهایی که ملت برای آن خون دادند شریک جرم کودتاگران می شود.

آقای لاریجانی!

در برخورد با این انحراف، یک قوه قضاییه مستقل و عدل گستر و خداترس چه باید بکند؟

جبهه مشارکت ایران اسلامی از شما در خواست اقدامات زیر را دارد:

1- اینک که معلوم شده است فردی که به نام رئیس جمهور معرفی شده است در یک فرایند کودتا (و نه فقط تقلب) به این جایگاه رسیده است و هیچ مشروعیّت قانونی و شرعی ندارد. بر شما است تا با احاله موضوع به دیوان عالی کشور، خواستار رسیدگی به این امر شوید.جا دارد همین جا از برادر محترم شما ، رئیس قوه مقننه هم بخواهیم به وظیفه قانونی خود در بررسی صلاحیت این فرد اهتمام کنند.هرچند با این اعتراف بی نقص و شرح دقیق کودتا از زبان کودتا گران خود به خود عزل است.

2- اینک که یکی از افراد کودتا رسما و علنا خود را معرفی کرده است، بر قوّه قضائیّه است تا با شناسایی همه اعضای ستاد کودتا دست اندر کاران این افتضاح تاریخی را به دست قانون بسپارد.

3- در سخنان این فرد، چگونگی همکاری بخشی از دست اندرکاران قوه قضائیه روشن است. لازم است مشارکت در جرم همه این افرادِ شناخته شده بررسی شود و آنان برای این منظور از سمتهای قضایی تعلیق و به دادسرای انتظامی قضات معرّفی شوند.

4- از آنجا که صریحا اعتراف می شود که همه اقدامات قضایی پس از انتخابات مانند دستگیری ها، بازجوئی ها ، محاکمات و احتمالا صدور احکام در یک سناریوی از قبل طراحی شده به اجرا در آمده است، طبعا هیچیک از این احکام حجیّت نداشته و از درجه اعتبار ساقط است. بر شما است تا با توقف اجرای این احکام سریعا دستور ازادی همه اسیران در بند را صادر کنید.

5- با این اعترافات روشن است تمام الزامات و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی که در طول یک سال گذشته به اجرا در آمده است، اقدامات مجرمانه این فرقه بوده است و باید لغو شوند. از جمله آن اقدامات، منع غیر قانونی فعالیت احزاب و تشکلها، توقیف وتعطیلی مطبوعات و تحدید بی سابقه آنها، تعلیق تعداد زیادی از دانشجویان و اساتید دانشگاه ها،تعطیلی اجتماعات (حتی مراسم عروسی و عزا) و در یک کلمه محو همه آزادیهای مدنی مصرح در قانون اساسی و قوانین موضوعه هستند که باید متوقف و بلا اثر شوند.

6- با نهایت تعجب، شاکیان سردار مشفق تحت فشار عجیب نیروهای ستاد فوق الذکر قرار گرفته اند و تهدید به انواع برخوردها می شوند. این نشان می دهد که قوه قضائیه در برابر این کودتاگران، مرعوب و دست بسته است و این امر با آن همه ادعای استقلال تنافی دارد. مردم ایران در انتظار هستند تا یکبار دیگر این ادعا را در بوته آزمایش قرار دهند.

آقای لاریجانی،

باور کنید اگر این ریشه خشک نشود هیچ انسان سالم و دلسوزی مجال خدمت پیدا نخواهد کرد ، و این قوم به هیچکس رحم نخواهند کرد.تا دیر نشده است برای حفظ نظام اقدام کنید. اگربر این کار توانایی ندارید، دامن قوه قضائیه را از این پلشتی بیرون بکشید و پاک کنید. اگر در این حد هم توانایی ندارید بدانید که این شتر بر درگاه شما هم خواهد خوابید پس حداقل به فکر آخرت خود باشید و کناره گیری نمائید.

اتّقوا فتنه لا تصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصّه

جبهه مشارکت ایران اسلامی

22/5/89

رونوشت:

آیت الله آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس محترم مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام

جناب آقای دکتر علی لاریجانی، رئیس محترم مجلس شورای اسلامی

رهبری میخواهیم آتش فشان نه آتش نشان! (دوراندیش)

اوت 12, 2010

ابتدا این توضیح را لازم میدانم که به دلیلی که خواهد آمد نقش موسوی و کروبی و سایر اصلاح طلبان را در انقلاب دموکراتیکی که در کشور ما در جریان است مجموعا مثبت ارزیابی میکنم و از زمره مخالفانی نیستم که قدر ناشناسانه نقش آنان را به هیچ تقلیل میدهند . این را در مقالات دیگرم نیز با ذکر دلایل کافی بیان کرده ام . اما در عین حال معتقدم که انتقاد دوستانه برای اصلاح اشتباهاتی که در هدایت و رهبری یک انقلاب پیش می آید لازم است .

گاهی اوقات رهبران یک جنبش به جای آن که موتور محرک آن شوند در نقش ترمز آن جنبش عمل میکنند . شاید یکی از بهترین نمونه های این اشتباه را بتوان دوران هشت ساله ریاست جمهوری خاتمی دانست که به سرخوردگی و نا امیدی اکثریت قشر جوان و متحول ما و شاید یک نسل از جوانان ما منجر شد و همه پشیمانیم که چگونه فرصتی به آن بزرگی را از دست دادیم . اما حال با جنبش سبز و نقش  موسوی و کروبی در آن روبرو هستیم .  من معتقدم که موسوی و کروبی ، و بیشتر موسوی ، اغلب  در نقش آتش نشان انقلاب سبزعمل کرده اند تا آتش فشان آن . موسوی همیشه سعی کرده آتشفشان  شور و اشتیاق انقلابی جوانان پرشور را خاموش کند . جوانانی که حاضرند همچون همه نهضتهای گذشته ایران جان خود را در راه آزادی ایران فدا کنند و آتش فشانی از شور و مبارزه و عمل انقلابی هستند. اصلاح طلبان این جوانان را از مبارزه و هزینه دادن در راه مبارزه میترسانند . اما میدانیم که بدون فداکاری و هزینه دادن، به خصوص وقتی که درگیر مبارزه با یک جمهوری خونریز همچون جمهوری اسلامی هستیم، آزادی به دست نمی آید. این حقیقت تلخی است که انقلابیون در گذر تاریخ و در گیرودار مبارزات انقلابی آن را پذیرفته اند و قبول دارند و معهذا با قبول کشته و قربانی دادن وارد مبارزه میشوند . نقش رهبر مناسب در یک مبارزه انقلابی آن نیست که مردم را از مبارزه حتی تا پای جان دادن و قربانی شدن در راه بهروزی نسلهای آینده (در صورتی که لزوم آن پیش آید)بترساند . خیر ، یک رهبر انقلابی  باید مردم را تشویق کند که وارد مبارزه شوند ، نترسند و البته در عین حال سعی کنند با کمترین هزینه به پیروزی برسند . یک رهبر نباید از ترس اینکه خون از بینی کسی جاری شود همه را خانه نشین کند. از قدیم گفته اند هرکه را طاووس خواهد جور هندستان کشد .

جنبش سبز در مقطع فعلی  قبول دارد که موسوی و کروبی نزدیکترین مقام را به آنچه رهبری جنبش میشود نامیدش دارند. چون حکومت نمیتواند به آنان دست بزند و هنوز با وجود همه حملات «محرم» هستند و غیر قابل تعرض . متشکر هم هستیم که زیر سایه حمایت آنان نهال ضعیف و نوپای جنبش سبز توانست سر برکشد و کودتاچیان سرباز امام زمان نتوانستند آن را از ریشه برکنند و اکنون انقلاب ما میرود که به درختی تناور تبدیل شود که دیگر با تبر هم نمیتوان آن را سرنگون ساخت  . دیر یا زود جنبش سبز جمهوری اسلامی را سرنگون خواهد کرد و لی مسئله همان دیر یا زود است .

شاید اگر موسوی و کروبی در نقش آتش نشان عمل نکرده بودند بلکه خود نیز آتشفشان شده بودند و این آتش شو ر وشوق انقلابی را ماهرانه به سمت دیکتاتور نشانه رفته بودند مطمئنا اکنون از احمدی و خامنه ای اثری باقی نمانده بود . همان روزهای خرداد 88که توده های ملیونی مردم در خیابان بودند باید از آنان میخواستند که به تظاهرات خود ادامه دهند و سپس تظاهرات را به تحصن و اعتصاب تبدیل میکردند ولی آنان چه کردند ؟ مظلومانه پشت در های بسته  وزارت کشور منتظر صدور مجوز تظاهرات ماندند . هر کودک کلاس اول رفته دبستان میدانست که این وزارت کشور مجوز بده نبود و آنها هم چون مجوز صادر نشد مکررا مردم را دعوت کردند در خانه بنشینند تا انجا که آتش شور و شوق انقلابی  فروکش کرد . نمونه اخیراین اقدامات آتش نشانانه  را میتوان در واکنش کلی آنان به اعتصاب غذای زندانیان دلیر و مظلوم نیز مشاهده کرد. موسوی در عین اینکه از آنان خواست دست از اعتصاب شویند ( که همان خواست جمهوری اسلامی نیز بود) ولی میتوانست در کنارش برای حمایت از آنان به اعتصاب بپیوندد و از مردم بخواهد در یک یا چند روز به صورت سراسری در سراسر ایران و در خارج از کشور در این اعتصاب غذا به صورت نمادین شرکت کنند . بدون شک تاثیر اعتصاب با این همراهی مردم صد چندان میشد ولی صد افسوس .

به هرحال باید موسوی و کروبی را همانطور که هستند شناخت و انتظار بیش از آنجه میتواننند باشند از ایشان نداشت . موسوی و کروبی نمیخواهند به اصل نظام لطمه بخورد . آنها خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیستند . آنها حتی ولایت فقیه را قبول دارند و متوجه این تضاد و دوگانگی نیستند که باوجود ولایت فقیه دموکراسی در ایران محال است . آنها میخواهند یک امر محال را ممکن کنند و بین دو خط متضاد هماهنگی ایجاد کنند . ضمنا مسئله گذشته آنان نیز مطرح است . آنها هر دو در دهه خونین شضت در راس امور بودند و نیک میدانند و مشاورانشان  هم بارها به آنان تذکر داده اند  که اگر این حکومت سرنگون شود یکی از اقدامات دولت دموکرات آینده ایران تشکیل دادگاههای حقیقت یاب برای رسیدگی به جنایات خونین سی ساله اخیر خواهد بود و یقینا این امر گریبان  آنان رانیز خواهد گرفت . معلوم است که آنها حاضر نیستند خود را در یک دادگاه عدالت خلق تسلیم دادخواهی هزاران قربانی حکومت اسلامی کنند.

تاکید میکنم این همه دلیل بر نفی آنان نیست . موسوی خیلی بهتر از خاتمی ایستاد و اگر او نبود اصلا جنبش سبزی وجود نداشت و احمدی نژاد اکنون  چهار نعل میتاخت . به خاطر وجود موسوی است که جنبش سبز به وجود آمد و هویت گرفت و اکنون به مرحله ای رسیده که میتواند مستقل از موسوی نیز به حیات خود ادامه دهد.  به نظر من هنوز هم رهبری آنان برای محافظت نهال سبز از ضربات تبر دیکتاتوری لازم است ولی در عین حال جنبش باید استقلال بیشتری از خود نشان دهد . جنبش باید یک رهبری مخفی داخلی و یک هسته رهبری خارج از کشور داشته باشد که عنان اعتصاب و تحصن را در دست بگیرد و آن را فارغ از تزلزلها و دغدغه های اصلاح طلبان هدایت کند . رهبریی که پایی در گذشته ندارد بلکه همه اش در آینده است و گذشته ای ندارد که در دادگاه داوری خلق کم می آورد . رهبریی که دغدغه حفظ ولایت فقیه و قانون اساسی را ندارد و میتواند بدون وابستگیهای ایدئولوژیک همراه و هم خط با خواست توده مردم حرکت کند.

در یک کلام رهبری میخواهیم آتش فشان نه آتش نشان .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»

پایان اعتصاب غذا با پیام خطاب به ملت

اوت 10, 2010

کلمه: پانزده زندانی سیاسی درشانزدهمین روز اعتصاب غذای خود، پس از دریافت پیام های همراهان جنبش سبز، فعالان سیاسی و کنشگران مدنی و دیگر اقشار مردم که نگران سلامت آنها بودند، اعتصاب غذای خود را شکستند.

آنها پیامی کوتاه ازداخل اوین خطاب به مردم ایران نوشته اند .

متن این پیام که توسط یاران گمنام جنبش سبز دراوین در اختیار کلمه قرار گرفته است، به این شرح است :

مردم آزاده ایران

«ما همچنان برخواسته های بر حق خود که حقوق انسانی و اولیه یک زندانی است پافشاری می کنیم و با شما عهد می بندیم به مبارزه خود برای تحقق کامل حقوق قانونی همه زندانیان که بخشی از حقوق ملت است ،ادامه بدهیم.

ما اینک به احترام همراه بزرگ جنبش سبز میرحسین موسوی و دیگر شخصیت های جنبش مهدی کروبی، آیت الله بیات زنجانی، زهرا رهنورد، عبدالله نوری، عزت الله سحابی، احمد صدر حاج سیدجوادی، حبیب الله پیمان، ابراهیم یزدی و … تک تک یاران جنبش سبز به اعتصاب غذای خود پایان می دهیم .»

ما امیدواریم دادستان تهران و دیگر مسوولان به وعده های خود مبنی بر تحقق خواسته های پنج گانه ما عمل کنند .آزادی بابک بردبار را ما به عنوان نشانه ای از عزم دادستان تهران در تحقق سایر خواسته های قانونی و برحق خود پذیرفتیم و امیدواریم همچنان که نمایندگان دادستان به ما گفته اند ضمن برخورد قانونی با ماموران خاطی که به زندانیان سیاسی توهین کرده اند ،حقوق مندرج در آیین نامه سازمان زندانها را هرچه زودتر اجرایی کنند.»

ما از پشتیبانی رهبران جنبش سبز، احزاب و گروههای سیاسی ،رسانه ها،کنشگران سیاسی و اجتماعی، دانشجویان، روزنامه نگاران و همه کسانی که در داخل و خارج از کشور در این مدت صدای ما و خانواده مبارزمان را به گوش ایران و جهان رسانده اند ،قدردانی می کنیم .”

هجدهم مردادماه ۱۳۸۹

زندان اوین –بند ۲۴۰

اعتصاب غذا و موضع صحیح جنبش سبز (دوراندیش)

اوت 8, 2010

زندانیان سیاسی  قهرمان ما تصمیم گرفته اند برای داشتن شرایط بهتر در زندان و همچنین در جهت هدف گسترده تر آزادی و دموکراسی در ایران دست به اعتصاب غذایی شجاعانه بزنند. روش برخورد جنبش سبز با این اعتصاب چگونه باید باشد ؟

بعضیها از آنان خواسته اند اعتصاب خود را بشکنند. این خواسته بدی نیست ولی باید دانست که  این قهرمانان به زور و زیر فشار دیگران دست به اعتصاب نزده اند . این تصمیم آگاهانه خود این زندانیان است برای اینکه به هدفهای خود دست یابند و برای اینکه فشار و سرکوب و شکنجه در زندان کاسته شود. در مبارزه مسالمت آمیز اعتصاب غذا یکی از حربه های بسیار موثر مبارزان است و در سراسر جهان در شرایط مختلف به کار گرفته میشود . بهترین نمونه آن اعتصاب غذاهای مبارزان استقلال طلب هند است . ما نمونه گاندی را داریم که چندین بار در زندان انگلیس دست به اعتصاب غذاهایی زد که او را تا سرحد مرگ رساند . در طی این اعتصابها سایر رهبران جنبش استقلال طلب ، افرادی همچون نهرو بارها از او میخواستند که اعتصاب خود را بشکند زیرا نهضت هند به زنده او بیش از مرده اش احتیاج دارد ولی گاندی با آگاهی کامل نسبت به تصمیم خود اعتصاب را ادامه میداد و هر بار هم سرانجام به خواسته های خود میرسید . دولت انگلیس میدانست که اعتصاب غذای او اگر نتایج جدی و بدی به بار آورد ملیونها هندی را به خیابانها خواهد کشید و به همین دلیل سرانجام عقب نشینی میکرد . او همیشه میگفت حتی اگر من بر اثر اعتصاب غذا از دنیا بروم سرمشق و نمونه ای میشوم برای مردم کشورم تا آنان نیز قهرمانانه از جان خود برای آزادی هند بگذرند. نمونه دیگر آن اعتصاب غذای مبارزان ایرلندی در زندان انگلیس در ایرلند شمالی است که یکی از آنان که سرانجام به علت اعتصاب فوت کرد بابی ساندز است که یک قهرمان ملی کاتولیکهای ایرلند و سرمشقی در شجاعت و دلیری است . باید در نظر داشت که گاه درخواست از این زندانیان برای شکست اعتصاب در واقع آب به آسیاب دشمن ریختن است زیرا دیکتاتور از هیچ چیز بیشتر از اعتصاب غذای این زندانیان نمیترسد و میبینیم که با انواع روشهای ارعاب و سرکوب سعی در شکستن اعتصاب آنان دارد ، آیا ما هم میخواهیم همراه و همگام با دیکتاتور شویم؟

نکته دیگری که باید ذکر شود این است که  که جنبش سبز در داخل جامعه در ماههای اخیر دچار خمودی وسردی شده است و این اعتصاب غذای شجاعانه  میتواند اهرمی برای حرکت مجدد جنبش و بردن پیام زندانیان مظلوم ما بین توده مردم باشد. اگر زندانیان ما تصمیم بر ادامه اعتصاب شجاعانه خود داشته باشند رزمندگان جنبش سبز در خارج از زندان به صورتهای مختلف میتوانند بر تاثیر بخشی این اعتصاب بیفزایند :

  1. تبلیغ در سطح بین المللی در مورد مظلومیت این زندانیان و اعتصاب آنان . موضوع اعتصاب همیشه همدردی ملتهای دیگر را بر می انگیزد و بر دیکتاتوری و خشونت جمهوری اسلامی تاکیدی بیشتر میگذارد.همانگونه که جهان اعتصاب غذای گاندی یا زندانیان سیاسی ایرلند شمالی رو روز به روز دنبال میکرد این امر میتواند در مورد زندانیان ما نیز رخ دهد . گسترش اخبار این اعتصاب تاثیری شگرف بر گسترش آگاهی جهانی در مورد ظلم و ستم جمهوری اسلامی خواهد داشت
  2. همراهی با زندانیان در برگزاری اعتصاب غذا در خارج از زندان ، در دانشگاهها و ادارات و کارخانجات و توسط ایرانیان خارج از کشور
  3. درخواست از جمهوری اسلامی برای آزادی این زندانیان

همیشه باید در نظر داشته باشیم که این دلاوران با آگاهی کامل و قبول همه مخاطرات دست به اعتصا ب زده اند . درخواست از آنان برای شکستن اعتصاب بد نیست ولی همراهی با آنان در این اعتصاب نیز بخشی از مبارزه آزادیخواهانه ملت ایران به شمار میرود. هر ملتی به اسطوره و سرمشق مقاومت احتیاج دارد و این قهرمانان با این اقدام دلیرانه خود اسطوره های مبارزه سبز و سرمشق سایر جوانان ما در مبارزه مسالمت آمیز با دیکتاتوری خامنه ای هستند .

«پیروزی نزدیک است»

«دوراندیش»


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: