Posts Tagged ‘هاشمی’

هاشمی بی غیرت تر است یا روح الامینی ؟

مارس 11, 2011

نظرخواهی : پسر روح الامینی را زیر شکنجه کشتند و رفت به پابوس رهبر و با بی غیرتی تمام در صف رهبر ماند . به دختر هاشمی گفتند فاحشه و جلوی خانه اش فحش خواهر مادر به جانش کشیدند و بعد با لگد از مجلس خبرگان انداختندش بیرون و با این همه همین دوهفته پبش فتنه را محکوم کرد و گفت همه باید از رهبری پیروی کنیم . به نظر شما کدامیک از این دو بی غیرت ترند و لقب بی غیرت ترین سیاستمدار سده های اخیر ایران را به خود اخصاص میدهند .

Advertisements

حکومتی که پایان عمرش نزدیک شده باشد به «خودخوری » می افتد

مارس 4, 2011

موسوی و کروبی رفتند . هاشمی نیز دارد میرود . همه اطرافیان خامنه ای یکی پس از دیگری سقوط میکنند . حکومت جمهوری اسلامی واقعا به خود خوری افتاده . پاره های تن خودش را با دندان میکند و دور می اندازد . خود را به دست خود میزند و مجروح میکند . قمه را برداشته و به جان خود افتاده  و بدن خود را شرحه شرحه میکند .  جلوی این کار را نیز نمتیواند بگیرد . موریانه خودخوری به جان حکومت افتاده و کم کم تا بالاترین مقامات حکومت نیز خواهد رسید . خامنه ای نیز باید منتظر باشد تا دیر یا زود حسابش را برسند .

«دوراندیش»

ای کشته که را کشتی تا کشته شدی زار ، سقوط خاندان هاشمی

مارس 4, 2011

پسر هاشمی هم از ریاست مترو استعفا داد . آقای هاشمی ، آنوقت که جیک جیک مستانت بود ، یاد زمستانت نبود؟ آقای هاشمی ، دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد . همه دیکتاتورها دیر یا زود سقوط میکنند .آنگاه که دستور کشتار مخالفان حکومت در خارج از ایران را صادر میکردی ، هزاران نفر را در زندان اوین تیرباران میکردی ، جنگ با عراق را بیهوده هشت سال طول میدادی ، به فکر این روزها بودی ؟ آن موقع که ملیاردها دلار از ثروت مملکت را خودت و بچه هایت به جیب میزدند هیچ فکر میکردی روزی به آخر خط خواهی رسید طوری که  دخترت را در یک امامزاده فاحشه بنامند و فیلمش را روی اینترنت بگذارند ، جلوی در کاخت شعار مرگ بر هاشمی سر دهند و رقیب برایت در ریاست مجلس خبرگان بتراشند ؟ حالا بردار دستمال را و دائم از ذکاوت و بصیرت رهبر تعریف کن و بر فتنه بتاز . آب رفته به جوی باز نمیگردد . بر تو نیز همان رفت که دیر یا زود بر خامنه ای و احمدی نژاد خواهد رفت ، که بر مبارک و بن علی و شاه و قذافی و چائوشسکو رفت .

«پیروزی ملت ایران بر دیکتاتورها نزدیک است »

«دوراندیش»

اکبر گنجی در پاسخ به تاج زاده : نقش آیت الله خمینی در سرکوب مخالفین

ژوئن 19, 2010

نامه بسیار مهم اکبر گنجی به  تاج زاده ، خواندن این نامه را برای آشنایی با گوشه هایی از تاریخ جمهوری اسلامی و نقش خمینی در کشتارها و سرکوبهای دهه سیاه شصت را به همه دوستان توصیه میکنیم :

از سایت روز آنلاین :

مصطفی تاج زاده شجاعت عملی را با شجاعت نظری آمیخته و حاصلی پدید آورده به نام «پدر، مادر، ما باز هم متهمیم» [۱]. شجاعت نظری یعنی روشنگری، یعنی جرأت اندیشیدن داشتن، و بیرون آمدن از دوران طفولیت و تقلید و مرید بودن(رأی کانت). شجاعت نظری مهمتر از شجاعت عملی و تحمل زندان و شکنجه است. برای این که رویارویی منتقدانه با باورهای پیشین خود، شرط لازم این نوع شجاعت است. اگر باورها و اندیشه های فرد یکی از مهمترین ارکان هویت او باشند، شجاعت نظری یعنی ساختن هویت خود از طریق تغییر و نفی دائمی، و دود کردن و به هوا فرستادن هر آنچه سفت و سخت است.
تاج زاده نوشته است: «همه ی ما در آن دوره [دهه ی اول انقلاب] خطاهای جدی داشتیم… خطای ما این بود که در مقابل برخی رفتارهای دادگاه های انقلاب موضع نگرفتیم… [حاکمان فعلی می خواهند] استثناهای دهه ی اول انقلاب را به قاعده تبدیل سازند. واضح ‌تر بگویم، سکوت تأیید‌آمیز درباره ی نحوه ی محاکمات دادگاه انقلاب خطای ما بود… اعتراف می ‌کنم که اگر در زمان خود در مقابل مواجهه ی نادرست با آیت‌الله شریعتمداری و برای حفظ حریم مرجعیت اعتراض می ‌کردیم، کار به جایی نمی‌ رسید که امروز حرمت مراجع و عالمانی همچون مرحوم آیت‌الله منتظری و حضرات آقایان وحید خراسانی، موسوی اردبیلی، صانعی، بیات زنجانی، دستغیب شیرازی، طاهری اصفهانی، جوادی آملی و… حتی در صدا و سیما مورد تعرض قرار گیرد و کار به جایی برسد که حتی بیت و نوه امام و حسینیه و مرقد ایشان و نیز آرامگاه مرحومان صدوقی و خاتمی از تعرض مصون نماند… باید از برخوردهای ناصوابی که با مهندس بازرگان و دکتر سحابی صورت گرفت، عذر خواست و نیز باید از همه سیاسیونی که خواهان فعالیت قانونی بودند و حقوقشان به بهانه‌های مختلف نقض شد، پوزش طلبید… انتقال صفحات درخشان تجربه ی بزرگ نسل انقلاب به نسل کنونی، هنگامی میسر است که تکلیفمان را با لکه‌های تاریک تاریخ خودمان مشخص کنیم».
تاج زاده سرکوب ها و زندان ها و شکنجه های دهه ی اول انقلاب (دوران آیت الله خمینی) را «استثنا» قلمداد می کند که در دوران آیت الله خامنه ای می رود تا به قاعده و رویه تبدیل شود. این نوعی تحلیل ایدئولوژیک است که در تعارض با واقعیت قرار دارد. سرکوب های دهه ی اول انقلاب، برنامه ریزی شده، سازمان یافته و بسیار گسترده بود. بدترین دوران زندان های جمهوری اسلامی، زندان های دهه ی اول انقلاب است که بدترین نوع شکنجه ها در آن اعمال می شد. قتل عام تابستان ۱٣۶۷ که با حکم آیت الله خمینی صورت گرفت، مطابق معیارهای دیوان بین المللی کیفری، «جنایت علیه بشریت» به شمار می آید. منتها شانس رهبران جمهوری اسلامی این است که این دادگاه نمی تواند به جرائم قبل از سال ۲۰۰۲ رسیدگی کند. شانس دیگر انها این است که ایران (همچون اسرائیل و آمریکا) عضو دیوان نیست و دیوان بدون تصویب شورای امنیت سازمان ملل نمی تواند به پرونده ی ایران رسیدگی کند. شانس سوم رهبران خودکامه ی رژیم این است که اعضای شورای امنیت سازمان ملل (خصوصا آمریکا که نمی خواهد پای نظامیانش به این دادگاه باز شود) علاقه یی به حقوق بشر و رسیدگی به جرم جنایت علیه بشریت ندارند. با اندکی اغراق می توان مدعی شد که وضعیت زندانیان سیاسی در زندان های امروز ایران در مقایسه ی با دهه ی اول، وضعیت زندگی در بهشت در برابر اسارت در جهنم است. چه کسی نمی داند که آیت الله خمینی آمر جنایت علیه بشریت (قتل عام تابستان ۱٣۶۷) بود؟ او بود که به صراحت تمام به ستاد انقلاب فرهنگی دستور داد که از ادامه ی تحصیل دانشجویان مارکسیست ممانعت به عمل آورند و دانشگاه ها را از اساتید دگراندیش تصفیه کنند.

دو قرائت

سخنان مصطفی تاج زاده درباره ی آیت الله خمینی را دوگونه می توان قرائت کرد. اول- وی به دنبال این است تا دامن آیت الله خمینی را از آن خطاها و نامردمی ها و جنایات پاک کند. دوم- نوشتار وی پذیرش نقش آیت الله خمینی در آن چیزی است که او خطاهای هولناک و لکه های تاریک می خواند، منتها به صورت سربسته تا مریدان را نترساند.

تاج زاده به طور مشخص به برخورد با مراجع تقلید اشاره می کند و می گوید ما باید از ابتدا در مقابل آن شیوه ها می ایستادیم. در دو قرائت یاد شده، ایستادن، دو معنای متفاوت خواهد داشت. مطابق اولی، ایستادن در مقابل استثناهایی است که برخلاف میل آیت الله خمینی صورت گرفت. مطابق دومی، ایستادن معنایی جز مخالفت با شیوه های زمامداری آیت الله خمینی نخواهد داشت. چه کسی جز آیت الله خمینی در پشت آن نوع رفتار با آیت الله شریعتمداری قرار داشت؟ مگر بدون اذن او کسی جرئت چنان رفتاری را با یک مرجع تقلید می توانست به تصور درآورد؟ آیت الله منتظری در این خصوص گفته است:

«روزی آقای حاج احمد آقا در قم به منزل ما آمد و در حالی که آقای سید هادی نیز حضور داشت به نحو تهدیدآمیز گفت: «امشب قطب زاده در تلویزیون مطالبی را راجع به آقای شریعتمداری می گوید، شما مواظب باشید حرفی نزنید و چیزی نگویید». بعدً شب مصاحبه آقای قطب زاده از تلویزیون پخش شد و در این راستا بود که به سراغ آقای شریعتمداری رفتند، و من از صحت و سقم قضایا بی اطلاع بوده و هستم. بعداً شنیدم آقای حاج احمد آقا در زندان سراغ آقای قطب زاده رفته و به او گفته است: شما مصلحتاً این مطالب را بگویید و اقرار کنید و بعد امام شما را عفو می کند، ولی بالاخره او را اعدام کردند. و باز بعدها از طریق موثقی شنیدم که جریان ریختن مواد منفجره در چاه نزدیک محل سکونت مرحوم امام به کلی جعلی است و واقعیت نداشته است و منظور فقط پرونده سازی برای مرحوم آقای شریعتمداری بوده است» [۲]. (more…)

حمله شبانه عوامل ناشناس به دفتر فائزه هاشمی

مه 30, 2010

جــرس: در ادامه حملات دامنه دارِ لباس شخصی های حامی دولت و همچنین عوامل نهادهای امنیتی و شبه نظامی به خانواده و نزدیکانِ آیت الله هاشمی رفسنجانی، دفتر فائزه هاشمی مورد حمله و تخریب عوامل ناشناس قرار گرفت.
به گزارش منابع نزدیک به خانواده هاشمی، این حمله شامگاه دیشب یا سحرگاه امروز، به فدراسیون اسلامی ورزش زنان صورت گرفته و تخریب زیادی نیز انجام پذیرفته است.
خبرهای تکمیلی یا موضع گیری های احتمالی، متعاقبا ارسال می گردد.
طی روزهای اخیر، دفتر مرکزی دانشگاه آزاد اسلامی، که آیت الله هاشمی رفسنجانی از موسسان آن بوده و فرزند وی، مهدی نیز، از دست اندرکاران آن می باشد، مورد حملات شبانه لباس شخصی ها قرار گرفته و اسناد آن به سرقت رفت.

دادسرای تهران ادعا کرد در جریان این امر، اسنادی مربوط به یکی از متهمان حوادث بعد از انتخابات کشف شده است.

آخرین عکس هاشمی با خامنه ای در دیدار خامنه ای با کارگزاران نظام

مارس 6, 2010

روباه سبز  در کنار کفتار یک دست ، خبرگزاری فارس 15 اسفند :

به سخنانش توجه کنید ، این آدم با زبان بیزبانی چه میخواهد بگوید؟

مارس 4, 2010

چندی پیش در اینجا نوشتم که هاشمی به سبک معمول خود ، آرام و بی و سروصدا در تدارک مهیا کردن مقدمات سازش بین جناج تندرو و جناح اصلاح طلب است . طرح او را به شوخی و جدی «عملیات روباه سرخپوش » نام نهادم . (اندکی بعد ابراهیم نبوی ، شاید در جواب به این مقاله ، وی را عالیجناب سبزپوش خطاب کرد ، من هم به پیروی از ابراهیم عزیز نام این عملیات را به روباه سبزپوش تغییر داده ام ) . هاشمی بر خلاف آنچه سبزها میپندارند، که وی با خامنه ای کاملا توافق کرده و به جناح او پیوسته ، هنوز بر سرطرح خود ایستاده و به آرامی آن را به پیش میبرد و به ظاهر تا حدی هم موفق بوده و خامنه ای مردد و متزلزل را راضی کرده که فعلا با او همراهی کند . البته شکی ندارم که  جناح تندرو و امام زمانی  سپاه/احمدی نژاد/مصباح یزدی   تمام تلاش خود را به کار خواهند برد تا این طرح را با شکست روبرو سازند ولی معتقدم که باید صبر کرد و دید کدام طرف پیش میبرد .

برای اثبات اینکه این آدم به خامنه ای نپیوسته و هنوز همانطور که دخترش فائزه میگوید به سخنان نماز جمعه تاریخی خود اعتقاد دارد کافی است به سخنانش در اینجا و آنجا توجه کنیم . او شکسته و بسته و تا آنجا که به زیان طرحش نباشد حرف خود را میزند . امروز در دیدار با ائمه جماعات چنین گفت :

«وي در پاسخ به پرسش‌هاي حاضران تاكيد كرد: وحدت در كشور با حرف به دست نمي‌آيد. وحدت لوازم و ابزاري نياز دارد كه با آن بتوان با مشخص كردن راهكارها آن را عملياتي كرد.»

«هاشمي رفسنجاني همچنين در پاسخ به پرسش ديگري نسل جوان جامعه را نيازمند توجه بيشتر عنوان كرد و گفت: بايد به سوالات آن‌ها با دليل و برهان پاسخ داد و آن‌ها را اقناع كرد و به جز اين طريق هر راهي محكوم به شكست است.»

«وي در جواب يكي از حاضران عبور از شرايط فعلي كشور و حل مسائل پيش آمده را تنها در قدرت مقام معظم رهبري عنوان كرد و افزود: بدون نقش‌آفريني ايشان و همچنين حمايت همه افراد و گروه‌هاي داخلي نمي‌توان به حل مسائل اميدوار بود.»

دقت کنید که میگوید : به جز استفاده از دلیل و برهان و اقناع کردن هر راه دیگری (که قطعا مقصودش داغ و درفش و زندان و شکنجه است ) محکوم به شکست است و همچنین میگوید که درست است که به نقش آفرینی رهبر احتیاج داریم ولی همچنین بدون حمایت همه افراد و گروههای داخلی نیز نمیتوان مشکلات پیش آمده را حل کرد .

به هرحال این آدم همیشه ترجیح داده زیر زیرکی و در پنهان و بدون توجه به محبوبیتهای ظاهری و نظر مردم و از پشت پرده کار خود را بکند. به نظرم این روزها با وجود همه حملاتی که به این آدم میشود که با خامنه ای کنار آمده  به قول معروف»سر کلفت ماجرا زیر لحاف » است و اگر به سخنانی که شکسته و بسته اینجا و آنجا میگوید توجه کنیم و آنها را به هم وصل کنیم میبینم که او طرحی مشخص برای خود دارد و به روش خاص خویش که عموما ساکت و آرام و زیر آبی است  مشغو ل اجرای آن میباشد و به احتمال زیاد لااقل فعلا توانسته خامنه ای خونریز را قانع کند که با طرح وی راه بیاید. باید دید آیا خواهد توانست به هدف خود برسد و یا اینکه این بار واقعا از جناح مخالف شکست خواهد خورد. نظر من آن است که اگر طرح او قبول افتد راه برای تحولات بزرگتر بعدی باز و آماده است .

«دوراندیش»

مقاله قبلی مرا میتوانید در این    لینک بخوانید.


موسوی، کروبی ، خاتمی ، هاشمی ، محکوم کنید!

ژانویه 30, 2010

مهندس موسوی از پس از صدور بیانیه 17 ساکت است ، در هیچ مصاحبه و گفتگویی شرکت نکرده و بیانیه جدیدی نداده است . کروبی چند مصاحبه کرده ولی جای سوال گذاشته که ایا پشت پرده مذاکراتی در جریان است که باعث شده رهبران جنبش ساکت شوند؟ خاتمی که از ابتدا اصولا ساکت بود و انتظاری چندان از او نمیرود . ولی اکنون اعدام خودسرانه دو جوان بیگناه فقط برای ایجاد ارعاب قبل از 22 بهمن نشان میدهد که حکومت سر سازگاری ندارد و گستاخی را از حد گذرانده . این گستاخی به خصوص از آنجا آشکارتر و دردناکتر میشود که در  حرکتی سازماندهی شده همه امامان جمعه این اعدامها را بیشرمانه تایید میکنند و نه تنها تایید میکنند که خواستار اعدامهای بیشتر میشوند .

این چگونه مذاکرات پشت پرده ای است که یک طرف سر میبرد واما از طرف دیگر انتظار میرود ساکت بنشیند و منتظر باشد تا شاید آقایان  کوتاه بیایند؟  آقایان موسوی و کروبی ، آقای خاتمی ، آقای هاشمی اکنون وقت ساکت ماندن نیست . هیچ مصلحتی ، هیچ سیاستی ، هیچ عاقبت اندیشیی  اقتضا نمیکند که شما این اعدامهای بیرحمانه را محکوم نکنید . از شما خواهش میکنیم هرچه سریعتر به صف مردم پیوسته و لا اقل در چند خط یا یک مصاحبه یا یک بازدید با خانواده اعدام شدگان مراتب نفرت خود از این آدمکشیهای عنان گسیخته را ابراز دارید . ملت ایران منتظر است .

متن کامل سخنان مسئله ساز هاشمی رفسنجانی در جلسه اخیر با دانشجویان در مشهد

دسامبر 16, 2009

به گزارش خبرگزاری مهر، آیت الله هاشمی رفسنجانی در سفر اخیر خود به مشهد مقدس در جمع دانشجویان به سوالات مختلف آنان پاسخ داد که متن کامل آن به شرح ذیل می آید. خدمت دانشجویان و دانش‌آموختگان گرانقدر از خانم‌ها و آقایان خوش‌آمد عرض می‌کنم و از اینکه مسایل مورد نظرشان را مطرح کردند، تشکر می‌کنم. اوّلین حرفی که جناب آقای عسگری مطرح کردند، این بود که تعریف ما از امنیت و شاخه‌های آن چیست؟ باید ظرف 20 دقیقه به گونه‌ای حرف بزنم که مطالبی در مورد همه مسایلی که مطرح شد، بگویم. در صورتی که 20 دقیقه برای این مباحث کافی نیست، ولی چاره‌ای نداریم، چون به اذان مغرب می‌رسیم. با تبریک عید غدیر بسیار با عظمت، به صورت مختصر به دوسه محور اشاره می‌کنم که نظرم و راه‌حل آنها چیست و به بعضی از سؤالات جزئی جواب می‌دهم. البته از جریاناتی که در کشور می‌گذرد، راضی نیستم و هیچ مناسب نبود جامعه ما در شرایطی که از طرف دشمنان کاملاً تحت فشار است، شاهد این مسایل باشد. به خصوص که فاصله گرفتن بخشی از قشر آگاه، دانشجو، استاد، مدیر و جریان‌های فکرساز و انسان‌ساز جامعه مصیبتی برای نظام اسلامی نوپاست که بخواهند جدا باشند یا دو تفسیر باشد که با هم نخواند. یک جمله در مورد امنیت عرض کنم. «الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن» این تعریف قرآن است که جامعه مومن آلوده به ظلم نشده باشد.» اگر این دو صفت را داشته باشند، می‌توانند امنیت جامع داشته باشند.این دو از خواسته‌های اصلی انقلاب بود که واقعاً مومن باشیم. با ایمان در مقابل ظلم مبارزه کردیم، کشور را تحویل گرفتیم و ساختار کشور را تنظیم کردیم. هدف این بود که ظلم در کشور نباشد. البته ظلم می‌تواند صور مختلفی داشته باشد. ولی به هر حال هرگونه ظلمی با راهی که انتخاب کرده‌ایم و راه خدا، قرآن و اسلام است، سازگار نیست. امّا اینکه سؤال می‌کنید، چرا ساکتم و موضع من چیست باید بگویم که موضع من از اوّل انقلاب وحتّی پیش از انقلاب و در مبارزه روشن بود. همیشه با افراط و تفریط مخالف بودم راه عقلانی، معتدل و عرفی مقبول را راه درست تشخیص می‌دادم که مستند به آیات قرآن وادلّه بود. در تمام این دوران هم در هر شرایطی نوعی افراط در مقابل من بود. البته انسان نمی‌تواند توقع داشته باشد که همه سلیقه‌ها در همه جا او را می‌پذیرند.فکر می‌کنم اگر اعتدال در جامعه و کشور ما حاکم باشد، بسیاری از مسایل قابل حل است. (more…)

فیلمی که با دوربین مخفی در شب انتخابات از ستاد انتخاباتی احمدی نژاد گرفته شده وعکس العمل او را به خبر پیروزی موسوی نشان میدهد

نوامبر 23, 2009

این فیلم را میتوانید در این سایت دیده یا دانلود کنید :

http://www.4shared.com/file/158405718/651e982/video_made_by_hidden_camera_at.html

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

آیا رفسنجانی واقعا این حرفها را زده است: » حضرت آيت الله خامنه اي در رهبري بديلي ندارد و بهترين فرد براي ولايت فقيه ايشان هستند ، مشروعيت نظام از ولايت فقيه است نه از راي مردم.»؟؟؟؟

اکتبر 2, 2009

خدا رحم کند . آیا واقعا هاشمی رفسنجانی پشت درهای بسته مجمع تشخیص مصلحت این حرفها را زده است؟؟؟ یا اینها دروغهایی است که به او بسته اند . از هاشمی میخواهیم هرچه زودتر موضع خود را در مورد این خبر اعلام کند وگرنه همان حمایت اندکی را هم که با نماز جمعه اخیر خود به دست آورده بود از دست خواهد داد.

از سایت بولتن نیوز ، 10 مهر 1388:

به گزارش الف، يكي از اعضاي مجلس خبرگان رهبري در گفتگو با پايگاه اطلاع رساني الف بخش‌هايي از سخنان منتشر نشده هاشمي رفسنجاني در ملاقات برخي اعضاي خبرگان در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام را اعلام كرد.
بر اساس گزارش الف، آيت الله هاشمي رفسنجاني در اين جلسه گفت: در جامعه بشري امروز هيچ بديلي براي ولايت فقيه نداريم. اگر ولايت فقيه در ايران نباشد كشور يا تجزيه مي‌شود يا متلاشي، تنها راه اداره كشور ولايت فقيه است و هيچ كس بهتر از ايشان توانايي اداره كشور را ندارد.
وي اظهار داشت: ولايت فقيه تنها راه اصلي اداره كشور است. تئوري ولايت فقيه راه نجات كشور است والا شكست قطعي است. حضرت آيت الله خامنه اي در رهبري بديلي ندارد و بهترين فرد براي ولايت فقيه ايشان هستند.
متن گزارش اين عضو خبرگان از اظهارات هاشمي، كه از سوي الف، بدون دخل و تصرف در محتوا و به صورت خبري تنظيم شده را مي‌خوانيد:
آيت الله هاشمي رفسنجاني در ملاقات جمعي از اعضاي مجلس خبرگان در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت است: برخي فكر مي كنند من گفته ام مشروعيت نظام به راي مردم است. در حالي كه من مشروعيت نظام جمهوري اسلامي را به ولايت فقيه مي دانم.
وي اظهار داشت: مصداق اتم واكمل ولي فقيه در حال حاضر حضرت آيت الله خامنه اي است و ما كسي را بهتر و توانمندتر از ايشان در اداره كشور نداريم.
وي يادآور شد: هر وقت من مي خواهم بيشتر به رهبري نزديك شوم، جريان مرموزي نمي گذارد.
وي در پاسخ به انتقاداتي درباره انفعالش در حوادث و آشوب ها و اختيار كردن سكوت افزود: شما از اقدامات من براي تنش زدايي خبر نداريد كه چقدر در اين زمينه وقت گذاشتم و با افراد مختلف جلساتي برگزار كردم.
وي در پاسخ به انتقاد ديگر اعضاي مجلس خبرگان درباره حمايت از فرزندانش كه اتهام هاي زيادي متوجه آنها شده است، گفت: كي خواسته اند كه با اتهامات اعضاي خانواده من برخورد كنند كه من مانع بوده ام. من حتي نمي توانم از انجام برخي كارها از سوي آنها ممانعت كنم. برخي كارهايي كه اعضاي خانوده ام انجام مي دهند به من ربطي ندارد.
وي درباره حمايت از مير حسين موسوي در انتخابات گفت: من احمدي نژاد را قبول نداشتم ولي از موسوي و خاتمي و كروبي هم حمايت نكردم. من و ناطق نوري به دنبال اين بوديم كه روي كانديدايي غير از احمدي نژاد توافق شود.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت يادآور شد: در زمان رياست جمهوري هم مي‌گفتند كه من و رهبري با هم اختلاف داريم،در حالي كه من با آقا رفاقت 50 ساله دارم، در آن زمان من پيش آقا بودم كه يك نفر از اعضاي جامعه مدرسين زنگ زد، آن موقع مطرح شده بود كه بين من و آقا اختلاف پيش آمده است، اين فرد زنگ زده بود و آقا گوشي را برداشتند و آن فرد آقا را نشناخت و آقا گوشي را به من داد و آن فرد هم مي‌گفت ما از اختلاف شما و آقا ناراحتيم و مي‌خواهيم هيئتي از قم بفرستيم و بين شما صلح و سازش برقرار كنيم، آقا هم اين صحبت‌ها را مي‌شنيد و بعد از اينكه من گوشي را گذاشتم، دونفري خنديديم، يعني اينكه ما چقدر به هم نزديك هستيم و اين افراد چه برداشتي از ما دارند و چه طور براي ما حرف درمي‌آورند.
هاشمي افزود: قضاياي امروز نيز مثل همان موقع است و روابط من و رهبري بسيار گرم و نزديك است و جلسات منظم داريم.
هاشمي اظهار داشت: برخي از دوستان كه مي‌خواهند آقا را ببينند، هر چقدر هم كه مسئوليت بالايي داشته باشند مدت‌ها بايد در نوبت باشند تا آقا را ببينند. رابطه من و آقا آنقدر نزديك است كه من هر وقت كار فوري داشته باشم و بخواهم با آقا ديدار كنم يا تلفني صحبت كنم. بلافاصله با آقا ديدار يا تلفني صبحت مي كنم.
وي تاكيد كرد: كساني كه تصور مي‌كنند بين من و آقا اختلافي وجود دارد، جايگاه ولايت را نمي شناسند، در صورتي كه من واقعاً به ولايت فقيه معتقد هستم و در بسياري از موارد در برخي مسائل مفصل بحث كرديم و به نتيجه هم نرسيديم اما من گفتم اين جور مواقع مسئوليت ولايت و رهبري به عهده شما است، چون من فهم و مسئوليت شما را از خودم بيشتر مي‌دانم وهمچنين شما را حجت مي‌دانم و بايد به حرف شما گوش بدهم.
هاشمي گفت: در جامعه بشري امروز هيچ بديلي براي ولايت فقيه نداريم. اگر ولايت فقيه در ايران نباشد كشور يا تجزيه مي‌شود يا متلاشي، تنها راه اداره كشور ولايت فقيه است و هيچ كس بهتر از ايشان توانايي اداره كشور را ندارد. ولايت فقيه تنها راه اصلي اداره كشور است. تئوري ولايت فقيه راه نجات كشور است والا شكست قطعي است. حضرت آيت الله خامنه اي در رهبري بديلي ندارد و بهترين فرد براي ولايت فقيه ايشان هستند.
هاشمي اظهار داشت: من، نظام بدون ولايت فقيه را مشروع نمي‌دانم. مشروعيت نظام از ولايت فقيه است نه از راي مردم. زير سقف انقلاب كسي با صلاحيت‌تر از آيت‌الله خامنه‌اي براي رهبري نيست.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت گفت: در دنياي امروز و در ايران كدام فرد را مثل ايشان پيدا مي كنيد. آقا تدبير دارد، مدير است، به اوضاع كشور و اوضاع بين‌المللي مسلط است، خوش‌فهم، خوش‌بيان و زاهد هم هست.
هاشمي تاكيد كرد: ما هيچ اختلافي با هم نداريم. برخي دوست دارند بگويند بين ما اختلاف است و نمي‌خواهند وحدت حاكم باشد. برخي دوست ندارند ببينند كه بين ما وحدت است و مي‌گويند اختلاف است.
هاشمي در اين جلسه گزارشي از انتخابات ارائه داد كه احمدي‌نژاد چه كار كرده، موسوي چه كار كرده و نامه‌اي را كه به رهبري نوشته بود، توضيح مي‌دهد و مي‌گويد من در اين ماجراها سكوت كردم، هيچ نگفتم و عليرغم اينكه خانواده‌ام و بچه‌هايم به من فشار مي‌آوردند، من به خاطر انقلاب سكوت كردم.
حضار در اين جلسه سئوالاتي از اين قبيل و به اين مضمون مطرح كردند كه چرا اين مطالب را هاشمي پشت درهاي بسته و غير علني مطرح مي‌كند و يا اينكه چرا نامه‌اي با مضمون فراگرفتن دود و آتش در خيابان هاي تهران را چند روز قبل انتخابات منتشر كرديد و يا چرا خانواده شما رفتارهاي ناپسندي در انتخابات دارند و شما از اين رفتارها ابراز برائت نكرده‌ايد؟ پاسخ‌هايي ارايه كرد ولي از عكس‌العمل و اظهارات اعضا مشخص بود كه اين پاسخ‌ها براي اعضاي مجلس خبرگان قانع كننده نبود.
در آغاز اين ديدار آيات و حجج اسلام موحدي كرماني، شفيعي، طباطبايي، بوشهري، ايماني، دري نجف آبادي، فلاحيان و ‌ميرمحمدي به بيان ديدگاههاي خويش درباره مسائل مختلف پرداختند .
يكي از اين افراد خطاب به آقاي هاشمي گفت: انتظار ما از شما اين است كه براي وحدت كمك كنيد و صريح و شفاف مواضع خود را اعلام كنيد تا سوء تعبيرهايي كه هم اكنون درباره شما وجود دارد، از بين برود.
اين عضو مجلس خبرگان كه اظهارات هاشمي را نقل كرده اظهار داشت: براي من مورد تعجب است كه چرا روابط عمومي مجمع تشخيص، فقط بخش هايي بسيار كوتاه از سخنان آقاي هاشمي را منتشر كرد و از انعكاس نكات مهم آن خودداري نموده است؟ بنده هر چه منتظر شدم، روابط عمومي مجمع از انعكاس اين سخنان خودداري كرده بود. براي همين شخصا تصميم به انعكاس اين مطالب گرفتم.

آهی از دل : رفتار هاشمی در مجلس خبرگان و بعد از آن باز هم کوبه ای به نعل و کوبه ای به میخ

سپتامبر 25, 2009

انتظاری که از مجلس خبرگان نمیرفت چون همه را خود رهبر برگزیده و بر این صندلیها نشانده ولی اندکی ، فقط اندکی انتظار از هاشمی داشتیم که کمی محکمتر بایستد . نمیگوییم مثل دستغیب که با شهامت ایستاد و سخن راند و نامه نوشت ، ولی لا اقل از ولایت فقیه طرفداری نمیکرد و نمیگفت تلفن داشته که در هنگام خواندن بیانیه مجلس خبرگان حاضر نبوده . چرا باید در اخبار بخوانیم که   «در ابتداي اين ديدار آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري، ضمن تشكر صميمانه از ايجاد فرصت ديدار نمايندگان مجلس خبرگان با مقام معظم رهبري، بيانات ايشان را همواره راهگشا دانست . »  بیانات خامنه ای راهگشا بود؟ مگر چه گفت که باز هم گفت که این همه توطئه دشمن است و ملت ایران در روز قدس و  عید فطر و  غیره بزرگترین تجمعها را در حمایت از جمهوری اسلامی داشته و غیره . گاهی حیرت میکنیم که در این بحران عمیقی که گریبانگیر میهنمان شده هاشمی چه میگوید و چه میخواهد. آیا این آدم به کلی از دست رفته و هیچ امیدی به او نمیرود که بتواند در رهایی مملکت از فلاکتی که گریبانگیر آن شده کوچکترین کمکی بکند؟ موضع هاشمی چیست ؟ آیا خودش هم میداند چه موضعی دارد؟؟

رمز گشایی دلیل حضور هاشمی رفسنجانی در نماز عید فطر خامنه ای

سپتامبر 20, 2009

هاشمی پشت سر خامنه ای نماز گزارد . حیف . به نظرم باید جوابگو باشد به ملت که بعد از اینهمه حمایتی که ملت از او کردند، بعد از آن نماز جمعه تاریخی ، بعد از آنکه به مراسم تنفیذ و تحلیف نرفت ، حالا چرا خود را کوچک کرد و پشت این خونخوار نماز خواند . هیچ اجباری نداشت . در این سه ماه کاملا ثابت شده که هاشمی اینقدر قدرتمند است که اگر بخواهد به نماز نرود خامنه ای هیچ غلطی نمیتواند بکند . نماز خواندن ناطق نوری و هاشمی پشت خامنه ای میتواند حکایت از اخبار نگران کننده ای برای جنبش سبز داشته باشد .

نتیجه ای که میتوان گرفت این است که تظاهرات ملیونی مردم در روز قدس خامنه ای را واقعا ترساند . او دیگر نمیتواند تصاویر و ویدئو های گرفته شده را انکار کند و به خود بباوراند که این توده عظیم ملت  همه مشتی خائن خودفروخته اند که با تبلیغات قدرتهای خارجی به خیابانها آمده اند . او اکنون مثل شاه پس از تظاهرات تاسوعای 57 برای اولین بار دریافته که تا چه حد منفور است .

از طرف دیگر هاشمی نیز در این روز دریافت که ماجرا از یک دعوای ساده بر سرقدرت فراتر رفته است و این مردم دیگر راضی به باطل شدن انتخابات نیستند بلکه کل نظام را زیر سوال برده اند . هاشمی به هدف خود رسید ه است. اکنون خامنه ای ترسیده و حاضر است تهاجمی را که بر علیه خانواده هاشمی در سالهای اخیر آغاز شده بود متوقف کند به شرط آنکه هاشمی به صف او بپیوندد و در مهار جنبش سبز به او کمک کند . هاشمی نیز از خیزش بیشتر جنبش سبز بهره ای نخواهد بود زیرا به خوبی میداند که هدف نهایی سرنگونی    نظام    است و او نیز همراه نظام خواهد رفت .

اینک همچون همه انقلابهای تاریخ ، نیروهای راست افراطی به تدریج به نیروهای کمی معتدلتر ولی طرفدار نظام نزدیک میشوند چون هردو از خیزش خواستهای مردم به هراس افتاده اند . شاه پس از تاسوعا و عاشورای 57 به دست و پا افتادو برای اولین بار شروع به درخواست از سران جبهه ملی کرد که او را در تشکیل دولتی جدید یاری دهند تا شاید بتواند انقلاب را مهار کند . اکنون خامنه ای از هاشمی و ناطق نوری و جناح کمی معتدلتر همین خواسته را دارد که او را نجات دهند وگرنه نیروهای رادیکالتری که در راهند همه را خواهند شست و برد .

امیدوار بودیم که هاشمی کمی بیشتر در جناح حق میماند و خود را با نماز پشت خامنه ای در عید فطری که هیچ یک از دیگر علما نیز تایید نکرده بودند کوچک نمیکرد. امیدوار هستیم متوجه اشتباه خود بشود . ولی  یک چیز روشن است :  هرچه شود سیلی که به راه افتاده با اقتدا یا عدم اقتدای هاشمی به خامنه ای دیگر مهار شدنی نیست .

«پیروزی نزدیک است »

«دوراندیش»

هاشمی در حوالی میدان فردوسی به تظاهر کنندگان پیوسته است

سپتامبر 18, 2009

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: